|
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
|
||
|
ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) هدیه تهرانی ۱۰۰میلیون تومان. مهران مدیری بهرام رادان ترانه علیدوستی باران كوثری امین حیایی (عنوان شد دراین سالها درگیرسریال كلاه پهلوی است ) ولی اخیرا برای فیلمی ۴۰میلیون دریافت كرده و تا ۶۰میلون نیز دستمزد او قابل افزایش است. جواد رضویان ۶۰میلیون تومان. فاطمه معتمدآریا ۳۰ میلیون تومان. اكبر عبدی ۴۰تا ۵۰میلیون تومان. محمد رضا فروتن ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان. رضا عطاران ۷۰میلیون تومان. نیكی كریمی ۴۵میلیون تومان برای ده روز. مهناز افشار ۴۰میلیون تومان. امیر جعفری ۳۰میلیون تومان. لیلا حاتمی ۴۵میلیون تومان. رضاشفیعی جم ۴۰میلیون تومان. حامد كمیلی ۳۰میلیون تومان. كامبیز دیرباز ۲۵تا۳۰میلیون تومان. عزت الله انتظامی ۴۰میلیون تومان. مجید صالحی ۴۰میلیون تومان. الناز شاكر دوست ۳۵ تا 40 میلیون تومان. حامد بهداد ۳۵میلیون تومان حمید فرخ نژاد ۱۸تا ۲۰ الی ۳۰ میلیون تومان. جمشید هاشم پور ۱۵تا۲۰میلیون تومان. رضا كیانیان ۳۰میلیون تومان. پرویز پرستویی ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان. شهاب حسینی ۶۰تا ۷۰میلیون تومان. منبع : فرارو ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) حدود 30 سال پيش، "کيارستمي" فيلم کوتاهي ساخت با نام "شکل اول- شکل دوم". در اين فيلم با چهره هائي مصاحبه مي شود که از جمع آنها انگشت شماري زنده اند. برخي ها اعدام شدند، برخي سالها زنداني و شماري معزول و خانه نشين، برخي ناچار به مهاجرت سياسي شدند و برخي نيز به مرگ طبيعي از دنيا رفتند. يک سئوال، سوژه اين فيلم است: "آيا کسي که زير فشار کسي و يا موضوعي را لُو مي دهد، مقصر است؟" ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) به گفته بازپرس شاملو، ابدی در لحظه ای پیش از پریدن، هنگام چرخاندن فرمان اتوبوس، آن را کمی بیش از حد لازم چرخانده است و چرخ های اتوبوس در آن لحظه که ابدی خود را به سمت پایین پرت کرده به سمت او چرخیده است، در حالی که باید به سمت دیگر منحرف می شد.پرونده پیمان ابدی پس از گذشت یک هفته از مرگ او همچنان در حال رسیدگی است. شاملو بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی پس از بازبینی صحنه فیلم و بررسی اعلام کرد: «این حادثه قتل عمد نبوده اما عدم پیش بینی به موقع عوامل فیلم و خود مرحوم باعث این حادثه شده است.»
به نوشته سرمایه، پیمان ابدی بدلکار حرفه ای چهارشنبه هفته گذشته هنگام بازی در فیلم «چشم های نامحسوس» جان سپرد. در این صحنه قرار بود ابدی در حال رانندگی با اتوبوس بعد از عبور از پیچ جاده کن و سولقان، در نزدیکی پرتگاهی خود را از صندلی راننده به بیرون پرت کند و اتوبوس نیز در شیب پرتگاه به سمت پایین رفته و آتش بگیرد. شاملو پس از بازبینی صحنه فیلم حادثه به چند نکته در آن اشاره کرد: «شیب پرتگاه مناسب نبوده تا اتوبوس به سمت پایین حرکت کند و در همان شانه خاکی جاده گیر کرده و به یکی از طرفین منحرف شده است.» به گفته بازپرس شاملو، ابدی در لحظه ای پیش از پریدن، هنگام چرخاندن فرمان اتوبوس، آن را کمی بیش از حد لازم چرخانده است و چرخ های اتوبوس در آن لحظه که ابدی خود را به سمت پایین پرت کرده به سمت او چرخیده است، در حالی که باید به سمت دیگر منحرف می شد. با توجه به گفته های بازپرس پرونده، باک اتوبوس نیز از بنزین پر بوده است. شاملو ادامه داد: «در چنین صحنه بدلکاری که قرار است شعله های آتش را به داخل اتوبوس بیندازند، نباید باک آن بنزین داشته باشد. با توجه به دو شعله آتشی که پیش از پرت شدن ابدی به داخل اتوبوس انداخته بودند، هنگامی که ماشین در شانه خاکی گیر می کند، بلافاصله آتش گرفته و عوامل موفق نمی شوند تا چند دقیقه به ابدی نزدیک شوند.» وی گفت: «هنگامی که برای بررسی جسد به صحنه رفتیم نیمی از بدن وی سوخته بود.» در حال حاضر پرونده پیمان ابدی به دلیل تشخیص بازپرس پرونده مبنی بر غیرعمد بودن حادثه برای ادامه بررسی به دادسرای ناحیه پنج تهران فرستاده شد. مسعود حقی که ابدی به جای بدل او در فیلم «چشم های نامحسوس» نقش آفرینی کرده است، در گفت وگو با ایسنا درباره حادثه ای که منجر به درگذشت پیمان ابدی شد، گفته است: «اگر شادروان ابدی احتمال می داد که انجام عملی یک درصد ایمنی ندارد، خودش این کار را انجام نمی داد. در صحنه انفجار اتوبوس هم به او گفتیم که سقوط اتوبوسی آتش گرفته به دره تا به حال در ایران اجرا نشده است اما زنده یاد ابدی گفت می خواهم بدعت گذار در ایران باشم.» او با اشاره به صحنه مربوط به حادثه گفت: «قرار بود او کوکتل مولوتوفی را روشن کند و داخل اتوبوس بیندازد و سپس از آن بیرون بپرد. بار اول فندک عمل نکرد و تا شادروان ابدی خم شد تا کوکتل مولوتوف را بردارد و روشن کند، اتوبوس به انتهای مسیر رسیده بود. او دیر خود را از اتوبوس پرت کرد، قرار بود این وسیله نقلیه در دره پایین بیفتد، اما روی سینه پیمان توقف کرد و مواد منفجره عمل کردند. او تکه تکه شد. ما نمی توانستیم برایش کاری انجام دهیم و نمی دانستیم باید چه کار کنیم.» حقی همچنین گفت: «تشک نجاتی که در همه صحنه ها همراه او بود کمی «سر» بود علاوه بر آ ن تمرکزش را به علت روشن نشدن کوکتل مولوتوف از دست داد. به نظر می آید همین مسائل باعث ایجاد حادثه شد. کاش پیمان کوکتل مولوتوف را داخل اتوبوس پرت نمی کرد و خودش را نجات می داد، ولی متاسفانه اتفاقی که نباید می افتاد، رخ داد.» بدلکاری به نام پیمان ابدی هفته نامه دنیای خودرو نوشت:پیمان جلالی ابدی با نام «پیمان ابدی» در ایران به عنوان یک بدلکار حرفه ای شناخته می شود. او حدود سه سال قبل پس از پایان دادن به اقامت 20 ساله خود در آلمان و بازگشت به ایران، در برنامه های تلویزیونی و روزنامه ها و نشریات حاضر می شد و خود را بدلکار سریال تلویزیونی آلمانی هشدار برای کبری11 معرفی می کرد و مدعی بود که بدلکار بازیگر نقش «سمیر گرکان» است. ابدی پس از چند ماه توانست یک گروه از جوانان علاقه مند به بدلکاری را تشکیل دهد. آنها تی شرت یک شکل دارای لوگو می پوشیدند و روزهای تعطیل در پارک ها و کوه های دربند به انجام تمرینات ورزشی می پرداختند. پیمان ابدی سالنی را از باشگاه ورزشی زیتون واقع در شهرک غرب تهران اجاره کرد تا به عنوان محل تمرینات «گروه بدلکاران ایران» مورد استفاده قرار گیرد. او که حالت های مختلف پرش، زمین خوردن یا سقوط از ارتفاع را به شاگردانش آموزش می داد، مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. ابدی در سال 86 به همکاری با یک گروه جدید اکشن پردازی در تهران دعوت شد که قصد داشتند ابتدا یک ویدئوکلیپ سه دقیقه ای و سپس فیلم های کوتاه اکشن را تولید کنند. پیمان ابدی در آلمان او در کشور آلمان به علت کسب چند مدال در رشته شیرجه، در مدرسه بدلکاری شرکت «Action Concept» پرش از ارتفاع را آموزش می داده است. این شرکت اکشن پردازی سابقه اجرای بخش های اکشن مجموعه های تلویزیونی پرطرفداری مانند «هشدار برای کبری11»، «موتورسواران پلیس» و «دلقک» (که در ایران با عنوان نقاب دار از شبکه تهران پخش شد) را در پرونده خود دارد. پیمان ابدی در دوران مربیگری خود در مدرسه بدلکاری این شرکت، گاهی در برخی پروژه ها نیز همکاری هایی کرده است. در برخی گزارش ها آمده است ابدی در مسابقات بین المللی برای کشور آلمان مدال هایی به ارمغان آورد، اما پس از ورود به شرکت اکشن پردازی Action Concept با پذیرفتن انجام عملیات بدلکاری بسیار خطرناک، توانست دستمزدهای بالایی دریافت کند. به دنبال فعالیت هایی اینچنین دشوار و سنگین، بدن او دچار آسیب دیدگی های شدیدی شد؛ تا حدی که پزشکان انجام عملیات بدلکاری را برای او ممنوع کردند. اخبار مرتبط : بدلکار ایرانی کبری 11 جان باخت
ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) سایت روز: گلشيفته فراهاني اولين بازيگر زن ايراني است که با وجود زندگي در ايران، توانسته در سينماي هاليوود بازي کند. فيلم "يک مشت دروغ" ساخته ريدلي اسکات آخرين فيلمي است که او در آن به ايفاي نقش پرداخته است. فيلمي که هم براي او شهرت به ارمغان آورد و هم دردسرساز شد. بازي در اين فيلم در سختگيرترين دوران وزارت ارشاد تاريخ جمهوري اسلامي، او را با بازجويي، اخطار و ممنوع الخروجي مواجه کرد. چندي پس از خروج از ايران او گفت که به دليل بازي در اين فيلم از سوي وزارت ارشاد و اطلاعات بازجويي و بازخواست شده است.
همچنين قرار شد پرونده اي در دادگاه براي او باز شده تا به اتهامش مبني بر بازي در سينماي آمريکا بدون اخذ مجوز از وزارت ارشاد رسيدگي کند. هرچند وي قصد نداشت به ايران بازگردد اما عده اي از سينماگران رايزني هايي را براي بازگرداندن دختر کوچک سينماي ايران انجام دادند. در نتيجه اين اقدامات بود که چندي پيش شمقدري مشاور هنري رييس جمهور از بدون اشکال بودن بازگشت گلشيفته به ايران خبر داد و هفته پيش از سوي مدير برنامه هاي فراهاني اعلام شد که با آغاز اکران نوروزي "فيلم درباره الي" او به ايران باز خواهد گشت. گلشيفته فراهاني کيست؟ رهاورد (گلشيفته) فراهاني 19 تير 1362 در تهران و در خانواده اي هنرمند متولد شد. وي يک خواهر (شقايق فراهاني، ليسانس نقاشي، بازيگر) يک برادر (آذرخش، ليسانس موسيقي، کاريکاتوريست) دارد. خانواده فراهاني يک فرزند خوانده معروف نيز دارد. اردشير رستمي کاريکاتوريست، تصويرساز، مجسمه ساز، معمار، طراح لباس، شاعر و بازيگر است. او چندي پيش در سريال شهريار، در نقش شاعر شهير آذري بازي کرد. پدرش بهزاد فراهاني متولد 1323، اصليت فراهاني (اراک) دارد و از جمله بازيگران مطرح تئاتر و سينماي کشور پيش و پس از انقلاب است که عمري را در راديو گذرانده و مادرش فهيمه رحيم نيا متولد 1326 تهران و فارغ التحصيل رشته هنرهاي تجسمي از دانشگاه. D.E.A علوم انساني استراسبورگ فرانسه است. وي فعاليت هنري خود را از سال 1347 در گروه هنر ملي و فعاليت سينمايي خود را از سال 1349 به عنوان بازيگر در فيلم "تجاوز" آغاز كرد. گلشيفته به خاطر بازي در همان فيلم يعني درخت گلابي توانست جايزه بهترين بازيگر نقش زن در بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر (سال 76) را از آن خود کند. جايزه اي که سرنوشت وي را به کلي تحت تاثير قرار داد. آنچنان که خود گفته به عنوان دستمزد تنها يک ضبط صوت به وي هديه داده شد. او سپس به موسيقي پرداخت، هرچند که در سال 79 در فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن نقشي را ايفا کرد. پس از اخذ ديپلم، بورس ورود به کنسرواتوار وين را اخذ کرد و آنچنان که خود مي گويد در حالي که بليت وين در دستانش بود، تصميم گرفت که مابقي عمرش را صرف سينما کند. در اين ميان به تحصيل موسيقي ادامه داد و چندي بعد وارد دانشگاه جامع علمي کاربردي شد و در رشته موسيقي فارغ التحصيل شد. گلشفيته فراهاني به زبان هاي انگليسي و فرانسه آشناست. پدر و مادر درباره ي گلشيفته چه مي گويند فهيمه رحيم نيا درباره تربيت فرزندان خود مي گويد: "من بچههايم را آزاد بزرگ كردم؛ بچههايي خلاق. اما به درد زندگي محدود نمي خورند." وي درباره تصميم گلشيفته مبني بر بازيگري مي گويد: "اولش ناراحت بودم، چون خودم تجربه بدي از بازيگري داشتم؛ دوست نداشتم او اذيت شود، اما شقايق، گلي را به سمت بازيگري سوق داد. بازيگري آنقدر جذاب است كه وقتي وارد شوي، ماندگارش ميشوي." وي اضافه مي کند: "براي من مهم نبود كه معدل كل ۱۸شود يا ۲۰؛ مهم اين بود كه چيزي ياد بگيرند. آنها را به تئاتر، سينما، نمايشگاه هاي نقاشي، موزهها، پاركها و طبيعت ميبرديم، كاري كه مادرها امروز كمتر براي بچهها يشان انجام مي دهند." آذرخش در جنگ بزرگ شد. شقايق هم زندگي پيچيده اي داشت. گلي شخصيتش به گونه اي است كه مرتب به آدم ابراز علاقه ميكند. در شديدترين گرفتاريها باز به ما زنگ ميزند، پيغام ميگذارد، به ديدنمان مي آيد و نسبت به ما احساس مسئوليت ميكند. گاهي گلي يادداشتهايي برايم مي گذارد كه تنم مي لرزد. يادم است يك بار ۴۰ تا قلب روي كاغذ كشيده بود و نوشته بود "بابا دوستت دارم". او درباره موفقيت هاي گلشيفته مي گويد: "من از موفقيت گلي همان قدر خوشحال مي شوم كه از موفقيت هر بازيگر ديگري هم خوشحال ميشوم. موفقيت گلي براي من همان قدر دوست داشتني است كه موفقيت باران كوثري يا ترانه عليدوستي." کارنامه کاري با آغازي پر فروغ درخت گلابي-1376 به کارگرداني داريوش مهرجويي؛ گلشيفته فراهاني که در اين فيلم نقش دختر عمه بازيگر اصلي در فلش بک (خاطرات جواني بازيگر) برعهده دارد. او آنچنان در اين نقش قدرتمند ظاهر شد که آينده اش را تغيير داد. ماجراي فيلم اين گونه است که؛ محمود نويسنده اي است كه براي نوشتن باقيمانده ي كتاب جديد خود، به باغ پدري در دماوند پناه آورده است. اما در باغ درخت گلابي قديمي كه براي محمود سرشار از خاطره است ميوه نداده و باغبانان از او مي خواهند كه در مراسمي آييني براي ترساندن درخت و به بار نشستن دوباره ي آن شركت كند و محمود مي پذيرد و در اين بين او به مرور خاطرات نوجواني خود مي پردازد، زماني كه شيفته ي دختر عمه اش بوده و به او ابراز عشق مي كند و برايش اشعار عاشقانه مي گويد و با او ساعت ها در باغ به اجراي نمايشنامه هاي مختلف مي پردازد، اما روزي دختر براي خداحافظي مي آيد چون قصد دارد نزد پدرش كه خارج از كشور است برود و محمود از او مي خواهد كه صبر كند و دختر مي پذيرد، اما سال ها بعد كه محمود وارد جريانات سياسي مي شود نامه هاي دختر را پاسخ نمي دهد و رفتنش را به تاريخي بعد موكول مي كند تا اينكه بر اثر فعاليت هاي سياسي به زندان مي افتد و آن جا با ديدن يكي از اقوام دختر خبر فوت او را دريافت مي كند. شروع دوباره با هفت پرده فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن1379 کار ديگر گلشيفته است. داستان فيلم اين گونه است که چهار جوان براي حل مشكل مالي خود گرد هم آمده و با هم مشورت مي كنند. آن ها پس از توافق با هم تصميم به تلاش مجدد براي تهيه پول مي گيرند. اما پس از ناكامي و نااميدي مجدداً گرد هم آمده و تصميم به سرقت مي گيرند. آن ها با فراهم آوردن مقدمات و تهيه اسلحه به فروشگاهي حمله كرده و پس از سرقت متواري مي شوند. سرانجام توسط پليس محاصره شده و كشته مي شوند. گلشيفته که در نقش فرشته بازي مي کند، يکي از اين چهار جوان است. زمانه؛ فيلمي ضعيف فيلم زمانه به کارگرداني حميدرضا صلاحمند-1380 فيلمي ضعيف از کار درمي آيد. ماجراي فيلم از اينجا آغاز مي شود که ازدواج سعيد و زمانه (گلشيفته فراهاني) كه در همسايگي هم زندگي مي كنند، به رغم قول و قرارهاي قبلي، با مخالفت خانواده دختر و به خصوص پدر او روبرو مي شود كه به دليل جانبازي سعيد به اين ازدواج راضي نيست. زمانه كه از سخت گيري هاي خانواده اش به تنگ آمده، به سعيد پيشنهاد فرار و بعد ازدواج مي دهد ولي سعيد قبول نمي كند. خانواده زمانه براي اين كار به اين ارتباط پايان دهند، زمانه را روانه خانه خاله اش مي كنند. اختلاف ميان سعيد و پدر زمانه بالا مي گيرد و به خانه پدر زمانه مي رود و دختر و پسر كوچك خانواده را گروگان مي گيرد و پدر زمانه را تهديد مي كند كه تا وقتي زمانه به خانه بازنگردد، بچه ها را نگه خواهد داشت. به زودي خانه به محاصره نيروي انتظامي درمي آيد و سرانجام پدر زمانه به اشتباهاتش پي برده، از زمانه مي خواهد به خانه برگردد. بازي در فيلمفارسي فيلم دوفرشته به کارگراني محمد حقيقت-1381. ماجرا اين گونه است که پدري بعد از كشتن پسرش به امامزاده اي مي رود و تمامي شب را به راز و نياز با او مي گذراند. در پاريس، پدري تز دكتراي خود را درباره ي فرشتگان، جنس آنها و حضورشان در ادبيات قديم ايران و غرب مي نويسد. در بياباني، نوجواني كه از خانه گريخته با فرشته اي آشنا مي شود و دنيايش دگرگون مي شود. گلشيفته در اين فيلم به نقش آذر ظاهر مي شود. سه فيلم؛ يکي از ديگري بهتر گلشيفته در سال 82 در سه فيلم به ايفاي نقش پرداخت. باباعزيز-1382 به کارگرداني محمدناصر خمير يکي از آنهاست. ماجراي فيلم اينگونه است که پيرمرد درويش عارفي به نام "بابا عزيز" در بيابان به سوي گردهمايي درويشان که هر 6 سال يک بار برگزار مي شود، در حركت است. او كه نابينا است و پياده طي طريق مي كند، نوه خود را كه دختربچه اي 7 ساله به نام "ايشتار" است به همراه دارد تا راهنمايش باشد. بابا عزيز و ايشتار به رغم تمامي مشکلات راه خود ادامه مي دهند و در اين مسير، با افراد و حوادث مختلفي رو به رو مي شوند که با اين گردهمايي در ارتباطند؛ يکي از اين شخصيت ها نور(گلشيفته فراهاني) دختر جواني است كه به دنبال پدر شاعرش در پي راهيابي به گردهمايي درويشان است. اين فيلم رسما اکران نشد. گلشيفته و ماهي ها عاشق مي شوند ماهي ها عاشق مي شوند-1383. به کارگرداني علي رفيعي. داستان فيلم اين گونه است که؛ مردي به نام عزيز براي تملک و فروش مايملک پدري خود به کشور بار مي گردد. اما با آتيه دختري که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو مي شود. آتيه به همراه دخترش توكا (گلشيفته فراهاني) و دو زن ديگر، رستوراني را اداره مي كنند. در اين ميان اتفاقاتي رخ مي دهد که غيرقابل پيش بيني است. بازي در کنار کارگردان صاحب سبک به نام پدر- 1384 به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا. فيلم درباره رابطه پدري بسيجي و دختر جوان اوست كه مين هاي باقيمانده از دوران جنگ باعث مجروح شدنش شده است. حبيبه (گلشيفته فراهاني) اسير يکي از مين ها شده و پايش را از دست مي دهد و پدر در نزاع با درون، خود را گناهکار مي داند. سال پرکار گلشيفته فراهاني در اين سال در 6 فيلم بازي مي کند که سه مورد از آنها در زمره بهترين کارهاي او قرار دارند. گيس بريده- 1385 به کارگرداني جمشيد حيدري روايت داستان دختر جواني به نام مريم (گلشيفته فراهاني) است كه عليه انتظارات نامعقول پدر خود عصيان مي كند و اين سرآغاز كشمكشي است كه بقيه اعضاي خانواده را نيز درگير ماجراهايي مي كند. گلشيفته، جاي پاي يک زن هميشه پاي يک زن در ميان است- 1386 به کارگرداني کمال تبريزي يکي از کارهاي برجسته و مهم گلشيفته فراهاني است؛ فيلم روايتگر داستان زوجي به نام اميد و مريم (گلشيفته فراهاني) است که به قدري درگير روزمره گي هستند كه زندگي زناشويي خود را كاملاً از ياد برده اند و مصرانه تصميم گرفته اند از هم جدا شوند. در طول فيلم با يك ذره بين نكات ظريفي كه روابط زن و مرد در جامعه و محيط پيرامون با نگاهي طنز نمايش داده مي شود. در همين سال گلشيفته در فيلم ديوار به کارگرداني محمد طالبي نيز بازي کرد. فيلم ماجراي يك دختر نوجوان(گلشيفته فراهاني) است كه پدرش را از دست داده و تلاش مي كند از برادر كوچك اش نگهداري كند. درباره الي و يک مشت دروغ يکي از دستياران کارگردان مطرح آمريکايي به دنبال بازيگري شرقي مي گشته که در ايران با کارهاي گلشيفته آشنا مي شود، او سپس وي را براي انجام مصاحبه دعوت مي کند و در نهايت دختر جوان خوش شانس نقش اول زن فيلم ريدلي اسکات را از آن خود مي کند. اين فيلم در مورد يک روزنامه نگار آمريکايي است که در عراق زخمي شده و سازمان سيا، او را براي رديابي يکي از رهبران القاعده در اردن استخدام کرده است. گلشيفته در اين فيلم نقش يک پرستار را در عراق بازي کرده و سليمان مامور القاعده به او دل بسته است. نام گلشيفته فراهاني در فهرست بازيگران فيلم در مقام چهارم و به عنوان نخستين بازيگر زن فيلم به چشم ميخورد. لئوناردو دي کاپريو، راسل کرو و مارک استرانگ، بازيگراني هستند که نام هايشان پيش از فراهاني ذکر مي شود. من در اين فيلم جدا از مسأله بازيگرى چيزهاى زيادى از او در حوزه سينما و كارگردانى ياد گرفتم." او درباره نقش هايي که دوست داشته بازي کند، مي گويد: "بيشتر نقش هاى توى كتاب ها را دلم مى خواسته بازى كنم. مثلاً بچه كه بودم دلم مى خواست "پى پى جوراب بلند" را بازى كنم كه هنوز هم خيلى دوستش دارم، منتهى ديگر به سن من نمى خورد. "تيستوى سبزانگشتى" هم يكى از نقش هايى است كه دوست داشتم بازى كنم. حالا هم دلم مى خواهد نقش كيميا - دخترخوانده مولانا- را بازى كنم. در زندگى عادى هم در هر مقطع سنى نقش خاصى را دلم مى خواسته بازى كنم. مثلاً الان خيلى دلم مى خواهد نقش يك لمپنِ لاتِ بى سر و پاى بى ادب و خنده دار را بازى كنم. بازيگرها عموماً دلشان مى خواهد نقش ديوانه، كور يا معلول جسمى را بازى كنند، من هم در هر مقطعى دلم مى خواهد نقشى را بازى كنم." گلشيفته فراهاني سفير مبارزه با بيماري سل در ايران است. فيلم شناسي درخت گلابي-1376 تئاترشناسي جوايز برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) سيد علي ميري بازيگر قديمي تئاتر و سينما ـ 12 اسفند ماه در بيمارستان آبان تهران از دنيا رفت. به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هنرمند به دليل عارضه قلبي درگذشت و مراسم تشييع پيكر او ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 14 اسفند ماه از مقابل خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام ميشود. اين هنرمند متولد 1318 رشت و داراي مدرك تحصيلي ديپلم بود كه از كلاسهاي آزاد هنرپيشگي در جامعه باريد فارغالتحصيل شده بود، او فعاليت خود را در تئاتر از سال 1341 آغاز كرد و در سينما نيز از سال 1343 با بازي در آثاري همچون «شيطان در ميزند» ، «ديوار شيشهاي» ، «به دادم برس رفيق» و «سرنوشتسازان» و ...
سیدعلي ميري متولد سال 1315 در شهسوار مي باشد. در سال 1340 از هنرستان هنرپيشگي فارغ التحصيل و به كار تئاتر مشغول شد و در بيشتر از پنجاه نمايش به ايفاي نقش پرداخت. فعاليت در سينما را از سال 1343 به عنوان بازيگر با فيلم «زمزمه ي محبت» آغاز كرد. در سینمای ایران هیچ گونه لهجه شهرستانی به آن معنی واقعی که میری در فیلم ها به کار می برد، امروزه به کار نمی برند و متاسفانه گر چه زبان فارسی، زبان ملی ماست و ما به این زبان افتخار می کنیم، اما چون لهجه های شهرستانی به جا و به موقع جای کاراکترها استفاده نمی شود و جوانان و نوجوانان مثلا تهرانی، آنچنان با فرهنگ قومیت های ایرانی آشنا نمی شوند و نیستند. کاری که آقای میری انجام داد منحصر به فرد بود و در تاریخ سینمای ایران چون لوحی زرین خواهد درخشید و باعث افتخار سرزمین پهلوان پرور گیلان بوده و خواهد بود. ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) يروي انتظامي بدون هيچ دليلي به مردم منتظر تماشاي فيلم «درباره الي» حملهور شد!
قرار بود كه درباره الي براي آخرين بار در جشنواره در اين سينما اكران
شود و به همين دليل جمعيت بسيار زيادي به سينما استقلال آمده بودند.
روبهروي سالن اصلي اين سينما جوانان زيادي به چشم ميخوردند و انتظار
ديدن آخرين ساخته فرهادي را داشتند اما نيروي انتظامي بدون دليل و بيهيچ
اخطار قبلي به صفكشيدگان در برابر سينما حمله كرد و مردم در صف و
رهگذاران را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد.
در اين ميان خبرنگار "خرداد" با نشان دادن كارت خبرنگاري خود و مجوز
ويژهي جشنوارهي فيلم فجر خواستار ورود به سينما بود كه با برخورد نيروي
انتظامي روبهرو شده است. ماموراني كه درب سالن سينما را بسته بودند، به
وي گفتند؛ «برو گمشو وگرنه بازداشت ميشوي».
همكار سينمايي خرداد ميگويد كه نيروي انتظامي بدون هيچ دليلي به مردم
حملهور شد و در اين ميان لباسشخصيها حضور فعالي داشتند و به شدت مردم
را كتك ميزدند.
ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) |
||