تبليغاتX
(((( رد پا ))))
 
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
 

































منبع : سایت فرارو

هدیه تهرانی

هدیه تهرانی

۱۰۰میلیون تومان.

مهران مدیری

مهران مدیری
۱۰۰میلیون تومان.

بهرام رادان

بهرام رادان
۵۰ میلیون تومان.

ترانه علیدوستی

ترانه علیدوستی
30 میلیون تومان.

باران كوثری

باران كوثری
۳۰میلیون تومان.

امین حیایی

امین حیایی

(عنوان شد دراین سالها درگیرسریال كلاه پهلوی است ) ولی اخیرا برای فیلمی ۴۰میلیون دریافت كرده و تا ۶۰میلون نیز دستمزد او قابل افزایش است.

جواد رضویان

جواد رضویان

۶۰میلیون تومان.

فاطمه معتمدآریا

فاطمه معتمدآریا

۳۰ میلیون تومان.

اكبر عبدی

اكبر عبدی

۴۰تا ۵۰میلیون تومان.

محمد رضا فروتن

محمد رضا فروتن

۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان.

رضا عطاران

رضا عطاران

۷۰میلیون تومان.

نیكی كریمی

نیكی كریمی

۴۵میلیون تومان برای ده روز.

مهناز افشار

مهناز افشار

۴۰میلیون تومان.

امیر جعفری

امیر جعفری

۳۰میلیون تومان.

لیلا حاتمی

لیلا حاتمی

۴۵میلیون تومان.

رضاشفیعی جم

رضاشفیعی جم

۴۰میلیون تومان.

حامد كمیلی

حامد كمیلی

۳۰میلیون تومان.

كامبیز دیرباز

كامبیز دیرباز

۲۵تا۳۰میلیون تومان.

عزت الله انتظامی

عزت الله انتظامی

۴۰میلیون تومان.

مجید صالحی

مجید صالحی

۴۰میلیون تومان.

الناز شاكر دوست

الناز شاكر دوست

۳۵ تا 40 میلیون تومان.

حامد بهداد

حامد بهداد

۳۵میلیون تومان

حمید فرخ نژاد

حمید فرخ نژاد

۱۸تا ۲۰ الی ۳۰ میلیون تومان.

جمشید هاشم پور

جمشید هاشم پور

۱۵تا۲۰میلیون تومان.

رضا كیانیان

رضا كیانیان

۳۰میلیون تومان.

پرویز پرستویی

پرویز پرستویی

۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان.

شهاب حسینی

شهاب حسینی

۶۰تا ۷۰میلیون تومان.

منبع : فرارو

حدود 30 سال پيش، "کيارستمي" فيلم کوتاهي ساخت با نام "شکل اول- شکل دوم". در اين فيلم با چهره هائي مصاحبه مي شود که از جمع آنها انگشت شماري زنده اند. برخي ها اعدام شدند، برخي سالها زنداني و شماري معزول و خانه نشين، برخي ناچار به مهاجرت سياسي شدند و برخي نيز به مرگ طبيعي از دنيا رفتند. يک سئوال، سوژه اين فيلم است: "آيا کسي که زير فشار کسي و يا موضوعي را لُو مي دهد، مقصر است؟"

به گفته بازپرس شاملو، ابدی در لحظه ای پیش از پریدن، هنگام چرخاندن فرمان اتوبوس، آن را کمی بیش از حد لازم چرخانده است و چرخ های اتوبوس در آن لحظه که ابدی خود را به سمت پایین پرت کرده به سمت او چرخیده است، در حالی که باید به سمت دیگر منحرف می شد.پرونده پیمان ابدی پس از گذشت یک هفته از مرگ او همچنان در حال رسیدگی است. شاملو بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی پس از بازبینی صحنه فیلم و بررسی اعلام کرد: «این حادثه قتل عمد نبوده اما عدم پیش بینی به موقع عوامل فیلم و خود مرحوم باعث این حادثه شده است.»
به نوشته سرمایه، پیمان ابدی بدلکار حرفه ای چهارشنبه هفته گذشته هنگام بازی در فیلم «چشم های نامحسوس» جان سپرد.
در این صحنه قرار بود ابدی در حال رانندگی با اتوبوس بعد از عبور از پیچ جاده کن و سولقان، در نزدیکی پرتگاهی خود را از صندلی راننده به بیرون پرت کند و اتوبوس نیز در شیب پرتگاه به سمت پایین رفته و آتش بگیرد. شاملو پس از بازبینی صحنه فیلم حادثه به چند نکته در آن اشاره کرد: «شیب پرتگاه مناسب نبوده تا اتوبوس به سمت پایین حرکت کند و در همان شانه خاکی جاده گیر کرده و به یکی از طرفین منحرف شده است.»
به گفته بازپرس شاملو، ابدی در لحظه ای پیش از پریدن، هنگام چرخاندن فرمان اتوبوس، آن را کمی بیش از حد لازم چرخانده است و چرخ های اتوبوس در آن لحظه که ابدی خود را به سمت پایین پرت کرده به سمت او چرخیده است، در حالی که باید به سمت دیگر منحرف می شد.
با توجه به گفته های بازپرس پرونده، باک اتوبوس نیز از بنزین پر بوده است. شاملو ادامه داد: «در چنین صحنه بدلکاری که قرار است شعله های آتش را به داخل اتوبوس بیندازند، نباید باک آن بنزین داشته باشد. با توجه به دو شعله آتشی که پیش از پرت شدن ابدی به داخل اتوبوس انداخته بودند، هنگامی که ماشین در شانه خاکی گیر می کند، بلافاصله آتش گرفته و عوامل موفق نمی شوند تا چند دقیقه به ابدی نزدیک شوند.» وی گفت: «هنگامی که برای بررسی جسد به صحنه رفتیم نیمی از بدن وی سوخته بود.»
در حال حاضر پرونده پیمان ابدی به دلیل تشخیص بازپرس پرونده مبنی بر غیرعمد بودن حادثه برای ادامه بررسی به دادسرای ناحیه پنج تهران فرستاده شد.
مسعود حقی که ابدی به جای بدل او در فیلم «چشم های نامحسوس» نقش آفرینی کرده است، در گفت وگو با ایسنا درباره حادثه ای که منجر به درگذشت پیمان ابدی شد، گفته است: «اگر شادروان ابدی احتمال می داد که انجام عملی یک درصد ایمنی ندارد، خودش این کار را انجام نمی داد. در صحنه انفجار اتوبوس هم به او گفتیم که سقوط اتوبوسی آتش گرفته به دره تا به حال در ایران اجرا نشده است اما زنده یاد ابدی گفت می خواهم بدعت گذار در ایران باشم.»
او با اشاره به صحنه مربوط به حادثه گفت: «قرار بود او کوکتل مولوتوفی را روشن کند و داخل اتوبوس بیندازد و سپس از آن بیرون بپرد. بار اول فندک عمل نکرد و تا شادروان ابدی خم شد تا کوکتل مولوتوف را بردارد و روشن کند، اتوبوس به انتهای مسیر رسیده بود. او دیر خود را از اتوبوس پرت کرد، قرار بود این وسیله نقلیه در دره پایین بیفتد، اما روی سینه پیمان توقف کرد و مواد منفجره عمل کردند. او تکه تکه شد. ما نمی توانستیم برایش کاری انجام دهیم و نمی دانستیم باید چه کار کنیم.»
حقی همچنین گفت: «تشک نجاتی که در همه صحنه ها همراه او بود کمی «سر» بود علاوه بر آ ن تمرکزش را به علت روشن نشدن کوکتل مولوتوف از دست داد. به نظر می آید همین مسائل باعث ایجاد حادثه شد. کاش پیمان کوکتل مولوتوف را داخل اتوبوس پرت نمی کرد و خودش را نجات می داد، ولی متاسفانه اتفاقی که نباید می افتاد، رخ داد.»
بدلکاری به نام پیمان ابدی
هفته نامه دنیای خودرو نوشت:پیمان جلالی ابدی با نام «پیمان ابدی» در ایران به عنوان یک بدلکار حرفه ای شناخته می شود. او حدود سه سال قبل پس از پایان دادن به اقامت 20 ساله خود در آلمان و بازگشت به ایران، در برنامه های تلویزیونی و روزنامه ها و نشریات حاضر می شد و خود را بدلکار سریال تلویزیونی آلمانی هشدار برای کبری11 معرفی می کرد و مدعی بود که بدلکار بازیگر نقش «سمیر گرکان» است.
ابدی پس از چند ماه توانست یک گروه از جوانان علاقه مند به بدلکاری را تشکیل دهد. آنها تی شرت یک شکل دارای لوگو می پوشیدند و روزهای تعطیل در پارک ها و کوه های دربند به انجام تمرینات ورزشی می پرداختند. پیمان ابدی سالنی را از باشگاه ورزشی زیتون واقع در شهرک غرب تهران اجاره کرد تا به عنوان محل تمرینات «گروه بدلکاران ایران» مورد استفاده قرار گیرد. او که حالت های مختلف پرش، زمین خوردن یا سقوط از ارتفاع را به شاگردانش آموزش می داد، مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.
ابدی در سال 86 به همکاری با یک گروه جدید اکشن پردازی در تهران دعوت شد که قصد داشتند ابتدا یک ویدئوکلیپ سه دقیقه ای و سپس فیلم های کوتاه اکشن را تولید کنند.
پیمان ابدی در آلمان
او در کشور آلمان به علت کسب چند مدال در رشته شیرجه، در مدرسه بدلکاری شرکت «Action Concept» پرش از ارتفاع را آموزش می داده است. این شرکت اکشن پردازی سابقه اجرای بخش های اکشن مجموعه های تلویزیونی پرطرفداری مانند «هشدار برای کبری11»، «موتورسواران پلیس» و «دلقک» (که در ایران با عنوان نقاب دار از شبکه تهران پخش شد) را در پرونده خود دارد. پیمان ابدی در دوران مربیگری خود در مدرسه بدلکاری این شرکت، گاهی در برخی پروژه ها نیز همکاری هایی کرده است.
در برخی گزارش ها آمده است ابدی در مسابقات بین المللی برای کشور آلمان مدال هایی به ارمغان آورد، اما پس از ورود به شرکت اکشن پردازی
Action Concept با پذیرفتن انجام عملیات بدلکاری بسیار خطرناک، توانست دستمزدهای بالایی دریافت کند. به دنبال فعالیت هایی اینچنین دشوار و سنگین، بدن او دچار آسیب دیدگی های شدیدی شد؛ تا حدی که پزشکان انجام عملیات بدلکاری را برای او ممنوع کردند.
اخبار مرتبط : بدلکار ایرانی کبری 11 جان باخت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 سایت  روز: گلشيفته فراهاني اولين بازيگر زن ايراني است که با وجود زندگي در ايران، توانسته در سينماي هاليوود بازي کند. فيلم ‏‏"يک مشت دروغ" ساخته ريدلي اسکات آخرين فيلمي است که او در آن به ايفاي نقش پرداخته است‏‎.‎‏ فيلمي که هم براي ‏او شهرت به ارمغان آورد و هم دردسرساز شد. بازي در اين فيلم در سختگيرترين دوران وزارت ارشاد تاريخ ‏جمهوري اسلامي، او را با بازجويي، اخطار و ممنوع الخروجي مواجه کرد. چندي پس از خروج از ايران او گفت که ‏به دليل بازي در اين فيلم از سوي وزارت ارشاد و اطلاعات بازجويي و بازخواست شده است. ‏

golshifte899.jpg

همچنين قرار شد پرونده اي در دادگاه براي او باز شده تا به اتهامش مبني بر بازي در سينماي آمريکا بدون اخذ مجوز ‏از وزارت ارشاد رسيدگي کند. هرچند وي قصد نداشت به ايران بازگردد اما عده اي از سينماگران رايزني هايي را ‏براي بازگرداندن دختر کوچک سينماي ايران انجام دادند. در نتيجه اين اقدامات بود که چندي پيش شمقدري مشاور ‏هنري رييس جمهور از بدون اشکال بودن بازگشت گلشيفته به ايران خبر داد و هفته پيش از سوي مدير برنامه هاي ‏فراهاني اعلام شد که با آغاز اکران نوروزي "فيلم درباره الي" او به ايران باز خواهد گشت. ‏

‎گلشيفته فراهاني کيست؟‎

رهاورد (گلشيفته) فراهاني 19 تير 1362 در تهران و در خانواده اي هنرمند متولد شد. وي يک خواهر (شقايق ‏فراهاني، ليسانس نقاشي، بازيگر) يک برادر (آذرخش، ليسانس موسيقي، کاريکاتوريست) دارد. خانواده فراهاني يک ‏فرزند خوانده معروف نيز دارد. اردشير رستمي کاريکاتوريست، تصويرساز، مجسمه ‌ساز، معمار، طراح لباس، شاعر‎ ‎و بازيگر‎ ‎است. او چندي پيش در سريال شهريار، در نقش شاعر شهير آذري بازي کرد. پدرش بهزاد فراهاني متولد ‏‏1323، اصليت فراهاني (اراک) دارد و از جمله بازيگران مطرح تئاتر و سينماي کشور پيش و پس از انقلاب است که ‏عمري را در راديو گذرانده و مادرش فهيمه رحيم نيا متولد 1326 تهران و فارغ التحصيل رشته هنرهاي تجسمي از ‏دانشگاه‎. D.E.A ‎علوم انساني استراسبورگ فرانسه است. وي فعاليت هنري خود را از سال 1347 در گروه هنر ملي ‏و فعاليت سينمايي خود را از سال 1349 به عنوان بازيگر در فيلم "تجاوز" آغاز كرد.

‎وضعيت خانوادگي‎‎‏

آن زمان که گلشيفته به دنيا آمد، خانواده فراهاني ديري از بازگشت شان به ايران نگذشته بود. بهزاد فراهاني سال 53 به ‏دليل مشکلاتي که براي ادامه کار در ايران مي ديد و به دليل نگاه سياسي اش به فرانسه مهاجرت کرد و پس از انقلاب ‏به ايران بازگشت، اما فضا براي هنرمند سياسي چپ هنوز باز نشده بود. خانواده در شرايط بد مالي به سر مي بردند و ‏پدر خانواده با کارهاي گوناگون از جمله مسافرکشي يا مترجمي سعي داشت تا چرخ زندگي خانواده را بچرخاند. اسم ‏گلشيفته در شناسنامه "رهاورد" ثبت شده، اين بدان دليل است که نام گلشيفته از سوي ثبت احوال در آن زمان مناسب ‏تشخيص داده نشده بود. در خانه و ميان دوستان گلي صدايش مي کنند، اما وي با نام گلشيفته در ايران شناخته شد. ‏کودکي اش در يوسف آباد گذشت، پنج ساله بود که آموزش موسيقي و پيانو را آغاز کرد.

از علاقه به موسيقي تا ايفاي نقش در درخت گلابي‎‎‏

کودکي بسيار پرتحرک و شيطان بود، اما به موسيقي علاقه اي خاص داشت. در سال 68 که پدرش دوباره توانست ‏وارد عرصه سينما- تئاتر شود، او نيز در کنار پدر به ايفاي نقش در چند تئاتر عروسکي پرداخت. او در 12 سالگي به ‏هنرستان موسيقي رفت. براي اولين بار در 14 سالگي براي بازي در نقش "ميم" در فيلم درخت گلابي ساخته داريوش ‏مهرجويي به بازي گرفته شد. سال قبل از آن خواهر بزرگتر وي شقايق در فيلم "ليلا" ساخته ديگر داريوش مهرجويي ‏بازي کرده بود. نقش موثر در بازي گرفتن از اين دو جوان را محمدرضا شريفي نيا برعهده داشت، او به عنوان دستيار ‏کارگردان، بازيگران را به مهرجويي معرفي مي کرد. ‏

گلشيفته به خاطر بازي در همان فيلم يعني درخت گلابي توانست جايزه بهترين بازيگر نقش زن در بخش بين الملل ‏شانزدهمين جشنواره فيلم فجر (سال 76) را از آن خود کند. جايزه اي که سرنوشت وي را به کلي تحت تاثير قرار داد. ‏آنچنان که خود گفته به عنوان دستمزد تنها يک ضبط صوت به وي هديه داده شد. او سپس به موسيقي پرداخت، هرچند ‏که در سال 79 در فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن نقشي را ايفا کرد. پس از اخذ ديپلم، بورس ورود به ‏کنسرواتوار وين را اخذ کرد و آنچنان که خود مي گويد در حالي که بليت وين در دستانش بود، تصميم گرفت که مابقي ‏عمرش را صرف سينما کند. در اين ميان به تحصيل موسيقي ادامه داد و چندي بعد وارد دانشگاه جامع علمي کاربردي ‏شد و در رشته موسيقي فارغ التحصيل شد. گلشفيته فراهاني به زبان هاي انگليسي و فرانسه آشناست.

‎ازدواج با امين محمد مهدوي‎‎‏

وي در سال 82 در جريان فيلم بابا عزيز با همسر آينده اش آشنا شد. امين محمد مهدوي که جزو عوامل اين فيلم ‏محسوب مي شد به عنوان مترجم در کنار ديگر عوامل حضور داشت. جرقه اين آشنايي در فيلم " باباعزيز" مي خورد، ‏چندي بعد و در همان سال 82 با يکديگر ازدواج کردند. امين محمد مهدوي متولد 15 آذر 1350، مترجم زبان هاي ‏انگليسي، فرانسه است و به زبان هاي عربي و اسپانيولي هم تسلط دارد. ‏

‎پدر و مادر درباره ي گلشيفته چه مي گويند‎

فهيمه رحيم نيا درباره تربيت فرزندان خود مي گويد: "من بچه‌هايم را آزاد بزرگ كردم؛ بچه‌هايي خلاق. اما به درد ‏زندگي محدود نمي ‌خورند‎.‎‏" وي درباره تصميم گلشيفته مبني بر بازيگري مي گويد: "اولش ناراحت بودم، چون خودم ‏تجربه بدي از بازيگري داشتم؛ دوست نداشتم او اذيت شود، اما شقايق، گلي را به سمت بازيگري سوق داد. بازيگري ‏آنقدر جذاب است كه وقتي وارد شوي، ماندگارش مي‌شوي." وي اضافه مي کند: "براي من مهم نبود كه معدل كل ‏‏۱۸شود يا ۲۰؛ مهم اين بود كه چيزي ياد بگيرند. آنها را به تئاتر،‌ سينما،‌ نمايشگاه‌ هاي نقاشي، موزه‌ها، پارك‌ها و ‏طبيعت مي‌برديم، كاري كه مادرها امروز كمتر براي بچه‌ها يشان انجام مي ‌دهند."‏‎

بهزاد فراهاني نيز درباره گلشيفته و ديگر فرزندش مي گويد: "در سال ‌هايي كه فرصت كار نداشتيم، شب ‌ها با آذرخش ‏و گلي مي‌ رفتيم در كوچه پس‌ كوچه‌هاي يوسف‌آباد قدم مي‌زديم. سعي مي‌كردم علاقه به ادبيات و هنر را در وجود آنها ‏بكارم‎.‎‏ بچه‌هاي من هر كدام در شرايط متفاوت اجتماعي بزرگ شدند. گلي به نسبت، شرايط آرامي را تجربه كرد. ‏

آذرخش در جنگ بزرگ شد. شقايق هم زندگي پيچيده‌ اي داشت. گلي شخصيتش به گونه ‌اي است كه مرتب به آدم ابراز ‏علاقه مي‌كند. در شديدترين گرفتاري‌ها باز به ما زنگ مي‌زند، پيغام مي‌گذارد، به ديدنمان مي ‌آيد و نسبت به ما احساس ‏مسئوليت مي‌كند. گاهي گلي يادداشت‌هايي برايم مي گذارد كه تنم مي ‌لرزد. يادم است يك ‌بار ۴۰ تا قلب روي كاغذ ‏كشيده بود و نوشته بود "بابا دوستت دارم". او درباره موفقيت هاي گلشيفته مي گويد: "من از موفقيت گلي همان ‌قدر ‏خوشحال مي‌ شوم كه از موفقيت هر بازيگر ديگري هم خوشحال مي‌شوم. موفقيت گلي براي من همان ‌قدر دوست ‏داشتني است كه موفقيت باران كوثري يا ترانه عليدوستي."‏

‎کارنامه کاري با آغازي پر فروغ‏‎

درخت گلابي-1376 به کارگرداني داريوش مهرجويي؛ گلشيفته فراهاني که در اين فيلم نقش دختر عمه بازيگر اصلي ‏در فلش بک (خاطرات جواني بازيگر) برعهده دارد. او آنچنان در اين نقش قدرتمند ظاهر شد که آينده اش را تغيير داد. ‏ماجراي فيلم اين گونه است که؛ محمود نويسنده اي است كه براي نوشتن باقيمانده ي كتاب جديد خود، به باغ پدري در ‏دماوند پناه آورده است. اما در باغ درخت گلابي قديمي كه براي محمود سرشار از خاطره است ميوه نداده و باغبانان از ‏او مي خواهند كه در مراسمي آييني براي ترساندن درخت و به بار نشستن دوباره ي آن شركت كند و محمود مي پذيرد ‏و در اين بين او به مرور خاطرات نوجواني خود مي پردازد، زماني كه شيفته ي دختر عمه اش بوده و به او ابراز ‏عشق مي كند و برايش اشعار عاشقانه مي گويد و با او ساعت ها در باغ به اجراي نمايشنامه هاي مختلف مي پردازد، ‏اما روزي دختر براي خداحافظي مي آيد چون قصد دارد نزد پدرش كه خارج از كشور است برود و محمود از او مي ‏خواهد كه صبر كند و دختر مي پذيرد، اما سال ها بعد كه محمود وارد جريانات سياسي مي شود نامه هاي دختر را پاسخ ‏نمي دهد و رفتنش را به تاريخي بعد موكول مي كند تا اينكه بر اثر فعاليت هاي سياسي به زندان مي افتد و آن جا با ديدن ‏يكي از اقوام دختر خبر فوت او را دريافت مي كند‎.‎‏ ‏

‎شروع دوباره با هفت پرده‎

فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن1379 کار ديگر گلشيفته است. داستان فيلم اين گونه است که چهار جوان ‏براي حل مشكل مالي خود گرد هم آمده و با هم مشورت مي كنند. آن ها پس از توافق با هم تصميم به تلاش مجدد براي ‏تهيه پول مي گيرند. اما پس از ناكامي و نااميدي مجدداً گرد هم آمده و تصميم به سرقت مي گيرند. آن ها با فراهم آوردن ‏مقدمات و تهيه اسلحه به فروشگاهي حمله كرده و پس از سرقت متواري مي شوند. سرانجام توسط پليس محاصره شده و ‏كشته مي شوند. گلشيفته که در نقش فرشته بازي مي کند، يکي از اين چهار جوان است.‏

‎زمانه؛ فيلمي ضعيف‎

فيلم زمانه به کارگرداني حميدرضا صلاحمند-1380 فيلمي ضعيف از کار درمي آيد. ماجراي فيلم از اينجا آغاز مي ‏شود که ازدواج سعيد و زمانه (گلشيفته فراهاني) كه در همسايگي هم زندگي مي كنند، به رغم قول و قرارهاي قبلي، با ‏مخالفت خانواده دختر و به خصوص پدر او روبرو مي شود كه به دليل جانبازي سعيد به اين ازدواج راضي نيست. ‏زمانه كه از سخت گيري هاي خانواده اش به تنگ آمده، به سعيد پيشنهاد فرار و بعد ازدواج مي دهد ولي سعيد قبول ‏نمي كند. خانواده زمانه براي اين كار به اين ارتباط پايان دهند، زمانه را روانه خانه خاله اش مي كنند. اختلاف ميان ‏سعيد و پدر زمانه بالا مي گيرد و به خانه پدر زمانه مي رود و دختر و پسر كوچك خانواده را گروگان مي گيرد و پدر ‏زمانه را تهديد مي كند كه تا وقتي زمانه به خانه بازنگردد، بچه ها را نگه خواهد داشت. به زودي خانه به محاصره ‏نيروي انتظامي درمي آيد و سرانجام پدر زمانه به اشتباهاتش پي برده، از زمانه مي خواهد به خانه برگردد. ‏

‎بازي در فيلمفارسي‎

فيلم دوفرشته به کارگراني محمد حقيقت-1381. ماجرا اين گونه است که پدري بعد از كشتن پسرش به امامزاده اي مي ‏رود و تمامي شب را به راز و نياز با او مي گذراند. در پاريس، پدري تز دكتراي خود را درباره ي فرشتگان، جنس ‏آنها و حضورشان در ادبيات قديم ايران و غرب مي نويسد. در بياباني، نوجواني كه از خانه گريخته با فرشته اي آشنا ‏مي شود و دنيايش دگرگون مي شود. گلشيفته در اين فيلم به نقش آذر ظاهر مي شود. ‏

وي در همين سال در فيلم جاي ديگر به کارگرداني مهدي کرم پور به ايفاي نقش پرداخت؛ جمعي از چند زن و مرد ‏جوان در خانه اي ويلايي در يك جزيره در حال احضار ارواح هستند. معلوم مي شود آن ها در انتظار مهاجرت مخفيانه ‏از جزيره به كشوري ديگرند. رها (گلشيفته فراهاني) نيز دختري است كه مسافرت گروه را دچار مخاطره كرده، چون ‏باردار است ولي معلوم نيست كه با بودن اين بچه و نبودن پدرش چه اتفاقي در انتظار اوست، در عين حال كه او بر ‏خلاف آدم هاي ديگر گروه كه مي گويند بچه را بايد از بين برد، مي خواهد بچه اش متولد شود. بحث بر سر ماندن بچه ‏رها يا از بين بردنش بالا مي گيرد و حالا كه ميان دامون و رها ارتباط روحي پيدا شده، دامون ابراز علاقه مي كند تا از ‏رها و كودك او نگه داري كند. يک فيلمفارسي تمام عيار که به خوبي و خوشي پايان مي پذيرد.‏

سه فيلم؛ يکي از ديگري بهتر‎

گلشيفته در سال 82 در سه فيلم به ايفاي نقش پرداخت. باباعزيز-1382 به کارگرداني محمدناصر خمير يکي از ‏آنهاست. ماجراي فيلم اينگونه است که پيرمرد درويش عارفي به نام "بابا عزيز" در بيابان به سوي گردهمايي درويشان ‏که هر 6 سال يک بار برگزار مي شود، در حركت است. او كه نابينا است و پياده طي طريق مي كند، نوه خود را كه ‏دختربچه اي 7 ساله به نام "ايشتار" است به همراه دارد تا راهنمايش باشد‎.‎‏ بابا عزيز و ايشتار به رغم تمامي مشکلات ‏راه خود ادامه مي دهند و در اين مسير، با افراد و حوادث مختلفي رو به رو مي شوند که با اين گردهمايي در ارتباطند؛ ‏يکي از اين شخصيت ها نور(گلشيفته فراهاني) دختر جواني است كه به دنبال پدر شاعرش در پي راهيابي به گردهمايي ‏درويشان است‎.‎‏ اين فيلم رسما اکران نشد. ‏

گلشيفته در همين سال در دو فيلم ديگر؛ " اشک سرما" به کارگرداني عزيزاله حميد نژاد و " بوتيک" به کارگرداني ‏حميد نعمت الله ايفاي نقش مي کند. اشک سرما روايت جنگ و درگيري هايي است كه در كردستان شروع شده، بخش ‏وسيعي از منطقه مين‌ گذاري شده و هر روزه عده اي سرباز كشته مي شوند. كاوه كياني كه در خنثي كردن مين ها ‏تخصص دارد براي مأموريت عازم منطقه مي شود. از همان روز اول فرمانده تأكيد دارد كه بين سربازان و مردم ‏معمولي مراوده اي نبايد وجود داشته باشد، كياني چند بار در مأموريت‌هايش روناک، دختر چوپاني (گلشيفته فراهاني) ‏را مي بيند. اين ديدار هر روزه به تدريج به آشنايي تبديل مي شود. اين رابطه کم کم به عشق مي گرايد و سرانجام هر ‏دو در انفجار مين کشته مي شوند. ‏

آنچنان که خود گفته، وي براي بازي در اين فيلم يک ماه با گله و گوسفند ها در کوه ها زيسته و با مردم آن منطقه ‏زندگي کرد و روزهايي که کاري نداشت گله را براي چرا مي برد. فيلم " بوتيک" نيز قصه دختر فقيري است که از ‏خانه فرار کرده و به تهران آمده است. داستان به رابطه آتي (گلشيفته فراهاني) دختري کم سن و سال و حرمان کشيده با ‏پسري جوان مي پردازد. پسر در اين ماجرا سعي دارد با کمک به اين دختر سودايي به ته مانده طبع بلند و مخدوش ‏خود پاسخ دهد. بي هيچ تمنايي و بي هيچ نيت تملکي و بي هيچ بهره اي‎.‎‏ گلشيفته فراهاني به خاطر بازي در اين دو فيلم ‏به عنوان بهترين بازيگر جشنواره بيست و دوم فيلم فجر براي بازيهاي خيره کننده اش در دو فيلم بوتيک واشک سرما ‏از نگاه منتقدان انتخاب مي شود. همچنين برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم اشک سرما ‏مي شود.‏

‎گلشيفته و ماهي ها عاشق مي شوند‏‎

ماهي ها عاشق مي شوند-1383. به کارگرداني علي رفيعي. داستان فيلم اين گونه است که؛ مردي به نام عزيز براي ‏تملک و فروش مايملک پدري خود به کشور بار مي گردد. اما با آتيه دختري که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو ‏مي شود. آتيه به همراه دخترش توكا (گلشيفته فراهاني) و دو زن ديگر، رستوراني را اداره مي كنند. در اين ميان ‏اتفاقاتي رخ مي دهد که غيرقابل پيش بيني است.

‎بازي در کنار کارگردان صاحب سبک‏‎

به نام پدر- 1384 به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا. فيلم درباره رابطه پدري بسيجي و دختر جوان اوست كه مين هاي ‏باقيمانده از دوران جنگ باعث مجروح شدنش شده است‎.‎‏ حبيبه (گلشيفته فراهاني) اسير يکي از مين ها شده و پايش را ‏از دست مي دهد و پدر در نزاع با درون، خود را گناهکار مي داند.‏

‎سال پرکار‎

گلشيفته فراهاني در اين سال در 6 فيلم بازي مي کند که سه مورد از آنها در زمره بهترين کارهاي او قرار دارند. گيس ‏بريده- 1385 به کارگرداني جمشيد حيدري روايت داستان دختر جواني به نام مريم (گلشيفته فراهاني) است كه عليه ‏انتظارات نامعقول پدر خود عصيان مي كند و اين سرآغاز كشمكشي است كه بقيه اعضاي خانواده را نيز درگير ‏ماجراهايي مي كند‎.‎‏

نيوه مانگ-1385 به کارگرداني بهمن قبادي درباره ‏‎"‎مامو"، نوازنده‌ پير و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفري ‏را براي اجراي کنسرت در عراق پس از صدام آغاز مي‌کند. در اين سفر، کاکو مرد ميان ‌سالي که خود را ارادتمند ‏مامو مي‌داند، به عنوان راننده او را همراهي مي‌کند. مامو فرزندانش را که در نواحي مختلف زندگي مي‌ کنند جمع مي‌ ‏کند. گلشيفته در اين فيلم در نقش نيوه مانگ يکي از فرزندان اين پير ظاهر مي شود.

ميم مثل مادر-1385 به کارگرداني رسول ملاقلي پور داستاني درباره کودک بيماري است. پزشكان دليل وضعيت سعيد ‏فرزند سپيده (گلشيفته فراهاني) را ناشي از استنشاق گازهاي شيميايي در زمان جنگ توسط سپيده مي دانند. سهيل (پدر ‏سعيد) اصرار دارد تا فرزند را به يك آسايشگاه تحويل دهند اما سپيده مخالفت مي كند. گلشيفته در اين فيلم در سه نقش ‏بازي کرد.

سنتوري- 1385 به کارگرداني داريوش مهرجويي داستان علي، نوازنده چيره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان ‏است که ناگهان در اوج شهرت و موفقيت افسار زندگي را از دست مي دهد و به بيراهه مي رود. او مي گويد همه ‏بدبختي ها از وقتي شروع شد كه عشق بزرگ زندگيم، هانيه (گلشيفته فراهاني) مرا ترك كرد، اما هانيه زماني مي رود ‏كه علي مدتهاست در بند اعتياد خود گرفتار است‎.‎‏ ‏

اين فيلم دچار وضع بد سانسور در وزارت ارشاد دولت نهم شد. اجازه اکران نيافت گرچه که توانست در جشنواره هاي ‏خارجي خود را نشان دهد. فيلم به دليل آنچه که نشان مي داد مخالف با عرف و روحيات بينندگان تشخيص داده شد، ‏بنابراين وزير ارشاد بجاي مردم تصميم گرفت و گفت تا وقتي که من تصدي وزارت ارشاد را دارم اين فيلم اکران ‏نخواهد شد. يک ذره اميد و ارابه مرگ به کارگرداني رضا اعظميان دو فيلمي بودند که در اين سال تحت تاثير فيلم هاي ‏ديگر قرار گرفتند و به آنها زياد پرداخته نشد، گرچه که کارهاي خوبي نيز نبودند.‏

‎گلشيفته، جاي پاي يک زن‎

هميشه پاي يک زن در ميان است- 1386 به کارگرداني کمال تبريزي يکي از کارهاي برجسته و مهم گلشيفته فراهاني ‏است؛ فيلم روايتگر داستان زوجي به نام اميد و مريم (گلشيفته فراهاني) است که به قدري درگير روزمره گي هستند كه ‏زندگي زناشويي خود را كاملاً از ياد برده اند و مصرانه تصميم گرفته اند از هم جدا شوند‏‎.‎‏ در طول فيلم با يك ذره بين ‏نكات ظريفي كه روابط زن و مرد در جامعه و محيط پيرامون با نگاهي طنز نمايش داده مي شود. در همين سال گلشيفته ‏در فيلم ديوار به کارگرداني محمد طالبي نيز بازي کرد. فيلم ماجراي يك دختر نوجوان(گلشيفته فراهاني) است كه پدرش ‏را از دست داده و تلاش مي كند از برادر كوچك اش نگهداري كند‎.‎

‎درباره الي و يک مشت دروغ‎‎‏

گلشيفته فراهاني که فيلم "درباره الي" را با اصغر فرهادي در 1387 کار مي کرد، جذب يک کار هاليودي شد، و کار ‏را براي اکران " درباره الي" نيز سخت کرد. فيلم "درباره الي" محتوايي نيمه ترسناک دارد‎.‎‏ معاونت سينمايي ارشاد ‏‏مجوز حضور اين فيلم در جشنواره سينمايي امثال فيلم فجر را به دليل حضور گلشيفته فراهاني در اين فيلم را صادر ‏‏نکرد. دليل آن بود که گلچهره بر روي فرش قرمز هاليوود بدون حجاب حاضر شد. هرچند مدتي بعد مشکل فرهادي با ‏وساطت شمقدري پايان يافت، اما گلشيفته بر فرش قرمز هاليوود چه مي کرد؟ ‏

يکي از دستياران کارگردان مطرح آمريکايي به دنبال بازيگري شرقي مي گشته که در ايران با کارهاي گلشيفته آشنا ‏مي شود، او سپس وي را براي انجام مصاحبه دعوت مي کند و در نهايت دختر جوان خوش شانس نقش اول زن فيلم ‏ريدلي اسکات را از آن خود مي کند. اين فيلم در مورد يک روزنامه نگار آمريکايي است که در عراق زخمي شده و ‏سازمان سيا، او را براي رديابي يکي از رهبران القاعده در اردن استخدام کرده است‏‎.‎‏ گلشيفته در اين فيلم نقش يک ‏پرستار را در عراق بازي کرده و سليمان مامور القاعده به او دل بسته است. نام گلشيفته فراهاني در فهرست بازيگران ‏فيلم در مقام چهارم و به عنوان نخستين بازيگر زن فيلم به چشم مي‌خورد‎.‎‏ لئوناردو دي کاپريو، راسل کرو‎ ‎و مارک ‏استرانگ، بازيگراني هستند که نام‌ هايشان پيش از فراهاني ذکر مي شود‎.‎‏ ‏

مرداد سال 1387‏‎ ‎به دنبال ايفاي نقش در فيلم يک مشت دروغ،‎ ‎خبر ممنوع الخروج شدن گلشيفته فراهاني اعلام شد‏‎.‎‏ ‏چندي بعد گلشيفته فراهاني عازم آمريکا شد، در مراسم فرش قرمز هاليوود بدون حجاب و با لباس شب ظاهر شد. مهر ‏ماه، سال جاري و پس از اکران خصوصي فيلم، وي در مصاحبه با روزنامه آمريکايي ديلي نيوز گفت: "اين فيلم براي ‏من دردسرهاي زيادي ايجاد کرد. گذرنامه من را توقيف کردند و چندين بار از طرف وزارت اطلاعات بازجويي شدم. ‏نهايتا قاضي دادگاه انقلاب اعلام کرد که بايد ابتدا فيلم را ببيند تا نهايتا حکم قضايي را برايم صادر کند." او گفت که ‏ديگر قصد ندارد، به ايران بازگردد و در صورت بازگشت مشکلاتي برايش بوجود خواهد آمد. ‏

چندي بعد فيلم درباره الي بدليل حضور بي حجاب فراهاني در مراسم هاليوود به کناري گذاشته شد و صفار هرندي به ‏تلويح درباره گلشيفته گفت: "اگر هنرمندي قوانين را زير پا بگذارد، ما نيز او را زير پا خواهيم گذاشت." وساطت ‏شمقدري، نامه احمدي نژاد و دستور صفار هرندي درباره الي را نجات داد تا هم در جشنواره هاي داخلي و خارجي ‏شرکت کند. در برلينآله و در شبي که اصغر فرهادي کارگردان فيلم درباره الي جايزه خرس نقره اي را از آن خود کرد، ‏گلشيفته فراهاني دوباره ظاهر شد، اما اين بار با حجاب و در حالي که از قصد خود براي بازگشت به ايران خبر مي داد. ‏
فراهاني در نشست مطبوعاتي "درباره الي" در برلين اعلام کرد با پاسپورت ايراني از کشور رفته و با همان پاسپورت ‏قصد دارد به ايران بازگردد‎.‎‏ اوايل اسفندماه در حالي که چند ماهي به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري باقي ‏نمانده، ناگهان جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهوري طي اظهار نظري گفت: "تصميم گيري درباره بازگشت يا ‏برخورد با اين بازيگر در حيطه اختيارات من نيست اما اگر در اختيار من بود مي گفتم ايشان همين الان برگردد. تا آنجا ‏که مي دانم آقاي احمدي نژاد هم همين نظر را دارند. خانم فراهاني خطايي کرده و بعد پشيمان شده است." بدين ترتيب ‏گلشيفته نيز نظرش براي بازگشت قطعي شد و گفته مي شود با اکران نوروزي فيلم درباره الي به ايران بازخواهد گشت.

‎گلشيفته فراهاني درباره خود مي گويد‎‎‏

‏ بي تعارف مي گويم در خانواده ما من از همه کم استعداد ترم ولي شرايط براي من بهتر بوداست؛ خاله دلسوز و خوبي ‏براي خواهر زاده اش است؛ سخت ترين کار در بازيگري کار کردن در مقابل افراد نود سال به بالا و ده سال به پايين ‏است و البته نابازيگران؛ شخصيت برونگرا و شلوغي دارد؛ مهرباني را خالصانه به اطرافيانش نثار مي کند؛ بازيگر ‏محبوبش جاني دپ و معتقد است او نابغه بازيگري است. بازي نيکول کيدمن را نيز دوست دارد. با الگو برداري ‏مخالف است و معتقد است هر ادمي تا وقتي به درون خودش مراجعه کند شاخص تر است هر کس بايد راه خودش را ‏برود. ‏
لذتي که در سينما برده هيچ وقت در موسيقي نصيبش نشد، اما "سينما مرا از موسيقى دور كرده اما من قصد ندارم از ‏موسيقى دور شوم. مى خواهم دوباره برگردم و كار آهنگ سازى را تمرين كنم. من دينى دارم به موسيقى كه آن را ادا ‏خواهم كرد."؛ آرزو دارد با رخشان بني اعتماد کار کند. دورترين نقش خودش را در اشک سرما و نزديک ترين نقش ‏به خودش را در درخت گلابي ايفا کرده؛ رضا کيانيان و بازيهايش را خيلي دوست دارد. او نظرش را درباره کارگردان ‏هايي که با آنها کار کرده، اين چنين بيان مي کند: "هر كارگردانى براى من يك زندگى و دنياى جديد است. آقاى ملاقلى ‏پور ناموس است. او بدون اغراق يكى از نواميس من در سينما است. من به شدت به او احترام مى گذارم و به قول ‏معروف پاى او ايستاده ام. اين را به خاطر اين مى گويم كه حرف و حديث پشت سر ايشان زياد است و اين هم تنها و ‏تنها به خاطر رك گويى و صراحت اوست. ‏

من در اين فيلم جدا از مسأله بازيگرى چيزهاى زيادى از او در حوزه سينما و كارگردانى ياد گرفتم." او درباره نقش ‏هايي که دوست داشته بازي کند، مي گويد: "بيشتر نقش هاى توى كتاب ها را دلم مى خواسته بازى كنم. مثلاً بچه كه ‏بودم دلم مى خواست "پى پى جوراب بلند" را بازى كنم كه هنوز هم خيلى دوستش دارم، منتهى ديگر به سن من ‏نمى خورد. "تيستوى سبزانگشتى" هم يكى از نقش هايى است كه دوست داشتم بازى كنم. حالا هم دلم مى خواهد نقش ‏كيميا - دخترخوانده مولانا- را بازى كنم. در زندگى عادى هم در هر مقطع سنى نقش خاصى را دلم مى خواسته بازى ‏كنم. مثلاً الان خيلى دلم مى خواهد نقش يك لمپنِ لاتِ بى سر و پاى بى ادب و خنده دار را بازى كنم. بازيگرها عموماً ‏دلشان مى خواهد نقش ديوانه، كور يا معلول جسمى را بازى كنند، من هم در هر مقطعى دلم مى خواهد نقشى را بازى ‏كنم." گلشيفته فراهاني سفير مبارزه با بيماري سل در ايران است.‏

‎فيلم شناسي‎

درخت گلابي-1376
هفت پرده-1379
زمانه-1380
دوفرشته-1381
جاي ديگر-1381
بوتيک، باباعزيز و اشک سرما-1382
ماهي ها عاشق مي شوند-1383
به نام پدر-1384
نيوه مانگ، گيس بريده، ميم مثل مادر، سنتوري، ارابه مرگ و يک ذره اميد-1385
هميشه پاي يک زن در ميان است و ديوار-1386
درباره الي-1387
يک مشت دروغ-2008‏

‎تئاترشناسي‎

مريم و مرداويج-1382
نرگس سياه-1383
مفتش-1384‏

جوايز‎

برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر
بهترين بازيگر بيست و دومين جشنواره فيلم فجر براي بازيهاي خيره کننده اش در دو فيلم بوتيک و اشک سرما به ‏انتخاب نويسندگان و منتقدان
برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما‎ ‎براي بازي در فيلم اشک سرما‎ ‎

ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

سيد علي ميري بازيگر قديمي تئاتر و سينما ـ 12 اسفند ماه در بيمارستان آبان تهران از دنيا رفت. به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هنرمند به دليل عارضه‌ قلبي درگذشت و مراسم تشييع پيكر او ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 14 اسفند ماه از مقابل خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام مي‌شود. اين هنرمند متولد 1318 رشت و داراي مدرك تحصيلي ديپلم بود كه از كلاسهاي آزاد هنرپيشگي در جامعه باريد فارغ‌التحصيل شده بود، او فعاليت خود را در تئاتر از سال 1341 آغاز كرد و در سينما نيز از سال 1343 با بازي در آثاري همچون «شيطان در مي‌زند» ، «ديوار شيشه‌اي» ، «به دادم برس رفيق» و «سرنوشت‌سازان» و ... 

سیدعلي ميري متولد سال 1315 در شهسوار مي باشد. در سال 1340 از هنرستان هنرپيشگي فارغ التحصيل و به كار تئاتر مشغول شد و در بيشتر از پنجاه نمايش به ايفاي نقش پرداخت. فعاليت در سينما را از سال 1343 به عنوان بازيگر با فيلم «زمزمه ي محبت» آغاز كرد.

در سینمای ایران هیچ گونه لهجه شهرستانی به آن معنی واقعی که میری در فیلم ها به کار می برد، امروزه به کار نمی برند و متاسفانه گر چه زبان فارسی، زبان ملی ماست و ما به این زبان افتخار می کنیم، اما چون لهجه های شهرستانی به جا و به موقع جای کاراکترها استفاده نمی شود و جوانان و نوجوانان مثلا تهرانی، آنچنان با فرهنگ قومیت های ایرانی آشنا نمی شوند و نیستند. کاری که آقای میری انجام داد منحصر به فرد بود و در تاریخ سینمای ایران چون لوحی زرین خواهد درخشید و باعث افتخار سرزمین پهلوان پرور گیلان بوده و خواهد بود.

يروي انتظامي بدون هيچ دليلي به مردم منتظر تماشاي فيلم «درباره الي» حمله‌ور شد!
روز سه‌شنبه، نزديك به 1500 نفر از علاقه‌مندان سينما براي تماشاي تازه‌ترين فيلم "اصغر فرهادي" در آخرين روز جشنواره‌ي فيلم فجر به سينما استقلال رفته بودند كه با واكنش شديد نيروي انتظامي، لباس‌شخصي‌ها و ضرب و شتم رو‌به‌رو شدند.

قرار بود كه درباره الي براي آخرين بار در جشنواره در اين سينما اكران شود و به همين دليل جمعيت بسيار زيادي به سينما استقلال آمده بودند. روبه‌روي سالن اصلي اين سينما جوانان زيادي به چشم مي‌خوردند و انتظار ديدن آخرين ساخته فرهادي را داشتند اما نيروي انتظامي بدون دليل و بي‌هيچ اخطار قبلي به صف‌كشيدگان در برابر سينما حمله كرد و مردم در صف و رهگذاران را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد.
دليل اين اقدام غيرانساني نيروي انتظامي روشن نيست.
شدت اقدام نيروي انتظامي به قدري بود كه مردم وحشت‌زده شدند و نظم عمومي خيابان‌هاي اطراف به شدت‌ بر هم ريخت.
در صحنه‌ي درگيري هم‌چنين ده‌ها نيروي لباس شخصي حاضر بودند كه اقدام به ضرب و شتم شديد مردم و بازداشت جوانان كرده‌اند. از ميزان بازداشت‌شدگان و سرنوشت آن‌ها خبري در دست نيست اما دختران و پسران بازداشت شده را سوار چندين ماشين وني كرده‌اند كه در رو‌به‌رو سينما استقلال حاضر شده بودند.

در اين ميان خبرنگار "خرداد" با نشان دادن كارت خبرنگاري خود و مجوز ويژه‌ي جشنواره‌ي فيلم فجر خواستار ورود به سينما بود كه با برخورد نيروي انتظامي رو‌به‌رو شده است. ماموراني كه درب سالن سينما را بسته بودند، به وي گفتند؛ «برو گمشو وگرنه بازداشت مي‌شوي».

همكار سينمايي خرداد مي‌گويد كه نيروي انتظامي بدون هيچ دليلي به مردم حمله‌ور شد و در اين ميان لباس‌شخصي‌ها حضور فعالي داشتند و به شدت مردم را كتك مي‌زدند.
در درگيري‌هاي سينماي استقلال شليك چندين گاز اشك‌آور و استفاده از اسپري فلفل از سوي لباس‌شخصي‌ها تاييد شده است.فيلم سينمايي درباره الي، آخرين حضور "گل‌شيفته فراهاني" در سينماي ايران تا به امروز بوده كه براي ده جايزه جشنواره نيز نامزد شده است. در ابتدا مسوولان وزارت ارشاد اين فيلم را از جشنواره كنار گذاشتند اما نتواستند در برابر فشار رسانه‌ها و جامعه‌ي سينمايي ايران مقاومت كنند.

پوستر بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

با اعلام اسامی فیلم های پذیرفته شده در جشنواره فیلم فجر، جای خالی چند فیلم مانند "درباره الی" به کارگردانی اصغر فرهادی و بازی گلشیفته فراهانی خودنمایی می کند.

پس از این که گلشیفته فراهانی برای اکران عمومی فیلم هالیوودی"مجموعه دروغ ها" که در آن ایفای نقش کرده است، به خارج از ایران سفر کرد و زمزمه نمایش این فیلم شروع شد، نگرانی برای نمایش عمومی فیلم اصغرفرهادی نیز در خبرها و گزارش ها مطرح شد.

این زمزمه ها وقتی جدی شد که محمد حسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به خروج این بازیگر از ایران واکنش نشان داد و این عمل را زیر پا گذاشتن قانون خواند.

آقای فرهادی در تمام مدتی که این خبرها مطرح بود، سکوت پیشه کرد تا به حواشی دامن نزند و امیدوار بود که فیلمش در جشنواره فیلم فجر حضور یابد، اما امروز با انتشار اسامی فیلم های بخش های مختلف جشنواره معلوم شد که این فیلم در میان راه یافته ها نیست.

از دیگر فیلم هایی که اسامی آن ها در میان فیلم های راه یافته به جشنواره نیست و باعث تعجب شده است، فیلم های "آتشکار" به کارگردانی محسن امیر یوسفی، "کتاب قانون" به کارگردانی مازیار میری و "صد سال به این سال ها " به کارگردانی سامان مقدم است.

این سه فیلم سال گذشته نیز از جشنواره حذف شده بودند، اما با پیگیری های انجام شده قرار بود که بخش هایی از فیلم ها اصلاح و حذف شوند به طوری که سازندگان این فیلم ها مجبور شده بودند که برخی از صحنه ها را دوباره فیلمبردای کنند تا امکان نمایش یابند، اما با این همه باز هم مورد استقبال برگزار کنندگان جشنواره فیلم فجر قرار نگرفته اند.

مازیار میری و سامان مقدم در گفت و گو با خبرگزاری ها به این موضوع اعتراض کرده اند.

گلشیفته فراهانی

فیلمی که گلشیفته فراهانی در آن ایفای نقش کرده بود به جشنواره راه نیافت

آقای میری اعلام کرده است که از نظر او فیلمش پروانه نمایش قانونی دارد و در روزهای جشنواره برای خبرنگاران به نمایش در خواهد آمد.

اما فیلم های غایب جشنواره به همین فیلم ها محدود نیست و بهروز افخمی و کمال تبریزی نیز به خاطر آن چه دلیل فنی و عدم نمایش فیلم هایشان برای هیات انتخاب عنوان شده است، جزو راه یافتگان به بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر نیستند.

اما در میان راه یافتگان جشنواره می توان مهم ترین فیلم را ساخته بهرام بیضایی با نام "وقتی همه خوابیم" دانست.از دیگر چهره های مهم حاضر در جشنواره، تهمینه میلانی با فیلم "سوپر استار" است که علاوه بر بخش سینمای ایران در بخش سینمای معناگرا نیز حضور دارد.

خانم میلانی که سال های گذشته با موضوع حقوق زنان فیلم ساخته است اخیرا به ساخت فیلم های پرفروش روی آورده است.البته یکی از فیلم های راه نیافته به جشنواره امسال نیز فیلمی از او است با نام "تسویه حساب" که موضوعش باز هم درباره زنان است. این فیلم چند سالی است که پروانه نمایش ندارد و توقیف مانده است.از دیگر اتفاقات جشنواره امسال حذف فیلم مسعود ده نمکی از بخش مسابقه سینمای ایران و راه یافتن به بخش فیلم های اول و دوم است.

گلشیفته فراهانی،  ۲۵ ساله، بازیگر زن ایرانی که پیشتر خبرهایی از ممنوع‌الخروج بودن او به گوش می‌رسید، روز یکشنبه در نخستین اکران فیلم «مجموعه دروغ‌ها» اثر ریدلی اسکات در نیویورک حضور یافت.

خانم فراهانی در روز افتتاحیه نمایش فیلم «مجموعه دروغ‌ها» که در آن در کنار ستاره‌هایی چون لئونارد دی‌کاپریو و راسل کرو نقش‌آفرینی کرده، به روزنامه آمریکایی «دیلی نیوز» گفت: «مشکلات زیادی را به خاطر این فیلم متحمل شده‌ام. وی ادامه داد: «[مقامات ایرانی] گذرنامه مرا گرفتند، مقامات امنیتی چندین بار از من بازجویی کردند و نهایتاً دادگاه گفت که باید فیلم را ببینیم و بعد از آن تصمیم بگیریم که با تو چه باید بکنیم.در فیلم ریدلی اسکات، خانم فراهانی در نقش پرستاری که مورد توجه راجر (با بازی دی‌کاپریو) است ظاهر می‌شود اما به راجر می‌گوید که ابتدا باید با خانواده‌اش صحبت کند و حتی با او دست نمی‌دهد.

از این رو معلوم نیست چه چیز مقامات جمهوری اسلامی را از بازی گلشیفته فراهانی در این فیلم عصبانی کرده است. خانم فراهانی که فرزند بهزاد فراهانی هنرپیشه پیشکسوت سینما و تئاتر ایران و خواهر شقایق فراهانی از بازیگران زن سال‌های اخیر سینمای ایران است، اخیراً با همسر خود در فرانسه اقامت یافته است. او به دیلی‌نیوز گفته‌است که عاشق ایران است و خانواده‌اش در ایران زندگی می‌کنند ولی با این شرایط  اگر خانواده‌اش بخواهند وی را دوباره ببینند، آنها هستند که مجبورند ایران را ترک کنند.

خانم فراهانی نخستین بار در سال ۷۷ در فیلم «درخت گلابی» داریوش مهرجویی ظاهر شد و در دو سال اخیر بارها و بارها در فیلم‌های مختلف بر پرده سینماهای ایران ظاهر شد و یکی از به یاد ماندنی‌ترین نقش‌های خود را در فیلم «میم مثل مادر» آخرین ساخته رسول ملاقلی‌پور فیلمساز فقید سینمای ایران ایفا کرد.

مریم کاویانی

یکتا ناصر

لعیا زنگنه

 لیلا اوتادی

زهرا امیر ابراهیمی

مهناز افشار

کتایون ریاحی

هدیه تهرانی

آزاده صمدی

آرام جعفری

الناز شاکردوست

 آناهیتا همتی

باران کوثری

بهنوش بختیاری

زیبا بروفه

لاله اسکندری

مریلا زارعی

الهام حمیدی

پرستو صالحی

گلشیفته فراهانی

هانیه توسلی

کمند امیر سلیمانی

نیوشا ضیغمی

نگار فروزنده

نیکی کریمی

بهنوش طباطبایی

شقایق فراهانی

رعنا آزادی ور

شیلا خداداد

ترانه علیدوستی

آناهیتا نعمتی

منبع

یک منبع آگاه به فارس، گفت: دو بازیگر معروف سینمای ایران در یک مهمانی شبانه دستگیر شده‌اند. این منبع مدعی شد: دو بازیگر به نام‌های "ج-ه" و "م-ش" شامگاه دیشب در یک مهمانی شبانه دستگیر شده‌اند و در حال حاضر تحقیقات در خصوص علت حضور این افراد در این محل در دست بررسی است. این در حالی است که صبح امروز یکی از مجریان معروف تلویزیون در دادسرای امور جنایی حاضر شد اما علت حضور وی در دادسرا مشخص نشد.

منبع

نادر، درسا، فريده، فرزانه و مهران مهام از «بزنگاه» مي‌گويند
شادي‌هاي‌ كوچك آدم‌هاي بزرگ
 
 پخش سريال «بزنگاه» از شبكه 3 سيما، نظرات مختلف و گوناگوني را باعث شده است. گروهي اين اثر را موفق ارزيابي مي‌كنند و گروهي هم معتقدند طنز آن كليشه‌اي و در پاره‌اي موارد اساسا طنز نيست. با وجود اين بايد اعتراف كرد بزنگاه مخاطبان خودش را دارد و مي‌كوشد هر شب بيش از پيش، آنها را به پيگيري ادامه ماجراهاي داستان راغب كند.
 
رضا عطاران: از خط قرمز عبور نكرديم‌

رضا عطاران بجز اين‌كه كار سخت كارگرداني اين مجموعه را انجام مي‌دهد، ايفاگر يكي از نقش‌هاي مهم هم است. فقط آنها كه از نزديك با سازوكار ساخت يك سريال هر شب تلويزيوني آشنا هستند، مي‌دانند همزماني اين دو كار، چه فشار مضاعفي وارد مي‌كند. آيا رضا عطاران پس از مجموعه‌هاي موفقي مثل متهم گريخت، ترش و شيرين و خانه به دوش، موفق مي‌شود خاطره شيرين آن سال‌ها را دوباره تكرار كند؟

آقاي عطاران! بيا از تيتراژ شروع كنيم. سريال با عنوان به ياد حسن حامد شروع مي‌شود. درباره مرحوم حسن حامد صحبت مي‌كني؟

من كار تئاتر را از مشهد و با مرحوم حسن حامد شروع كردم. يعني از سال 1359 كه در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان فعال بودم. همكاري ما تا سال 66 ادامه داشت. بعد كه در دانشگاه قبول شدم و به تهران آمدم، پس از مدتي حسن حامد به تهران آمد كه با او در چند كار تئاتر همكاري كردم. من يك دين اخلاقي به او دارم. چون نوع فكري كه داشت خاص بود، اين موضوع روي من و كارهاي من خيلي تاثير گذاشته است. يعني يك بخشي از حسن حامد در كارهايي كه من انجام مي‌دهم حضور دارد. به همين علت دوست داشتم يك جايي اسمش آورده شود.

نمايشي از او ديدم كه البته اسمش يادم نمي‌آيد. شما هم در آن بازي داشتيد.

من بودم و يك دختربچه. اسم تئاتر بچه تابستان بود.

يك‌جورايي فكر مي‌كنم رابطه شما در بزنگاه با درسا شبيه رابطه همان آدم با آن دختربچه است.

آره. راستش يك‌جورايي تلنگري بود كه اين ارتباط شبيه همان ارتباط در آن تئاتر باشد. پس از آن، اين رابطه در دنياي شيرين تكرار شد. من در آنجا هم يك بچه داشتم و اين ارتباط در كارهاي ديگر هم بود تا به بزنگاه رسيد.

اين دفعه خطر كرديد و رويه هميشگي را شكستيد و خواستيد طنزتان را در قالب ديگري ارائه كنيد. نترسيديد مخاطب آن را پس بزند و با آن ارتباط برقرار نكند؟

خب اين خطر وجود دارد. درباره خيلي از حرف‌هايي كه در كارها زده مي‌شود، وجود دارد. براي اين كار هم هست. ولي خب آدم بعضي جاها بايد چشم‌پوشي كند. ما در اين كار با نشان دادن واقعيت، آيينه‌اي در مقابل جامعه قرار مي‌دهيم. ما كه راه‌حلي براي آن نداريم، اما مي‌دانيم اين مشكلات وجود دارد، پس بايد چه كار كرد؟ ما در اين كار سعي كرديم به طنز واقعي نزديك شويم.

بحثي كه فعلا مطرح است اين كه بزنگاه از خط قرمزهاي معمول جلوتر رفته است.

ما از اين مسائل به عنوان المان استفاده كرده‌ايم؛ يعني حتي در رفتارها هم به آن توجه شده است. مثلا ما به اين مساله توجه كرده‌ايم كه يك معتاد را نبايد حتما يك آدم نحيف و لاغر ببينيم كه احيانا نمي‌تواند حتي به درستي حرف بزند. ما به شكل واقعي جلو رفته‌ايم، چون مي‌دانيد كه ديگر اعتياد تنها مختص ترياك نيست. قرار نبود خط قرمز را بشكنيم. تنها خواستيم از اين المان‌ها استفاده كنيم. اعتياد جنبه‌هاي گوناگون دارد. براي ما مسائل مختلفي در طرح مشكل اعتياد مطرح بوده است. مسائلي مثل همه‌گير بودن، در دسترس بودن و ارزان بودن آن بعضي از جنبه‌هاي آن است. در كنار آن، تاثير اين رفتار روي افراد خانواده و بخصوص كودكان مورد توجه بوده است. طبيعي است اين شخصيت نبايد خيلي آدم مثبتي نشان داده شود، البته نمي‌دانم تا چه اندازه موفق بوده‌ايم.

اين بار بر خلاف دفعه‌هاي ديگر يك نقش نسبتا منفي را بازي مي‌كني كه قاعدتا نبايد محبوب باشي. اين برايت سخت نبود؟

اين سختي‌ها بود، ولي چون دوست داشتم اين اتفاق بيفتد، بالطبع حواشي آن را هم پذيرفتم. به هر حال آدم در اين كارها بايد از برخي چيزها بگذرد، حتي ممكن است از محبوبيت من كاسته شود، ولي خب برايم خيلي مهم نبوده است.

استنباط خودت از نقشي كه بازي مي‌كني، چيست؟

من خودم از نقشي كه بازي مي‌كنم بدم مي‌آيد. نادر در اين سريال رفتارهايي دارد كه خيلي درست نيست.

نگارش فيلمنامه به چه صورت انجام مي‌گيرد؟

فيلمنامه مثل همه كارهاي پيشين من است. يعني هنگام كار هر چه به ذهنم برسد كه به شخصيت‌ها، رفتارها و ارتباطات آنها كمك كند، از آن استفاده مي‌كنم. ممكن است يك ديالوگ حذف شود و 10ديالوگ ديگر عوض شود يا بعكس. مثل قسمتي كه،  در آن ،خواستگاري  براي دختر خانواده آمده بود يا در فيلمنامه ابتدايي اصلا اعتياد نداشت در حالي كه ما كل قصه را براساس اعتياد پيش برديم.

نيكي نصيريان: فيلمنامه را برام مي‌خونن‌

نيكي نصيريان همان دختر بچه‌اي است كه نقش درسا، دختر نادر را بازي مي‌كند. به نوعي او تنها همدم پدر محسوب مي‌شود كه مي‌كوشد جاي ديگران را هم براي او پر كند. او در اين نقش آنقدر خوب ظاهر شده كه احتمالا بتوانيم در آثار ديگري هم او را ببينيم.



ادامه مطلب ...

رجانیوز :درپی انتشار برخی اخبار مبنی بر ممنوع الخروج شدن گلشیفته فراهانی این خبر از سوی یکی از نزدیکان و همچنین مسئولان فرودگاه امام خمینی(ره) تکذیب شد.

به گزارش شبکه ایران، پس از انتشار خبر بازی گلشیفته فراهانی در فیلمی از رایدلی اسکات و حواشی مرتبط با این خبر، برخی رسانه اقدام به انتشار اخباری مبنی بر ممنوع الخروج شدن این بازیگر کردند که با واکنش نزدیکان وی مواجه شده است. پس از انتشار خبر، یکی از مسوولان فرودگاه امام خمینی (ره) هم در این زمینه، گفت: گلشیفته فراهانی نه تنها دیروز بلکه در طول شش ماه گذشته نیز قصد خروج از کشور را نداشته و به هیچ وجه خبر ممنوع الخروجی او در این فرودگاه صحیح نیست. همچنین پس از ساعت ها تلاش، توانستیم با یکی از نزدیکان وی نیز تماس بگیریم. همچنین یکی از بستگان نزدیک این بازیگر در گفتگو با روزنامه جام جم چنین مساله‌ای را تکذیب کرد. وی همچنین اعلام کرد: گلشیفته فراهانی برای ایفای نقش در یک فیلم خارجی یک شرط اساسی داشته و آن هم این بوده که در صحنه های مختلف فیلم حجاب کامل داشته باشد و در صحنه هایی نیز که بنا به اقتضای داستان، این مسئله ممکن نبوده، حتما باید از کلاه گیس استفاده کند. این فرد نزدیک به این بازیگر تأکید کرد که گلشیفته فراهانی از پیش از عید نوروز و اواخر سال 86 که از یک سفر خارج از کشور بازگشته، به هیچ وجه قصد خروج از کشور را نداشته و فعلاً نیز قصد خروج از کشور را ندارد.

تورج نگهبان ترانه سرای بسیاری از تصنيف‌های مشهور ایرانی، روز چهارشنبه 20 اوت در بیمارستانی لس آنجلس درگذشت.

او که هنگام مرگ 76 سال داشت، مدتی بود که از بیماری ریوی و کیسه صفرا رنج می برد.تورج نگهبان در کنار ترانه سراهایی چون بیژن ترقی، اسماعیل نواب صفا و رحيم معینی کرمانشاهی به نسلی تعلق داشت که آثارشان موج جدیدی در موسیقی و تصنیف ایرانی به راه انداخت. این نسل آثاری خلق کرد که همراه با آهنگهای کسانی چون همایون خرم، علی تجویدی، مهدی خالدی و پرویز یاحقی، تبدیل به ماندگارترین تصنیفهای ایرانی در دهه های 30 و 40 خورشیدی شد. ترانه بسیاری از این تصنيفها را که بهترين خوانندگان آن زمان اجرا کردند، تورج نگهبان سروده بود. از جمله اين خوانندگان می توان به دلکش، مرضیه، بنان، داریوش رفيعی، محمد نوری و پوران و در ميان نسل پس از آنها به هایده، مهستی داریوش، گوگوش و ستار اشاره کرد. تورج نگهبان در سال 1311 در اهواز به دنیا آمد و تحصیلات متوسطه را در خرمشهر و تحصیلات عالی خود را در رشته های ادبیات انگلیسی و حقوق در دانشگاه تهران به پایان برد. آشنایی او با همایون خرم، نوازنده ویلن و آهنگساز پای او را به عرصه ترانه سرایی باز کرد. تورج نگهبان از همکاران اصلی برنامه موسیقی گلها بود که از رادیو ايران پخش می شد. او پیش از انقلاب علاوه بر ترانه سرایی، معاون اداره مطبوعات رادیو و سپس سرپرست انتشارات سازمان صنایع دستی ایران نیز بود. از ديگر فعالیتهای او در پیش از انقلاب می توان انتشار مجله دستاورد (در زمينه هنرهای دستی) و صدا ( در زمينه موسیقی) اشاره کرد. او پس از انقلاب نیز کار ترانه سرایی را دنبال کرد، به طوريکه بر روی بسیاری از تصنيفهای ایرانی که در این سالها - چه در لس آنجلس و چه در ایران- ساخته شد، اشعار او شنیده می شود. تورج نگهبان در سالهای گذشته که در لس آنجلس زندگی می کرد، اجرای چندين برنامه مرتبط با موسیقی را در تلویزیونهای فارسی زبان این شهر بر عهده داشت. او بیش از 700 ترانه بر روی آهنگهای ایرانی سروده است.

golshiftefarahani.jpg

گل شيفته فراهاني، بازيگر جوان و با استعداد سينماي ايران که بازي وي در فيلم "مجموعه دروغ ها" به کارگرداني ‏رايدلي اسکات، کارگردان پرآوازه انگليسي،‎ ‎توجهات زيادي را به خود جلب کرده است، ديروز در حاليکه براي بررسي ‏پيشنهادهاي تازه اي عازم هاليوود بود در فرودگاه با حکم ممنوع الخروجي روبه رو شد و از سفر بازماند.‏‎ ‎گفته مي شود ‏مسئولين وزارت ارشاد به اين علت مانع سفر وي شده اند که به اعتقاد آنان بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي ‏خارجي نيز بايد از ارشاد"‏‎ ‎مجوز" بگيرند.‏خبر ساخت فيلم سينمايي" مجموعه دروغ ها" بر اساس كتابي به همين نام به كارگرداني ريدلي اسكات از مدت ها پيش ‏مطرح بود تا اينکه هفته گذشته اعلام شد که اين فيلم مراحل پاياني خود را طي مي کند و يک بازيگر ايراني نيز در آن ‏ايفاي نقش کرده است. اين فيلم هاليوودي كه به گفته كارگردانش براي اكران در اسكار آماده مي شود داستان يك روزنامه ‏نگار ـ با بازي لئوناردو دي كاپريو ـ رابيان مي كند كه طي جنگ عراق براي كشتن يك رهبر القاعده از سوي سازمان ‏سيا استخدام مي شود و به اردن مي رود. ‏در برگردان سينمايي اين رمان تغييرات چندي داده شد که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام "عايشه" ‏بود که در داستان اصلي با نام "آليس" وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته ‏اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس و برنده اسکار که به خاطر نگارش فيلمنامه فيلم معروف "مردگان" مارتين ‏اسکورسيزي شهرتي جهاني دارد، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات آن ‏اعلام نشده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در اين فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه ‏اوليه انجام داده اند تا حضور وي در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني جمهوري اسلامي در تضاد نباشد. از ديگران ‏بازيگران اين فيلم مي توان به راسل کرو اشاره کرد.‏بازي گل شيفته در اين فيلم توجه بسياري را جلب کرد؛ به دنبال آن بود که پيشنهادات تازه اي به وي داده شد و وي ‏ديروز براي بررسي اين پيشنهادها عازم سفر بود که براثر ممانعت مسئولين وزارت ارشاد از سفر بازماند. جالب اين ‏است که گل شيفته فراهاني نيز در فروگاه متوجه ممنوع الخروجي خود شد در حاليکه پيش از اين بارها از کشور خارج ‏شده و هرگز مسئله اي نيز نداشته است.‏ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد که ‏گواه آن فيلم معروف "ملکوت آسمان" است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از ‏صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود. ‏در اين فيلم بازيگران مسلمان ديگري چون بيژن دانشمند، علي سليمان، عمر بردوني، مهدي نبو و علي خليل نيز بازي ‏کرده اند.

صحنه اي از فيلم مجموعه دروغ ها

منبع : سایت روز ‏

امروز از اول صبح، خیابان های متنهی با تالار وحدت تهران که تشییع جنازه خسرو شکیبایی از ان جا آغاز می شد، به خاطر ازدحام جمعیت بسته شده بود. راه بسته بود و با ماشین عبور کردن ممکن نبود.

 

 

 

در راه که می رفتم چهره های آشنای زیادی را می توانستم ببینم؛ عزت‌الله انتظامی، سعید راد، رضا کیانیان، قطب‌الدین صادقی، جلال‌الدین معیریان، هادی مرزبان، منوچهر آذری، ژاله علو، احمدرضا درویش، بهمن فرمان‌آرا، پروین سلیمانی، علی مصفا، حبیب رضایی، ایرج قادری، سیروس ابراهیم زاده، مسعود کیمیایی، همایون اسعدیان، رویا تیموریان، مسعود رایگان، جهانگیر الماسی، محمدرضا فروتن ، مهتاب کرامتی و....

هر چه به تالار وحدت نزدیک تر می شوم، جمعیت زیادتر است و خیابان شلوغ تر.

دیروز تقریبا صفحه اول تمام روزنامه های ایران به خسرو شکیبایی اختصاص داشت، به جز یکی دو روزنامه وابسته به اصولگرایان که معمولا اخبار هنری را پوشش خوبی نمی دهند. عکس های بزرگ درصفحه اول روزنامه های مهم ایران به چشم می خورد و در صفحات داخلی هنرمندان بسیاری از طیف های مختلف درباره شکیبایی سخن گفته بودند. این همه پوشش خبری و واکنش به مرگ یک هنرمند در سال های اخیر بی سابقه است و فقط کسی مثل خسرو شکیبایی در ایران می توانست چنین واکنشی را برانگیزد، هنرپیشه ای که روشنفکران و قشرهای تحصیل کرده با بازی اش در هامون خاطره دارند و عامه مردم سریال های تلویزیونی موفقش مانند روزی روزگاری و خانه سبز را به یاد دارند.

گفتگو با برخی از حاضران در مراسم تشییع جنازه

جمعیت آن قدر زیاد است که انتقال پیکر خسرو شکیبایی ممکن نیست. پرویزپرستویی که اجرای مراسم را بر عهده داشت، چند بار کوشش می کند با خواهش و تمنا مردم را پراکنده کند تا آمبولانس حامل شکیبایی بتواند بیاید.

 

 

او می گوید "اگر شکیبایی را دوست دارید ساکت باشید و مهربانی خود را نشان دهید چون ما برای شما این کار را می‌کنیم.بالاخره پس از ساعتی معطلی ، آمبولانس حامل پیکر خسرو شکیبایی به جایگاه می رسد و مراسم شروع می شود. نخستین برنامه پس از قرآن، اجرای ترانه "بهار دلنشین " توسط حسین بختیاری است. او در توضیحش می گوید که خسرو این ترانه را خیلی دوست داشت.برگزار کنندگان برنامه ای تدارک دیده اند و قرار است که هنرمندان درباره شکیبایی سخنرانی کنند، اما شلوغی جمعیت برنامه از پیش تعیین شده را برهم می زند و برخی از هنرمندانی که قرار است صحبت کنند، نمی توانند. مسعود کیمیایی، سیروس الوند و ژاله علو به خاطر شلوغی و ازدحام نمی توانند خود را به جایگاه سخنرانی و اجرای برنامه برسانند. این را پرستویی می گوید.ایرج راد خود را توانسته به جایگاه برساند. او می گوید: متأسفانه یکی از پدیده‌های بازیگری از میان ما رفت. او از افتخارات هنر مملکت ما بود و شاید سال‌های سال برای ظهور کسی چون او باید منتظر باشیم. شکیبایی ۵۰ سال خدمت کرد و زحمت کشید که به اینجا رسید. سال ۴۸ بود که او با گروهی به همراه هادی اسلامی به اداره تئاتر آمد و نمایشنامه‌ای را به نام روسری قرمز اجرا کرد. از آن سال به بعد و تا زمان بازنشستگی، او همچنان در اداره تئاتر بود، تا اینکه به سینما رفت و در سینما افتخارات زیادی آفرید. او می خواست درباره ارزش‌های بازی شکیبایی صحبت کند که ازدحام جمعیت این موضوع را ناممکن کرد.

 

 

بعد از او نوبت به پویا شکیبایی فرزند خسرو شکیبایی رسید که از مهربانی و دوستی مردم با پدرش تشکر کرد. وضع روحی او اجازه نمی داد بیش از این حرف بزند. بعد از او محمد حسین صفار هرندی در جایگاه قرار گرفت تا پیام محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور را ابلاغ کند که اعلام نام رئیس جمهور با هو کردن گروهی از مردم روبرو شد.

صفار هرندی کمی مکث کرد و بعد سخنرانی اش را علیرغم سر و صدای مردم، ادامه داد. بعد از این سخنرانی ها دیگر ادامه مراسم ممکن نبود . پیکر خسرو شکیبایی راهی بهشت زهرا شد و جمعیت بسیاری نیز همراهش شدند . پیکر خسرو شکیبایی به قطعه هنرمندان منتقل شد و در ازدحام جعیت زیادی که برای بدرقه اش آمده بودند، سخنرانی ها در آنجا ادامه پیدا کرد. محمدرضا جعفری جلوه معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخستین سخنران در بهشت زهرا بود و سپس نوبت به سیروس الوند رسید تا درباره شکیبایی بگوید.  او در سخنانی کوتاه گفت: "شکوه امروز درخور و شایسته خسرو شکیبایی است. او از بازیگرانی است که در دهه ۶۰ وارد سینما شد و از بازیگران فرهیخته دیگری مانند پرویز پرستویی و رضا کیانیان دعوت کرد تا در سینما کار کنند و با این کار اعتباری برای سینما کسب کرد. بعد از الوند، پرویز پرستویی متنی ادبی در ستایش خسرو شکیبایی خواند و نوبت به امین تارخ سخنگوی خانه سینما رسید. او هم گفت: شکیبایی هنرمند بزرگی بود و حضور گرم مردم این نکته را ثابت می‌کند. 

شصت و یکمین جشنواره فیلم کن از 14 تا 25 مه (25 اردیبهشت تا 5 خرداد) برگزار می شود . در حالی که گمان می رفت امسال پس از سال ها فیلمی از ایران به بخش اصلی جشنواره کن راه یابد، باز هم به روال سال های اخیر سینمای ایران در بخش اصلی نماینده ای ندارد. اما فیلم "ترانه تنهایی تهران" به کارگردانی سامان سالور، یکی از فیلم هایی که از جشنواره فیلم فجر کنار گذاشته شده بود، به بخش دو هفته با کارگردانان راه یافته است.

 

 

پیش از این نیز این اتفاق برای فیلم "خواب نلخ" به کارگردانی محسن امیر یوسفی رخ داده بود. آن فیلم نیز به جشنواره فیلم فجر راه نیافت، اما پس از آن که موفق به دریافت جایزه در کن شد، سال بعد به بخش جشنواره جشنواره های فجر راه پیدا کرد. البته فیلم خواب تلخ هنوز مجوز نمایش دریافت نکرده است. کنار گذاشتن فیلم های فیلمسازان جوان و مستقل از جشنواره فیلم فجر در اواخر سال گذشته با انتقاد کاگردانان و بازیگران سینمای ایران رو به رو شده و 60 نفر از سینماگران با انتشار نامه ای به این موضوع اعتراض کردند.

"ترانه تنهایی تهران" ماجرای دو نفر است که شغلشان نصب ماهواره در تهران است. ما در طول فیلم با جزئیات زندگیشان بیشتر آشنا می شویم و رفته رفته به تنهایی آنها پی می بریم. یکی از این نصاب ها، بهروز، قبلا به عنوان رزمنده ای بسیجی در جنگ حضور داشته و به عنوان بی سیمچی خدمت کرده است و نصاب دیگر پسر خاله اوست که علی رغم تحصیلات در زمینه مخابرات بیکار است. حضور در کن اولین حضور بین المللی این فیلم است، اما کارگردان آن می گوید که دوست داشت فیلمش اول در تهران اکران می شد، آرزویی که امکان تحققش زیاد نیست.

ماهواره در سال های اخیر به یکی از موضوعات جذاب برای فیلمسازی در ایران تبدیل شده است و به همان نسبت با واکنش مقام های رسمی ایران نیز روبه رو است. "دایره زنگی" پرفروش ترین فیلم این روزهای ایران نیز به موضوع ماهواره می پردازد که با سانسور بخش هایی از فیلم امکان نمایش پیدا کرد.

پیش از این فیلم مستندی از محمد رسول اف با عنوان "باد دبور" نیز به موضوع ماهواره می پرداخت که در جشن سال گذشته خانه سینما علیرغم برخورداری از آرای داوران از سوی برگزار کنندگان جشن حذف شد. "ترانه تنهایی تهران" تنها نماینده ایران در جشنواره کن نیست و یک فیلم مشترک ایرانی - بوسنیایی نیزبه بخش هفته منتقدان این جشنواره راه یافته است. گرچه هیچ یک از عوامل این فیلم ایرانی نیستند. فیلم "برف" با حمایت و مشارکت مرکزسینمای تجربی و مستند ایران با شرکت بوسنیایی مارما فیلم و تهیه کنندگانی از کشورهای فرانسه، آلمان و آلبانی، توسط آیدا بگیچ کارگردانی شده است و در بخش دوربین طلایی جشنواره کن نیز مورد داوری قرار خواهد گرفت.داستان فیلم سینمایی "برف" به نویسندگی آیدا بگیچ و آلما تاراراگیچ، زندگی همسران کشته شدگان روستای سربرنیتسا را بازگو می کند که در غیاب شوهران شهید گمنامشان، از واگذاری اراضی روستا به زمینداران ‌سر باز می‌زنند.

 نمایی از فیلم مجنون لیلی

جشنواره فیلم فجر که به پایان می رسد، یک دوره کوتاه رکود، سینماهای ایران را فرا می گیرد تا زمان اکران نوروزی که فصل رونق نسبی سینماهاست. همواره فیلم های زیادی علاقه مند حضور در اکران نوروزی هستند چون معمولا فروش این فیلم ها تا حدی تضمین شده است.

 

 

در دو سال گذشته فیلم هایی که در این ایام اکران شدند، رکورد فروش را شکستند. فیلم های "چهارشنبه سوری" و "اخراجی ها" در این دو سال با استقبال زیاد مردم روبه رو شدند و جلوی سینماها صف های طولانی تشکیل شد.

امسال نیز با آمدن فیلم های "دایره زنگی" و "زن دوم" و با توجه به مولفه های سینمای تجاری فیلم "مجنون لیلی" استقبال ازفیلم های اکران نوروزی سینما از اکنون حتمی به نظر می رسد.

برخی از مطبوعات از هم اکنون پیش بینی کرده اند که فیلم "دایره زنگی" می تواند رکورد "اخراجی ها" ساخته مسعود ده نمکی را بشکند. البته این روزها مسعود ده نمکی درحال پیش تولید قسمت دوم این فیلم است.

"پایان سنتوری!"

از همان روزهای بعد از جشنواره که فیلم "سنتوری" ساخته داریوش مهرجویی در بازار قاچاق عرضه شد، کارگردان و تهیه کننده مدام درخواست اکران آن را داشتند. در این میان حتی مهرجویی از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران درخواست کرد تا به یمن ۴۰ سال فعالیت در سینمای ایران، اجازه اکران نوروزی آن را بدهد. اما درخواست های مکرر تهیه کننده و کارگردان به جایی نرسید. سرانجام با جواب قاطع صفارهرندی که "این فیلم هرگز نمایش داده نمی شود" پرونده اکران این فیلم مختومه شد.

خیل متقاضیان

اما تعداد زیادی از فیلم ها مانند "تیغ زن" به کارگردانی علیرضا داودنژاد، "هم خانه" به کارگردانی مهرداد فرید، "کنعان" سومین فیلم مانی حقیقی، "به همین سادگی" به کارگردانی رضا میرکریمی، "زن دوم" ساخته سیروس الوند، "زنها فرشته اند" دومین فیلم شهرام شاه حسینی، "مجنون لیلی" از قاسم جعفری، "حس پنهان" نخستین ساخته مصطفی رزاق کریمی، "سیاهی روشن است" به کارگردانی محمد کاسه ساز، "قرنطینه" ساخته منوچهر هادی، "همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی از متقاضیان اکران نوروزی بودند.

برنده های اکران نوروزی

سرانجام پس از چند بار تشکیل شورای صنفی اکران، فیلم‌های "به همین سادگی"، "مجنون لیلی"،‌ "زن دوم" و "دایره زنگی" قرار شد که در نوروز ۸۷ در گروه های سینمایی مختلف اکران شوند، اما هنوز تکلیف فیلم گروه سینمایی سینما عصرجدید معلوم نشده است.

اکران تاریخی در آزادی 

زن دوم

ازامروز دوشنبه ۲۷ اسفند با اکران فیلم "زن دوم" ساخته سیروس الوند نمایش فیلم برای مردم در سینما آزادی آغاز می شود. عصر روز یکشنبه این سینما برای دومین باربا حضور بخشی از سینماگران افتتاح شد. این سینما پیش از این در ایام جشنواره با نمایش فیلم افتتاح شده بود.

رقابت ستاره ها

اگر از فیلم "به همین سادگی" بگذریم، بقیه فیلم ها، عرصه حضور ستاره های سینما و تلویزیون ایران است. فیلم "لیلی مجنون" که یک فیلم تجاری است، از حضور ستاره های قدیم و جدید سینما و به خصوص تلویزیون ایران بهره گرفته است تا فیلمی پرفروش عرضه کند.

 

 

محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، حمید گودرزی و حامد بهداد که از بازیگران پولساز سینمای ایران هستند، در کنار نیما شاهرخشاهی، السا فیروزآذر، یوسف تیموری، گلاره عباسی، احمد پورمخبر، رامین راستاد، ابوالفضل پورعرب و رضا رویگری کلکسیون ستاره های این فیلم را تشکیل می دهند.

محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی بازیگران فیلم "زن دوم" هستند.

"به همین سادگی" با بازی هنگامه قاضیانی ساخته شده است که بازیگر قدیمی اما ناشناخته ای برای عموم مردم است.  

به همین سادگی

در میان این فیلم ها، "دایره زنگی" هم ضمن این که کلکسیونی از ستاره های تلویزیون و سینما را گرد آورده است، موضوعی جذاب و بکر را دستمایه قرار داده است و با بهره گیری از طنز فیلمی پر کشش و پرفروش را عرضه کرده است.

مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، سروش گودرزی، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی‌مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز بازیگران اصلی این فیلم پر بازیگر هستند که پس از عبور از هفت خوان ممیزی اجازه اکران گرفته است.

ممیزی و فیلم های نوروزی

امسال جدول نمایش فیلم های اکران نوروزی دیرتر از هر سال آماده شده است و این برای تبلیغات و اطلاع رسانی فیلم ها مشکل ساز خواهد شد. این مشکل از آن جا ناشی می شد که برخی از این فیلم ها علیرغم حضور در جشنواره فیلم فجر پروانه نمایش عمومی نداشتند و صدور پروانه نمایش برای این فیلم ها با تاخیر انجام شد.  

دایره زنگی

فیلم "زن دوم" نیز که در جشنواره شرکت نکرده بود، علیرغم این که از دی ماه برای دریافت پروانه نمایش ارائه شده بود،

 

 

به تازگی مجوز نمایش گرفته است، اما وضعیت "دایره زنگی" از این بغرنج تر بود و این فیلم پس از این که فیلم اصلاحیه هایی خورد و با تغییرات در جشنواره به نمایش در آمد، بار دیگر و هنگام نمایش جشنواره ای با اصلاحیه های تازه رو به رو شد و از جشنواره کنار کشیده شد، تا این که سرانجام توانست مجوز نمایش عمومی و حضور در اکران نوروزی را بگیرد .

 

بهارستان تهران: پس از اعلام حمایت بیش از 200 هنرمند سینما،‌ تئاتر و تلویزیون از فهرست انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان، برخی از سایت‌های حامی دولت و جبهه متحد اصولگرایی اخباری مبنی بر «تکذیب اعلام حمایت این هنرمندان» را منتشر و سعی کردند با شایعه‌پراکنی علیه منیژه حکمت، کارگردان و مستندساز، وی را به جعل امضا متهم کنند.

بهاره رهنما از افرادی بود که نام وی به عنوان یکی از تکذیب‌کنندگان آمده است.

این بازیگر با ارسال نامه‌ای به ستاد خبری ائتلاف اصلاح‌طلبان اخبار رسانه‌های اصولگرا را تکذیب کرد و نامه این بازیگر سینما و تلویزیون به شرح زیر است:

بنام او که چیزی از او پنهان نیست

به عنوان یک زن مسلمان ایرانی که هجده سال است در فضای تلویزیون، تئاتر و سینمای کشورم فعالیت کرده‌ام و همیشه سعی کرده‌ام خودم باشم اگرچه گاهی چیزهایی را هم برای خودم بوده از دست داده‌ام، طی این نامه اعلام می‌کنم که بنده به عنوان عضوی از مجموعه تلویزیون از اینکه رأی شخصی‌ام را به صورت عمومی اعلام کرده‌ام مورد بازخواست قرار گرفته‌ام اگر موضوع به همین جا ختم می‌شد طبق احترام به روابط رئیس و مرئوسی می‌پذیرفتم که نباید رأیم را به صورت علنی اعلام می‌کردم تا مردمی را که دوستشان دارم و دوستم دارند تحت تأثیر رأی دادن به حزب خاص قرار دهم. طی نامه‌ای هم به یکی از رؤسای محترم تلویزیون جمهوری اسلامی این موضوع را اعلام کرده‌ام که اگر اظهارنظر علنی من کار درستی در موازین آن سازمان نبوده از این که نظرم را علنی اعلام کرده‌ام عذر می‌خواهم اما در این که رأی می‌دهم و به حزبی که اعتقاد دارم رأی می‌دهم شکی نیست چون به قول امام راحل رأی دادن نه تنها حق ملی ماست بلکه وظیفه شخصی ما است.

زمانی که بیانیه ائتلاف اصلاح‌طلبان (یاران خاتمی) را امضا کردم با اعتقاد این کار را انجام داده‌ام و تا این لحظه هیچ تکذیبیه‌ای نیز اعلام نکرده‌ام اما چون عضوی از مجموعه تلویزیون هستم پذیرفتم که نباید به صورت علنی رأیم را اعلام می‌کردم.

خوشبختانه نامه من به صورت سند با امضای خودم در دو نسخه در تلویزیون و نزد خودم محفوظ است.

گمان نمی‌کنم که رأی دادن من که عملی عرفی و شرعی برای یک مسلمان ایرانی است بهایش کار نکردن در تلویزیون باشد چون ما همگی به گفته رهبر انقلاب اعتقاد داریم که ای کاش انتخابات هر سال پرشورتر برگزار شود و ما همه کاندیداهای تأیید صلاحیت شده احترام می‌گذاریم.

بهاره رهنما

بازیگر تلویزیون و سینما

در ادامه انتشار برخي مسائل شخصي بازيگران وهنرمندان و ورزشكاران يكي از سايت هاي خبري اقدام به انتشار ليست زوج هاي هنري كرد.  

سرويس دريافت خبر برنا :

-پژمان بازغي (بازيگر) ---- مستانه مهاجر (تدوينگر)

ـ رخشان بني‌اعتماد (کارگردان) ---- جهانگير کوثري (تهيه‌کننده، مجري)

ـ کمند اميرسليماني (بازيگر) ---- ورقا عامري (عکاس)

ـ تهمينه ميلاني (کارگردان) ---- محمد نيک‌بين (تهيه‌کننده)

ـ لادن طباطبايي (بازيگر) ---- سعيد تهراني‌ (بازيگر، تهيه‌کننده)

ـ مهناز افضلي (بازيگر) ---- حسن پورشيرازي (بازيگر)

ـ حميد سمندريان (کارگردان) ---- هما روستا (بازيگر)

ـ بهزاد فراهاني (بازيگر)---- فهميه رحيم‌نيا (نويسنده)

ـ افسر اسدي (بازيگر) ---- اصغر همت (بازيگر)

ـ محمد رحمانيان (کارگردان) ---- مهتاب نصيرپور (بازيگر)

ـ امين تارخ (بازيگر) ---- منصوره شادمنش (نويسنده)

ـ مينا جعفرزاده (بازيگر)---- بهمن زرين‌پور (کارگردان)

ـ جمشيد آهنگراني (نويسنده)---- منيژه حکمت (کارگردان)

ـ حسن جوهرچي (بازيگر) ---- مهناز بيات (منشي صحنه)

ـ لادن مستوفي (بازيگر ) ---- شهرام اسدي (کارگردان)

ـ الهام چرخنده (بازيگر) ---- فرشيد نوابي (بازيگر)

ـ شاهرخ فروتنيان‌‌ (بازيگر) ---- افسانه چهره‌آزاد (بازيگر)

ـ آتيلا پسياني (بازيگر) ---- فاطمه نقوي (بازيگر)

ـ کامبوزيا پرتويي (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفاني (بازيگر)

ـ مائده طهماسبي (بازيگر) ---- فرهاد آئيش (بازيگر)

ـ داريوش مهرجويي(کارگردان) ---- وحيده محمدي‌فر (فيلمنامه نويس و منشي صحنه)

ـ نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادي (کارگردان)

ـ عليرضا اميني (کارگردان) ---- فرناز جمشيدي مقدم (منشي صحنه)

ـ محمود پاک نيت (بازيگر) ---- مهوش صبرکن (بازيگر)

ـ محمدرضا شريفي‌نيا (بازيگر) ---- آزيتا حاجيان (بازيگر)

ـ هومن حاجي عبدالهي (مجري، بازيگر) ---- سليمه قطبي (بازيگر راديو)

ـ محسن قاضي‌مرادي (بازيگر) ---- مهوش وقاري (بازيگر)

ـ داود رشيدي (بازيگر) ---- احترام برومند (مجري، بازيگر)

ـ بهروز افخمي (کارگردان) ---- مرجان شيرمحمدي (بازيگر، نويسنده)

ـ بهاره رهنما (بازيگر) ---- پيمان قاسم‌خاني (فيلمنامه‌نويس)

ـشهرام شکيبا (مجري، شاعر) ---- مهسا ملک مرزبان (مجري)

ـ مهرداد شکرآبي (بازيگر) ---- عاطفه رضوي (بازيگر)

ـ احمد حامد (تهيه‌کننده) ---- فاطمه معتمدآريا (بازيگر)

ـ ابوالفضل جليلي (بازيگر) ---- مريم اشرفي (عکاس)

ـ کتايون رياحي (بازيگر) ---- فرشيد رحيميان (مديرتوليد)

ـ محمدرضا فروتن (بازيگر)---- سحر ابراهيمي (فيلمبردار پشت صحنه)

ـ سارا خوئيني‌ها (بازيگر ) – سابق – يوسف مراديان (بازيگر)

ـ محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضيه مشکيني (طراح صحنه، کارگردان)

ـ شقايق دهقان (بازيگر) ---- محراب قاسم‌خاني (طراح صحنه، نويسنده)

ـ فريال بهزاد (کارگردان)---- رضا آزادي (فيلمبردار)

ـ علي دهکردي (بازيگر) –-- آفرين چيت ساز (طراح لباس)

ـ محمد اصفهاني (خواننده) ---- ليدا جوادي (بازيگر)

ـ رويا تيموريان (بازيگر) ---- مسعود رايگان (بازيگر)

ـ اصغر فرهاد (کارگردان) ---- پريسا بخت‌آور (کارگردان)

ـ زيبا بروفه (بازيگر) ---- پيام صابري (گريمور)

ـ ليلا حاتمي (بازيگر) ---- علي مصفا (بازيگر)

ـ گلاب آدينه (بازيگر) ---- مهدي هاشمي (بازيگر)

ـ داريوش فرهنگ (بازيگر) – سابق – سوسن تسليمي (بازيگر)

ـ سيما تيرانداز (بازيگر) ---- ناصرهاشمي(بازيگر)

ـ ليلي رشيدي (بازيگر) – سابق – نيما بانکي (بازيگر)

ـ امين حيايي (بازيگر) ---- نيلوفر خوش خلق (بازيگر)

ـ ابوالفضل پور عرب (بازيگر) – سابق – آناهيتا نعمتي (بازيگر)

ـ حسين عرفاني (دوبلر) --- شهلا ناظريان‌ (دوبلر)

ـ کوروش تهامي (بازيگر) – سابق – شبنم طلوعي (بازيگر)

ـ گوهر خيرانديش (بازيگر) ----- مرحوم جمشيد اسماعيل خاني (بازيگر)

ـ سحر ولدبيگي (بازيگر) ---- نيما فلاح (بازيگر)

ـ فريبرز عرب‌نيا (بازيگر) – سابق – عسل بديعي (بازيگر)

ـ افسانه بايگان (بازيگر) ---- مرتضي شايسته (تهيه‌کننده)

ـ فرزانه کابلي (بازيگر) ---- هادي مرزبان (کارگردان)

ـ امير جعفري (بازيگر) ---- ريما رامين‌فر (فيلمنامه نويس)

ـ خسرو شکيبايي (بازيگر) – سابق – تانيا جوهري (بازيگر)

ـ رضا رشيدپور (مجري) ---- نغمه مهرپاک (مجري)

ـ مهتاب کرامتي (بازيگر‌) – سابق – بابک رياحي‌پور (گيتاريست)

ـ حميرا رياضي (بازيگر) ---- علي اوسيوند (بازيگر)

ـ گلشيفته فراهاني‌ (بازيگر) ---- امين مهدوي (عکاس)

ـ هديه تهراني (بازيگر) – سابق – هومن به‌منش (دستيار فيلمبردار)

ـ يغما گلروئي (ترانه‌سرا) ---- آزاده خواجه نصير (نقاش)

ـ کاوه يغمايي (خواننده) ---- نيلوفر فرزند شاد (پيانيست)

ـ مسعود کيميايي (کارگردان) – سابق – فائقه آتشين (خواننده)

ـ جمشيد مشايخي (بازيگر) ---- گيتي رئوفي (آشنا به هنر موسيقي)

ـ اميد زندگاني‌ (بازيگر) – سابق – مينا لاکاني (بازيگر)

ـ بهرام بيضايي (کارگردان) ---- مژده شمسايي (بازيگر)

ـ عليرضا کنگرلو (مجري) ---- راحله امينيان (مجري)

ـ عليرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس)

ـ بهروز بقائي (بازيگر) – سابق – پرستو گلستاني (بازيگر)

1- محمدرضا گلزار --- کلوب زيبايي

2- بهرام رادان --- کافي شاپ

3- پرويز پرستويي --- کارمند دادگستري (قبلاً)

4- پژمان بازغي --- فروش اقساطي خودرو

5- رضا صادقي --- کافي شاپ

6- علي لهراسبي --- تبليغات

7- تهمينه ميلاني --- معماري داخلي

8- قاسم افشار --- آهن فروشي

9- رضا کيانيان --- مجسمه سازي

10-حسين زمان --- استاد دانشگاه

11- يوسف تيموري --- فروشگاه لوستر فروشي

12- مهتاب کرامتي --- مزون لباس

13- محمد سلوکي --- پيک موتوري و نمايندگي پارس

14- نيما مسيحا --- کارخانه توليد واکس

15- فتحعلي اويسي --- کارمند شبکه اول سيما (قبلاً)

16- ليلا حاتمي --- کافي شاپ

17- محمود شهرياري --- فروش اشياء عتيقه (قبلاً)

18- بهنوش بختياري --- منشي صحنه

19- ساعد هدايتي --- کارمند بيمارستان

20- رضا رشيدپور --- محاسبات ساختماني

21- امين تارخ --- آموزشگاه بازيگري

22- سيد محمد حسيني --- معاملات املاک در امارات

23- بهرام شفيعي --- ساخت و ساز

24- مريلا زارعي --- تجارت

25- سيدجواد يحيوي--- کشت گندم

26- عليرضا دبير --- فروشگاه شکلات

27- رامبد جوان --- تبليغات

28- ماني رهنما ---- تدريس آواز و مربي دوچرخه سواري

29- مريم کاوياني --- پرستار

30- نيکي کريمي --- مترجم

31- شبنم قلي‌خاني --- مدرس دانشگاه

32- مرتضي حيدري --- سهامدار بانک

33-هرمز شجاعي مهر – سردبير خانواده سبز

34- سيدمحمدرضا حسينيان --- سردبير زندگي ايده‌آل

35- لاله صبوري --- مدير رستوران (قبلاً)

36- حميد غلامعلي --- کارمند بانک

37- رضا عطاران --- آتليه عکاسي

38- مجيد اخشابي --- استوديوي توليد موسيقي

39- مهرداد ميناوند --- معاملات املاک در امارات

40- بهاره رهنما --- نويسنده

41- حسين رفيعي --- آتليه نقاشي

42- محمد نصرتي --- فروشگاه لوازم صوتي و تصويري

43- پوريا پورسرخ --- طراحي فضاي سبز

44- شاهين آرين --- تالار پذيرايي

45- سپند و کمند اميرسليماني --- آتليه عکاسي

46- حسن جوهرچي--- تبليغات

47- علي دهکردي --- دفتر فيلمسازي

48- حميد استيلي --- بوتيک

49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحي داخلي

50- امير تاجيک --- مهندسي بدنه هواپيما (قبلاً)

51- سيد جواد هاشمي --- معلم

52- مريم اميرجلالي --- حسابدار

53- کريم باقري --- نمايشگاه اتومبيل

54- علي مصفا --- کافي‌شاپ

55- مرجان شيرمحمدي --- نويسنده

56- مسعود کيميايي --- مدرسه فيلمسازي

57- حميد خندان --- کافي شاپ

58- داريوش مهرجويي --- مترجم

59- عليرضا افتخاري --- ساخت و ساز

60- انديشه فولادوند --- تجارت

61- خشايار اعتمادي --- ساخت و ساز

62- نگار جواهريان --- روزنامه‌نگار

63- لاله اسکندري --- صنايع دستي

64- افشين يداللهي --- روانپزشک

65- گلاب آدينه --- کلاس بازيگري

66- محمد اصفهاني --- ساخت و ساز

منبع: سایت عصر ایران

ماجرای هواپیماربایی دستمایه ابراهیم حاتمی کیا در ساخت فیلم ارتفاع پست شد سه نفر که حدود هفت سال پیش با انگیزه غیرسیاسی و به امید مهاجرت به خارج از کشور از طریق پناهندگی، یکی از هواپیماهای خطوط داخلی ایران را ربودند، از مجازات اعدام رهایی یافتند.

 

 

خالد هردانی، فرهنگ‌ پورمنصوری و شهرام پورمنصوری در چهاردهم دسامبر 2000 (23 آذر 1379) در حالی که نوزده تن از خویشاوندان خود را در یکی از هواپیماهای کوچک مسافربری از اهواز به بندرعباس در جنوب ایران به همراه داشتند اقدام به ربودن این هواپیما کردند اما با دخالت مأموران امنیتی مخفی که در میان مسافران بودند، در هواپیماربایی ناکام ماندند و بازداشت شدند.دادگاه سه متهم اصلی را به اعدام محکوم کرد که این حکم به تأیید دیوان عالی کشور رسید اما با توجه به غیرسیاسی بودن انگیزه هواپیماربایان تلاشهایی برای نجات آنان از اعدام صورت گرفت که سرانجام به تقلیل مجازات آنان از اعدام به حبس طولانی مدت انجامید.بدین ترتیب، خالد هردانی، متهم اصلی پرونده به بیست سال زندان و فرهنگ و شهرام پورمنصوری به پانزده سال محکوم شده اند که تاکنون حدود هفت سال از دوران محکومیت خود را سپری کرده اند.عفو مجرمان در ایران از اختیارات رهبر جمهوری اسلامی است که با پیشنهاد رئیس قوه قضائیه صورت می گیرد و کمیسیونی که در این قوه، مسئول شناسایی مجرمان شایان عفو است، این هواپیماربایان را مستوجب کاهش مجازات تشخیص داده است.ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز ایرانی ماجرای این هواپیماربایی را دستمایه فیلمی قرار داد که کمتر از دو سال پس از وقوع این ماجرا با عنوان ارتفاع پست روی پرده رفت و توجه عمومی را به پرونده خالد هردانی و فرهنگ و شهرام پورمنصوری جلب کرد.آقای حاتمی کیا هنگام نمایش این فیلم در جمع خبرنگاران گفت که برای ساخت این فیلم با مسافران هواپیمای ربوده شده تماس برقرار کرده و در دادگاه هواپیماربایان شرکت کرده و با وکلای آنها صحبت کرده اما در آن زمان انتظار نداشته که مجازات سنگینی برای آنان در نظر گرفته شود و صدور حکم اعدام برای وی غیرمنتظره بوده است.

قرار داد اکبر عبدی که قرار بود به جای رضا بابک در سریال یک وجب خاک بازی کند به علت عدم توافق بر سر پانصد هزار تومان لغو وبابک به جای وی نقش افشاری را در این مجموعه بازی کرده است. با پایان گرفتن سریال های ماه مبارک رمضان و استقبال بی نظیر بینندگان از این سریال ها پشت پرده برخی از این برنامه ها و مقدار هزینه های مصرف شده در آن به مرور آشکار می شود.

به گزارش بولتن نیوز؛ سریال اغما که بنا بر نظرسنجی های صورت گرفته پربیننده ترین سریال پخش شده در ماه مبارک رمضان است، علی رغم کیفیت خوب و مناسب این اثر تلویزیونی هزینه های کلانی نیز برای ساخت آن انجام شده است. بنا براین گزارش، بنابر برخی اخبار منتشر نشده امین تارخ که نقش دکتر پژوهان را در این سریال برعهده داشت برای کار در این مجموعه دستمزد خوبی گرفته و از قرار معلوم برای هر روز کار در سریال اغما مبلغ 1 میلیون تومان دریافت کرده و در نهایت و برای کل مجموعه دستمزدی بالغ بر 45 میلیون تومان دریافت کرده است. این در حالی است بنابر نظر کارشناسان، بازی تارخ در این مجموعه یکی ازمهمترین نقاط قوت سرالی اغما به شمار رفته و بر خلاف برخی بازیگران با دستمزدهای نجومی و بازی بدون کیفیت بازی و اثری به یادماندنی از خود خلق کرده است.موضوع دستمزد 45 میلیونی تارخ در حالی مطرح می شود که بنا بر اطلاعات واصله قرار داد اکبر عبدی که قرار بود به جای رضا بابک در سریال یک وجب خاک بازی کند به علت عدم توافق بر سر پانصد هزار تومان لغو وبابک به جای وی نقش افشاری را در این مجموعه بازی کرده است.

ابنا - ساخت فيلمى درباره «مسيح»، به وسيله يك مسلمان شيعى خيلى جالب است. البته مراجعه به متون دينى ما شيعيان، عظمت مسيح - پسر مريم - را به خوبى براى ما نمايان مى‏كند. پس جاى تعجب نيست كه كسى مثل «نادر طالب‏ زاده» كه در حضور سينمايى خود با پشتوانه قوى علمى، فرهنگى، سينمايى، دغدغه بسيارى براى شكست جنگ فرهنگى نابرابر كنونى داشته باشد. اين مصاحبه که تنها مصاحبه کارگردان در خصوص فيلم مسيح مي باشد در سال 82 صورت پذيرفت که در آن زمان نام فيلم "بشارت منجي" انتخاب شده بود و هنوز فيلم "مصائب مسيح" ساخته نشده بود. ما براي رعايت امانت در نقل قولها عين عبارتهاي به کار رفته را منتشر ميکنيم.لذا منظور از عبارت "بشارت منجي" در اين مصاحبه همان فيلم "مسيح" مي باشد.

 

 

فيلم «بشارت منجى» آخرين كار طالب‏ زاده است كه قبل از پخش، در سفرى به قم با آن آشنا شديم. هر چند اين مصاحبه غير مترقبه بود و پيش‏بينى‏هاى لازم براى استفاده كامل از او به عمل نيامده بود ولى بعد از يك سخنرانى عمومى و با حضور يكى از دوستان طالب‏زاده كه به تازگى به ايران بازگشته است، با او به گفتگو نشستيم.

جناب آقاى طالب‏زاده! چرا به ساخت فيلم «بشارت منجى» پرداختيد؟

 

 

با اين انگيزه شروع كرديم كه خواستيم كارى منطبق با زمان و بلكه جلوتر از زمان خودش باشد و بتواند دينى را ادا كند و وظيفه‏اى را انجام دهد. اين اولين بار است كه يك فيلم در مورد حضرت مسيح از نگاه مسلمين ساخته مى‏شود. اين فيلم طولانى‏ترين فيلم در ارتباط با حضرت مسيح - در جهان اسلام و در جهان مسيحيت - است.

- چرا مسيح؟

چون حضرت مسيح، حلقه مفقوده است. حضرت مسيح، مظلوم‏ترين پيغمبر اولوالعزم است كه پيامش را خداوند بايد اصلاح مى‏كرد و با وجودى كه خداوند، پيام حضرت مسيح را اصلاح كرد، باز پيروان حضرت مسيح به خاطر جهالت اين شبهه را ادامه دادند. او خيلى مظلوم است و هنوز يك ميليارد و پانصد ميليون نفر مى‏گويند: عيسى پسر خداست و اين شبهه، به دست خود مسيح بايد حل شود.

شايد اين سؤال بسيارى از مخاطبان ما باشد كه انگيزه شما از ساخت اين فيلم چه بود؟

مهم‏ترين مسئله اين است كه ما براى مسيحى‏ها روشن كنيم كه عيسى مسلمان بود و مسيح از پيامبران ما مى‏باشد؛ يعنى ما اول مسيحى هستيم و بعد مسلمانيم. ما مسيح را قبول داريم و شما براى فتنه و تفرقه تلاش نكنيد. همان كسانى كه مى‏خواستند مسيح را بكشند، همان‏ها امروز مى‏خواهند حقيقت را منحرف كنند. شما بار ديگر فريب نخوريد. شما خودتان نوشته‏ايد كه سى صفحه انجيل در مورد نقشه يهود براى قتل مسيح است. احبار يهود - صهيونيست‏هاى فعلى - مى‏خواهند شما را فريب دهند. انسان عاقل يك بار در يك موضوع گزيده مى‏شود.

شما به شبهاتى درباره زندگى مسيح مثل پسر خدا بودن او، چگونه پاسخ گفته‏ايد؟

معتقدم كه بهترين زبان براى تحليل واقعه پسر خدا نبودن مسيح، فيلم است؛ چون يك معجزه‏اى رخ مى‏دهد و در پس اين معجزه، به عيسى پسر خدا مى‏گويند و بعد اتفاقاتى مى‏افتد و بعداز اين كه معجزه اتفاق افتاد، شبهه مى‏شود كه اين شخص معجزه كننده، خداست يا پسر خدا و بعد به اين شبهه مى‏پردازيم. تا به حال مسيحيان اين را نشنيدند و ما مى‏خواستيم حرفى بزنيم كه تا به حال نشنيدند. در اين فيلم گروه افراطيون تندرو و شمشير به دست و خنجركشان مقدس، افرادى از نوع بگين و آريل شارون و... هستند كه يهودى‏اند. افراطيون خنجر به دست كه در تاريخ به آن‏ها zeilt مى‏گويند يا غيوران كه در واقع ولى خدا در ميان آنهاست و با او كارى ندارند؛ چون حقيقت طلب نيستند و حقيقتى را نمى‏خواهند و فقط نفع خودشان را مى‏خواهند و اين را ما توانستيم در فيلم بياوريم. در فيلم‏هاى ديگرى كه مسيحى‏ها ساختند، گروه خنجركشان مقدس يا وجود ندارند و يا خيلى بد مورد تحليل واقع شده‏اند. خنجركشان مقدس در واقع مثل خوارج هستند و چون در تاريخ اسلام ما مشابه آنها را داشتيم، توانستيم خوب به اين موضوع بپردازيم.

در اين فيلم، امپراطورى روم در اورشليم، نقش مهمى دارد و بازيچه دست يهودى‏هاست. يهوديان پول فراوانى مى‏دهند كه حضرت مسيح را رومى‏ها دستگير كنند. رومى‏ها مى‏گويند شما چرا خودتان دستگيرش نمى‏كنيد؟ آنها مى‏گويند كه ما از پس محبوبيت او بر نمى‏آييم. او محبوب است و شما كه بيگانه هستيد، او را دستگير كنيد. نكته مهم‏تر، اين كه مى‏گويند شما چرا مى‏خواهيد اين مرد را بكشيد؟ او مرده‏هايتان را زنده مى‏كند، مريض هايتان را سالم مى‏كند و كورهايتان را شفا مى‏دهد؛ اگر يك چنين آدمى در رم بود، ما از او خدا مى‏ساختيم يا به او پسر خدا مى‏گفتيم. اين آدم متواضع، با اخلاق و قدرتمند كه ضررى براى شما ندارد؛ چرا مى‏خواهيد او را بكشيد؟ آنها مى‏گويند: شما كارى نداشته باشيد و فقط دستگيرش كنيد. آنها قبول نمى‏كنند و مدت‏ها طفره مى‏روند و بعد آنها نقشه ديگرى مى‏كشند و يك مرد را مجبور مى‏كنند كه عيسى(ع) را دستگير نمايد و اينها همه در فيلم آمده است. اينها را من تا حالا نشنيده‏ام و مسيحى‏ها هم تا حالا نشنيده‏اند؛ چون هر وقت مى‏خواهند اين حرف‏ها را بگويند، بايد از يك رسانه‏اى بگويند و اين گفته نمى‏شود؛ چون رسانه‏ها در دست صهيونيست‏هاست؛ بنابراين قصه مسيح، هيچ وقت درست بيان نشده است.

گويا «گيبسون» نيز در حال ساخت فيلمى درباره مسيح است؟

بله، فيلم ما به طور موازى با فيلم مل گيبسون ساخته و پرداخته مى‏شود. او اخيراً يك پيش پرده‏اى از فيلمش را براى بعضى از علما و منتقدين نمايش داد كه لابى صهيونيست‏ها به شدت اعتراض كردند و گفتند: تو مى‏خواهى جنگ بين مسيحى‏ها و يهودى‏ها راه بيندازى. او گفت: من چنين قصدى ندارم و اين فيلم را درباره مسيح ساختم. بودجه ساخت اين فيلم، بودجه شخصى مل گيبسون است. وى 30 ميليون دلار خرج كرده است. او كاتوليك و پدرش هم كاتوليك متعصبى مى‏باشد. يكى از انگيزه‏هاى ساخت فيلم، اين بود كه پدرش معتقد است: پاپ در چهار دهه پيش، يك بخششى نسبت به يهود كرد و آن اين بود كه گناه كشتن حضرت مسيح كه به گردن يهود بود، اين گناه را از دوش آنها برداشت و علت آن، اين بود كه در جنگ جهانى دوم او با هيتلر هماهنگى كرده بود و يهوديان گفتند: ما از افشاى اين كار چشم پوشى مى‏كنيم و شما هم اين موضوع را ناديده بگيريد و ببخشيد. پدر مل گيبسون، اين كينه را به دل گرفت و پسرش را كه سوپر سال‏هاليوود است، تشويق كرد كه اين فيلم را با هزينه شخصى بسازد؛ فيلمى كه از نگاه مسيحيت است و به شدت مورد اعتراض يهود قرار دارد.

از ويژگى‏ها و نكات زيباى فيلم براى ما بگوييد.

از نكته‏هاى جالب اين سريال، موعظه‏هاى حضرت مسيح مى‏باشد كه خيلى از آنها را از انجيل برنابا استخراج كردم و بعضى معجزاتى در اين كار هست و مسيحى‏ها تا به حال نشنيده‏اند كه بعضى را از آيت الله جوادى آملى شنيده‏ام؛ مثل معجزه‏اى كه حضرت مسيح «لازاروس» را زنده مى‏كند و بعد احبار يهود مى‏گويند: اين معجزه قبول نيست؛ چون او از اقوام خود مسيح است و آنها تبانى كرده‏اند و برايش غذا مى‏رساندند و او نمرده بود و قبرش مقبره بوده و در آن جا آب و غذا بوده است و وقتى مسيح از بيرون او را صدا زده، او هم بيرون آمده است. اگر مسيح راست مى‏گويد، بايد مرده‏اى از هزارسال پيش زنده كند؛مثلاً سام بن نوح، جد اعلاى اعراب و يهود را زنده كند. مسيح، سام را زنده مى‏كند كه اين در تاريخ مسيحى‏ها نيست. حضرت مسيح به ا و مى‏گويد: مرا مى‏شناسى؟ او مى‏گويد: بله. مى‏پرسد: چرا موها و ريش‏هايت سفيد شده‏اند؛تو كه جوان از دنيا رفته‏اى؟ او مى‏گويد: بله، ولى هنگامى كه مرا صدا زدى، فكر كردم روز قيامت شده و از ترس موهايم سفيد شد. مسيح مى‏گويد: آيا دوست دارى زنده بمانى؛ خدا اين اجازه را به من داده است كه تو بتوانى زنده بمانى؟ سام لحظه‏اى تأمل مى‏نمايد و مى‏گويد: نه، ترجيح مى‏دهم بميرم. مى‏پرسد: چرا؟ مى‏گويد: طاقت لحظه اول قبر را ندارم. بعد حضرت مسيح مى‏گويد: خداوند به تو سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد: بدون رنج به قبر برمى‏گردى و او به خواب مى‏رود و جان مى‏دهد. اين را من از آيت الله جوادى آملى شنيدم. يكى ديگر از نكات فيلم، عروج حضرت مسيح به آسمان است.مصلوب كردن حضرت مسيح، ظهور دوباره و بشارت بازگشت ايشان، از نكات ديگر اين فيلم است. اين فيلم استراتژى خاصى را دارد و در واقع هم تاريخ را بيان مى‏كند و هم آنچه را قرآن تبيين كرده است.

آيا در ساخت اين فيلم با مسيحى‏ها نيز ارتباط داشتيد؟

با مسيحى‏ها بحث و گفت‏وگوى دوستانه داشتم و برخى اسناد را آنها در اختيارم گذاشتند. البته زمانى كه فيلم را مى‏ساختيم، ارتباط لازم نبود؛ چون مى‏خواستيم از روايات اسلامى استفاده كنيم و بعد از اين كه فيلم آماده شد، بايد با آنها گفت و گو كنيم. شايد مهم‏ترين كارى كه اين فيلم انجام مى‏دهد، ايجاد محيطى براى بحث و تبادل نظر و گفت‏وگوى اديان يا به عبارت صحيح‏تر، گفت و گوى عقايد و مذاهب است. بحث و مناظره علمى بين ما و آنها، يكى از مباحث ضرروى است كه با زبان فيلم بيان مى‏شود تا محيط براى بحث مساعد شود.

مسيح فيلم شما كيست؟

مسيح ما، آقاى احمد سليمان‏نيا بود. ايشان تا به حال جايى بازى نكرده بود. هيچ وقت جلوى دوربين نرفته بود و تئاتر هم بازى نكرده بود. چهره‏اش شباهت زيادى به ظاهر مسيح و آنچه در بين مسيحيان متداول است، داشت و تحمل سختى‏هاى كار را داشت و طراحى لباس و دكور نيز با ايشان بود و به خاطر سليقه خيلى خوبى كه داشت، كار نزديكى با من داشت. ايشان تمام روزهايى كه مشغول كار بود، روزه بود و هر روزى كه او روزه بود، ما كار داشتيم. او اهل نماز اول وقت و عبادت بود و در بين كار، با عده‏اى پياده به مشهد رفت. در اين سفر ملاقات‏هايى با علما صورت گرفت كه باعث فيلم‏بردارى بخشى از سخنان مسيح شد كه در فيلم نبود. در اين سخنان كه در انجيل آمده است، حضرت مسيح به پسر انسان اشاره مى‏كند؛ همان كسى كه آخرالزمان مى‏آيد و اشاره او به امام زمان(عج) است. انجيل مى‏گويد: او با لشكرى از آسمان به زمين خواهد آمد و برقش از شرق به غرب ساطع خواهد شد. وقتى بيايد، جنگ بزرگى در خواهد گرفت و حكومت او جهان را خواهد گرفت و او عدل را در جهان گسترش خواهد داد. ما مى‏خواستيم بگوييم كه امكان ندارد حضرت مسيح درباره كسى كه او قائم مقامش خواهد بود، هيچ سخنى نگويد.

يعنى عيساى شما گريم هم نشد؟

نه، شما اگر الان او را ببينيد، همان ريش و همان مو را دارد و خودش شبيه عيسايى است كه در ذهن مسيحى‏ها نقش بسته است. هر وقت خواستيم تغييرى در چهره‏اش بدهيم، كار خراب مى‏شد. ايشان همه عمرش آرزو داشت كه نقش حضرت مسيح را بازى كند.

چگونه او را پيدا كرديد؟

يكى از دوستان، به طور اتفاقى ايشان را در خيابان مى‏بيند و از ايشان دعوت مى‏كند كه در اين فيلم بازى كند. سنى كه حضرت مسيح در آن به پيامبرى رسيد(سى و سه سالگى)، سنى بود كه ايشان بازى خود را شروع كرد.

اگر خاطره‏اى داريد، بفرماييد.

من فكر مى‏كنم همه كسانى كه در اين فيلم بازى كردند، خاطرات خوبى دارند و هيچ كس خاطره بدى ندارد و اين خيلى عجيب بود. كسى خسته نشد و سرعت بالاى كار، خيلى شيرين بود. كار با يك سرعت بالايى فيلم بردارى شد و در طول مدت ما حس مى‏كرديم كه كار مهمى نكرديم؛ به گونه‏اى كه بعضى‏ها به شبهه مى‏افتادند كه نكند كار خوب از كار در نيامده كه اين قدر آسان است. معمولاً خاطره‏هاى روزهاى فيلمبردارى شنيدنى است؛ خاطره‏اى از آن روزها بگوئيد.

خاطره‏اى كه دارم، اين است كه يك روز برف آمد و ما آن روز، سياهى لشگر زيادى داشتيم؛ حدود 700 نفر سياهى لشگر داشتيم و هوا هم خيلى سرد بود و فيلم‏بردارى در هواى آزاد بود. فيلم‏بردارى را در برف انجام داديم و خيلى زيبا شد و اين درباره صحنه‏اى بود كه كسى كه به جاى حضرت مسيح مصلوب مى‏شود، از كوچه‏هاى اورشليم عبور داده مى‏شد و مردم فرياد مى‏كشيدند و اذيتش مى‏كردند.آن روز هم احمد روزه بود و مى‏بايد پابرهنه باشد و اين خيلى سخت بود، چون بايد پابرهنه روى سنگ‏ها راه مى‏رفت. به هر صورت همه روزهاى اين فيلم، خاص بود. من وقتى كار را انجام مى‏دادم، طالب هيچ چيز نبودم و حتى نمى‏خواستم اسمى از من بماند. من فقط يك تكليفى انجام دادم و فكر مى‏كنم كه ناقص انجامش دادم و شايد بهتر از اين مى‏شد انجامش دهم؛ ولى به هر صورت توان و بضاعتم اين بود.

مخاطب شما در اين فيلم كيست؟

من حدود نود درصد مخاطب خارج از كشور را در نظر داشتم و خيلى به فكر آمريكايى‏ها بودم؛ آمريكاى شمالى، كانادا، آمريكاى جنوبى، مسيحى‏ها، آمريكاى ميانه، اروپايى‏ها، كشورهاى‏عرب و مسلمانان حاشيه روسيه.

چرا اين مخاطبان را در نظر گرفته‏ايد؟

من سال‏ها با مسيحى‏ها در غرب زندگى كردم و اين زبان را مى‏شناسم. حرفه من، فيلم مستند است و مستند در رابطه با همين مسائل است. آمادگى غرب براى تحول طبيعى است و در اين راستا بايد تلاش كرد. اين فيلم، هيچ فرقى باكارهاى قبلى من ندارد؛ اين هم يك مستند ديگر است كه مخاطب آن، فقط ايران نيست و نود درصد مخاطبان آن، خارج از ايران هستند. مى‏خواستم براى آنهايى كه سال‏ها در ميانشان زندگى كردم و ميهمان كشورهاشان بودم، خدمتى انجام دهم و بگويم كه جهان اسلام در مورد مسيح معرفت دارد.

فكر مى‏كنيد اگر اين فيلم به آنها برسد، اثرش چگونه است؟

اين فيلم قطعاً مؤثر خواهد بود. من نخواستم آنها با اين فيلم مسلمان شوند؛ بلكه مى‏خواستم آنها با اين فيلم، تاريخ خود را بهتر بشناسند. خواستم بگويم اين موضوع حقيقت اسلامى‏اش اين است و اين كار در واقع يك كار ضد جهالت بود؛ چون خيلى از احبار و كشيشان از جهالت عامه، سوء استفاده مى‏كنند.

- اگر قرار باشد اين فيلم را هديه دهيد، به چه كسى هديه مى‏دهيد؟

اگر شعار نباشد، به امام زمان(عج).

آخرين كلام شما؟

من تمام تلاشم را كردم تا يك حقيقتى را از دين بگويم و اميدوارم مورد رضايت خدا باشد و نخواستم فقط فيلم بسازم و در جشنواره‏اى جايزه بگيرم و يا پولى در بياورم؛ فقط احساس وظيفه كردم و سعى كردم وظيفه‏اى كه بر عهده‏ام بود، انجام دهم.

گفت‏وگويى با نادر طالب‏زاده، تهيه كننده و كارگردان فيلم مسيح

به كوشش: اميرحسين پيرمرادى