تبليغاتX
(((( رد پا ))))
 
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
 

تابان: مقامات رسمي ارتش آمريكا روز پنج‌شنبه اعلام كردند يك روان‌ پزشك نظامي اردني‌الاصل در پادگان فورت هوود تگزاس، بزرگ‌ترين مقرنظامي جهان و با 6600 نفر سكنه، باشليك گلوله 12 نفر را به قتل رساند و 31 نفر را مجروح كرد. او هم‌اكنون در بيمارستان و تحت نظارت به سر مي‌برد. اين سربازان عموما آماده اعزام به عراق بودند.

به گزارش تصویری از این حادثه توجه فرمایید.

خشم و ناراحتي حسن از مدت‌ها پيش آغاز شده بود و وي بارها نارضايتي‌اش را از جنگ افغانستان و عراق به اشكال مختلف ابراز كرده بود. شان كاي بيلي، يكي از همقطاران سابق حسن كه حالا بازنشسته شده است مي‌گويد:وي اميدوار بود اوباما نيروهاي ارتش را از افغانستان و عراق به خانه فرا بخواند و همواره در پادگان با نظامياني كه از جنگ حمايت مي‌كردند جرو بحث داشت.

تصاوير ضبط شده از صحنه حادثه نشان مي‌دهد كه گشت پليس با سلاح‌هاي سنگين و تك تيراندازهاي بسيار در صحنه حاضر شده و پشت محل تيراندازي براي پوشش سربازان موضع گرفته بودند.

حمله مسلحانه حسن حدود ساعت 13:30 دقيقه در مقر درمانگاه نظامي سربازان آغاز شد يعني درست جايي كه سربازها براي رفتن به داخل و انجام آزمايش‌هاي متداول صف بسته بودند





هنوز مشخص نيست اگر اين فرد موفق به خروج از درمانگاه شده بود چه تعداد از 600 مهمان حاضر در فورت هوود كشته مي‌شدند. تمام مدارس شهر در همان لحظه تعطيل شدند و خانواده‌هاي سربازان سعي داشتند بفهمند در داخل چه اتفاقي افتاده است اما خطوط تلفن يا كار نمي‌كرد و يا آنتن نمي‌داد

در سالن ديگري در همان نزديكي خانواده‌ها و اقوام سربازها گرد هم آمده بودند تا در جشن پايان خدمت عزيزان‌شان شركت كنند.‌حسن كه قصد داشت بعد از شليك‌هاي پراكنده در درمانگاه به سمت محل گردهمايي فرار كند، با اقدام مسئولان 30 ثانيه پيش از رسيدن به در خروج متوقف شد چرا كه قفل‌هاي حفاظت به كار افتاده بودند.

حسن مرد 39 ساله، شش سال پيش از آنكه در 2008 براي خدمت در فورت هوود به عنوان روان‌پزشك انتخاب شود در مركز بهداشت قرارگاه والتر رييد به عنوان دستيار و انترن مشغول بود.او سال 2001 از دانشكده پزشكي ارتش در بتسه‌دا فارغ التحصيل شده بود. در والتر رييد او در ارزيابي عملكرد نمرات پاييني گرفته بود.

اف بي‌آي، پليس محلي و ساير نيروها آپارتمان حسن را بعد از حادثه پنج‌شنبه زير و رو كردند اما به نظر مي‌رسد وي پيش از كشتارها تمام مبلمان و وسايل‌اش را به همسايه‌ها بخشيده بود.

مسئولان تحقيقات فدرال پس از اين ماجرا به خبرنگاران گفتند از شش ماه پيش حسن را تحت نظر گرفته بودند چرا كه گمان مي‌كردند وي در اينترنت درباره بمب‌گذاري انتحاري و تهديدات ديگر صحبت كرده بود. بازرسان همچنان در تلاش هستند ثابت كنند او نويسنده مطالب بوده است. ماموران تحقيق، شواهد قابل قبولي براي اطمينان از نويسنده بودن حسن پيدا نكرده‌اند هر چند هيچ تحقيق رسمي پيش از اين شليك‌ها صورت نگرفته بود. يكي از پست‌هاي اينترنتي كه توجه مسئولان تحقيق را به خود جلب كرده وبلاگي است كه داستان سربازي را نقل مي‌كند كه خود را روي نارنجك فعالي پرت مي‌كند تا جان همقطارانش را نجات بدهد.

در چند ساعت اوليه مخابره خبرهاي مربوط به اين كشتار در پايگاه نظامي تگزاس، گفته شده بود كه اين نظامي خودش نيز كشته شده است اما ژنرال باب كانه كه از مسئولان اين پرونده است خبر بستري شدن وي را تاييد كرد: «من مي‌گويم مرگ وي قريب الوقوع نيست.» پس از اين ماجراي تقريبا بي‌سابقه، تمام مسئولان ارتش آمريكا در تلاش هستند تا بخش‌هاي پيچيده اين معما را كنار هم قرار بدهند و دريابند چه چيز باعث شده يك روان‌پزشك ارتش عليه هم خدمتي‌هايش دست به سلاح ببرد. اين در حالي است كه سربازان فورت هوود اسلحه حمل نمي‌كنند مگر آنكه پيش‌تر آموزش نظامي ديده باشند.

سلام:یکی از اعضای بیت امام با تاییداین خبر به خبرنگار سلام، گفت: تعدادی از اعضای بیت امام  ازجمله همسرحاج حسن آقا برای حضور در مراسم روز 13آبان در حوالی میدان هفت تیر مورد هجوم عده ای لباس شخصی قرار گرفتند.

عده ای لباس شخصی در روز 13آبان به وسیله نقلیه اعضای بیت امام و همسر سیدحسن خمینی که برای شرکت در مراسم این روز آمده بودند حمله کردند.

به گزارش پایگاه خبری سلام، یکی از اعضای بیت  امام با تایید این خبر به خبرنگار سلام، گفت: تعدادی از اعضای بیت امام  از جمله همسر حاج حسن آقا برای حضور در مراسم روز 13آبان در حوالی میدان هفت تیر مورد هجوم عده ای لباس شخصی قرار گرفتند.

وی در خصوص اینکه آیا به شخص همسر سید حسن خمینی نیز هجوم آورده شد یا خیر؟ اضافه کرد: خیر، هجوم این افراد به ماشین حامل ایشان بود و اتفاقی برای وی نیافتاد.

این عضو بیت امام  تصریح کرد: در این میان به عروس آقای کروبی حمله شد و گاز اشک آور به سمت وی زدند گویی که ایشان از قبل شناسایی شده بود.

گفتنی است بخش خبری 20:30 روز پنجشنبه با بزرگنمایی حمله به علیرضا مرندی، نماینده حامی دولت احمدی نژاد در مجلس، سعی کرد القاء کند که این حمله توسط گروهی از حامیان مهندس موسوی صورت گرفته است اما هیچ خبری از هجوم به اعضای بیت امام بیان نشد.

محمدعلی ابطحی، مشاور انتخاباتی مهدی کروبی

 بنا بر گزارش‌های منتشر شده در وب‌سایت‌های دانشجویی، دو عضو سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، شامگاه سه‌شنبه ۱۲ آبان بازداشت شدند. این دو نفر حسن اسدی زیدآبادی و محمد صادقی نام دارند که هر دو بطور جداگانه و با مراجعه نیروهای امنیتی به محل سکونت‌شان بازداشت شده‌اند.
روابط عمومی سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، با صدور اطلاعیه‌ای بازداشت این دو نفر را تایید کرده است. در این اطلاعیه آمده است که ماموران امنیتی ضمن تفتیش محل سکونت این دو نفر، آنها را بازداشت و به زندان اوین منتقل کرده‌اند.
در این اطلاعیه همچنین گفته می‌شود ماموران با مراجعه به منزل علی ملیحی، عضو دیگر شورای سیاست‌گذاری سازمان دانش‌آموختگان، قصد بازداشت وی را نیز داشتند که به علت عدم حضور او در منزل، موفق به این کار نشدند.
روابط عمومی ادوار تحکیم وحدت در اطلاعیه‌ی خود گفته است، حسن اسدی و محمد صادقی در ماه‌های گذشته بارها تهدید یا احضار شده بودند.
احمد زیدآبادی، دبیرکل، و عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان، در روزهای پس از انتخابات بازداشت شده و چندین ماه است که در زندان به‌سر می‌برند. آقای زیدآبادی در دادگاه‌ صد تن از فعالان سیاسی حضور داشت و اخیرا اعلام شده که وی به ۷ سال حبس محکوم شده است.
سازمان دانش‌آموختگان ایران در انتخابات ۲۲ خرداد از کاندیداتوری مهدی کروبی حمایت می‌کرد. رشید اسماعیلی یکی از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش‌آموختگان دلیل این بازداشت‌ها را حمایت سازمان ادوار از مطالبات جنبش سبز، همچون دموکراسی و حقوق‌بشر می‌داند.
محاکمه محمدعلی ابطحی
امروز هم‌چنین محمدعلی ابطحی، معاون پارلمانی رئیس جمهور سابق ایران، محمد خاتمی در پشت درهای بسته در تهران محاکمه شد. آقای ابطحی که  روز ۲۶ خرداد ۸۸ دستگیر شده، از مشاوران مهدی کروبی در ستاد انتخاباتی او بود.
محاکمه ابطحی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد و وکیل وی دكتر سیمایی نیز در دادگاه حضور داشت.
وبسایت خبری "آینده" به نقل از یکی از  اعضای خانواده آقای ابطحی اتهام‌های وی را چنین برشمرده است: اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی كشور، فعالیت تبلیغاتی علیه نظام، توهین به محمود احمدی‌نژاد، شرکت در تجمع ۲۵خرداد و نگهداری اسناد طبقه‌بندی شده. 
ابطحی در سخنانی که در دادگاه به عنوان دفاعیات ایراد کرد، گفت: پرونده من یك پرونده سیاسی است كه در درون خانواده انقلاب رخ داده و طبعا راه حل سیاسی دارد و با راههای حقوقی نمی‌توان آنها را حل‌وفصل کرد.
ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

عکسها از بی بی سی

کروبی در نمایشگاه کروبی

مهدی کروبی قبلا نیز هدف حمله طرفداران دولت قرار گرفته است

مهدی کروبی و حبیب الله پیمان هنگام شرکت در راهپیمایی 13 آبان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.نزدیکان مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی، گفته اند که آقای کروبی که برای شرکت در راهپیمایی روز 13 آبان به سوی میدان هفت تیر حرکت می کرد، مورد حمله قرار گرفت و زخمی شد.

به گفته آنان، مهاجمان از ماموران نیروی انتظامی بودند که به سوی آقای کروبی و کسانی که اطراف او بودند گاز اشک آور هم شلیک کردند و محافظان او و تعداد از مردم را زخمی کردند.

آقای کروبی، که به دلیل اصرار بر پیگیری اتهامات بدرفتاری و تجاوز به بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات هدف انتقاد شدید طرفداران دولت بوده، پیش از این نیز در جریان حضور در مجامع عمومی هدف حمله قرار گرفته است.

از جمله حدود دو هفته پیش، افرادی، که گفته شد از ماموران حراست نمایشگاه بودند، هنگام بازدید مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات او را هدف حمله قرار دادند و زخمی کردند.همچنین، حبیب الله پیمان، نیز در جریان تظاهرات روز چهارشنبه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

پیمان

ماموران دولتی با باتوم به حبیب الله پیمان حمله کردند

آقای پیمان، که از شخصیت های موسوم به ملی مذهبی است، در مصاحبه با بی بی سی گفته است که هنگام حرکت به سوی میدان هفت تیر، ماموران مجهز به باتوم به مردم حمله کردند و در این حمله، ضرباتی به سر و چشم او وارد شد.وی گفته است که یکی از همراهان او نیز در اثر ضربه باتوم به سرش تا مدتی بیهوش بود.

آقای پیمان افزوده است که نیروهای ویژه به هرکس که قصد خارج شدن از میدان هفت تیر را داشت، حتی کسانی که شعاری هم نمی دادند، حمله می بردند و آنان را زیر ضربات باتوم می گرفتند.در مورد برخورد ماموران دولتی با راهپیمایان روز 13 آبان، سایت تغییر، متعلق به حزب اعتماد ملی نوشته است که در حالیکه هزاران تن از مردم برای راهپیمایی از میدان هفت تیر به سوی سفارت سابق آمریکا تجمع کرده بودند "توسط نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه سپاه به صورت وحشیانه سرکوب شدند."

براساس این گزارش، نیروهای سپاه پاسداران به صورت پیاده و سوار بر موتور با باتوم، گاز اشک آور و گاز فلفل به مردم حمله می کردند و به شلیک تیر هوایی مبادرت می ورزیدند.این وبسایت خیابان مطهری، بهشتی، کریم خان زند، مفتح، میدان آزاد، تقاطع طالقانی و فلسطین، نجات اللهی، قائم مقام فراهانی را از نقاط دیگر تجمع و راهپیمایی مردم گزارش کرده و رسانه های دولتی را متهم ساخته که "تمام تلاش خود را برای کوچک جلوه دادن عظمت ملیت ایران" به کار گرفته اند.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور که بدون اعلام قبلی در جلسه علنی روز سه شنبه مجلس حضور یافت خواستار سخنرانی و صحبت با نمایندگان شد.

وی از لاریجانی خواست تا طبق قانون اساسی به وی اجازه سخنرانی بدهد این درخواست در زمان بررسی ماده 13 لایحه انجام شد. زیرا دولت در لایحه تقدیمی خود به مجلس در این ماده تاکید کرده بود برای هدفمند سازی یارانه ها صندوقی به این نام و با شرایطی خاص تشکیل شود اما طبق قانون اساسی این اقدام به نظر مجلس خلاف آمد و طی اخطار قانون اساسی که از سوی مجید انصاری عضو کمیسیون ویژه مجلس ارائه شد نمایندگان از جمله رئیس مجلس با این اخطار موافقت کردند و تشکیل صندوق هدفمند سازی یارانه ها را مغایر قانون خواندند.

لاریجانی در مقابل تقاضای رئیس جمهور برای صحبت در این مورد پرسید آیا شما می خواهید به جای نماینده دولت در زمان 5 دقیقه صحبت کنید که رئیس جمهور مخالفت کرد و با تاکید بسیارمعتقد بود که وی طبق قانون می تواند جدای از وقت نماینده دولت صبحت کند. در نهایت لاریجانی در پاسخ به این اظهارات رئیس جمهور گفت: شما می توانید طبق قانون اساسی در مجلس صحبت کنید اما این صحبت باید بر اساس درخواست قبلی که به هیئت رئیسه می دهید باشد تا برای شما بر اساس آن درخواست وقتی در نظر گرفته شود.

پس از این گفت و شنود بین رئیس مجلس و رئیس جمهور مواد 14 و 15 نیز به تصویب نمایندگان رسید. پس از بررسی ماده 15 به خاطر رایزنی نمایندگان از جمله باهنر و میرتاج الدینی که در جایگاه هیئت رئیسه حضور یافتند، درنهایت به رئیس جمهور اجازه داده شد تا با نمایندگان صحبت کند. رئیس جمهور نزدیک یک ساعت صحبت کرد و در صحبت های خود تاکید کرد که اگر این قانون به بودجه سالانه متصل شود دولت از اجرای آن خودداری خواهد کرد و لایحه را پس می گیرد.

وی طی سخنانی از نمایندگان خواست تا ماده 13خود را که به تصویب رساندند به گونه ای اصلاح کنند تا صندوق هدفمند سازی یارانه ها تشکیل شود. سپس لاریجانی پاسخ رئیس جمهور را داد و همچنان بر نظر مجلس مبنی بر مغایرت با قانون اساسی تاکید کرد.پس از سخنان لاریجانی رئیس جمهور مجددا اجازه صحبت خواست و طی سخنانی او نیز مجددا تکرار کرد که در صورتی که این خواسته دولت عملی نشود اجرای لایحه با مشکل مواجه خواهد شد و دولت لایحه را پس خواهد گرفت.

سپس توکلی در تذکری خطاب به لاریجانی تاکید کرد: شما به عنوان رئیس مجلس کار خلافی انجام دادید دستور مجلس از قبل مشخص بود و نباید رئیس جمهور سخنرانی می کرد اگر اصلی از قانون اساسی می گوید که رئیس جمهور می تواند در جلسه مجلس سخنرانی کند به شرط و شروطی است. وی افزود: اینطور نیست که رئیس جمهور به خاطر برداشت ناصحیح از قانون اساسی تقاضای صحبت کند و شما هم اجازه دهید. شما نباید اجازه می دادید بدون خبر قبلی رئیس جمهور در مجلس صحبت کند و مصوبه مجلس را زیر سئوال ببرد. توکلی گفت: ماده 13 دیگر مصوبه مجلس است و این توقع دولت که می خواهد کار کند ما هم استقبال کنیم اما کار دولت اجرای قوانین است و قانون هم اجازه نمی دهد نیمی از بودجه کشور در اختیار دولت و به صورت مصلحت اندیشی عمل کند به طوری که دیوان محاسبات بر آن ناظر نباشد .

لاریجانی این تذکر توکلی راوارد دانست و در پاسخ گفت: روال کار مجلس باید مطابق دستور هفتگی باشد. من به آقایان و دوستان نیز توضیح دادم اما چون قانون اساسی گفته است که رئیس جمهور خواست می تواند تشریف بیاورد ما نیز راه را باز کردیم تا سخنرانی کند. وی ادامه داد: اما ایراد شما به من وارد نیست رئیس مجلس هر وقت بخواهد می تواند صحبت کند.رئیس مجلس همچنین گفت: همانطور که شما هم می دانید لایحه، لایحه مهمی است و من ازنمایندگان به خاطر تلاشی که در تصویب آن داشتند تشکر می کنم. نکته اینجاست که دولت توقعی دارد که از نظر ما اشکال قانون اساسی دارد اما پیشنهاد می کنیم اگر راه دیگری برای حل این موضوع پیدا شود ما راه را نمی بندیم اما در حال حاضر باید مسیر خود را طی کنیم. اگر نمایندگان راه حل جدیدی پیدا کنند از آن استفاده می کنیم.

لاریجانی پیش از این در پاسخ به رئیس جمهور نیز تاکید کرده بود طبعا در اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها قوای مختلف باید هماهنگی داشته باشند و انعطاف لازم باید وجود داشته باشد تا کار صورت گیرد. وی با اشاره به جلسات مختلف کمیسیون ویژه مجلس با دولت و تلاش برای نزدیک شدن نگاه ها به همدیگر، خاطر نشان کرد: در این جلسات نگرانی هایی که رئیس جمهور مطرح کردند مورد بررسی قرار گرفت اما باید به چند مسئله توجه شود از جمله اینکه درباره دهک ها ما نظر دولت را تامین کردیم و 5 دهک را حذف کردیم و مقرر شد به همه افراد و بر اساس درآمد یارانه اختصاص یابد.

لاریجانی گفت: در ماده 8 نیز 50 درصد از درآمد حاصل را در اختیار دولت قرار دادیم تا بر اساس صلاحدید خود اقدام کند.حتی در ماده 9 نیز که مربوط به بخش کشاورزی و صنعت است دست دولت را باز گذاشتیم تا آیین نامه اجرایی را خودش تدوین کند.

رئیس مجلس گفت: نگرانی که رئیس جمهور مطرح کردند و گفتند اگر این قانون در بودجه لحاظ شود ممکن است دستخوش تغییرات شود باید بگویم که چند راه حل برای آن در نظر گرفته شده است اول اینکه به صورت جدول نیست و ردیف است بنابراین دست دولت بسته نمی شود. مانند بودجه دستگاه های مختلف که ما وارد نمی شویم. نگرانی دیگراین است که ممکن است این اعتبارات هر سال دستخوش تغییر شود اما تدبیری که اندیشیدیم این است که توافق کردیم در برنامه 5 ساله مجلس این موضوع تصویب شود،تغییرات در برنامه نیز نیازمند دو سوم آرا است که این خود کار را مشکل می کند بنابراین سخت گیری های لازم در نظر گرفته شده است.

منبع : فرارو

ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

اینجا زیمبابوه است با نرخ تورمی معادل 231 میلیون درصد در سال! نرخ برابری 25 میلیون دلار زیمبابوه معادل یک دلار آمریکا است.

این مرد در حال رفتن به سوپرمارکت برای خرید چند قلم جنس است


  این کوه پول معادل یکصد دلار آمریکا است


  به همین دلیل اسکناس های 50 میلیون دلاری ضرب شدند


و بعد هم اسکناس‌های 250 میلیون دلاری


ـ ببخشید! قیمت این تی‌شرت چقدر است؟


ماه مه اسکناس‌های 500 میلیون دلاری به بازار آمدند


و ماه ژوئن نوبت به اسکناس‌های 25 و 50 میلیارد دلاری رسید


و در انتها اسکناس 100 میلیارد دلاری


با این صد میلیارد دلار می‌توان چه خرید؟ سه تا تخم‌مرغ


در ماه اوت دولت زیمبابوه با تنزل ارزش دلار، ده صفر را از مقابل اسکناس‌ها برداشت


نرخ تورم همچنان بالا رفت و در سپتامبر با این مقدار پول می‌شد این تعداد گوجه‌فرنگی خرید


و برای یک تکه نان این مقدار پول پرداخت


دوباره این دور در ماه سپتامبر شروع شد و اسکناس‌های 20 هزار دلاری وارد بازار شدند


و چند هفته پیش اسکناس‌های 50 هزار دلاری
منبع: خبر آنلاين

عبدالله نوری بعد از ظهر جمعه هشتم آبان ماه 1388 با محمد قوچانی دیدار کرد. عکس‌ها از حجت‌الله سپهوند است.

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵‌، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲میلیون و ۴۱۰ هزار نفر بوده ‌است.
کل استان خراسان رضوی نیز در انتخابات ریاست جمهوری دهم ۳ میلیون و ۴۲۵ هزار واجد رای داشته است. در این میان و بر اساس آمار وزارت کشور دولت کودتا، احمدی نژاد در خراسان رضوی ۲ میلیون و ۲۱۴ هزار رای داشته است و موسوی تنها ۸۸۴ هزار رای به دست آورده است.
آمار وزارت کشور دولت کودتا نشان می‌دهد احمدی‌نژاد در مشهد نه ۶۳ درصد، بلکه ۶۹ درصد کل آرا را به دست آورده است!
علاوه بر این بر اساس اعلام مراجع رسمی، بالغ بر سه میلیون زائر برای زیارت حرم ثامن الئمه در روز میلاد امام رضا راهی این شهر شده‌اند. اگر بخواهیم آمار دولت کودتا مبنی بر کسب متوسط ۶۳ درصد کل آرا را حساب کنیم، باید یک میلیون و ۶۵۰ هزار زائری که به احمدی نژاد رای داده‌اند، در مشهد باشند.
جمع مجموع این آمار نشان می‌دهد ۳ میلیون و ۸۶۴ هزار نفر به احمدی نژاد رای داده‌اند. قاعدتن باید این میزان نیز برای استقابل از رئیس جمهور در دور سوم سفر‌های استانی و یا حداقل رفتن به صحن جامع رضوی برای شنیدن سخنان اون حضور می‌داشتند. اما عکس‌های زیر خود سند روشنی است بر ۶۳ درصد رای رئیس دولت بعد از نهم.

در این عکس احمدی نژاد را می‌بینید که در حال دست تکان دادن برای هوادارانش است!

نقاط سبز رنگ سیل هواداران عاشق رئیس جمهور هستند که او را مشایعت می‌کنند.

این آقای همیشه در صحنه در همه سفر‌‌ها باید حضور داشته باشد و بنر احمدی نژاد را دستش بگیرد. پشت او هم فشار شدید ازدحام جمعیت، اجازه نمی‌دهد با راحتی بتواند با رئیس دولتش گفت و گو کند.

الآن سر رئیس دولت خیلی شلوغ است. خبرگزاری ایرنا: ازدحام جمعیت باعث شده است ماشین رئیس جمهور به کندی حرکت کند!

این یکی از بهترین نمونه‌های استقبال است. یکی از بهترین و شیواترین عکس‌هایی که از مشهد مخابره شده است. عابران روی پل را ببینید. انگار نه انگار که رئیس جمهورشان دارد از مقابلشان رد می‌شود. حتی لحظه‌ای نمی‌ایستند تا از بالای پل او را نگاه کنند!!!!.

شما هم اول خیال کردید این‌ها هواداران رئیس دولت کودتا هستند! سخت در اشتباهید. این‌ها زایران عاشق حرم امن رضوی هستند که همزمان با ورود رئیس دولت کودتا، نیایش را بر شنیدن دروغ‌های مکرر ترجیح داده‌اند. این عکس همزمان با ورود رئیس دولت به حرم گرفته شده است. اگر باورتان نمی‌شود عکس‌های بعدی را نگاه کنید.

این عکس محوطه هواداران دولت را نشان می‌دهد که قبل از ورود احمدی‌نژاد در صحن حضور داشته‌اند. احمدی‌نژاد در این صحنه در میدان کنار حرم و در حال ورود به صحن جامع رضوی است. فکر می‌کنید جمعیت هواداران دولت بتواند این فضاهای خالی را پر کند؟

این هم فضای بازتر از دو عکس قبلی. شماره یک، زائران حرم امام رضا را نشان می‌دهد و شماره دو، همان‌هایی که اهل کوفه نیستند!

شماره یک در این عکس هنگام ورود رئیس دولت کودتا است به صحن جامع رضوی. اگر نمی‌توانید تخمینی از تعداد مشایعت کنندگان احمدی نژاد را تخمین بزنید، به عکس بعدی نگاه کنید. شماره دو در این عکس هم تعداد هوادارانی را نشان می‌دهد که از ساعت‌ها قبل در صحن جامع رضوی منتظر ورود رئیس جمهور بوده‌اند. سایت‌های حامی دولت مدعی شده‌اند این جمعیت کثیر برای پیدا کردن جا از شب قبل در صحن جامع رضوی حضور داشته‌اند.

این هم همان شماره یک در عکس قبل است. این عکس احمدی نژاد و همراهانش را در هنگام ورود به صحن جامع رضوی نشان می‌دهد. ان‌ها مدعی‌اند این تعداد تمامی صحن جامع رضوی را پر کرده اند.

این هم یک عکس دیگر از هواداران احمدی نژاد. اما تنها فرق این عکس با قبلی آن است که این عکس را خبرگزاری فارس مخابره کرده است. یعنی اذعان به شکست از سوی کودتاگران!!!

خبرگزاری ایرنا اما از رو نرفته است و سعی کرده است با مدد لنز واید و زاویه دید تنگ جمعیت را انبوده نشان دهد. اما افتضاح به آن حد بوده است که حربه تبلیغاتی آن‌ها به بار ننشسته است. چرا که در این عکس‌ها فضاهای خالی به چشم می‌خورد .خوب است بدانید بنا بر آمارهای آستان قدس رضوی، ظرفيت كامل صحن جامع رضوی هشتاد هزار نفر است، يعنی زمانی كه از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب از جمعیت پر شده باشد، ظرفيت نهايی‌ هشتاد هزار نفر است، حال آن كه هنگام سخنرانی احمدی نژاد، يك چهارم فضای صحن فرش شده بود و همان فضا را هم از جمعیت خالی بود.
منبع : ديوارنويسي

آیت الله علی خامنه ای

آیت الله علی خامنه ای فاش کرده است که ساعتی پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران به طور خصوصی برای رهبران مخالفان دولت پیامی هشدارآمیز فرستاده است.

رهبر ایران روز چهارشنبه ۶ آبان (۲۸ اکتبر) در جمع گروهی از "نخبگان علمی - فرهنگی" گفت: "در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید، اما دیگران از آنها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همان طور هم شد".

در گزارشی که دفتر آقای خامنه ای از دیدار او با نخبگان منتشر کرده، نامی از مخاطبان این پیغام خصوصی برده نشده اما به "صحنه گردانی" و "میدان داری" برخی از "عناصر خود نظام" اشاره شده است و به نظر می رسد که منظور او رهبران جناح اصلاح طلب و نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد باشد.

آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنرانی اش در نمازجمعه بعد از انتخابات گفته است: "ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود، برخی مسائل را علنا نیز ابراز می کند".

'بزرگترین جرم'

رهبر ایران "زیر سئوال بردن اصل انتخابات" را "بزرگترین جرم" خوانده و گفته است: "همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند، آیا این جرم کمی است"؟

به نظر می رسد اشاره آقای خامنه ای به اطلاعیه هایی است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی روز پس از انتخابات صادر کردند و در آن ها، نتیجه اعلام شده انتخابات را "مهندسی شده"، "مضحک و شگفت" و ناشی از "شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما" خواندند.

اکنون رهبر ایران می گوید: "دشمن هم از این بی انصافی حد اکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند... فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد".

او از برخی مطبوعات داخلی ایران هم انتقاد کرده است که به مسائل "فرعی" دامن می زنند و از مسئله اصلی که به گفته او "حضور پر عظمت و نصاب شکن مردم" در انتخابات است کمتر سخن می گویند.

آیت الله خامنه ای همچنین ظاهرا در اشاره به حرکت های اعتراضی که اخیرا به طور مداوم در دانشگاه های ایران صورت می گیرد گفته است: "بیگانگان محیط های دانشگاهی و دانشجویی را آماج توطئه قرار داده اند تا به هر شکل ممکن در روند فعالیت های علمی اختلال ایجاد کنند و جوانان عزیز و باهوش نباید بگذارند این تیر دشمن به هدف بخورد".

او در بخشی از سخنان خود در باره "انتقاد از رهبری" هم گفته است: "هم اکنون نیز انتقادهایی بیان می شود و بنده هم آنها را دریافت می کنم".

در گزارش منتشر شده توسط دفتر آقای خامنه ای، مشخص نیست که آیا این جمله در پاسخ به سئوال حاضران مطرح شده است یا رهبر ایران خود لازم دیده است که به این نکته اشاره کند.

تصاویری از نقاشی‌های سبز در نمایشگاه خیابانی روز سه شنبه در دانشگاه صنعتی اصفهان.

ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

وزیر اسبق اطلاعات جریان انتخابات را فتنه‌ای می​خواند که از ابتدا سازوکار خوبی نداشت.

فلاحیان که یک ماه پیش از برگزاری انتخابات آن را «یک فرآیند مقدس» خواند «که نباید فضای آن با تخریب و شایعه آلوده​اش کرد»؛ در جریان انتخابات که امروز آن را «فتنه» می​خواند سیاست سکوت را پیشه کرد.
 
اما این روزها همراه با دیگر ریش​سفیدان در پی راه​حلی برای حل اختلاف​ها، اولین گام را در مجلس خبرگان برداشته است. اما نه راه​حلی از جنس میانجی​گری آیت‌الله مهدوی​کنی که به اعتقاد او این تنها «یک گام ابتدایی» است، چرا که مسائل پس از انتخابات «از سران عبور کرده و به بدنه جامعه و خانواده​ها کشیده شد». بلکه راه​حلی که در آن «باید مسائل خیلی روشن شود» و «اگر طرفی هم اشتباه کرده باید بگوید اشتباه کردم» تا «مردم بفهمند او سوء​نیتی نداشته و قصد زورگویی ندارد».

او جریان انتخابات را فتنه‌ای می​خواند که از ابتدا سازوکار خوبی نداشت. دومین وزیر اطلاعات، دراز کردن انگشت اتهام را به سوی اژه​ای به عنوان خاطی حوادث پس از انتخابات کار درستی نمی​داند و اظهارنظرهای بدون ملاحظه در جریان انتخابات را از عوامل تشدید‌کننده «فتنه»​ای که رخ داد معرفی می​کند.
 
فلاحیان که رسانه​ها را در انتساب قتل​های زنجیره​ای به دوره وزارت خود، و تشدید انتقاد​ها درباره رسیدگی به پرونده مفاسد اقتصادی را در آن زمان، مقصر می​داند از علاقه خود برای راه​اندازی یک روزنامه می‌گوید. اما به اعتقاد او هر خبری یا «داغ» است یا «راست» و برای تحقیق اینکه خبری صحت دارد یا نه زمانی بیش از آنچه روزنامه​ها صرف می​کنند لازم است. گفت و گوی با علی فلاحیان را در  بخوانید:

آقای فلاحیان؛ دکتر احمدی‌نژاد معتقد است اگر محسنی اژه‌ای «مأموریتش را درست انجام می‌داد، آسیب‌های پس از انتخابات رخ نمی‌داد»، از نگاه شما عملکرد آقای محسنی اژه‌ای در جریان انتخابات چگونه بود؟
[مکث طولانی]، اگر حوادث را گردن آقای اژه‌ای یا گردن وزارت اطلاعات بیندازیم بد است. من که دیگر در وزارت اطلاعات نیستم. نمی‌دانم چه مسائلی آنجا گذشته و این یک قضاوت ناعادلانه است. مثلاً خیلی وقت‌ها وزارت اطلاعات خبرها را می‌دهد اما به آن توجه کافی نمی‌شود، بعد وقتی اتفاقی می‌افتد یقه اینها را می‌چسبند. ممکن هم هست خبرها را نداده باشند و پیش‌بینی نکرده باشند. بنابراین من نه می‌توانم ایشان [آقای اژه‌ای] را رد کنم نه می‌توانم ایشان را تأیید کنم.

اساساً وظیفه وزارت اطلاعات در شرایطی مانند آنچه در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد چیست؟
هنر وزارت اطلاعات این است که نسبت به خبرهایی که ممکن است نارضایتی و حوادثی که ناامنی ایجاد بکند قبل از وقوع پیش‌بینی، تجزیه و تحلیل و راه حل ارائه کند. اگر شورای امنیت و دولت گوش بدهند خیلی از این راه حل‌ها از آن حوادث پیش‌گیری می‌کند. شاید این تحقیق‌ها اطلاعاتش جمع‌آوری شده. حالا باید ببینیم انتقال داده‌اند یا نه. یا راه حل خوبی را پیشنهاد داده‌اند یا نه. یا اگر راه حل خوبی را پیشنهاد دادند در اجرا کاری کردند که نا امنی و نارضایتی به وجود نیاید؟ اینها کارهایی است که در درون وزارت اطلاعات به صورت طبقه‌بندی انجام می‌شود. حالا اینکه این کارها را انجام داده‌اند یا نه من از آن اطلاعی ندارم.

اگر شما به جای آقای محسنی اژه‌ای در رأس وزارت اطلاعات بودید چطور رفتار می‌کردید؟
کار نیروهای اطلاعاتی این است که گروه‌های برانداز را شناسایی کنند، جاسوس‌ها را شناسایی و دستگیر کنند، مسائلی که موجب نارضایتی عمومی و اختلاف می‌شود را پیش‌بینی کنند. اگر ما بودیم، هم نسبت به اظهارات مسئولان و هم نسبت به مطبوعات هشدار می‌دادیم و می‌گفتیم که اگر این مطلب به این شکل اعلام شود ممکن است ایجاد درگیری کند. چون هر شخصیتی بین مردم نفوذ دارد. یکی از خط قرمزها این است که اساساً به کسانی که حوزهِ نفوذ دارند اهانت نشود؛ این اهانت به او نیست، اهانت به جمعی است که طرفدار او هستند. مهم هم نیست که درست باشد یا نادرست. مهم این است که آنها ممکن است عکس‌العمل تندی از خودشان نشان دهند و این باعث دودستگی می‌شود. بنابراین یکی از کارهایی که ما می‌کردیم این بود که توصیه می‌کردیم مطالب طوری اظهار نشود که موجب شود کسانی عکس‌العمل تندی نشان دهند. ممکن است در یک مقطع دیگری آدم یک اظهار نظری درباره کسی یا یک دستگاهی بکند که خیلی اشکال ایجاد نکند، ولی در انتخابات عکس‌العمل طرف‌های مقابل را درپی دارد.

می شود در این مورد مصداقی صحبت کنید؟
مثلاً آدم نباید به کسانی که در گذشته مسئولیت داشتند- نمی‌خواهم اسم کسی را بیاورم- اهانت کند. فرق نمی‌کند، چه این طرف چه آن طرف. بالاخره هرکس در یک دوره‌ای مسئول بوده و بر اساس یک مسئولیت شرعی و قانونی یک ناکامی‌ها و یک موفقیت‌هایی داشته؛ استفاده کردن از اینها در انتخابات کار درستی نیست.

فکر می‌کنید شرایط کنونی کشور یک تجربه تاریخی است و باید با آن مثل یک مسئله رفتار کرد یا یک معضل؟
انتخابات این دوره یک فتنه بود.

بعد از انتخابات یا جریان انتخابات؟
کل جریان این انتخابات فتنه بود. بعضی‌ها می‌گویند از اول فتنه بود. بعضی‌ها می‌گویند از وسط شروع شد؛ من معتقدم از اول شروع شد. سازوکار این انتخابات از اول سازوکار خوبی نبود که بعد از مدتی تشدید شد که درباره علت تشدید شدن مسائل صحبت کردم.

و برای برون رفت از شرایط فعلی چه باید کرد؟
الان دوران بعد از فتنه است. حاصل این فتنه یک مقداری بدبینی به مسئولان کشور است که روی کارهای اجرایی کشور شاید تأثیر گذاشته. الان یک اختلاف‌هایی ایجاد شده است. توصیه ما هم به وزارت اطلاعات و هم به دستگاه خبری این است که این مسائل را جمع‌بندی کنند و بنشینند با مردم، با جوان‌ها، با دانشجوها گفت وگو کنند و آن وحدت ملی را تقویت کنند. این جزو وظایف وزارت اطلاعات هم هست، جزو وظایف رسانه‌ها هم هست، جزو وظایف ائمه جمعه هم هست. صحبت‌ها همه باید در مسیر اتحاد باشد.

آیا در اجلاس اخیر خبرگان به راهکاری برای برون رفت از این شرایط رسیدید؟
من در خبرگان هم گفتم که وظیفه ما به عنوان مجلس خبرگان این است که پایگاه ولایت فقیه را تقویت کنیم. روی اتحاد سرمایه‌گذاری کنیم و سوم اینکه جمهوری اسلامی را تقویت کنیم. چون واقعاً رسانه‌های خارجی روی این موضوع خیلی تبلیغ کردند. کاری نکنیم که قدرت سیاسی و اقتدار ما تضعیف شود. اتحاد روی محور ولایت فقیه و تقویت جمهوری اسلامی باید برنامه ما باشد.

این دستور کار هم برای خبرگان است و هم برای چهره‌های سیاسی؟
من این پیشنهاد را در اجلاس خبرگان مطرح کردم، همه هم پذیرفتند. البته باید کارهای زیادی روی موضوع اتحاد کرد. مؤلفه‌های تقویت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه باید مشخص شود.

پیشنهاد حکمیت آقای مهدوی کنی در راستای همین محورهایی است که شما به آن اشاره کردید؟
من در جریان کار ایشان نیستم که دارند چه کار می‌کنند.

آقای رئیس‌جمهور که در برنامه زنده تلویزیونی اسامی وزرای کابینه دهم را اعلام می‌کرد و از آقای مصلحی به عنوان فردی فرهنگی با روابط عمومی بالا نام برد و گفت که وقت آن رسیده که یک آدم فرهنگی وزارت اطلاعات را اداره کند، چرا که در بدنه این وزارتخانه آدم اطلاعاتی به قدر کفایت هست. به‌نظر شما این مقطع از زمان چه شرایطی دارد که نیازمند یک فرد فرهنگی برای رأس وزارت اطلاعات است؟
نمی‌دانم چه تفسیری از حرف ایشان کنم. شاید از حرف من ناراحت بشود. هرچه من بگویم، می‌گوید منظور من این نبوده.

شما به عنوان کسی که سابقه کار امنیتی زیادی دارد و از زیر و بم وزارت اطلاعات اطلاع دارید چه برداشتی از این سخن ایشان دارید؟
من منظور ایشان را نمی‌توانم تفسیر کنم، شاید ایشان منظور خاصی دارد. من به هرحال خیلی سال است که دورم. آنچه من می‌دانم این است که اساساً کار وزارت اطلاعات یک کار کارشناسی و خیلی تخصصی است. آنجا نیروهای خیلی خوب، آدم‌های فهمیده، باسواد، روشن و باتجربه‌ای هست. طبیعتاً اگر کسی بتواند برنامه بدهد، هدف تعیین کند و موضوعات درستی را انتخاب کند و آنها را به صورت سیاست‌های اجرایی واقعی و نه تخیلی برای آنها تنظیم بکند و هدایتشان کند بهره‌های خیلی خوبی می‌گیرد. نه فقط آنجا، وزارت بهداشت هم. کسی که بداند بیمار یعنی چه، بیمارستان یعنی چه، دارو یعنی چه، پزشک یعنی چه و مشکلات را هم بداند می‌تواند پزشکان را اداره کند. یا در قوه قضاییه کسی که بداند قضاوت یعنی چه، تجربه داشته باشد او می‌تواند آنجا را اداره کند؛ اگر قاضی را مثال زدم چون مشابهت دارد. وزارت اطلاعات هم همین طور.

یک وقتی وزیر یا وزارتخانه دنبال این است که اهداف خاصی را که جزو شرح وظایفش است و موضوعاتی که برایش تنظیم شده، انجام دهد، آن موقع وزیر باید تخصص این کار را داشته باشد وگرنه نیرو برای انجام کار انگیزه پیدا نمی‌کند. یک وقتی هم وزیر این مسئولیت را به دیگری واگذار می‌کند و بیشتر دنبال این است که به اهداف وزارتخانه شخصاً دست پیدا کند مثلاً آن را به معاونان واگذار می‌کند. ممکن است موضوعات فرهنگی که در حوزه وزارت هست برایشان اهمیت بیشتری داشته باشد و وزیر روی آن مسائل کار بکند.

بستگی به این دارد که وزارتخانه را چگونه برآورد کردند. چون اصلاً خود دولت باید موضوعاتی که در وزارتخانه هست را تصویب بکند. ببیند الان روی چه موضوعاتی کار بکند. مثلاً آنها الان معتقد هستند که موضوعات فرهنگی را با دید امنیتی بررسی بکنند. مقام معظم رهبری فرمودند که ما الان دچار یک تهاجم فرهنگی هستیم. در دورانی هستیم که این همه ماهواره و روزنامه و مجله و آدم‌هایی که تحت تأثیر آن هستند در جامعه ما دارند حرف می‌زنند. پس الان معتقدند که آن کارشناسانی که در حوزه فرهنگ و تأثیرات آن و تبلیغات هستند بیشتر تقویت و هدایت بشوند. در اینجا ممکن است وزیر بیاید موضوع ضدجاسوسی، امنیتی و جمع‌آوری اطلاعات خارجی را به دیگری واگذار کند و خودش هدایت مجموعه را در حوزه فرهنگی به عهده بگیرد؛ این بستگی به نظر هیأت دولت وشورای امنیت ملی دارد.

پروسه «بررسی موضوعات فرهنگی با دید امنیتی» چطور قرار است انجام شود؟
این لزوماً به معنای برخورد فیزیکی نیست. چون کار فرهنگی را باید با کار فرهنگی جواب داد. حالا اینها باید دستورالعمل بنویسند که کسانی که روی مسائل فرهنگی کار می‌کنند، راجع به این موضوع به طور خاص کار کنند. مثلاً فیلم‌هایی که می‌سازند. یا مثلاً سخنران‌ها باید روی این موضوعات صحبت کنند.

آقای فلاحیان! بعد از رحلت امام آقای ری‌شهری دادستان می‌شوند و شما وزیر اطلاعات. آن مقطع چه اقتضائاتی داشت که چنین تغییری را موجب شد؟
سؤالتان را نفهمیدم! هیچ اقتضائی نداشت. آقای ری‌شهری دیگر قبول نکردند در وزارت اطلاعات بمانند. بعد ما را معرفی کردند.

آن دوره چه ویژگی‌ای داشت؟
مطالب کلی سؤال نکنید!

چه مسائل بین‌المللی، سیاسی و فرهنگی اقتضا می‌کرد که وزیر اطلاعات دادستان بشود و بعد از آن شما به عنوان وزیر اطلاعات انتخاب شوید؟
عرض کردم. به اینها توجهی نبوده؛ اگر آقای ری‌شهری می‌ماند ما هم با ایشان همکاری می‌کردیم.

اقتضائات آن دوره چه بود؟
ما در پایان جنگ بودیم دیگر. در دوران جنگ همه امکانات متمرکز برای خوب اداره شدن جنگ بود. بعد از جنگ تمام همت این بود که خرابی‌های جنگ بازسازی شود. در آن زمان هم کار کم شده بود؛ نه اینکه اصلاً توجهی نشود، ولی جنگ بود. اقتضائات بین‌المللی هم این بود که ما کشوری بودیم که تازه از جنگ خارج شدیم و دنبال این بودیم که در صحنه بین‌المللی حقانیت خودمان را در رابطه با جنگ ثابت کنیم، با کشورها و همسایه‌ها همکاری کنیم که سازندگی در کشور به وجود بیاید که الحمدلله کارهای این مرحله به خوبی انجام شد.

وزارت اطلاعات 63 با 88 چه تفاوتی دارد؟
طبیعی است که هرچه ما جلوتر می‌رویم انتظار این است که همه دستگاه‌ها، دستگاه‌های نظارتی و چه دستگاه‌های اجرایی روز به روز قوی‌تر شوند. آن اوایل مثلاً صدام به کشورمان حمله کرد ولی الان چنین جرأت‌هایی را نمی‌کنند. الان نیروها و امکانات نظامی‌مان قوی‌تر شده، گاهی وقت‌ها ما در مسائل اقتصادی خیلی مشکل داشتیم، مثلاً GNP ما در زمان آقای هاشمی 36 هزار میلیارد بود، الان به بالای 500 هزار میلیارد تومان صعود کرده است. اینها تفاوت کرده است. روز به روز دستگاه‌ها قدرتمند‌تر می‌شوند. چرا؟ چون فرصت دارند و نیروهای بهتری تربیت می‌کنند، امکانات بیشتری گیرشان می‌آید. پس انتظار این است که کارایی بهتری نسبت به گذشته داشته باشند. مثلاً اگر در گذشته انفجاری صورت می‌گرفت یا تروری انجام می‌شد مردم به این چشم نگاه می‌کردند که دستگاه اطلاعاتی نوپاست. اما الان کسی دیگر این را قبول نمی‌کند. می‌گویند دلیلی ندارد که شما الان نتوانید مثلاً یک جریان تروریستی را شناسایی و با آن برخورد کنید. در مسائل اقتصادی هم همین‌طور است. در مسائل صنعتی هم همین‌طور است.

تفاوت اساسی دوره شما با دوره آقای ری‌شهری چه بود؟
هر روز که جلوتر می‌رویم، مسائل‌مان جدیدتر می‌شود، امکانات وزارت اطلاعات مثل نیرو و ابزار و بودجه هم بیشتر می‌شود. طبیعتاً یکسری کارهایی انجام می‌شود که در زمان گذشته انجام نمی‌شد. یکسری کارهایی هم قبلاً بوده که در این دوره کمتر شده است. مثلاً موضوعات امنیتی، موضوع منافقین، یکسری گروهک‌ها بودند که مدتی روی آنها کار شده بود.

در دوره شما به طور عمده چه مسائلی در دستور کار وزارت اطلاعات بود؟
یادم نیست.

یکی از انتقادات به دوره وزارت شما ورود به فعالیت‌های اقتصادی بود و در دوره وزارت شما وزارتخانه رسیدگی به پرونده​های اقتصادی را به عهده گرفت. چرا این اتفاق افتاد؟
خب حالا ممکن است یک انتقادهای درستی هم به دوران ما باشد. ما نمی‌خواهیم بگوییم که معصوم بودیم، چون ما بعد از بازسازی دوران سازندگی را داشتیم و یک مقداری رونق اقتصادی بود و سطح و حجم معاملات، حجم کار عمرانی بالا رفت. طبیعتاً چون کار بیشتری می‌شد آن کنترل‌هایی که در دوران جنگ بود دیگر نبود. لذا فساد داشت در دستگاه‌ها و معاملات شکل می‌گرفت. مقام معظم رهبری روی این مسئله خیلی حساسیت داشتند. به صورت طبیعی مبارزه با فساد اقتصادی وظیفه ما نبود. دستور دادند که شما باید اطلاعات را جمع‌آوری کنید و دادگاه انقلاب هم رسیدگی کند. کار خیلی بزرگی هم شد. من می‌توانم بگویم هر مقدار آن موقع کار شد دیگر بعد از من کسی نتوانست چنین رکوردی جا بگذارد یا اصلاً بتواند نصف آن هم کار کند.

هنوز هم وزارت اطلاعات روی پرونده مفاسد اقتصادی کار می‌کند؟
من نشنیدم این وظیفه از آنها گرفته شده باشد.

روش وزارت اطلاعات در شناسایی مفاسد اقتصادی چگونه بود؟
روش وزارت اطلاعات مخصوص به خودش است. روش وزارت اطلاعات روش نیروی انتظامی یا روش قوه قضائیه نیست که می‌روند بازرسی می‌کنند، برای خلافی که صورت گرفته پرونده درست می‌کنند و می‌دهند دادگاه. کار وزارت اطلاعات سوژه‌یابی عنصری است که آمده در اقتصاد، بازرگانی و صنعت ولی نمی‌خواهد تجارت کند، نمی‌خواهد صنعت کند می‌خواهد کلاهبرداری کند، می‌خواهد فساد کند، این را می‌رود شناسایی می‌کند ما به نیروی انتظامی یا سپاه می‌گفتیم که فلان تیم ساعت فلان از مرز عبور می‌کند. شما بروید در آن نقطه و با آن برخورد کنید. به ما می‌گفتند شما از کجا می‌فهمید؟ خب از کجا می‌فهمیم؟ مثلاً ما آدم‌هایی میان آنها داریم که به ما خبر می‌دهند. در اینجا هم اینجوری بود که ما به روش خودمان عمل کردیم. شاید هم اشتباه کردیم. ولی ما به روش خودمان به صورت نامحسوس در بدنه کارهای اقتصادی حضور پیدا کردیم. بعد یکهو در می‌آمد که مثلاً فلانی در فلان کار اقتصادی فساد ایجاد کرده یا در فلان بانک این جوری شده. اینها می‌گفتند کار پیچیده‌ای که با هزار جور پیچیدگی و محمل‌سازی انجام شده؛ شما چه جوری می‌فهمید. ضربه که می‌خوردند دستگیر که می‌شدند - خب خیلی​ها وابسته هستند به این موضوع یک نفر که نیست. مثلاً ما در یک وزارتخانه چندین نفر را می‌گرفتیم - داد و بیداد می‌کردند که وزارت اطلاعات چرا کار اقتصادی می‌کند؟ خب ما اول برایمان طبیعی بود که حالا بگویند. بعداً این دستمایه شد برای بعضی از مخالفان سیاسی ما. مطبوعات هم دامن زدند. در هر صورت دیگر نمی‌شد کاری‌اش بکنی. من الان کمی توانستم برای شما توضیح بدهم؛ نمی‌شود روش‌های وزارت اطلاعات را توضیح داد.

آقای فلاحیان؛ ورود شما به وزارت اطلاعات همزمان شد با خروج یک‌سری افرادی که از آغاز در این وزارتخانه بودند مانند سعید حجاریان. دلیل اینکه این طیف بیرون آمدند چه بود؟
این موضوع را به عنوان مسئله مهمی عنوان کردند. الان هم این هست که در وزارت اطلاعات و سایر وزارتخانه‌ها یا با تغییر وزیر و یا در مراحل دیگر یک سری از افراد بورس تحصیلی می‌گیرند. آنچه ما دیدیم این بود؛ بیشتر از این هم نبود. اما بعدها گفتند که آنها با برنامه‌های من موافقتی نداشتند یا احساس کردند که من آنها را قبول ندارم. ما چنین کاری را با آنها نکردیم. ممکن است تغییری در ساختار تشکیلاتی داده باشیم که عده‌ای بی‌کار می‌شوند و عده‌ای می‌آیند سر کار اما منظور این نیست که دیگر از آنها استفاده نشود. شاید این تغییر ساختار هم که به صورت طبیعی انجام می‌شود، چون ساختار وزارت اطلاعات مرتباً عوض می‌شود. این یکی از شیوه‌های کار است برای جنبه امنیتی کار، شاید اینها این فکر را کردند.

یکی از موضوعاتی که درباره آن صحبت نشده، تصفیه وزارت اطلاعات بعد از دوم خرداد است. چه نیروهایی بعد از دوم خرداد از وزارت اطلاعات تصفیه شدند؟
من که دیگر در آنجا نبودم.

خبر هم نداشتید؟
تصفیه به آن معنا در وزارتخانه‌ها وجود ندارد؛ در هیچ وزارتخانه‌ای. ولی ممکن است تغییر پست وجود داشته باشد. طبیعتاً در وزارت اطلاعات وزرا و دولت جدید که می‌آیند اهداف اطلاعاتی جدیدی را ترسیم می‌کنند که ممکن است خیلی آدم‌ها با این اهداف همسو نباشند. اینها تغییر و تبدیل می‌شوند، اما به معنای تصفیه چیزی نشنیدم.

یعنی بعد از دوم خرداد انجام نشده است؟
امکان ندارد. کسی نمی‌تواند کسی را از وزارتخانه بیرون کند.

می گویند کسانی که در وزارت اطلاعات هستند و کسانی که پیش از این بودند در این وزارتخانه «آدم» دارند. شما هم آنجا «آدم» دارید؟
یک وقتی یک جریان سیاسی برای اینکه قدرتمند باشد، اطلاعات داشته باشد، سعی می‌کند همه جا آدم داشته باشد. اگر به این معنا بگیرید نه. اما من مثلاً سابقه کار امنیتی‌ام خیلی زیاد است. من از اول انقلاب حتی پیش از آن در کار بودم. ما شبکه داشتیم. یک سابقه طولانی با بچه‌هایی که کارهای نظامی و امنیتی می‌کنند دارم. اگر به این معنا بگیرید خب ما با آنها قهر نکردیم. در وزارت اطلاعات طبقه‌بندی وجود دارد. کسی نمی‌تواند اطلاعات حوزه خودش را به کسی بدهد. یا هیچ عنصری در وزارت اطلاعات نمی‌تواند کار سیاسی، لابی‌گری، یا کاری با نفع شخصی کند. سیستم حفاظت به او این اجازه را نمی‌دهد. ممکن است عنصری از وزارت اطلاعات در مجلس ما بیاید ولی اجازه ندارد اطلاعات طبقه‌بندی شده خود را ما بدهد. چون ما الان دیگر کاره‌ای نیستیم.

با اینکه آدم شماست؟
بله! نمی‌تواند. اگر این کار را انجام دهد اولاً خلاف شرع و جرم مرتکب شده و بعد هم حفاظت اطلاعات با او برخورد می‌کند.

بعد از وزارت شما قتل‌های زنجیره‌ای پیش آمد و خیلی‌ها این را منتسب می‌کنند به دوره شما. چرا چنین انتسابی وجود دارد؟
از آنها که منتسب می‌کنند بپرسید. [می‌خندد و جدی ادامه می‌دهد] بپرسید مسئله‌ای که یک سال و نیم بعد اتفاق افتاده را چرا به من منتسب می‌کنند. طبیعی است که می‌خواهند بگویند دوره خودشان دوره بی‌عیبی بوده. هرکسی این طور است که می‌خواهد گناه را گردن دیگری بیندازد. یک توجیهاتی هم می‌کنند که این نیروها را فلانی تربیت کرده. دانشکده تربیت نبوده که من اینها را تربیت کنم. اصلاً وزارتخانه غیر از خانواده است. این مسائل در ساختارهای فرهنگی آنجاست. حالا اینها جوک‌هایی بود که می‌گفتند؛ فرافکنی بود. علت اصلی داستان این بود که من با آن شعارهای آقای خاتمی مخالف بودم و می‌گفتم که باید همان شعارهای سازندگی و سرمایه‌گذاری را در کشور سریع‌تر قدرتمند بکنیم و از لحاظ اقتصادی جلو برویم دیگر این‌که ما باید فرهنگ دینی را تقویت کنیم. اینها معتقد بودند که بیشتر باید روی آزادی‌های مدنی سرمایه‌گذاری کنیم و تصویری از گذشته دولت می‌دادند که ما فشار ایجاد می‌کردیم. ما فشار ایجاد نمی‌کردیم. بالاخره یک جوی ایجاد کردند و اینها را گفتند. بعداً گفتند آن آزادی‌هایی که تبلیغ می‌کردند در مسائل بی‌بند و باری اجتماعی تعبیر شده در صورتی که منظور ما آزادی سیاسی بود.

آقای حسینیان سعید امامی را شهید می‌داند. آیا نظر شما هم همین است؟
دوره‌ای که ما بودیم آقای امامی آدم بدی نبود. بله عقیده من هم این است که ایشان مظلوم واقع شد حالا چرا می‌خواهید امامی را مطرح کنید؟! دلم نمی‌خواهد، خوشم نمی‌آید اینها را زنده کنم. در مصاحبه با ما هر کسی می‌آید همین را مطرح می‌کند: قتل‌های زنجیره‌ای و سعید امامی. حالا هرچه قدر ما هوار بزنیم که این قضیه یک سال و نیم بعد ازما اتفاق افتاده؛ خوب یا بدش به گردن دولت و کسی که وزیر بوده.

شما در مجلس خبرگان عضو کمیته ویژه تحقیق درباره صلاحیت رهبری هستید. تا به حال چند گزارش ارائه کرده​اید؟
در خبرگان کار ما این است که سیاست‌های کلان را بررسی می‌کنیم چون ما باید همیشه ببینیم که ویژگی‌های ولی فقیه استمرار دارد. مثل آگاهی و مدیریت. سیاست‌های کلان را در همین رهبری و هدایت‌شان؛ اینها را بررسی می‌کنیم. این چیزی است که در کمیسیون‌ها بررسی می‌شود و گزارش کمیسیون‌ها در اجلاس بیان می‌شود.

و چند وقت یک‌بار جلسه دارید؟
خود کمیسیون‌ها دو هفته یک بار تشکیل می‌شود و نتیجه کاری که از اعضا خواسته شده ارائه می‌شود.

صحبت‌های آقای دستغیب در اجلاس اخیر خبرگان خیلی سر و صدا کرد و نقل قول‌های متفاوتی هم شد. آقای دستغیب چه گفت در این اجلاس؟
این جلسات محرمانه است. من نمی‌دانم که ایشان می‌خواهند این موضوع در بیرون مطرح شود یا نه؛ نپرسیدم این را.

اگر در این مقطع به شما وزارت اطلاعات را پیشنهاد کنند می‌پذیرید؟
[همراه با لبخند می‌گوید]حالا که پیشنهاد نکردند که ما بگوییم قبول می‌کنیم یا نه. به قول طلبه‌ها سالبه به انتفاع موضوع است. من سرباز نظام هستم. هر کاری بگویند انجام می‌دهم.

چرا در انتخابات نهم ریاست جمهوری از کاندیدا شدن منصرف شدید؟
خب، دیدم افرادی هستند که دیگر نیازی به ما نبود. هرکدام از آقایان که اول آمده بودند خوب بودند. دیگر گفتم چه احتیاجی به ما هست؟

آقای فلاحیان این روزها چه کار می‌کنید؟
پست سازمانی من کارشناس دولت است. در موضوعاتی که فکر می‌کنم به درد کشور می‌خورد کار می‌کنم. یک وقت موضوعات اقتصادی، یک وقت موضوعات فرهنگی. یک مقدار از وقتم هم در اختیار کسانی است که مسئول هستند.

کارهای فرهنگی تان هم مربوط به مسئولان است یا نمود خارجی هم دارد؟
بخش آموزشی کارهای فرهنگی نمود خارجی دارد؛ مثل کلاس قرآن، جلسات و سخنرانی‌ها که بیشتر در استان خوزستان است.

علی کردان در محل نمايشگاه مطبوعات حضور يافت و از غرفه های مطبوعات بازديد کرد. اين بازديد البته بدون حاشيه نبود و از طرف مردم با واکنش هايی روبرو شد. تعدادی از بازديدکنندگان با مشاهده علی کردان به سردادن شعار و سئوال از ايشان درباره مدرکش دکترايش پرداختند. يکی از بازديدکنندگان با بالا بردن پلاکاردی وزير سابق کشور دولت نهم را به تمسخر گرفت

کمیته گزارشگران حقوق بشر- ریاست زندان اوین که از سال 1386 با برکناری " زارع" پس از فرار شهرام جزایری، بر عهده " صداقت" گذارده شده بود، مجددا تغییر یافت و از روز 30 مهرماه، فردی به نام " دارابی" به جای وی منصوب گردید.

گفته میشود، " دارابی" از چهرههای بسیار با سابقه و از بازماندهگان دهه 60 در سازمان زندانها و اقدامات تامینی محسوب میشود و زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی، فضای انقباضیتری را در این زندان انتظار میکشند.

وضعیت رفاهی، بهداشتی و روانی حاکم بر زندان اوین که در دورهی ریاست " زارع" به ویژه در مورد زندانیان سیاسی از مطلوبیت بسیار قابل توجهی برخوردار بوده است، با ریاست صداقت به نحو چشمگیری کاهش یافته بود." صداقت" در نخستین اقدام خود در مقام ریاست زندان اوین در سال 86، بند سیاسی- امنیتی واقع در طبقه اول بند 350 را منحل کرده بود.

حامیان دولت کودتا اندکی پس از ورود علی‌رضا بهشتی به نمایشگاه مطبوعات به سمت وی حمله کردند و برخی از غرفه‌های نمایشگاه را تخریب کردند.

به گزارش موج سبز آزادی، حامیان دولت که امروز به طور سازمان یافته در نمایشگاه حضور داشتند با مدیریت نیروهای خبرگزاری فارس، سایت رجانیوز، روزنامه جوان و روزنامه ایران به سمت بهشتی حمله ور شدند. در بدو ورود بهشتی به نمایشکاه مردم شعار صلی علی محمد بوی بهشتی آمد، مرگ بر دیکتاتور، یاحسن میرحسین، موسوی زنده باد کروبی پاینده باد و ... سر دادند.

از سوی دیگر نیروهای دولت کودتا که به طور سازمان یافته در محل نمایشگاه حاضر بودند به سمت بهشتی حمله ور شدند و وقتی با شعارهای مردم روبه رو شدند به سمت مردم نیز حمله کردند. با ادامه سر دادن شعارها در حمایت از بهشتی، حامیان دولت که چهره‌های خبرنگاران فارس و رجانیوز را به وضوح در میان آنها مشاهده می‌شد به سوی مردم حمله کردند و شعار مرگ بر منافق، منافق حیا کن مصلی رو رها کن و ... سر دادند.

این افراد با حمایت نیروهای انتظامی که با باتوم مردم را متفرق می کردند، شعارهایی علیه بهشتی سر دادند. نیروهای بسیج سپس با گاز اشک آور سعر بر متقرف کردن مردم کردند. عوامل بسیج به غرفه روزنامه اعتماد، خبرگزاری ایلنا و چند غرفه دیگر آسیب وارد کردند و با دویدن در نمایشگاه و عربده کشی سعی در به ایجاد رعب و وحشت در میان مردم حاضر در نمایشگاه داشتند.

موج سبز آزادی  : سایت کودتاچی فارس نیوز اقدام به انتشار فیلمی از یورش دیروز لباس‌شخصی‌های چماقدار به مهدی کروبی کرده است که به خوبی ابعاد حمله از پیش تعیین شده به شیخ اصلاحات را همان‌طور که خود وی نیز در شرح مختصری بر آنچه که در نمایشگاه بر او گذشت ذکر کرده بود، آشکار می‌سازد. با مشاهده این فیلم نکاتی به ذهن می‌رسد که خوب است بینندگان در هنگام دیدن این گزارش ویدئویی به آن دقت کنند تا دریابند وقتی می‌گوییم عمله فارس نیوز از عناصر اصلی کودتای ۲۲ خرداد هستند گزاف نگفته‌ایم:

اول: فیلم منتشر شده توسط فارس‌نیوز بر خلاف همه فیلم‌های منتشر شده از درگیری دیروز که کمتر از یک دقیقه هستند، فیلمی کامل و بلند است و بر خلاف همه فیلم‌هایی که اتفاقی و با عجله گرفته شده‌اند، کاملا با آرامی و کنترل فیلمبردار روی دوربین این فیلمبرداری صورت گرفته است. این فیلم سیری داستان‌وار دارد. کاملا آشکار است که دوربینی اختصاصی توسط فارس نیوز به محل پیاده شدن کروبی از ماشین برای ورود به نمایشگاه فرستاده شده است تا از سناریویی که لباس‌شخصی‌ها برای او چیده‌ بودند فیلم کاملی تهیه کند و شعارهای مرگ‌باری که تنها از دهان دست‌اندرکاران فارس نیوز و شبه نظامیان لباس‌ شخصی ممکن است بیرون بیاید را به مردم نسبت دهند.

دوم: با دقت در زاویه و نوع حرکت دوربین به خوبی آشکار می‌شود که تیم فیلمبرداری از همان بدو ورود کروبی در حال تعقیب اوست. دوربین از پشت سر کروبی و در جاهایی کار گذاشته شده است که ازسطح مردم عادی حاضر در نمایشگاه فاصله دارد و به همین دلیل فیلمبردار با تسلط کامل روی دوربین فاصله خود را با سبزها حفظ می‌کند تا مبادا دوربینش به همان بلایی دچار شود که دوربین گزارشگر پرس تی‌وی در برابر سفارت ایران در لندن به آن گرفتار آمد!

سوم: بعد گذشت تقریبا یک دقیقه از تماشای فیلم، ناگهان جمعی که کاملا با دوربین هماهنگند و حتی با گاف‌ دادن و نگاه‌ به دوربین این هماهنگی را به خوبی علنی می‌کنند وارد فیلم می‌شوند و شروع به شعار دادن علیه کروبی می‌نمایند. جالب این‌جاست که در این لحظات، فیلمبردار نه دستش می‌لرزد و نه تعادلش را از دست می‌دهد. آنقدر همه چیز طراحی شده و از پیش تنظیم شده است که حتی یک نفر هم از پشت سر فیلمبردار عبور نمی‌کند. در حالی‌که چنین به نظر می‌آید که فیلمبردار در ازدحام جمعیت مخالفان کروبی (!) قرار گرفته است اما او با خونسردی کامل به فیلمبرداری خود ادامه می‌دهد.

چهارم: جایی که کروبی روی پله‌های یکی از کریدورهای نمایشگاه توسط عناصر کودتا محاصره می‌شود، بخش کلیدی این فیلم است دوربین با فاصله بسیار کمی از کروبی در حال حرکت است. در این بخش از فیلم این فرضیه که دوربینی حرفه‌ای از سوی فارس‌نیوز برای تهیه فیلم ضرب و شتم کروبی به نمایشگاه فرستاده شده بود کاملا اثبات می‌شود چرا که هیچ یک از شاهدان عینی که در آنجا حضور داشتند امکان نداشت بتوانند در چنین زاویه‌ای قرار بگیرند و از ناسزاگویی‌ها به کروبی فیلم بگیرند.

کاملا پیداست که دوربین قبل از بالا آمدن کروبی از پله‌های نمایشگاه کاشته شده است و فیلمبردار به محض دیدن کروبی دوربینش را روشن می‌کند و تیم فحش هم کارش را به خوبی انجام می دهد و در فاصله‌ای نزدیک از بلندگوی دوربین شعار مرگ را سر می‌دهد تا صدایش به خوبی در فیلم ضبط شود!

پنجم: بخش مضحک این فیلم به کشیدن دایره‌ای قرمز به دور اسلحه یکی از محافظان کروبی است. هر کس نداند، فارس نیوزی‌ها که اتفاقا به دلیل فعالیت‌های غیرقانونی و خشونت‌بارشان در خیابان‌های تهران آشنایی وثیقی با سلاح گرم دارند باید بدانند که حمل سلاح گرم توسط محافظان مقامات کشور امری طبیعی و ضروری است. وقتی مشتی کودتاچی شیخ را محاصره کرده‌اند و شعار مرگ او را سر می دهند، انتظار دارید محافظ شیخ بایستد و در دوربینتان لبخند بزند؟ از کجا معلوم که از میان همان چماقدارانی که به خون اصلاحات تشنه است، دستی پلید بیرون نیاید و کاری نکند؟

وظیفه یک محافظ حفاظت از جان فردی است که محافظتش را بر عهده دارد. محافظ کروبی آن‌قدر کارش را بلد است که مثل عمله کودتا اشتباها تیرش به سینه دختر جوانی در خیابان کارگر اصابت نکند! خوب بود به جای دایره قرمز به دور اسلحه یک محافظ و چهره وی، دایره‌ای قرمز به دور دستان خون‌الودی می‌کشیدید که به خیابان‌ها بسیج کردید تا سینه‌های جوانان مردم را بدرند. آیا حتی یک نفر از آن قاتلان که چهره‌هایشان برایتان به خوبی شناخته شده هم هست را در سایت معلوم‌الحالتان معرفی کرده‌اید که حالا به محافظ یک مقام سیاسی رسیده‌اید؟

ششم: اوج فضاحت این فیلم و سازندگان کودتاگرش آنجایی نمایان می شود که لنگه کفشی درست از کنار دوربین به سمت کروبی پرتاب می‌شود و سناریو را کامل می‌کند. این بخش از فیلم به لطف خود عناصر کودتا اسلوموشن است و به خوبی می‌توان دید که دوربین و لنگه کفش چه نسبت نزدیکی با هم برقرار می‌کنند!

و در آخر هم توصیه‌ای به سازندگان این فیلم طنز؛ سعی کنید بعد از این فاصله دوربین و لنگه کفش را طوری تنظیم کنید که در آخرین لحظه کل زحمات شعاردهندگانی که گلویشان برای ساختن این فیلم دریده شد به باد فنا نرود! 

در اوایل ماه جاری وقتی هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس مجلس خبرگان اعلام کرد که طرحی برای خروج از بن‌بست و در واقع آشتی ملی در دست تهیه دارد، بسیاری از اصولگرایان با این استدلال که بحران یا بن‌بستی وجود ندارد و یا هاشمی رفسنجانی خود از مسئولین این وضعیت است، در مقابل این خبر موضع گرفتند و به هاشمی حمله کردند.

اما سه هفته طول کشید تا حبیب‌اله عسگراولادی، چهره‌ی شاخص جریان مؤتلفه اعلام کند که این طرح به رهبر ارائه شده است و افرادی چون غلامعلی حداد عادل، محمدرضا باهنر، مصطفی میرسلیم و مرتضی نبوی از تهیه‌کنندگان این طرح بوده‌اند.

بدین ترتیب بار دیگر مساله‌ی بحران و راهی برای برون‌رفت از آن موضوع محوری مباحثات سیاسی قرار گرفته است. این بحث را با آقای علی رضا حقیقی، استاد دانشگاه در کانادا و تحلیل‌گر مسائل سیاسی طرح کرده‌ام.

Download it Here!

آقای حقیقی، نگاه شما به امکان خروج از بحران در شرایط فعلی چگونه است؟

طرح‌های خروج به طور کلی تابع سه فاکتور است. فاکتور اول این است که چقدر تظاهرات و تجمعات مخالفین در حوزه‌های اجتماعی مثل دانشگاه یا دیگر اماکن عمومی تداوم پیدا کند. نکته‌ی دوم این است که نظام بین‌المللی در برخورد با ایران چه سیاستی را پیش بگیرد. در واقع سیاست تحریم‌های شدیدتر یا سیاست مصالحه و نزدیکی را داشته باشد.

نکته‌ی سوم هم این است که نیروهای تصمیم‌گیرنده در سطوح مختلف جمهوری اسلامی چه لابی‌هایی انجام می‌دهند و اکثریت‌شان و نیروهای مقتدرشان به چه نتایجی برای آیند‌ه‌ی جمهوری اسلامی دست پیدا می‌کنند؟

یعنی آیا منافع سیاسی نظام را مدنظر قرار می‌دهند، یا ممکن است فکر کنند که نظام و آینده‌اش پیوند خورده است با دولت آقای‌ احمدی‌نژاد؟

این سه فاکتوری است که باعث می‌شود راه‌حل‌های خروج از سوی دولت و نیروهای تصمیم‌گیرنده ظهور پیدا کند.

آیا فاکتور سوم مستقیماً به آن دو فاکتور دیگر برنمی‌گیرد؟ یعنی این که جنبش سبز اگر در شکل فعال خودش باشد و برخوردهای بین‌المللی هم میزانی محدودکننده داشته باشد، آیا روی قسمت سوم، که همان برخورد رهبران جمهوری اسلامی است تأثیر نمی‌گذارد؟

بله. ولی قبل از انتخابات توانستند این بحث را برای عده‌ای جا بیندازند که سرنوشت نظام جمهوری اسلامی با آقای احمدی‌نژاد گره خورده است. یعنی اگر آقای احمدی‌نژاد در این انتخابات برنده نشود، حداقل این نوع رژیمی که از جمهوری اسلامی تعریف می‌شود، نمی‌تواند تداوم پیدا کند و طبیعی است که باید تلاش کرد تا آقای احمدی‌نژاد در انتخابات برگزیده شود.

عده‌ای چنین دیدگاهی داشتند. حالا اگر کسی چنین دیدگاهی داشته باشد، طبیعی است که از این زاویه هیچ راهی ندارد مگر این که تمام تخم‌مرغ‌ها را در سبد تداوم وضعیت موجود بگذارد و هزینه‌هایش را هم به هر قیمتی پرداخت کند.

انشعاب درون سیستم هم میان سپاه یا وزارت اطلاعات و بخش‌های تصمیم‌گیرنده‌ی دیگر ناشی از همین مساله است که عده‌ای می‌گویند لزومی ندارد همه‌ی تخم‌مرغ‌ها را در سبد آقای احمدی‌نژاد گذاشت.

عده‌ی دیگری هم می‌گویند بستگی دارد چه کسی موفق بشود نظرش را جا بیندازد و اگر عنصر اول، یعنی مساله‌ی تظاهرات در خیابان خیلی شدت بگیرد، طبیعی است که باید نظر آن گروهی که معتقد به افق آینده‌ی این نظام بدون آقای احمدی‌نژاد هستند، را پذیرفت. در حقیقت دیدگاه آن‌ها پیش خواهد رفت.

در شرایط فعلی شما نمی‌توانید بگویید که کدام‌یک از این دو دیدگاه وضع بهتری دارند یا توازن قوا در مورد این دو دیدگاه چگونه است؟

این‌ها بستگی به اطلاعات ریزی دارد که متأسفانه من نمی‌توانم بگویم که دارای این اطلاعات هستم. تقریباً هیچ‌کس نمی‌تواند بگویید که چه کسی این اطلاعات را دارد و دقیقاً آن‌ها را می‌داند! در حقیقت این تصمیمی است که در حال چالش درون سیستم است و هنوز گرفته نشده و ممکن است روز به روز با تحولات مختلف تغییر کند.

علی رضا حقیقی، استاد دانشگاه در کانادا و تحلیل‌گر مسائل سیاسی

شما سه عاملی را که زمینه‌ی پیدایش راهی برای خروج از بن‌بست هستند را متصل دانستید به سه عامل و آن سه عامل را هم ارزیابی کردید. الان تلاش‌هایی از طرفین مختلف هست و زنده‌ترین چیزی هم که می‌شود به آن استناد کنیم، طرحی است که گویا آقای هاشمی به آن اشاره کرده‌اند و الان باید پیش رهبری باشد. این چگونه طرحی ممکن است باشد؟

یک وضعیت خوبش ممکن است فروپاشی باشد که من بعید می‌دانم با چنین موقعیت و قدرتی که اکنون هست، منجر به فروپاشی بشود. یک فاکتور خروج می‌تواند مساله‌ی جنگ و یا وضعیت‌هایی مانند اقدامی عملی جهت تغییر در کل سیستم باشد که من با توجه به دلایل مختلف آن را خیلی محتمل نمی‌دانم.

منظورتان کودتایی درون همین ترکیب قدرت فعلی است؟

من از وضعیت خروج به طور کلی می‌گویم. تغییر در وضعیت و مواضع رهبری، استفاده از نیروی نظامی یا مساله‌ی جنگ خارجی است که این‌ها سه فاکتور خروج از بحران است.

مساله‌ی فروپاشی که مطرح کردم را محتمل نمی‌دانم و احتمالش خیلی بعید است. اما می‌ماند مساله‌ی سوم و در حقیقت تغییراتی که معطوف به دولت آقای‌ احمدی‌نژاد است.

تغییراتی که معطوف به دولت آقای‌ احمدی‌نژاد است، خود سه وضعیت را می‌تواند محتمل باشد. یکی این که فشارهای درونی اجتماعی، فشارهای بین‌المللی و فشارهای درون نظام باهم ترکیب شوند تا آقای احمدی‌نژاد خودش استعفا بدهد.

در حقیقت آقای‌ احمدی‌نژاد در چنین وضعیتی برای هواداران خودش قهرمان می‌ماند و خودش را برای بازی‌های آینده نگه می‌دارد. خیلی‌ها با این نظر مخالف‌اند و معتقدند خصوصیات شخصی آقای احمدی‌نژاد و آن گرایش حاد ایشان برای قدرت و حتی تصویری که ایشان دارد از توانایی خودش برای مدیریت جهانی، مانع از انجام این کار خواهد شد.

یک راه‌حل هم این است که به آقای احمدی‌نژاد عدم صلاحیت داده شود. بر اثر همان سه فاکتوری که من گفتم، نظام به این نتیجه برسد که حفظ خودش منوط به کنارگذاشتن آقای احمدی‌نژاد است و سرنوشت خودش را به سرنوشت آقای احمدی‌نژاد گره نزند.

این کار هم از عهده‌ مجلس برمی‌آید و هم از عهده‌ی قوه قضاییه که می‌توانند عدم کفایت رییس جمهور را تأیید کنند و بفرستند برای رهبری که آن وقت در این زمینه آقای احمدی‌‌نژاد دیگر اختیار از خودش ندارد و به طور قانونی برکنار می‌شود.

بعد از برکناری آقای احمدی‌نژاد چه می‌شود؟

انتخابات جدیدی برگزار خواهد شد و در انتخابات جدید هم ممکن است صلاحیت آقای موسوی را رد کنند. البته آقای احمدی‌نژاد می‌تواند دوباره کاندیدا بشود! ولی به خاطر این که با عدم صلاحیت رد شده است، احتمالاً شورای نگهبان صلاحیتش را رد می‌کند.

در این صورت نه آقای موسوی خواهد بود، نه آقای احمدی‌نژاد و نه آقای کروبی. یک بازی جدید و یک چهره‌ی جدید مثل آقای قالیباف یا نیروهایی مثل آقای لاریجانی به میدان خواهند آمد و بخشی از طبقه‌ی متوسط هم به هرحال ممکن است برود به سمت حمایت از این جریانات.

یک وضعیت دیگر هم این است که خود آقای احمدی‌نژاد می‌گوید این چیزهایی را که طبقه‌ی متوسط دنبالش هست، من خودم انجام می‌دهم. این خطی است که آقای مشایی دنبال می‌کند. چون آقای مشایی معتقد است تصویر اصلاح‌طلبانه‌ی آقای‌ احمدی‌نژاد در میان هیاهوهای مخالفین مثل کیهان و مؤتلفه گم شده است و تصویر آقای ‌احمدی‌نژاد تصویری است که آقای شریعتمداری ترسیم می‌کند.

از این زاویه دنبال آن سیاست هستند که چیز جدیدی را به نمایش بگذارند و بخشی از طبقه‌ی متوسط را به سمت خودشان بیاورند.

انتخاب سه وزیر زن در کابینه که اگر مجلس رأی داده بود، الان ما سه وزیر زن در کابینه داشتیم! یا به‌ کارگیری بخشی از نیروهای تحصیل‌کرده در سیستم که شهرت مذهبی هم ندارند، مثل انتخاب آقای پژویان به‌عنوان بخش سرمایه‌گذاری خصوصی، و از این بابت آن سیاست‌هایی را که طبقه‌ی متوسط دنبالش هست، اینها خودشان تحقق ببخشند.

حرف آقای احمدی‌نژاد این است که اگر من بخواهم امتیاز بدهم، این امتیاز را به آقای هاشمی رفسنجانی نخواهم داد. چون آقای هاشمی رفسنجانی روی موج مطالبات این طبقه‌ی متوسط آمده بالا، پس این امتیاز را من مستقیم می‌دهم به همان کسانی که دنبال مطالبات‌اند.

این راه‌حل چقدر امکان تحقق دارد؟

به نظر می‌رسد که آقای احمدی‌نژاد دنبال این است که به یک نوع تنش‌زدایی و مصالحه با سیستم بین‌المللی و به خصوص با آمریکا است و فکر می‌کند این بخشی از مطالبات طبقه‌ی متوسط در حوزه‌ی بین‌المللی است و از آن زاویه می‌تواند حضور بخشی از بدنه‌ی اجتماعی را در تظاهرات خیابانی کم‌رنگ کند و به تدریج مساله را حل کند.

حالا این مسئله پیش می‌آید. طرحی که واقعاً ارائه شده است با توجه به تهیه‌کنندگان آن، ممکن است حاوی کدام بخش از این احتمالاتی باشد که شما به آن اشاره کردید؟

با توجه به تهیه‌کنندگانش که ظاهراً آقای حداد هم نقش داشته است، این طرح نمی‌تواند رادیکال باشد. آن محورهایی که به نظر من هست، حتماً آزادی زندانیان سیاسی است که در حقیقت یک نوع جان‌بخشی به افکارعمومی است با حضور مثلاً مهندس موسوی یا آقای کروبی در تلویزیون و ممکن است این باشد که مثلاً کمیته‌ای تشکیل بشود که به مسائل تخلفات انتخاباتی رسیدگی بشود.

آیا این احتمال با این حکم‌هایی که اخیراً داده شده جور درمی‌آید و وضعیتی که در مورد متهمین وجود دارد؟

بله، احتمالش هست. این حکم‌ها قابل تجدیدنظر است. تجربه هم نشان داده است که این حکم‌ها قابل تجدیدنظر است. یک راه‌ حلش این است. ولی راه حل دیگری که ممکن است پیش بیاید، این است که در صورتی که فاکتور اول، یعنی تظاهرات خیابانی تداوم پیدا کند، ممکن است اصلاً وضعیت به گونه‌ی دیگری بشود. یعنی برای این که سیستم حفظ شود، فشار بیاورند تا آقای احمدی‌نژاد استعفا دهد که در حقیقت چهره‌اش حفظ می‌شود و آن موقع در انتخاباتی که برگزار می‌شود، دیگر از اصلاح‌طلبان هم کسی را تأیید نمی‌کنند.

به خاطر این که می‌گویند مواضعی که این‌ها گرفتند، علیه ولایت فقیه بوده است. ولی من فکر نمی‌کنم طرحی که داده شده است، طرح خیلی رادیکالی باشد. ممکن است یک عامل دیگر این باشد که آقای احمدی‌نژاد با بخشی از نیروی معترض ائتلاف کند یا بخشی از این‌ها را در سیستم خودش در حوزه‌هایی مختلف به کار بگیرد.

و جای آقایان کروبی، موسوی و خاتمی در این طرح‌ها کجاست؟

من فکر می‌کنم اگر آقایان کروبی و موسوی و کسانی که به‌عنوان لیدر این جریان شناخته می‌شوند مواضع خودشان را تعدیل کنند و دوباره ابراز وفاداری کنند به نظام، ممکن است در مورد آزادی زندانیان سیاسی کمک کنند و همچنین امکان حضورشان در برخی از رسانه‌های دولتی فراهم بشود.

منظورتان از این تعدیل مواضع و ابراز وفاداری مجدد مثلاً چه هست؟

مقصود من این است که با صراحت می‌توانند بخش‌هایی را که الان به عنوان جنبش سبز شکل گرفته است نقد کنند! چون ببینید جنبش سبز با طرح و ایده‌ی آقای موسوی درست شد، مساله‌اش حمایت از آقای موسوی در انتخابات ریاست جمهوری بود و همان دیدگاه‌هایی که آقای موسوی دارد. ولی الان جنبش سبز طیف وسیعی را دربرگرفته است که خیلی‌های‌شان اصلاً شرکت در انتخابات را قبول نداشتند.

بنابراین این جنبش سبز نمی‌تواند به این شکل تداوم پیدا بکند. چون همه‌شان در مخالفت با آقای احمدی‌نژاد شریک‌اند، ولی در مورد بعدش که چه می‌خواهند، باهم اختلاف نظرهای اساسی دارند.

خب نقد آن‌ها از این جنبش سبز موجب تضعیف این جنبش نمی‌شود؟

بالاخره آن‌ها می‌خواهند یک مرزبندی کنند که مردم بدانند این جنبش سبز چه هدف‌هایی را دنبال می‌کند. جنبش سبز، جنبشی اصلاح‌طلبانه بوده، نه جنبشی رادیکالی که جریان را قطبی کند.

همان‌طور که آقای کروبی هم گفته و درست هم اشاره کرده است، تجربه‌ی تاریخی جریان ایران نشان می‌دهد که اگر شما جریان اجتماعی را به سرعت قطبی کنید، به خاطر این که این جریان در حوزه‌های مالی و رسانه‌ای قدرت اجتماعی‌اش زیاد نیست، این قطبی کردن سریع باعث می‌شود که سرکوبش هم سریع صورت بگیرد و بعد از مدتی نتواند تداوم پیدا کند.

بنابراین آن‌ها می‌خواهند از این حالت قطبی‌شدن جلوگیری کنند، تا مانع سرکوب این جریان بشوند.

منبع : راديو زمانه

مهدی کروبی، رئیس دو دوره از مجلس شورای اسلامی و نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، روز جمعه اول آبان در نمایشگاه مطبوعات حاضر شد.

به گزارش پارلمان نیوز، پایگاه خبری فراکسیون اقلیت مجلس، با ورود کروبی تعدادی از مردم شعار «مرگ بر دیکتاتور» و شعارهای دیگری در حمایت از جنبش سبز سر دادند. 

این گزارش همچنین حاکی از آن است که حامیان محمود احمدی‌نژاد پس از دقایقی توانستند از سد مردم عبور کرده و خود را به کروبی برسانند. پارلمان نیوز گزارش می‌دهد که این افراد به کروبی حمله کرده و عمامه او را از سرش انداخته‌اند. 

شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات تهران، امسال با ناآرامی‌های زیادی برگزار شد. روز افتتاحیه این نمایشگاه نیز که قرار بود مردم عادی هم در آن شرکت کنند، به دلیل اعلام حامیان جنبش سبز برای ورود به مراسم افتتاح، درهای نمایشگاه تا بعد از پایان مراسم به روی مردم بسته ماند.

همچنین بر اساس گزارش‌های منتشرشده، طرفداران جنبش سبز در مقابل غرفه روزنامه کیهان تجمع کرده و شعار «رسانه‌های شیطان، ایرنا و فارس و کیهان» سر داده‌اند. در آن‌سو نیز غرفه‌ای با نام «غرفه شکایت از موسوی» برپا شده بود. مسئولان این غرفه بازدیدکنندگان را تشویق به امضا برای شکایت از میرحسین موسوی، نامزد دیگر معترض به نتیجه انتخابات، می‌کردند. روز پنج‌شنبه، ۳۰ مهر، این غرفه به دستور مسئولان نمایشگاه برچیده شد.


به گزارش تابناک ، مسئول دفتر پخش خبر صداوسیما اعلام کرد: «مرتضی حیدری به خارج از ایران سفر کرده و یک ماه دیگر نیز از این سفر باز می‌گردد.»

در پی شایعاتی که در مورد ناپدید شدن مرتضی حیدری مجری اخبار و برنامه‌های تحلیلی صداوسیما انتشار یافت، مسئول دفتر پخش خبر صداوسیما خبر از سفر یک ماهه او به خارج از کشور داد، این در حالی است که طبق همین شایعات برخی منابع از دستگیری او به دلیل اقدام به پناهندگی خبر می‌دادند.

روز گذشته خبری با عنوان «شایعه گم شدن مرتضی حیدری» در سایت‌ها انتشار یافت و در مدت زمان کوتاهی به محافل مختلف راه یافت و بحث‌ها و گمانه زنی‌ها در مورد دلایل احتمالی این گم شدن آغاز شد.
ماجرا از اینجا شروع شده بود که حیدری از هفته گذشته در برنامه‌های تلویزیونی حاضر نمی‌شد و برخلاف آنکه هر شب یا به عنوان مجری اخبار ساعت 21 تصویر او در قاب تلویزیون نقش می‌بست و یا در برنامه‌ای تحلیلی حاضر می‌شد، از ابتدای هفته جاری چهره او در تلویزیون دیده نشد تا به این شکل شایعات در مورد او جان بگیرد. بالاخره خبری با عنوان گم شدن او انتشار یافت.
شایعات در این مورد، به دستگیری حیدری اشاره می‌کند که او قصد داشته از کشور آمریکا پناهندگی بگیرد و پیش از آنکه موفق به این کار شود، دستگیر شده و تلاش‌های او بی‌نتیجه مانده است. اما خبر رسمی از سوی خانم نیکویی، مسئول دفتر پخش خبر صداوسیما که حاضر نشد نام کامل خود را بیان کند، به این ترتیب عنوان شد. او به خبر گفت: «مرتضی حیدری از هفته گذشته به خارج از ایران سفر کرده و یک ماه دیگر نیز از این سفر باز می‌گردد.» آخرین شنیده‌ها حاکی است حیدری احتمالا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته و ممکن است بازگشت وی بسیار بیشتر از یک ماه طول بکشد.
مرتضی حیدری در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به عنوان مجری با کاندیداها در شبکه دوم سیما گفت‌وگو می‌کرد. پس از برگزاری انتخابات نیز تا مدتی عنوان می‌شد او تمایلی به حضور در برنامه‌های خبری و اجرا ندارد تا اینکه تصویر او روی آنتن رفت و در ادامه به عنوان مجری با محمد عطریانفر، سعید شریعتی و سعید حجاریان درباره اعتراف‌های آنان گفت‌وگو کرد. آخرین گفت‌وگوی او نیز با رئیس‌جمهور در تلویزیون پخش شد.

باستانی و تاجبخش

احکام بدوی دو متهم دیگر از حوادث بعد از انتخابات در ایران صادر شد

درپی صدور احکام کیفری برای برخی از متهمان اتفاقات بعد از انتخابات در ایران، مسعود باستانی، روزنامه نگار و فعال سیاسی به 6 سال حبس تعزیری و یحیی کیان تاجبخش، پژوهشگر ایرانی- آمریکایی به بیش از 12 سال حبس تعزیری محکوم شده است.

به گزارش ایرنا، خبرگزاری دولتی ایران هوشنگ اظهری، وکیل تسخیری آقای تاجبخش در این باره گفت موکلش در حال تنظیم متن اعتراض به حکم صادره است.آقای اظهری همچنین گفت بر اساس قانون نمی تواند میزان دقیق محکومیت را اعلام کند.

یحیی کیان تاجبخش 18 تیرماه امسال برای بار دوم دستگیر شد و در چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات محاکمه شد.

آقای تاجبخش به" اقدام ضد امنیت ایران از طریق عضویت در شبکه اینترنتی مربوط به گری سیک عضو سازمان سیا و عناصر بیگانه در جهت تحریک مردم به آشوب و اغتشاش در انتخابات ریاست جمهوری ، جاسوسی و ارتباط با عناصر بیگانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ، قبول سمت مشاوره بنیاد برانداز سوروس در ایران در جهت طراحی براندازی نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ، فعالیت تبلیغی علیه این نظام از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی و ایجاد شبهه تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت ، اخلال در نظم عمومی و ایجاد ترس و وحشت در جامعه" متهم است.

کیان تاجبخش دو سال پیش هم به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی و تلاش برای بر اندازی نرم دستگیر شده بود" و پس از 4 ماه حبس با سپردن وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد.

بر اساس گزارش ها، در حکم بدوی مسعود باستانی هم که بیش از 3 ماه است در بازداشت به سر می برد آمده که یک سال حبس او به اتهام "تبلیغ علیه نظام"و 5 سال دیگر به اتهام"اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش" است.

پیش از این سعید حجاریان، چهره سرشناس جریان اصلاحات در ایران، شهاب الدین طباطبایی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت اسلامی ایران اسلامی و هدایت الله آقایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در احکام اولیه، هر کدام به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

"نبوی در بیمارستان بماند"

به گزارش خبرگزاری کار ایران در پی دیدار فریدون امیر آبادی، معاون دادستان تهران با بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیمارستان خاتم الانبیا مقرر شده که او همچنان در بیمارستان بستری باشد.

به گزارش ایلنا، دادستانی تهران این تصمیم را با توجه به وضعیت جسمی وی و نظریه پزشکی قانونی گرفته است.

جزییات نظریه پزشکی قانونی و چگونگی وضعیت جسمی آقای نبوی در این گزارش ها عنوان نشده است.

بهزاد نبوی که یک روز بعد از انتخابات بازداشت شد بعد از بازداشت به علت بیماری تحت عمل جراحی قرار گرفت . آقای نبوی 68 سال دارد و پیشتر تحت عمل جراحی بای پس قلب قرار گرفته بود.

در همین حال کمیته پزشکی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارسال نامه ای به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه نسبت به وضعیت آقای نبوی ابراز نگرانی کرده و خواستار دیدار هیات پزشکی منتخب این کمیته با آقای نبوی شد.

وضعیت سایر بازداشت شدگان

در همین حال مهدیه محمدی، همسر احمد زید آبادی نیز روز گذشته، 27 مهرماه اعلام کرد که برای پنجمین هفته متوالی از ملاقات خانواده با آقای زید آبادی جلوگیری شده است.

خانم زیدآبادی همچنین گفت، 35 روز است که در بی خبری مطلق از آقای زید آبادی به سر می برد. وی افزود که همسرش تحت شکنجه هایی قرار گرفته که ابعاد آن هنوز روشن نیست.

زهرا محمدی، همسر جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور دولت آقای خاتمی و عضو حزب کارگزاران سازندگی و معاون تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد تهران میر حسین موسوی، در نامه ای به دادستان تهران نسبت به وضعیت جسمی همسرش ابراز نگرانی کرده و نوشته، اتهام آقای خانجانی "سخنرانی علیه محمود احمدی نژاد است."

خانم محمدی در این نامه نوشته، "همسرم 4 ماه است در انفرادی که مصداق بارز شکنجه است به سر می برد و برای اعتراف اجباری تحت شکنجه است."

بر اساس برخی گزارش ها، عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران در دیدار با روزنامه نگاران در بند محمد قوچانی، بهمن امویی، کیوان صمیمی و چند نفر دیگر، انتقادات آنها را شنیده و دستوراتی نیز برای رسیدگی صادر کرده است.

بازداشت عضو شورای مرکزی نهضت آزادی

نهضت آزادی ایران در اطلاعیه ای اعلام کرد که امیر خرم، عضو شورای مرکزی و دفتر سیاسی این گروه سیاسی بازداشت و ممنوع الخروج شده است.

بر اساس اطلاعیه نهضت آزادی آقای خرم که برای انجام یک ماموریت شغلی عازم فنلاند و آلمان بوده با ممانعت ماموران و ضبط گذرنامه از این مسافرت باز مانده است.

جلوگیری از خروج این عضو نهضت آزادی ایران با حکم دادگاه انقلاب و دادستانی انجام شده است.

امیر خرم در سال 1380 نیز به صورت موقت بازداشت شده و بعد از محاکمه غیر علنی به چهار سال و نیم زندان تعزیری محکوم شده بود.

در حالی كه قرار بود برنامه انجمن اسلامی تازه تاسیس دانشگاه امیركبیر با حضور كوچك زاده، نماینده مجلس، سردار طلایی، نماینده شورای شهر تهران و اعلمی، نماینده سابق مجلس برگزار شود، 2 مهمان اول از حضور در این برنامه خودداری كردند و قره باغی، از طراحان تئوری كودتای مخملی در حوادث اخیر كه در دانشگاه تهران هم سخنرانی كرده بود، به مناظره صریحی با اكبر اعلمی، پرداخت كه با شعارهای دانشجویان معترض حواشی زیادی یافت. 

در گزارش ایرنا كه با سانسور گسترده و انتشار گزینشی سخنان اعلمی همراه است، آمده است:

 ناصر قره‌باغی كارشناس مسایل سیاسی عصر امروز در مناظره با اكبر اعلمی نماینده سابق مجلس كه به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیركبیر در سالن آمفی‌تئاتر مركزی این دانشگاه برگزار شد در حالی كه افرادی منتسب به جنبش سبز اجازه صحبت‌ كردن به او را نمی‌دادند و در پاسخ به این مطلب كه "دروغگو دروغگو 63 درصد كو؟" گفت: با آغاز دور سوم سفرهای استانی این مطلب مشخص می‌شود.

وی كه در نشست بررسی عوامل موثر در اطراف بحران انتخابات سخن می‌گفت اظهار داشت: برخی معتقدند كه اعتراضات یك حركت خودجوش مردمی بود و بعد تقلب شد و مردم حق خود را از دست دادند.

وی افزود: برخی دیگر نیز معتقدند به هیچ وجه تقلبی در كار نبوده و اگر اعتراضی هست و معترضین استناداتی دارند مربوط به تخلفات است.

وی در ادامه اظهاراتش كه با شعارهایی علیه نهاد بسیج همراه بود گفت: بسیجی واقعی بسیجی دانش‌آموزی است كه اغتشاشگران در میدان كاج تهران وحشیانه او را زدند و او یك ریال هم از جایی پول نمی‌گرفت.  

 قره‌باغی درباره شعارهایی در خصوص اینكه بسیجی واقعی همت و باكری بودند، گفت: اگر شهید همت و باكری بودند آیا در مقابل اهانت به خط امام سكوت می‌كردند آیا در مقابل یاوه‌گویی رادیو اسراییل و آمریكا سكوت می‌كردند؟ آیا در برابر جنایات اسراییل علیه مردم غزه سكوت می‌كردند؟

وی گفت: اگر شما در جنبش سبز یك خط مبنی بر مخالفت با جنایات آمریكا و اسراییل نشان دادید من نیز به شما می‌پیوندم.

قره‌باغی در واكنش به شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران گفت: آیا اگر شهید باكری بود این شعار را قبول می‌كرد؟

این كارشناس مسایل سیاسی گفت: اگر در مواضع لیدر جنبش سبز در مخالفت با جنایات اسراییل طی 16 سال گذشته موضعی را دیدید من به شما می‌پیوندم.

وی حمایت از امام را دلیل دیگری بر عملكرد مدعیان خط امام دانست و گفت: زمانی كه گنجی‌ها و كدیورها گفتند تفكر امام به موزه پیوسته است چه كسانی سكوت كردند. وی افزود: اگر این تفكر به قدرت برسد همه را اعدام می‌كند. قره‌باغی افزود: این تفكر متعلق به كسانی است كه دهان روشنفكران حامی مشروطه را دوخت و آنها را به دار آویخت.

قره‌باغی در میان شعارهای جنبش سبز و كسانی كه در صدد ایجاد اخلال در این مناظره بودند گفت: چرا لیدر جنبش سبز از جانیان صهیونیسم اعلام برائت نمی‌كند. وی تصریح كرد: اگر این تفكر حاكم شود پای سربازان اسراییلی و آمریكایی به كشور باز می‌شود.

در این هنگام حاضران شعار دادند "مرگ بر روسیه و مرگ بر چین" كه قره‌باغی گفت: این شعارها را باید در دورانی می‌دادید كه دولت‌های سازندگی و اصلاحات پای قراردادها با این كشورها را باز كردند.اظهارات وی در حالی است كه مواضع موسوی درباره اسراییل درباره آمریكا و اسراییل روشن است و وی بارها آن را اعلام كرده است. 

 قره باغی بدترین سانسور را خودسانسوری دانست و گفت: بدترین حالت زمانی است كه افراد كانالیزه می‌كنند و اخبار را از یك كانال می‌گیرند.

قره‌باغی در واكنش به شعاری كه علیه صدا و سیما در این مناظره مطرح شد گفت: صدا و سیمایی كه شما بر علیه آن شعار می‌دهید پیش از اینكه اصولگرایان را به تصویر بكشد دهه فجر چه كسانی را به نمایش گذاشت؟

وی گفت: آیا مدیران صدا و سیما گرایش های احمدی‌نژادی و اصولگرایی به معنایی كه شما تصور می‌كنید دارند و ببنید در این 16 سال صدا و سیما دست چه كسانی بوده است. 

** اعلمی: كاری نكنید كه ما به بی‌نزاكتی متهم شویم

 اكبر اعلمی نیز در این مناظره تلویحا به شعارهایی كه داده می‌شد اعتراض كرد و گفت: كاری نكنید كه ما به بی‌نزاكتی متهم شویم. با سكوت خود حرف مرا تایید كنید.

این نماینده سابق مجلس با اشاره به اظهارات قره‌باغی در خصوص شهید باكری و همت گفت: اگر شهید باكری و همت و تمامی شهدا بودند از كشته شدن مردم فلسطین ابراز انزجار می‌كردند اما اگر شهید همت و باكری بودند در جایی از ایران كه به روی مردم گلوله گشوده می‌شد و تعدادی از مردم به خاك و خون كشیده می‌شدند اولویت را به دفاع و حمایت از هموطنان می‌دادند یا به مردم فلسطین عنایت می‌كردند.

وی گفت: تمامی سپاهیان و بسیجیان واقعی و جبهه دیده در برابر ریخته شدن خون مردم بی‌تفاوت نبودند. اعلمی در ادامه سخنانش گفت: بجز دو سه مورد در كشور انتخابات به مفهوم واقعی برگزار نشده است.

وی افزود: انتخاباتی كه متناسب با خواست و اراده عمومی مردم باشد و مردم بتوانند در یك شرایط منطقی خواست و اراده واقعی خود را بروز و ظهور دهند انتخابات واقعی است.

اعلمی افزود: اما برخی قیم‌مابانه به نیابت از مردم تصمیم می‌گیرند چه كسانی حق دارند از حق انتخاب شدن استفاده كنند و توده‌های مردم نیز برای اینكه بتوانند از حق انتخاب كننده برخوردار شوند ناگزیر هستند انتخاب خود را به سمتی كه شورای نگهبان می‌پسندد معطوف كنند.

در این هنگام یكی از دانشجویان خطاب به اعلمی گفت: خودت هم نماینده شده‌ای و وی پاسخ داد: البته من جایی از دست شورای نگهبان در رفتم و سه دوره هم رد صلاحیت شدم.

وی با بیان اینكه فرد مستقلی هستم گفت: برای من فرقی نمی‌كند شما احمدی‌نژادی، موسوی‌چی یا خاتمی‌چی باشید حرف من این است كه در 30 سال گذشته انتخابات به مفهوم واقعی برگزار نشد.

اعلمی افزود: در انتخابات اخیر مردم برای صیانت از آرای خود به خیابان‌ها ریختند و حتی برای آنكه از خواست خود دفاع كنند حاضر شدند به پای خواسته‌های خود خون دهند.

اعلمی انتخابات اخیر را مشابه انتخابات گذشته دانست و گفت: دامنه تخلفات در این انتخابات آشكارتر و معنادارتر از گذشته بوده است.

وی سپس عوامل موثر دیگر در بحران انتخابات را به دو بخش پیش زمینه و پس زمینه تقسیم كرد و گفت: اولین و مهم‌ترین عامل این بود كه مردم یا كسانی كه معترض بودند و تعدادشان نیز قابل توجه بود اعتماد خود را به بخشی از هیات حاكمه از دست دادند.

نماینده مجلس هفتم با بیان اینكه شورای نگهبان 6 عضو منصوب و 6 عضو نیمه منصوب دارد گفت: چند نفر از اعضای شورای نگهبان هنگام انتخابات و قبل از آن در كابینه احمدی‌نژاد حضور داشتند. وی اظهار داشت: در این انتخابات آقای جنتی و یزدی رسما به نفع احمدی‌نژاد موضع گرفتند.

در این هنگام دانشجویی گفت: هاشمی رفسنجانی هم به نفع دیگری موضع گرفت و اعلمی پاسخ داد: قرار نیست هر كسی از گوشه‌ای تیری رها كند، شما كه اقلیت هستید رعایت كنید. آن دانشجو هم گفت: شما و حامیانتان آقای قره‌باغی را تیرباران كردید.

اعلمی با بیان اینكه قاضی باید بی‌طرف باشد گفت: اگر طرفین دعوا ثابت كنند قاضی و بازپرس از طرفین پرونده جانبداری كرده و یا از اقوام و آشنایان بوده است می‌تواند درخواست رد دادرسی كند. 

 اعلمی در عین حال گفت: بخش عمده ساكنان جنوب تهران و شرق تهران به دلیل تركیب جمعیتی به احمدی‌نژاد رای دادند.

وی گفت: من از شهرهای حوزه انتخابیه خود یعنی آذربایجان استعلام كردم به جز تبریز، اردبیل و ارومیه در برخی روستاها بیشترین رای را به احمدی‌نژاد دادند. وی افزود: اما نخبگان جامعه كه آنها را در خیابان دیدیم و دانشگاهیان كه نحوه برخوردشان را می‌بینیم به كسانی جز احمدی‌نژاد رای دادند.

نماینده سابق مجلس گفت: برخلاف آنچه وانمود می‌شود موسوی 23 میلیون رای نیاورده است. اعلمی سپس تجمع حامیان احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر را زیر سوال برد و گفت: البته از نظر من به عنوان یك حقوقدان هیچ كدام از اینها نمی‌تواند دلیل باشد بلكه جزو شواهد و قرائنی است كه باعث شده است آن احساس به وجود آید. 

**قره باغی: درود بر خاتمی چون جریان نفاق را رو كرد 

ناصر قره باغی در مناظره با اكبر اعلمی گفت: من هم با شعار درود بر خاتمی موافقم چون اشتباهات زیادی كرد كه باعث شد، دست جریان نفاق رو شود.

قره باغی در واكنش به استناد اعلمی به اجرا نشدن اصل 27 قانون اساسی گفت: خوب است به اصل 40 هم توجه شود، آزادی اجتماعات در صورتی ممكن است كه مخل آزادی و امنیت عمومی نشود.

وی در ادامه گفت: كسانی كه اهل انصاف هستند بروند و یكبار دیگر حرفها و مواضع خاتمی را در دوران ریاست جمهوری مرور كنند و ببینند ایشان چقدر مواضع اسراییلی داشت و تا چه حد از مردم مظلوم فلسطین اعلام حمایت كرد.

قره باغی گفت: خاتمی كسی بود كه قبل از انتخابات در كشورهای عربی و غربی دوره افتاد و برای هزینه انتخابات اعانه جمع كرد. این كارشناس در پاسخ به افرادی كه در این جلسه مناظره شعار مرگ بر دیكتاتور می دادند، گفت: دیكتاتور كسی است كه قبل از اعلام نتایج انتخابات می گوید من برنده انتخابات هستم. 

وی در پاسخ به اظهارات اعلمی مبنی بر این كه اگر امروز شهید باكری زنده بود اولویت را به مردم كشور خودش می داد و در چنین شرایطی به غزه نمی پرداخت گفت: شما موضع هشت سال دولت اصلاحات را علیه اسراییل برای ما بگویید كه چقدر علیه اسراییل بود و چه قدر در دفاع از فلسطین موضع گرفت.

قره باغی در پاسخ به این سخن اعلمی كه بعد از انقلاب انتخابات واقعی در كشور برگزار نشده است، گفت: اگر انتخابات در این كشور واقعی نیست چرا شما شركت می كنید و چگونه به واسطه همین انتخابات مدتی نماینده مجلس بودید. 

 وی افزود: شما كه می گویید انتخابات در كشور واقعی نیست پس چرا مردم در هر دوره از انتخابات بیشتر از دوره های قبل شركت می كنند.

قره باغی ضمن تقدیر از اعلمی به خاطر استفاده از عبارت تخلف در انتخابات به جای تقلب گفت: در تمام دوره های انتخابات تخلفاتی صورت گرفته و در زمان جریان اصلاحات دعواهای انتخاباتی بین خود اصلاح طلبان بود به حدی كه در انتخابات شوراها اختلافات آنها به جایی رسید كه نزدیك بود به روی هم چاقو كشی كنند.

وی در پاسخ به اظهارات اعلمی در خصوص شورای نگهبان گفت: بیان عملكرد شورای نگهبان و ایراد گرفتن به آن هرگز سندی برای اثبات تخلف در انتخابات محسوب نمی شود، ضمن این كه نمایندگان آقای میر حسین سر صندوقها حاضر بودند و ناظر انتخابات بودند.

قره باغی افزود: آقای اعلمی در مورد شورای نگهبان گفت كه قاضی باید بی طرف باشد در حالی كه شورای نگهبان وظیفه اش حمایت از قانون اساسی و اسلام است و وقتی كه برخی كاندیداها و آقای خاتمی صحبت هایی بر خلاف موازین اسلام می كنند و می گویند كه از سكولاریزم گریزی نیست، شورای نگهبان موظف است در مقابل چنین رویكردهایی موضع بگیرد. 

در ادامه این مناظره اعلمی در بخشی از سخنان خود گفت: با شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر آمریكا مخالف هستم. وی در ادامه گفت: البته با شعار مرگ بر اسراییل موافقم چون جزء ایدئولوژی های ماست.

اعلمی اظهار داشت: من به موضع میرحسین هم خرده می گیرم كه شب قبل از اعلام نتایج انتخابات اعلام كرد كه پیروز انتخابات است، هر چند خبرگزاری های دولتی هم همان شب پیروزی احمدی نژاد را تیتر اول خروجی های خود قرار دادند. 

**قره باغی: در ماجرای كهریزك یكی از قاضی‌های حامی موسوی دستور داده است 

قره باغی گفت: در ماجرای كهریزك یكی ازقاضی های دادگاه انقلاب و حامی موسوی دستور داده است. ناصر قره باغی در مناظره با اكبر اعلمی در پاسخ و پرسشی درباره ماجرای كهریزك گفت: در حالی كه زندان اوین برای هزار نفر پیش بینی شده است باید معلوم شود به سفارش چه كسی 160 نفر به كهریزك می روند؟

وی افزود: مقام معظم رهبری بلافاصله بعد از اطلاع از این موضوع دستور تعطیلی بازداشتگاه را صادر می كنند و اولین كشته در این ماجرا در حین برگشت بود.

قره باغی گفت: ما می دانیم چه كسی چنین سفارشی را كرده و این را در كاسه مرتضوی گذاشته است. وی گفت: این فرد یكی از قاضیان دادگاه انقلاب و طرفدار موسوی است. وی از دانشجویان خواست در این موضوع تحقیق كنند.

این كارشناس مسایل سیاسی با بیان این كه ما از عوامل تحریك كننده اغتشاشات، فهرست بلند بالا داریم كه مستند است گفت: بالاترین تحریك این بود كه بدون ارایه هیچ سندی گفتند تقلب شده است.

قره باغی با اشاره به اظهارات اعلمی در این مناظره گفت كه من خوشوقتم كه آقای اعلمی می گوید كه تقلب نشده است. 

 اعلمی هم گفت من نگفتم كه تقلب نشده و قره باغی افزود: شما گفتید قرائن و شواهد چنین احساسی را بوجود آورده است، اما با قرائن و شواهد نمی توان عمل كرد زیر اگر چنین باشد ما از رقیب هم قرائن و شواهد داریم.

قره باغی گفت: شما از سال 1376 ما را متهم به بی سوادی می كردید و می گفتید علم نظرسنجی را نمی دانید تا نتایج انتخابات را پیش بینی كنید.

وی گفت: اكنون چرا تمام نظر سنجی ها به جز نظر سنجی های ستادهای موسوی و حتی نظرسنجی های آمریكایی ها، اروپایی ها و مراكز بی طرف پیروزی یك نامزد را پیش بینی می كند به آن بی اعتنا هستید.

وی سپس از آنچه كه شكنجه سفید گفته می شود، نام برد و گفت‌: اگر استخر، ماساژور، وبلاگ و غذاهای آنچنانی شكنجه است ای كاش ما را شكنجه بدهند. قره باغی با اشاره به هشت سال اسارت خود گفت: من باید به شما توضیح بدهم تا معنای شكنجه را متوجه بشوید. 

وی با اشاره به بخش دیگری از اظهارات اعلمی درباره موضع رهبری ، گفت: من از شما سئوال می كنم آیا این دو موضع فرقی با هم ندارد؟

قره باغی افزود: در حالی كه هنوز شمارش آرا تمام نشده، نامزدی اعلام پیروزی می كند، اما فردای انتخابات طبق روال هر دوره رهبری به مردم تبریك می گوید.

وی در پاسخ به اظهارات دیگر اعلمی كه ادعا كرد احمدی نژاد مخالفان خود را خس و خاشاك نامیده است و این از عوامل بحران انتخابات است، گفت كه من خواهش می كنم یك جلسه فیلم سخنرانی احمدی نژاد در میدان ولیعصر را پخش كنند. وی گفت: چگونه كسی كه به 40 میلیون رای دهنده تبریك می گوید، طرفداران نامزد دیگر را خس و خاشاك می نامد.

قره باغی گفت: احمدی نژاد گفته است اراذل و اوباشی كه اغتشاش كرده اند خس و خاشاك می باشند.

وی كه بارها سخنانش از سوی طرفداران جنبش سبز قطع می شد، گفت: مگر طرفداران موسوی بانك آتش زده اند و یا با كوكتل مولوتف به پایگاه بسیج حمله كرده اند كه خود را این گونه می پندارند. این تحلیلگر با اشاره به سخنان اعلمی كه به نقل از قالیباف گفت كه‌ سه میلیون نفر در تهران به خیابانها ریخته اند، گفت: دو میلیون و 300 هزار نفر به موسوی رای داده اند چگونه سه میلیون نفر به تظاهرات آمده اند.

وی گفت: روز قدس چند میلیون بوده اند این به معنای ریزش است، وقتی مردم دیدند كه حرفها بی منطق است و سندی برای تقلب وجود ندارد و بلكه با رادیو اسراییل و آمریكا همسویی می شود، كنار كشیدند.

قره باغی افزود: من دوستان ایثارگری دارم كه در ستاد موسوی بوده اند چون فكر می كردند وی در خط امام و همسنگر همت و باكری است، اما وقتی دیدند با رادیو آمریكا و اسراییل همسو است كنار كشیدند.

وی گفت كه حاضر است این افراد را به این گونه جلسات دعوت كنند تا مطالبشان را بگویند. قره باغی سپس گفت: چرا موسوی از اسراییل و رادیو آمریكا اعلام برائت نمی كند.

وی با اشاره به این گفته اعلمی درباره فرزند آیت الله جنتی، گفت: افتخار جنتی، گیلانی و مشكینی این است كه فرزندان خود را اعدام كرده اند. گیلانی خود حكم اعدام فرزندش را داد. قره باغی افزود: چرا فرزندان آقایان امروز اعدام نمی شوند.

وی سپس با اشاره به خاطره ای از شهید رجایی گفت: فردی در حضور شهید رجایی به او توهین می كند، اما شهید رجایی پس از رفتن آن فرد به همراهش می گوید امروز یقین كردم انقلاب ماندگار است.

این كارشاس مسایل سیاسی افزود: وقتی افراد آزادند به هر كسی فحش بدهند (‌اشاره به اهانت به مقامات كشور در این مناظره) به كوری چشم دشمنان انقلاب ماندگار است چون افراد می دانند كسی در نظام با آنان كاری ندارد و این از موضع اقتدار است.

وی گفت: حتما آزادی است كه برخی نامه سرگشاده به رهبری می نویسند و می گویند باید جام زهر را بنوشید. وی در واكنش به اظهارات دیگر اعلمی كه گفت كه اگر با سهمیه وارد دانشگاه می شدم روزی پنجاه بار شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه می دادم، گفت: سهمیه مال دانشگاه آزاد است نه مال دانشگاه دولتی.

قره باغی با بیان این كه تمامی اظهارات اعلمی پاسخ قاطع دارد، گفت: كسانی مردم را سركوب می كردند كه سال 64 و 65 در خیابانهای تهران زنجیر می كشیدند و سر مردم و جوانان را می تراشیدند.

وی گفت: دولت موسوی تحمل انتقاد روزنامه رسالت را نداشت و روزنامه سلام كه رهبری مخالف تعطیلی آن بود با فشار هاشمی رفسنجانی تعطیل شد. وی افزود: در جبهه مقابل افرادی مثل خاتمی به خاطر حرفهایی كه می زنند و رسوایی هایی كه به بار می آورند برای ما نعمت است.

تابان: دبیر مجمع تشخیص نظام شب گذشته بدون در جریان قرار دادن مسئولان دولتی و دیپلماتیک کشورمان وارد آنکار شد.

به گزارش پارلمان نیوز و به نقل از پایگاه خبری سفیر، سفر بدون اطلاع محسن رضایی به ترکیه در راس هیات 16نفره‌ای که مظفر، نبوی و برخی از نزدیکان وی در آن حضور دارند موجب تعجب مقامات دیپلماتیک و دولتی کشورمان شده است.

 

هدایت الله آقایی (چپ) و شهاب طباطبایی در جریان انتخابات از میرحسین موسوی حمایت می کردند

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا از صدور حکم برای دو نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری خبر داده است.

وکیلان شهاب طباطبایی، عضو شورای مركزی جبهه مشارکت اسلامی ایران و هدایت الله آقایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی گفته اند که صلواتی، قاضی پرونده حوادث پس از انتخابات موکلان آنها را به پنج سال حبس تعزیری محکوم کرده است.این احکام بدوی و قابل تجدید نظر است.

عليرضا جعفريان، وکیل هدایت الله آقایی در گفت و گو با ايرنا گفت: "روز گذشته (شنبه) حکم محکوميت موکلم به من ابلاغ شد که در مدت قانونی به حکم صادره اعتراض خواهم کرد."


او افزود: "موکلم در ارتباط با چهار اتهام 'اخلال در نظم عمومی از طريق بلوا و آشوب،‌ تحريک و تشويق مردم به شورش و اغتشاش، فعاليت تبليغی عليه نظام جمهوری اسلامی ايران از طريق شرکت در تجمعات غير قانونی، ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکميت مراجع رسمی کشور و اقدام عليه امنيت کشور از طريق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنيت عمومی" به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است."
به گفته او پرونده آقای آقایی در مورد ساير اتهامات يعنی توهين و هتک حرمت به مسئولان نظام، پرداخت رشوه و تحصيل مال نامشروع مفتوح است. به گزارش ایرنا، فرزام اردلان، وکیل شهاب طباطبایی نیز ابلاغ محکومیت موکلش به او را تائید کرده و گفته است که برای تبديل قرار بازداشت آقای طباطبایی به قرار وثيقه از قاضی پرونده در خواست کرده است.

هدایت الله آقایی و شهاب طباطبایی در جریان انتخابات ریاست جمهوری از میرحسین موسوی حمایت می کردند.روز شنبه، 25 مهرماه منابع خبری در ایران از صدور حکم اولیه برای سعید حجاریان، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت که به تازگی آزاد شده است، خبر دادند.

منابع نزدیک به خانواده آقای حجاریان خبر صدور حکم پنج سال حبس تعلیقی برای او را تائید کردند، اما گفتند که این حکم هنوز به طور رسمی به وکیل آقای حجاریان ابلاغ نشده است.

 

نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بلندپایه ترین فرمانده کشته شده در این حادثه است به گزارش منابع خبری حداقل دو نفر از فرماندهان سپاه پاسداران در اثر بروز انفجاری در استان سیستان و بلوچستان کشته شده اند.

این انفجار صبح روز یکشنبه 26 مهر (18 اکتبر) و در جریان همایشی میان سران طوایف و قبایل در منطقه "پیشین" (در حد فاصل شهرستان های سرباز و چابهار در جنوب سيستان و بلوچستان) رخ داد.

ظاهرا این همایش با هدف ایجاد "وحدت ميان عشاير شيعی و سنی" برگزار شده بود و چند فرمانده سپاه از جمله نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران ایران و فرمانده قرارگاه قدس، و رجب علی محمدزاده فرمانده سپاه استان سیستان و بلوچستان در اثر این انفجار کشته شده اند.

فرمانده سپاه ایرانشهر، فرمانده سپاه سرباز، و فرمانده تیپ امیرالمومنین نیز از جمله کشته شدگان هستند. ایرنا خبرگزاری رسمی ایران انفجار انجام شده را حمله ای انتحاری دانسته و از برخی منابع نقل کرده است که انفجار توسط فردی انجام شد که مواد منفجره به خود بسته بود.

این خبرگزاری شمار کشته شدگان و مجروحان را "بر اساس شنیده ها، حدود 60 نفر" اعلام کرده است و برخی منابع از کشته شدن "گروهی از سران قبايل و عشاير استان" نیز در جریان این حادثه خبر داده اند.

خبرگزاری فارس که نزدیک به سپاه محسوب می شود عوامل انجام این حمله را "افراد ناشناس" دانسته است. علی لاریجانی رئیس مجلس ایران نیز در واکنش به حادثه رخ داده، هدف آن را ممانعت از "توسعه اقتصادی در سیستان و بلوچستان" دانست و گفت: "قطعا سپاه پاسداران با نيروى مضاعف براى ايجاد امنيت و توسعه‌ى سيستان و بلوچستان اقدام خواهد كرد."

جندالله؛ مظنون اصلی

در چند سال گذشته چندین بار در سیستان و بلوچستان حوادث خشونت رخ داده است و عمدتا مسئولیت این حوادث را گروه جنبش مقاومت مردمی ایران - جندالله- بر عهده گرفته است.

اخبار مربوط به فعالیت گروه جندالله در مناطق جنوب شرق ایران از حدود پنج سال پیش انتشار یافته و در این مدت، این گروه مسئول یک رشته حملات مسلحانه، آدم ربایی، قتل و بمب گذاری در این مناطق شناخته شده است.

از جمله اقدامات این گروه، عملیات تاسوکی در اسفندماه سال 1384 است که در جریان آن، افراد مسلح با بستن جاده زابل به زاهدان در نزدیکی پاسگاه تاسوکی، اتومبیل های عبوری را متوقف کردند و بیست و دو تن از سرنشینان آنها را کشتند.

گروه جندالله کشته شدگان را عوامل دولتی و امنیتی توصیف کرد اما منابع دولت ایران گفتند که اکثر قربانیان این حمله از افراد عادی بوده اند.

در خرداد ماه سال جاری هم انفجاری در مسجد امیرالمومنین زاهدان روی داد که در جریان آن، بیست و پنج نفر کشته و شماری زخمی شدند و جندالله مسئول آن اعلام شد.

جندالله هدف خود را تلاش برای تامین حقوق مذهبی و قومی قوم بلوچ و اهل سنت در سیستان و بلوچستان ایران اعلام کرده اما تاکید داشته است که یک گروه جدایی طلب نیست.

در مورد سازماندهی و منابع این گروه اطلاع دقیقی در دست نیست اما به گفته مقام های ایرانی، افراد مسلح جندالله در داخل خاک پاکستان مستقر هستند، گروگان های خود را با عبور از مرز به داخل این کشور می برند و عملیات خود در داخل ایران را از آنجا سازمان می دهند.

دولت های ایران و پاکستان جندالله را یک سازمان تروریستی می دانند و مقام های جمهوری اسلامی ایالات متحده را به حمایت از این گروه متهم کرده اند.

برخی منابع گفته اند که جندالله با گروه هایی مانند شبکه القاعده و طالبان ارتباط دارد اما رهبران جندالله این اتهام را رد کرده و گفته اند که در صورت تامین حقوق اقلیت سنی در ایران، فعالیت های خشونت آمیز را کنار خواهند گذاشت.

سایت روز صادق لاریجانی رییس جدید قوه قضاییه که در یکی از اولین اقدامات پس از انتصاب‌اش در این مقام "سعید مرتضوی" دادستان تهران را که طی سال‌های اخیر به عنوان یکی از عوامل سرکوب فعالان مدنی و سیاسی شناخته شده بود  از کار برکنار کرده و با انتصاب "جعفری دولت آبادی" رییس دادگستری استان خوزستان به این سمت، اولین قدم را در کنار گذاردن عوامل امنیتی از دستگاه قضایی برداشته بود پا را فراتر گذاشت و اقدام به تعویض دستیاران مرتضوی کرد.

 دادگاه و دادسرای انقلاب اسلامی که یکی از صلاحیت‌های قضایی آن رسیدگی به جرایم سیاسی است ـ که با عنوان امنیتی در این دادگاه از آن یاد می‌شود ـ طی این سالها همواره یکی از موارد اعتراض فعالان سیاسی و اجتماعی بوده که نسبت به عدم رعایت قانون در آن اعتراض داشته‌اند. همچنین بسیاری از حقوقدانان و وکلا نیز بر این باورند که نگاه امنیتی و غیرحقوقی مهمترین وجه این دادگاه است که بر رعایت موازین قانونی در آن سایه افکنده است.  بیش از همه نیز انگشت اتهام فعالان سیاسی و وکلای دادگستری متوجه چند شعبه از این دادگاه و دادسرا بود که تحت عنوان "دادسرای امنیت" فعالیت می‌کرد.

 اما پس از آنکه پانزدهم مهرماه در مراسمی حجت‌الاسلام مبشري رییس دادگاه انقلاب جای خود را به "حسين لطفي" داد اعلام شد قاضی "حسن حداد" معاون امنیتی مرتضوی نیز که مسئولیت دادسرای امنیت دادگاه انقلاب را بر عهده داشت و از سوء شهرتی هم‌پایه سعید مرتضوی برخوردارست نیز در این مراسم "تودیع" شده اما خبری در مورد جانشین وی منتشر نشد.  

خبر برکناری قاضی حداد که نقش عمده‌ای در صدور قرارهای بازداشت مورد درخواست نهادهای امنیتی طی سالهای اخیر داشته، روزدوشنبه با اعلام خبر انحلال "دادسرای امنیت" در مجموعه دادسرای انقلاب معنای تازه‌ای یافت. جعفری دادستان تهران روز گذشته درحاشیه مراسم تودیع و معارفه سرپرستان دادسرای ناحیه یک شمیران درباره ادغام صورت گرفته در دادسرای امنیت تهران گفت: "این دومعاونت ادغام شده وامورامنیتی نیز در دادسرای انقلاب رسیدگی می شود".  

به این ترتیب معاونت امنیت دادستانی تهران که از چهره‌های شاخص شاغل در آن می‌توان به "حسن حداد"، "متین راسخ" و "حیدری فرد" اشاره کرد و در آخرین طبقه ساختمان دادگاه انقلاب تهران مستقر بود، منحل شد و این نهاد امنیتی- قضایی که به طور ویژه به پرونده فعالان سیاسی اجتماعی رسیدگی می کرد و در عمل به عنوان بازوی اجرایی دادستان پیشین تهران یعنی سعید مرتضوی شناخته می شد  و به گفته بسیاری از متهمان سیاسی در سالهای گذشته آشکارا مطابق نظر ماموران امنیتی وزارت اطلاعات به پرونده‌ها رسیدگی می‌کرد، دیگر در مجموعه دادسرا و دادگاه انقلاب جایگاهی نخواهد داشت.

 یک وکیل دادگستری در تهران نیز تغییرات صورت گرفته در دادسرای انقلاب را تایید کرده و به "روز"  گفته است: "افراد جدیدی در جایگاه بازپرسان سابق قرار گرفته‌اند که در برخوردهای مختصری که با آنها داشته‌ام به نظر می‌رسد با نگاه حقوقی و قانونی با مسایل برخورد می‌کنند و می‌توان عنوان قاضی را به آنها اطلاق کرد که به نظر می‌رسد گامی مثبت باشد".   

وی افزود:‌ "بازپرسان و دادیاران سابق که در دادسرای امنیت دادگاه انقلاب شاغل بودند عموما فاقد اراده قضایی بودند و مطابق میل کارشناسان وزارت اطلاعات عمل می‌کردند و برخوردهای مداوم آنان با برخی فعالان سیاسی در جایگاه متهم موجب شده بود تا نوعی تلقی و نگاه شخصی به مسایل و پرونده‌های این متهمان داشته باشند که این یک آفت جدی برای یک قاضی واقعی است".   

این وکیل دادگستری اظهار نظر قطعی در مورد عملکرد قضات جدید را به آینده موکول کرد و توضیح داد:‌ "البته پرونده متهمان اخیر عموما از مرحله دادسرا خارج شده و در شعبات مختلف دادگاه‌های انقلاب در جریان است و برای قضاوت در مورد این بازپرسان جدید باید به نحوه عملکرد آنان در احضارها و بازداشت‌های پس از این توجه کرد".

سایت تابناک وابسته به محسن رضایی،‌ یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، خبر « احتمال درگذشت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی» که در بسیاری از رسانه‌های جهان منتشر شده را تکذیب کرد.

به گزارش منبع خبری پانورامای ارمنستان، سفارت ایران در ارمنستان نیز «درگذشت رهبر جمهوری اسلامی» را شایعه دانسته و گفته است:
«شایعه درگذشت آیت‌الله خامنه‌ای افترایی بیش نیست و واقعیت ندارد.»

مایکل لدین، از نومحافظه‌کاران معروف آمریکایی، روز دوشنبه با درج مطلبی در سایت خبری پاجاماس‌ مدیا مدعی دریافت یک خبر در این مورد از «یک منبع بسیار معتبر که نمی‌خواهد نامش فاش شود» شد.به نوشته گاردین آقای لدین در تارنمای خود آورده است:
«بعد از ظهر روز گذشته در ساعت ۲٫۱۵ بعد از ظهر به وقت محلی (آیت‌الله) خامنه‌ای به کما رفته و به بیمارستان منتقل شد. هیچ‌کس به‌جز پسر او و پزشکان اجازه دیدار از او را ندارند و پیش خودتان باشد،‌ وضع جسمانی او "در دست خدایان است".»سپس این اظهارات آقای لدین و دیگران در منبع خبری تلگراف بریتانیا، رسانه‌های متعدد اسرائیل از جمله جروزلم پست، روزنامه بریتانیایی گاردین و بسیاری سایت‌ها و منابع دیگر به بحث گذاشته‌شد. این رسانه‌ها نیز در عناوین خود از این گفته آقای لدین و دیگران به عنوان «شایعه احتمالی» یاد کرده‌اند. روزنامه پراودای روسی،‌از پرتیراژترین روزنامه‌های آن کشور، از این شایعه با لحنی جدی یاد کرده‌است.

منبع خبر روسی «نیوز دات ار.یو» نیز به قول منابع اسرائیلی، در این رابطه از «اوضاع بسیار متشنج در پایتخت ایران و حضور زیاد نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان‌ها» صحبت کرده‌است.

تابناک: به سبب اهمیت موضوع، این خبر را پیش از انتشار با منابع مرتبط به حوزه اطلاع‌رسانی رهبری هماهنگ و سپس منتشر کرده‌ایم

تارنمای تابناک، گفته‌های آقای مایکل لدین را «خیالبافی و دروغ‌پردازی» خوانده و نوشته‌است:
«ادعای مایکل لدین، بنا بر اطلاع دقیق خبرنگار تابناک و با توجه به دیدارها و جلسات رهبر انقلاب در دو روز گذشته، دروغ محض بوده و بر اساس برنامه هدفمند غرب و با هدف تشویش اذهان ملت ایران ساخته و پرداخته شده تا از این رهگذر و با وارونه جلوه دادن واقعیات درون جامعه ایران، اوضاع داخلی کشور را هم‌چنان متشنج نشان دهد.»

این منبع خبری مرتبط با محسن رضایی در ادامه نوشته‌است:
«سایت تابناک با توجه به تجارب قبلی در خصوص شایعه‌سازی این فرد، که چون به موقع تکذیب نمی‌شد برای چندین هفته نگرانی‌هایی را در سطح جامعه ایجاد می‌کرد، این بار برای جلوگیری از تکرار چنین مسئله‌ای و همچنین به سبب اهمیت موضوع، این خبر را پیش از انتشار با منابع مرتبط به حوزه اطلاع‌رسانی رهبری هماهنگ و سپس منتشر کرده‌است.»

رابرت تِیت، خبرنگار پیشین گاردین در تهران،‌ درباره این گفته‌ها در تارنمای گاردین نوشته‌است:
«بحث بر سر مشکلات تندرستی (آیت‌الله)‌ خامنه‌ای بسیار زیاد است.» به گفته وی «شایعه‌های زیادی هم‌چون سرطان پروستات، سرطان ریه، سرطان لنفاوی» و دیگر شایعات در جامعه ایران شنیده می‌شود.

به گفته گاردین شایعه «درگذشت آیت‌الله علی خامنه‌ای در بازار تهران به کرات شنیده می‌شود.»

گاردین در پایان گزارش خود می‌نویسد:
«البته برای رژیم روحانیون ایران، راه ساده‌ای برای پایان دادن به تشنج جاری وجود دارد. اما آیت‌الله (خامنه‌ای) هنوز در انظار عمومی حضور نیافته تا اغراق‌آمیز بودن گزارش‌های درگذشت خود را اعلام کند. تا زمان عدم حضور وی در ملأ عام شانس این‌که شایعه‌ها هم‌چنان گسترش یابند وجود دارد.»

در ایران و در ادامه تغییراتی که در ساختار سپاه پاسداران انجام شد و دلائل آنها نیز مانند دلائل اهدای درجات نظامی و برگماری های نظامی هرگز اعلام نمی شود و رهبر بیگانه با مردم (و مردم بیگانه با او) خود می بُرد و خود می دوزد، اطلاعات سپاه پاسداران تبدیل به سازمان اطلاعات سپاه شد. 

بسیاری، این تغییر مهم را گام نهائی برای بیرون کشیدن تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی کشور از چارچوب دولت و نظارت مجلس و قرار گرفتن آن در دست فرمانده کل قوا می دانند. چیزی شبیه ساواک شاهنشاهی که تقریبا تمام مدیران و روسا و حتی بازجوها و روسای زندان های آن از ارتش و شهربانی بودند. 

آیا با این تغییرات، تمام درزهای رخنه در مهم ترین نهادهای نظامی و اتمی جمهوری اسلامی بسته می شود؟

دیگر امثال سردار عسگری، معاون وزارت دفاع و رابط نظامی سپاه پاسداران و دولت سوریه و مطلع ترین فرد از تلاش های مشترک سپاه و ارتش سوریه برای احداث یک پایگاه موشکی و تاسیسات زیر زمینی اتمی در سوریه به امریکا پناهنده نخواهد شد؟ و یا ربوده نخواهد شد؟ 

آیا نام و ماموریت هیات نظامی سپاه که خود را برای مذاکره با دولت کردستان عراق به "اربیل" رسانده بودند، در اختیار امریکائی ها و اسرائیلی ها قرار نخواهد گرفت و در یک یورش شبانه به دام نیفتاده و پس از تخلیه اطلاعاتی رها نخواهند شد؟ 

آیا 18 میلیارد دلار پول و طلای ایران قبل از عبور از مرز ترکیه به سمت سوریه و رسیدن به دست حزب الله لبنان "لُو" نخواهد رفت و به چنگ ترک ها نخواهد افتاد؟ 

آیا سایت اتمی "قم"، علیرغم همه پنهانکاری ها با تمام اسناد مربوط به آن دراختیار فرانسوی ها قرار نخواهد گرفت؟ 

اگر انگیزه تغییرات جدید در ساختار تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی سپاه پاسداران این پدیده ها و حوادث باشد، پیش از آن که نام تشکیلات امنیتی سپاه تغییر کند و تبدیل به سازمان شود، باید به ریشه های دیگری پرداخته شود. به رقابت ها، به آلودگی مالی فرماندهان سپاه، ناخرسندی کارشناسان و دانشمندان اتمی از اوضاع کشور، به فروپاشی باورهای مذهبی – ایدئولوژیک این کارشناسان و دانشمندان که چنین نشده مگر بر اثر دیدن حاکمیت دروغ و ریا در پشت نقاب مذهب. بنابراین، تشکیلاتی که لوله های نفت و گاز از زیر آن عبور می کند، کیسه های پول از مخابرات به طرف آن سرازیر است، قراردادهای میلیاردی با کشورهای جهان و شرکت های بین المللی در اختیارش است و هیچ نظارتی بر آن حاکم نیست، چرا که خود حاکم بر کشور است، همیشه روزنه هائی برای رخنه خواهد داشت. اینها ریشه های رخنه در سپاه و لُو رفتن محرمانه ترین اطلاعات سپاه و رسیدن آن بدست امریکائی ها و فرانسوی ها و انگلیسی ها و اسرائیلی هاست. 

اما اگر هدف از تبدیل اطلاعات سپاه به سازمان اطلاعات سپاه، برقراری خوف امنیتی همراه با سرکوب نظامی باشد، که این سیستم نیز تقریبا در اوج خود برقرار است و اگر می خواست نتیجه بدهد تا حالا داده بود و طی 3 ماه اخیر دیدیم که نتیجه نداده است. 

در نتیجه، یگانه دلیلی که می توان برای این شتاب در تغییرات یافت، چیزی نیست جز زلزله در ارکان حاکمیت و آشفتگی و سراسیمگی "قدرت"، که برای حفظ خویش به هر دری می زند، جز در خانه های مردم و آشتی با آنها. 

به آخرین شاهکار اطلاعاتی سپاه پاسداران و لُو رفتن سایت اتمی قم که در جریان سفر احمدی نژاد به نیویورک فرانسه بعنوان برگ برنده روی میز زد و همه بافته های ذهنی حاکمیت جمهوری اسلامی را در هم ریخت در همین شماره پیک نت (فرار سردار شهرام امیری) مراجعه کنید.

 منبع :  پیک نت

 تابان: در حالي كه مهدي كلهر مشاور رسانه‌اي رياست جمهوري از جدا شدن با همسرش سخن گفته و دليل آن را همكاري با آقاي احمدي نژاد اعلام كرده بود؛ خانم معصومه طاهري موسوي با ارسال توضيحاتي در خصوص مطالب منتشره درگفتگوي خبرگزاري مهر با مهدي کلهر، نسبت به نکات مطروحه از سوي مشاور رسانه‌اي رئيس جمهور در اين مصاحبه واکنش نشان داد.

 معصومه طاهری موسوی درتماس و توضیحات ارسالی خود به "مهر" اعلام کرد : پیرو مصاحبه آقای مهدی شهید کلهری (کلهر) مشاور رسانه ای رئیس جمهور مورخ 21/7/88 براساس قوانین مطبوعات مرتبط، تقاضا دارد این جوابیه نیز انتشار یابد.

 وی در این جوابیه آورده است: اینجانب معصومه طاهری موسوی، همسر دائمی و قانونی ایشان به دلیل کذب محض بودن مواردی که به اینجانب مربوط می شود ضمن مستند کردن اظهاراتم به مدارک پیوست، آمادگی دارم طی مصاحبه ای مشابه و یا ضمن حضور در خبرگزاری اصل مدارک را نیز جهت روشن شدن افزونتر اذهان عمومی ارائه نمایم.

 1- آقای مهدی کلهر درمصاحبه فوق اظهار نمودند: ازهمسرم جدا شده ام و حتی سال 1384 را ذکر کرده اند. لازم به ذکر است بر اساس شناسامه، سند ازدواج و هم سکنایی (خانه ای که درحال حاضر درآن زندگی می کنم و در مالکیت ایشان است) تا امروز در این لحظه هیچگونه طلاقی بر اساس قوانین خانواده میان ما وقوع نیافته است و علاوه بر مدارک مستند فوق، بر اساس تایید کتبی واحد امور کارکنان سازمان صدا و سیما همچنان تحت تفکل نامبرده هستم.

 2- اینکه در بخشی از مصاحبه فرموده اند : "جدایی ما به دلیل مسائل سیاسی و ... بوده" اگر چه ایشان خروجشان از خانه را دلیل جدایی و طلاق می دانند، لکن در مورد بخش دوم سخنانشان در رابطه با گرایش های خاص سیاسی و ... باید متذکر شوم: اینجانب مدت 22 سال است که کارمند رسمی دائم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشم و درحال حاضر به عنوان کارشناس ارشد آموزش در این سازمان دولتی خدمت می نمایم و کمترین حرکت های سیاسی کارمندان از نگاه تیزبین مسئولان ذیربط این مجموعه حساس دور نمی ماند و تا امروز هیچگونه رفتاری که سخنان ایشان را تایید نماید در پرونده ام وجود نداشته ضمن اینکه پس از اخذ درجه دکترا و حتی در دوره دانشجویی دکتری به عنوان مدرس ( از 1384 تا کنون) در بخش تخصصی خبر به شاغلین سازمان صدا و سیما در زمینه هایی مانند مسائل سیاسی، جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک و خبر مکررا تدریس نموده ام و کمترین مشکلی در این رابطه تا کنون نبوده. چگونه ایشان با وجود غیبت بیش از یک سالشان از خانه، پی به ضدیت اینجانب با جناب رئیس جمهور برده اند؟ چگونه بدون ارائه مدرک مستند به خود اجازه می دهند اینگونه مرا متهم نمایند ضمن اینکه مدت 2 سال است در دانشکده صدا و سیما نیز به امر تدریس دانشجویان اشتغال دارم.

جالب اینکه با توجه به سابقه پژوهشی و نگارش مقالات متعدد (حدود 130 مقاله چاپ شده در مطبوعات مختلف) در چهاردهمین جشنواره مطبوعات مقام دوم را در رابطه با مقاله سیاسی خارجی کسب نمودم و در حضور رئیس جمهور و وزیر ارشاد وقت، جایزه ای دریافت داشتم که خبر آن همچنان در اینترنت موجود است.

 3- در سال 1382 به دریافت کد مدرسی از دانشگاه علمی کاربردی وبا تایید وزیرعلوم وقت نائل آمدم که تا امروز با این سازمان علمی در زمینه تدریس همکاری مستمر دارم و از اساتید مورد تایید این مجموعه علمی می باشم.

 4- سال 1387 رساله دکترای اینجانب با عنوان "جغرافیا و استراتژی ملی ایران با تاکید بر استراتژی سیاسی" توسط سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح به چاپ رسیده که هم اکنون در مراکز خرید کتاب قابل رویت و مشاهده است و سال گذشته نسخه ای از آن را برای رئیس جمهور محترم ارسال داشتم.

5- به سبب طولانی شدن کلام از عضویتم در مجامع علمی بین المللی مانند موسسه ابرار معاصر تهران، عضویت در هیئت نویسندگان همشهری دیپلماتیک (1384)، فعالیت مداوم با همایش های بین المللی وزارت امور خارجه (خلیخ فارس و قفقاز)، موسسه ژئوپلتیک ایران و ....صرفنظر می نمایم وتنها به این نکته بسنده می نمایم که اینجانب خود را فردی فرهنگی و دانشگاهی می دانم و همواره مسائل سیاسی را از بعد آکادمیک می نگرم وهیچگونه گرایش سیاسی به جناح ویا گروهی خاص ندارم، مقالاتم در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، همچنین چگونگی حضورم در مجامع علمی و دانشگاهی تاییدی بر این مداست.

 البته متاسفم از اینکه مشاور محترم رئیس جمهور به جای قبول برخی از اشتباهات و کوتاهی خود در خانواده سعی وافر دارند با مصاحبه های متعدد اصل فوق را مستتر نمایند.

 6- آقای کلهر در بخشی از مصاحبه خود از مقطع 1384 ( شروع ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ) و جدایی ما صحبت کرده اند، در حالی که اواخر سال 1386 که ایشان دچار مشکل قلبی شدند و در بیمارستان شریعتی تهران بستری گردیدند نامه موافقت عمل جراحی قلب باز ایشان را اینجانب امضا و اعلام موافقت به عنوان همسر نمودم و در حال حاضر امضای فوق در پرونده بیمارستان وجود دارد. ضمن اینکه بسیاری از دولتمردان ، مشاوران و وزرا ضمن عیادت از نامبرده، بنده را در حال انجام وظیفه مراقبت و کمک به پرستاری درکنار تخت ایشان درICU این بیمارستان رویت فرموده اند و بخشی از عیادت کنندگان هم در خانه فعلی که زندگی می کنم به دیدار ایشان آمدند. بنابراین ما چگونه از یکدیگر جدا بودیم؟

 علاوه بر این ما به عنوان والدین در تابستان 1386 دو دخترمان (شفق و سحر خانم ) را به سلامتی به خانه بخت فرستادیم و مراسمی جهت هر دو در تالار پذیرایی نهاد ریاست جمهوری بسیار خوب و خوش برگزار کردیم چگونه هیچکدام از اقوام، مهمانان و ... حتی دخترانمان از جدایی ما مطلع نشدند؟!

 7- آقای کلهر در اواخر سال 1386 جهت اینجانب اقدام به دریافت گذرنامه و ثبت محضری زوجیت نمود، چگونه در صورت جدا بودن قانونی این امر میسر است؟ ( به شماره 13045798 مورخ 1386.12.12)

 آقای کلهر در مصاحبه ای دیگر از سفر طولانی اخیر من و دخترشان نرگس سخن گفته اند. چگونه در حالی که موظفم هر روز در اداره کارت حضور و غیاب خود را مکتوب نمایم ساکن خارج از ایران هستم و یا بوده ام؟ مدارک حضورم در بخش معاونت آموزش و پژوهش صدا و سیما و جدول تدریس هایم درمراکز علمی نشانه حضور مستمرم در این سالها در ایران است به همین گونه در مورد دخترم نرگس به این دلیل که ایشان تا همین یک ماه قبل در کسوت دانشجویی، ملزم به حضور در کلاس های درس بوده و اینکه ما دو نفر درخارج از کشور به سر برده ایم کذب محض است. (مدارک حضور ما دو نفر در سازمان صدا و سیما و موسسه آموزشی کمال الملک نوشهر) موجود و قابل رویت است.

 در پایان متاسفم از اینکه آقای مهدی کلهر نه به عنوان همسری که پیمان ازدواجمان در مهرماه 1353 انعقاد یافت و یا نه به این عنوان که مادر سه فرزندش هستم و سالهایی طولانی همواره مدافع و حامی سرسختش بودم ( به شهادت تمامی آنهایی که ما را می شناسند) بلکه با این گلایه مندی که افرادی در مقام ایشان باید الگوی مثبت و شاخصی جهت دیگران به خصوص قشر جوان جامعه باشند سخنانم را به پایان می برم و به عنوان فردی فرهنگی و دانشگاهی از دولتمردان که در رده های آقای کلهر هستند تقاضا می نمایم با هیچ توجیه و دلیلی خود را از واقعیات و حقایق دور نکنند و تلخی موقت قبول اشتباه را هرگز با شیرینی اگر چه گذرا لکن کاذب معامله نفرمایند.

هاشمی رفسنجانی

دفتر رفسنجانی برخی رسانه های دولتی را به جعل خبر متهم کرده است

دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی از انتشار گزارش برخی رسانه های طرفدار دولت در مورد اظهارات او به شدت انتقاد کرده است.

دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با صدور اطلاعیه ای آنچه را که "جعل خبر توسط روزنامه ایران و رسانه های زنجیره ای همسو" خوانده مردود دانسته و افزوده است که "مطالبی که به نقل از دیگران و به صورت گزینشی و انتخابی در مورد دیدارهای انجام شده یا نشده آیت الله هاشمی رفسنجانی یا مواضع ایشان مطرح می شود فاقد اعتبار و سندیت است."

این اطلاعیه می افزاید که در هفته های اخیر و پس از برگزاری اجلاس دوره ای مجلس خبرگان رهبری، روند انتساب اظهارات خلاف واقع به آقای رفسنجانی شدت گرفته و در این مورد از "نوعی خبرسازی کاذب از برخی دیدارهای انجام شده و یا حتی انجام نشده" یاد می کند.

ظاهرا اشاره این اطلاعیه به گزارش های مختلفی است که در شماری از روزنامه ها، خبرگزاری ها و سایت های طرفدار دولت محمود احمدی نژاد به نقل از حاضران در دیدارهای آقای رفسنجانی با اعضای مجلس خبرگان و گروهی از روحانیون اصولگرای عضو مجلس شورای اسلامی، از جمله محمد تقی رهبر، نماینده اصفهان، انتشار یافته است.

اطلاعیه دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی، که با امضای محمد هاشمی، برادر آقای رفسنجانی و رئیس دفتر رئیس مجمع تشخیص توسط خبرگزاری های داخلی نقل شده، مشخصا گزارش های منتشر شده رسانه های طرفدار دولت به ویژه روزنامه ایران از سخنان آقای رفسنجانی در این دو دیدار را مورد انتقاد قرار می دهد.

دفتر آقای رفسنجانی این رسانه ها را به خبرسازی متهم و روش آنها را "خارج از قانون، ادب و اخلاق رسانه ای" توصیف می کند و می افزاید که این رسانه ها اکثر اخبار برنامه های رئیس مجلس خبرگان را که به صورت رسمی منتشر می شود یا کاملا سانسور می کنند یا از انعکاس آن خودداری می ورزند و "یا بخش هایی را که با مذاق جناحی آنان سازگار است به صورت ناقص و گزینشی منتشر می کنند."

این اطلاعیه با اشاره به خبر چاپ شده در "روزنامه رسمی و دولتی ایران"، وابسته به خبرگزاری ایرنا، که در شماره روز 20 مهرماه جاری با عنوان "پیغام های هاشمی رفسنجانی و مهدوی کنی به میرحسین موسوی"، اظهارات منتسب به آقای رفسنجانی در این زمینه را غیرواقعی می داند.

محمد تقی رهبر عضو فراکسیون روحانیون اصولگرا

رهبر به عنوان منبع بعضی از ''خبرهای جعلی" ذکر شده بود

در خبر روزنامه ایران، که در سایت های طرفدار دولت انعکاس وسیعی داشت، آمده بود که قبل از تشکیل اجلاس اخیر خبرگان، میرحسین موسوی از رئیس این مجلس خواسته بود تا از او برای سخنرانی در این اجلاس دعوت کند اما آقای رفسنجانی، با اظهار اینکه جو مجلس خبرگان به شدت با مواضع آقای موسوی مخالف است، این درخواست را رد کرده و گفته بود که ایراد چنین سخنرانی موقعیت این نامزد معترض را بیشتر تضعیف خواهد کرد.

یادآور می شود که در جریان اجلاس اخیر مجلس خبرگان، آیت الله محمد علی دستغیب شیرازی، از مراجع تقلید مقیم شیراز و نماینده این مجلس، ضمن هشدار نسبت به شرایط کنونی کشور، خواستار حضور مهدی کروبی و میرحسین موسوی در مجلس خبرگان و اقدام این مجلس برای حل و فصل بحران سیاسی کنونی شد اما آقایان موسوی و کروبی در این مورد پیشنهادی مطرح نکردند.

در خبر دیگری در برخی رسانه های دولتی، گزارش شده بود که آقای موسوی در نامه ای به آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز، که یک تشکل راستگرا توصیف می شود، خواستار حمایت او شده بود اما آقای کنی این درخواست را به شدت رد کرد.

تکذیب موضعگیری رفسنجانی علیه فرزندانش

اطلاعیه دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت به نقل قول های منتسب به اکبر هاشمی رفسنجانی درباره انتخابات ریاست جمهوری یا بستگان او نیز می پرازد و می نویسد که این گزارش ها "مواردی دیگر از مصادیق این خبرسازی هاست که جراید و رسانه های زنجیره ای همسو بلافاصله با دنبال کردن این اخبار دروغ و گزینشی، آن را با آب و تاب و تحلیل های حاشیه ای منعکس کرده و خواهند کرد."

اشاره این اطلاعیه به اخباری در چند رسانه و سایت طرفدار دولت است که در گزارش دیدارهای اخیر آقای رفسنجانی، از مخالفت جدی او با اعتراض به نتیجه انتخابات و محکومیت "اغتشاشات" بعد از انتخابات خبر داده و نوشته بودند که رئیس مجلس خبرگان نامزدهای معترض را عامل این اغتشاش ها معرفی کرده است.

برخی رسانه های طرفدار دولت از مخالف آقای رفسنجانی با اقدامات و موضعگیری فرزندان خود و حمایت از پیگرد قضایی آنان هم خبر داده بودند.

هاشمی و خامنه ای

از آقای رفسنجانی نقل شده بود که ولایت فقیه و نه رای مردم را منشا مشروعیت نظام جمهوری اسلامی می داندبه نوشته این رسانه ها، آقای رفسنجانی در ملاقات با روحانیون اصولگرای عضو مجلس شورای اسلامی گفته بود که برخی از اقدامات اعضای خانواده هاشمی به او ارتباط ندارد و نمی تواند از این اقدامات ممانعت کند و افزوده بود که "کی خواسته اند با آنها برخورد قانونی کنند و من مانع شدم؟"

گزارش شماری از رسانه های طرفدار دولت از اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان و روحانیون اصولگرای مجلس بر ابراز حمایت آقای رفسنجانی از اصل ولایت فقیه و آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، و لزوم تبعیت از او تاکید داشته است.

از جمله به نقل از آقای رفسنجانی آمده بود که برخلاف آنچه که از قول او گفته شده، معتقد است که منشا مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ولی فقیه و نه رای مردم است و در حال حاضر، آیت الله خامنه ای کاملترین نمونه ولی فقیه است.

در بخشی از اطلاعیه دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت در مورد "خبرسازی روزنامه دولتی" آمده است که اگر این رسانه ها "حسن نیت داشته باشند، می توانند همان اظهارات نماز جمعه 26 تیرماه را که تاکید بر قانونمند عمل کردن همه طرف هاست و بارها هم روی آن تاکید شده، به جای جعل خبر بیاورند تا پیام خاصی به یک طرف یا کل جامعه" بدهد.

آقای رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه روز 26، که تا کنون آخرین نماز جمعه ای است که امامت آن را برعهده داشته و با حضور گسترده مردم تهران برگزار شد، با ابراز نگرانی از "بحران سیاسی" بعد از انتخابات، درخواست آزادی بازداشت شدگان وقایع بعد از انتخابات و دلجویی از آسیب دیدگان را مطرح کرد و ضمن تاکید بر اهمیت رای مردم در نظام اسلامی و یادآوری اینکه بخش بزرگی از جامعه نسبت به نتیجه انتخابات تردید دارند، خواستار اقداماتی برای رفع این تردیدها شد.

معترضان به نتیجه انتخابات خطبه های آقای رفسنجانی را مثبت و سازنده ارزیابی کردند اما طرفداران تندرو دولت وی را به تشدید مشکلات سیاسی جمهوری اسلامی متهم ساختند.

اکبر هاشمی رفسنجانی در اظهارات بعدی خود، از طرح هایی به ابتکار مجمع تشخیص مصلحت و یا "بزرگان" برای حل بحران سیاسی موجود خبر داد اما هنوز در مورد جزئیات این طرح ها و احتمال استفاده از آنها گزارشی در دست نیست.

مهدی و نرگس کلهر

نرگس کلهر فرزند مهدی کلهر مشاور آقای احمدی نژاد در آلمان تقاضای پناهندگی کرده است

مهدی رستم پور مجری ورزشی صداوسیما وكارشناس ورزش كشتی در مصاحبه با رادیو فردا خبرپناهندگی خود به اروپا را تایید كرد.

به گزارش خبرنگار آینده هفته گذشته وبا مراجعت تیم ملی كشتی از دانمارك و عدم همراهی رستم پور ،این شایعه در برخی رسانه های اپوزیسیون منتشر شد.رییس فدراسیون كشتی در واكنش به این خبر با تكذیب پناهندگی رستم پور از بازگشت وی به ایران در چند روز آینده خبر داد.رستم پور ظهر امروز در مصاحبه مشروحی با رادیو فردا با تایید خبر پناهندگی خود به اروپا،علت آن را فضای بسته حاكم بر كشور پس از انتخابات عنوان كرد.رستم پور از مجریان وكارشناسان برنامه ورزش از نگاه دو ودایره طلایی طی یكسال گذشته محسوب می شد.

مهدی کروبی

گزارش آقای کروبی در باره آزار جنسی بازداشتی ها جنجالی به دنبال داشت

دادستان تهران و دادستان کل کشور در اظهار نظرهای جداگانه ای از برخورد قضایی با مهدی کروبی، نامزد معترض به انتخابات ریاست جمهوری خبر داده اند.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران در باره گزارش آقای کروبی در مورد تجاوز به بازداشتی ها گفته است:"آقای کروبی روحانی است و باید به اظهاراتش در دادسرای ویژه روحانیت مورد رسیدگی قرار گیرد."

آقای جعفری دولت آبادی در عین حال گفته که "گزارش کمیته پیگیری به ما ارجاع شده و تحت رسیدگی است و افرادی نیز در خصوص این پرونده احضار شده اند."

به گفته دادستان تهران "به محض افزایش اطلاعات در این خصوص" این موارد از سوی دادستانی به اطلاع مردم خواهد رسید.

همزمان روزنامه کیهان چاپ تهران، از قول غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور نوشته "موضوع رسیدگی به اتهامات آقای کروبی بر عهده دادگاه ویژه روحانیت است و باید آنها اقدام کنند و مطمئن باشید که اقدام می شود."

روزنامه کیهان از آقای اژه ای پرسیده که چرا "دستگاه قضایی در برخورد با تهمت های آقای کروبی مماشات می کند و آیا فشارهای از جمله فشارهای بین المللی و خارجی سبب شده که دستگاه قضایی درخصوص برخورد با آقایان موسوی و کروبی کوتاه بیاید؟"

آقای اژه ای در پاسخ گفته که "دستگاه قضایی تحت تاثیر فشارهای بیرونی قرار نمی گیرد و به موقع کار خود را انجام می دهد."

بعد از انتخابات ریاست جمهوری و اعتراضات پس از آن عده ای کشته و زخمی شدند و تعدادی از اعضای ارشد گروه های اصلاح طلب دستگیر و زندانی شدند.

در جریان این اعتراضات گزارشهایی در باره بدرفتاری با برخی زندانیان منتشر شد و آقای کروبی اعلام کرد که در کهریزک برخی بازداشتی ها مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند.

انتشار این خبر با واکنش های زیادی همراه بود و برخی مقامات جمهوری اسلامی و جناح اصولگرا از انتشار نامه کروبی انتقاد کردند و آقای کروبی نیز چند نفر از این افراد را به گروه تحقیق قوه قضائیه معرفی کرد که آقای اژه ای یکی از اعضای هیات سه نفر قوه قضائیه است.

آقای کروبی همچنین در دیدار با نمایندگان صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه شواهد و مستندات خود را در اختیار آنها قرار داد اما این هیأت مدتی بعد مدارک ارائه شده از سوی آقای کروبی را "ساختگی" خواند.

اعضای هیأت سه نفره قوه قضائیه روز شنبه ۲۱ شهریور (۱۲ سپتامبر) در گزارشی به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه نوشت: "هیأت به این جمع بندی رسید که نه تنها هیچ گونه مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای آقای کروبی وجود نداشته و ادعاهای مطرح شده بدون مستند (بدون سند) و عاری از حقیقت می باشد، بلکه ادعاها و مدارک ارائه شده کاملا ساختگی است و برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده است".

ابراهیم رئیسی (معاون اول رئیس قوه قضائیه)، غلامحسین محسنی اژه ای (دادستان کل کشور) و علی خلفی (رئیس حوزه ریاست قوه قضائیه) اعضای هیأت ویژه بررسی این موضوع بودند.

در جریان اعتراضات بعد انتخابات روزنامه اعتماد ملی ارگان حزب اعتماد ملی که آقای کروبی دبیرکل آن است، توقیف شد و بعد از آن نیز دفتر آقای کروبی و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ شد.

در هفته های اخیر برخی از فرماندهان ارشد سپاه و برخی نمایندگان حامی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، خواستار دستگیری و محاکمه آقایان کروبی، موسوی و برخی چهره های اصلاح طلب بوده اند و از قوه قضائیه خواسته اند که به وظیفه خود عمل کند.

از داخل ساختمان پاستور(مقر ریاست جمهوری) خبر رسیده است که مصطفی خیریان ماموریت یافته است تشکل فداییان احمدی نژاد که به صورت تشکلی شبه نظامی می باشد را برای تحت کنترل در آوردن بدنه جامعه تاسیس کند .در این راه سردار نقدی فرمانده بسیج، طائب معاون اطلاعات سپاه و حیدر مصلحی وزیر اطلاعات وظیفه پشتیبانی این تشکل را بر عهده دارند. مصطفی خیریان از مدت ها قبل از انتخابات با تشکیل شبکه های خیابانی آمادگی گروه خود را برای مقابله با مردم اعلام نموده بود . او از طرق مختلف گروهی از مداحان سرشناس را به همراه مریدانشان جمع آوری کرد . خیلی از این مداحان که دارای پرونده های قضایی بودند و برای مختومه شدن پرونده ها به کودتا گران پیوستند که از آن جمله می توان به حسین سیب سرخی و علی آینه چی نام برد .حسین سیب سرخی در سال 78 به جرم اخاذی از خانه فساد به عنوان مامور قلابی به 4 سال حبس محکوم شد که 2 سال آن همچنان در حال تعلیق می باشد و نفر دیگر در پرونده جعل کارت پابان خدمت در دادسرای عمومی پرونده مفتوحی دارد .

شاید بارها نام مصطفی خیریان را شنیده باشید. مصطفی خیریان از بسیجیان ناحیه غرب تهران و از نزدیکان حاج حبیب کاسانی می باشد. در حادثه کوی دانشگاه از کسانی بود که در شب 18 تیر حریم دانشگاه را شکست تا دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دهد .بعد از روی کار آمدن دولت نهم مصطفی خیریان یار همیشگی حبیب کاشانی بود تا حضور در شورای شهر به عنوان مشاور و مدیریت در باشگاه پرسپولیس به عنوان معاون هماهنگی را تجربه کند. او در انتخابات دوره سوم شورای شهر با دوری حبیب کاشانی از لیست حامیان دولت (رایحه خوش خدمت) با جدا شدن از یار همیشگی حاج حبیب به صف حامیان دولت پیوست تا مزد این عمل را از دستان احمدی نژاد بگیرد . او در طی حکمی به عنوان مشاور ایثارگران نهاد ریاست جمهوری انتخاب شد . هدف از این انتصاب جمع آوری لیدر های حزب اللهی برای مقابله با خطرات پس از کودتا بود . او از طرق مختلف گروهی از مداحان سرشناس را به همراه مریدانشان جمع آوری کرد . خیلی از این مداحان که دارای پرونده های قضایی بودند و برای مختومه شدن پرونده ها به کودتا گران پیوستند که از آن جمله می توان به حسین سیب سرخی و علی آینه چی نام برد . 

حسین سیب سرخی در سال 78 به جرم اخاذی از خانه فساد به عنوان مامور قلابی به 4 سال حبس محکوم شد که 2 سال آن همچنان در حال تعلیق می باشد و نفر دیگر در پرونده جعل کارت پابان خدمت در دادسرای عمومی پرونده مفتوحی دارد . 

گروه دیگر مداحان کسانی بودند که با گرفتن مبالغ میلیونی در این کودتا همراه شدند. مانند حسین سازور، منصور ارضی، مهدی کمانی و ... 

گروه سوم مداحان خویشاوند احمدی نژاد بودند که هم در قدرت بودند و هم در جامعه حزب الله از جایگاه نسبتا خوبی برخوردار بودند. مانند احد قدمی و روح الله بهمنی ( داماد های پروین احمدی نژاد) مصطفی خیریان از مدت ها قبل از انتخابات با تشکیل شبکه های خیابانی آمادگی گروه خود را برای مقابله با مردم اعلام نموده بود . 

حتی در شب های قبل از انتخابات، ایامی که در خیابان ها کارناوال انتخاباتی کاندید ها بود این گروه لباس شخصی در چند نوبت با حامیان موسوی درگیر شدند . 

عصر روز 23 خرداد ستاد کودتا با حضور افرادی همچون طائب (فرمانده بسیج)، سردار رادان (فرمانده نطامی کودتا) ، سردار حجازی (فرمانده قرارگاه ثارالله )،حسین طلا (فرماندار تهران) ، دانشجو( معاون سیاسی وزارت کشور) و وحید (همه کاره بیت رهبری ) و مصطفی خیریان ( فرمانده لباس شخصی ها) با اعلام موافقت آیت الله خامنه ای با حضور لباس شخصی ها در خیابان ها بطور رسمی مجوز آغاز فعالیت گروهک لباس شخصی را صادر کردند و تمام ارگان ها موظف به حمایت از گروه حزب الله شدند آنان اجازه تیر اندازی و دستگیری را هم داشتتند و حتی در جاهایی مقام بالاتر از نیروی انتظامی محسوب می شدند که از آن جمله به 25 خرداد و 30 خرداد در میدان انقلاب نام برد که هر دو باعث کشته شدن تعدادی از حامیان موسوی شد. 

هم اکنون از داخل ساختمان پاستور خبر رسیده است که مصطفی خیریان ماموریت یافته است که تشکل فداییان احمدی نژاد که به صورت تشکلی شبه نظامی می باشد را برای تحت کنترل در آوردن بدنه جامعه تاسیس نماید . 

در این راه سردار نقدی فرمانده بسیج ، طائب معاون اطلاعات سپاه و حیدر مصلحی وزیر اطلاعات وظیفه پشتیبانی این تشکل را بر عهده دارند .

منبع : پيك نت

میرحسین موسوی روز گذشته به منزل مهدی كروبی رفت و درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با یكدیگر رایزنی و گفت و گو كردند.

بنا به گزارش سایت  تغییر، در این دیدار كه با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و كروبی با اشاره به تبلیغات یك طرفه ای كه صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است ، خواستار فرصتی برای حضور در یك برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی كه رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

 در ابتدای این دیدار مهدی كروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یك فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و بیان كرد نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده كند.

او با بیان این كه رفتار های پس از انتخابات دور از شان نظامی بود كه امام راحل آن را پایه گذاری كرده بود ، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره كرد و این افراد را همچون دیگر افرادی كه پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند كه برای استقرار آن جانفشانی ها كرده اند.

مهدی كروبی معتقد است كه باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام  اشاره می كند و یادآور می شود كه بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان كردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید كسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراك تهیه می كنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حركتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام كنید. صدا وسیما كه به یك رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می كند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را كه از دست داده مجددا به دست آورد.

میرحسین موسوی:  نمی توان كسی را حذف كرد

همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات  به  اتفاقی كه در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ رخ داد اشاره كرد و یادآور شد: كسانی كه آن حماسه را آفریدند ، امروز در گوشه های زندان هستند و این طنز تلخی است كه این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی دانم كه چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین كنند.

میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخم هایی بر روح و روان مردم می شود كه به آسانی قابل درمان نیست.

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب كه به حاشیه رانده شده اند اشاره كرد و گفت : در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است كه همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته اند یا رغبتی برای كار ندارند. شما نگاه كنید و ببینید كه چه تعداد وزیر و وكیل و نیروی انقلابی حذف شده اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم كه همه در حاشیه قرار گرفته اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟

وی با اشاره به هشدارهای یك سال اخیر خود در خصوص سواستفاده برخی نهادهای قرت از دارایی های مالی كشور از ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامین ۸۰۰۰ میلیارد تومان هزینه خرید آن از سوی سپاه پاسداران ابراز تاسف كرد

او در ادامه به بحث انقلاب مخملی كه از سوی برخی بیان می شود پرداخت و آن را یك بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممكن خواند.

میرحسین موسوی تاكید كرد: عده ای نباید تصور كنند كه حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یكی از آقایان كه در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان كرده است كه انسان حیرت می كند. سه ، چهارماه است كه علیه بنده و آقای كروبی و افراد دیگری كه از ما حمایت می كردند ، به صورت یكطرفه در صداوسیما و رسانه های خود دورغ می پراكنند و ما را تخریب می كنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع كنیم؟

او با یادآوری جلسه ای كه با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت: آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود كه من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می خواهید چكار كنید؟ گفتم حرف ما كه مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم.

قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود كه حاضری به تلویزیون بروی . من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یك تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی كردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند كه درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال كردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال كردند كه طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت كرده بودند. یك مدیركلی نیز آن را امضا كرده بود.

میرحسین موسوی با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فكر می كنند كه مردم باور می كنند. همین تعداد كشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟.. برخی بسیج شدند تا وانمود كنند كه تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور كارشناسان ما در سیما خودداری می كنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور كارشناسانی از ما و خودتان برگزار كنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.

موسوی با اشاره به فضای بسته ای كه بوجود آورده اند گفت: الان وضع به گونه ای شده است كه هیچ كس نمی تواند از دولت انتقاد كند. هركس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می كنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند.

من می پرسم شما كه در انتخابات مجلس ششم ۷۰۰ صندوق را ابطال كردید تا یك نفر را وارد مجلس كنید چرا چند صد صندوق را باز نمی كنید تا در یك برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند كه چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟

موسوی در پایان ابراز امیدواری كرد كه دلسوزان نظام تدبیر كنند و مشكلات بوجود آمده را حل كنند. چرا كه به اعتقاد او نمی توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم نزنید. دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.

حدود 30 سال پيش، "کيارستمي" فيلم کوتاهي ساخت با نام "شکل اول- شکل دوم". در اين فيلم با چهره هائي مصاحبه مي شود که از جمع آنها انگشت شماري زنده اند. برخي ها اعدام شدند، برخي سالها زنداني و شماري معزول و خانه نشين، برخي ناچار به مهاجرت سياسي شدند و برخي نيز به مرگ طبيعي از دنيا رفتند. يک سئوال، سوژه اين فيلم است: "آيا کسي که زير فشار کسي و يا موضوعي را لُو مي دهد، مقصر است؟"

زندان

با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است.

پنجم مرداد ماه زمانی که موج اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اوج خود بود، آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران دستور تعطیلی بازداشتگاهی"غیراستاندارد" را صادر کرد که یک روز بعد مشخص شد نام این بازداشتگاه کهریزک است.

جایی که ده سال پیشتر وقتی نیروی انتظامی با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید موسوم به "جزیره" در شرق تهران از آن استفاده کرد تا مدتها بلااستفاده بود ولی بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی که سرتیپ احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی دنبال می کرد کهریزک به محل بازداشت"اراذل و اوباش" تبدیل شد.

این بازداشتگاه تا میانه تابستان ناشناخته بود اما در جریان اعتراضات بعد انتخابات ریاست جمهوری به دلیل رفتار غیر انسانی، تجاوز و آزار جنسی و مرگ چند تن از معترضان بازداشتی شهرت جهانی پیدا کرد.با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی این بازداشتگاه، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است و هر روز ابعاد تازه ای از این ماجرا فاش می شود.

روایت هایی متفاوتی از این بازداشتگاه، نحوه برخورد با بازداشتی ها و تعطیلی آن منتشر شده است. تازه ترین روایت پای سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به آن ماجرا باز کرده است.

آقای مرتضوی که اکنون معاون غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور است، نامه ای به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای تهران و مدیر مسئول مجله پنجره نوشته و در آن "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است.

دو روایت از تعطیلی کهریزک

مجله پنجره در شماره یازدهم خود که ۲۸ شهریور منتشر شده، گزارشی مفصلی از وقایع مرتبط با کهریزک منتشر کرده است. بخشی از این گزارش روزشمار وقایع مرتبط با کهریزک است که از بیست وششم خرداد یعنی چهار روز بعد از برگزاری انتخابات آغاز می شود.

مجله پنجره

مجله پنجره در شماره یازدهم خود گزارش مفصلی در باره کهریزک منتشر کرده است

بنابر این گزارش چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک گروه بیست و دو نفری از دستگیر شدگان بعد از انتخابات به کهریزک منتقل شده اند. ولی از نظر این نشریه همه چیز از هیجدهم تیر شروع می شود که در آن روز پلیس ۲۷۰ نفر را دستگیر و ۱۴۵ نفر آنها را روز جمعه نوزدهم تیر به کهریزک منتقل می کند.

به نوشته این نشریه، سه روز بعد از آن در روز بیست و دوم تیر خبر "نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم بازداشت شدگان" به گوش آیت الله خامنه ای می رسد و آقای خامنه ای به سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهد که همان روز "باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز، بازداشت شدگان همگی به زندان های رسمی منتقل گردند."

بعد از این درخواست، دبیر شورای عالی امنیت ملی با آقای مرتضوی دادستان وقت تهران تماس می گیرد و "دستور رهبر انقلاب" به وی ابلاغ می شود اما آقای مرتضوی با این استدلال که جا در زندانهای دیگر وجود ندارد ازاجرای این کار طفره می رود اما آقای جلیلی تاکید می کند که "در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد گردند."

به نوشته این نشریه، دستور تعطیلی این بازداشتگاه زمانی صادر شده بود که فقط "خبر ضرب و شتم" بازداشتی ها به آیت الله خامنه ای رسیده بود و هنوز هیچ کشته ای در کار نبود اما "متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می گردند."

اما دادستان سابق تهران این روایت را نادرست می داند و می گوید که آقای جلیلی ساعت هفت و نیم تا هشت عصر روز دوشنبه بیست ودوم تیر "با تلفن سیاسی دفتر اینجانب" تماس گرفته ولی "در این تماس تلفنی اساسا بحث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را نداشته و چنین امری اصلا در تیر ماه رخ نداده است و ابلاغ این امر که در مرداد ماه صورت گرفت از طریق صدا و سیما و سایر رسانه ها منتشر گردید."

آقای مرتضوی تائید می کند که دبیر شورای عالی امنیت ملی "بدون ذکر هیچ علتی" از وی خواسته که "بازداشت شدگان حوادث اخیر ۱۸ تیر به زندان اوین منتقل شوند."

دادستان سابق تهران اضافه می کند که صبح روز بعد یعنی بیست و سوم تیر دستور انتقال بازداشتی ها از کهریزک به اوین داده می شود و این گروه "در زندان اوین پذیرش شدند."

از کهریزک به اوین

اما ماجرا به اینجا خلاصه نمی شود و نشریه پنجره در باره انتقال بازداشتی ها و نحوه پذیرش آنها در اوین روایت می کند که چطور در مسیر راه یکی از بازداشتی ها "به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود" اما ماموران توجهی به او نکرده و سرانجام نیز بعد از تماس ماموران با مافوق خود تصمیم گرفته می شود وی به کهریزک بازگردانده شود و نامش هم از لیست بازداشتی های اوین حذف شود. این فرد که نامی از او برده نشده بعد از جان دادن به کهریزک منتقل می شود.

وقتی کاروان بازداشتی ها کهریزک به اوین می رسد "مسئولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمانی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن ناشی و صدمات بدنی" از پذیرش بعضی از آنها خودداری می کنند اما در نهایت ناچار به پذیرش آنها می شوند.

در عین حال مسئولان زندان اوین وقتی مشغول پذیرش کهریزکی ها بودند حال یکی بازداشتی ها به هم می خورد و نقش زمین می شود و ساعتی بعد روانه بیمارستان می شود.

سعید مرتضوی

مرتضوی "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است

نام این فرد مشخص نیست اما این بخش با روایت سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران در باره مرگ محمد کامرانی تطبیق می کند. آقای سهرابی می گوید که "آقای کامرانی در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد و به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بود تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند."

دیگر جان باخته کهریزک آقای محسن روح الامینی است که به نوشته مجله پنجره، در ساعت یک و نیم بعد از ظهر (روز ۲۳ تیر) " یعنی روز انتقال کهریزکی ها به اوین، به بیمارستان شهدای تجرش منتقل و با عنوان "مجهول الهویه" پذیرش می شود."

اما آقای روح الامینی تنها تا ساعت شش و ده دقیقه صبح دوام می آورد و در بیمارستان جان می سپارد و "مسئولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان مجهول الهویه صادر می کنند."غیر از این دو نفر نام امیر جوادی فر و رامین آقازاده قهرمانی نیز در میان جان باختگان بازداشتگاه کهریزک به چشم می خورد.

پرونده باز کهریزک

در این پرونده نام آقای رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز به میان آمده که در زمان اجرا طرح امنیت اجتماعی، کهریزک را مکان مناسبی برای "مجازات گردن کشان و ارازل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای چهل درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد."

کمیسیون وِیژه رسیدگی مجلس به زودی گزارش خود را تقدیم مجلس می کند و برخی گزارشها حاکی از آن است که در این گزارش غیر از مقصران درجه پائین نیروی انتظامی و قاضی پرونده، نام کسانی همچون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران به میان آمده است.

بعد از این وقایع و تغییر رئیس قوه قضائیه آقای مرتضوی از قوه قضائیه به دادستانی کل کشور منتقل شده و پنجره از احتمال جابه جایی جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز خبر داده است.

عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی که یکی از کشته شدگان کهریزک است، به این نشریه می گوید:"ما امیدواریم با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پائین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست های بالای کشوری، قضایی و دانشگاهی قرار دارند، مجازات شوند."

تصاويري از اهداي خون رئيس سازمان انتقال خون استان يزد و برخي مسئولان اين سازمان پخش شد اما با اقدام خبرنگار واحد مركزي خبر صدا و سيماي مركز يزد و برداشتن چسب از روي سوزن اهداي خون ، مشخص شد كه اين اهداي خون صوري است و هيچ سوزني در دست رئيس سازمان انتقال خون وجود ندارد و فقط يك چسب خالي بر روي دستش زده شده است.كه اين منجر به اخراج رئيس سازمان انتقال خون استان يزد شد.

محمد تهوری : سردار محمد رضا نقدی طی حکمی از سوی آیت الله علی خامنه ای، فرمانده کل قوا، به فرماندهی بسیج منصوب شد. در حکم سردار نقدی که توسط رهبر جمهوری اسلامی انشاء شده، آمده است: "بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه و نظر به تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده جنابعالی شما را به سمت رئیس سازمان بسیج مستضعفین منصوب می کنم. همت و تلاش را بر ایجاد زمینه های لازم برای حضور قویتر و سازمان یافته تر مردم بویژه جوانان عزیز در صحنه های مورد نیاز انقلاب اسلامی قرار دهید و انتظارات گفته شده را برحرکت علمی و نو از جمله در بسیج اقشار، برآورده سازید."  

"تعهد، شایستگی و تجارب" سردار نقدی چیست؟

نام سردار نقدی در روزهای پرالتهاب پس از دوم خرداد 76 بر زبانها جاری شد. زمانیکه او در قامت جدی ترین مخالف دولت اصلاحات خود را به جامعه معرفی کرد. سردار نقدی که در روزهای پرالتهاب پس از دوم خرداد سال 1376 مسوولیت حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی را برعهده داشت، شخصا با نظارت و کنترل بر آنچه در  بازداشتگاه وصال می گذرد، رهبری برخورد با عواملی که از نگاه او و همفکرانش به پیروزی خاتمی منجر شده بود را برعهده گرفت. شکنجه و آزار و اذیت شهرداران تهران که در راستای دستگیری و محاکمه غلامحسین کرباسچی در بازداشتگاه وصال رخ داد، نقدی را به اوج شهرت رساند.

اعتراض قبه، معاون کرباسچی در شهرداری تهران، به شکنجه شدید جسمی و روحی در دادگاهی که از سیمای جمهوری اسلامی به طور زنده پخش می شد، اولین نورافکن را به آنچه در بازداشتگاه وصال گذشته بود تاباند. بعد از سخنان قبه تعداد دیگری از شهرداران مناطق مختلف تهران، خاطرات تکان دهنده ای از نوع شکنجه یی که در وصال متحمل شده اند، از طریق مطبوعات منتشر کردند، تا بیش از پیش نام سردار نقدی و تعهداتش به مقام رهبری بر زبانها جاری شود.

نقدی با شکایت شهرداران تهران و پیگیری نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی در دادگاه نظامی محاکمه و به سه ماه حبس محکوم شد ولی نه تنها این حکم اجرا نشد بلکه چند ماه بعد با وجود اینکه او از سمت اش در نیروی انتظامی برکنار شده بود به مشاورت نظامی رهبری رسید تا روشن شود که او در ایفای وظایف شغلی و مطابق دستور مقام مافوق عمل کرده است.

تهدید به "اجرای حکم خدا" علیه "توهین کنندگان به مقدسات" توسط نقدی در صبحگاه مشترک نیروی انتظامی که توسط روزنامه صبح امروز منتشر و بازتاب گسترده ای در جامعه داشت، نشان داد که نقدی با وجود محاکمه و محکوم شدن در دادگاه نظامی باز با حمایت مقام های ارشد نظامی، وظیفه مقابله با دولت خاتمی و جنبش اصلاحات را برعهده دارد.

اگرچه در سالهای آخر دوران اصلاحات کمتر نامی از نقدی در میان بود ولی همواره نام او بعنوان آمر اصلی حمله به تجمعات و برنامه های اصلاح طلبان مطرح بود. نقدی، ذوالنور، پورمحمدی، محسنی اژه ای و ذوالقدر از جمله فرماندهان نظامی، امنیتی و قضایی بودند که در نقش سرکوب کنندگان جنبش اصلاحات، تعهد و شایستگی خود را به مقام رهبری نشان داده و در این راه تجارب کافی کسب کرده اند.

با تصاحب کرسی ریاست جمهوری توسط محمود احمدی نژاد در سال 1384، نقدی به ریاست ستاد مبارزه به قاچاق ارز و کالا منصوب شد. اما این بار نقدی برای مبارزه با قاچاقچیان کالا که کنترل اسکله ها را در اختیار داشتند به این سمت منصوب نشد، بلکه همانگونه که مهدی کروبی در مجلس ششم افشاء کرد، اسکله هایی که برای قاچاق کالا و ارز مورد استفاده قرار می گرفتند در اختیار سپاه بودند و نیاز به حفاظت داشتند نه مبارزه. بنابراین منصوب کردن نقدی به ریاست این ستاد تضمین کننده فعالیت اقتصادی غیر قانونی سپاه در واردات کالا و قاچاق آن بود.

انتصاب نقدی به فرماندهی در روزهای بحرانی

ناظران سیاسی بر این باورند که بحرانی بودن شرایط داخلی کشور، از عمده ترین دلایل انتصاب سردار نقدی به فرماندهی بسیج بوده است، چراکه از نگاه رهبران ایران، امنیت کشور در این شرایط وابسته به قاطعیت عوامل سرکوب و داشتن تجربه لازم برای مقابله با هرگونه اعتراض داخلی است. اثبات بی رحمی و قاطعیت سردار نقدی در جریان بازداشت و شکنجه شهرداران تهران و شکنجه دانشجویان بازداشت شده بعد از حادثه کوی دانشگاه تهران، دلیل محکمی برای واگذاری بسیج به این فرمانده نظامی تلقی شده که دارای سابقه محکومیت  در دادگاه است.

آیت الله علی خامنه ای ماموریت جدید نقدی را تلاش برای سازماندهی و بسیج بیشتر اقشار مردم در زمانهایی که انقلاب اسلامی به آن نیاز دارد، تعریف کرده است. به عقیده ناظران، پیام روشن این ماموریت، احساس خطر برای حیات جمهوری اسلامی و نگرانی مسوولان ارشد نظام از حوادث آینده است.

تصاویر زیر که از سوی یک سایت خبری جدید‌التأسیس با عنوان تصاویری تازه از بازداشتگاه کهریزک منتشر شده است، ابهاماتی را پدید آورده و ما را بر آن داشت تا در این باره بررسی بیشتری انجام دهیم.
به گزارش «تابناک»، یک منبع آگاه از مسائل مربوط به قضیه کهریزک در این باره گفت: بازداشتگاه کهریزک که در چند ده کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد، در واقع همان زندان شورآباد است که در بیابان‌های 15 کیلومتری شرق کهریزک واقع شده است.
این منبع آگاه با اشاره به عکس‌های منتشره، آنها را جهت‌دار و با هدف منحرف کردن افکار عمومی از فضای واقعی آنجا دانست و در مورد هر یک از آنان توضیحاتی را به «تابناک» ارایه داد.
بنابر اظهارات این منبع آگاه قطعا بهتر بود عکسها و فیلمهایی که توسط مسئولان سازمان قضایی نیروهای مسلح و یا کمیته ویژه پیگیری شورای امنیت ملی با حضور آقایان سروری و دهقان تهیه شده بود، منتشر می شد تا حقایق مسئله آشکار می گشت.





1) این عکس اساسا نامربوط است و ربطی به محوطه بازداشتگاه کهریزک ندارد.


2) عکس دوم واقعیت دارد و نمایی کلی از بازداشتگاه را نشان می‌دهد. در گوشه سمت چپ این عکس، مخزن گازوئیلی دیده می‌شود که سوخت مورد نیاز موتورخانه بازداشتگاه را تأمین می‌کند. محوطه سبز رنگ روبه‌روی این مخزن، مربوط به موتورخانه است که درست در زیر آن و در عمق 1.5 تا 2 متری از سطح زمین دو قرنطینه وجود دارد که یکی از آنها، ویژه نگهداری اراذل و اوباش بوده و بازداشتی‌های اخیر را نیز در قرنطینه دوم نگهداری می‌کرده‌اند و این در حالی است که در این عکس‌ها، هیچ اشاره‌ای به آنها نشده؛ ضمن آنکه دود گازوئیل حاصل از کارکرد موتورخانه که شبها فعال بوده هم مستقیم به داخل این قرنطینه‌ها می‌رفته است.

نکته دیگر در این عکس، مربوط به کولرهاست، به گونه‌ای که در واقع این کولرها اساسا کار نمی کرده‌اند.


3) این عکس محوطه بیرونی پادگان آموزشی یگان ویژه ناجا را نشان می‌دهد که بازداشتگاه مذکور، همان ساختمان سفید رنگ زیر میله پرچم است و در واقع، در گوشه‌ای از همین پادگان واقع شده است.




4) در گوشه سمت چپ بالای این عکس تپه‌هایی دیده می‌شود که در پشت آنها یکسری کانکس هست که مربوط به نگهداری زنان ویژه بوده که در ماجرای خاک سفید دستگیر شده بودند.


5) سمت چپ این عکس همان سوله موسوم به قفس است که برخی از بازداشتی‌های مربوط به طرح امنیت اجتماعی را در آنجا نگهداری می‌کرده‌اند و فاقد دستشویی و حمام دایمی در شبانه‌روز بوده و زندانیان تنها ساعات محدودی به آنها دسترسی داشته‌اند.





6) در این تصویر تلاش شده تا عکسی تیره و تار گرفته شود تا عمق کثیفی و غیر بهداشتی بودن این سرویس‌های بهداشتی مشخص نباشد.



7) این عکس به خوبی تراکم بازداشتیها را در یک قفس نشان می‌دهد و این تازه پس از این همه پیگیری و دستوراتی است که از سوی مقامات گوناگون و به ویژه رهبر انقلاب صادر شده است.



8) در این عکس آن دو درب انتهایی همان سرویس های بهداشتی عکس قبلی هستند که البته در بعضی از ساعات شبانه روز در اختیار بازداشت شدگان قرار می‌گرفته است.

اما نکته مهمی که در این گزارش تصویری سعی شده از آن غفلت شود، آن است که اساسا جنایاتی که در این بازداشتگاه رخ داده و قلب ملت و رهبری را جریحه‌دار کرده، به طور کل در هیچ یک از فضاهای این تصاویر رخ نداده و همگی مربوط به همان قرنطینه‌هایی است که هیچ عکسی از آنها منتشر نشده است ضمن اینکه ظاهرا عمدی در کار است تا حقایقی همچون استفاده از برخی اراذل و اوباش در تنبیه بدنی بازداشت شدگان و محدودیتهای غذایی، بهداشتی و ... برای دستگاه قضایی و افکار عمومی روشن نشود.

سعید مرتضوی دادستان سابق تهران که این روزها در کسوت معاون دادستان کل کشور مشغول به کار شده است معروف تر از آنست که نیازی به معرفی داشته باشد. وی پس از پیگیری های بسیار موافقت خود را برای گفتگوی اختصاصی با سایت "پرچم" اعلام کرد. این گفتگوی چالشی که در دفتر معاون دادستان کل کشور صورت گرفته پیش از قرائت گزارش کمیته تفحص مجلس شورای اسلامی انجام شده است. قسمت هایی از این گفتگو پیش از انتشار مشروح آن تقدیم می شود:

پرچم: آقای مرتضوی اولین نکته ای که این روزها به نوعی ابهام و اشکال در مدیریت واقعه کهریزک به وجود آورده ماجرای تلفن دبیر شورای عالی امنیت ملی به شماست که پیام رهبری را درباره تعطیلی این بازداشتگاه ابلاغ کرده و گفته می شود که شما از فرمان رهبری تمرد کرده و به دلیل تاخیر در انجام دستورات ایشان فجایع کهریزک رخ داده است.

مرتضوی: اصل ماجرا این گونه است که آقای جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی ساعت حدود 30/19 دوشنبه شب مورخ 22 تیرماه از طریق تلفن سیاسی با من تماس گرفتند. در زمان تماس آقای حداد معاون امنیت دادستانی و آقای حیدری فر دادیار شعبه اول آن دادسرا نیز در دفتر من حضور داشتند. آقای جلیلی در این مذاکره اساسا بحث تعطیلی کهریزک را مطرح نکردند و چنین امری اصلا در تیرماه رخ نداد. بلکه ابلاغ تعطیلی کهریزک همان طور که در رسانه های جمعی و صدا و سیما اعلام شد در مرداد ماه صورت گرفت و ارتباطی با این ابلاغ نداشت.

در این تماس تلفنی بدون ذکر هیچ علتی به اینجانب ابلاغ شد که بازداشت شدگان حوادث 18 تیر به زندان اوین منتقل شوند که این جانب هم در کوتاه ترین زمان ممکن اجابت کردم . یعنی این ابلاغ را فی المجلس به آقای حداد معاونت امنیت محترم دادسرا ابلاغ کردم و همان لحظه با پلیس امنیت تهران در حضور همکاران قضایی تماس گرفتم و مراتب انتقال فوری بازداشت شدگان از کهریزک را ابلاغ و تاکید کردم چنانجه نیاز به تدارک وسیله نقلیه است اعلام نمایند تا فردا در اول وقت این جابجایی انجام شود. به همین خاطر صبح روز سه شنبه بحث انتقال زندانیان از کهریزک با تدارک وسیله نقلیه و اسکورت انجام و سه شنبه 23/4/88 زندانیان مذکور در اوین پذیرش شدند. پس با توجه به زمان تماس دبیر شورای عالی امنیت ملی و انجام بلافاصله این جابجایی هیچ تعللی رخ نداده است.

پرچم: آقای مرتضوی اصولا چرا بازداشتی ها را به کهریزک منتقل کردید به توجه به اینکه این بازداشتگاه بنا بر خبرها و اطلاعات منتشر شده از ضروریات اولیه منطبق با قوانین زندان های کشور محروم بوده است. مانند اینکه حتی گفته شده که سرویس بهداشتی نیز به راحتی در اختیار بازداشتی ها قرار نمی گرفته است.

مرتضوی: این بازداشتگاه مشکلی از لحاظ امکانات نداشته است. بر خلاف این سخنان چندین سرویس در انتهای هر قسمت با تجهیزات کامل وجود داشته است. اما دلیل انتقال بازداشتی های 18 تیر به کهریزک به دلیل نبود جا و اضطرار بود. حتی من به دادیار مربوطه دستور داده بودم که دانشجویان به این بازداشتگاه برده نشوند. این بازداشتگاه از حدود 10 سال پیش در هنگام پاک سازی منطقه خاک سفید ایجاد و قبل از احیای دادستانی چندین نوبت نیز مجوز برای آن صادر شده بود.

پرچم: اما در میان بازداشتی های کهریزک چند دانشجو نیز وجود داشتند.

مرتضوی: بله این به دلیل این بود که این افراد در لیست معرفی خود به هنگام تحویل به بازداشتگاه خود را دیپلم و یا شغل آزاد معرفی کرده بودند و ما اطلاعی از دانشجو بودن آنها نداشتیم.

پرچم: یعنی کهریزک ارتباطی با شما و دادستانی تهران نداشت؟ پس چرا به آنجا اعزام کردید؟

مرتضوی: اصلا کهریزک از لحاظ صلاحیت قضایی در حوزه قضایی شهر ری است و من دادستان شهر تهران هستم . در زمان اجرای طرح های امنیت اجتماعی هم برای بردن بازداشتی ها به کهریزک مجوزهای مختلف رسمی و قانونی صادر شده بود. پس همان گونه که عرض شد کهریزک بازداشتگاه رسمی و قانونی بوده است.

این بازداشتگاه متعلق به نیروی انتظامی و مثل سایر بازداشتگاهای رسمی در اختیار نیروهای نظامی و انتظامی و تحت ضوابط و مقررات بوده است.

اعزام متهمین به کهریزک با توجه به اسناد و مدارک موجود کاملا رسمی و قانونی بوده است و قاضی رسیدگی کننده به پرونده متهمین اغتشاشات اخیر هیچ گونه تخلفی در این باره مرتکب نشده است. و اگر هم تخلفی رخ داده در صلاحیت داسرای شهرستان شهرری است و ارتباطی به تهران ندارد. فقط به دلیل ضرورت در آن مقطع زمانی برخی از بازداشتی ها به این زندان منتقل شدند. ما در همان زمان با توجه به شلوغی کهریزک و بررسی هایی که کردیم متوجه شدیم نزدیک به شش ماه است که طرح امنیت اجتماعی انجام نشده و کسی دستگیر نشده است اما با توجه به حضور زیاد زندانیان و پرس و جویی که انجام دادیم متوجه شدیم که دیگر شهرستان های استان تهران نیز بازداشتی های خود را به کهریزک منتقل کرده اند و همین امر سبب بروز درگیری و ضرب و شتم در برخی موارد شده است. اما هیچ کس ادعا نکرده که تجاوز و یا تعرضی در این زندان به او شده است. مثلا از جمله شکایت های زندانیان اینست که مثلا مسئول بند یا زندان بان در ورزش اجباری آنان را بسیار اذیت کرده است. یا احیانا برخورد نامناسبی از سوی مامور زندان انجام شده است. حتی این سه تنی که در کهریزک جان باخته اند نیز در درگیری ها و اغتشاشات مجروح شده و به کهریزک برده شدند که دو تن از آنها به بیمارستان منتقل و یک تن نیز در راه جان باخت.

پرچم: اینکه گفته می شود انتقال به بیمارستان دور دست بوده و به این دلیل یکی از آنها جان باخته است را قبول دارید؟

مرتضوی: این بر می گردد به مامورین انتقال و به ما و قوه قضائیه ارتباطی ندارد.

پرچم: چقدر با گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس همکاری کردید؟ آیا صحت دارد که به خاطر مقصر خواندن شما در این گزارش شما فشار آورده اید که این گزارش قرائت نشود؟

مرتضوی: مجلس کمیته ای را مامور بررسی این جریان کرده است و الا تحقیق و تفحص به معنی مرسوم خود در کار نبوده اما هیچ کس در این رابطه به من مراجعه نکرده است. البته آقایان بروجردی و تجری در رابطه با وقایع اخیر با ما صحبت کرده و ما همه چیز را توضیح داده ایم اما درباره کهریزک حتی این آقایان هم با ما صحبتی نکرده اند. من اصلا اطلاعی از محتوای این گزارش ندارم و در نتیجه هیچ گونه فشار و تلاشی برای قرائت نشدن آن انجام نداده ام.

ديلی تلگراف : يک عکس از شناسنامه احمدی نژاد در زمان انتخابات مارس 2008 به روشنی نشان ميدهد که خانواده وی ريشه يهودی دارد. نگاهی نزديکتر به شناسنامه آشکار ميکند که احمدی نژاد قبلا نام حانوادگی سبورجيان که يک نام يهودی است و به معنی بافنده پارچه ميباشد داشته است.
برای بزرگ نمائی روی عکس کليک کنيد

خبرآنلاین به نقل از سایت هم میهن نوشت:  حجاریان در اولین دیدار بعد از آزادی با جمعی از دوستانش گفت: من در این مدت از همه جا بی خبر بودم شما باید تعریف كنید كه در این چند ماه چه اتفاقاتی افتاده است. و به شوخی اضافه كرد: از موقعی كه ترور شدم قرص های اعصابی می خورم كه همگی خواب آورند، برای فیزیوتراپی هم كه باید مدت زیادی از شبانه روز را در آب بگذارنم، به همین دلیل حالا موجودی «آبزی» و «خوابزی» هستم!

او در مورد حدود سه ماه بازداشت خود گفت كه جمعا مدت 1 ماه را در زندان اوین در انفرادی به سر برده و دو ماه دیگر را در محلی بوده كه با هیچكس جز بازجو ها در ارتباط نبوده است. به طوری كه حتی روزنامه كیهان هم به او نمی داده اند كه البته از این لحاظ شكایتی ندارد.

حجاریان افزود: بازجو ها به من می گفتند كه بیرون از زندان مردم به جان هم افتاده اند و تعداد زیادی كشته شده اند. همچنین شكاف بسیار زیادی در سطوح بالای حكومت سرباز كرده و همه این اتفاقات به دلیل تئوری حاكمیت دوگانه تو است. در حالی كه من در زمان مطرح ساختن این تئوری در موقعیت اخباری و هشدار دهنده بودم و نه در موقعیت ایجابی.

او گفت هنگامی كه در زندان بوده صدای الله اكبر را از بیرون می شنیده و گمان می كرده كه مردم جلوی زندان اوین جمع شده و الله اكبر می گویند.

سپس چند نفر از حضار خلاصه ای از اتفاقات روی داده در این سه ماه به خصوص اتفاقات روز قدس را برای حجاریان بازگو كردند. رویدادی هایی كه بازگو كردن هر كدام از آن ها با سكوت توام با شگفتی حجاریان روبرو می شد.

اظهارات محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران که با لحنی بی سابقه به میر حسین موسوی، نامزد معترض به انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران حمله کرد در سایت های خبری رسمی همچون خبرگزاری جمهوری اسلامی، خبرگزاری کار ایران (ایلنا) و خبرگزاری نیمه رسمی فارس بازتاب یافت.

محمد جواد لاریجانی تا آنجا پیش رفت که میرحسین موسوی را خائن به نظام جمهوری اسلامی خوانده و او را در خیانت به جمهوری اسلامی همسان با مسعود رجوی، رهبر گروه مجاهدین خلق معرفی کند.

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران از محمد جواد لاریجانی دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه چنین نقل قول کرده است که "موسوی يکی از خطاهای بزرگ بعد از انقلاب را مرتکب شد و جناح اصلاح طلب را به سمت تعارض با نظام حرکت داد".

محمد جواد لاريجانی گفت: اعتراض به نتيجه انتخابات حق همه است اما قيام عليه نظام درست نيست. او گفت" آنها اگر از عصبانيت بعد از انتخابات دور بودند و فکر می کردند؛ می ديدند که بسياری از منافقين و صهيونيست ها برای اقدامات آنان کف می زنند."

به گزارش ایرنا، معاون امور بين الملل قوه قضاييه قيام عليه نظام را گناهی بزرگ دانست و با بيان اين که دشمنان از چنين اقداماتی شاد مي شوند اظهار داشت: اعتراضات نبايد به قيام عليه نظام تبدیل شود.

خبرگزاری نیمه رسمی فارس هم در انعکاس سخنان محمد جواد لاریجانی این تیتر را برگزید که ادبیات بیانیه های موسوی فرقی با ادبیات مسعود رجوی ندارد. این خبرگزاری در ادامه از قول محمد جواد لاريجانی نقل کرد که "گروهی در جريان انتخابات عليه نظام و به بهانه تخلف در انتخابات قيام كردند و مقابل نظام ايستادند".

به نوشته فارس او افزود: اگر اعتراض به مجريان باشد كه درگير اجرای امنيت در جريان انتخابات بودند اين تخلف نيست اما غير از اين اگر درگيری با نظام و ايستادن مقابل انقلاب باشد آن هم به اسم امام و پيروی از رهنمودهای ايشان اين گناه بسيار بزرگ و نابخشودنی است.

اظهارات محمد جواد لاریجانی از دید ناظران لحنی افراطی داشته و در نوع خود کم سابقه است. سعید مدنی، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی در ایران در این رابطه گفت که در تحلیل سخنان آقای لاریجانی باید به جایگاه ایشان هم توجه داشت.

سعید مدنی افزود که این نحوه افراطی سخن گفتن از سوی آقای لاریجانی بیشتر برای جلب توجه در فضای کنونی سیاسی ایران صورت گرفته است.

احمد سلامتیان، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی که اکنون در فرانسه اقامت دارد نظر مشابهی با سعید مدنی دارد. آقای سلامتیان معتقد است که علی لاریجانی رییس مجلس به نوعی پاسخ برادر خود را به سرعت در همان حاشیه افتتاح نمایشگاه نجوم داد.

آقای سلامتیان با نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی می گوید علی لاریجانی پاسخ برادر بزرگتر خود را با این جمله داد که "پيش از آن که ما به رصد نجومی نياز داشته باشيم، به رصد سياسی نياز داريم تا در کهکشان سياست مسايل را دقيق‌تر ببينيم و با مشی درست حرکت کنيم."

نکته جالب توجه در عملکرد خبرگزاری رسمی دولت محمود احمدی نژاد آن است که در خبر نخست خود سخنان مطرح شده توسط محمد جواد لاریجانی را بطور کامل منعکس کرده ولی در خبر دیگری که در وب سایت خود قرار داد چنین نوشت "برخی از خبرنگاران رسانه‌های دوم خردادی سعی کردند با طرح سوالاتی، محمدجواد لاريجانی را به موضع‌گيری عليه حوادث بعد از انتخابات سوق داده و از وی درباره حمايت از عملکرد سيدحسن خمينی در پس از انتخابات مصاحبه بگيرند که پاسخ‌های قاطع لاريجاني آنان را ناکام گذاشت."

این در حالی است که ایرنا در خبر قبلی خود در مورد اظهارات محمد جواد لاریجانی در رابطه با عملکرد حسن خمینی نوشت "دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه درباره عملکرد سيد حسن خميني بعد از انتخابات، از وی انتقاد کرد و گفت: بيت امام بايد حرمت امام را حفظ و از مناقشات دوری کنند. لاريجانی با تاکيد بر اين که بيت امام بايد هوشيارانه در مسايل عمل کند گفت: آقای سيد حسن خميني فرد باهوش و زيرکی است اما حمايت وی از ميرحسين موسوی امری نيست که مخفی بماند. لاريجاني با اشاره به حضور رييس جمهور و هيات دولت در حرم امام و غياب حسن خمينی در اين مراسم گفت: اين در حالي است که اگر ايشان به اصول دموکراتيک اعتقاد داشت بايد به رييس جمهور احترام می گذاشت حتی اگر با او مخالف بود. وی تصريح کرد: برای بيت امام بسيار نامناسب است که از يک جريان سياسی حمايت کند که مورد حمايت منافقين و صهيونيست هاست و می خواهد جريانی سکولار در کشور به وجود آورد. دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه تصريح کرد: اگر بيت امام می خواهد حرمت امام را نگه دارد بايد از مناقشات دوری کند."

برخی ناظران بر این باورند که شدت افراطی بودن اظهارات محمد جواد لاریجانی باعث شد تا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی از هیجان زده گی اولیه خود فاصله گرفته و سعی کند که خبر به گونه ای تنظیم شود که از این مساله هم بر ضد روزنامه نگاران اصلاح طلب استفاده شده و اظهاراتی که این خبرگزاری بطور کامل منعکس کرده بود در نسخه بعدی تقریبا بطور کامل حذف گردد.

   ........   مطالب قدیمی‌تر >>