تبليغاتX
(((( رد پا ))))
 
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
 
 ایستگاه آزادی متروی تهران

ایستگاه آزادی متروی تهران

امیرنشین قطر با شرکت راه آهن آلمان قراردادی بسته تا این کشور تا سال ۲۰۲۶ صاحب قطار و مترو شود. این همان تاریخی است که قرار است جمهوری اسلامی در آن قدرت اول منطقه شده باشد. آیا این رویا با ادامه روند کنونی دست‌یافتنی است؟

شیخ نشین‌های کوچک حاشیه‌ی خلیج فارس مدتهاست وارد دنیایی تازه شده‌اند. این کشورها که زمانی نه چندان دور به عنوان برباددهندگان ثروت‌های بادآورده‌ی نفتی شناخته می‌شدند، اکنون نمونه‌های موفق تدبیر و دوراندیشی در دنیای بحران زده‌‌ی سرمایه‌داری به شمار می‌روند

شیخ‌نشین‌های دبی و قطر، وابستگی خود به صادرات نفت و گاز را مدام کاهش می‌دهند و با فراهم آوردن زیر ساخت‌های لازم به مرکز ترانزیت کالاهای غرب به آسیا و جذب سرمایه‌های کلان خارجی تبدیل شده‌اند. 

۳۰۰ کیلومتر مترو برای دوحه

 در کنار ساختن فرودگاه‌ها و بندرهای مدرن و عظیم  در شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس، اکنون قطر قراردادی هنگفت با آلمان به امضا رسانده تا این کشور در آینده‌ی نزدیک صاحب قطارهای باری و مسافربری سریع‌السیر و پایتختش، دوحه مجهز به مترو شود.  

مطابق توافقنامه‌هایی که روز یکشنبه ۲۲ نوامبر میان وزیر راه و رئیش شرکت راه آهن آلمان با امیر قطر به امضا رسید، قرار است ۳۰۰ کیلومتر مترو در دوحه احداث شود. این پروژه که سرمایه‌گذاری آن ۱۷ میلیارد یورو پیش‌بینی شده، یک مسیر ۱۸۰ کیلومتری قطار مسافربری به مقصد بحرین و ۳۲۵ کیلومتر شبکه ریلی حمل کالا را نیز در برمی‌گیرد.  

برآورد می‌شود که پس از اتمام متروی دوحه بخش اصلی این پروژه تا سال ۲۰۲۲ و کل آن تا سال ۲۰۲۶ به انجام رسیده باشد. ساکنان دوحه برابر آمار سال ۲۰۰۷ میلادی حدود ۴۰۰ هزار نفر بوده‌اند که با احتساب جمعیت حومه تعدادشان به ۶۷۰ هزار نفر می‌رسد.  

راه ناهموار "قدرت اول منطقه" شدن

 راه‌اندازی شبکه ۳۰۰ کیلومتری مترو در حالی در دوحه کلید می‌خورد که کل شبکه‌ی متروی تهران بزرگ با حدود ۱۲ میلیون جمعیت تازه به صد کیلومتر رسیده است. جمهوری اسلامی مطابق سند چشم انداز ۲۰ ساله می‌خواهد تا سال ۱۴۰۴ شمسی، یک سال قبل از به پایان رسیدن پروژه قطر، در همه زمینه‌ها از جمله توسعه شبکه ریلی قدرت اول منطقه شود.  

برای رسیدن به این هدف قرار است تا آن زمان طول شبکه راه آهن به ۲۵ هزار کیلومتر برسد. کل خطوط اصلی و فرعی راه آهن ایران در حال حاضر اندکی بیش از ۱۲ هزار کیلومتر است که قدمت بخشی از آن به هفتاد سال می‌رسد. 

نسبت طول خطوط راه آهن به مساحت و جمعیت یکی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی زیرساخت‌ها قلمداد می‌شود. ایران از این نظر با کشورهای پیشرفته فاصله‌ای نجومی دارد و از برخی کشورهای منطقه نیز بسیار عقب‌تر است. در ایران به نسبت هر کیلومتر مربع مساحت سه و نیم متر راه آهن وجود دارد. این رقم در آلمان ۱۴۶ و در آذربایجان ۳۴ متر است. در شبکه راه آهن ایران هنوز از خطوط و واگن‌هایی استفاده می‌شود که پیش از جنگ دوم جهانی توسط آلمانی‌ها ساخته شده. وضعیت مترو و تاریخچه از این بهتر نیست. 

از ناصرالدین شاه تا احمدی‌نژاد

 برنامه ریزی برای راه اندازی متروی تهران به سال ۱۳۵۰ بازمی‌گردد. حدود شش دهه پیش از آن، در دوران ناصرالدین شاه نیز طرحی برای احداث تراموا در دست اجرا بود که پس از ساخت خطی میان شهر ری و میدان شاه ادامه نیافت.  

مطالعه اولیه برای ساخت مترو را فرانسوی‌ها انجام دادند و عملیات اجرایی ان یک سال پیش از انقلاب سال ۵۷ شروع شد. نخستین خط مترو، که تهران را به کرج متصل می‌کرد، بیست سال پس از این تاریخ به بهره‌برداری رسید. در یازده سال گذشته خط دوم مترو نیز به بهره برداری رسید و کارهای اجرایی خط‌های سه تا پنج نیز آغاز شد. از این خط‌ها دو مسیر تقریبا کامل شده‌ و بقیه در مراحل ابتدایی بهره‌برداری هستند. 

قطار قدیمی آلمانی در مسیر تهران − بندر عباس

 قطار قدیمی آلمانی در مسیر تهران − بندر عباس

برابر آماری که شرکت راه آهن شهری تهران و حومه تیرماه ۸۸ منتشر کرد، کل خطوط مترو حدود یک صد کیلومتر است. احداث مترو از ابتدا گرفتار ضعف مدیریت، رقابت‌های سیاسی و فساد مالی و اداری بوده. این مسئله پیش از انقلاب به یکی از موضوع‌های مطبوعات فکاهی تبدیل شد و در جمهوری اسلامی ابعادی تراژیک به خود گرفت. از تابستان ۱۳۸۴ که محمود احمدی‌نژاد از صندلی شهرداری بر مسند ریاست جمهوری تکیه زد، مترو مهمترین محور چالش دولت و شهرداری تهران شده. 

ترافیک، معضل استعماری؟

 مسئولان جمهوری اسلامی، لااقل در سال‌های نخست، ساخت مترو و اصولا معضل ترافیک را به مسئله "استعمار" در پیوند می‌دانستند. غلامرضا نیک‌پی یکی از آخرین شهرداران پایتخت پیش از انقلاب ۵۷ بود. او فروردین ماه ۵۸ محاکمه شد و محور اصلی دعواهای مطرح علیه او متروی تهران بود.  

مذاکرات دادگاه همزمان در روزنامه اطلاعات منتشر می‌شد و اردیبهشت سال جاری در روزنامه دنیای اقتصاد تجدید چاپ شد. قاضی دادگاه خطاب به نیک‌پی می‌گوید: «عامل اصلی مشکل ترافیک ما حاکمیت استعمار بر سیاست اقتصادی و اداری مملکت می‌باشد.» 

شهردار سابق تهران در دفاعیات خود وجود نهادها و مراکز مختلف تصمیم‌گیری را از معضلات اصلی ترافیک عنوان می‌کند. این موضوع تا امروز نیز یکی از محورهای بحث‌ها و جدل‌ها در مورد وضعیت ترافیک باقی مانده است. متروی تهران که می‌تواند در بهبود ترافیک شهر نقشی کلیدی ایفا کند، از زمان روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، بیش از پیش گرفتار دعواها و رقابت‌های جناحی شده است. 

افتتاح قطار بدون ریل و ایستگاه 

ایستگاه نواب متروی تهران

 ایستگاه نواب متروی تهران

دولت نهم مدعی بود بودجه مترو را دوبرابر کرده است. محسن هاشمی مدیر عامل شرکت مترو، سال گذشته این ادعا را رد کرده و خاطر نشان می‌کند، در این دوره بودجه مترو به یک پنجم کاهش یافته است. ناظران یکی از مشکلات اصلی را اختلاف احمدی‌نژاد با هاشمی رفسنجانی و شهردار تهران محمد باقر قالیباف می‌دانند که در پنج سال گذشته حتا در پنهان کردنش نکوشیده‌اند.  

محمود احمدی‌نژاد در ابتدای ریاست جمهوری سرسختانه از طرح احداث منوریل دفاع می‌کرد که در زمان شهرداری او آغاز شده بود. او استدلال می‌کرد ساختن منوریل از مترو اقتصادی‌تر است چون نه به دو ریل احتیاج دارد نه به حفر تونل.  

اغلب مطالعات و بررسی‌های جهانی نشان می‌دهد که ساخت و به ویژه نگهداری منوریل جز در موارد خاص بسیار پر هزینه‌تر از متروست. دولت در پنج سال گذشته گرچه کامیابی‌های اندکی در گسترش شبکه حمل و نقل ریلی داشته، از اقدامات نمایشی غافل نبوده است. یکی از نمونه‌ها افتتاح شتابزده قطار اصفهان به شیراز در آستانه‌ی انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بود. این مسیر در حالی رسما افتتاح شد که هنوز چند کیلومتر آن ریل‌گذاری، و ایستگاه‌هایش آماده نشده بود، و همچنان آماده بهره‌برداری نیست. 

مدیر مترو، پنج بار استعفا در پنج سال

 مشاجره و اختلاف بر سر اداره مترو هفته‌ی گذشته برای چندمین بار اوج گرفت. سر باز زدن دولت در پرداخت تعهداتش به مترو، از جمله یارانه‌های بلیت یا اختصاص ارز لازم برای واردات تجهیزات، از زمان روی کار آمدن دولت نهم همیشه یکی از گلایه‌های شهرداری تهران به عنوان متولی احداث مترو بوده است.  

اکنون دولت مدیران مترو را به بی‌کفایتی متهم می‌کند و خواستار در دست گرفتن مدیریت این مجموعه است. با توجه به سابقه دولت احمدی‌نژاد در این زمینه و کارهای انجام شده در سال‌های اخیر قصد دولت در مورد کنار گذاشتن مدیریت مترو حتا از سوی بسیاری از شخصیت‌ها و گروه‌های اصولگرا نیز با واکنش منفی روبرو شده است. ظاهرا همین فشارها باعث شده که محسن هاشمی، فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دست‌کم پنج بار از مقام خود استعفا دهد. تازه‌ترین استعفای هاشمی اواسط آبان‌ماه به مجمع مترو تقدیم شده، اما مانند دفعات قبل مدیر مجمع، قالیباف با آن موافقت نکرده است. 

تاثیر تحریم‌ها و جدی نگرفتن راه آهن

 یکی از استدلال‌های دولت در ناکارآمد خواندن مدیران مترو، نارضایتی شهروندان از ازدحام و تاخیر‌هایی است که در ماه‌های گذشته افزایش یافته است. مسئولان شرکت مترو این مشکلات را ناشی از نداشتن بودجه و امکانات لازم برای خرید واگن عنوان می‌کنند و مسئولیتش را متوجه خود دولت می‌دانند.  

بخش دیگری از مشکلات مترو به تحریم‌هایی مربوط که از زمان روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد و در پیوند با فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی از سوی غرب اعمال شده است. متروی مشهد که زیر نظر دولت ساخته می‌شود از سال ۸۴ آماده بهره برداری بوده، اما به دلیل عدم تامین بودجه برای خرید واگن هنوز راه نیفتاده است.  

برنامه چشم انداز ۲۰ ساله برای رسیدن به هدف‌های مورد نظر ساخت سالانه هزار کیلومتر راه آهن را در دستور کار قرار داده است. این میزان در پر رونق‌ترین سال‌ها از ۳۰۰ کیلومتر تجاوز نکرده است. افزایش خطوط مترو نیز به طور متوسط سالانه ده کیلومتر بوده است. روزنامه خراسان سی‌ام آبان ماه ۸۸ از قول آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نوشت: «ما راه آهن را طی ۳۰ سال جدی نگرفته‌ایم.»  

اگر رویدادهای سیاسی و اجتماعی غیرمنتظره روند توسعه‌ی کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس را کند یا متوقف نکند، جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه رقبایی جدی دارد. با این روند کلانشهر تهران در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵ میلادی) خورشیدی دارای شبکه‌ی مترویی کوچکتر از دوحه خواهد بود. در حال حاضر جمعیت تهران ۱۲ برابر جمعیت کل قطر است.

مهدی کروبی

آقای کروبی اشکال جدی محمود احمدی نژاد را "دشمن تراشی" عنوان کرد

مهدی کروبی، رهبر مخالفان دولت در ایران در یک مصاحبه اختصاصی با شبکه دو تلویزیون هلند درباره حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری گفت"در زمان شاه هم مردم را به این راحتی نمی زدند".

آقای کروبی در این مصاحبه که در منزلش و برای برنامه تلویزیونی "نوفا" انجام شده است گفت فکر نمی کرده با معترضان چنین برخوردی صورت بگیرد. او برخورد دولت با معترضان را "وسیع"، "وحشیانه" و "خشونت بار" خواند.

این نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران اعتراضات خیابانی پس از انتخابات را با اعتراضات علیه محمد رضا پهلوی، شاه سابق ایران مقایسه کرد و گفت:" ما در تظاهرات زمان شاه خشونت دیده ایم مبارزه کرده ایم اما ندیده بودیم با این سادگی، روانی و بی باکی کودک و پیر و خانم ها را بزنند".

آقای کروبی درباره حمله مخالفانش در نمایشگاه مطبوعات گفت که از فحاشی و حمله ای که به او شد، تعجب کرده اما سعی کرده بود خونسرد باشد.

وی گفت:"طبیعی است که حرکت مردم و خواسته هایشان که مشروع و قانونی است به نتیجه مطلوب برسد".

مهدی کروبی در بخش دیگری از مصاحبه خود از محمود احمدی نژاد انتقاد کرده و گفت" اشکال جدی او دشمن تراشی ها و بسیج کردن کشورها علیه ماست".

گروهی از هواداران دولت ایران در نمایشگاه مطبوعات تهران در روز اول آبان ماه امسال به سوی مهدی کروبی حمله کردند به طوری که او ناچار به ترک محل نمایشگاه شد. برخی گزارش‌ها از تیراندازی هوایی توسط یکی از محافظان آقای کروبی حکایت داشت.

شبکه نوفای هلند نام مصاحبه کننده را اعلام نکرد، تصویر او را هم نشان نداد.

به گزارش پارسینه، مجموعه نیروگاه اتمی بوشهر، حدودا سه هزار پرسنل ثابت دارد که از این تعداد بیش از دوهزار و پانصد نفر از پرسنل آن، روسی بوده و تنها قریب به 500 پرسنل ایرانی در این نیروگاه مشغول به کار است.کارکنان روسی این نیروگاه در شهرکی مخصوص در اطراف نیروگاه بوشهر سکنی گزیده اند و از آزادی ها و مصونیت های دیپلماتیک و خاص بهره مند هستند.

مجموعه نیروگاه اتمی بوشهر، حدودا سه هزار پرسنل ثابت دارد که از این تعداد بیش از دوهزار و پانصد نفر از پرسنل آن، روسی بوده و تنها قریب به 500 پرسنل ایرانی در این نیروگاه مشغول به کار است.

کارکنان روسی این نیروگاه در شهرکی مخصوص در اطراف نیروگاه بوشهر سکنی گزیده اند و از آزادی ها و مصونیت های دیپلماتیک و خاص بهره مند هستند.

طبق توافق اولیه قرار بود نیروگاه بوشهر تا سال 2000 میلادی اتمام یابد، روسیه از سال 1991 و بعد از انصراف مبلغ کل قرارداد در این پروژه در ابتدا یک میلیارد و دویست میلیون دلار بود که با گذشت زمان و تجدید نظرها مبلغ این قرارداد ده درصد افزایش داشته‌است. سوخت نیروگاه بوشهر نیز ۵۲ میلیون دلار به انضمام کل هزینه‌های حمل تا محل ساختگاه پیش بینی شده بود.

تابان: بهزاد نبوي عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي هم‌اكنون در بيمارستان خاتم‌الانبياء تحت درمان پزشكان معالج قرار دارد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، در پي بروز برخي شايعات در خصوص بهزاد نبوي و آزادي وي صالح نيكبخت در گفت‌وگو باخبرنگار ايلنا گفت: بامداد امروز با تبديل قرار بازداشت به وثيقه موافقت شد و قانونا نبوي آزاد مي‌باشد و امروز نيز گروه كثيري از مردم و دوستان وي براي عيادت از او به بيمارستان خاتم‌الانبياء آمدند.
وكيل نبوي در خصوص علت ماندن موكلش در بيمارستان خاطر نشان كرد: پزشكان معالج نبوي براي موكلم يك عمل جراحي در اوايل هفته آينده تجويز كردند و طبق نظر پزشكان وي از بيمارستان خارج نشده تا در اين مركز درماني تمهيدات لازم براي جراحي او صورت گيرد و به همين دليل در بيمارستان خاتم‌الانبياء مانده است و هر گونه اظهارنظر ديگر در خصوص علت ماندن وي در بيمارستان خلاف واقع است.
صالح نيكبخت درباره ميزان وثيقه نبوي نيز گفت: ميزان وثيقه براي آزادي نبوي 8ميليارد ريال است.
گفتني است بهزاد نبوي از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين انقلاب و وزير صنايع سنگين دولت ميرحسين موسوي است كه در كارنامه فعاليت‌هاي اجرايي خود حضور در مجلس و رئيس سازمان بسيج اقتصادي را دارد.
وي در تاريخ 26 خرداد ماه بازداشت شد.
ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد از جمله چهره هاي سياسي بودند كه امروز براي عيادت نبوي به بيمارستان خاتم الانبيا رفتند.

محمدعلی ابطحی

محمد علی ابطحی، معاون حقوقی و پارلمانی ریاست جمهوری ایران در دوره محمد خاتمی، که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه دستگیر شده بود، با قید وثیقه ای 700 میلیون تومانی آزاد شد.
آقای ابطحی که سرشناس ترین روحانی بازداشت شده پس از انتخابات بود، روز شبنه 30 آبان در دادگاه بدوی به تحمل شش سال حبس محکوم شد.
حسین سیمایی، وکیل آقای ابطحی در گفت و گو با بی بی سی فارسی ضمن تائید خبر آزادی موکلش گفت که بلافاصله پس از صدور حکم اولیه به این حکم اعتراض کرده است و طبق قانون پرونده آقای ابطحی باید به دادگاه تجدید نظر فرستاده شود.
آقای سیمایی ابراز امیدواری کرد که موکلش در دادگاه تجدید نظر تبرئه شود.
بشنوید

روز گذشته (شنبه) رضا موسوی، برادر همسر آقای ابطحی به بی بی سی فارسی گفت: "حدود ساعت ۱۰ صبح امروز، (شنبه) ۵ مأمور که ظاهرا مأموران دادستانی بودند به همراه آقای ابطحی به منزل او رفتند و چند ساعتی در منزل مستقر بودند و اجازه ورود به کسی نمی دادند. از آنجا که قرار بود دادگاه حکم ایشان را ابلاغ کند، خانم ایشان به دادگاه رفته بود. آقای ابطحی هم بعدا از منزل به دادگاه منتقل شد و در آنجا حکم ایشان مبنی بر تحمل ۶ سال زندان ابلاغ شد".

محمد علی ابطحی، از اعضای مجمع روحانیون مبارز است که برخلاف نظر جمعی این مجمع در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از مهدی کروبی حمایت می کرد.

او در روز 26 خرداد در منزلش بازداشت شد و بخشی از بازداشت پنج ماهه خود را در سلول انفرادی گذارند.

توهین به رئیس جمهوری، فعالیت تبلیغاتی علیه نظام جمهوری اسلامی، اخلال در نظم عمومی از طریق شركت در تجمع غیرقانونی و نگهداری اسناد طبقه بندی شده از جمله اتهامات آقای ابطحی است که در کیفر خواست عنوان شده است.

محمد علی ابطحی به همراه دیگر چهره های سرشناس اصلاح طلبان که پس از انتخابات دستگیر شدند، در نخستین دادگاه عمومی رسیدگی به پرونده متهمان حوادث پس از انتخابات حضور یافت و ضمن انتقاد از عملکرد اصلاح طلبان، علیه اقدامات خود در جریان انتخابات سخن گفت.

او در جریان این دادگاه و سپس در مصاحبه ای با تلویزیون ایران احتمال وقوع تقلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران را رد کرد و به انتقاد از چهره ها و گروه هایی پرداختند که بر وقوع تقلب تأکید می کنند.

آقای ابطحی در دادگاه گفت که اکبر هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و محمد خاتمی در جلسه ای "هم قسم" شده بودند، بلافاصله پس از دادگاه دفتر آقای هاشمی رفسنجانی این ادعا را رد کرد.

آقای ابطحی همچنین از آقای موسوی به دلیل عملکردش انتقاد کرده بود.

بعضی از شخصیتهای بلندپایه مذهبی از جمله آیت الله یوسف صانعی و آیت الله حسینعلی منتظری به برگزاری این دادگاه ها واکنش نشان داده اند و اعترافات متهمان را که به گفته آنها به وسیله فشارهای روحی و جسمی گرفته شده، "بی ارزش و غیر شرعی" خواندند.

آقای ابطحی پیش از بازداشت، در وبلاگ پر خواننده خود مطلب می نوشت، که این وبلاگ پس از حضور او در دادگاه و مصاحبه های تلویزیونی هم چند بار به روز شد.

انتشار این یادداشت ها هم که گفته می شد از زندان اوین منتشر می شود، به نوبه خود جنجال آفرین بود و تردیدهایی را در میان منتقدان جمهوری اسلامی برانگیخت.

تابان: در پی انتشار شایعه خودكشی دكتر رامین پوراندرجانی، ‌برخی نزدیكان وی ادعاهاي مطرح شده مبنی بر خودكشی این پزشك جوان را زیرسؤال بردند.

به گزارش «آینده»، به دنبال انتشاري اخباري كه در آن ادعا شده بود دكتر رامین پوراندرجانی خودكشی كرد دوستان و آشنایان وی كه در جریان وقایع چند ماه اخیر درباره او بوده اند با اشاره به مستنداتی معتقدند كه وی خودكشی نكرده است. گفته این افراد اعتقاد به عدم خودكشی وی از كنار هم گذاشتن چند مطلب و شناخت طولانی از وی ایجاد شده است كه در ادامه مطلب به برخی از این دلایل اشاره خواهد شد.

بیوگرافی
رامین پوراندرجانی در 19 خرداد سال 62 در تبریز متولد شد. در سال 1373 در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان پذیرفته شد و 7 سال در آن جا مشغول به تحصیل بود. در سال 1380 در رشته پزشكی دانشگاه اردبیل با رتبه 1069 كشوری پذیرفته شد. سپس به دانشگاه تبریز انتقال یافت و در سال  1387 فارغ التحصیل شد. از سوابق و افتخارات وی می توان به كسب رتبه اول در شعر دانش آموزی سال 75، رتبه اول استانی جشنواره خوارزمی سال 1378، برگزاری نمایشگاه توانمندی های دانش آموزان سمپاد تبریز در سال 1378، تسلط به زبان های انگلیسی و فرانسوی و چند مقاله علمی پژوهشی پزشكی اشاره كرد.
خدمت سربازی
در سال 1387 و پس از فراغت از تحصیل به خدمت سربازی اعزام و به عنوان پزشك وظیفه نیروی انتظامی در بهداری فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ (فاتب) در میدان انقلاب مشغول به انجام وظیفه شد. همچنین در فروردین 1388 به مدت 1 ماه به بهداری ناجا در منطقه مرزی سیستان و بلوچستان اعزام شد. دكتر پوراندرجانی پس از بازگشت به تهران به عنوان پزشك وظیفه یك روز در هفته در ساعات اداری به بازداشتگاه كهریزك اعزام می شد. در حوادث پس از انتخابات نیز 4 بار به آن‌جا اعزام شد و به معاینه بیماران و نوشتن دستورات دارویی پرداخت، اما اجرای دستورات پزشكی بر عهده مسئولین بازداشتگاه و بهیار همراه قرار داشت كه كشیك 24 ساعته بازداشتگاه بوده اند.

شروع ماجرا
پس از حوادث انتخابات و علی رغم آن كه وی پزشك سرباز وظیفه بوده 4 بار به بازداشتگاه كهریزك اعزام شد و به معاینه و تجویز دارو برای بازداشت شدگان پرداخت. اما مرگ امیر جوادی فر روند قضایا را دگرگون ساخت و در ادامه مرگ محسن روح الامینی و افراد پس از آن، ابعاد مسئله را گسترده‌تر كرد.

تابان: يك سايت خبري نوشت: در حالی كه با گذشت 4 ماه از وقایع كهریزك، هنوز گزارش كمیته ویژه مجلس و كمیته شورای عالی امنیت ملی منتشر نشده، با تایید خبر مرگ مشكوك پزشك كهریزك، پرونده جنایات این بازداشتگاه وارد مرحله پیچیده تری شده است.

 به گزارش خبرنگار سايت آینده،، دكتر رامین پوراندرجانی، فارغ التحصیل رشته پزشكی سرباز وظیفه ای بوده كه  معاینه زندانیان كهریزك را بر عهده داشته است.

 گفته می شود در حالی كه 3 ماه از خدمت وظیفه وی مانده بود، وی برای معاینه به كهریزك فرستاده می شود و گویا برخی افراد نظیر مرحوم محسن روح الامینی نیز توسط وی معاینه شده اند، اما اخیرا خبر كشته شدن وی منتشر شد. علت مرگ این جوان 26 ساله ایست قلبی اعلام شده است.

 در حالی كه پیكر این پزشك در 21 آبان ماه تشییع شده، برخی رسانه ها مدعی شدند خانواده این پزشك اجازه كالبدشكافی پیدا نكرده اند و روز گذشته نیز مجلس تحریم وی برگزار شده است.در این حال، سایت جهان، نزدیك به رییس كمیته ویژه شورای امنیت ملی از این پزشك به عنوان یكی از متهمان پرونده جنایت كهریزك نام برد و اعلام كرد كه وی خودكشی كرده است.  

به نوشته این سایت, این فرد كه گفته می شود پزشك مامور در بازداشتگاه كهریزك بوده است چندی قبل پس از بازجویی به عنوان یكی از متهمان پرونده كهریزك بازداشت و سرانجام با قید وثیقه به صورت موقت آزاد شد. خبر خودكشی این فرد در حالی منتشر شد كه گفته می شد با توجه به شواهد و مستندات پرونده حداكثر مجازات این فرد 5 سال بوده است.این فرد در روزهای گذشته تلاش داشته با برخی نمایندگان مجلس دیدار نماید، اما این دیدار محقق نشد. پیگیری های لازم در این زمینه توسط دستگاههای ذیربط آغاز شده است. 

همچنین گفته می شود با آماده شدن پیش نویس گزارش كمیته ویژه مجلس از حوادث پس از انتخابات، تلاشهایی در كار است تا متن این گزارش با تغییراتی منتشر شود. یك مقام سابق قضایی كه از وی به عنوان اصلی ترین متخلف این پرونده نام برده می شود اخیراً در برخی محافل ادعا نموده است كه قرار نیست اتهامی در این گزارش متوجه وی شود. با این حال یك عضو كمیته ویژه مجلس به خبرنگار جهان گفت: اعضای این كمیته مصمم هستند تا ضمن معرفی مسببین اصلی ایجاد حوادث دردناك پس از انتخابات، عاملین فجایع كهریزك را بدون هیچ گونه اغماضی معرفی نمایند. لازم به ذكر است رهبر انقلاب پیش از این بارها بر محاكمه و مجازات عاملین فجایع كهریزك و كوی دانشگاه تاكید نموده اند.

































منبع : سایت فرارو

تابان: چندی پیش یكی از سایت های ژاپنی تصاویر جالبی از ساخت یك تخم مرغ تقلبی چینی منتشر كرد. در این تصاویر مشخص است كه پوسته، سفیده، زرده و رنگ تخم مرغ با مواد پلاستیكی و ژلاتینی به صورت دروغین ساخته شده تا مشتری را دچار اشتباه و سودجویی مدل چینی كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از این پس مواظب تخم مرغ های تقلبی چینی هم باشید 

تابان: در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند. 

 به گزارش «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند. 

 

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

  این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.

 هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند. 

اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد. 

 هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند. 

 همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.  

 با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند.  

 

 نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد 

اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بي‌اطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دست‌اندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم: 

1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانه‌اي تبديل شده، به حال خود رها کرده‌اند... 

2- فراموش نکرده‌ايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار می‌رفت، دست‌هاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند...  

3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکرده‌اند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکرده‌اند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگیری کامل سد ، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش، هم خواهد شد. 

4- بنا بر گزارش‌ها و عکس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته می‌شود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است! 












































منبع: فوتو وبلاگ آبادان
ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))
خبرنگار: حامد,فرج الله

تابان: مقامات رسمي ارتش آمريكا روز پنج‌شنبه اعلام كردند يك روان‌ پزشك نظامي اردني‌الاصل در پادگان فورت هوود تگزاس، بزرگ‌ترين مقرنظامي جهان و با 6600 نفر سكنه، باشليك گلوله 12 نفر را به قتل رساند و 31 نفر را مجروح كرد. او هم‌اكنون در بيمارستان و تحت نظارت به سر مي‌برد. اين سربازان عموما آماده اعزام به عراق بودند.

به گزارش تصویری از این حادثه توجه فرمایید.

خشم و ناراحتي حسن از مدت‌ها پيش آغاز شده بود و وي بارها نارضايتي‌اش را از جنگ افغانستان و عراق به اشكال مختلف ابراز كرده بود. شان كاي بيلي، يكي از همقطاران سابق حسن كه حالا بازنشسته شده است مي‌گويد:وي اميدوار بود اوباما نيروهاي ارتش را از افغانستان و عراق به خانه فرا بخواند و همواره در پادگان با نظامياني كه از جنگ حمايت مي‌كردند جرو بحث داشت.

تصاوير ضبط شده از صحنه حادثه نشان مي‌دهد كه گشت پليس با سلاح‌هاي سنگين و تك تيراندازهاي بسيار در صحنه حاضر شده و پشت محل تيراندازي براي پوشش سربازان موضع گرفته بودند.

حمله مسلحانه حسن حدود ساعت 13:30 دقيقه در مقر درمانگاه نظامي سربازان آغاز شد يعني درست جايي كه سربازها براي رفتن به داخل و انجام آزمايش‌هاي متداول صف بسته بودند





هنوز مشخص نيست اگر اين فرد موفق به خروج از درمانگاه شده بود چه تعداد از 600 مهمان حاضر در فورت هوود كشته مي‌شدند. تمام مدارس شهر در همان لحظه تعطيل شدند و خانواده‌هاي سربازان سعي داشتند بفهمند در داخل چه اتفاقي افتاده است اما خطوط تلفن يا كار نمي‌كرد و يا آنتن نمي‌داد

در سالن ديگري در همان نزديكي خانواده‌ها و اقوام سربازها گرد هم آمده بودند تا در جشن پايان خدمت عزيزان‌شان شركت كنند.‌حسن كه قصد داشت بعد از شليك‌هاي پراكنده در درمانگاه به سمت محل گردهمايي فرار كند، با اقدام مسئولان 30 ثانيه پيش از رسيدن به در خروج متوقف شد چرا كه قفل‌هاي حفاظت به كار افتاده بودند.

حسن مرد 39 ساله، شش سال پيش از آنكه در 2008 براي خدمت در فورت هوود به عنوان روان‌پزشك انتخاب شود در مركز بهداشت قرارگاه والتر رييد به عنوان دستيار و انترن مشغول بود.او سال 2001 از دانشكده پزشكي ارتش در بتسه‌دا فارغ التحصيل شده بود. در والتر رييد او در ارزيابي عملكرد نمرات پاييني گرفته بود.

اف بي‌آي، پليس محلي و ساير نيروها آپارتمان حسن را بعد از حادثه پنج‌شنبه زير و رو كردند اما به نظر مي‌رسد وي پيش از كشتارها تمام مبلمان و وسايل‌اش را به همسايه‌ها بخشيده بود.

مسئولان تحقيقات فدرال پس از اين ماجرا به خبرنگاران گفتند از شش ماه پيش حسن را تحت نظر گرفته بودند چرا كه گمان مي‌كردند وي در اينترنت درباره بمب‌گذاري انتحاري و تهديدات ديگر صحبت كرده بود. بازرسان همچنان در تلاش هستند ثابت كنند او نويسنده مطالب بوده است. ماموران تحقيق، شواهد قابل قبولي براي اطمينان از نويسنده بودن حسن پيدا نكرده‌اند هر چند هيچ تحقيق رسمي پيش از اين شليك‌ها صورت نگرفته بود. يكي از پست‌هاي اينترنتي كه توجه مسئولان تحقيق را به خود جلب كرده وبلاگي است كه داستان سربازي را نقل مي‌كند كه خود را روي نارنجك فعالي پرت مي‌كند تا جان همقطارانش را نجات بدهد.

در چند ساعت اوليه مخابره خبرهاي مربوط به اين كشتار در پايگاه نظامي تگزاس، گفته شده بود كه اين نظامي خودش نيز كشته شده است اما ژنرال باب كانه كه از مسئولان اين پرونده است خبر بستري شدن وي را تاييد كرد: «من مي‌گويم مرگ وي قريب الوقوع نيست.» پس از اين ماجراي تقريبا بي‌سابقه، تمام مسئولان ارتش آمريكا در تلاش هستند تا بخش‌هاي پيچيده اين معما را كنار هم قرار بدهند و دريابند چه چيز باعث شده يك روان‌پزشك ارتش عليه هم خدمتي‌هايش دست به سلاح ببرد. اين در حالي است كه سربازان فورت هوود اسلحه حمل نمي‌كنند مگر آنكه پيش‌تر آموزش نظامي ديده باشند.

سلام:یکی از اعضای بیت امام با تاییداین خبر به خبرنگار سلام، گفت: تعدادی از اعضای بیت امام  ازجمله همسرحاج حسن آقا برای حضور در مراسم روز 13آبان در حوالی میدان هفت تیر مورد هجوم عده ای لباس شخصی قرار گرفتند.

عده ای لباس شخصی در روز 13آبان به وسیله نقلیه اعضای بیت امام و همسر سیدحسن خمینی که برای شرکت در مراسم این روز آمده بودند حمله کردند.

به گزارش پایگاه خبری سلام، یکی از اعضای بیت  امام با تایید این خبر به خبرنگار سلام، گفت: تعدادی از اعضای بیت امام  از جمله همسر حاج حسن آقا برای حضور در مراسم روز 13آبان در حوالی میدان هفت تیر مورد هجوم عده ای لباس شخصی قرار گرفتند.

وی در خصوص اینکه آیا به شخص همسر سید حسن خمینی نیز هجوم آورده شد یا خیر؟ اضافه کرد: خیر، هجوم این افراد به ماشین حامل ایشان بود و اتفاقی برای وی نیافتاد.

این عضو بیت امام  تصریح کرد: در این میان به عروس آقای کروبی حمله شد و گاز اشک آور به سمت وی زدند گویی که ایشان از قبل شناسایی شده بود.

گفتنی است بخش خبری 20:30 روز پنجشنبه با بزرگنمایی حمله به علیرضا مرندی، نماینده حامی دولت احمدی نژاد در مجلس، سعی کرد القاء کند که این حمله توسط گروهی از حامیان مهندس موسوی صورت گرفته است اما هیچ خبری از هجوم به اعضای بیت امام بیان نشد.

محمدعلی ابطحی، مشاور انتخاباتی مهدی کروبی

 بنا بر گزارش‌های منتشر شده در وب‌سایت‌های دانشجویی، دو عضو سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، شامگاه سه‌شنبه ۱۲ آبان بازداشت شدند. این دو نفر حسن اسدی زیدآبادی و محمد صادقی نام دارند که هر دو بطور جداگانه و با مراجعه نیروهای امنیتی به محل سکونت‌شان بازداشت شده‌اند.
روابط عمومی سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، با صدور اطلاعیه‌ای بازداشت این دو نفر را تایید کرده است. در این اطلاعیه آمده است که ماموران امنیتی ضمن تفتیش محل سکونت این دو نفر، آنها را بازداشت و به زندان اوین منتقل کرده‌اند.
در این اطلاعیه همچنین گفته می‌شود ماموران با مراجعه به منزل علی ملیحی، عضو دیگر شورای سیاست‌گذاری سازمان دانش‌آموختگان، قصد بازداشت وی را نیز داشتند که به علت عدم حضور او در منزل، موفق به این کار نشدند.
روابط عمومی ادوار تحکیم وحدت در اطلاعیه‌ی خود گفته است، حسن اسدی و محمد صادقی در ماه‌های گذشته بارها تهدید یا احضار شده بودند.
احمد زیدآبادی، دبیرکل، و عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان، در روزهای پس از انتخابات بازداشت شده و چندین ماه است که در زندان به‌سر می‌برند. آقای زیدآبادی در دادگاه‌ صد تن از فعالان سیاسی حضور داشت و اخیرا اعلام شده که وی به ۷ سال حبس محکوم شده است.
سازمان دانش‌آموختگان ایران در انتخابات ۲۲ خرداد از کاندیداتوری مهدی کروبی حمایت می‌کرد. رشید اسماعیلی یکی از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش‌آموختگان دلیل این بازداشت‌ها را حمایت سازمان ادوار از مطالبات جنبش سبز، همچون دموکراسی و حقوق‌بشر می‌داند.
محاکمه محمدعلی ابطحی
امروز هم‌چنین محمدعلی ابطحی، معاون پارلمانی رئیس جمهور سابق ایران، محمد خاتمی در پشت درهای بسته در تهران محاکمه شد. آقای ابطحی که  روز ۲۶ خرداد ۸۸ دستگیر شده، از مشاوران مهدی کروبی در ستاد انتخاباتی او بود.
محاکمه ابطحی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد و وکیل وی دكتر سیمایی نیز در دادگاه حضور داشت.
وبسایت خبری "آینده" به نقل از یکی از  اعضای خانواده آقای ابطحی اتهام‌های وی را چنین برشمرده است: اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی كشور، فعالیت تبلیغاتی علیه نظام، توهین به محمود احمدی‌نژاد، شرکت در تجمع ۲۵خرداد و نگهداری اسناد طبقه‌بندی شده. 
ابطحی در سخنانی که در دادگاه به عنوان دفاعیات ایراد کرد، گفت: پرونده من یك پرونده سیاسی است كه در درون خانواده انقلاب رخ داده و طبعا راه حل سیاسی دارد و با راههای حقوقی نمی‌توان آنها را حل‌وفصل کرد.
ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

عکسها از بی بی سی

کروبی در نمایشگاه کروبی

مهدی کروبی قبلا نیز هدف حمله طرفداران دولت قرار گرفته است

مهدی کروبی و حبیب الله پیمان هنگام شرکت در راهپیمایی 13 آبان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.نزدیکان مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی، گفته اند که آقای کروبی که برای شرکت در راهپیمایی روز 13 آبان به سوی میدان هفت تیر حرکت می کرد، مورد حمله قرار گرفت و زخمی شد.

به گفته آنان، مهاجمان از ماموران نیروی انتظامی بودند که به سوی آقای کروبی و کسانی که اطراف او بودند گاز اشک آور هم شلیک کردند و محافظان او و تعداد از مردم را زخمی کردند.

آقای کروبی، که به دلیل اصرار بر پیگیری اتهامات بدرفتاری و تجاوز به بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات هدف انتقاد شدید طرفداران دولت بوده، پیش از این نیز در جریان حضور در مجامع عمومی هدف حمله قرار گرفته است.

از جمله حدود دو هفته پیش، افرادی، که گفته شد از ماموران حراست نمایشگاه بودند، هنگام بازدید مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات او را هدف حمله قرار دادند و زخمی کردند.همچنین، حبیب الله پیمان، نیز در جریان تظاهرات روز چهارشنبه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

پیمان

ماموران دولتی با باتوم به حبیب الله پیمان حمله کردند

آقای پیمان، که از شخصیت های موسوم به ملی مذهبی است، در مصاحبه با بی بی سی گفته است که هنگام حرکت به سوی میدان هفت تیر، ماموران مجهز به باتوم به مردم حمله کردند و در این حمله، ضرباتی به سر و چشم او وارد شد.وی گفته است که یکی از همراهان او نیز در اثر ضربه باتوم به سرش تا مدتی بیهوش بود.

آقای پیمان افزوده است که نیروهای ویژه به هرکس که قصد خارج شدن از میدان هفت تیر را داشت، حتی کسانی که شعاری هم نمی دادند، حمله می بردند و آنان را زیر ضربات باتوم می گرفتند.در مورد برخورد ماموران دولتی با راهپیمایان روز 13 آبان، سایت تغییر، متعلق به حزب اعتماد ملی نوشته است که در حالیکه هزاران تن از مردم برای راهپیمایی از میدان هفت تیر به سوی سفارت سابق آمریکا تجمع کرده بودند "توسط نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه سپاه به صورت وحشیانه سرکوب شدند."

براساس این گزارش، نیروهای سپاه پاسداران به صورت پیاده و سوار بر موتور با باتوم، گاز اشک آور و گاز فلفل به مردم حمله می کردند و به شلیک تیر هوایی مبادرت می ورزیدند.این وبسایت خیابان مطهری، بهشتی، کریم خان زند، مفتح، میدان آزاد، تقاطع طالقانی و فلسطین، نجات اللهی، قائم مقام فراهانی را از نقاط دیگر تجمع و راهپیمایی مردم گزارش کرده و رسانه های دولتی را متهم ساخته که "تمام تلاش خود را برای کوچک جلوه دادن عظمت ملیت ایران" به کار گرفته اند.

هدیه تهرانی

هدیه تهرانی

۱۰۰میلیون تومان.

مهران مدیری

مهران مدیری
۱۰۰میلیون تومان.

بهرام رادان

بهرام رادان
۵۰ میلیون تومان.

ترانه علیدوستی

ترانه علیدوستی
30 میلیون تومان.

باران كوثری

باران كوثری
۳۰میلیون تومان.

امین حیایی

امین حیایی

(عنوان شد دراین سالها درگیرسریال كلاه پهلوی است ) ولی اخیرا برای فیلمی ۴۰میلیون دریافت كرده و تا ۶۰میلون نیز دستمزد او قابل افزایش است.

جواد رضویان

جواد رضویان

۶۰میلیون تومان.

فاطمه معتمدآریا

فاطمه معتمدآریا

۳۰ میلیون تومان.

اكبر عبدی

اكبر عبدی

۴۰تا ۵۰میلیون تومان.

محمد رضا فروتن

محمد رضا فروتن

۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان.

رضا عطاران

رضا عطاران

۷۰میلیون تومان.

نیكی كریمی

نیكی كریمی

۴۵میلیون تومان برای ده روز.

مهناز افشار

مهناز افشار

۴۰میلیون تومان.

امیر جعفری

امیر جعفری

۳۰میلیون تومان.

لیلا حاتمی

لیلا حاتمی

۴۵میلیون تومان.

رضاشفیعی جم

رضاشفیعی جم

۴۰میلیون تومان.

حامد كمیلی

حامد كمیلی

۳۰میلیون تومان.

كامبیز دیرباز

كامبیز دیرباز

۲۵تا۳۰میلیون تومان.

عزت الله انتظامی

عزت الله انتظامی

۴۰میلیون تومان.

مجید صالحی

مجید صالحی

۴۰میلیون تومان.

الناز شاكر دوست

الناز شاكر دوست

۳۵ تا 40 میلیون تومان.

حامد بهداد

حامد بهداد

۳۵میلیون تومان

حمید فرخ نژاد

حمید فرخ نژاد

۱۸تا ۲۰ الی ۳۰ میلیون تومان.

جمشید هاشم پور

جمشید هاشم پور

۱۵تا۲۰میلیون تومان.

رضا كیانیان

رضا كیانیان

۳۰میلیون تومان.

پرویز پرستویی

پرویز پرستویی

۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان.

شهاب حسینی

شهاب حسینی

۶۰تا ۷۰میلیون تومان.

منبع : فرارو

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور که بدون اعلام قبلی در جلسه علنی روز سه شنبه مجلس حضور یافت خواستار سخنرانی و صحبت با نمایندگان شد.

وی از لاریجانی خواست تا طبق قانون اساسی به وی اجازه سخنرانی بدهد این درخواست در زمان بررسی ماده 13 لایحه انجام شد. زیرا دولت در لایحه تقدیمی خود به مجلس در این ماده تاکید کرده بود برای هدفمند سازی یارانه ها صندوقی به این نام و با شرایطی خاص تشکیل شود اما طبق قانون اساسی این اقدام به نظر مجلس خلاف آمد و طی اخطار قانون اساسی که از سوی مجید انصاری عضو کمیسیون ویژه مجلس ارائه شد نمایندگان از جمله رئیس مجلس با این اخطار موافقت کردند و تشکیل صندوق هدفمند سازی یارانه ها را مغایر قانون خواندند.

لاریجانی در مقابل تقاضای رئیس جمهور برای صحبت در این مورد پرسید آیا شما می خواهید به جای نماینده دولت در زمان 5 دقیقه صحبت کنید که رئیس جمهور مخالفت کرد و با تاکید بسیارمعتقد بود که وی طبق قانون می تواند جدای از وقت نماینده دولت صبحت کند. در نهایت لاریجانی در پاسخ به این اظهارات رئیس جمهور گفت: شما می توانید طبق قانون اساسی در مجلس صحبت کنید اما این صحبت باید بر اساس درخواست قبلی که به هیئت رئیسه می دهید باشد تا برای شما بر اساس آن درخواست وقتی در نظر گرفته شود.

پس از این گفت و شنود بین رئیس مجلس و رئیس جمهور مواد 14 و 15 نیز به تصویب نمایندگان رسید. پس از بررسی ماده 15 به خاطر رایزنی نمایندگان از جمله باهنر و میرتاج الدینی که در جایگاه هیئت رئیسه حضور یافتند، درنهایت به رئیس جمهور اجازه داده شد تا با نمایندگان صحبت کند. رئیس جمهور نزدیک یک ساعت صحبت کرد و در صحبت های خود تاکید کرد که اگر این قانون به بودجه سالانه متصل شود دولت از اجرای آن خودداری خواهد کرد و لایحه را پس می گیرد.

وی طی سخنانی از نمایندگان خواست تا ماده 13خود را که به تصویب رساندند به گونه ای اصلاح کنند تا صندوق هدفمند سازی یارانه ها تشکیل شود. سپس لاریجانی پاسخ رئیس جمهور را داد و همچنان بر نظر مجلس مبنی بر مغایرت با قانون اساسی تاکید کرد.پس از سخنان لاریجانی رئیس جمهور مجددا اجازه صحبت خواست و طی سخنانی او نیز مجددا تکرار کرد که در صورتی که این خواسته دولت عملی نشود اجرای لایحه با مشکل مواجه خواهد شد و دولت لایحه را پس خواهد گرفت.

سپس توکلی در تذکری خطاب به لاریجانی تاکید کرد: شما به عنوان رئیس مجلس کار خلافی انجام دادید دستور مجلس از قبل مشخص بود و نباید رئیس جمهور سخنرانی می کرد اگر اصلی از قانون اساسی می گوید که رئیس جمهور می تواند در جلسه مجلس سخنرانی کند به شرط و شروطی است. وی افزود: اینطور نیست که رئیس جمهور به خاطر برداشت ناصحیح از قانون اساسی تقاضای صحبت کند و شما هم اجازه دهید. شما نباید اجازه می دادید بدون خبر قبلی رئیس جمهور در مجلس صحبت کند و مصوبه مجلس را زیر سئوال ببرد. توکلی گفت: ماده 13 دیگر مصوبه مجلس است و این توقع دولت که می خواهد کار کند ما هم استقبال کنیم اما کار دولت اجرای قوانین است و قانون هم اجازه نمی دهد نیمی از بودجه کشور در اختیار دولت و به صورت مصلحت اندیشی عمل کند به طوری که دیوان محاسبات بر آن ناظر نباشد .

لاریجانی این تذکر توکلی راوارد دانست و در پاسخ گفت: روال کار مجلس باید مطابق دستور هفتگی باشد. من به آقایان و دوستان نیز توضیح دادم اما چون قانون اساسی گفته است که رئیس جمهور خواست می تواند تشریف بیاورد ما نیز راه را باز کردیم تا سخنرانی کند. وی ادامه داد: اما ایراد شما به من وارد نیست رئیس مجلس هر وقت بخواهد می تواند صحبت کند.رئیس مجلس همچنین گفت: همانطور که شما هم می دانید لایحه، لایحه مهمی است و من ازنمایندگان به خاطر تلاشی که در تصویب آن داشتند تشکر می کنم. نکته اینجاست که دولت توقعی دارد که از نظر ما اشکال قانون اساسی دارد اما پیشنهاد می کنیم اگر راه دیگری برای حل این موضوع پیدا شود ما راه را نمی بندیم اما در حال حاضر باید مسیر خود را طی کنیم. اگر نمایندگان راه حل جدیدی پیدا کنند از آن استفاده می کنیم.

لاریجانی پیش از این در پاسخ به رئیس جمهور نیز تاکید کرده بود طبعا در اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها قوای مختلف باید هماهنگی داشته باشند و انعطاف لازم باید وجود داشته باشد تا کار صورت گیرد. وی با اشاره به جلسات مختلف کمیسیون ویژه مجلس با دولت و تلاش برای نزدیک شدن نگاه ها به همدیگر، خاطر نشان کرد: در این جلسات نگرانی هایی که رئیس جمهور مطرح کردند مورد بررسی قرار گرفت اما باید به چند مسئله توجه شود از جمله اینکه درباره دهک ها ما نظر دولت را تامین کردیم و 5 دهک را حذف کردیم و مقرر شد به همه افراد و بر اساس درآمد یارانه اختصاص یابد.

لاریجانی گفت: در ماده 8 نیز 50 درصد از درآمد حاصل را در اختیار دولت قرار دادیم تا بر اساس صلاحدید خود اقدام کند.حتی در ماده 9 نیز که مربوط به بخش کشاورزی و صنعت است دست دولت را باز گذاشتیم تا آیین نامه اجرایی را خودش تدوین کند.

رئیس مجلس گفت: نگرانی که رئیس جمهور مطرح کردند و گفتند اگر این قانون در بودجه لحاظ شود ممکن است دستخوش تغییرات شود باید بگویم که چند راه حل برای آن در نظر گرفته شده است اول اینکه به صورت جدول نیست و ردیف است بنابراین دست دولت بسته نمی شود. مانند بودجه دستگاه های مختلف که ما وارد نمی شویم. نگرانی دیگراین است که ممکن است این اعتبارات هر سال دستخوش تغییر شود اما تدبیری که اندیشیدیم این است که توافق کردیم در برنامه 5 ساله مجلس این موضوع تصویب شود،تغییرات در برنامه نیز نیازمند دو سوم آرا است که این خود کار را مشکل می کند بنابراین سخت گیری های لازم در نظر گرفته شده است.

منبع : فرارو

ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

اینجا زیمبابوه است با نرخ تورمی معادل 231 میلیون درصد در سال! نرخ برابری 25 میلیون دلار زیمبابوه معادل یک دلار آمریکا است.

این مرد در حال رفتن به سوپرمارکت برای خرید چند قلم جنس است


  این کوه پول معادل یکصد دلار آمریکا است


  به همین دلیل اسکناس های 50 میلیون دلاری ضرب شدند


و بعد هم اسکناس‌های 250 میلیون دلاری


ـ ببخشید! قیمت این تی‌شرت چقدر است؟


ماه مه اسکناس‌های 500 میلیون دلاری به بازار آمدند


و ماه ژوئن نوبت به اسکناس‌های 25 و 50 میلیارد دلاری رسید


و در انتها اسکناس 100 میلیارد دلاری


با این صد میلیارد دلار می‌توان چه خرید؟ سه تا تخم‌مرغ


در ماه اوت دولت زیمبابوه با تنزل ارزش دلار، ده صفر را از مقابل اسکناس‌ها برداشت


نرخ تورم همچنان بالا رفت و در سپتامبر با این مقدار پول می‌شد این تعداد گوجه‌فرنگی خرید


و برای یک تکه نان این مقدار پول پرداخت


دوباره این دور در ماه سپتامبر شروع شد و اسکناس‌های 20 هزار دلاری وارد بازار شدند


و چند هفته پیش اسکناس‌های 50 هزار دلاری
منبع: خبر آنلاين

عبدالله نوری بعد از ظهر جمعه هشتم آبان ماه 1388 با محمد قوچانی دیدار کرد. عکس‌ها از حجت‌الله سپهوند است.

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵‌، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲میلیون و ۴۱۰ هزار نفر بوده ‌است.
کل استان خراسان رضوی نیز در انتخابات ریاست جمهوری دهم ۳ میلیون و ۴۲۵ هزار واجد رای داشته است. در این میان و بر اساس آمار وزارت کشور دولت کودتا، احمدی نژاد در خراسان رضوی ۲ میلیون و ۲۱۴ هزار رای داشته است و موسوی تنها ۸۸۴ هزار رای به دست آورده است.
آمار وزارت کشور دولت کودتا نشان می‌دهد احمدی‌نژاد در مشهد نه ۶۳ درصد، بلکه ۶۹ درصد کل آرا را به دست آورده است!
علاوه بر این بر اساس اعلام مراجع رسمی، بالغ بر سه میلیون زائر برای زیارت حرم ثامن الئمه در روز میلاد امام رضا راهی این شهر شده‌اند. اگر بخواهیم آمار دولت کودتا مبنی بر کسب متوسط ۶۳ درصد کل آرا را حساب کنیم، باید یک میلیون و ۶۵۰ هزار زائری که به احمدی نژاد رای داده‌اند، در مشهد باشند.
جمع مجموع این آمار نشان می‌دهد ۳ میلیون و ۸۶۴ هزار نفر به احمدی نژاد رای داده‌اند. قاعدتن باید این میزان نیز برای استقابل از رئیس جمهور در دور سوم سفر‌های استانی و یا حداقل رفتن به صحن جامع رضوی برای شنیدن سخنان اون حضور می‌داشتند. اما عکس‌های زیر خود سند روشنی است بر ۶۳ درصد رای رئیس دولت بعد از نهم.

در این عکس احمدی نژاد را می‌بینید که در حال دست تکان دادن برای هوادارانش است!

نقاط سبز رنگ سیل هواداران عاشق رئیس جمهور هستند که او را مشایعت می‌کنند.

این آقای همیشه در صحنه در همه سفر‌‌ها باید حضور داشته باشد و بنر احمدی نژاد را دستش بگیرد. پشت او هم فشار شدید ازدحام جمعیت، اجازه نمی‌دهد با راحتی بتواند با رئیس دولتش گفت و گو کند.

الآن سر رئیس دولت خیلی شلوغ است. خبرگزاری ایرنا: ازدحام جمعیت باعث شده است ماشین رئیس جمهور به کندی حرکت کند!

این یکی از بهترین نمونه‌های استقبال است. یکی از بهترین و شیواترین عکس‌هایی که از مشهد مخابره شده است. عابران روی پل را ببینید. انگار نه انگار که رئیس جمهورشان دارد از مقابلشان رد می‌شود. حتی لحظه‌ای نمی‌ایستند تا از بالای پل او را نگاه کنند!!!!.

شما هم اول خیال کردید این‌ها هواداران رئیس دولت کودتا هستند! سخت در اشتباهید. این‌ها زایران عاشق حرم امن رضوی هستند که همزمان با ورود رئیس دولت کودتا، نیایش را بر شنیدن دروغ‌های مکرر ترجیح داده‌اند. این عکس همزمان با ورود رئیس دولت به حرم گرفته شده است. اگر باورتان نمی‌شود عکس‌های بعدی را نگاه کنید.

این عکس محوطه هواداران دولت را نشان می‌دهد که قبل از ورود احمدی‌نژاد در صحن حضور داشته‌اند. احمدی‌نژاد در این صحنه در میدان کنار حرم و در حال ورود به صحن جامع رضوی است. فکر می‌کنید جمعیت هواداران دولت بتواند این فضاهای خالی را پر کند؟

این هم فضای بازتر از دو عکس قبلی. شماره یک، زائران حرم امام رضا را نشان می‌دهد و شماره دو، همان‌هایی که اهل کوفه نیستند!

شماره یک در این عکس هنگام ورود رئیس دولت کودتا است به صحن جامع رضوی. اگر نمی‌توانید تخمینی از تعداد مشایعت کنندگان احمدی نژاد را تخمین بزنید، به عکس بعدی نگاه کنید. شماره دو در این عکس هم تعداد هوادارانی را نشان می‌دهد که از ساعت‌ها قبل در صحن جامع رضوی منتظر ورود رئیس جمهور بوده‌اند. سایت‌های حامی دولت مدعی شده‌اند این جمعیت کثیر برای پیدا کردن جا از شب قبل در صحن جامع رضوی حضور داشته‌اند.

این هم همان شماره یک در عکس قبل است. این عکس احمدی نژاد و همراهانش را در هنگام ورود به صحن جامع رضوی نشان می‌دهد. ان‌ها مدعی‌اند این تعداد تمامی صحن جامع رضوی را پر کرده اند.

این هم یک عکس دیگر از هواداران احمدی نژاد. اما تنها فرق این عکس با قبلی آن است که این عکس را خبرگزاری فارس مخابره کرده است. یعنی اذعان به شکست از سوی کودتاگران!!!

خبرگزاری ایرنا اما از رو نرفته است و سعی کرده است با مدد لنز واید و زاویه دید تنگ جمعیت را انبوده نشان دهد. اما افتضاح به آن حد بوده است که حربه تبلیغاتی آن‌ها به بار ننشسته است. چرا که در این عکس‌ها فضاهای خالی به چشم می‌خورد .خوب است بدانید بنا بر آمارهای آستان قدس رضوی، ظرفيت كامل صحن جامع رضوی هشتاد هزار نفر است، يعنی زمانی كه از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب از جمعیت پر شده باشد، ظرفيت نهايی‌ هشتاد هزار نفر است، حال آن كه هنگام سخنرانی احمدی نژاد، يك چهارم فضای صحن فرش شده بود و همان فضا را هم از جمعیت خالی بود.
منبع : ديوارنويسي

آیت الله علی خامنه ای

آیت الله علی خامنه ای فاش کرده است که ساعتی پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران به طور خصوصی برای رهبران مخالفان دولت پیامی هشدارآمیز فرستاده است.

رهبر ایران روز چهارشنبه ۶ آبان (۲۸ اکتبر) در جمع گروهی از "نخبگان علمی - فرهنگی" گفت: "در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید، اما دیگران از آنها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همان طور هم شد".

در گزارشی که دفتر آقای خامنه ای از دیدار او با نخبگان منتشر کرده، نامی از مخاطبان این پیغام خصوصی برده نشده اما به "صحنه گردانی" و "میدان داری" برخی از "عناصر خود نظام" اشاره شده است و به نظر می رسد که منظور او رهبران جناح اصلاح طلب و نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد باشد.

آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنرانی اش در نمازجمعه بعد از انتخابات گفته است: "ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود، برخی مسائل را علنا نیز ابراز می کند".

'بزرگترین جرم'

رهبر ایران "زیر سئوال بردن اصل انتخابات" را "بزرگترین جرم" خوانده و گفته است: "همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند، آیا این جرم کمی است"؟

به نظر می رسد اشاره آقای خامنه ای به اطلاعیه هایی است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی روز پس از انتخابات صادر کردند و در آن ها، نتیجه اعلام شده انتخابات را "مهندسی شده"، "مضحک و شگفت" و ناشی از "شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما" خواندند.

اکنون رهبر ایران می گوید: "دشمن هم از این بی انصافی حد اکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند... فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد".

او از برخی مطبوعات داخلی ایران هم انتقاد کرده است که به مسائل "فرعی" دامن می زنند و از مسئله اصلی که به گفته او "حضور پر عظمت و نصاب شکن مردم" در انتخابات است کمتر سخن می گویند.

آیت الله خامنه ای همچنین ظاهرا در اشاره به حرکت های اعتراضی که اخیرا به طور مداوم در دانشگاه های ایران صورت می گیرد گفته است: "بیگانگان محیط های دانشگاهی و دانشجویی را آماج توطئه قرار داده اند تا به هر شکل ممکن در روند فعالیت های علمی اختلال ایجاد کنند و جوانان عزیز و باهوش نباید بگذارند این تیر دشمن به هدف بخورد".

او در بخشی از سخنان خود در باره "انتقاد از رهبری" هم گفته است: "هم اکنون نیز انتقادهایی بیان می شود و بنده هم آنها را دریافت می کنم".

در گزارش منتشر شده توسط دفتر آقای خامنه ای، مشخص نیست که آیا این جمله در پاسخ به سئوال حاضران مطرح شده است یا رهبر ایران خود لازم دیده است که به این نکته اشاره کند.

تصاویری از نقاشی‌های سبز در نمایشگاه خیابانی روز سه شنبه در دانشگاه صنعتی اصفهان.

ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

وزیر اسبق اطلاعات جریان انتخابات را فتنه‌ای می​خواند که از ابتدا سازوکار خوبی نداشت.

فلاحیان که یک ماه پیش از برگزاری انتخابات آن را «یک فرآیند مقدس» خواند «که نباید فضای آن با تخریب و شایعه آلوده​اش کرد»؛ در جریان انتخابات که امروز آن را «فتنه» می​خواند سیاست سکوت را پیشه کرد.
 
اما این روزها همراه با دیگر ریش​سفیدان در پی راه​حلی برای حل اختلاف​ها، اولین گام را در مجلس خبرگان برداشته است. اما نه راه​حلی از جنس میانجی​گری آیت‌الله مهدوی​کنی که به اعتقاد او این تنها «یک گام ابتدایی» است، چرا که مسائل پس از انتخابات «از سران عبور کرده و به بدنه جامعه و خانواده​ها کشیده شد». بلکه راه​حلی که در آن «باید مسائل خیلی روشن شود» و «اگر طرفی هم اشتباه کرده باید بگوید اشتباه کردم» تا «مردم بفهمند او سوء​نیتی نداشته و قصد زورگویی ندارد».

او جریان انتخابات را فتنه‌ای می​خواند که از ابتدا سازوکار خوبی نداشت. دومین وزیر اطلاعات، دراز کردن انگشت اتهام را به سوی اژه​ای به عنوان خاطی حوادث پس از انتخابات کار درستی نمی​داند و اظهارنظرهای بدون ملاحظه در جریان انتخابات را از عوامل تشدید‌کننده «فتنه»​ای که رخ داد معرفی می​کند.
 
فلاحیان که رسانه​ها را در انتساب قتل​های زنجیره​ای به دوره وزارت خود، و تشدید انتقاد​ها درباره رسیدگی به پرونده مفاسد اقتصادی را در آن زمان، مقصر می​داند از علاقه خود برای راه​اندازی یک روزنامه می‌گوید. اما به اعتقاد او هر خبری یا «داغ» است یا «راست» و برای تحقیق اینکه خبری صحت دارد یا نه زمانی بیش از آنچه روزنامه​ها صرف می​کنند لازم است. گفت و گوی با علی فلاحیان را در  بخوانید:

آقای فلاحیان؛ دکتر احمدی‌نژاد معتقد است اگر محسنی اژه‌ای «مأموریتش را درست انجام می‌داد، آسیب‌های پس از انتخابات رخ نمی‌داد»، از نگاه شما عملکرد آقای محسنی اژه‌ای در جریان انتخابات چگونه بود؟
[مکث طولانی]، اگر حوادث را گردن آقای اژه‌ای یا گردن وزارت اطلاعات بیندازیم بد است. من که دیگر در وزارت اطلاعات نیستم. نمی‌دانم چه مسائلی آنجا گذشته و این یک قضاوت ناعادلانه است. مثلاً خیلی وقت‌ها وزارت اطلاعات خبرها را می‌دهد اما به آن توجه کافی نمی‌شود، بعد وقتی اتفاقی می‌افتد یقه اینها را می‌چسبند. ممکن هم هست خبرها را نداده باشند و پیش‌بینی نکرده باشند. بنابراین من نه می‌توانم ایشان [آقای اژه‌ای] را رد کنم نه می‌توانم ایشان را تأیید کنم.

اساساً وظیفه وزارت اطلاعات در شرایطی مانند آنچه در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد چیست؟
هنر وزارت اطلاعات این است که نسبت به خبرهایی که ممکن است نارضایتی و حوادثی که ناامنی ایجاد بکند قبل از وقوع پیش‌بینی، تجزیه و تحلیل و راه حل ارائه کند. اگر شورای امنیت و دولت گوش بدهند خیلی از این راه حل‌ها از آن حوادث پیش‌گیری می‌کند. شاید این تحقیق‌ها اطلاعاتش جمع‌آوری شده. حالا باید ببینیم انتقال داده‌اند یا نه. یا راه حل خوبی را پیشنهاد داده‌اند یا نه. یا اگر راه حل خوبی را پیشنهاد دادند در اجرا کاری کردند که نا امنی و نارضایتی به وجود نیاید؟ اینها کارهایی است که در درون وزارت اطلاعات به صورت طبقه‌بندی انجام می‌شود. حالا اینکه این کارها را انجام داده‌اند یا نه من از آن اطلاعی ندارم.

اگر شما به جای آقای محسنی اژه‌ای در رأس وزارت اطلاعات بودید چطور رفتار می‌کردید؟
کار نیروهای اطلاعاتی این است که گروه‌های برانداز را شناسایی کنند، جاسوس‌ها را شناسایی و دستگیر کنند، مسائلی که موجب نارضایتی عمومی و اختلاف می‌شود را پیش‌بینی کنند. اگر ما بودیم، هم نسبت به اظهارات مسئولان و هم نسبت به مطبوعات هشدار می‌دادیم و می‌گفتیم که اگر این مطلب به این شکل اعلام شود ممکن است ایجاد درگیری کند. چون هر شخصیتی بین مردم نفوذ دارد. یکی از خط قرمزها این است که اساساً به کسانی که حوزهِ نفوذ دارند اهانت نشود؛ این اهانت به او نیست، اهانت به جمعی است که طرفدار او هستند. مهم هم نیست که درست باشد یا نادرست. مهم این است که آنها ممکن است عکس‌العمل تندی از خودشان نشان دهند و این باعث دودستگی می‌شود. بنابراین یکی از کارهایی که ما می‌کردیم این بود که توصیه می‌کردیم مطالب طوری اظهار نشود که موجب شود کسانی عکس‌العمل تندی نشان دهند. ممکن است در یک مقطع دیگری آدم یک اظهار نظری درباره کسی یا یک دستگاهی بکند که خیلی اشکال ایجاد نکند، ولی در انتخابات عکس‌العمل طرف‌های مقابل را درپی دارد.

می شود در این مورد مصداقی صحبت کنید؟
مثلاً آدم نباید به کسانی که در گذشته مسئولیت داشتند- نمی‌خواهم اسم کسی را بیاورم- اهانت کند. فرق نمی‌کند، چه این طرف چه آن طرف. بالاخره هرکس در یک دوره‌ای مسئول بوده و بر اساس یک مسئولیت شرعی و قانونی یک ناکامی‌ها و یک موفقیت‌هایی داشته؛ استفاده کردن از اینها در انتخابات کار درستی نیست.

فکر می‌کنید شرایط کنونی کشور یک تجربه تاریخی است و باید با آن مثل یک مسئله رفتار کرد یا یک معضل؟
انتخابات این دوره یک فتنه بود.

بعد از انتخابات یا جریان انتخابات؟
کل جریان این انتخابات فتنه بود. بعضی‌ها می‌گویند از اول فتنه بود. بعضی‌ها می‌گویند از وسط شروع شد؛ من معتقدم از اول شروع شد. سازوکار این انتخابات از اول سازوکار خوبی نبود که بعد از مدتی تشدید شد که درباره علت تشدید شدن مسائل صحبت کردم.

و برای برون رفت از شرایط فعلی چه باید کرد؟
الان دوران بعد از فتنه است. حاصل این فتنه یک مقداری بدبینی به مسئولان کشور است که روی کارهای اجرایی کشور شاید تأثیر گذاشته. الان یک اختلاف‌هایی ایجاد شده است. توصیه ما هم به وزارت اطلاعات و هم به دستگاه خبری این است که این مسائل را جمع‌بندی کنند و بنشینند با مردم، با جوان‌ها، با دانشجوها گفت وگو کنند و آن وحدت ملی را تقویت کنند. این جزو وظایف وزارت اطلاعات هم هست، جزو وظایف رسانه‌ها هم هست، جزو وظایف ائمه جمعه هم هست. صحبت‌ها همه باید در مسیر اتحاد باشد.

آیا در اجلاس اخیر خبرگان به راهکاری برای برون رفت از این شرایط رسیدید؟
من در خبرگان هم گفتم که وظیفه ما به عنوان مجلس خبرگان این است که پایگاه ولایت فقیه را تقویت کنیم. روی اتحاد سرمایه‌گذاری کنیم و سوم اینکه جمهوری اسلامی را تقویت کنیم. چون واقعاً رسانه‌های خارجی روی این موضوع خیلی تبلیغ کردند. کاری نکنیم که قدرت سیاسی و اقتدار ما تضعیف شود. اتحاد روی محور ولایت فقیه و تقویت جمهوری اسلامی باید برنامه ما باشد.

این دستور کار هم برای خبرگان است و هم برای چهره‌های سیاسی؟
من این پیشنهاد را در اجلاس خبرگان مطرح کردم، همه هم پذیرفتند. البته باید کارهای زیادی روی موضوع اتحاد کرد. مؤلفه‌های تقویت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه باید مشخص شود.

پیشنهاد حکمیت آقای مهدوی کنی در راستای همین محورهایی است که شما به آن اشاره کردید؟
من در جریان کار ایشان نیستم که دارند چه کار می‌کنند.

آقای رئیس‌جمهور که در برنامه زنده تلویزیونی اسامی وزرای کابینه دهم را اعلام می‌کرد و از آقای مصلحی به عنوان فردی فرهنگی با روابط عمومی بالا نام برد و گفت که وقت آن رسیده که یک آدم فرهنگی وزارت اطلاعات را اداره کند، چرا که در بدنه این وزارتخانه آدم اطلاعاتی به قدر کفایت هست. به‌نظر شما این مقطع از زمان چه شرایطی دارد که نیازمند یک فرد فرهنگی برای رأس وزارت اطلاعات است؟
نمی‌دانم چه تفسیری از حرف ایشان کنم. شاید از حرف من ناراحت بشود. هرچه من بگویم، می‌گوید منظور من این نبوده.

شما به عنوان کسی که سابقه کار امنیتی زیادی دارد و از زیر و بم وزارت اطلاعات اطلاع دارید چه برداشتی از این سخن ایشان دارید؟
من منظور ایشان را نمی‌توانم تفسیر کنم، شاید ایشان منظور خاصی دارد. من به هرحال خیلی سال است که دورم. آنچه من می‌دانم این است که اساساً کار وزارت اطلاعات یک کار کارشناسی و خیلی تخصصی است. آنجا نیروهای خیلی خوب، آدم‌های فهمیده، باسواد، روشن و باتجربه‌ای هست. طبیعتاً اگر کسی بتواند برنامه بدهد، هدف تعیین کند و موضوعات درستی را انتخاب کند و آنها را به صورت سیاست‌های اجرایی واقعی و نه تخیلی برای آنها تنظیم بکند و هدایتشان کند بهره‌های خیلی خوبی می‌گیرد. نه فقط آنجا، وزارت بهداشت هم. کسی که بداند بیمار یعنی چه، بیمارستان یعنی چه، دارو یعنی چه، پزشک یعنی چه و مشکلات را هم بداند می‌تواند پزشکان را اداره کند. یا در قوه قضاییه کسی که بداند قضاوت یعنی چه، تجربه داشته باشد او می‌تواند آنجا را اداره کند؛ اگر قاضی را مثال زدم چون مشابهت دارد. وزارت اطلاعات هم همین طور.

یک وقتی وزیر یا وزارتخانه دنبال این است که اهداف خاصی را که جزو شرح وظایفش است و موضوعاتی که برایش تنظیم شده، انجام دهد، آن موقع وزیر باید تخصص این کار را داشته باشد وگرنه نیرو برای انجام کار انگیزه پیدا نمی‌کند. یک وقتی هم وزیر این مسئولیت را به دیگری واگذار می‌کند و بیشتر دنبال این است که به اهداف وزارتخانه شخصاً دست پیدا کند مثلاً آن را به معاونان واگذار می‌کند. ممکن است موضوعات فرهنگی که در حوزه وزارت هست برایشان اهمیت بیشتری داشته باشد و وزیر روی آن مسائل کار بکند.

بستگی به این دارد که وزارتخانه را چگونه برآورد کردند. چون اصلاً خود دولت باید موضوعاتی که در وزارتخانه هست را تصویب بکند. ببیند الان روی چه موضوعاتی کار بکند. مثلاً آنها الان معتقد هستند که موضوعات فرهنگی را با دید امنیتی بررسی بکنند. مقام معظم رهبری فرمودند که ما الان دچار یک تهاجم فرهنگی هستیم. در دورانی هستیم که این همه ماهواره و روزنامه و مجله و آدم‌هایی که تحت تأثیر آن هستند در جامعه ما دارند حرف می‌زنند. پس الان معتقدند که آن کارشناسانی که در حوزه فرهنگ و تأثیرات آن و تبلیغات هستند بیشتر تقویت و هدایت بشوند. در اینجا ممکن است وزیر بیاید موضوع ضدجاسوسی، امنیتی و جمع‌آوری اطلاعات خارجی را به دیگری واگذار کند و خودش هدایت مجموعه را در حوزه فرهنگی به عهده بگیرد؛ این بستگی به نظر هیأت دولت وشورای امنیت ملی دارد.

پروسه «بررسی موضوعات فرهنگی با دید امنیتی» چطور قرار است انجام شود؟
این لزوماً به معنای برخورد فیزیکی نیست. چون کار فرهنگی را باید با کار فرهنگی جواب داد. حالا اینها باید دستورالعمل بنویسند که کسانی که روی مسائل فرهنگی کار می‌کنند، راجع به این موضوع به طور خاص کار کنند. مثلاً فیلم‌هایی که می‌سازند. یا مثلاً سخنران‌ها باید روی این موضوعات صحبت کنند.

آقای فلاحیان! بعد از رحلت امام آقای ری‌شهری دادستان می‌شوند و شما وزیر اطلاعات. آن مقطع چه اقتضائاتی داشت که چنین تغییری را موجب شد؟
سؤالتان را نفهمیدم! هیچ اقتضائی نداشت. آقای ری‌شهری دیگر قبول نکردند در وزارت اطلاعات بمانند. بعد ما را معرفی کردند.

آن دوره چه ویژگی‌ای داشت؟
مطالب کلی سؤال نکنید!

چه مسائل بین‌المللی، سیاسی و فرهنگی اقتضا می‌کرد که وزیر اطلاعات دادستان بشود و بعد از آن شما به عنوان وزیر اطلاعات انتخاب شوید؟
عرض کردم. به اینها توجهی نبوده؛ اگر آقای ری‌شهری می‌ماند ما هم با ایشان همکاری می‌کردیم.

اقتضائات آن دوره چه بود؟
ما در پایان جنگ بودیم دیگر. در دوران جنگ همه امکانات متمرکز برای خوب اداره شدن جنگ بود. بعد از جنگ تمام همت این بود که خرابی‌های جنگ بازسازی شود. در آن زمان هم کار کم شده بود؛ نه اینکه اصلاً توجهی نشود، ولی جنگ بود. اقتضائات بین‌المللی هم این بود که ما کشوری بودیم که تازه از جنگ خارج شدیم و دنبال این بودیم که در صحنه بین‌المللی حقانیت خودمان را در رابطه با جنگ ثابت کنیم، با کشورها و همسایه‌ها همکاری کنیم که سازندگی در کشور به وجود بیاید که الحمدلله کارهای این مرحله به خوبی انجام شد.

وزارت اطلاعات 63 با 88 چه تفاوتی دارد؟
طبیعی است که هرچه ما جلوتر می‌رویم انتظار این است که همه دستگاه‌ها، دستگاه‌های نظارتی و چه دستگاه‌های اجرایی روز به روز قوی‌تر شوند. آن اوایل مثلاً صدام به کشورمان حمله کرد ولی الان چنین جرأت‌هایی را نمی‌کنند. الان نیروها و امکانات نظامی‌مان قوی‌تر شده، گاهی وقت‌ها ما در مسائل اقتصادی خیلی مشکل داشتیم، مثلاً GNP ما در زمان آقای هاشمی 36 هزار میلیارد بود، الان به بالای 500 هزار میلیارد تومان صعود کرده است. اینها تفاوت کرده است. روز به روز دستگاه‌ها قدرتمند‌تر می‌شوند. چرا؟ چون فرصت دارند و نیروهای بهتری تربیت می‌کنند، امکانات بیشتری گیرشان می‌آید. پس انتظار این است که کارایی بهتری نسبت به گذشته داشته باشند. مثلاً اگر در گذشته انفجاری صورت می‌گرفت یا تروری انجام می‌شد مردم به این چشم نگاه می‌کردند که دستگاه اطلاعاتی نوپاست. اما الان کسی دیگر این را قبول نمی‌کند. می‌گویند دلیلی ندارد که شما الان نتوانید مثلاً یک جریان تروریستی را شناسایی و با آن برخورد کنید. در مسائل اقتصادی هم همین‌طور است. در مسائل صنعتی هم همین‌طور است.

تفاوت اساسی دوره شما با دوره آقای ری‌شهری چه بود؟
هر روز که جلوتر می‌رویم، مسائل‌مان جدیدتر می‌شود، امکانات وزارت اطلاعات مثل نیرو و ابزار و بودجه هم بیشتر می‌شود. طبیعتاً یکسری کارهایی انجام می‌شود که در زمان گذشته انجام نمی‌شد. یکسری کارهایی هم قبلاً بوده که در این دوره کمتر شده است. مثلاً موضوعات امنیتی، موضوع منافقین، یکسری گروهک‌ها بودند که مدتی روی آنها کار شده بود.

در دوره شما به طور عمده چه مسائلی در دستور کار وزارت اطلاعات بود؟
یادم نیست.

یکی از انتقادات به دوره وزارت شما ورود به فعالیت‌های اقتصادی بود و در دوره وزارت شما وزارتخانه رسیدگی به پرونده​های اقتصادی را به عهده گرفت. چرا این اتفاق افتاد؟
خب حالا ممکن است یک انتقادهای درستی هم به دوران ما باشد. ما نمی‌خواهیم بگوییم که معصوم بودیم، چون ما بعد از بازسازی دوران سازندگی را داشتیم و یک مقداری رونق اقتصادی بود و سطح و حجم معاملات، حجم کار عمرانی بالا رفت. طبیعتاً چون کار بیشتری می‌شد آن کنترل‌هایی که در دوران جنگ بود دیگر نبود. لذا فساد داشت در دستگاه‌ها و معاملات شکل می‌گرفت. مقام معظم رهبری روی این مسئله خیلی حساسیت داشتند. به صورت طبیعی مبارزه با فساد اقتصادی وظیفه ما نبود. دستور دادند که شما باید اطلاعات را جمع‌آوری کنید و دادگاه انقلاب هم رسیدگی کند. کار خیلی بزرگی هم شد. من می‌توانم بگویم هر مقدار آن موقع کار شد دیگر بعد از من کسی نتوانست چنین رکوردی جا بگذارد یا اصلاً بتواند نصف آن هم کار کند.

هنوز هم وزارت اطلاعات روی پرونده مفاسد اقتصادی کار می‌کند؟
من نشنیدم این وظیفه از آنها گرفته شده باشد.

روش وزارت اطلاعات در شناسایی مفاسد اقتصادی چگونه بود؟
روش وزارت اطلاعات مخصوص به خودش است. روش وزارت اطلاعات روش نیروی انتظامی یا روش قوه قضائیه نیست که می‌روند بازرسی می‌کنند، برای خلافی که صورت گرفته پرونده درست می‌کنند و می‌دهند دادگاه. کار وزارت اطلاعات سوژه‌یابی عنصری است که آمده در اقتصاد، بازرگانی و صنعت ولی نمی‌خواهد تجارت کند، نمی‌خواهد صنعت کند می‌خواهد کلاهبرداری کند، می‌خواهد فساد کند، این را می‌رود شناسایی می‌کند ما به نیروی انتظامی یا سپاه می‌گفتیم که فلان تیم ساعت فلان از مرز عبور می‌کند. شما بروید در آن نقطه و با آن برخورد کنید. به ما می‌گفتند شما از کجا می‌فهمید؟ خب از کجا می‌فهمیم؟ مثلاً ما آدم‌هایی میان آنها داریم که به ما خبر می‌دهند. در اینجا هم اینجوری بود که ما به روش خودمان عمل کردیم. شاید هم اشتباه کردیم. ولی ما به روش خودمان به صورت نامحسوس در بدنه کارهای اقتصادی حضور پیدا کردیم. بعد یکهو در می‌آمد که مثلاً فلانی در فلان کار اقتصادی فساد ایجاد کرده یا در فلان بانک این جوری شده. اینها می‌گفتند کار پیچیده‌ای که با هزار جور پیچیدگی و محمل‌سازی انجام شده؛ شما چه جوری می‌فهمید. ضربه که می‌خوردند دستگیر که می‌شدند - خب خیلی​ها وابسته هستند به این موضوع یک نفر که نیست. مثلاً ما در یک وزارتخانه چندین نفر را می‌گرفتیم - داد و بیداد می‌کردند که وزارت اطلاعات چرا کار اقتصادی می‌کند؟ خب ما اول برایمان طبیعی بود که حالا بگویند. بعداً این دستمایه شد برای بعضی از مخالفان سیاسی ما. مطبوعات هم دامن زدند. در هر صورت دیگر نمی‌شد کاری‌اش بکنی. من الان کمی توانستم برای شما توضیح بدهم؛ نمی‌شود روش‌های وزارت اطلاعات را توضیح داد.

آقای فلاحیان؛ ورود شما به وزارت اطلاعات همزمان شد با خروج یک‌سری افرادی که از آغاز در این وزارتخانه بودند مانند سعید حجاریان. دلیل اینکه این طیف بیرون آمدند چه بود؟
این موضوع را به عنوان مسئله مهمی عنوان کردند. الان هم این هست که در وزارت اطلاعات و سایر وزارتخانه‌ها یا با تغییر وزیر و یا در مراحل دیگر یک سری از افراد بورس تحصیلی می‌گیرند. آنچه ما دیدیم این بود؛ بیشتر از این هم نبود. اما بعدها گفتند که آنها با برنامه‌های من موافقتی نداشتند یا احساس کردند که من آنها را قبول ندارم. ما چنین کاری را با آنها نکردیم. ممکن است تغییری در ساختار تشکیلاتی داده باشیم که عده‌ای بی‌کار می‌شوند و عده‌ای می‌آیند سر کار اما منظور این نیست که دیگر از آنها استفاده نشود. شاید این تغییر ساختار هم که به صورت طبیعی انجام می‌شود، چون ساختار وزارت اطلاعات مرتباً عوض می‌شود. این یکی از شیوه‌های کار است برای جنبه امنیتی کار، شاید اینها این فکر را کردند.

یکی از موضوعاتی که درباره آن صحبت نشده، تصفیه وزارت اطلاعات بعد از دوم خرداد است. چه نیروهایی بعد از دوم خرداد از وزارت اطلاعات تصفیه شدند؟
من که دیگر در آنجا نبودم.

خبر هم نداشتید؟
تصفیه به آن معنا در وزارتخانه‌ها وجود ندارد؛ در هیچ وزارتخانه‌ای. ولی ممکن است تغییر پست وجود داشته باشد. طبیعتاً در وزارت اطلاعات وزرا و دولت جدید که می‌آیند اهداف اطلاعاتی جدیدی را ترسیم می‌کنند که ممکن است خیلی آدم‌ها با این اهداف همسو نباشند. اینها تغییر و تبدیل می‌شوند، اما به معنای تصفیه چیزی نشنیدم.

یعنی بعد از دوم خرداد انجام نشده است؟
امکان ندارد. کسی نمی‌تواند کسی را از وزارتخانه بیرون کند.

می گویند کسانی که در وزارت اطلاعات هستند و کسانی که پیش از این بودند در این وزارتخانه «آدم» دارند. شما هم آنجا «آدم» دارید؟
یک وقتی یک جریان سیاسی برای اینکه قدرتمند باشد، اطلاعات داشته باشد، سعی می‌کند همه جا آدم داشته باشد. اگر به این معنا بگیرید نه. اما من مثلاً سابقه کار امنیتی‌ام خیلی زیاد است. من از اول انقلاب حتی پیش از آن در کار بودم. ما شبکه داشتیم. یک سابقه طولانی با بچه‌هایی که کارهای نظامی و امنیتی می‌کنند دارم. اگر به این معنا بگیرید خب ما با آنها قهر نکردیم. در وزارت اطلاعات طبقه‌بندی وجود دارد. کسی نمی‌تواند اطلاعات حوزه خودش را به کسی بدهد. یا هیچ عنصری در وزارت اطلاعات نمی‌تواند کار سیاسی، لابی‌گری، یا کاری با نفع شخصی کند. سیستم حفاظت به او این اجازه را نمی‌دهد. ممکن است عنصری از وزارت اطلاعات در مجلس ما بیاید ولی اجازه ندارد اطلاعات طبقه‌بندی شده خود را ما بدهد. چون ما الان دیگر کاره‌ای نیستیم.

با اینکه آدم شماست؟
بله! نمی‌تواند. اگر این کار را انجام دهد اولاً خلاف شرع و جرم مرتکب شده و بعد هم حفاظت اطلاعات با او برخورد می‌کند.

بعد از وزارت شما قتل‌های زنجیره‌ای پیش آمد و خیلی‌ها این را منتسب می‌کنند به دوره شما. چرا چنین انتسابی وجود دارد؟
از آنها که منتسب می‌کنند بپرسید. [می‌خندد و جدی ادامه می‌دهد] بپرسید مسئله‌ای که یک سال و نیم بعد اتفاق افتاده را چرا به من منتسب می‌کنند. طبیعی است که می‌خواهند بگویند دوره خودشان دوره بی‌عیبی بوده. هرکسی این طور است که می‌خواهد گناه را گردن دیگری بیندازد. یک توجیهاتی هم می‌کنند که این نیروها را فلانی تربیت کرده. دانشکده تربیت نبوده که من اینها را تربیت کنم. اصلاً وزارتخانه غیر از خانواده است. این مسائل در ساختارهای فرهنگی آنجاست. حالا اینها جوک‌هایی بود که می‌گفتند؛ فرافکنی بود. علت اصلی داستان این بود که من با آن شعارهای آقای خاتمی مخالف بودم و می‌گفتم که باید همان شعارهای سازندگی و سرمایه‌گذاری را در کشور سریع‌تر قدرتمند بکنیم و از لحاظ اقتصادی جلو برویم دیگر این‌که ما باید فرهنگ دینی را تقویت کنیم. اینها معتقد بودند که بیشتر باید روی آزادی‌های مدنی سرمایه‌گذاری کنیم و تصویری از گذشته دولت می‌دادند که ما فشار ایجاد می‌کردیم. ما فشار ایجاد نمی‌کردیم. بالاخره یک جوی ایجاد کردند و اینها را گفتند. بعداً گفتند آن آزادی‌هایی که تبلیغ می‌کردند در مسائل بی‌بند و باری اجتماعی تعبیر شده در صورتی که منظور ما آزادی سیاسی بود.

آقای حسینیان سعید امامی را شهید می‌داند. آیا نظر شما هم همین است؟
دوره‌ای که ما بودیم آقای امامی آدم بدی نبود. بله عقیده من هم این است که ایشان مظلوم واقع شد حالا چرا می‌خواهید امامی را مطرح کنید؟! دلم نمی‌خواهد، خوشم نمی‌آید اینها را زنده کنم. در مصاحبه با ما هر کسی می‌آید همین را مطرح می‌کند: قتل‌های زنجیره‌ای و سعید امامی. حالا هرچه قدر ما هوار بزنیم که این قضیه یک سال و نیم بعد ازما اتفاق افتاده؛ خوب یا بدش به گردن دولت و کسی که وزیر بوده.

شما در مجلس خبرگان عضو کمیته ویژه تحقیق درباره صلاحیت رهبری هستید. تا به حال چند گزارش ارائه کرده​اید؟
در خبرگان کار ما این است که سیاست‌های کلان را بررسی می‌کنیم چون ما باید همیشه ببینیم که ویژگی‌های ولی فقیه استمرار دارد. مثل آگاهی و مدیریت. سیاست‌های کلان را در همین رهبری و هدایت‌شان؛ اینها را بررسی می‌کنیم. این چیزی است که در کمیسیون‌ها بررسی می‌شود و گزارش کمیسیون‌ها در اجلاس بیان می‌شود.

و چند وقت یک‌بار جلسه دارید؟
خود کمیسیون‌ها دو هفته یک بار تشکیل می‌شود و نتیجه کاری که از اعضا خواسته شده ارائه می‌شود.

صحبت‌های آقای دستغیب در اجلاس اخیر خبرگان خیلی سر و صدا کرد و نقل قول‌های متفاوتی هم شد. آقای دستغیب چه گفت در این اجلاس؟
این جلسات محرمانه است. من نمی‌دانم که ایشان می‌خواهند این موضوع در بیرون مطرح شود یا نه؛ نپرسیدم این را.

اگر در این مقطع به شما وزارت اطلاعات را پیشنهاد کنند می‌پذیرید؟
[همراه با لبخند می‌گوید]حالا که پیشنهاد نکردند که ما بگوییم قبول می‌کنیم یا نه. به قول طلبه‌ها سالبه به انتفاع موضوع است. من سرباز نظام هستم. هر کاری بگویند انجام می‌دهم.

چرا در انتخابات نهم ریاست جمهوری از کاندیدا شدن منصرف شدید؟
خب، دیدم افرادی هستند که دیگر نیازی به ما نبود. هرکدام از آقایان که اول آمده بودند خوب بودند. دیگر گفتم چه احتیاجی به ما هست؟

آقای فلاحیان این روزها چه کار می‌کنید؟
پست سازمانی من کارشناس دولت است. در موضوعاتی که فکر می‌کنم به درد کشور می‌خورد کار می‌کنم. یک وقت موضوعات اقتصادی، یک وقت موضوعات فرهنگی. یک مقدار از وقتم هم در اختیار کسانی است که مسئول هستند.

کارهای فرهنگی تان هم مربوط به مسئولان است یا نمود خارجی هم دارد؟
بخش آموزشی کارهای فرهنگی نمود خارجی دارد؛ مثل کلاس قرآن، جلسات و سخنرانی‌ها که بیشتر در استان خوزستان است.

علی کردان در محل نمايشگاه مطبوعات حضور يافت و از غرفه های مطبوعات بازديد کرد. اين بازديد البته بدون حاشيه نبود و از طرف مردم با واکنش هايی روبرو شد. تعدادی از بازديدکنندگان با مشاهده علی کردان به سردادن شعار و سئوال از ايشان درباره مدرکش دکترايش پرداختند. يکی از بازديدکنندگان با بالا بردن پلاکاردی وزير سابق کشور دولت نهم را به تمسخر گرفت

کمیته گزارشگران حقوق بشر- ریاست زندان اوین که از سال 1386 با برکناری " زارع" پس از فرار شهرام جزایری، بر عهده " صداقت" گذارده شده بود، مجددا تغییر یافت و از روز 30 مهرماه، فردی به نام " دارابی" به جای وی منصوب گردید.

گفته میشود، " دارابی" از چهرههای بسیار با سابقه و از بازماندهگان دهه 60 در سازمان زندانها و اقدامات تامینی محسوب میشود و زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی، فضای انقباضیتری را در این زندان انتظار میکشند.

وضعیت رفاهی، بهداشتی و روانی حاکم بر زندان اوین که در دورهی ریاست " زارع" به ویژه در مورد زندانیان سیاسی از مطلوبیت بسیار قابل توجهی برخوردار بوده است، با ریاست صداقت به نحو چشمگیری کاهش یافته بود." صداقت" در نخستین اقدام خود در مقام ریاست زندان اوین در سال 86، بند سیاسی- امنیتی واقع در طبقه اول بند 350 را منحل کرده بود.

حامیان دولت کودتا اندکی پس از ورود علی‌رضا بهشتی به نمایشگاه مطبوعات به سمت وی حمله کردند و برخی از غرفه‌های نمایشگاه را تخریب کردند.

به گزارش موج سبز آزادی، حامیان دولت که امروز به طور سازمان یافته در نمایشگاه حضور داشتند با مدیریت نیروهای خبرگزاری فارس، سایت رجانیوز، روزنامه جوان و روزنامه ایران به سمت بهشتی حمله ور شدند. در بدو ورود بهشتی به نمایشکاه مردم شعار صلی علی محمد بوی بهشتی آمد، مرگ بر دیکتاتور، یاحسن میرحسین، موسوی زنده باد کروبی پاینده باد و ... سر دادند.

از سوی دیگر نیروهای دولت کودتا که به طور سازمان یافته در محل نمایشگاه حاضر بودند به سمت بهشتی حمله ور شدند و وقتی با شعارهای مردم روبه رو شدند به سمت مردم نیز حمله کردند. با ادامه سر دادن شعارها در حمایت از بهشتی، حامیان دولت که چهره‌های خبرنگاران فارس و رجانیوز را به وضوح در میان آنها مشاهده می‌شد به سوی مردم حمله کردند و شعار مرگ بر منافق، منافق حیا کن مصلی رو رها کن و ... سر دادند.

این افراد با حمایت نیروهای انتظامی که با باتوم مردم را متفرق می کردند، شعارهایی علیه بهشتی سر دادند. نیروهای بسیج سپس با گاز اشک آور سعر بر متقرف کردن مردم کردند. عوامل بسیج به غرفه روزنامه اعتماد، خبرگزاری ایلنا و چند غرفه دیگر آسیب وارد کردند و با دویدن در نمایشگاه و عربده کشی سعی در به ایجاد رعب و وحشت در میان مردم حاضر در نمایشگاه داشتند.

موج سبز آزادی  : سایت کودتاچی فارس نیوز اقدام به انتشار فیلمی از یورش دیروز لباس‌شخصی‌های چماقدار به مهدی کروبی کرده است که به خوبی ابعاد حمله از پیش تعیین شده به شیخ اصلاحات را همان‌طور که خود وی نیز در شرح مختصری بر آنچه که در نمایشگاه بر او گذشت ذکر کرده بود، آشکار می‌سازد. با مشاهده این فیلم نکاتی به ذهن می‌رسد که خوب است بینندگان در هنگام دیدن این گزارش ویدئویی به آن دقت کنند تا دریابند وقتی می‌گوییم عمله فارس نیوز از عناصر اصلی کودتای ۲۲ خرداد هستند گزاف نگفته‌ایم:

اول: فیلم منتشر شده توسط فارس‌نیوز بر خلاف همه فیلم‌های منتشر شده از درگیری دیروز که کمتر از یک دقیقه هستند، فیلمی کامل و بلند است و بر خلاف همه فیلم‌هایی که اتفاقی و با عجله گرفته شده‌اند، کاملا با آرامی و کنترل فیلمبردار روی دوربین این فیلمبرداری صورت گرفته است. این فیلم سیری داستان‌وار دارد. کاملا آشکار است که دوربینی اختصاصی توسط فارس نیوز به محل پیاده شدن کروبی از ماشین برای ورود به نمایشگاه فرستاده شده است تا از سناریویی که لباس‌شخصی‌ها برای او چیده‌ بودند فیلم کاملی تهیه کند و شعارهای مرگ‌باری که تنها از دهان دست‌اندرکاران فارس نیوز و شبه نظامیان لباس‌ شخصی ممکن است بیرون بیاید را به مردم نسبت دهند.

دوم: با دقت در زاویه و نوع حرکت دوربین به خوبی آشکار می‌شود که تیم فیلمبرداری از همان بدو ورود کروبی در حال تعقیب اوست. دوربین از پشت سر کروبی و در جاهایی کار گذاشته شده است که ازسطح مردم عادی حاضر در نمایشگاه فاصله دارد و به همین دلیل فیلمبردار با تسلط کامل روی دوربین فاصله خود را با سبزها حفظ می‌کند تا مبادا دوربینش به همان بلایی دچار شود که دوربین گزارشگر پرس تی‌وی در برابر سفارت ایران در لندن به آن گرفتار آمد!

سوم: بعد گذشت تقریبا یک دقیقه از تماشای فیلم، ناگهان جمعی که کاملا با دوربین هماهنگند و حتی با گاف‌ دادن و نگاه‌ به دوربین این هماهنگی را به خوبی علنی می‌کنند وارد فیلم می‌شوند و شروع به شعار دادن علیه کروبی می‌نمایند. جالب این‌جاست که در این لحظات، فیلمبردار نه دستش می‌لرزد و نه تعادلش را از دست می‌دهد. آنقدر همه چیز طراحی شده و از پیش تنظیم شده است که حتی یک نفر هم از پشت سر فیلمبردار عبور نمی‌کند. در حالی‌که چنین به نظر می‌آید که فیلمبردار در ازدحام جمعیت مخالفان کروبی (!) قرار گرفته است اما او با خونسردی کامل به فیلمبرداری خود ادامه می‌دهد.

چهارم: جایی که کروبی روی پله‌های یکی از کریدورهای نمایشگاه توسط عناصر کودتا محاصره می‌شود، بخش کلیدی این فیلم است دوربین با فاصله بسیار کمی از کروبی در حال حرکت است. در این بخش از فیلم این فرضیه که دوربینی حرفه‌ای از سوی فارس‌نیوز برای تهیه فیلم ضرب و شتم کروبی به نمایشگاه فرستاده شده بود کاملا اثبات می‌شود چرا که هیچ یک از شاهدان عینی که در آنجا حضور داشتند امکان نداشت بتوانند در چنین زاویه‌ای قرار بگیرند و از ناسزاگویی‌ها به کروبی فیلم بگیرند.

کاملا پیداست که دوربین قبل از بالا آمدن کروبی از پله‌های نمایشگاه کاشته شده است و فیلمبردار به محض دیدن کروبی دوربینش را روشن می‌کند و تیم فحش هم کارش را به خوبی انجام می دهد و در فاصله‌ای نزدیک از بلندگوی دوربین شعار مرگ را سر می‌دهد تا صدایش به خوبی در فیلم ضبط شود!

پنجم: بخش مضحک این فیلم به کشیدن دایره‌ای قرمز به دور اسلحه یکی از محافظان کروبی است. هر کس نداند، فارس نیوزی‌ها که اتفاقا به دلیل فعالیت‌های غیرقانونی و خشونت‌بارشان در خیابان‌های تهران آشنایی وثیقی با سلاح گرم دارند باید بدانند که حمل سلاح گرم توسط محافظان مقامات کشور امری طبیعی و ضروری است. وقتی مشتی کودتاچی شیخ را محاصره کرده‌اند و شعار مرگ او را سر می دهند، انتظار دارید محافظ شیخ بایستد و در دوربینتان لبخند بزند؟ از کجا معلوم که از میان همان چماقدارانی که به خون اصلاحات تشنه است، دستی پلید بیرون نیاید و کاری نکند؟

وظیفه یک محافظ حفاظت از جان فردی است که محافظتش را بر عهده دارد. محافظ کروبی آن‌قدر کارش را بلد است که مثل عمله کودتا اشتباها تیرش به سینه دختر جوانی در خیابان کارگر اصابت نکند! خوب بود به جای دایره قرمز به دور اسلحه یک محافظ و چهره وی، دایره‌ای قرمز به دور دستان خون‌الودی می‌کشیدید که به خیابان‌ها بسیج کردید تا سینه‌های جوانان مردم را بدرند. آیا حتی یک نفر از آن قاتلان که چهره‌هایشان برایتان به خوبی شناخته شده هم هست را در سایت معلوم‌الحالتان معرفی کرده‌اید که حالا به محافظ یک مقام سیاسی رسیده‌اید؟

ششم: اوج فضاحت این فیلم و سازندگان کودتاگرش آنجایی نمایان می شود که لنگه کفشی درست از کنار دوربین به سمت کروبی پرتاب می‌شود و سناریو را کامل می‌کند. این بخش از فیلم به لطف خود عناصر کودتا اسلوموشن است و به خوبی می‌توان دید که دوربین و لنگه کفش چه نسبت نزدیکی با هم برقرار می‌کنند!

و در آخر هم توصیه‌ای به سازندگان این فیلم طنز؛ سعی کنید بعد از این فاصله دوربین و لنگه کفش را طوری تنظیم کنید که در آخرین لحظه کل زحمات شعاردهندگانی که گلویشان برای ساختن این فیلم دریده شد به باد فنا نرود! 

در اوایل ماه جاری وقتی هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس مجلس خبرگان اعلام کرد که طرحی برای خروج از بن‌بست و در واقع آشتی ملی در دست تهیه دارد، بسیاری از اصولگرایان با این استدلال که بحران یا بن‌بستی وجود ندارد و یا هاشمی رفسنجانی خود از مسئولین این وضعیت است، در مقابل این خبر موضع گرفتند و به هاشمی حمله کردند.

اما سه هفته طول کشید تا حبیب‌اله عسگراولادی، چهره‌ی شاخص جریان مؤتلفه اعلام کند که این طرح به رهبر ارائه شده است و افرادی چون غلامعلی حداد عادل، محمدرضا باهنر، مصطفی میرسلیم و مرتضی نبوی از تهیه‌کنندگان این طرح بوده‌اند.

بدین ترتیب بار دیگر مساله‌ی بحران و راهی برای برون‌رفت از آن موضوع محوری مباحثات سیاسی قرار گرفته است. این بحث را با آقای علی رضا حقیقی، استاد دانشگاه در کانادا و تحلیل‌گر مسائل سیاسی طرح کرده‌ام.

Download it Here!

آقای حقیقی، نگاه شما به امکان خروج از بحران در شرایط فعلی چگونه است؟

طرح‌های خروج به طور کلی تابع سه فاکتور است. فاکتور اول این است که چقدر تظاهرات و تجمعات مخالفین در حوزه‌های اجتماعی مثل دانشگاه یا دیگر اماکن عمومی تداوم پیدا کند. نکته‌ی دوم این است که نظام بین‌المللی در برخورد با ایران چه سیاستی را پیش بگیرد. در واقع سیاست تحریم‌های شدیدتر یا سیاست مصالحه و نزدیکی را داشته باشد.

نکته‌ی سوم هم این است که نیروهای تصمیم‌گیرنده در سطوح مختلف جمهوری اسلامی چه لابی‌هایی انجام می‌دهند و اکثریت‌شان و نیروهای مقتدرشان به چه نتایجی برای آیند‌ه‌ی جمهوری اسلامی دست پیدا می‌کنند؟

یعنی آیا منافع سیاسی نظام را مدنظر قرار می‌دهند، یا ممکن است فکر کنند که نظام و آینده‌اش پیوند خورده است با دولت آقای‌ احمدی‌نژاد؟

این سه فاکتوری است که باعث می‌شود راه‌حل‌های خروج از سوی دولت و نیروهای تصمیم‌گیرنده ظهور پیدا کند.

آیا فاکتور سوم مستقیماً به آن دو فاکتور دیگر برنمی‌گیرد؟ یعنی این که جنبش سبز اگر در شکل فعال خودش باشد و برخوردهای بین‌المللی هم میزانی محدودکننده داشته باشد، آیا روی قسمت سوم، که همان برخورد رهبران جمهوری اسلامی است تأثیر نمی‌گذارد؟

بله. ولی قبل از انتخابات توانستند این بحث را برای عده‌ای جا بیندازند که سرنوشت نظام جمهوری اسلامی با آقای احمدی‌نژاد گره خورده است. یعنی اگر آقای احمدی‌نژاد در این انتخابات برنده نشود، حداقل این نوع رژیمی که از جمهوری اسلامی تعریف می‌شود، نمی‌تواند تداوم پیدا کند و طبیعی است که باید تلاش کرد تا آقای احمدی‌نژاد در انتخابات برگزیده شود.

عده‌ای چنین دیدگاهی داشتند. حالا اگر کسی چنین دیدگاهی داشته باشد، طبیعی است که از این زاویه هیچ راهی ندارد مگر این که تمام تخم‌مرغ‌ها را در سبد تداوم وضعیت موجود بگذارد و هزینه‌هایش را هم به هر قیمتی پرداخت کند.

انشعاب درون سیستم هم میان سپاه یا وزارت اطلاعات و بخش‌های تصمیم‌گیرنده‌ی دیگر ناشی از همین مساله است که عده‌ای می‌گویند لزومی ندارد همه‌ی تخم‌مرغ‌ها را در سبد آقای احمدی‌نژاد گذاشت.

عده‌ی دیگری هم می‌گویند بستگی دارد چه کسی موفق بشود نظرش را جا بیندازد و اگر عنصر اول، یعنی مساله‌ی تظاهرات در خیابان خیلی شدت بگیرد، طبیعی است که باید نظر آن گروهی که معتقد به افق آینده‌ی این نظام بدون آقای احمدی‌نژاد هستند، را پذیرفت. در حقیقت دیدگاه آن‌ها پیش خواهد رفت.

در شرایط فعلی شما نمی‌توانید بگویید که کدام‌یک از این دو دیدگاه وضع بهتری دارند یا توازن قوا در مورد این دو دیدگاه چگونه است؟

این‌ها بستگی به اطلاعات ریزی دارد که متأسفانه من نمی‌توانم بگویم که دارای این اطلاعات هستم. تقریباً هیچ‌کس نمی‌تواند بگویید که چه کسی این اطلاعات را دارد و دقیقاً آن‌ها را می‌داند! در حقیقت این تصمیمی است که در حال چالش درون سیستم است و هنوز گرفته نشده و ممکن است روز به روز با تحولات مختلف تغییر کند.

علی رضا حقیقی، استاد دانشگاه در کانادا و تحلیل‌گر مسائل سیاسی

شما سه عاملی را که زمینه‌ی پیدایش راهی برای خروج از بن‌بست هستند را متصل دانستید به سه عامل و آن سه عامل را هم ارزیابی کردید. الان تلاش‌هایی از طرفین مختلف هست و زنده‌ترین چیزی هم که می‌شود به آن استناد کنیم، طرحی است که گویا آقای هاشمی به آن اشاره کرده‌اند و الان باید پیش رهبری باشد. این چگونه طرحی ممکن است باشد؟

یک وضعیت خوبش ممکن است فروپاشی باشد که من بعید می‌دانم با چنین موقعیت و قدرتی که اکنون هست، منجر به فروپاشی بشود. یک فاکتور خروج می‌تواند مساله‌ی جنگ و یا وضعیت‌هایی مانند اقدامی عملی جهت تغییر در کل سیستم باشد که من با توجه به دلایل مختلف آن را خیلی محتمل نمی‌دانم.

منظورتان کودتایی درون همین ترکیب قدرت فعلی است؟

من از وضعیت خروج به طور کلی می‌گویم. تغییر در وضعیت و مواضع رهبری، استفاده از نیروی نظامی یا مساله‌ی جنگ خارجی است که این‌ها سه فاکتور خروج از بحران است.

مساله‌ی فروپاشی که مطرح کردم را محتمل نمی‌دانم و احتمالش خیلی بعید است. اما می‌ماند مساله‌ی سوم و در حقیقت تغییراتی که معطوف به دولت آقای‌ احمدی‌نژاد است.

تغییراتی که معطوف به دولت آقای‌ احمدی‌نژاد است، خود سه وضعیت را می‌تواند محتمل باشد. یکی این که فشارهای درونی اجتماعی، فشارهای بین‌المللی و فشارهای درون نظام باهم ترکیب شوند تا آقای احمدی‌نژاد خودش استعفا بدهد.

در حقیقت آقای‌ احمدی‌نژاد در چنین وضعیتی برای هواداران خودش قهرمان می‌ماند و خودش را برای بازی‌های آینده نگه می‌دارد. خیلی‌ها با این نظر مخالف‌اند و معتقدند خصوصیات شخصی آقای احمدی‌نژاد و آن گرایش حاد ایشان برای قدرت و حتی تصویری که ایشان دارد از توانایی خودش برای مدیریت جهانی، مانع از انجام این کار خواهد شد.

یک راه‌حل هم این است که به آقای احمدی‌نژاد عدم صلاحیت داده شود. بر اثر همان سه فاکتوری که من گفتم، نظام به این نتیجه برسد که حفظ خودش منوط به کنارگذاشتن آقای احمدی‌نژاد است و سرنوشت خودش را به سرنوشت آقای احمدی‌نژاد گره نزند.

این کار هم از عهده‌ مجلس برمی‌آید و هم از عهده‌ی قوه قضاییه که می‌توانند عدم کفایت رییس جمهور را تأیید کنند و بفرستند برای رهبری که آن وقت در این زمینه آقای احمدی‌‌نژاد دیگر اختیار از خودش ندارد و به طور قانونی برکنار می‌شود.

بعد از برکناری آقای احمدی‌نژاد چه می‌شود؟

انتخابات جدیدی برگزار خواهد شد و در انتخابات جدید هم ممکن است صلاحیت آقای موسوی را رد کنند. البته آقای احمدی‌نژاد می‌تواند دوباره کاندیدا بشود! ولی به خاطر این که با عدم صلاحیت رد شده است، احتمالاً شورای نگهبان صلاحیتش را رد می‌کند.

در این صورت نه آقای موسوی خواهد بود، نه آقای احمدی‌نژاد و نه آقای کروبی. یک بازی جدید و یک چهره‌ی جدید مثل آقای قالیباف یا نیروهایی مثل آقای لاریجانی به میدان خواهند آمد و بخشی از طبقه‌ی متوسط هم به هرحال ممکن است برود به سمت حمایت از این جریانات.

یک وضعیت دیگر هم این است که خود آقای احمدی‌نژاد می‌گوید این چیزهایی را که طبقه‌ی متوسط دنبالش هست، من خودم انجام می‌دهم. این خطی است که آقای مشایی دنبال می‌کند. چون آقای مشایی معتقد است تصویر اصلاح‌طلبانه‌ی آقای‌ احمدی‌نژاد در میان هیاهوهای مخالفین مثل کیهان و مؤتلفه گم شده است و تصویر آقای ‌احمدی‌نژاد تصویری است که آقای شریعتمداری ترسیم می‌کند.

از این زاویه دنبال آن سیاست هستند که چیز جدیدی را به نمایش بگذارند و بخشی از طبقه‌ی متوسط را به سمت خودشان بیاورند.

انتخاب سه وزیر زن در کابینه که اگر مجلس رأی داده بود، الان ما سه وزیر زن در کابینه داشتیم! یا به‌ کارگیری بخشی از نیروهای تحصیل‌کرده در سیستم که شهرت مذهبی هم ندارند، مثل انتخاب آقای پژویان به‌عنوان بخش سرمایه‌گذاری خصوصی، و از این بابت آن سیاست‌هایی را که طبقه‌ی متوسط دنبالش هست، اینها خودشان تحقق ببخشند.

حرف آقای احمدی‌نژاد این است که اگر من بخواهم امتیاز بدهم، این امتیاز را به آقای هاشمی رفسنجانی نخواهم داد. چون آقای هاشمی رفسنجانی روی موج مطالبات این طبقه‌ی متوسط آمده بالا، پس این امتیاز را من مستقیم می‌دهم به همان کسانی که دنبال مطالبات‌اند.

این راه‌حل چقدر امکان تحقق دارد؟

به نظر می‌رسد که آقای احمدی‌نژاد دنبال این است که به یک نوع تنش‌زدایی و مصالحه با سیستم بین‌المللی و به خصوص با آمریکا است و فکر می‌کند این بخشی از مطالبات طبقه‌ی متوسط در حوزه‌ی بین‌المللی است و از آن زاویه می‌تواند حضور بخشی از بدنه‌ی اجتماعی را در تظاهرات خیابانی کم‌رنگ کند و به تدریج مساله را حل کند.

حالا این مسئله پیش می‌آید. طرحی که واقعاً ارائه شده است با توجه به تهیه‌کنندگان آن، ممکن است حاوی کدام بخش از این احتمالاتی باشد که شما به آن اشاره کردید؟

با توجه به تهیه‌کنندگانش که ظاهراً آقای حداد هم نقش داشته است، این طرح نمی‌تواند رادیکال باشد. آن محورهایی که به نظر من هست، حتماً آزادی زندانیان سیاسی است که در حقیقت یک نوع جان‌بخشی به افکارعمومی است با حضور مثلاً مهندس موسوی یا آقای کروبی در تلویزیون و ممکن است این باشد که مثلاً کمیته‌ای تشکیل بشود که به مسائل تخلفات انتخاباتی رسیدگی بشود.

آیا این احتمال با این حکم‌هایی که اخیراً داده شده جور درمی‌آید و وضعیتی که در مورد متهمین وجود دارد؟

بله، احتمالش هست. این حکم‌ها قابل تجدیدنظر است. تجربه هم نشان داده است که این حکم‌ها قابل تجدیدنظر است. یک راه‌ حلش این است. ولی راه حل دیگری که ممکن است پیش بیاید، این است که در صورتی که فاکتور اول، یعنی تظاهرات خیابانی تداوم پیدا کند، ممکن است اصلاً وضعیت به گونه‌ی دیگری بشود. یعنی برای این که سیستم حفظ شود، فشار بیاورند تا آقای احمدی‌نژاد استعفا دهد که در حقیقت چهره‌اش حفظ می‌شود و آن موقع در انتخاباتی که برگزار می‌شود، دیگر از اصلاح‌طلبان هم کسی را تأیید نمی‌کنند.

به خاطر این که می‌گویند مواضعی که این‌ها گرفتند، علیه ولایت فقیه بوده است. ولی من فکر نمی‌کنم طرحی که داده شده است، طرح خیلی رادیکالی باشد. ممکن است یک عامل دیگر این باشد که آقای احمدی‌نژاد با بخشی از نیروی معترض ائتلاف کند یا بخشی از این‌ها را در سیستم خودش در حوزه‌هایی مختلف به کار بگیرد.

و جای آقایان کروبی، موسوی و خاتمی در این طرح‌ها کجاست؟

من فکر می‌کنم اگر آقایان کروبی و موسوی و کسانی که به‌عنوان لیدر این جریان شناخته می‌شوند مواضع خودشان را تعدیل کنند و دوباره ابراز وفاداری کنند به نظام، ممکن است در مورد آزادی زندانیان سیاسی کمک کنند و همچنین امکان حضورشان در برخی از رسانه‌های دولتی فراهم بشود.

منظورتان از این تعدیل مواضع و ابراز وفاداری مجدد مثلاً چه هست؟

مقصود من این است که با صراحت می‌توانند بخش‌هایی را که الان به عنوان جنبش سبز شکل گرفته است نقد کنند! چون ببینید جنبش سبز با طرح و ایده‌ی آقای موسوی درست شد، مساله‌اش حمایت از آقای موسوی در انتخابات ریاست جمهوری بود و همان دیدگاه‌هایی که آقای موسوی دارد. ولی الان جنبش سبز طیف وسیعی را دربرگرفته است که خیلی‌های‌شان اصلاً شرکت در انتخابات را قبول نداشتند.

بنابراین این جنبش سبز نمی‌تواند به این شکل تداوم پیدا بکند. چون همه‌شان در مخالفت با آقای احمدی‌نژاد شریک‌اند، ولی در مورد بعدش که چه می‌خواهند، باهم اختلاف نظرهای اساسی دارند.

خب نقد آن‌ها از این جنبش سبز موجب تضعیف این جنبش نمی‌شود؟

بالاخره آن‌ها می‌خواهند یک مرزبندی کنند که مردم بدانند این جنبش سبز چه هدف‌هایی را دنبال می‌کند. جنبش سبز، جنبشی اصلاح‌طلبانه بوده، نه جنبشی رادیکالی که جریان را قطبی کند.

همان‌طور که آقای کروبی هم گفته و درست هم اشاره کرده است، تجربه‌ی تاریخی جریان ایران نشان می‌دهد که اگر شما جریان اجتماعی را به سرعت قطبی کنید، به خاطر این که این جریان در حوزه‌های مالی و رسانه‌ای قدرت اجتماعی‌اش زیاد نیست، این قطبی کردن سریع باعث می‌شود که سرکوبش هم سریع صورت بگیرد و بعد از مدتی نتواند تداوم پیدا کند.

بنابراین آن‌ها می‌خواهند از این حالت قطبی‌شدن جلوگیری کنند، تا مانع سرکوب این جریان بشوند.

منبع : راديو زمانه

مهدی کروبی، رئیس دو دوره از مجلس شورای اسلامی و نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، روز جمعه اول آبان در نمایشگاه مطبوعات حاضر شد.

به گزارش پارلمان نیوز، پایگاه خبری فراکسیون اقلیت مجلس، با ورود کروبی تعدادی از مردم شعار «مرگ بر دیکتاتور» و شعارهای دیگری در حمایت از جنبش سبز سر دادند. 

این گزارش همچنین حاکی از آن است که حامیان محمود احمدی‌نژاد پس از دقایقی توانستند از سد مردم عبور کرده و خود را به کروبی برسانند. پارلمان نیوز گزارش می‌دهد که این افراد به کروبی حمله کرده و عمامه او را از سرش انداخته‌اند. 

شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات تهران، امسال با ناآرامی‌های زیادی برگزار شد. روز افتتاحیه این نمایشگاه نیز که قرار بود مردم عادی هم در آن شرکت کنند، به دلیل اعلام حامیان جنبش سبز برای ورود به مراسم افتتاح، درهای نمایشگاه تا بعد از پایان مراسم به روی مردم بسته ماند.

همچنین بر اساس گزارش‌های منتشرشده، طرفداران جنبش سبز در مقابل غرفه روزنامه کیهان تجمع کرده و شعار «رسانه‌های شیطان، ایرنا و فارس و کیهان» سر داده‌اند. در آن‌سو نیز غرفه‌ای با نام «غرفه شکایت از موسوی» برپا شده بود. مسئولان این غرفه بازدیدکنندگان را تشویق به امضا برای شکایت از میرحسین موسوی، نامزد دیگر معترض به نتیجه انتخابات، می‌کردند. روز پنج‌شنبه، ۳۰ مهر، این غرفه به دستور مسئولان نمایشگاه برچیده شد.

قبل از این در پستهای قدیمی تابلویی از جنگ داریوش و اسکندر در ایسوس را بررسی کردیم و دیدیم که در آن جنگ داریوش سوم از اسکندر شکست میخورد که میتوانید برای دیدن آن اینجا را کلیک کنید.
پس از آن طبق روایات تاریخی داریوش از میدان جنگ متواری میشود اما خیمه های مربوط به زنان به دست لشکر اسکندر میافتد.پس از محاصره ی خیمه ها آنچه که در روایات متفاوت آمده است این است که مادر داریوش به نام” سی سی کامیوز”به هیچ وجه تسلیم نمیشود و با اسکندر میجنگدد اما نهایتا اسیر میشود اما در روایتی دیگر که در تابلوهای زیر آن را خواهیم دید “سی سی کامیوز” به محض آنکه اسکندر به خیمه آنها نزدیک میشود در برابر شاه فاتح زانو میزند و برای اهل خیمه طلب امان میکند و همچنین اسکندر نیز با آنها جوانمردانه رفتار میکند و احترامی را که شایسته آنها است را به جای میاورد.تابلوی زیر اثر دیزیانی نقاش ایتالیایی است که بایستی در سالهای حدود 1750 میلادی تصویر شده باشد.در تابلوی زیر مادر …همسر و 2 دختر داریوش سوم دیده میشود که در سمت چپ تابلو قرار دارد و پیرمردی که از لشکریان اسکندر است در سمت چپ میبینید..اسکندر و سرداران او در سمت راست کاملا واضح هستند.مادر داریوش در این صحنه زانو زده اما اسکندر را میبینید که مهربانانه دستش را برای بلند کردن او از زمین دراز کرده است.

1

تصویر زیر نیز از پائولو ورونس میباشد که در قرن 16 میلادی کشیده شده است و همان شخصیت ها حضور دارند..پیرمردی که توصیف آن در تابلوی قبل نیز رفت نامش هفائستین میباشد.

The_Family_of_Darius_before_Alexander_by_Paolo_Veronese_1570

متاسفانه در این اسارت همسر داریوش جان میسپارد و در تابلوی زیر میبینید که اسکندر برای دلجویی آمده است و همسر داریوش بر روی تخت و مادر او در کنار نوه ی کوچکش در حالی که با دلخوری و بی اعتنایی به اسکندر نگاه میکند تصویر شده است

dari

منبع : وبلاگ فوسكا


به گزارش تابناک ، مسئول دفتر پخش خبر صداوسیما اعلام کرد: «مرتضی حیدری به خارج از ایران سفر کرده و یک ماه دیگر نیز از این سفر باز می‌گردد.»

در پی شایعاتی که در مورد ناپدید شدن مرتضی حیدری مجری اخبار و برنامه‌های تحلیلی صداوسیما انتشار یافت، مسئول دفتر پخش خبر صداوسیما خبر از سفر یک ماهه او به خارج از کشور داد، این در حالی است که طبق همین شایعات برخی منابع از دستگیری او به دلیل اقدام به پناهندگی خبر می‌دادند.

روز گذشته خبری با عنوان «شایعه گم شدن مرتضی حیدری» در سایت‌ها انتشار یافت و در مدت زمان کوتاهی به محافل مختلف راه یافت و بحث‌ها و گمانه زنی‌ها در مورد دلایل احتمالی این گم شدن آغاز شد.
ماجرا از اینجا شروع شده بود که حیدری از هفته گذشته در برنامه‌های تلویزیونی حاضر نمی‌شد و برخلاف آنکه هر شب یا به عنوان مجری اخبار ساعت 21 تصویر او در قاب تلویزیون نقش می‌بست و یا در برنامه‌ای تحلیلی حاضر می‌شد، از ابتدای هفته جاری چهره او در تلویزیون دیده نشد تا به این شکل شایعات در مورد او جان بگیرد. بالاخره خبری با عنوان گم شدن او انتشار یافت.
شایعات در این مورد، به دستگیری حیدری اشاره می‌کند که او قصد داشته از کشور آمریکا پناهندگی بگیرد و پیش از آنکه موفق به این کار شود، دستگیر شده و تلاش‌های او بی‌نتیجه مانده است. اما خبر رسمی از سوی خانم نیکویی، مسئول دفتر پخش خبر صداوسیما که حاضر نشد نام کامل خود را بیان کند، به این ترتیب عنوان شد. او به خبر گفت: «مرتضی حیدری از هفته گذشته به خارج از ایران سفر کرده و یک ماه دیگر نیز از این سفر باز می‌گردد.» آخرین شنیده‌ها حاکی است حیدری احتمالا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته و ممکن است بازگشت وی بسیار بیشتر از یک ماه طول بکشد.
مرتضی حیدری در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به عنوان مجری با کاندیداها در شبکه دوم سیما گفت‌وگو می‌کرد. پس از برگزاری انتخابات نیز تا مدتی عنوان می‌شد او تمایلی به حضور در برنامه‌های خبری و اجرا ندارد تا اینکه تصویر او روی آنتن رفت و در ادامه به عنوان مجری با محمد عطریانفر، سعید شریعتی و سعید حجاریان درباره اعتراف‌های آنان گفت‌وگو کرد. آخرین گفت‌وگوی او نیز با رئیس‌جمهور در تلویزیون پخش شد.

باستانی و تاجبخش

احکام بدوی دو متهم دیگر از حوادث بعد از انتخابات در ایران صادر شد

درپی صدور احکام کیفری برای برخی از متهمان اتفاقات بعد از انتخابات در ایران، مسعود باستانی، روزنامه نگار و فعال سیاسی به 6 سال حبس تعزیری و یحیی کیان تاجبخش، پژوهشگر ایرانی- آمریکایی به بیش از 12 سال حبس تعزیری محکوم شده است.

به گزارش ایرنا، خبرگزاری دولتی ایران هوشنگ اظهری، وکیل تسخیری آقای تاجبخش در این باره گفت موکلش در حال تنظیم متن اعتراض به حکم صادره است.آقای اظهری همچنین گفت بر اساس قانون نمی تواند میزان دقیق محکومیت را اعلام کند.

یحیی کیان تاجبخش 18 تیرماه امسال برای بار دوم دستگیر شد و در چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات محاکمه شد.

آقای تاجبخش به" اقدام ضد امنیت ایران از طریق عضویت در شبکه اینترنتی مربوط به گری سیک عضو سازمان سیا و عناصر بیگانه در جهت تحریک مردم به آشوب و اغتشاش در انتخابات ریاست جمهوری ، جاسوسی و ارتباط با عناصر بیگانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ، قبول سمت مشاوره بنیاد برانداز سوروس در ایران در جهت طراحی براندازی نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ، فعالیت تبلیغی علیه این نظام از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی و ایجاد شبهه تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت ، اخلال در نظم عمومی و ایجاد ترس و وحشت در جامعه" متهم است.

کیان تاجبخش دو سال پیش هم به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی و تلاش برای بر اندازی نرم دستگیر شده بود" و پس از 4 ماه حبس با سپردن وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد.

بر اساس گزارش ها، در حکم بدوی مسعود باستانی هم که بیش از 3 ماه است در بازداشت به سر می برد آمده که یک سال حبس او به اتهام "تبلیغ علیه نظام"و 5 سال دیگر به اتهام"اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش" است.

پیش از این سعید حجاریان، چهره سرشناس جریان اصلاحات در ایران، شهاب الدین طباطبایی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت اسلامی ایران اسلامی و هدایت الله آقایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در احکام اولیه، هر کدام به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

"نبوی در بیمارستان بماند"

به گزارش خبرگزاری کار ایران در پی دیدار فریدون امیر آبادی، معاون دادستان تهران با بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیمارستان خاتم الانبیا مقرر شده که او همچنان در بیمارستان بستری باشد.

به گزارش ایلنا، دادستانی تهران این تصمیم را با توجه به وضعیت جسمی وی و نظریه پزشکی قانونی گرفته است.

جزییات نظریه پزشکی قانونی و چگونگی وضعیت جسمی آقای نبوی در این گزارش ها عنوان نشده است.

بهزاد نبوی که یک روز بعد از انتخابات بازداشت شد بعد از بازداشت به علت بیماری تحت عمل جراحی قرار گرفت . آقای نبوی 68 سال دارد و پیشتر تحت عمل جراحی بای پس قلب قرار گرفته بود.

در همین حال کمیته پزشکی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارسال نامه ای به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه نسبت به وضعیت آقای نبوی ابراز نگرانی کرده و خواستار دیدار هیات پزشکی منتخب این کمیته با آقای نبوی شد.

وضعیت سایر بازداشت شدگان

در همین حال مهدیه محمدی، همسر احمد زید آبادی نیز روز گذشته، 27 مهرماه اعلام کرد که برای پنجمین هفته متوالی از ملاقات خانواده با آقای زید آبادی جلوگیری شده است.

خانم زیدآبادی همچنین گفت، 35 روز است که در بی خبری مطلق از آقای زید آبادی به سر می برد. وی افزود که همسرش تحت شکنجه هایی قرار گرفته که ابعاد آن هنوز روشن نیست.

زهرا محمدی، همسر جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور دولت آقای خاتمی و عضو حزب کارگزاران سازندگی و معاون تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد تهران میر حسین موسوی، در نامه ای به دادستان تهران نسبت به وضعیت جسمی همسرش ابراز نگرانی کرده و نوشته، اتهام آقای خانجانی "سخنرانی علیه محمود احمدی نژاد است."

خانم محمدی در این نامه نوشته، "همسرم 4 ماه است در انفرادی که مصداق بارز شکنجه است به سر می برد و برای اعتراف اجباری تحت شکنجه است."

بر اساس برخی گزارش ها، عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران در دیدار با روزنامه نگاران در بند محمد قوچانی، بهمن امویی، کیوان صمیمی و چند نفر دیگر، انتقادات آنها را شنیده و دستوراتی نیز برای رسیدگی صادر کرده است.

بازداشت عضو شورای مرکزی نهضت آزادی

نهضت آزادی ایران در اطلاعیه ای اعلام کرد که امیر خرم، عضو شورای مرکزی و دفتر سیاسی این گروه سیاسی بازداشت و ممنوع الخروج شده است.

بر اساس اطلاعیه نهضت آزادی آقای خرم که برای انجام یک ماموریت شغلی عازم فنلاند و آلمان بوده با ممانعت ماموران و ضبط گذرنامه از این مسافرت باز مانده است.

جلوگیری از خروج این عضو نهضت آزادی ایران با حکم دادگاه انقلاب و دادستانی انجام شده است.

امیر خرم در سال 1380 نیز به صورت موقت بازداشت شده و بعد از محاکمه غیر علنی به چهار سال و نیم زندان تعزیری محکوم شده بود.

در حالی كه قرار بود برنامه انجمن اسلامی تازه تاسیس دانشگاه امیركبیر با حضور كوچك زاده، نماینده مجلس، سردار طلایی، نماینده شورای شهر تهران و اعلمی، نماینده سابق مجلس برگزار شود، 2 مهمان اول از حضور در این برنامه خودداری كردند و قره باغی، از طراحان تئوری كودتای مخملی در حوادث اخیر كه در دانشگاه تهران هم سخنرانی كرده بود، به مناظره صریحی با اكبر اعلمی، پرداخت كه با شعارهای دانشجویان معترض حواشی زیادی یافت. 

در گزارش ایرنا كه با سانسور گسترده و انتشار گزینشی سخنان اعلمی همراه است، آمده است:

 ناصر قره‌باغی كارشناس مسایل سیاسی عصر امروز در مناظره با اكبر اعلمی نماینده سابق مجلس كه به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیركبیر در سالن آمفی‌تئاتر مركزی این دانشگاه برگزار شد در حالی كه افرادی منتسب به جنبش سبز اجازه صحبت‌ كردن به او را نمی‌دادند و در پاسخ به این مطلب كه "دروغگو دروغگو 63 درصد كو؟" گفت: با آغاز دور سوم سفرهای استانی این مطلب مشخص می‌شود.

وی كه در نشست بررسی عوامل موثر در اطراف بحران انتخابات سخن می‌گفت اظهار داشت: برخی معتقدند كه اعتراضات یك حركت خودجوش مردمی بود و بعد تقلب شد و مردم حق خود را از دست دادند.

وی افزود: برخی دیگر نیز معتقدند به هیچ وجه تقلبی در كار نبوده و اگر اعتراضی هست و معترضین استناداتی دارند مربوط به تخلفات است.

وی در ادامه اظهاراتش كه با شعارهایی علیه نهاد بسیج همراه بود گفت: بسیجی واقعی بسیجی دانش‌آموزی است كه اغتشاشگران در میدان كاج تهران وحشیانه او را زدند و او یك ریال هم از جایی پول نمی‌گرفت.  

 قره‌باغی درباره شعارهایی در خصوص اینكه بسیجی واقعی همت و باكری بودند، گفت: اگر شهید همت و باكری بودند آیا در مقابل اهانت به خط امام سكوت می‌كردند آیا در مقابل یاوه‌گویی رادیو اسراییل و آمریكا سكوت می‌كردند؟ آیا در برابر جنایات اسراییل علیه مردم غزه سكوت می‌كردند؟

وی گفت: اگر شما در جنبش سبز یك خط مبنی بر مخالفت با جنایات آمریكا و اسراییل نشان دادید من نیز به شما می‌پیوندم.

قره‌باغی در واكنش به شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران گفت: آیا اگر شهید باكری بود این شعار را قبول می‌كرد؟

این كارشناس مسایل سیاسی گفت: اگر در مواضع لیدر جنبش سبز در مخالفت با جنایات اسراییل طی 16 سال گذشته موضعی را دیدید من به شما می‌پیوندم.

وی حمایت از امام را دلیل دیگری بر عملكرد مدعیان خط امام دانست و گفت: زمانی كه گنجی‌ها و كدیورها گفتند تفكر امام به موزه پیوسته است چه كسانی سكوت كردند. وی افزود: اگر این تفكر به قدرت برسد همه را اعدام می‌كند. قره‌باغی افزود: این تفكر متعلق به كسانی است كه دهان روشنفكران حامی مشروطه را دوخت و آنها را به دار آویخت.

قره‌باغی در میان شعارهای جنبش سبز و كسانی كه در صدد ایجاد اخلال در این مناظره بودند گفت: چرا لیدر جنبش سبز از جانیان صهیونیسم اعلام برائت نمی‌كند. وی تصریح كرد: اگر این تفكر حاكم شود پای سربازان اسراییلی و آمریكایی به كشور باز می‌شود.

در این هنگام حاضران شعار دادند "مرگ بر روسیه و مرگ بر چین" كه قره‌باغی گفت: این شعارها را باید در دورانی می‌دادید كه دولت‌های سازندگی و اصلاحات پای قراردادها با این كشورها را باز كردند.اظهارات وی در حالی است كه مواضع موسوی درباره اسراییل درباره آمریكا و اسراییل روشن است و وی بارها آن را اعلام كرده است. 

 قره باغی بدترین سانسور را خودسانسوری دانست و گفت: بدترین حالت زمانی است كه افراد كانالیزه می‌كنند و اخبار را از یك كانال می‌گیرند.

قره‌باغی در واكنش به شعاری كه علیه صدا و سیما در این مناظره مطرح شد گفت: صدا و سیمایی كه شما بر علیه آن شعار می‌دهید پیش از اینكه اصولگرایان را به تصویر بكشد دهه فجر چه كسانی را به نمایش گذاشت؟

وی گفت: آیا مدیران صدا و سیما گرایش های احمدی‌نژادی و اصولگرایی به معنایی كه شما تصور می‌كنید دارند و ببنید در این 16 سال صدا و سیما دست چه كسانی بوده است. 

** اعلمی: كاری نكنید كه ما به بی‌نزاكتی متهم شویم

 اكبر اعلمی نیز در این مناظره تلویحا به شعارهایی كه داده می‌شد اعتراض كرد و گفت: كاری نكنید كه ما به بی‌نزاكتی متهم شویم. با سكوت خود حرف مرا تایید كنید.

این نماینده سابق مجلس با اشاره به اظهارات قره‌باغی در خصوص شهید باكری و همت گفت: اگر شهید باكری و همت و تمامی شهدا بودند از كشته شدن مردم فلسطین ابراز انزجار می‌كردند اما اگر شهید همت و باكری بودند در جایی از ایران كه به روی مردم گلوله گشوده می‌شد و تعدادی از مردم به خاك و خون كشیده می‌شدند اولویت را به دفاع و حمایت از هموطنان می‌دادند یا به مردم فلسطین عنایت می‌كردند.

وی گفت: تمامی سپاهیان و بسیجیان واقعی و جبهه دیده در برابر ریخته شدن خون مردم بی‌تفاوت نبودند. اعلمی در ادامه سخنانش گفت: بجز دو سه مورد در كشور انتخابات به مفهوم واقعی برگزار نشده است.

وی افزود: انتخاباتی كه متناسب با خواست و اراده عمومی مردم باشد و مردم بتوانند در یك شرایط منطقی خواست و اراده واقعی خود را بروز و ظهور دهند انتخابات واقعی است.

اعلمی افزود: اما برخی قیم‌مابانه به نیابت از مردم تصمیم می‌گیرند چه كسانی حق دارند از حق انتخاب شدن استفاده كنند و توده‌های مردم نیز برای اینكه بتوانند از حق انتخاب كننده برخوردار شوند ناگزیر هستند انتخاب خود را به سمتی كه شورای نگهبان می‌پسندد معطوف كنند.

در این هنگام یكی از دانشجویان خطاب به اعلمی گفت: خودت هم نماینده شده‌ای و وی پاسخ داد: البته من جایی از دست شورای نگهبان در رفتم و سه دوره هم رد صلاحیت شدم.

وی با بیان اینكه فرد مستقلی هستم گفت: برای من فرقی نمی‌كند شما احمدی‌نژادی، موسوی‌چی یا خاتمی‌چی باشید حرف من این است كه در 30 سال گذشته انتخابات به مفهوم واقعی برگزار نشد.

اعلمی افزود: در انتخابات اخیر مردم برای صیانت از آرای خود به خیابان‌ها ریختند و حتی برای آنكه از خواست خود دفاع كنند حاضر شدند به پای خواسته‌های خود خون دهند.

اعلمی انتخابات اخیر را مشابه انتخابات گذشته دانست و گفت: دامنه تخلفات در این انتخابات آشكارتر و معنادارتر از گذشته بوده است.

وی سپس عوامل موثر دیگر در بحران انتخابات را به دو بخش پیش زمینه و پس زمینه تقسیم كرد و گفت: اولین و مهم‌ترین عامل این بود كه مردم یا كسانی كه معترض بودند و تعدادشان نیز قابل توجه بود اعتماد خود را به بخشی از هیات حاكمه از دست دادند.

نماینده مجلس هفتم با بیان اینكه شورای نگهبان 6 عضو منصوب و 6 عضو نیمه منصوب دارد گفت: چند نفر از اعضای شورای نگهبان هنگام انتخابات و قبل از آن در كابینه احمدی‌نژاد حضور داشتند. وی اظهار داشت: در این انتخابات آقای جنتی و یزدی رسما به نفع احمدی‌نژاد موضع گرفتند.

در این هنگام دانشجویی گفت: هاشمی رفسنجانی هم به نفع دیگری موضع گرفت و اعلمی پاسخ داد: قرار نیست هر كسی از گوشه‌ای تیری رها كند، شما كه اقلیت هستید رعایت كنید. آن دانشجو هم گفت: شما و حامیانتان آقای قره‌باغی را تیرباران كردید.

اعلمی با بیان اینكه قاضی باید بی‌طرف باشد گفت: اگر طرفین دعوا ثابت كنند قاضی و بازپرس از طرفین پرونده جانبداری كرده و یا از اقوام و آشنایان بوده است می‌تواند درخواست رد دادرسی كند. 

 اعلمی در عین حال گفت: بخش عمده ساكنان جنوب تهران و شرق تهران به دلیل تركیب جمعیتی به احمدی‌نژاد رای دادند.

وی گفت: من از شهرهای حوزه انتخابیه خود یعنی آذربایجان استعلام كردم به جز تبریز، اردبیل و ارومیه در برخی روستاها بیشترین رای را به احمدی‌نژاد دادند. وی افزود: اما نخبگان جامعه كه آنها را در خیابان دیدیم و دانشگاهیان كه نحوه برخوردشان را می‌بینیم به كسانی جز احمدی‌نژاد رای دادند.

نماینده سابق مجلس گفت: برخلاف آنچه وانمود می‌شود موسوی 23 میلیون رای نیاورده است. اعلمی سپس تجمع حامیان احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر را زیر سوال برد و گفت: البته از نظر من به عنوان یك حقوقدان هیچ كدام از اینها نمی‌تواند دلیل باشد بلكه جزو شواهد و قرائنی است كه باعث شده است آن احساس به وجود آید. 

**قره باغی: درود بر خاتمی چون جریان نفاق را رو كرد 

ناصر قره باغی در مناظره با اكبر اعلمی گفت: من هم با شعار درود بر خاتمی موافقم چون اشتباهات زیادی كرد كه باعث شد، دست جریان نفاق رو شود.

قره باغی در واكنش به استناد اعلمی به اجرا نشدن اصل 27 قانون اساسی گفت: خوب است به اصل 40 هم توجه شود، آزادی اجتماعات در صورتی ممكن است كه مخل آزادی و امنیت عمومی نشود.

وی در ادامه گفت: كسانی كه اهل انصاف هستند بروند و یكبار دیگر حرفها و مواضع خاتمی را در دوران ریاست جمهوری مرور كنند و ببینند ایشان چقدر مواضع اسراییلی داشت و تا چه حد از مردم مظلوم فلسطین اعلام حمایت كرد.

قره باغی گفت: خاتمی كسی بود كه قبل از انتخابات در كشورهای عربی و غربی دوره افتاد و برای هزینه انتخابات اعانه جمع كرد. این كارشناس در پاسخ به افرادی كه در این جلسه مناظره شعار مرگ بر دیكتاتور می دادند، گفت: دیكتاتور كسی است كه قبل از اعلام نتایج انتخابات می گوید من برنده انتخابات هستم. 

وی در پاسخ به اظهارات اعلمی مبنی بر این كه اگر امروز شهید باكری زنده بود اولویت را به مردم كشور خودش می داد و در چنین شرایطی به غزه نمی پرداخت گفت: شما موضع هشت سال دولت اصلاحات را علیه اسراییل برای ما بگویید كه چقدر علیه اسراییل بود و چه قدر در دفاع از فلسطین موضع گرفت.

قره باغی در پاسخ به این سخن اعلمی كه بعد از انقلاب انتخابات واقعی در كشور برگزار نشده است، گفت: اگر انتخابات در این كشور واقعی نیست چرا شما شركت می كنید و چگونه به واسطه همین انتخابات مدتی نماینده مجلس بودید. 

 وی افزود: شما كه می گویید انتخابات در كشور واقعی نیست پس چرا مردم در هر دوره از انتخابات بیشتر از دوره های قبل شركت می كنند.

قره باغی ضمن تقدیر از اعلمی به خاطر استفاده از عبارت تخلف در انتخابات به جای تقلب گفت: در تمام دوره های انتخابات تخلفاتی صورت گرفته و در زمان جریان اصلاحات دعواهای انتخاباتی بین خود اصلاح طلبان بود به حدی كه در انتخابات شوراها اختلافات آنها به جایی رسید كه نزدیك بود به روی هم چاقو كشی كنند.

وی در پاسخ به اظهارات اعلمی در خصوص شورای نگهبان گفت: بیان عملكرد شورای نگهبان و ایراد گرفتن به آن هرگز سندی برای اثبات تخلف در انتخابات محسوب نمی شود، ضمن این كه نمایندگان آقای میر حسین سر صندوقها حاضر بودند و ناظر انتخابات بودند.

قره باغی افزود: آقای اعلمی در مورد شورای نگهبان گفت كه قاضی باید بی طرف باشد در حالی كه شورای نگهبان وظیفه اش حمایت از قانون اساسی و اسلام است و وقتی كه برخی كاندیداها و آقای خاتمی صحبت هایی بر خلاف موازین اسلام می كنند و می گویند كه از سكولاریزم گریزی نیست، شورای نگهبان موظف است در مقابل چنین رویكردهایی موضع بگیرد. 

در ادامه این مناظره اعلمی در بخشی از سخنان خود گفت: با شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر آمریكا مخالف هستم. وی در ادامه گفت: البته با شعار مرگ بر اسراییل موافقم چون جزء ایدئولوژی های ماست.

اعلمی اظهار داشت: من به موضع میرحسین هم خرده می گیرم كه شب قبل از اعلام نتایج انتخابات اعلام كرد كه پیروز انتخابات است، هر چند خبرگزاری های دولتی هم همان شب پیروزی احمدی نژاد را تیتر اول خروجی های خود قرار دادند. 

**قره باغی: در ماجرای كهریزك یكی از قاضی‌های حامی موسوی دستور داده است 

قره باغی گفت: در ماجرای كهریزك یكی ازقاضی های دادگاه انقلاب و حامی موسوی دستور داده است. ناصر قره باغی در مناظره با اكبر اعلمی در پاسخ و پرسشی درباره ماجرای كهریزك گفت: در حالی كه زندان اوین برای هزار نفر پیش بینی شده است باید معلوم شود به سفارش چه كسی 160 نفر به كهریزك می روند؟

وی افزود: مقام معظم رهبری بلافاصله بعد از اطلاع از این موضوع دستور تعطیلی بازداشتگاه را صادر می كنند و اولین كشته در این ماجرا در حین برگشت بود.

قره باغی گفت: ما می دانیم چه كسی چنین سفارشی را كرده و این را در كاسه مرتضوی گذاشته است. وی گفت: این فرد یكی از قاضیان دادگاه انقلاب و طرفدار موسوی است. وی از دانشجویان خواست در این موضوع تحقیق كنند.

این كارشناس مسایل سیاسی با بیان این كه ما از عوامل تحریك كننده اغتشاشات، فهرست بلند بالا داریم كه مستند است گفت: بالاترین تحریك این بود كه بدون ارایه هیچ سندی گفتند تقلب شده است.

قره باغی با اشاره به اظهارات اعلمی در این مناظره گفت كه من خوشوقتم كه آقای اعلمی می گوید كه تقلب نشده است. 

 اعلمی هم گفت من نگفتم كه تقلب نشده و قره باغی افزود: شما گفتید قرائن و شواهد چنین احساسی را بوجود آورده است، اما با قرائن و شواهد نمی توان عمل كرد زیر اگر چنین باشد ما از رقیب هم قرائن و شواهد داریم.

قره باغی گفت: شما از سال 1376 ما را متهم به بی سوادی می كردید و می گفتید علم نظرسنجی را نمی دانید تا نتایج انتخابات را پیش بینی كنید.

وی گفت: اكنون چرا تمام نظر سنجی ها به جز نظر سنجی های ستادهای موسوی و حتی نظرسنجی های آمریكایی ها، اروپایی ها و مراكز بی طرف پیروزی یك نامزد را پیش بینی می كند به آن بی اعتنا هستید.

وی سپس از آنچه كه شكنجه سفید گفته می شود، نام برد و گفت‌: اگر استخر، ماساژور، وبلاگ و غذاهای آنچنانی شكنجه است ای كاش ما را شكنجه بدهند. قره باغی با اشاره به هشت سال اسارت خود گفت: من باید به شما توضیح بدهم تا معنای شكنجه را متوجه بشوید. 

وی با اشاره به بخش دیگری از اظهارات اعلمی درباره موضع رهبری ، گفت: من از شما سئوال می كنم آیا این دو موضع فرقی با هم ندارد؟

قره باغی افزود: در حالی كه هنوز شمارش آرا تمام نشده، نامزدی اعلام پیروزی می كند، اما فردای انتخابات طبق روال هر دوره رهبری به مردم تبریك می گوید.

وی در پاسخ به اظهارات دیگر اعلمی كه ادعا كرد احمدی نژاد مخالفان خود را خس و خاشاك نامیده است و این از عوامل بحران انتخابات است، گفت كه من خواهش می كنم یك جلسه فیلم سخنرانی احمدی نژاد در میدان ولیعصر را پخش كنند. وی گفت: چگونه كسی كه به 40 میلیون رای دهنده تبریك می گوید، طرفداران نامزد دیگر را خس و خاشاك می نامد.

قره باغی گفت: احمدی نژاد گفته است اراذل و اوباشی كه اغتشاش كرده اند خس و خاشاك می باشند.

وی كه بارها سخنانش از سوی طرفداران جنبش سبز قطع می شد، گفت: مگر طرفداران موسوی بانك آتش زده اند و یا با كوكتل مولوتف به پایگاه بسیج حمله كرده اند كه خود را این گونه می پندارند. این تحلیلگر با اشاره به سخنان اعلمی كه به نقل از قالیباف گفت كه‌ سه میلیون نفر در تهران به خیابانها ریخته اند، گفت: دو میلیون و 300 هزار نفر به موسوی رای داده اند چگونه سه میلیون نفر به تظاهرات آمده اند.

وی گفت: روز قدس چند میلیون بوده اند این به معنای ریزش است، وقتی مردم دیدند كه حرفها بی منطق است و سندی برای تقلب وجود ندارد و بلكه با رادیو اسراییل و آمریكا همسویی می شود، كنار كشیدند.

قره باغی افزود: من دوستان ایثارگری دارم كه در ستاد موسوی بوده اند چون فكر می كردند وی در خط امام و همسنگر همت و باكری است، اما وقتی دیدند با رادیو آمریكا و اسراییل همسو است كنار كشیدند.

وی گفت كه حاضر است این افراد را به این گونه جلسات دعوت كنند تا مطالبشان را بگویند. قره باغی سپس گفت: چرا موسوی از اسراییل و رادیو آمریكا اعلام برائت نمی كند.

وی با اشاره به این گفته اعلمی درباره فرزند آیت الله جنتی، گفت: افتخار جنتی، گیلانی و مشكینی این است كه فرزندان خود را اعدام كرده اند. گیلانی خود حكم اعدام فرزندش را داد. قره باغی افزود: چرا فرزندان آقایان امروز اعدام نمی شوند.

وی سپس با اشاره به خاطره ای از شهید رجایی گفت: فردی در حضور شهید رجایی به او توهین می كند، اما شهید رجایی پس از رفتن آن فرد به همراهش می گوید امروز یقین كردم انقلاب ماندگار است.

این كارشاس مسایل سیاسی افزود: وقتی افراد آزادند به هر كسی فحش بدهند (‌اشاره به اهانت به مقامات كشور در این مناظره) به كوری چشم دشمنان انقلاب ماندگار است چون افراد می دانند كسی در نظام با آنان كاری ندارد و این از موضع اقتدار است.

وی گفت: حتما آزادی است كه برخی نامه سرگشاده به رهبری می نویسند و می گویند باید جام زهر را بنوشید. وی در واكنش به اظهارات دیگر اعلمی كه گفت كه اگر با سهمیه وارد دانشگاه می شدم روزی پنجاه بار شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه می دادم، گفت: سهمیه مال دانشگاه آزاد است نه مال دانشگاه دولتی.

قره باغی با بیان این كه تمامی اظهارات اعلمی پاسخ قاطع دارد، گفت: كسانی مردم را سركوب می كردند كه سال 64 و 65 در خیابانهای تهران زنجیر می كشیدند و سر مردم و جوانان را می تراشیدند.

وی گفت: دولت موسوی تحمل انتقاد روزنامه رسالت را نداشت و روزنامه سلام كه رهبری مخالف تعطیلی آن بود با فشار هاشمی رفسنجانی تعطیل شد. وی افزود: در جبهه مقابل افرادی مثل خاتمی به خاطر حرفهایی كه می زنند و رسوایی هایی كه به بار می آورند برای ما نعمت است.

   ........   مطالب قدیمی‌تر >>