|
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
|
|||||
|
ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) گفته هاي احمدي نژاد در برنامه زنده معرفي وزراي جديد : من علاقه ويژه شخصي خاصي نسبت به دكتر لنكراني ( وزير بهداشت دوره اول) دارم . يه جا گفتم بازم ميگم، مثه هولو ميمونه آدم ميخواد بوخوره اين جوونه مومنو ! در ادامه سخنان ميفرمايند علت استفاده از وزير زن اين بود كه خانوما مشكلاتشون رو حتي از شوهرشون هم به دليل حيا پنهان ميكنن پس واسه همين ... ؟؟ ارسال شده توسط : (((( رد پا )))) |
![]() |
اين درحاليست که آقای کروبی در نامه خود از هاشمی رفسنجانی در خواست کرده که اين اتهامات را «به صورتی که صلاح می داند» با آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، در ميان بگذارد و نيز هياتی برای بررسی اين مساله تشکيل دهد.
آقای خامنه ای در سخنان خود نه تنها اشاره ای به تشکيل هيئتی برای تحقيق و بررسی اين اتهامات سنگين که در زندانهای کشور درروزهای پس از برگزاری انتخابات روی داده است نکرده بلکه با شتابزدگی، صرف انتشار خبر تجاوز به زندانيان را نيز معادل با نابودی نظام جمهوری اسلامی دانسته است.
رهبر جمهوری اسلامی توضيح نداده که چگونه تنها امر تقاضای تحقيق در موضوع تجاوز به زندانيان در روزهای پس از انتخابات می تواند منجر به نابودی نظامی گردد که شعار آن گسترش عدالت است و وی رهبريش را بعهده دارد.
![]() |
از طرفی در همين رابطه، محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام روز چهارشنبه ٢١ مرداد ماه گفته است با شنيدن اخبار مربوط به رفتار خلاف مأاموران عليه جوانان کشور می بايست عزای ملی اعلام کرد.
در سايت اينترنتی تابناک آمده است آقای رضايی در نشست خود با جمعيت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر که برای ارائه گزارشی از رويدادهای اخير با وی ملاقات کرده بودند گفته است: «اگر در جمهوری اسلامی، رفتار خلاف حيثيت و اخلاقی از سوی يکی از مأموران انجام گيرد، بايد عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اينکه اعمال شنيع عليه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد.»
در همين حال بنابرگزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، مجيد انصاری عضو مجمع روحانيون مبارز که يکی از روحانيون بلند پايه و از چهره های شاخص نظام است درباره درخواست مهدی کروبی از هاشمی رفسنجانی، برای بررسی موضوع تجاوز به زندانيان گفته است:
![]() |
«با کمال تاسف اينها صحت دارد و آدم بايد به قول اميرالمؤمنين آرزوی مرگ کند که در جمهوری اسلامی کار به اينجا برسد که چنين فجايعی رخ دهد... نه يک مورد بلکه متعدد بوده است.»
آقای انصاری به ايرنا می گويد: «اصل قضيه قطعی و اثبات شده و گزارش آن برای مقامات رفته است.»
مهدی کروبی در گوشه ای از نامه خود به هاشمی رفسنجانی نوشته است : «عدهای از افراد بازداشتشده مطرح نمودهاند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نمودهاند که منجر به ايجاد جراحات و پارگی در سيستم تناسلی آنان گرديده است.»
![]() |
در مقابل علی لاريجانی رئيس مجلس شورای اسلامی نيز در واکنش به درخواست مهدی کروبی بدون انتشار جزئيات و يا چگونگی تحقيقات مستقل کميته ويژه مجلس گفته است «موضوع آزار جنسی بازداشت شدگان کذب است.»
اما در همين گزارش «کميته ويژه مجلس برای بررسی وضعيت بازداشت شدگان» که آقای لاريجانی به آن استناد کرده تأکيد شده است که اگر «آقای کروبی شواهدی مبنی بر آزار و تجاوز جنسی در اختيار دارد» در اختيار مجلس بگذارد.
آقای لاريجانی موارد اعمال تجاوز جنسی در زندانهای ايران را در حالی کذب محض ميداند که کميته منتخب وی هرگز اظهارات مهدی کروبی را نشنيده است .
![]() |
از بدو تأسيس جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته ، اتهام تجاوز به زنان ومردان به عنوان ابزار شکنجه توسط بازجويان در زندانهای کشورهمواره مطرح بوده است. سازمانهای غير دولتی مستقل ملی و بين المللی مدافع حقوق بشر نيز هرگز به زندانهای کشور برای تهيه گزارش دسترسی نداشته اند.
حال اين سؤال مطرح است که چه نهادی در جمهوری اسلامی موظف به پاسخگويی به درخواست مهدی کروبی است . اين اولين بار در تاريخ جمهوری اسلامی است که يکی ازمقامات درون حاکميت با شجاعتی بيسابقه بطور علنی خواستار تحقيق در مورد احتمال تجاوز به زنان و مردان در زندانهای کشور شده است.
چرا قوه قضائيه جمهوری اسلامی که طبق قوانين ايران مسئول اداره امور زندان ها کشور و حفظ جان و تضمين امنيت زندانيان است تاکنون هيچ واکنشی از خود نشان نداده است.
همزمان با افزايش حملات طرفداران دولت به مهدی کروبی به دليل درخواست بررسی احتمال تجاوز به بازداشتی ها، مجيد انصاری، عضو مجمع روحانیون مبارز، می گويد: اصل قضيه ثابت و گزارش آن برای مقامات ارسال شده است.
مهدی کروبی، يکی از نامزدهای اصلاح طلب معترض به نتايج انتخابات در ايران، در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجلس خبرگان، نوشته بود: «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده اند که منجر به ايجاد جراحات و پارگی در سيستم تناسلی آنان گرديده است.»
مجيد انصاری، معاون سابق رييس جمهوری ايران و عضو مجمع روحانيون مبارز، در گفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، درباره درخواست مهدی کروبی از هاشمی رفسنجانی، برای بررسی موضوع «تجاوز به زندانيان» گفته است: «با کمال تاسف اينها صحت دارد و آدم بايد به قول اميرالمومنين آرزوی مرگ کند که در جمهوری اسلامی کار به اينجا برسد که چنين فجايعی رخ دهد... نه يک مورد بلکه متعدد بوده است.»
آقای انصاری در ادامه گفت وگوی چالشی خود با خبرگزاری دولتی «ايرنا» گفته است: «شما به عنوان يک شهروند وقتی خبر اين موارد را میشنويد نبايد آرام و قرار داشته باشيد. آن هم يکی دو مورد نيست.»
اين عضو مجمع روحانيون مبارز تاکيد کرده است: «اصل قضيه قطعی و اثبات شده و گزارش آن برای مقامات رفته است.»
آقای انصاری نام اين مقامات را نگفته است، اما به نظر می رسد منظور وی رهبر جمهوری اسلامی ایران باشد.
مجيد انصاری درباره دليل نامهنگاری مهدی کروبی به اکبر هاشمی رفسنجانی به جای رییس قوه قضاییه گفت: «در اين زمينه لابد اميدی به رسيدگی نداشته است. وی به هاشمی از باب خبرگان نوشت.»
مجید انصاری همچنین در واکنش به اظهارات خبرنگار «ایرنا» مبنی بر این که «در سايت حزب اعتماد ملی نوشته است که کروبی اين نامه را به دليل بی پاسخ ماندن آن از سوی هاشمی منتشر کرده است»، در اين زمينه اظهار بیاطلاعی کرد.
با این حال آقای انصاری گفته است:« من نپرسيدم. شايد آقای هاشمی به رهبری انعکاس داده باشد، من خبر ندارم اما اصل قضيه قطعی است».
مهدی کروبی در نامه خود نوشته بود: «افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشيانه تجاوز کرده اند به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گرديده اند و در کنج خانههای خود خزيده اند.»
دبير کل حزب اعتماد ملی می گويد: «افرادی اين مطالب را به من گفته اند که دارای پستهای حساس در اين کشور بوده اند... اين افراد اظهار داشته اند، اتفاقی در زندانها رخ داده است که چنانچه حتی اگر يک مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه ای است برای جمهوری اسلامی که ... روی بسياری از حکومتهای ديکتاتور از جمله رژيم ستمشاهی را سفيد خواهد کرد.»
«آقای کروبی مستندات خود را ارائه کند»
در همين زمينه علی لاريجانی، رييس مجلس ، می گويد: به دنبال نامه آقای کروبی، کميته ويژه مجلس اين موضوع را پيگيری کرده، ولی هيج موردی را مشاهده نکرده است.
آقای لاريجانی در جلسه علنی روز چهارشنبه مجلس گفت: «در بررسی های دقيق انجام شده از بازداشت شدگان در کهريزک و اوين هيچگونه موردی که مبنی بر آزار و تجاوز جنسی باشد مشاهده نشده است.»
وی از مهدی کروبی خواسته است تا مستندات خود در اين زمينه را در اختيار مجلس قرار دهد.
از سوی دیگر، علاءالدين بروجردی، رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی، نيز گفته است: مبنای نامه مهدی کروبی به اکبر هاشمی رفسنجانی «منطق قابل قبولی نداشت»
آقای بروجردی افزوده است: «صبح امروز با دادستان تهران در مورد اين نامه صحبت کردم و گفتم که نکات مندرج در اين نامه موجب وهن نظام است. آقای مرتضوی هم گفت که در تماس شان با حسين کروبی (فرزند کروبی) متوجه شده است که مستندات اين نامه بر مبنای تلفن هايی است که افراد مختلف با دفتر روزنامه اعتماد ملی داشته اند.»
اين نماينده مجلس اضافه کرده است: «اگر مبنای نامه چنين چيزی باشد واقعاً مايه تاسف است چون پايه های آن سست است چون هر فردی می تواند با هر ادعايی مطلبی را عنوان کند و با روزنامه تماس بگيرد.»
اين در حالی است که حسين کروبی، از اين که علاءالدين بروجردی به نقل از وی مستندات نامه مهدی کروبی را تلفن ها به روزنامه اعتماد ملی دانسته، ابراز تاسف کرده است.
وی درباره گفت گوی خود با سعيد مرتضوی، دادستان تهران، گفت: «من به ايشان گفتم که پس از انتشار نامه کروبی تماس های تلفنی بسياری با روزنامه اعتمادملی داشتيم که يا از انتشار آن تشکر می کردند و يا اينکه اظهار می کردند خودشان جز کسانی بوده اند که در بازداشت مورد آزار قرار گرفته اند.»
حسين کروبی همچنين گفته است: «بنده بسيار متاسفم که آقای بروجردی به عنوان رييس کميته پيگيری بازداشت شدگان در مجلس بدون اينکه تحقيقات لازم را انجام دهد عجولانه قضاوت کرده است و شايد بايد چنين نتيجه گيری کرد که اگر تحقيقات اين کميته درباره مسائل بازداشت شدگان چنين باشد نتايج آن مشخص است که چگونه خواهد شد.»
در همين زمينه، محمدابراهيم نکونام ، رييس کميسيون اصل نود مجلس، گفته است: اگر مهدی کروبی نتواند سندی در جهت اثبات ادعای خود ارائه کند، مجازات چنين تهمت هايی زندان و شلاق است.
وی افزوده است: مهدی کروبی اگر نتواند ادعاهايش را ثابت کند از نظر اخلاقی مرتکب خلاف بزرگی شده است و بايد با او برخورد شود.
در جريان اعتراض های پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری، به گفته سخنگوی قوه قضاییه، چهار هزار نفر از فعالان سياسی، مدنی، روزنامه نگاران و مردم عادی از سوی نيروهای امنيتی و بسيجی بازداشت و تعداد زيادی از آنها به نقاط نامعلومی انتقال داده شده اند.
در دو ماه گذشته گزارش های زيادی از بدرفتاری شديد با زندانيان، ضرب و شتم آنها، تجاوز و همچنين قتل تعدادی از بازداشتی ها زير شکنجه منتشر شده است.
به دنبال تاييد خبر مرگ محسن روح الامينی، فرزند مشاور محسن رضايی، از نامزدهای انتخابات رياست جمهوری، در بازداشتگاه کهريزک، رهبر ايران دستور داد اين بازداشتگاه که زير نظر نيروی انتظامی بود تعطيل شود.
کميته پيگيری وضعيت بازداشت شدگان ستادهای ميرحسين موسوی و مهدی کروبی می گويند دست کم ۶۹ نفر در جريان اعتراضات به نتيجه انتخابات رياست جمهوری کشته شده اند.

رئیس کمیته سیاسی فراکسیون اقلیت مجلس ایران خواستار برکناری فرمانده کل نیروی انتظامی این کشور شده است.
جمشید انصاری، نماینده زنجان در مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه ۲۱ مرداد (۱۲ اوت) در سرمقاله وبسایت "پارلمان نیوز" (پایگاه خبری فراکسیون خط امام) سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران را مسئول تمام برخوردهای غیرقانونی پلیس در حوادث پس از انتخابات دانست و خواستار برکناری او و محاکمه متخلفان شد.
آقای انصاری در مقاله خود می نویسد که آقای احمدی مقدم پس از انتشار فیلم های مربوط به "ضرب و شتم مردم بیگناه و ایراد خسارت عمدی به اموال و خودروهای مردم توسط تعدادی از مأموران انتظامی"، کوشیده است از پذیرش "مسئولیت این رفتارهای نادرست شانه خالی کند".
به نوشته آقای انصاری، بازداشتگاه کهریزک که چندی پیش به دستور آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، به دلیل "غیراستاندارد بودن" تعطیل شد، مستقیما زیر نظر سرتیپ احمدرضا رادان اداره می شده که قائم مقام آقای احمدی مقدم است.
آقای انصاری آنچه را در این بازداشتگاه گذشته "جنایات و فجایع" و "برخوردهای غیرقانونی و غیرانسانی با تعدادی از بازاشت شدگان" خوانده و آقای احمدی مقدم را متهم کرده است که وقوع بعضی از این موارد را "طبیعی" توصیف کرده و کوشیده با "برکناری و تنبیه چند مأمور رده پائین" از کنار مسئله عبور کند.
رئیس کمیته سیاسی فراکسیون اقلیت مجلس ایران پیشنهاد کرده است که سرتیپ احمدی مقدم از فرماندهی نیروی انتظامی برکنار شود و مأمورانی که مرتکب این "آزار و اذیت ها" شده اند به همراه فرماندهانی که بر مجموعه تحت فرمان خود نظارت کافی نداشته اند و آمران "تخلفات" به مردم معرفی شوند و پس از محاکمه به مجازات برسند.
همزمان محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در دیدار اعضای "جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر" گفته است که اگر گزارش های مربوط به بدرفتاری ها درست باشد، تمام مقاماتی که مسئول هستند "حداقل باید عزل و به دادگاه سپرده شوند".
به گزارش سایت شخصی محسن رضایی، اعضای این جمعیت که به نوشته این سایت "عمدتا از جانبازان دفاع مقدس هستند"، در دیدار با آقای رضایی گزارشی از حوادث پس از انتخابات کشور را ارائه کرده اند.
نبی اله احمدلو، رئیس جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر، در دیدار با آقای رضایی گفته است که این جمعیت گزارشی از "بدرفتاری مأموران" در جریان حوادث اخیر تهیه کرده و در حال پیگیری موضوع "از طریق مراجع قانونی" است.
آقای رضایی پس از شنیدن گزارش اعضای جمعیت گفته است: "اگر در جمهوری اسلامی توسط یکی از مأموران عمل خلاف حیثیت و اخلاق صورت گیرد، باید عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد".
اخیرا مهدی کروبی در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی با اشاره به انتشار اخبار "متواتر" از تجاوز جنسی به دختران و پسران جوان در بازداشتگاه ها، خواستار بررسی این گزارش ها شده بود.
علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران با استناد به بررسی های کمیته ویژه مجلس، صحت این گزارش ها را رد کرده است.

پسر آقای کروبی می گوید آقای هاشمی بعد از دوازده روز جوابی به نامه پدرش نداده است
مهدی کروبی، از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات در ایران، در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، از او خواسته درباره شایعاتی که درباره تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها پخش شده است، تحقیق کند.
این نامه که در وب سایت رسمی حزب اعتماد ملی منتشر شده، تاریخ ۷ مرداد یعنی ۱۲ روز پیش را دارد و پسر آقای کروبی در توضیح آن نوشته است که پدرش این نامه را ده روز بعد از فرستادن خصوصی برای آقای هاشمی و در حالی که جوابی از او نگرفته است، برای عموم منتشر می کند.
آقای کروبی در نامه خود خطاب به آقای هاشمی می نویسد: "عدهای از افراد بازداشتشده مطرح نمودهاند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نمودهاند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کردهاند به طوریکه برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیدهاند و در کنج خانههای خود خزیدهاند."
آقای کروبی گفته است اگر "این رفتارهای شناعت آمیز" را "به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده اند" نشنیده بود، باورشان برایش سخت بود.
آقای کروبی از رئیس مجلس خبرگان رهبری خواسته است این موضوع را "به صورتی که صلاح می داند" با آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، در میان بگذارد و نیز هیاتی برای بررسی این مساله تشکیل دهد. آقای کروبی اعلام آمادگی کرده است که مسئولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این اخبار را برعهده گیرد.
مهدی کروبی در نامه خود از منابع خبری خود نام نبرده، اما نوشته است: "افرادی این مطالب را به من گفتهاند که دارای پستهای حساس در این کشور بودهاند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بودهاند. این افراد اظهار داشتهاند اتفاقی در زندانها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعهای است برای جمهوری اسلامی."
آقای کروبی گفته است که گمان نمی کند کسانی که در ۱۵ سال مبارزه با حکومت پهلوی (از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷) در زندان بوده اند، از جمله خود او و آقای هاشمی، چنین چیزهایی را "دیده یا شنیده باشند".
مهدی کروبی در بخش دیگری از نامه خود به "حوادث تلخ" دیگری که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران رخ داد اشاره کرده است: "از دستگیریهای بیحساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانههای مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشتانگیز حتی با خانمها در سطح خیابانهای شهر، که تاکنون سابقه نداشته است ... از برخوردهای خشن و بیمحابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است. هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشتشدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند."
آقای کروبی در پایان نامه خود تاکید کرده که فقط دو نسخه از این نامه تهیه کرده که یکی مهر و موم شده برای آقای هاشمی ارسال و دیگری نزد خود او نگه داشته شده است. اما به گفته پسر آقای کروبی، با توجه به این که آقای هاشمی هنوز هیچ واکنشی به این نامه نشان نداده، پدرش تصمیم به انتشار عمومی آن گرفته است.
روز انتخابات1
مصاحبه کرباسچی وقایع روز انتخابات 2
مصاحبه 31 خرداد کرباسچی - نتیجه ی انتخابات
محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، جلسه برگزار شده جهت رسیدگی به اتهام های بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران را نمایشی خواند و اعترافات مطرح شده را فاقد اعتبار عنوان کرد.

آقای خاتمی در دیداری که در سایت اینترنتی او "با جمعی از فعالان سیاسی و نمایندگان فعلی و ادوار مجلس" توصیف شده، به شدت از روند برگزاری جلسه محاکمه انتقاد کرد و با تکیه بر حق و حرمت مردم، دادگاه را مغایر با قانون اساسی دانست.
روز شنبه اول اوت (دهم مرداد) نزدیک به 100 نفر از افرادی که در جریان ناآرامی های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شده بودند، در جلسه ای در دادگستری تهران مقابل دوربین تلویزیون ایران قرار گرفتند و معاون دادستان تهران در کیفرخواست خود آنها را به تلاش برای سازماندهی و اجرای طرحی برای کودتای مخملی متهم کرد.
محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر آقای خاتمی در هنگام فعالیت او به عنوان رئیس جمهور ایران، در کنار برخی سیاستمداران برجسته اصلاح طلب از احزاب جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و کارگزاران سازندگی به عنوان متهم در جلسه حضور داشت و در کیفرخواست متهم بود که با تکیه بر بروز تقلب در انتخابات در سازماندهی آشوب ها نقش داشته است. آقای ابطحی همچون دیگر شخصیت های سیاسی حاضر در جلسه محاکمه، از معترضان به نتیجه اعلام شده برای انتخابات ریاست جمهوری بود، اما در جلسه بروز تقلب در انتخابات را ناممکن دانست.
آقای ابطحی از اعضاء اصلی ستاد انتخاباتی مهدی کروبی، نامزد ریاست جمهوری بود که آقای کروبی در کنار میرحسین موسوی با مطرح کردن اتهام بروز تقلب در انتخابات خواستار ابطال شده بود. از این رو اظهارات آقای ابطحی در جهتی کاملا متفاوت با موضعی که پیش از دستگیری ابراز کرده بود و مواضعی که کارشناسان به او منتسب می دانند قرار داشت.
محمد خاتمی با گفتن اینکه "تکیه بر اعترافاتی که در شرایط خاص بیان شده است، از نظر قانونی هیچ گونه اعتباری ندارد" با اشاره به بی اطلاعی وکلای متهمان و محاکمه شوندگان از زمان دادگاه و محتوای پرونده، شرایط برگزاری جلسه را حاکی از "مخدوش بودن شرایط واقعی یک دادگاه علنی" دانست.
آقای خاتمی درباره محاکمه برگزار شده گفت: "در این جریان به جای ایراد اتهام جدی به متهمان، به اصل نظام، مردم و بسیاری از شخصیت های موثر و معتبر که بیش از همگان برای اسلام و نظام ملت ایران دلسوزی داشته اند اهانت شد و در واقع تکرار مطالبی بود که به کرات برخلاف موازین قانونی و شرعی از برخی تریبون های خاص ابراز شده بود."
اظهارات محمد خاتمی در حالی اعلام شد که یکی از اعضاء شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران، پس از انتشار اظهارات افراد متهم شده به سازماندهی ناآرامی ها و "اعتراف" به ناممکن بودن بروز تقلب در انتخابات، عنوان کرده بود که "اكنون كه دانه ريزها در دادگاه اعتراف كردند بايد به سراغ دانه درشتها و كسانی كه دستور برپايی اين اغتشاشات را داده بودند، رفت."
برخی افراد صاحبنظر درمسائل سیاسی ایران معتقدند که عبارت "دانه درشت ها" به مهدی کروبی، میرحسین موسوی، محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی اشاره دارد.
در بخشی از سخنان نقل شده از آقای ابطحی در جلسه دادگاه، به تشکیل جلسه ای اشاره شده بود که در آن آقای هاشمی رفسنجانی با محمد خاتمی و میرحسین موسوی "هم قسم" شده است.
اما دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام که آقای هاشمی رفسنجانی ریاست آن را به عهده دارد پس از برگزاری جلسه محاکمه با انتشار اطلاعیه ای این سخنان را "از اساس کذب محض" خوانده که "معلوم نیست در چه شرایط و ملاحظاتی بیان شده است".
با این حال از سوی آقای هاشمی رفسنجانی، که آشکارا اعتراض خود را به نحوه برخورد با معترضان در نماز جمعه تهران هم اعلام کرده بود، نظری درباره روند جلسه محاکمه منتشر نشده است و مهدی کروبی و میرحسین موسوی هم تا کنون نسبت به این ابراز عقیده نکرده اند.

از بالا سمت راست: بهزاد نبوی، محمد علی ابطحی، محسن صفایی فراهانی و از پایین سمت راست:عبدالله رمضان زاده، محمد عطریانفر و محسن امین زاده
سیاستمداران اصلاح طلبی که جلسه محاکمه آنها از روز شنبه دهم امرداد در دادگاه انقلاب تهران به اتهام "ایفای نقش در کودتای مخملی" آغاز شده، افرادی هستند که طی سی سال گذشته دارای مناصب مهم حکومتی و شغل های بالای دولتی بوده اند.
این سیاستمداران عضو حزب مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزاران سازندگی هستند.
مشخصه مشترک افراد در حال محاکمه و تشکل هایی که به آن وابسته هستند، اصلاح طلبی و حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نامزد اصلاح طلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است که هر دو می گویند در این دوره از انتخابات تخلف و تقلب صورت گرفته و با ابطال آن، انتخابات باید تجدید شود.
حزب مشارکت که بیشترین تعداد سیاستمداران دستگیرشده و متهمان حاضر در دادگاه را به خود اختصاص داده، یکی از اولین احزاب اصلاح طلبی است که پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران تأسیس شد. هسته اصلی حزب مشارکت را دانشجویان پیرو خط امام تشکیل می دهند که در سال ۱۳۵۸ سفارت آمریکا در تهران را به تسخیر درآوردند.
محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده، محسن میردامادی و محسن صفایی فراهانی از جمله اعضای حزب مشارکت هستند که دادگاه به اتهام آنها رسیدگی می کند.
محسن امین زاده
آقای امین زاده، رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حامی میرحسین در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود. آقای امین زاده از دانشجویان حامی تسخیر سفارت آمریکا در تهران بود که بعدها از موسسان حزب مشارکت ایران اسلامی شد. او به مدت هشت سال معاون وزیر خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی بوده است.
مصطفی تاج زاده
آقای تاج زاده، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. این دو تشکل سیاسی اصلاح طلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از نامزدی میر حسین موسوی حمایت می کردند. آقای تاج زاده در دولت محمد خاتمی مدتی طولانی معاون وزارت کشور ایران بود و از او به عنوان یکی از سیاستمداران موثر در توسعه سیاسی ایران در دوران هشت ساله اصلاحات یاد می شود.
عبدالله رمضان زاده
آقای رمضان زاده، سخنگوی دولت محمد خاتمی پس از استعفای عطاالله مهاجرانی از سخنگویی است. آقای رمضان زاده پیش از این سمت، رئیس اداره طرح و برنامه وزارت کشور، مدیر کل سیاسی این وزارتخانه و استاندار کردستان بوده است. او اینک از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی است.
آقای میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی است. آقای میردامادی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ سفارت آمریکا در تهران را به اشغال درآوردند. او در مجلس ششم نماینده و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود، اما صلاحیتش برای انتخابات مجلس هفتم مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگرفت.
محسن صفایی فراهانی
آقای صفایی فراهانی، رئیس سابق فدراسیون فوتبال، معاون وزیر اقتصاد و دارایی در دولت دوم محمد خاتمی و رئیس هیات اجرایی جبهه مشارکت ایران اسلامی است. در یکی از مناظره های تلویزیونی که در جریان رقابت های دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، محمود احمدی نژاد اتهام های مالی متوجه آقای صفایی فراهانی کرد. محسن صفایی فراهانی با رد اتهام های آقای احمدی نژاد از تصمیمش برای شکایت از رئیس جمهوری خبر داده بود اما مشخص نیست با دستگیری آقای صفایی فراهانی که پس از اعلام نتایج انتخابات صورت گرفت، این شکایت به قوه قضائیه ارائه شد یا خیر.
آقای ابطحی، روحانی اصلاح طلب و از چهرههای جنبش اصلاحات در ایران است. او در دولت محمد خاتمی مدتی رئیس دفتر رئیسجمهور بود و سپس به معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری ایران برگزیده شد. آقای ابطحی در اواخر دوران هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی از مقام خود استعفا داد و عمده فعالیت خود را در "مرکز گفت و گوی ادیان" که یک موسسه پژوهشی درباره مسائل دینی است، ادامه داد.
آقای ابطحی در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق که رادیو یکی از مهمترین رسانه ها در ایران به شمار می رفت، مدتی رئیس رادیو ایران بود. او در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از کناره گیری محمد خاتمی از نامزدی، از کاندیداتوری مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی حمایت کرد.
محمد علی ابطحی همچون محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق ایران عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون است. این مجمع، در سال ۱۳۶۶ و در آستانه انتخابات مجلس سوم و با تایید آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی تاسیس شد.
بهزاد نبوی
آقای نبوی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است. او در دولت اول میر حسین موسوی، وزیر مشاور در امور اجرایی و در دوره ای دیگر وزیر صنایع سنگین بود. او در دوره ششم مجلس شورای اسلامی نماینده تهران شد و از نواب ریاست این مجلس بود. صلاحیت او برای نامزدی در دوره هفتم مجلس از سوی شورای نگهبان رد شد.
آقای نبوی همچون مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. این سازمان، در فروردین ۱۳۵۸ با به هم پیوستن ۷ گروه اسلامگرایی که پیشتر از مخالفان حکومت سلطنتی در ایران محسوب می شدند، تاسیس شد.
این گروهها گرچه تا قبل از انقلاب اسلامی ارتباط تشکیلاتی چندانی با هم نداشتند اما وجود هدفی همچون دشمنی با سازمان مجاهدین خلق یکی از مهمترین مسائل مشترک شان بود که حتی در نام این سازمان نیز تجلی پیدا کرد.
محمدعطریانفر
از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی نزدیکترین حزب ایران به اکبر هاشمی رفسنجانی، یعنی حزب کارگزاران سازندگی ایران است. کارگزاران سازندگی، از احزاب اصلاح طلب ایران است که توسط ۱۶ نفر از اعضای دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، در اسفند ۱۳۷۴ خورشیدی و با انتشار فهرست نامزدهای مورد حمایت خود در انتخابات مجلس پنجم، آغاز به کار کرد.
آقای عطریانفر که از چهره های کلیدی حزب کارگزاران است در خلال سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ مدیر کل سیاسی وزارت کشور بوده است.
او مدتی هم رئیس حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بود و در اولین انتخابات شورای شهر تهران، به عضویت در این شورا در آمد و مدتی نیز رئیس این شورا شد. تا پیش از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، آقای عطریانفر بیش از یک دهه سردبیر روزنامه همشهری بود، که یکی از پرتیراژ ترین روزنامه های ایران محسوب می شود و متعلق به شهرداری تهران است.

اولین جلسه محاکمه متهمان وقایع اخیر انتخابات روز شنبه ، در سالن اجتماعات اداره کل دادگستری تهران (مجتمع امام خمینی) و با حضور دوربین های تلویزیونی برگزار شد.
در اولین جلسه دادگاه کیفرخواستی که به امضای معاون دادستان عمومی و انقلاب رسیده، خوانده شد. در این کیفرخواست دادستان برخی فعالان سیاسی و معترضان به نتایج انتخابات را به دست داشتن در انقلاب مخملی علیه جمهوری اسلامی متهم کرده است.اکثر چهره های سیاسی حاضر در دادگاه از میرحسین موسوی و مهدی کروبی حمایت می کردند و نسبت به نتایج انتخابات اعتراض داشتند.
حضور نزدیک به صد نفر به عنوان متهم در دادگاه و سخنانی که از قول محمد علی ابطحی و محمد عطریانفر در دادگاه منتشر شد با واکنش های متفاوتی رو به رو شد.
از سوی دیگر حضور بسیاری از متهمان از جمله اصلاح طلبان با لباس هایی که به پیژامه شباهت داشت و روی آن ترازوهای همیشگی لباس های زندان نقش نبسته بود با دمپایی های سفید رنگ، باعث شگفتی شد. این درحالی بود که تعدادی از متهمان با لباس های معمولی اما با دستبد در اولین جلسه این دادگاه حضور داشتند.
اکبر گنجی فعال حقوق بشر در گفت و گو با بخش فارسی رادیو بی بی سی گفت: این اولین بار نیست که چنین دادگاهی در ایران برگزار می شود.
به گفته آقای گنجی این شیوه در ایران سابقه دارد و "این نوع شیوه های استالینیستی در سه دهه گذشته دائما در حال تکرار بوده است و در دوران رهبری آقای خامنه ای بیشتر شده است."
آقای گنجی همچنین گفت: "اما تاریخ نشان می دهد که بدون استثنا تمام افرادی که سه دهه گذشته در جمهوری اسلامی به چنین شیوه هایی مجبور شدند چنین اعترافاتی بکنند، بعد از آزادی ماجرا را شرح داده و گفته اند که تحت چه شرایطی مجبور شده اند این حرف ها را به زبان بیاورند."
آقای گنجی در ادامه گفت مردم هیچ وقت چنین اعترافاتی را باور نکرده و این بار هم باور نمی کنند.
او در باره انگیزه و دلایل برگزاری این دادگاه گفت: "این نوع اعترافات و پرونده سازی ها برای آن است که وحدت آن اقلیتی را که برای سرکوب احتیاج دارد حفظ کند و به آنها بگویند که غربی ها و دشمن در حال ایجاد انقلاب مخملی در ایران بوده و این حرکات، توطئه غرب است و این هم مدارک و شواهدش."
در باره برگزاری این دادگاه و سابقه آن بین تحلیگران اتفاق نظر وجود دارد.
داریوش محمدپور کارشناس مسائل ایران نیز معتقد است برگزاری چنین دادگاهی به هیچ عنوان مساله تازه ای نیست و قبلا هم چنین دادگاه هایی داشته ایم.
او به دوره محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق و دادگاه غلامحسین کرباسچی شهردار سابقه تهران و دادگاه روزنامه نگاران اشاره کرد و گفت: "همه این دادگاه ها کمابیش از همین جنس بوده است، با این تفاوت که در حال حاضر مساله اصلی که در کانون ماجرا قرار دارد، انتخابات و ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد است."
داریوش محمدپور می گوید: "این دادگاه بدون شک تسویه حساب است و تردیدی هم وجود ندارد. چرا که کسانی که نام هایشان در این میان به چشم می خورد وفادار به نظام جمهوری اسلامی و در متن آن بودند. اکنون که اینها در صف مخالفان قرار می گیرند این برخورد به معنی تسویه حساب است و معنی دیگری هم ندارد."
آقای محمدپور در ادامه با تاکید بر اینکه تمام شواهد "از نحوه بازجویی ها، کیفرخواست و شکلی که در دادگاه حاضر شده اند، نشان از یک تسویه حساب سیاسی دارد: "مگر این شکلی است که جمع بزرگی نزدیک به صد نفر بنشینند با جایگاه های متفاوت و همگی هم کیفرخواستی برایشان قرائت شود. کل ماجرا، شباهتی به یک دادگاه متعارف و جاافتاده ندارد."
برخی ناظران عقیده دارند می گویند جلسه نخست محاکمه بازداشت شدگان به جای آن که به سوالاتی درباره انگیزه های معترضان پاسخ دهد، پرسش های زیادی را درباره انگیزه های برگزارگنندگان دادگاه مطرح کرده است.
ایسنا: محمد عطريانفر و محمد علي ابطحي در نشست مطبوعاتي به توضيح ديدگاههاي خود درباره مسايل اخير پرداختند.

عطريانفر در اين نشست گفت: آنچه در عرصه رقابتهاي انتخاباتي رخ داد يك انحراف بزرگ در تاريخ سياسي ايران بود كه به همت و هوشمندي و تدبير سياسي مقام معظم رهبري و تمام اركانهاي كشور و نهادهاي اطلاعاتي امنيتي در كوتاهترين فرصت، جرياني كه به سمت فتنهگري و آشوب جهت پيدا كرده بود و ميتوانست تهديد باشد، كنترل شد.
وي گفت: متاسفانه به دليل برخي از همگرايي جريان افراطي سياسي ذيل نام اصلاحات كه نقش سياسي داشتند، بستري فراهم شد كه بدخواهان استفاده كنند و به شكلي به امنيت نظام لطمه وارد كنند كه اين اتفاق رخ داد. بنده و ابطحي به دليل نسبتمان به جريان اصلاحات به لحاظ شخصي نقشمان محدود به سخنراني بود، اما به صفت، نسبت به مسائل سياسي كه در تمام كشور داشتيم به عنوان قصور در خدمت شما هستيم و به خاطر درك درست و تعلق روحي به نظام سياسي كشور، نظام اسلامي را به عنوان جايگاه خودمان ميشناسيم و به اين نقطه رسيديم كه گذشته خودمان را نقد كنيم تا آينده بهتر از گذشته داشته باشيم. موقعيت تاثيرگذار مقام معظم رهبري كه با استحكام راي ايشان و صلابت اسلامي ايشان، تحت نظارت عاليه ايشان مجموعه حوادث كنترل شد و به همت مقام معظم رهبري در نقطهاي قرار گرفتهايم كه به لحاظ امنيت و آسايش نظام به نقطه اول رجعت كرديم و اميدواريم ما بتوانيم جبران اشتباهات كنيم.
عطريانفر افزود: هيچ موضوعي در كشور مهمتر و با عظمتتر از نظام اسلامي و كانون و نقطه مركزي آن و چشمه فياض معنويت و اقتدار مقام معظم رهبري وجود ندارد و هر وقت در جهت تقويت نظام و رهبري حركت كنيم جايگاه مستحكمي بين مردم داريم. شخصيتهاي طراز اول بعد از مقام اول كشور اگر حركت، پيام، موضعگيري، رفتار، سكوت و بيانيهاي داشته باشند در جهت تخريب دو گوهر نظام سياسي و رهبري از نظر ما محكوم است.
وي گفت: پيام ما به همهي گروههاي سياسي دوم خرداد كه در مقام قصور يا مقصر قرار گرفتهاند اين است كه ما در نقطهاي هستيم كه بايد خودمان را بشكنيم و به خطاهاي خودمان اعتراف كنيم و به تبعيت از حر ابن يزيد رياحي كه مشكلاتي را براي امام زمان خودش به وجود آورده بود، سپس به صورت متواضعانه و خاشعانه عمل كرد، ما نيز در برابر نظام، سرمان را پايين بياوريم و در مقابل رهبر بايستيم و به خطاي گذشتهمان اعتراف كنيم و بگوييم اي رهبر، اي پيشوا در برابر تو تسليميم و همچون حر ابن رياحي خودمان را تسليم ميكنيم. اي رهبر، اي پيشوا ما اعلام ميكنيم اين شمشير و اين كتاب خدا. به اين كتاب خدا ما را ببخشيد و ميداني فراهم كنيد تا به آغوش نظام برگرديم يا ما را مجازات كنيد.
در ادامه، محمدعلي ابطحي گفت: مشكلات و سختيهايي كه كشور ديد ميتوانست در شرايط خوبي با راي 40 ميليوني كشور اداره شود و بعد از آن يكي از مقتدرترين و صاحب نامترين و بزرگترين كشورهاي دموكراسي در منطقه و يا حتي در جهان باشيم اما متاسفانه رفتاري از سوي موسوي پيش آمد و بعد از انتخابات شخصيتهاي بزرگي چون هاشمي و خاتمي زير يك چتر قرار گرفتند و در نهايت مردم آسيب ديدند. در چنين شرايطي اعلام ميكنم چنين شجاعتي براي بيان ديدگاههايم خوشحال كننده است. جناب آقاي موسوي توهماتي داشت و قبل از اعلام نتيجه، ايشان اعلام رياست جمهوري كردند و بدتر از آن بعد از فاصلهي 11 ميليوني آرا روي مسالهي تقلب تاكيد كردند.
در ادامه، خبرنگار واحد مركزي خبر درباره تغيير در طرز تفكر و موضعگيريهاي فعلي و چرخش در مواضع در مدت كوتاه پرسيد كه ابطحي گفت: شعار تقلب بعد از انتخابات بلافاصله مطرح شد. اين تغيير جهت نيست، اين اشتباه است كه از سوي نخبگان شكل گرفته و ضربه بزرگي را به كشور زده است. از عملكرد مثبت اصلاحات دفاع ميكنيم و از موارد مشكلدار اين جبهه انتقاد داريم. اين فرصت كوتاه باعث جمعبندي و افكارم تنظيم شد و اين چرخش رخ داد. ديدگاه ما كاملا روشن است. به نام انتخابات در ايران آشوبي شكل گرفت كه آن را به نقد تبديل ميكنيم و برخي از ديدگاههاي قبلي را قبول داريم و برخي مطالب را كه قبلا شجاعت طرحش را نداشتيم اكنون با شجاعت بيان ميكنيم.
عطريانفر نيز در پاسخ به سوال خبرنگار واحد مركزي خبر گفت: ما بايد نسبت به گذشته مرزبندي كنيم. خداوند قلبها و شرايط را تغيير ميدهد. زندان، تنبه، توجه به قلب، تذكر به نفس، آغازي بر تحول روحي است. وقتي ما در شرايطي قرار ميگيريم كه نفس و قلب را خالص ميكنيم طبيعتا آن تحول رخ ميدهد.
وي گفت: در جريان انتخابات در حق نظام و رهبري ظلم رخ داد و ديگراني در مسير حركت به استقلال، استقرار، مجموعه و هويت نظام تعرض كردند و اوليترين شخصيتي كه بر خودش واجب ميداند كه از نظام دفاع كند شخص رهبري است و به دليل عقلي و شرعي و نقلي اين موضوع مورد تاييد است؛ چرا كه در حفظ هويت بار اساسي به دوش رهبري است و جريانات سياسي كه بايد همراه و همسوي رهبر باشند نه تنها همراهش نبودند بلكه يك عامل مزاحم و نقطهي مقابل بودند كه بار رفع اين مشكلات به دوش رهبر بود.
وي گفت: ما به عنوان كساني كه در دل گروه سياسي بوديم و زماني كه دستگير شديم اقدامات تخريبگرانه را نديديم در مقام نقد قرار ميگيريم و اين عيب نيست و حسن است. با سابقهي 30 الي 40 سالهي سياسي خودشكني ميكنم براي اينكه حقيقت ديگري احيا بشود.
عطريانفر افزود: اگر در اين نقطه به شكست اعتراف ميكنيم دلالت مظلوميت نظام و رهبري و جفايي است كه از ناحيه گروههاي سياسي در قالبهاي مختلف و چهرههاي شاخص بر اين دو وارد شده است.
وي خطاب به خبرنگار واحد مركزي خبر كه به چرخش موضع اشاره كرده بود گفت: ببخشيد اگر ما قرار باشد نگران باشيم كه بيرون دربارهي ما چه فكري ميشود اصل تحول و تفكر ما زير سوال است و به درك هرچه ميخواهند فكر كنند. من به اين شكست خودم افتخار ميكنم. هر تلقي كه جامعه از ما دارد براي ما باكي نيست. آنچه كه مهم است ما در اين تغيير صداقت داشته باشيم. مهم اين است كه نفاق و رفتار دوگانه سياسي را به نقد بكشيم و ظاهر و باطنمان يكي باشد.
در ادامه، خبرنگار واحد مركزي خبر گفت« هركس اظهارات شما را بشنود اين سوال برايش پيش ميآيد كه تحت فشار در زندان اقدام به اين اظهارات كردهايد، چه توضيحي داريد؟» كه ابطحي گفت: واقعيت اين است كه من در انتخاب وضعيت شفافتري داشتم و نقد متفاوتي به جبههي اصلاحات وجود داشت.
وي با بيان اينكه پاشنه آشيل ما از برنامهريزي براي تقلب آسيب ديد، گفت: نگاهم منتقدانه بود و در زندان جمعآوري موثري شد كه اين جمعآوري به خاطر خطرات زندان نبود، البته اصل زندان بد است، اما غير از آن مشكلي نداشتيم و بازجوها مودب، با فهم و شعور بودند و زندگي عادي خوبي داشتيم. اگر اين صحبتها را نميكرديم يك ماه بيشتر در آنجا ميمانديم اتفاقي نيز نميافتاد.
ابطحي در ادامه افزود: يكي از اتهامات من اين است كه وبلاگم را به تخلفات انتخاباتي اختصاص داده بودم. من اين تخلفات را ميپذيرم كه در راهپيمايي غيرقانوني به خاطر حمايت از آقاي كروبي حضور داشتم. زندان دليلي براي رسيدن ما به اين جمعبندي نيست. نگراني ويژهاي از نظر شخصي در زندان نداشتم اما دورهي متفاوتي بود و بسياري از دوستانمان كه اينجا نيستند و از مبادي ديدگاهي تفاوتي با ما ندارند و به نقطهي عظمت جسارت براي بيان نرسيدهاند نيز مثل ما فكر ميكنند اما شجاعت بيان ندارند.
در ادامه، عطريانفر در پاسخ به اين سوال گفت: به صفت فردي خودم تخلفي فردي منجر به تغيير نداشتم و در سه نقطه در چارچوب ضوابط سخنراني كردم و در دوراني كه جناب آقاي خاتمي قصد مشاركت در انتخابات را داشت در برپايي ستاد فرضي براي وي فعال بودم. سرفصل اتهامي ما مهمتر از سرفصل انفرادي ماست. ما به عنوان نمايندههاي گروههاي سياسي در برابر آن اتهام دستهايمان را بالا ميبريم و به اتهام بزرگتر پاسخ ميدهيم كه چرا در فرآيندي قرار گرفتيم كه اين حركت غيرامنيتي براي ايران فراهم شد.
وي با تاكيد بر اينكه شرايط زندان در صراحت لهجه ما تاثير دارد، گفت: زندان انفرادي بسيار سخت است اما ضرورت دارد. مسوولان زندان و قضايي با ما حسن معاشرت داشتند و برخورد با ما بسيار صميمانه بود و ما در كمتر از يك هفته حس كرديم كه ما در برابر هم نيستيم و اگر نظام اسلامي يك روز بتواند به نقطهاي برسد كه شرايطي فراهم كند كه اين زندان انفرادي بر كسي بار نشود اين كار را خواهد كرد اما ضرورت و شرايط وجود دارد.
در ادامه ابطحي در پاسخ به پرسش خبرنگار فارس درباره ارايه تضمين براي جلوگيري از تغيير مواضعاش گفت: در قبل از انتخابات دوستان جلوي من را ميگرفتند كه نقد راجع به مهندس موسوي ننويسم. اين بحث قابل بازگشت نيست. دربارهي اصلاحات هميشه نقدهايي داشتيم. صرف اينكه در مقطعي اين جسارت را پيدا ميكنيم اينجا مينشينيم و زماني كه در انفرادي بودم به اين فكر بودم كه اولين پستي را كه در وبلاگم بنويسم اين است كه عضوي از اين نظام هستم و من با زندان رفتن، افتخار اينكه از ابتداي جواني در خدمت نظام بودهام را از دست نميدهم. من عضو اين نظام هستم. سوال شما موجه نيست. ما كار خاصي نميكنيم. ما به انديشهاي كه رسيدهايم اعلام ميكنيم.
عطريانفر نيز در پاسخ به اين سوال چهار تضمين داد و گفت: چهرههايي هستند كه به صورت مستقيم در اين يكي دو ماه با ما مرتبط بودند و يكي از نقاط جمعبندي دوستان و زندگي يكي دو ماهه با هم داشتيم و به صراحت تمام اعلام ميكنم كه دوستان ما نيز مشابه ما فكر ميكنند اما توان اعلام ندارند و تضمين ديگر، سابقهي سني و سياسي ماست و ما با خدا پيمان بستهايم و به اين جمعبندي با كمك خدا دست پيدا كردهايم.
عطريانفر دربارهي اينكه چه كساني ميخواهند مقام معظم رهبري را يك قدم به عقبتر ببرند و يا محدود كنند و اينكه ابطحي تلاشهاي خاتمي در حمايت از موسوي را خائنانه توصيف كرده گفت: من اين را نگفتهام كه تلاشهاي خاتمي در حمايت از موسوي خائنانه است.
وي گفت: در ارتباط با تقلب، مثلث حامي شامل موسوي، هاشمي و خاتمي بود.
عطريانفر در پاسخ به اين سوال گفت: اين پنج شخصيتي كه ميخواستند در انتخابات خودشان را مطرح كنند قبل از ورود به عرصه با مقام معظم رهبري مشورت كردند. رهبري در نقطهاي به لحاظ جايگاه حقيقي و حقوقي قرار داشت كه تمامي جوانب عدالت در رفتار، گفتار و موضعگيري را نشان ميدهد؛ چرا كه ركن پايداري رهبري به عدالت است. بنابراين موضع همراهانه به شكل كلي نسبت به پنج كانديدا داشتند.
خبرنگاري فارس در مورد ارتباط گروههاي سياسي با گروههاي اپوزيسيون و براندازي نرم سوال كرد كه ابطحي گفت: ابزار براندازي نرم متفاوت شده و سيستم ارتباطي در اين زمينه تعيينكننده است.
خبرنگار خبرگزاري فارس درباره موضعگيري و عملكرد هاشمي رفسنجاني و برخورد وي با انتخابات و نامهاي كه مقام معظم رهبري نوشت كه به گفته وي برخيها از آن برداشت تهديد داشتند سوال كرد كه چرا بعد از انتخابات شخصيتهايي چون هاشمي و خاتمي به جاي تمكين از قانون، با موضع موسوي همراستا شدند؟ عطريانفر در پاسخ به اين سوال گفت: داوري همهجانبه و كارشناسانه و مبتني بر روي موازين بر روي هاشمي را فقط شايسته مقام معظم رهبري است و سوابق ديرينهي بيش از نيم قرن همفكري اين دو با هم كه زندگي پرتلاطمي داشتهاند و همزيستي سياسي داشتهاند بايد نظر دهد.
وي درباره نامه هاشمي رفسنجاني به رهبر گفت: اگر هاشمي مرا مورد مشورت قرار ميداد به او ميگفتم اين نامه با اين ادبيات براي انتشار سراسري مناسب نيست و يا نامه بايد سربسته ميرفت مثل دهها نامهاي كه بين افراد رد و بدل ميشود. از كجا معلوم نامههايي كه بين بزرگان رد و بدل ميشود ادبياتش چگونه است.
عطريانفر به گفتهي ابطحي اشاره كرد كه در آن هاشمي، خاتمي و موسوي در رابطه با انتخابات همپيمان شده بودند و گفت: اگر اين همپيماني دلالتي بر اين دارد كه خاتمي يا هاشمي موضعشان در رابطه با انتخابات تقلب بوده به دو دليل آن را محكوم ميكنم؛ يكي آنكه تقلب غيرممكن است و تخلفات يك يا دو درصد ممكن است اتفاق بيافتد كه اتفاق نيفتاده است. آقاي هاشمي و خاتمي آدمهاي عادي نيستند كه به شكل آدمهاي عادي موضعگيري كنند.
پيش از اين سيد محمدعلي ابطحي با حضور در جلسه دادگاه، تمام صحبتهاي نمايندهي دادستان را پذيرفت و گفت: صبح پيشنهادي براي ارايهي ديدگاه عمومي در رابطه با اصل انتخابات ارايه شد كه من يكي از افرادي بودم كه آنها را پذيرفتم.
وي گفت: انتخابات فوقالعاده بود و 40 ميليون راي مسالهاي نبود كه بتوان از كنارش گذشت. براي تاريخ ايران افتخار بزرگي بود.
ابطحي افزود: من در جبههي اصلاحات بودم و با آقاي موسوي مخالف بودم و در سال 1384 وقتي از سوي مجمع روحانيون مبارز كانديداتوري وي مطرح شد، من گفتم از آنجا كه موسوي مدت زمان زيادي در سيستم حكومتي نبوده، ميتواند توهمات زيادي براي وي ايجاد شود كه اين توهمات آسيبهاي زيادي به كشور وارد ميكند.
وي در ادامه گفت: انتخابات اين دفعه متفاوت شد و انتخاباتي بود كه دو يا سه سال براي آن كار شد و علتش آن بود كه يك جريان اصلاحطلب اعتقاد جدي داشت كه اگر بعد از سه پيروزي اصولگرايان در انتخابات كه حمايت رهبري پشت آنها بوده، ميتواند انتخاب يك اصلاحطلب به نوعي باعث محدود كردن رهبري و مهار اعتقاد جامعه نسبت به رهبر شود.
ابطحي با بيان اينكه پشتيباني خارجي در اين انتخابات و رفت و آمدها به خارج وجود داشت، گفت: سفر آقاي خاتمي به دنيا يك سفر تبليغاتي محسوب ميشد و حضور برخي از شخصيتهاي بينالمللي در داخل ايران تعيينكننده بود.
وي در ادامه به بررسي نقش رسانهها در انتخابات پراخت و گفت: در مصاحبهاي طنزآلود گفتم اصليترين اتفاق در انتخابات، مسالهي تقلب بود و در زمان برگزاري انتخابات، معني ويژهاي پيدا كرد. تقلب از زماني اسم رمز شورش در ايران شد و به جاي نگاه فني در انتخابات، تبديل به رمز شورش شد و يك شورشي كه در آن فعال شدن نيروها، لشگركشي براي تقلب، تمرين پخش شدن مردم در خيابانهاي ايران شكل گرفت و در سال 76 با خاتمي از شاه عبدالعظيم به سمت پاسداران رفتيم و تمرين نگهداري گستردهي مردم در خيابان را كرديم. اين تمرين گسترده در چارچوب تقلب در انتخابات معنا پيدا كرد و ابزار اطلاعرساني به شكل sms، فيسبوك درآمد و شايد آنچه معاون دادستان تهران به عنوان انقلاب رنگي و مخملي عنوان كرد فكر ميكنم ظرفيتش وجود داشت اما نميدانم هدفش نيز وجود داشت يا نه. اگر اين ظرفيت در كشورهاي ضعيفتر از ايران بود ميتوانست عمل كند.
ابطحي افزود: رنگ سبز تبديل به رسانه شد و همه را به هم ربط ميداد و ساعت 10 شب جمعه بعد از رايگيري هنوز نتيجهي انتخابات مشخص نشده بود، مهندس موسوي با اعلام زودهنگام، پيروزياش در انتخابات را اعلام و آقاي خاتمي به وي تبريك گفت كه اين اقدامات نشان ميدهد يك نوع تفاوت در بحث تقلب وجود دارد.
وي تاكيد كرد: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت. در انتخابات قبلي فاصلهي كروبي و احمدينژاد كمتر از نيم ميليون راي بود. در عين حال خاتمي و وزارت كشور تلاش كردند كلمهي تقلب را به كار نبرند و آقاي خاتمي تخلف را پذيرفت اما هيچگاه از لفظ تقلب استفاده نكرد. من تعجب ميكنم اين وضعيت براي 11 ميليون اختلاف مطرح شود. دوستان ما 500 هزار نفر را به عنوان تقلب نپذيرفتند، چگونه 11 ميليون را تقلب ميدانند؟
ابطحي به مصاحبههاي صورت گرفته قبل از انتخابات از سوي افراد مختلف پرداخت و گفت: من در اين مصاحبه گفته بودم كه تقلب در بدترين صورت بين يك تا 2 ميليون وجود دارد و اگر ما اين 2 ميليون را كنار بگذاريم كانديداي پيروز، اصلاحطلب خواهد بود و آراي احمدينژاد مشخص و محدود است و هرقدر از آراي ايشان كم شود به سبد اصلاحطلبان ريخته ميشود. اما ما اصلاحطلبان صداي همه را بايد ميشنيديم اما نشنيديم و صدايي را كه ميشنيديم صداي همه نبود. برخي صداهاي بلند را ميشنيديم و صداهاي عمومي را نميشنيديم.
ابطحي در ادامه گفت: توهم مهندس موسوي، توهم بزرگي بود كه در مرحلهي اول احساس كرد اين تقلب بين 11 ميليون آرا امكانپذير است و در جلسهي مجمع روحانيون مبارز مطرح شد كه ما ظرفيت بالايي داريم و تخلفاتي را جمعآوري كردهايم كه يكي از دوستان ما كه قبلا وزير كشور بود گفت اگر تمام اين مدارك را شوراي نگهبان قبول كند 700 يا 800 هزار راي ميشود كه من اين توهم بزرگ را دو سه ماه قبل از انتخابات در يكي از مصاحبههايم گفته بودم و موسوي را به هندوانه سربستهاي تشبيه كردم كه اگر سر باز كند مشخص نيست چه ميشود كه اين دليل توهمات ايشان بود.
وي ظرفيتهاي حمايت از مهندس موسوي را جدي ندانست و گفت: هركسي براي خواست و ديدگاه خودش از مهندس موسوي حمايت ميكرد. شنبه بعد از انتخابات، هاشمي رفسنجاني، مهندس موسوي و خاتمي همقسم شدند تا پشت همديگر را خالي نكنند و همديگر را تنها نگذارند. در آنجا اين حمايت به دليل حمايت از موسوي نبود، حمايت از اتفاقي بود كه دليل هركس منافع خودش بود. آقاي موسوي كشور را نميشناخت اما آقاي خاتمي با تمام ارادتي كه به ايشان دارم هويت كشور را ميشناخت، تمام اتفاقات، قدرت، رهبري، نظام امنيتي كشور را ميشناخت و به خاطر شكست در انتخابات از موسوي حمايت كرد كه اين اقدام به نوعي خيانت به كشور است.هدف هاشمي رفسنجاني از اين حمايت در مرحلهي اول انتقام از احمدينژاد و در مرحلهي دوم انتقام از رهبري بود. دلايل اين توهمات در حمايت از مهندس موسوي متفاوت بود و هركدام براي خودشان ديدگاهي جداگانه داشتند.
وي در ادامه به بررسي نهادينه شدن دموكراسي در ايران پرداخت و گفت: از اقدام آقاي خاتمي متاسفم كه تمام ظرفيتها را به پاي مهندس موسوي ريخت. موسوي خودش ظرفيت اصلاحات را نداشت و جريان اصلاحطلبي تحقير شد و آقاي موسوي آن را نپذيرفت. من دوست نداشتم احمدينژاد رييسجمهور شود اما وقتي 11 ميليون اختلاف راي را ديدم به دموكراسي، مردمسالاري خيانت كرديم. به جاي اينكه يك پيام كوتاه تبريك به احمدينژاد به خاطر پيروزياش بفرستيم بهترين وضعيت كشور را كه ميتوانست باعث سربلندي ايران شود از بين برديم.

عصر روز پنجشنبه هزاران نفر از عزاداران سر مزار ندا آقا سلطان رفتند که در مواردی با برخورد پلیس مواجه شدند پلیس ایران عصر پنجشنبه ۸ مرداد (۳۰ ژوئیه) در گورستان بهشت زهرا و همچنین در خیابان های مرکزی تهران با معترضان درگیر شده و برای پراکنده کردن آنها از باتوم و گاز اشک آور استفاده کرده است.میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای بزرگداشت یاد کشته شدگان حوادث اخیر تهران حدود ساعت چهار بعد از ظهر در بهشت زهرا حضور یافتند، اما مأموران پلیس برای آنها محدودیت ایجاد کردند و با عزاداران درگیر شدند.همچنین هزاران تن از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در مصلای تهران و خیابان های اطراف آن تجمع کرده اند و شعارهایی در حمایت از میرحسین موسوی سر داده اند.
در این حال صدها نیروی پلیس ضد شورش در محل حاضر شده و با استفاده از باتوم و گاز اشک آور به متفرق کردن جمعیت پرداخته اند.گزارش هایی از وقوع تجمع های اعتراضی در میدان ونک، خیابان مطهری، خیابان بهشتی، خیابان حافظ شمالی، خیابان ولیعصر، خیابان زرتشت و خیابان فاطمی منتشر شده است.
یک شاهد عینی به خبرگزاری رویتر گفت: "پلیس ضدشورش را دیدم که بعضی از تظاهرکنندکان در خیابان عباس آباد را دستگیر کرد. آنها همچنین شیشه ماشین هایی را که رانندگان آنها به نشانه حمایت از موسوی بوق می زدند شکستند."
پیش تر شاهدان عینی که در بهشت زهرا حاضر بودند، گفتند که آقای موسوی کوشید که بر سر مزار ندا آقاسلطان، دختر جوانی که در جریان اعتراضات روز ۳۰ خرداد تهران کشته شد، حضور یابد، اما مأموران پلیس ضد شورش آقای موسوی را احاطه کردند و در حالی که صدها تن از عزاداران شعار "یا حسین، میر حسین" سر می دادند، او را به اتومبیلش باز گرداندند.
به گفته شاهدان عینی، گروهی از عزاداران اتومبیل آقای موسوی را احاطه کردند و کوشیدند مانع از رفتن آقای موسوی شوند، اما مأموران پلیس به زور راه را باز کردند تا اتومبیل از محل دور شود.آسوشیتدپرس به نقل از شاهدان عینی گزارش می دهد که پس از آنکه موسوی مجبور به ترک محل شد جمعیت در اطراف مزار ندا آقا سلطان به چندین هزار نفر افزایش یافت.
بنابه این گزارش حمله پلیس به جمعیت زمانی شروع شد که مهدی کروبی سعی کرد بر سر مزار ندا سخنرانی کند. آقای کروبی در پی حمله مجبور به ترک محل شد و به نوشته وبسایت های هواداران مخالفان، چندین نفر از یاران او کتک خوردند.
به گزارش آسوشیتدپرس حتی پس از این درگیری هزاران نفر از عزاداران همچنان به سوی مزار ندا آقاسلطان سرازیر شدند.شاهدان عینی به خبرگزاری فرانسه گفتند که عده ای از عزاداران به سوی گروهی از مأموران پلیس که مهدی کروبی را محاصره کرده بودند، سنگ پرتاب کردند.
سحام نیوز، وبسایت رسمی حزب اعتماد ملی (حزب آقای کروبی) تایید کرده است که هم آقای کروبی و هم آقای موسوی توانسته اند برای لحظاتی بر سر مزار ندا آقاسلطان توقف کنند و فاتحه بخوانند.
در ویدیویی که از این مراسم در سایت یوتیوب منتشر شده شعارهایی همچون "نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم" و "مرگ بر دیکتاتور" شنیده می شود.
خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی نوشته است که پلیس با باتوم و کمربند با عزاداران برخورد کرده است.پیش تر وکیل مهناز محمدی، مستندساز ایرانی از بازداشت او، جعفر پناهی و رخساره قائم مقامی در بهشت زهرای تهران خبر داده بود.
خانم محمدی، آقای پناهی و خانم قائم مقامی صبح پنجشنبه به همراه تعداد دیگری از فیلمسازان و مستندسازان ایرانی برای گذاشتن گل بر مزار کشته شدگان حوادث اخیر به بهشت زهرا رفته بودند.

مأموران پلیس در میدان ونک به سمت معترضان کپسول گاز اشک آور شلیک کرده اند
مراسم روز پنجشنبه در بهشت زهرا به مناسبت چهلمین روز درگذشت کسانی برگزار شد که در اعتراضات روز ۳۰ خرداد در تهران کشته شدند.روز ۳۰ خرداد، یک روز پس از آنکه آیت الله علی خامنه ای در نماز جمعه خواستار پایان یافتن اعتراضات خیابانی شد، تعداد زیادی از معترضان به نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در اثر برخورد نیروهای نظامی، انتظامی و بسیج کشته، مجروح یا بازداشت شدند.
مقامات ایران تعداد کشته شدگان حوادث آن روزهای تهران را حدود ۲۰ نفر اعلام کردنداما مخالفان دولت می گویند تعداد کشته شدگان بیش از این ها است.برخی از مسئولان نظامی و انتظامی ایران کشته شدن این افراد را به "اغتشاشگران" نسبت داده اند، اما مخالفان می گویند که نیروهای حکومتی به سوی معترضان تیراندازی می کردند.
در پی کشته شدن محسن روحالامینی، فرزند مشاور ارشد محسن رضایی، که در روز ۱۸ تیرماه بازداشت شده بود، نامهای از سوی حسین علایی، رئیس سابق ستاد مشترک سپاه پاسداران در برخی سایتهای اصلاحطلب به چاپ رسیده که در آن تصریح شده است که «محسن روحالامینی زیر شکنجه جان باخته است.»
بیشتر بخوانید:
در این نامه که در سایت های نزدیک به اصلاح طلبان، نوروز و موج سبز آزادی، منشر شده، به نقل از حسین علایی آمده است: «بعد از ظهر روز پنج شنبه اول مرداد ماه سال ۱۳۸۸ که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامکها، پیامی به من رسید مبنی بر اینکه فرزند بیست و پنج ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح الامینی که در اعترضات روز ۱۸ تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد.»
وی میافزاید: «بسیار متعجب شدم، زیرا آقای روح الامینی را که از سالیان دراز می شناسم فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است. تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آنهم از خانوادهای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانوادهاش گردد.»
رئیس سابق ستاد مشترک سپاه پاسداران مینویسد: «صبح جمعه دوم خرداد ماه ۱۳۸۸ به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسانهای مؤمن و اکثر آنها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بودهاند. افرادی که هم اکنون مسؤلیتهای مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی، حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، صدر رئیس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی از دفتر رهبری، رجبی معمار رئیس شبکه پنج سیما، علی عسگری معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.»
وی در ادامه این نامه گفتوگوی خود را با عبدالحسین روحالامینی شرح داده و مینویسد: «به آقای روحالامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم.»
وی می افزاید: «در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را اینگونه برایم تشریح کرد: بر اساس اطلاعات دریافتی این دوروزه، محسن را در روز پنج شنبه ۱۸ تیرماه، افراد لباس شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز
«دلالی چهار میلیونی تومانی»
در ادامه این نامه رئیس سابق ستاد مشترک سپاه به نقل از پدر محسن روحالامینی آمده است: «نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هرکدام از خود سلب مسؤلیت میکردند. دو هفته را اینگونه سپری کردم، به هرکجا سر می زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبرو می شدم. تا اینکه دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می دهم.»
وی به نقل از عبدالحسین روح المینی می افزاید که «در روز مبعث در حسینیه امام خمینی و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شمارههای خود را نیز به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد. از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آنکه دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت، شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی دهد. او به من گفت به شما تسلیت عرض میکنم. من فکر کردم که می خواهد بلوف بزند و مرا بترساند، بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم را میدهد.»
«دهانش را خرد کردند»
در این نامه حسین علایی به از عبدالحسین روحالامینی مینویسد: « راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم. مشخص شد که فرزندم را وقتیکه گرفتهاند مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کردهاند. جنازهاش را که دیدم متوجه شدم که دهانش را خرد کردهاند. فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمیگفت. مطمئنم هرچه از او سؤال کردهاند، درست پاسخ داده است. آنها احتمالاً نتوانسته اند، صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت، کتک زده و زیر شکنجه کشتهاند. با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم، محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیدهاند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای ۴۰ درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است. او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهولالهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنج شنبه جسد او را به سردخانه تحویل میدهند. آنها، پس از یک هفته، ما را در جریان قتل فرزندم، قرار دادند.»
حسین علایی در ادامه مینویسد که برای تحویل جسد محسن روحالامینی از خانواده وی تعهد گرفتهاند که شکایتی از هیچ فردی نداشته باشند.
آنطور که در این نامه آمده است با وساطت عزتالله ضرغامی، رئیس صدا و سیما مسئولان به خانواده وی اجازه دادند که مراسم تشییع جنازه روز جمعه از برابر خانه انجام پذیرد.
در بخش دیگری از این نامه آمده است که عبدالحسین روحالامینی قصد دارد برای دفاع از «حقوق اولیه زندانیان» یک سازمان غیر دولتی تشکیل دهد و به خانوادهها نیز در پیگیری سرنوشت زندانیان کمک کند.
عدالحسین روح الامینی پس از آغاز کار دولت احمدینژاد به ریاست انستیتور پاستور رسید و در انتخابات اخیر نیز از اعضای حلقه اصلی مشاوران محسن رضایی بود.
در همین حال، به گزارش خبرگزاری مهر، خانواده آقای روح الامينی با صدور اطلاعيه ای اعلام کرد که برای مراسم بزرگداشت و ترحيم مرحوم محسن روح الامينی که قرار بود یکشنبه در مسجد بلال صدا و سيما برگزار شود ، لغو شده است.دلیل این امر جلوگيری از هر گونه نا آرامی و خشونت توسط برخی جريانات فرصت طلب و ايجاد مزاحمت برای مردم ذکر شده است.





