تبليغاتX
(((( رد پا ))))
 
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
 

رهبر یک انجمن یاری برای خودکشی در سوئیس گفت، بدنبال یافتن مجوز قانونی برای کمک به یک زن کانادایی و دیگر افراد سالم نظیر اوست که قصد کشتن خود را دارند.

به گزارش عصرایران به نقل از شبکه «ایرانتو»  انتشار این خبر، بار دیگر موجب بالاگرفتن بحث های موافقان و مخالفان کمک به خودکشی در جوامع اروپایی گردید.
«بتی کومبایز»، پیرزن اهل ونکوور کانادا در نظر دارد، همراه شوهر خود که از بیماری قلبی رنج می برد، این دنیا را ترک کند.
«لادویج مینلی» ، رهبر انجمن «دیگنیتاس» در سوئیس ، با ارسال ایمیلی به زوج مذکور اطلاع داده است که سرگرم رایزنی با مسئولان محلی شهر زوریخ، جهت اعطای مجوز به پزشکان ، بمنظور تجویز داروی منجر به مرگ به افراد داوطلب است.
وی که خود یک وکیل حقوق بشری است، اعلام کرده ، ترجیح می دهد در همان سطح به تلاش خود ادامه دهد ، اما در صورت لزوم درخواست خود را از طریق دادگاه زوریخ و یا حتی دادگاه عالی سوئیس پیگیری خواهد کرد.
وی در نامه خود خطاب به زوج مذکور تأکید کرده است، مبارزه ما به خاطر شخص معینی نیست، اما اگر موفق شویم شامل حال شما نیز خواهد شد.
با اینکه آنان حاضر به مصاحبه با رسانه های گروهی نیستند، اما در سال 2007 با شرکت در یک فیلم مستند با عنوان " توریست های خودکشی" که توسط فیلمساز برنده اسکار John Zaritsky ساخته شد، از تلاش های اولیه خود برای عضویت در گروه خودکشی خبر دادند.
در آن برنامه خانم کومبایز در پاسخ به این سوال که چرا با وجود سالم بودن، قصد کشتن خود را دارد ، گفته بود:" از اولین روز ازدواج، همسر من همه زندگی من بوده است. من دو دوخترمان را دوست دارم ، اما همسرم را بیشتر دوست دارم و نمی توانم به زندگی خود بدون او ادامه دهم. وقتی ما از وجود انجمن خودکشی در سوئیس خبردار شدیم ، با خود گفتیم چه راهی بهتر از این که با هم و دست در دست هم بمیریم؟!"
فیلم مستند مذکور، یک سال پیش، از طریق شبکه CTV کانادا پخش شد و طی آن صحنه هایی از ملاقات زوج مذکور با پزشک سوئیسی نشان داده شد که وی حاضر به تجویز دارو به هیچیک از آنان نشد. در آن سال پزشک مزبور معتقد بود حتی بیماری قلبی آقای کومبایز نیز برای مردن زود هنگام کافی نیست.
گزارش ایرانتو همچنین حاکیست، در حالیکه کمک به خودکشی در کشورهایی نظیر کانادا و بسیاری از ممالک غربی، جرم به حساب می آید، این امر در سوئیس قانونی است و آقای مینلی از طرفداران محلی قانون مذکور، با تشکیل انجمن خودکشی، داوطلبان سایر کشورها را نیز می پذیرد.
اگر چه در ابتدا این قانون برای افراد با بیماری بسیار سخت به تصویب رسیده اما وی معتقد است، همه کسانی که در زندگی به دلایلی به بن بست رسیده و در عین حال از توانایی ذهنی برای تصمیم گیری برخوردار باشند، باید اجازه چنین انتخابی را داشته باشند.
این انجمن بیش از 10 سال پیش در زوریخ تأسیس شده و سالانه حدود 200 نفر به کمک آنها خودکشی می کنند. از زمان تاسیس این گروه در سال 1998 حدود 900 بیمار صعب العلاج خارجی از خدمات آن بهره مند شده و دست به خودکشی زده اند. هزینه هر خودکشی موفق سه هزار پوند است.
از سوی دیگر خانم «مارگارت سامرویل»، استاد اخلاق دانشگاه مک گیل کانادا در این زمینه گفت، تعمیم دادن این کمک به افراد سالم ، می تواند باعث بروز اعتراض و مخالفت افکار عمومی با کلیت موضوع گردد .وی افزود:« ما با این کار، ارزش و جایگاه مرگ و زندگی را پایین می آوریم و جنبه معنوی مرگ خدشه دار می شود.»
وی اضافه می کند، برخی می خواهند پس از مرگ همسرشان، خود نیز به او بپیوندند و این بخاطر احساس شدید تنهایی است. اما این موقعیت بسیار حساسی است.
وی خاطره ای را از یک کنفرانس نقل می کند که طی آن پزشکی از سوئیس درباره کمک خود برای مردن پیرزنی یاد کرد که اصرار داشت بعد از مرگ همسرش زنده نماند.
من از او پرسیدم آیا کسی پیشنهاد نکرده بود بجای اینکار ، برای آن پیرزن یک گربه بخرید، وی گفت نه ، اما حالا که فکر می کنم می بینم ایده جالبی می توانست باشد!
در عین حال آقای مینلی در یک کنفرانس تأکید کرده که 70درصد اعضای انجمن خودکشی، با وجود اطلاع از امکانات موجود ، تاکنون از استفاده از آن خودداری کرده اند، اما به هر حال ما باید همواره برای موارد مشابه زوج مذکور آماده باشیم و داوطلبان را از مخالفت های پدرسالارانه پزشکی، دولتی و یا مذهبی رهایی بخشیم!

به گزارش بنيان بعد از بركناري علي دايي از سرمربيگري تيم ملي فوتبال عادل فردوسي پور تهيه كننده و مجري برنامه نود كه ركورد پرببننده ترين برنامه تلويزيون را دارد، در برنامه اي ضمن گفت گو با علي كفاشيان رييس فدراسيون فوتبال، نشان داد كه نصب و عزل علي دايي خارج از اراده فدراسيون فوتبال و بر اساس دستور سازمان تربيت بدني و نهاد رياست جمهوري بوده است.

همچنين در برنامه هفته گذشته نود هم كه فردوسي پور داشت به صراحت پشت پرده نقل و انتقالات در فدراسيون فوتبال و دخالت نهادهاي غير ورزشي و دولتي را نشان مي داد، مايلي كهن سيل انتقادات از سيما و اين برنامه را آغاز كرد كه نهايتا چند روز بعد تر به واكنش مجلس در حمايت از مايلي كهن و انتقاد از اين برنامه منجر شد.
منابع مطلع در سازمان صدا و سيما خبر از محروميت و ممنوع التصوير شدن فردوسي پور مي دهند و معتقدند در بهترين حالت با پايان ليگ و در بدترين حالت از اين هفته، جواد خياباني در برنامه نود حضور پيدا مي كند و جاي فردوسي پور را مي گيرد.
همچنين صحبت هاي تندي نيز ميان پورمحمدي مدير شبكه سوم سيما و فردوسي پور صورت گرفته و به فردوسي پور تاكيد شده است كه سازمان بيش از اين از وي حمايت نمي كند.
اين خبر، جدي ترين تهديد صورت گرفته عليه برنامه نود مي باشد.

تصویری از رکسانا صابری خبرنگار ایرانی-آمریکایی در پانزدهمین سالگرد فوت روح الله خمینی در حال تهیه گزارش. رکسانا صابری در ژانویه 2009 به دلیل نامعلومی دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. اتهام صابری پس از حدود 3 ماه حبس در ایران، جاسوسی برای آمریکا اعلام شده است .

zahrarahnavard.jpg

‎زهرا رهنورد کيست؟‎

با قطعيت يافتن حضور ميرحسين موسوي در انتخابات رياست جمهوري سال 88، اطرافيان وي نيز به تکاپو افتاده اند. ‏دکتر زهرا رهنورد، آخرين فردي است که در حمايت از همسرش وارد گود مبارزات تبليغاتي شده است. چهارشنبه 19 ‏اسفند ماه، زهرا رهنورد با انتشار يادداشتي در سايت کلمه با عنوان "زنان؛ رفع تبعيض و انتخابات دهم رياست ‏جمهوري" وارد صحنه انتخابات شد‎.‎‏ وي در اين مقاله مي نويسد: "تجربه پيچيده انتخابات نشان مي دهد که در هنگامه ‏شور و شوق انتخابات و شعارهاي مربوط به جذب راي، زنان، شهروند درجه يک محسوب مي شوند و نيمي از ‏جمعيت!! اما پس از فرو ريختن آب ها از آسياب ها، يکباره به شهروند درجه دو و سه سقوط مي کنند، فراموش مي ‏شوند و حتي به مصداق "طاعت از دست نيايد گنهي بايد کرد"، خود و کيان خانوادگي آنان در معرض آسيب هايي قرار ‏مي گيرد که محصول نابرابري طلبانگي فرهنگي و ترتيبات لايحه نويسي قانون گزاريست که نمونه بسيار بارز و بدخيم ‏آن، معرکه همسر دوم و لابد.‏‎.. ‎است که خوشبختانه توسط مجلس و قوه قضاييه فعلا مسکوت مانده و اميدوارم با لوايح ‏مکمل!! دوباره مطرح نشود‎.‎‏"‏

او در بخش بعدي نوشته اش رفع تبعيض بر محملي قانوني از سوي مجلس را خواستار شده و مي افزايد که براي ‏رسيدن با جامعه اي کرامت مند که فقط در فضاي باز و آزاد ميسر خواهد بود، بايد به نحوي ديگر عمل شود؛ پيوستن به ‏کنوانسيونهاي بين المللي زنان در جهت رفع تبعيض، رفع تبعيض در توزيع مشاغل و مديريت ها، رفع تبعيض در ‏قوانين و ترتيبات قانوني در قلمرو و حقوق زن در خانواده و در جامعه مدني و جزا و ديات و نظاير آن، رفع تبعيض ‏در نگاه به جايگاه زن در جامعه مدني و قلمرو عمومي و ايجاد فضاي آزاد، از جمله مواردي است که رهنورد در مقاله ‏اش آنها را برنامه اي در جهت حمايت از حقوق زنان در دولت بعدي مي داند.‏

‎زهرا رهنورد کيست؟‎

زهرا رهنورد سال 1324 در خانواده اي مذهبي-‏‎ ‎نظامي و در تهران متولد شد. برخي منابع وي را متولد 1329-30 ‏در دو شهر تهران و بروجرد اعلام کرده اند. اصليت پدر وي بروجردي است، اما آنچه که روشن است، در دانشگاه ‏جنگ تهران آن زمان مشغول به کار بوده و سمت استادي داشته است. اين زمان مقارن با به دنيا آمدن زهرا رهنورد ‏است. وي درباره پدرش مي گويد: "شغل پدرم كه يك نظامى معترض و ناسازگار با رژيم بود نيز سبب شد تا حضور ‏در جاده‏هاى صعب و گردنه‏ هاى هولناك و شهرهاى مختلف، مرا آماده يك زندگى پر فراز و نشيب كند‏‎.‎‏" مادرش خانه ‏دار بود و طبع شعري نيز داشت. او از سوي خانواده مادر سادات است و از اقوام نزديک نواب صفوي محسوب مي ‏شود. خانواده مادري رهنورد خانواده اي مذهبي بودند به طوري غير از مادر، خاله اش نيز با معناي تمامي مفاتيح جنان ‏آشنا بود.

‎رشد در خانواده اي تحصيلکرده‎‎‏

او اما معلم دوران کودکي خود را مادربزرگش مي داند که هم وي را با اصول دين آشنا کرده و هم اشعار سعدي را ‏برايش زمزمه مي کرده است. او در اين باره مي گويد: "شخصيت من تحت تأثير سه زن، ابتدا مادربزرگ استثنايى ‏ام، ‏مادر و خاله ‏ام ساخته شد. "مادربزرگ" به سه زبان سخن مى‏ گفت و من مخاطب بودم و بايد مفهوم را درمى‏ يافتم. ‏زبان قرآن و روايات، زبان حافظ و سعدى و مولوى و زبان ضرب‏المثل. "مادر"‏‎ ‎مهربانم كه با شجاعت، سلحشورى، ‏آزادى ‏خواهى و فداكارى بخش ديگرى از شخصيت مرا ساخت. خاله كه مظهر دانش بود، او تحصيل‏كرده و فرانسه‏ دان ‏بود. دبير ادبيات فارسى و فرانسه و از همه مهم‏ تر او مادر نخستين استاد من اكبر اميرنظام (شاگرد استاد كمال ‏الملك) ‏بود. اميرنظام خط، مينياتور، نقاشى آب‏رنگ، رنگ روغن و بخشش و بزرگى را خوب مى ‏دانست‎.‎‏"‏

پدرش مدتي بعد به دليل برخورد فيزيکي با يک نظامي آمريکايي از کار برکنار مي شود و به کارهاي ديگر روي مي ‏آورد. آنچنان که خود گفته از هوش خوبي برخوردار بوده و اساتيد خوبي داشته است. مادر وي در باره دوران ‏خردسالي دخترش زهرا مي گويد: "قبل از مدرسه وقتى كه 3 يا 4 سال داشت به نوشتن علاقه ‏مند بود. هر گاه من را ‏مى ‏ديد كه كارى انجام نمى‏ دهم اصرار پشت اصرار كه "آلابيشتار" كنيم. منظورش از "آلابيشتار" نوشتن بود. يعنى ‏حالا بيا نوشتن را تمرين كنيم‎.‎‏ شكل حروف را قبل از مدرسه رفتن مى ‏شناخت و تمرين مى ‏كرد. عكس و تصوير كتاب ‏‏ها را آنچنان مى‏ نگريست كه گويا مى ‏تواند منظور آن نوشته‏ ها را بخواند و بفهمد‏‎.‎‏"‏

وي در دوران دبيرستان به دليل خواست پدر رشته علوم تجربي را خواند و سال 42 از دبيرستان آزرم ديپلم طبيعي آن ‏روز را دريافت کرد. وي درباره آنچه که در خانه ياد گرفته است، مي گويد: "در نظام تربيتى خانواده كه به نحوى ‏مساوات بين فرزندان رعايت مى‏ شد و البته عواطف شديدترى نسبت به دختران اهدا مى ‏شد آموختم عدالت‏ طلب، علم ‏‏جو و ستاينده هنر باشم‎.‎‏"

‎پرواز در عالم هنر و سياست‎‎‏

چندي بعد از اخذ ديپلم به دانشگاه تربيت معلم آن دوران مي رود و دو سال بعد مدرک خود را از اين دانشگاه اخذ مي ‏کند. به علت علاقه و تبحري که در کارهاي هنري از جمله نقاشي و مجسمه سازي داشت، به تحصيل در رشته مجسمه ‏سازي دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران روي مي آورد. چهار سال بعد يعني در سال 48 زماني که وي فارغ ‏التحصيلي اش را جشن مي گرفت، در يكي از نمايشگاه نقاشي كه خود ترتيب داده بود، با مير حسين كه فوق ليسانس ‏مهندسي معماري بود آشنا شد.‏

موضوع آن بود که وي هرچند چون ميرحسين موسوي مخالف رژيم شاه بود، اما افکار ديگري در سر داشت و به گونه ‏اي آزادانه برخورد مي کرد؛ "رژيم شاه جوانها را مي كشت. اختناق شديدي بود به گونه اي كه همه فكر مي كردند ‏اطرافيانش ساواكي هستند. تمام فكر و ذكرم اين بود كه رژيم شاه را براندازيم و رژيم خوبي بياوريم كه آزاديخواه باشد. ‏حالا چه رژيمي باشد اصلا مهم نبود. در هر تظاهراتي هم شركت مي كرديم. هم ماركسيت ها، هم ملي ها و هم مسلمان ‏ها. خود من دريك فاصله كاملا بي اعتقاد بودم. نه دين سنتي مادر و ماد بزرگم را قبول داشتم و نه هيچ چيز ديگر." به ‏هرحال آنچنان که مشخص است، او شرايط مهندس مسلمان آن روز را مي پذيرد. بعد از چند روز ميرحسين به ‏خواستگاري وي آمد و او نيز قبول كرد. از آن پس حجاب جزئي از زندگي وي مي شود.‏‎ ‎‏

‎تغيير روند زندگي پس از ازدواج‏‎‎‏

زهرا رهنورد پس از آن يکي از ميهمانان ثابت نشست هايي بود که در شرکت سمرقند برگزار مي شد. شرکت سمرقند ‏شرکتي بود که ميرحسين و دوستانش آن را تاسيس کرده بودند و هدف نشست هاي آنها، اقدامات سياسي و ابراز نظرات ‏مخالف عليه رژيم شاه بود. عبدالعلي بازرگان، حسن آلادپوش، محبوبه متحدين از جمله موسسين نشست هاي شرکت ‏سمرقند بودند. از سال 49 با آغاز سلسله سخنراني هاي دکتر شريعتي در مسجد ارشاد و مطهري در مرکز ‏توحيد(ساختماني که طراحش ميرحسين موسوي است و چه پيش و چه پس از انقلاب مرکز تجمع اپوزيسيون محسوب ‏مي شود.) وي و شوهرش ميرحسين تبديل به شاگردان و از جمله حاضرين هميشگي در اين سخنراني ها مي شوند. اما ‏هيچ گاه به گروه و دسته جات سياسي نمي پيوندند.‏

آنچنان که مي گويد: "در دانشگاه كه سرشار از شور و مبارزه بود، سه دسته بودند؛ مذهبي ها، ملي گراها، كمونيست ‏ها.‏‎ ‎ولي من جزو هيچ كدام از آنها نبودم." خاطره محبوبه متحدين و حسن آلادپوش که از اوج مسلماني به افراط در ‏کمونيست افتاده بودند، سبب شد که آنها هميشه مجاهدين خلق را با ديده شک بنگرند. وي درباره خود مي گويد: "دوران ‏دانشجويى كه همزمان با تأهل و مادر شدن من بود، با حمايت خانواده كامل و كامل ‏تر مى‏ شدم. بعد از برگزارى ‏نمايشگاههاى متعدد از نقاشى‏ هايم با مطبوعات و حسينيه ارشاد آشنا شدم و در پرتو شخصيت‏هاى بزرگى چون استاد ‏مطهرى، شريعتى قدم به قدم پيش مى ‏رفتم كه حسينيه ارشاد تعطيل شد و من احساس كردم با آن اطلاعاتم نمى‏توانم همه ‏محتواى ذهنم را بيان كنم. پس خواندم و خواندم و خواندم‎.‎‏"‏

در همان دوران وي دوره کاشناسي ارشد پژوهش هاي هنر را آغاز کرد و توانست در سال 50-51 از دانشکده ‏هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شود. از اين زمان به بعد بيشتر در فعاليت هاي اجتماعي و دانشگاهي، همسرش را ‏همراهي و در اعتراضات آن روزگار نيز شرکت مي کرد.

‎مهاجرت به آمريکا‎‎‏

با دستگيري دکتر شريعتي در مهرماه 52، عملا فعاليت وي رو به کاهش گذاشت. با افزايش سخت گيري ها بر فعالين ‏سياسي وي به همراه دو فرزندش در سال 55 به آمريکا مهاجرت کرد. او در آنجا به عضويت کنفدراسيون دانشجويان ‏ايراني در آمد و عليه رژيم پهلوي دست به فعاليت زد.

‎پس از انقلاب‎‎‏

چيزي به پيروزي انقلاب 57 نمانده بود که رهنورد به ايران بازگشت. از آن پس در کنار همسرش قرار گرفت و سعي ‏کرد در امور اجتماعي فعال باشد. از سال 57 تا 59، جامعه زنان جمهوري اسلامي و زنان مسلمان را پي ريزي کرد. ‏سپس در اطلاعات بانوان که تغيير نام داده و عنوان "راه زينب" را براي خود برگزيده بود، به عنوان اولين سردبير ‏مشغول به کار شد که تا سال 67 اين فعاليت فرهنگي ارتباط داشت. با نخست وزيري ميرحسين موسوي فعاليت هاي ‏وي کاهش يافت؛ "شغل نخست وزيري مسئوليت بزرگي است. همسرم مجبور بود به دليل شغلش مدام دور از خانه ‏باشد، پس تصميم گرفتم به سه فرزندم رسيدگي کنم، کارهاي هنري ام را ادامه دهم و کتاب بنويسم."‏
در همين دوره وي تحقيقات گسترده اي در زمينه زيباشناسي در اسلام، فلسفه هنر در اسلام و رمزگشايي از آيات ‏شعرگونه قرآن انجام مي دهد. پس از آن که دانشگاه ها دوباره باز مي شوند و فرزندانش بزرگ تر، وي به دانشگاه باز ‏مي گردد. در همان دوران به عنوان عضو كميته تاليف و تدوين كتب درسي رشته هنر در وزارت علوم، تحقيقات و ‏فناوري به کار گرفته مي شود. او سپس فوق ليسانس و دکتراي علوم سياسي خود را از دانشگاه آزاد اسلامي دريافت مي ‏کند و به کار تدريس در دانشگاه هاي آزاد تهران، تهران و الزهرا ادامه مي دهد.

‎حضور در کمپين اصلاح طلبان‎‎‏

رهنورد در سال 75 به جبهه اصلاح طلبان مي پيوندد و در کنار سيد محمد خاتمي قرار مي گيرد. با پيروزي خاتمي در ‏انتخابات دوم خرداد 76 وي به عنوان مشاور سياسي رئيس جمهوري برگزيده مي شود. يک سال بعد به عنوان رئيس ‏دانشگاه الزهرا منصوب مي شود، سمتي که تا سال 85 در آن مشغول به کار بود. همزمان رئيس گروه هنر سازمان ‏مطالعه و تدوين سمت، وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري شد و اجراي طرح ملي نگارش تاريخ هنر ايران در ‏دوره اسلامي را نيز برعهده گرفت. او به دليل شغل مهمش مسئول و مشاور طرح هاي بسياري بوده است.

‎استعفا يا برکناري؟‎‎‏

با روي کار آمدن دولت احمدي نژاد، چون ديگر اصلاح طلبان، کار بر زهرا رهنورد سخت شد. هرچند که وي در ‏زمانه توديع اش با بيان اينكه نه بركنار شده و نه استعفا داده، گفته بود: "با تغيير دولت، من خود خواهان بركناري از ‏اين سمت شدم و مسئوليت را با سربلندي به يك سربلند ديگر تحويل دادم، دكتر مباشري نيز يك فرد گرانقدري براي ‏دانشگاه است‎.‎‏ دولت جديد نيز حق تغيير رياست دانشگاه و جايگزيني نيروي خود را دارد‏‎.‎‏" محافل خبري نظر ديگري ‏داشتند؛ درست بعد از انتخاب احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهوري، رهنورد، شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل را ‏به دانشگاه الزهرا دعوت کرد، اقدامي که از ديد دولت پنهان نماند و مورد انتقاد صريح جناح راست قرار گرفت‎.‎‏ از آن ‏پس وي به دانشگاه تهران رفت و در دانشکده هنرهاي زيباي آن دانشگاه مشغول به تدريس شد.‏

‎خانواده، همسر و علايق‎‎‏

همسر زهرا رهنورد ميرحسين موسوي است. خوانندگان روز در سلسله نوشتارهاي معرفي مشاهير ايران زمين با وي ‏آشنا شده اند. او آخرين نخست وزير ايران و نامزد دهمين دوره رياست جمهوري ايران است. رهنورد درباره ميرحسين ‏موسوي مي گويد: "همسرم در تمام مراحل زندگي چه زماني كه جوان بودم و تحصيل مي كردم و چه حالا كه ‏تحصيلاتم تمام شده و سالها از آن زمان مي گذرد و تدريس مي كنم و به امور معنوي مشغولم، همراه هميشگي ام بوده و ‏هست. هرچند كه ايشان هم در طي اين سالها مشغله فراوان داشته است، اما هميشه مورد لطف و محبت ايشان بوده ام. ‏ما خانواده اي اهل هنر هستيم و دخترانم هم به امور هنري علاقه دارند.‏

همسرم هم همين طور، ايشان هم هنر را بيش از من مي شناسند و هر از گاهي هم نمايشگاههايي برپا مي كنند. در تمام ‏طول اين سالها در كارهايم از ايشان ايده هاي بسياري گرفته ام و تمام آنچه را كه امروز از آن به نام موفقيت ياد مي كنم ‏مديون ايشان و همراهي هايشان هستم. اميدوارم در طول اين زندگي پرفراز و نشيب، من هم همراه خوبي براي ايشان ‏بوده باشم. براي ايشان و خانواده مهربانم آرزوي سلامتي و موفقيت روزافزون دارم." حاصل ازدواجش سه فرزند ‏دختر است. وي مادربزرگ نيز هست. به زبان انگليسي مسلط است و از مطالعه و ديدن کارهاي هنري لذت مي برد.‏

‎انديشه زهرا رهنورد‎‎‏

زهرا رهنورد، هنر را والاترين عنصر در هستي عنوان مي كند و سريع ترين و كوتاهترين راه رسيدن به معبود. ‏آنچنان که مي گويد هنر را پرستش مي كند چرا كه او را به بهترين انتخاب رسانده است، انتخابي كه در آزادترين محيط ‏شكل گرفته است. از نظر انديشه سياسي اصلاح طلب محسوب مي شود. فمينيست نيست اما حامي حقوق زنان است و ‏از تلاشگراني است که سعي دارد براي جامعه زنان حقوقي برابر کسب کند، گرچه با آزادي حجاب و مختلط بودن ‏کلاس هاي مدارس مخالف است. وي کتاب ها و مقالات بسياري در تاييد و لزوم حجاب نوشته است. رهنورد اعتقاد ‏دارد هرچند جمهوري اسلامي شعارهاي خوبي در حمايت از زنان داده، اما عملا آنها را اجرا نکرده است.‏

‎موفقيت هاي علمي-پژوهشي‎

رهنورد در خرداد سال 87 عنوان نخستين زني که توانسته در طول تاريخ دانشکده هنر دانشگاه تهران به مقام استادي ‏‏(فول پروفسور) اين دانشگاه دست يافته را کسب کرد. كسب عنوان رئيس نمونه دانشگاه در بين روساي دانشگاه‌هاي ‏كشور، انتخاب به عنوان خادم القران از طرف موسسه امام رضا و سازمان اوقاف، انتخاب به عنوان مدير نمونه گروه ‏پژوهشي هنر از سوي سازمان ثبت در سال 83، دريافت جايزه بين‌المللي خوارزمي، عضويت در هيات امناي بنياد ملي ‏نخبگان، درج زندگي نامه دكتر رهنورد در كتاب اساتيد برجسته دانشگاه قرن 21، برگزيده شدن به عنوان مفاخر ‏فرهنگي و تاليف كتاب هنر معاصر ايران در جهان اسلام و ارسال آن به كتابخانه‌هاي77‏‎ ‎كشور جهان، انتخاب وي به ‏عنوان يکي از 2000 استاد برتر جهان در سال 2005 از جمله موفقيت‌هاي علمي وفرهنگي زهرا رهنورد بوده است.‏
رهنورد همچنين در سال 85 دو يادمان از آثار هنري خود با نامهاي درخت پرنده و ماه و پرنده را به دانشگاه الزهرا ‏اهدا کرد‎.‎‏ مجسمه مادر در ميدان محسني از کارهاي معروف رهنورد محسوب مي شود. از وي تا کنون بيش از 30 جلد ‏کتاب در زمينه هاي قرآني، اسلامي، سياسي و فرهنگي-هنري انتشار يافته که برخي به زبان هاي انگليسي، عربي، ‏اردو، آلماني وايتاليايي ترجمه شده اند. وي همچنين تاکنون بيش از 10 مورد مقاله به کنفرانس هاي داخلي و بين المللي ‏ارائه کرده است. رهنورد بيش از 10 نمايشگاه از آثار هنري اش را در گالري هاي داخلي و خارجي برگزار کرده ‏است.‏

‎کوتاه از زندگي زهرا رهنورد‏‎‎‏

متولد 1324
ليسانس مجسمه سازي
فوق ليسانس پژوهش هنر
فوق ليسانس علوم سياسي و دکتري علوم سياسي
استاد دانشگاه الزهرا
استاد دانشگاه تهران پرديس هنرهاي زيبا
سابقه 40 سال فعاليت هنري
‏35 سال سابقه در فعاليتهاي قرآني
تاليف 33 جلد کتاب در زمينه هاي پژوهشي؛ قرآن مجيد، هنر، زبان و علوم سياسي
ارائه دهها مقاله علمي و اثر هنري
عضو انجمن نقاشان ايران
عضو انجمن مجسمه سازان ايران
عضو فرهنگستان هنر
ملقب به خادم القرآن در اولين دوره تجليل از خادمين قرآن
مقام پيش کسوت قرآن پژوه در پنجمين دوره تجليل از پيش کسوتان قرآن پژوه
مفتخر به بزرگداشت از سوي مفاخر علمي و فرهنگي کشور - سال 83
مفتخر به چاپ تمبر تصوير ايشان از سوي مفاخر فرهنگي و شرکت پست ايران
مفتخر به لقب 2000 استاد برجسته جهان در سال 2005 و کسب مدال و درج بيوگرافي در مرکز بيوگرافي کمبريج
مفتخر به تاييد و تشويق کتابخانه هاي بزرگ جهان چون برلين کنگره – بريتانيا و به خاطر کتاب انگليسي هنر معاصر ‏ايران در دنياي اسلام
مفتخر به دريافت جايزه بين المللي خوارزمي به مناسبت نگارش پنج جلد کتاب به نام هنر ايران در دوره اسلامي
سازنده مجسمه هاي مادرنصب در ميدان مادر، درخت طوبي و ماه - پرنده نصب در دانشگاه الزهرا، و دهها مجسمه از ‏جنس شيشه، برنز، آهن و دهها اثر نقاشي
همسر ميرحسين موسوي آخرين نخست وزير ايران
مادر سه فرزند دختر

‎برخى از مسئوليت ‏هاى زهرا رهنورد از ابتداى انقلاب‎

مشاور سياسى رئيس‏ جمهورى در دولت خاتمي
رئيس گروه هنر سازمان مطالعه و تدوين سمت، وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري
عضو پيوسته فرهنگستان هنر
عضو شوراى تحصيلات تكميلى
عضو هيئت علمى دانشگاه تهران
عضو شوراى فرهنگى كشور با حكم رئيس‏جمهورى
عضو كميسيون ملى يونسكو با حكم وزير علوم
عضو شوراى سياستگذارى بنيان نقاشى
عضو انجمن زنان هيئت علمى دانشگاههاى تهران
داور فينال نقاشى جهان اسلام
روزنامه ‏نگار و سردبير مجله راه زينب
عضو شوراى عالى آموزش و پرورش با حكم رئيس‏جمهورى
سردبير مهمان نشريه انگليسى زبان بين‏المللى "هنرهاى جهان اسلام، به ويژه ايران"
عضو انجمن نقاشان ايران
رياست دانشگاه الزهراء 77-85
عضويت در كميته علمى "سيمنار بين ‏المللى زن در ادوار مختلف تاريخ ايران"‏
كتاب‏ شناسي؛
همراه با قيام موسى
همگام با هجرت يوسف
طلوع زن مسلمان
پيام حجاب زن مسلمان
ريشه ‏هاى استعمارى كشف حجاب
داستان‏هاى على و مش مدينه (قصه كودكان)
پشت جبهه هم سنگر است (قصه كودكان)
حكمت هنر اسلامى
هنر، عشق، زيبايى
طوفان‏ها و لاله‏هاى شهريور
سوگوارى در حرا
زيبايى حجاب و حجاب زيبايى
زينب زمانه
مشبك (اصول و مبانى هنر سنتى)
طرح ملى تاريخ هنر ايران در دوره اسلامى (5جلد)
دولت ملى در انديشه انديشمندان عرب و شبه ‏قاره (پايان‏ نامه كارشناسى ارشد)
دولت ملى (پايان‏نامه دكترا)
سفرنامه سفر به ديار زنان بت
موضع‏گيرى طبقات در فرآيند انحطاط جامعه
نقد زيباشناسى در اسلام، مسيحيت و ماركسيسم
برخي مقالات‏
جايگاه و نقش زنان در ادبيات انقلاب اسلامى
مادر، اسطوره هميشگى هنر
مجسمه‏سازى در اسلام
عشق در نگارگرى ايران (مينياتور) با تكيه بر نقش زن
هنر اسلامى و ضرورت نوآورى
بررسى قصه خسرو و شيرين
نوآورى خوشنويسى در روند مراسلات، تجارت، تبليغات
نقش زن در ميراث معنوى
تأثير تنوع بر مقولات جنسيت، هنر و مذهب در روند نقد فمينيسم اسلامى
زن، هنر و گفتگوى تمدن‏ها با تأكيد بر معنويت و تأثير نقش ايزدبانوها در روند تاريخ

‎برخي مجسمه هاي معروف زهرا رهنورد‎

مجسمه "مادر" از جنس برنز
مجسمه "ظهر عاشورا" از جنس آهن
مجسمه "به ياد عاشورا" از جنس آهن
مجسمه‏هاى "شيشه به روايت عشق" از جنس شيشه، آهن، مس
پرنده و درخت از جنس آهن
پرنده و ماه از جنس آهن

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

سایت خبری ایران: نشریه آمریکایی تایم مقاله ای منتشر کرد که در آن تایید می شود عملیات نابودسازی کاروان خودروهای باری در سودان که برای حماس سلاح حمل می کردند، توسط هواپیماهای نظامی اف-16 نیروی هوایی ارتش اسرائیل تحت حمایت دستگاه های پرنده بدون سرنشین و هواپیماهای اف-15 انجام شد.

ابه گزارش سرویس بین الملل سایت خبری ایران(INA)، ین نشریه به نقل از "دو مقام دفاعی اسرائیل" می نویسد که اواسط ژانویه سال جاری، نیروی هوایی اسرائیل در سودان 23 خودروی باری حاوی سلاح را نابود کرد. در مقاله خاطر نشان می شود که عملیات انجام شده در سودان به نوعی "هشدار به ایران" بود، بدین معنا که ارتش اسرائیل آماده حل مسائل نظامی حتی در فواصل دورتر از مرزهای دولت یهودی نیز می باشد. طی این عملیات در سودان، خودروهای باری حاوی موشک های ایرانی و 120 تن ماده منفجره نابود شدند. 

f-15آمریکایی ها از برنامه نابودسازی این کاروان باخبر بودند، اما در این عملیات شرکت نداشتند. طبق گزارش "تایم"، نابودسازی کاروان طی دو حمله توسط جنگنده های اسرائیلی اف-16 انجام شد که برای دفاع در برابر حملات احتمالی هوایی نیزهواپیماهای اف-15 آنها را پوشش می دانند. در عین حال دستگاه های پرنده بدون سرنشین از آنچه که روی زمین رخ می داد فیلمبرداری می کردند و در همان زمان خلبان های جنگنده ها همه اطلاعات را دریافت می کردند. از همین طریق مشخص شد که در حمله اول تنها بخشی از کاروان حامل سلاح نابود شد، بنابراین حمله جدیدی صورت گرفت. 

هواپیماهای اسرائیلی مجبور شدند 2800 کیلومتر را طی کنند. از این رو ناچار به سوخت گیری هوایی بر فراز دریای سرخ شدند. این مجله تاکید می کند که ایرانیان برای اولین بار سعی کردند که این مقدار سلاح و از جمله موشک های فجر را از طریق سودان منتقل کنند. 

یک منبع آگاه در حماس، با وچود اینکه نابودشدن کاروانی حامل سلاح در سودان را تایید کرد، گفت که کاروان شامل 15 خودروی باری بود و اسرائیل عمداً درباره تعداد آنها مبالغه می کند تا به حمایت بین المللی از اقدامات خود دست یابد. 

شایان ذکر است که اسرائیل رسماً اقرار نمی کند که در نابودسازی کاروان حامل تسلیحات ایرانی در سودان دست داشته است. پیشتر رسانه ها اخبار و سناریوهای مختلفی درباره این قضیه منتشر کرده بودند. در برخی از موارد گفته می شد که نیروی هوایی آمریکا که در جیبوتی پایگاه دارد، در این عملیات دست داشت. اما "تایم"  روز یکشنبه مقاله ای منتشر کرد که در آن تایید شده بود عملیات در سودان کلاً توسط دستگاه های پرنده بدون سرنشین اسرائیلی انجام شد، در این مقاله بحساب نیاورده شده است که دستگاه پرنده بدون سرنشین Hermes 450  دارای بار نظامی می تواند تا 200 کیلومتر و بدون بار تا 1800 کیلومتر پرواز کند.   

"تایم" مدل دقیق دستگاه پرنده بدون سرنشینی که در عملیات سودان شرکت داشته است را ذکر نمی کند. اما گمان بر این است که این می توانست دستگاه پرنده بدون سرنشین  "هرون تی پی ایتان" ویژه جاسوسی باشد که می تواند تا 15 هزارکیلومتر پرواز کند. 

شلیک فوق العاده دقیق برای جلو گیری از خود کشی









شاید این جالب ترین و قدیمی ترین و مهم ترین چیزی بود که به کلکسیون من اضافه شد .نزدیک به یک ماه پیش یکی از دوستان برای من کیسه ای پر از پاسپورت و شناسنامه فرستاد و خواهش کرد که برایش کپی کنم .مشغول کپی کردن بودم که چشمم به یک دفترچه قدیمی خورد . بیشتر شبیه به سند خانه ای قدیمی بود . یک آرم شاهنشاهی . اصلا فکر این رو هم نمی کردم که این یک پاسپورت باشد . به زبان فرانسوی و فارسی نوشته شده بود دولت شاهنشاهی ایران , پاسپورت .در دست گرفتنش نیز حس خوبی داشت .
انگار که گنج پیدا کرده باشم .به قدری تازه و سالم مانده بود که گویی همین چند سال پیش صادر شده .با دوستم تماس گرفتم و گفت : این پاسپرت پدرم بود که 70 سال پیش به شوروی سفر کرده بود .بله این یک پاسپورت 70 ساله بود که در تاریخ 1317 خورشیدی و 1938 میلادی صادر شده بود .با اجازه صاحب این گنج یک اسکن با کیفیت بالا از پاسپورت گرفتم و حالا تنها اسکن این گنج در کلکسیون من قرار دارد .


منبع : وبلاگ کلکسیون چی

 سایت  روز: گلشيفته فراهاني اولين بازيگر زن ايراني است که با وجود زندگي در ايران، توانسته در سينماي هاليوود بازي کند. فيلم ‏‏"يک مشت دروغ" ساخته ريدلي اسکات آخرين فيلمي است که او در آن به ايفاي نقش پرداخته است‏‎.‎‏ فيلمي که هم براي ‏او شهرت به ارمغان آورد و هم دردسرساز شد. بازي در اين فيلم در سختگيرترين دوران وزارت ارشاد تاريخ ‏جمهوري اسلامي، او را با بازجويي، اخطار و ممنوع الخروجي مواجه کرد. چندي پس از خروج از ايران او گفت که ‏به دليل بازي در اين فيلم از سوي وزارت ارشاد و اطلاعات بازجويي و بازخواست شده است. ‏

golshifte899.jpg

همچنين قرار شد پرونده اي در دادگاه براي او باز شده تا به اتهامش مبني بر بازي در سينماي آمريکا بدون اخذ مجوز ‏از وزارت ارشاد رسيدگي کند. هرچند وي قصد نداشت به ايران بازگردد اما عده اي از سينماگران رايزني هايي را ‏براي بازگرداندن دختر کوچک سينماي ايران انجام دادند. در نتيجه اين اقدامات بود که چندي پيش شمقدري مشاور ‏هنري رييس جمهور از بدون اشکال بودن بازگشت گلشيفته به ايران خبر داد و هفته پيش از سوي مدير برنامه هاي ‏فراهاني اعلام شد که با آغاز اکران نوروزي "فيلم درباره الي" او به ايران باز خواهد گشت. ‏

‎گلشيفته فراهاني کيست؟‎

رهاورد (گلشيفته) فراهاني 19 تير 1362 در تهران و در خانواده اي هنرمند متولد شد. وي يک خواهر (شقايق ‏فراهاني، ليسانس نقاشي، بازيگر) يک برادر (آذرخش، ليسانس موسيقي، کاريکاتوريست) دارد. خانواده فراهاني يک ‏فرزند خوانده معروف نيز دارد. اردشير رستمي کاريکاتوريست، تصويرساز، مجسمه ‌ساز، معمار، طراح لباس، شاعر‎ ‎و بازيگر‎ ‎است. او چندي پيش در سريال شهريار، در نقش شاعر شهير آذري بازي کرد. پدرش بهزاد فراهاني متولد ‏‏1323، اصليت فراهاني (اراک) دارد و از جمله بازيگران مطرح تئاتر و سينماي کشور پيش و پس از انقلاب است که ‏عمري را در راديو گذرانده و مادرش فهيمه رحيم نيا متولد 1326 تهران و فارغ التحصيل رشته هنرهاي تجسمي از ‏دانشگاه‎. D.E.A ‎علوم انساني استراسبورگ فرانسه است. وي فعاليت هنري خود را از سال 1347 در گروه هنر ملي ‏و فعاليت سينمايي خود را از سال 1349 به عنوان بازيگر در فيلم "تجاوز" آغاز كرد.

‎وضعيت خانوادگي‎‎‏

آن زمان که گلشيفته به دنيا آمد، خانواده فراهاني ديري از بازگشت شان به ايران نگذشته بود. بهزاد فراهاني سال 53 به ‏دليل مشکلاتي که براي ادامه کار در ايران مي ديد و به دليل نگاه سياسي اش به فرانسه مهاجرت کرد و پس از انقلاب ‏به ايران بازگشت، اما فضا براي هنرمند سياسي چپ هنوز باز نشده بود. خانواده در شرايط بد مالي به سر مي بردند و ‏پدر خانواده با کارهاي گوناگون از جمله مسافرکشي يا مترجمي سعي داشت تا چرخ زندگي خانواده را بچرخاند. اسم ‏گلشيفته در شناسنامه "رهاورد" ثبت شده، اين بدان دليل است که نام گلشيفته از سوي ثبت احوال در آن زمان مناسب ‏تشخيص داده نشده بود. در خانه و ميان دوستان گلي صدايش مي کنند، اما وي با نام گلشيفته در ايران شناخته شد. ‏کودکي اش در يوسف آباد گذشت، پنج ساله بود که آموزش موسيقي و پيانو را آغاز کرد.

از علاقه به موسيقي تا ايفاي نقش در درخت گلابي‎‎‏

کودکي بسيار پرتحرک و شيطان بود، اما به موسيقي علاقه اي خاص داشت. در سال 68 که پدرش دوباره توانست ‏وارد عرصه سينما- تئاتر شود، او نيز در کنار پدر به ايفاي نقش در چند تئاتر عروسکي پرداخت. او در 12 سالگي به ‏هنرستان موسيقي رفت. براي اولين بار در 14 سالگي براي بازي در نقش "ميم" در فيلم درخت گلابي ساخته داريوش ‏مهرجويي به بازي گرفته شد. سال قبل از آن خواهر بزرگتر وي شقايق در فيلم "ليلا" ساخته ديگر داريوش مهرجويي ‏بازي کرده بود. نقش موثر در بازي گرفتن از اين دو جوان را محمدرضا شريفي نيا برعهده داشت، او به عنوان دستيار ‏کارگردان، بازيگران را به مهرجويي معرفي مي کرد. ‏

گلشيفته به خاطر بازي در همان فيلم يعني درخت گلابي توانست جايزه بهترين بازيگر نقش زن در بخش بين الملل ‏شانزدهمين جشنواره فيلم فجر (سال 76) را از آن خود کند. جايزه اي که سرنوشت وي را به کلي تحت تاثير قرار داد. ‏آنچنان که خود گفته به عنوان دستمزد تنها يک ضبط صوت به وي هديه داده شد. او سپس به موسيقي پرداخت، هرچند ‏که در سال 79 در فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن نقشي را ايفا کرد. پس از اخذ ديپلم، بورس ورود به ‏کنسرواتوار وين را اخذ کرد و آنچنان که خود مي گويد در حالي که بليت وين در دستانش بود، تصميم گرفت که مابقي ‏عمرش را صرف سينما کند. در اين ميان به تحصيل موسيقي ادامه داد و چندي بعد وارد دانشگاه جامع علمي کاربردي ‏شد و در رشته موسيقي فارغ التحصيل شد. گلشفيته فراهاني به زبان هاي انگليسي و فرانسه آشناست.

‎ازدواج با امين محمد مهدوي‎‎‏

وي در سال 82 در جريان فيلم بابا عزيز با همسر آينده اش آشنا شد. امين محمد مهدوي که جزو عوامل اين فيلم ‏محسوب مي شد به عنوان مترجم در کنار ديگر عوامل حضور داشت. جرقه اين آشنايي در فيلم " باباعزيز" مي خورد، ‏چندي بعد و در همان سال 82 با يکديگر ازدواج کردند. امين محمد مهدوي متولد 15 آذر 1350، مترجم زبان هاي ‏انگليسي، فرانسه است و به زبان هاي عربي و اسپانيولي هم تسلط دارد. ‏

‎پدر و مادر درباره ي گلشيفته چه مي گويند‎

فهيمه رحيم نيا درباره تربيت فرزندان خود مي گويد: "من بچه‌هايم را آزاد بزرگ كردم؛ بچه‌هايي خلاق. اما به درد ‏زندگي محدود نمي ‌خورند‎.‎‏" وي درباره تصميم گلشيفته مبني بر بازيگري مي گويد: "اولش ناراحت بودم، چون خودم ‏تجربه بدي از بازيگري داشتم؛ دوست نداشتم او اذيت شود، اما شقايق، گلي را به سمت بازيگري سوق داد. بازيگري ‏آنقدر جذاب است كه وقتي وارد شوي، ماندگارش مي‌شوي." وي اضافه مي کند: "براي من مهم نبود كه معدل كل ‏‏۱۸شود يا ۲۰؛ مهم اين بود كه چيزي ياد بگيرند. آنها را به تئاتر،‌ سينما،‌ نمايشگاه‌ هاي نقاشي، موزه‌ها، پارك‌ها و ‏طبيعت مي‌برديم، كاري كه مادرها امروز كمتر براي بچه‌ها يشان انجام مي ‌دهند."‏‎

بهزاد فراهاني نيز درباره گلشيفته و ديگر فرزندش مي گويد: "در سال ‌هايي كه فرصت كار نداشتيم، شب ‌ها با آذرخش ‏و گلي مي‌ رفتيم در كوچه پس‌ كوچه‌هاي يوسف‌آباد قدم مي‌زديم. سعي مي‌كردم علاقه به ادبيات و هنر را در وجود آنها ‏بكارم‎.‎‏ بچه‌هاي من هر كدام در شرايط متفاوت اجتماعي بزرگ شدند. گلي به نسبت، شرايط آرامي را تجربه كرد. ‏

آذرخش در جنگ بزرگ شد. شقايق هم زندگي پيچيده‌ اي داشت. گلي شخصيتش به گونه ‌اي است كه مرتب به آدم ابراز ‏علاقه مي‌كند. در شديدترين گرفتاري‌ها باز به ما زنگ مي‌زند، پيغام مي‌گذارد، به ديدنمان مي ‌آيد و نسبت به ما احساس ‏مسئوليت مي‌كند. گاهي گلي يادداشت‌هايي برايم مي گذارد كه تنم مي ‌لرزد. يادم است يك ‌بار ۴۰ تا قلب روي كاغذ ‏كشيده بود و نوشته بود "بابا دوستت دارم". او درباره موفقيت هاي گلشيفته مي گويد: "من از موفقيت گلي همان ‌قدر ‏خوشحال مي‌ شوم كه از موفقيت هر بازيگر ديگري هم خوشحال مي‌شوم. موفقيت گلي براي من همان ‌قدر دوست ‏داشتني است كه موفقيت باران كوثري يا ترانه عليدوستي."‏

‎کارنامه کاري با آغازي پر فروغ‏‎

درخت گلابي-1376 به کارگرداني داريوش مهرجويي؛ گلشيفته فراهاني که در اين فيلم نقش دختر عمه بازيگر اصلي ‏در فلش بک (خاطرات جواني بازيگر) برعهده دارد. او آنچنان در اين نقش قدرتمند ظاهر شد که آينده اش را تغيير داد. ‏ماجراي فيلم اين گونه است که؛ محمود نويسنده اي است كه براي نوشتن باقيمانده ي كتاب جديد خود، به باغ پدري در ‏دماوند پناه آورده است. اما در باغ درخت گلابي قديمي كه براي محمود سرشار از خاطره است ميوه نداده و باغبانان از ‏او مي خواهند كه در مراسمي آييني براي ترساندن درخت و به بار نشستن دوباره ي آن شركت كند و محمود مي پذيرد ‏و در اين بين او به مرور خاطرات نوجواني خود مي پردازد، زماني كه شيفته ي دختر عمه اش بوده و به او ابراز ‏عشق مي كند و برايش اشعار عاشقانه مي گويد و با او ساعت ها در باغ به اجراي نمايشنامه هاي مختلف مي پردازد، ‏اما روزي دختر براي خداحافظي مي آيد چون قصد دارد نزد پدرش كه خارج از كشور است برود و محمود از او مي ‏خواهد كه صبر كند و دختر مي پذيرد، اما سال ها بعد كه محمود وارد جريانات سياسي مي شود نامه هاي دختر را پاسخ ‏نمي دهد و رفتنش را به تاريخي بعد موكول مي كند تا اينكه بر اثر فعاليت هاي سياسي به زندان مي افتد و آن جا با ديدن ‏يكي از اقوام دختر خبر فوت او را دريافت مي كند‎.‎‏ ‏

‎شروع دوباره با هفت پرده‎

فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن1379 کار ديگر گلشيفته است. داستان فيلم اين گونه است که چهار جوان ‏براي حل مشكل مالي خود گرد هم آمده و با هم مشورت مي كنند. آن ها پس از توافق با هم تصميم به تلاش مجدد براي ‏تهيه پول مي گيرند. اما پس از ناكامي و نااميدي مجدداً گرد هم آمده و تصميم به سرقت مي گيرند. آن ها با فراهم آوردن ‏مقدمات و تهيه اسلحه به فروشگاهي حمله كرده و پس از سرقت متواري مي شوند. سرانجام توسط پليس محاصره شده و ‏كشته مي شوند. گلشيفته که در نقش فرشته بازي مي کند، يکي از اين چهار جوان است.‏

‎زمانه؛ فيلمي ضعيف‎

فيلم زمانه به کارگرداني حميدرضا صلاحمند-1380 فيلمي ضعيف از کار درمي آيد. ماجراي فيلم از اينجا آغاز مي ‏شود که ازدواج سعيد و زمانه (گلشيفته فراهاني) كه در همسايگي هم زندگي مي كنند، به رغم قول و قرارهاي قبلي، با ‏مخالفت خانواده دختر و به خصوص پدر او روبرو مي شود كه به دليل جانبازي سعيد به اين ازدواج راضي نيست. ‏زمانه كه از سخت گيري هاي خانواده اش به تنگ آمده، به سعيد پيشنهاد فرار و بعد ازدواج مي دهد ولي سعيد قبول ‏نمي كند. خانواده زمانه براي اين كار به اين ارتباط پايان دهند، زمانه را روانه خانه خاله اش مي كنند. اختلاف ميان ‏سعيد و پدر زمانه بالا مي گيرد و به خانه پدر زمانه مي رود و دختر و پسر كوچك خانواده را گروگان مي گيرد و پدر ‏زمانه را تهديد مي كند كه تا وقتي زمانه به خانه بازنگردد، بچه ها را نگه خواهد داشت. به زودي خانه به محاصره ‏نيروي انتظامي درمي آيد و سرانجام پدر زمانه به اشتباهاتش پي برده، از زمانه مي خواهد به خانه برگردد. ‏

‎بازي در فيلمفارسي‎

فيلم دوفرشته به کارگراني محمد حقيقت-1381. ماجرا اين گونه است که پدري بعد از كشتن پسرش به امامزاده اي مي ‏رود و تمامي شب را به راز و نياز با او مي گذراند. در پاريس، پدري تز دكتراي خود را درباره ي فرشتگان، جنس ‏آنها و حضورشان در ادبيات قديم ايران و غرب مي نويسد. در بياباني، نوجواني كه از خانه گريخته با فرشته اي آشنا ‏مي شود و دنيايش دگرگون مي شود. گلشيفته در اين فيلم به نقش آذر ظاهر مي شود. ‏

وي در همين سال در فيلم جاي ديگر به کارگرداني مهدي کرم پور به ايفاي نقش پرداخت؛ جمعي از چند زن و مرد ‏جوان در خانه اي ويلايي در يك جزيره در حال احضار ارواح هستند. معلوم مي شود آن ها در انتظار مهاجرت مخفيانه ‏از جزيره به كشوري ديگرند. رها (گلشيفته فراهاني) نيز دختري است كه مسافرت گروه را دچار مخاطره كرده، چون ‏باردار است ولي معلوم نيست كه با بودن اين بچه و نبودن پدرش چه اتفاقي در انتظار اوست، در عين حال كه او بر ‏خلاف آدم هاي ديگر گروه كه مي گويند بچه را بايد از بين برد، مي خواهد بچه اش متولد شود. بحث بر سر ماندن بچه ‏رها يا از بين بردنش بالا مي گيرد و حالا كه ميان دامون و رها ارتباط روحي پيدا شده، دامون ابراز علاقه مي كند تا از ‏رها و كودك او نگه داري كند. يک فيلمفارسي تمام عيار که به خوبي و خوشي پايان مي پذيرد.‏

سه فيلم؛ يکي از ديگري بهتر‎

گلشيفته در سال 82 در سه فيلم به ايفاي نقش پرداخت. باباعزيز-1382 به کارگرداني محمدناصر خمير يکي از ‏آنهاست. ماجراي فيلم اينگونه است که پيرمرد درويش عارفي به نام "بابا عزيز" در بيابان به سوي گردهمايي درويشان ‏که هر 6 سال يک بار برگزار مي شود، در حركت است. او كه نابينا است و پياده طي طريق مي كند، نوه خود را كه ‏دختربچه اي 7 ساله به نام "ايشتار" است به همراه دارد تا راهنمايش باشد‎.‎‏ بابا عزيز و ايشتار به رغم تمامي مشکلات ‏راه خود ادامه مي دهند و در اين مسير، با افراد و حوادث مختلفي رو به رو مي شوند که با اين گردهمايي در ارتباطند؛ ‏يکي از اين شخصيت ها نور(گلشيفته فراهاني) دختر جواني است كه به دنبال پدر شاعرش در پي راهيابي به گردهمايي ‏درويشان است‎.‎‏ اين فيلم رسما اکران نشد. ‏

گلشيفته در همين سال در دو فيلم ديگر؛ " اشک سرما" به کارگرداني عزيزاله حميد نژاد و " بوتيک" به کارگرداني ‏حميد نعمت الله ايفاي نقش مي کند. اشک سرما روايت جنگ و درگيري هايي است كه در كردستان شروع شده، بخش ‏وسيعي از منطقه مين‌ گذاري شده و هر روزه عده اي سرباز كشته مي شوند. كاوه كياني كه در خنثي كردن مين ها ‏تخصص دارد براي مأموريت عازم منطقه مي شود. از همان روز اول فرمانده تأكيد دارد كه بين سربازان و مردم ‏معمولي مراوده اي نبايد وجود داشته باشد، كياني چند بار در مأموريت‌هايش روناک، دختر چوپاني (گلشيفته فراهاني) ‏را مي بيند. اين ديدار هر روزه به تدريج به آشنايي تبديل مي شود. اين رابطه کم کم به عشق مي گرايد و سرانجام هر ‏دو در انفجار مين کشته مي شوند. ‏

آنچنان که خود گفته، وي براي بازي در اين فيلم يک ماه با گله و گوسفند ها در کوه ها زيسته و با مردم آن منطقه ‏زندگي کرد و روزهايي که کاري نداشت گله را براي چرا مي برد. فيلم " بوتيک" نيز قصه دختر فقيري است که از ‏خانه فرار کرده و به تهران آمده است. داستان به رابطه آتي (گلشيفته فراهاني) دختري کم سن و سال و حرمان کشيده با ‏پسري جوان مي پردازد. پسر در اين ماجرا سعي دارد با کمک به اين دختر سودايي به ته مانده طبع بلند و مخدوش ‏خود پاسخ دهد. بي هيچ تمنايي و بي هيچ نيت تملکي و بي هيچ بهره اي‎.‎‏ گلشيفته فراهاني به خاطر بازي در اين دو فيلم ‏به عنوان بهترين بازيگر جشنواره بيست و دوم فيلم فجر براي بازيهاي خيره کننده اش در دو فيلم بوتيک واشک سرما ‏از نگاه منتقدان انتخاب مي شود. همچنين برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم اشک سرما ‏مي شود.‏

‎گلشيفته و ماهي ها عاشق مي شوند‏‎

ماهي ها عاشق مي شوند-1383. به کارگرداني علي رفيعي. داستان فيلم اين گونه است که؛ مردي به نام عزيز براي ‏تملک و فروش مايملک پدري خود به کشور بار مي گردد. اما با آتيه دختري که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو ‏مي شود. آتيه به همراه دخترش توكا (گلشيفته فراهاني) و دو زن ديگر، رستوراني را اداره مي كنند. در اين ميان ‏اتفاقاتي رخ مي دهد که غيرقابل پيش بيني است.

‎بازي در کنار کارگردان صاحب سبک‏‎

به نام پدر- 1384 به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا. فيلم درباره رابطه پدري بسيجي و دختر جوان اوست كه مين هاي ‏باقيمانده از دوران جنگ باعث مجروح شدنش شده است‎.‎‏ حبيبه (گلشيفته فراهاني) اسير يکي از مين ها شده و پايش را ‏از دست مي دهد و پدر در نزاع با درون، خود را گناهکار مي داند.‏

‎سال پرکار‎

گلشيفته فراهاني در اين سال در 6 فيلم بازي مي کند که سه مورد از آنها در زمره بهترين کارهاي او قرار دارند. گيس ‏بريده- 1385 به کارگرداني جمشيد حيدري روايت داستان دختر جواني به نام مريم (گلشيفته فراهاني) است كه عليه ‏انتظارات نامعقول پدر خود عصيان مي كند و اين سرآغاز كشمكشي است كه بقيه اعضاي خانواده را نيز درگير ‏ماجراهايي مي كند‎.‎‏

نيوه مانگ-1385 به کارگرداني بهمن قبادي درباره ‏‎"‎مامو"، نوازنده‌ پير و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفري ‏را براي اجراي کنسرت در عراق پس از صدام آغاز مي‌کند. در اين سفر، کاکو مرد ميان ‌سالي که خود را ارادتمند ‏مامو مي‌داند، به عنوان راننده او را همراهي مي‌کند. مامو فرزندانش را که در نواحي مختلف زندگي مي‌ کنند جمع مي‌ ‏کند. گلشيفته در اين فيلم در نقش نيوه مانگ يکي از فرزندان اين پير ظاهر مي شود.

ميم مثل مادر-1385 به کارگرداني رسول ملاقلي پور داستاني درباره کودک بيماري است. پزشكان دليل وضعيت سعيد ‏فرزند سپيده (گلشيفته فراهاني) را ناشي از استنشاق گازهاي شيميايي در زمان جنگ توسط سپيده مي دانند. سهيل (پدر ‏سعيد) اصرار دارد تا فرزند را به يك آسايشگاه تحويل دهند اما سپيده مخالفت مي كند. گلشيفته در اين فيلم در سه نقش ‏بازي کرد.

سنتوري- 1385 به کارگرداني داريوش مهرجويي داستان علي، نوازنده چيره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان ‏است که ناگهان در اوج شهرت و موفقيت افسار زندگي را از دست مي دهد و به بيراهه مي رود. او مي گويد همه ‏بدبختي ها از وقتي شروع شد كه عشق بزرگ زندگيم، هانيه (گلشيفته فراهاني) مرا ترك كرد، اما هانيه زماني مي رود ‏كه علي مدتهاست در بند اعتياد خود گرفتار است‎.‎‏ ‏

اين فيلم دچار وضع بد سانسور در وزارت ارشاد دولت نهم شد. اجازه اکران نيافت گرچه که توانست در جشنواره هاي ‏خارجي خود را نشان دهد. فيلم به دليل آنچه که نشان مي داد مخالف با عرف و روحيات بينندگان تشخيص داده شد، ‏بنابراين وزير ارشاد بجاي مردم تصميم گرفت و گفت تا وقتي که من تصدي وزارت ارشاد را دارم اين فيلم اکران ‏نخواهد شد. يک ذره اميد و ارابه مرگ به کارگرداني رضا اعظميان دو فيلمي بودند که در اين سال تحت تاثير فيلم هاي ‏ديگر قرار گرفتند و به آنها زياد پرداخته نشد، گرچه که کارهاي خوبي نيز نبودند.‏

‎گلشيفته، جاي پاي يک زن‎

هميشه پاي يک زن در ميان است- 1386 به کارگرداني کمال تبريزي يکي از کارهاي برجسته و مهم گلشيفته فراهاني ‏است؛ فيلم روايتگر داستان زوجي به نام اميد و مريم (گلشيفته فراهاني) است که به قدري درگير روزمره گي هستند كه ‏زندگي زناشويي خود را كاملاً از ياد برده اند و مصرانه تصميم گرفته اند از هم جدا شوند‏‎.‎‏ در طول فيلم با يك ذره بين ‏نكات ظريفي كه روابط زن و مرد در جامعه و محيط پيرامون با نگاهي طنز نمايش داده مي شود. در همين سال گلشيفته ‏در فيلم ديوار به کارگرداني محمد طالبي نيز بازي کرد. فيلم ماجراي يك دختر نوجوان(گلشيفته فراهاني) است كه پدرش ‏را از دست داده و تلاش مي كند از برادر كوچك اش نگهداري كند‎.‎

‎درباره الي و يک مشت دروغ‎‎‏

گلشيفته فراهاني که فيلم "درباره الي" را با اصغر فرهادي در 1387 کار مي کرد، جذب يک کار هاليودي شد، و کار ‏را براي اکران " درباره الي" نيز سخت کرد. فيلم "درباره الي" محتوايي نيمه ترسناک دارد‎.‎‏ معاونت سينمايي ارشاد ‏‏مجوز حضور اين فيلم در جشنواره سينمايي امثال فيلم فجر را به دليل حضور گلشيفته فراهاني در اين فيلم را صادر ‏‏نکرد. دليل آن بود که گلچهره بر روي فرش قرمز هاليوود بدون حجاب حاضر شد. هرچند مدتي بعد مشکل فرهادي با ‏وساطت شمقدري پايان يافت، اما گلشيفته بر فرش قرمز هاليوود چه مي کرد؟ ‏

يکي از دستياران کارگردان مطرح آمريکايي به دنبال بازيگري شرقي مي گشته که در ايران با کارهاي گلشيفته آشنا ‏مي شود، او سپس وي را براي انجام مصاحبه دعوت مي کند و در نهايت دختر جوان خوش شانس نقش اول زن فيلم ‏ريدلي اسکات را از آن خود مي کند. اين فيلم در مورد يک روزنامه نگار آمريکايي است که در عراق زخمي شده و ‏سازمان سيا، او را براي رديابي يکي از رهبران القاعده در اردن استخدام کرده است‏‎.‎‏ گلشيفته در اين فيلم نقش يک ‏پرستار را در عراق بازي کرده و سليمان مامور القاعده به او دل بسته است. نام گلشيفته فراهاني در فهرست بازيگران ‏فيلم در مقام چهارم و به عنوان نخستين بازيگر زن فيلم به چشم مي‌خورد‎.‎‏ لئوناردو دي کاپريو، راسل کرو‎ ‎و مارک ‏استرانگ، بازيگراني هستند که نام‌ هايشان پيش از فراهاني ذکر مي شود‎.‎‏ ‏

مرداد سال 1387‏‎ ‎به دنبال ايفاي نقش در فيلم يک مشت دروغ،‎ ‎خبر ممنوع الخروج شدن گلشيفته فراهاني اعلام شد‏‎.‎‏ ‏چندي بعد گلشيفته فراهاني عازم آمريکا شد، در مراسم فرش قرمز هاليوود بدون حجاب و با لباس شب ظاهر شد. مهر ‏ماه، سال جاري و پس از اکران خصوصي فيلم، وي در مصاحبه با روزنامه آمريکايي ديلي نيوز گفت: "اين فيلم براي ‏من دردسرهاي زيادي ايجاد کرد. گذرنامه من را توقيف کردند و چندين بار از طرف وزارت اطلاعات بازجويي شدم. ‏نهايتا قاضي دادگاه انقلاب اعلام کرد که بايد ابتدا فيلم را ببيند تا نهايتا حکم قضايي را برايم صادر کند." او گفت که ‏ديگر قصد ندارد، به ايران بازگردد و در صورت بازگشت مشکلاتي برايش بوجود خواهد آمد. ‏

چندي بعد فيلم درباره الي بدليل حضور بي حجاب فراهاني در مراسم هاليوود به کناري گذاشته شد و صفار هرندي به ‏تلويح درباره گلشيفته گفت: "اگر هنرمندي قوانين را زير پا بگذارد، ما نيز او را زير پا خواهيم گذاشت." وساطت ‏شمقدري، نامه احمدي نژاد و دستور صفار هرندي درباره الي را نجات داد تا هم در جشنواره هاي داخلي و خارجي ‏شرکت کند. در برلينآله و در شبي که اصغر فرهادي کارگردان فيلم درباره الي جايزه خرس نقره اي را از آن خود کرد، ‏گلشيفته فراهاني دوباره ظاهر شد، اما اين بار با حجاب و در حالي که از قصد خود براي بازگشت به ايران خبر مي داد. ‏
فراهاني در نشست مطبوعاتي "درباره الي" در برلين اعلام کرد با پاسپورت ايراني از کشور رفته و با همان پاسپورت ‏قصد دارد به ايران بازگردد‎.‎‏ اوايل اسفندماه در حالي که چند ماهي به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري باقي ‏نمانده، ناگهان جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهوري طي اظهار نظري گفت: "تصميم گيري درباره بازگشت يا ‏برخورد با اين بازيگر در حيطه اختيارات من نيست اما اگر در اختيار من بود مي گفتم ايشان همين الان برگردد. تا آنجا ‏که مي دانم آقاي احمدي نژاد هم همين نظر را دارند. خانم فراهاني خطايي کرده و بعد پشيمان شده است." بدين ترتيب ‏گلشيفته نيز نظرش براي بازگشت قطعي شد و گفته مي شود با اکران نوروزي فيلم درباره الي به ايران بازخواهد گشت.

‎گلشيفته فراهاني درباره خود مي گويد‎‎‏

‏ بي تعارف مي گويم در خانواده ما من از همه کم استعداد ترم ولي شرايط براي من بهتر بوداست؛ خاله دلسوز و خوبي ‏براي خواهر زاده اش است؛ سخت ترين کار در بازيگري کار کردن در مقابل افراد نود سال به بالا و ده سال به پايين ‏است و البته نابازيگران؛ شخصيت برونگرا و شلوغي دارد؛ مهرباني را خالصانه به اطرافيانش نثار مي کند؛ بازيگر ‏محبوبش جاني دپ و معتقد است او نابغه بازيگري است. بازي نيکول کيدمن را نيز دوست دارد. با الگو برداري ‏مخالف است و معتقد است هر ادمي تا وقتي به درون خودش مراجعه کند شاخص تر است هر کس بايد راه خودش را ‏برود. ‏
لذتي که در سينما برده هيچ وقت در موسيقي نصيبش نشد، اما "سينما مرا از موسيقى دور كرده اما من قصد ندارم از ‏موسيقى دور شوم. مى خواهم دوباره برگردم و كار آهنگ سازى را تمرين كنم. من دينى دارم به موسيقى كه آن را ادا ‏خواهم كرد."؛ آرزو دارد با رخشان بني اعتماد کار کند. دورترين نقش خودش را در اشک سرما و نزديک ترين نقش ‏به خودش را در درخت گلابي ايفا کرده؛ رضا کيانيان و بازيهايش را خيلي دوست دارد. او نظرش را درباره کارگردان ‏هايي که با آنها کار کرده، اين چنين بيان مي کند: "هر كارگردانى براى من يك زندگى و دنياى جديد است. آقاى ملاقلى ‏پور ناموس است. او بدون اغراق يكى از نواميس من در سينما است. من به شدت به او احترام مى گذارم و به قول ‏معروف پاى او ايستاده ام. اين را به خاطر اين مى گويم كه حرف و حديث پشت سر ايشان زياد است و اين هم تنها و ‏تنها به خاطر رك گويى و صراحت اوست. ‏

من در اين فيلم جدا از مسأله بازيگرى چيزهاى زيادى از او در حوزه سينما و كارگردانى ياد گرفتم." او درباره نقش ‏هايي که دوست داشته بازي کند، مي گويد: "بيشتر نقش هاى توى كتاب ها را دلم مى خواسته بازى كنم. مثلاً بچه كه ‏بودم دلم مى خواست "پى پى جوراب بلند" را بازى كنم كه هنوز هم خيلى دوستش دارم، منتهى ديگر به سن من ‏نمى خورد. "تيستوى سبزانگشتى" هم يكى از نقش هايى است كه دوست داشتم بازى كنم. حالا هم دلم مى خواهد نقش ‏كيميا - دخترخوانده مولانا- را بازى كنم. در زندگى عادى هم در هر مقطع سنى نقش خاصى را دلم مى خواسته بازى ‏كنم. مثلاً الان خيلى دلم مى خواهد نقش يك لمپنِ لاتِ بى سر و پاى بى ادب و خنده دار را بازى كنم. بازيگرها عموماً ‏دلشان مى خواهد نقش ديوانه، كور يا معلول جسمى را بازى كنند، من هم در هر مقطعى دلم مى خواهد نقشى را بازى ‏كنم." گلشيفته فراهاني سفير مبارزه با بيماري سل در ايران است.‏

‎فيلم شناسي‎

درخت گلابي-1376
هفت پرده-1379
زمانه-1380
دوفرشته-1381
جاي ديگر-1381
بوتيک، باباعزيز و اشک سرما-1382
ماهي ها عاشق مي شوند-1383
به نام پدر-1384
نيوه مانگ، گيس بريده، ميم مثل مادر، سنتوري، ارابه مرگ و يک ذره اميد-1385
هميشه پاي يک زن در ميان است و ديوار-1386
درباره الي-1387
يک مشت دروغ-2008‏

‎تئاترشناسي‎

مريم و مرداويج-1382
نرگس سياه-1383
مفتش-1384‏

جوايز‎

برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر
بهترين بازيگر بيست و دومين جشنواره فيلم فجر براي بازيهاي خيره کننده اش در دو فيلم بوتيک و اشک سرما به ‏انتخاب نويسندگان و منتقدان
برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما‎ ‎براي بازي در فيلم اشک سرما‎ ‎

پیام نوروزی اوباما خطاب به رهبران ایران و مردمان آن. اوباما ضمن خواندن یک بیت از سعدی، به فارسی گفت:‌ عید شما مبارک!