تبليغاتX
(((( رد پا ))))
 
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
 

خانم اوک از جنجالی که به پا کرده است معذرت خواست

اوک سو ری، یکی از مشهورترین بازیگران تلویزیونی در کره جنوبی، به جرم داشتن ارتباطی خارج از چارچوب ازدواج به 8 ماه زندان تعلیقی محکوم شد. او به جرم خود اعتراف کرد و به همین دلیل محکومیتش 2 سال به تعویق افتاد.خبر ارتباط او با فردی غیر از همسر خود، ماه هاست که رسانه ها و اتاقهای گفتگوی اینترنتی را به خود مشغول کرده است. این بازیگر سرشناس پس از آنکه شوهرش از او شکایت کرد، مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.

پیش از برگزاری دادگاه، اوک سو ری تلاش کرد قانونی را که بر اساس آن زنا غیر مجاز است، لغو شود اما موفق نشد.این قانون در سال 1953 وضع شد و تاکنون چهار بار به چالش کشیده شده است. لغو این قانون نیاز به تایید 6 قاضی از مجموعه 9 قاضی در کشور را دارد، اما این بار تنها 5 قاضی به لغو آن رای مثبت دادند.

کره جنوبی یکی از معدود کشورهای غیر مسلمان است که داشتن ارتباط با فردی غیر از همسر در آن غیر قانونی است و فرد متهم امکان دارد به مدت 2 سال به زندان محکوم شود. قضاتی که از اجرای این قانون حمایت می کنند می گویند داشتن ارتباط خارج از چارچوب ازدواج اساس جامعه را سست می کند. اما به نظر مخالفان این قانون پیش و پا افتاده ای است که دود آن فقط در چشم زنان می رود.

این بازیگر 40 ساله، ازدواج فاقد عشق خود را مقصر دانست و اقرار کرد که با خواننده ای مشهور ارتباط برقرار کرده است. وکلای او استدلال کردند که اجرای این قانون، تجاوز به حریم خصوصی افراد محسوب می شود و بیشتر به حربه ای برای انتقامجویی همسر تبدیل شده است.

اما با همه این تفاصیل قانون بر علیه این بازیگر اجرا شد و معشوق او نیز به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم شده است. بعد از آنکه حکم دادگاه اعلام شد، خانم اوک گفت: " از اینکه انقدر مسئله من جنجال به پا کرد معذرت می خواهم.
طبق بررسی هایی که سال گذشته انجام شد، نزدیک به 68% مردان و 12% زنان در کره جنوبی به داشتن ارتباط با فردی غیر از همسر خود اعتراف کردند.

«آمنه بهرامی» زمانی از عکاسی و مناظر کوهستانی لذت می برد و کار کردن در یک شرکت تجهیزات پزشکی سبب شده بود به استقلال مالی برسد.

چند مرد از او درخواست ازدواج کرده بودند اما این تکنیسین برق همه آن درخواست ها را رد کرده بود: "من می خواستم ازدواج کنم اما فقط با مردی که واقعاً دوستش داشتم."

چهار سال قبل ، خواستگاری که درخواست ازدواجش توسط آمنه رد شده بود، یک پارچ اسید سولفوریک بر روی سر و صورت او پاشید و باعث نابینایی و تغییر قیافه اش شد.

اواخر ماه قبل بنا به تقاضای آمنه بهرامی، دادگاهی در تهران حکم داد پنج قطره از همان ماده شیمیایی به عنوان مجازات در هر یک از چشمان فرد مهاجم ریخته شود؛ حکمی برمبنای قوانین حقوقی اسلامی که به به قربانی اجازه می دهد کیفر یک جرم را طلب کند.

براساس این گزارش اجرای تنبیهات بدنی از جمله شلاق زدن، قطع عضو و سنگسار تحت قوانین اسلامی مجاز است که این امر باعث بروز مشاجراتی در ایران شده است.

اما داستان بهرامی و پرونده وی متفاوت است. «آسیه امینی»، یک روزنامه نگار در تهران معتقد است اعتراضات به حکم صادره علیه فرد مهاجم در نطفه خاموش شد چرا که داستان بهرامی حس ترحم مردم را برانگیخته است: "خیلی دشوار است که کسی با شنیدن وقایعی که بر این زن گذشته، احساساتی نشود."

در عین حال بهرامی، 31 ساله، می گوید وی مدت طولانی با خودش درگیر بوده تا به آنچه از نگاهش عدالت محسوب می شود برسد: "درست در سنی که باید لباس عروسی بر تن کنم درخواست کرده ام اسید در چشمان فردی ریخته شود. من این کار را انجام دادم چونکه نمی خواستم این حادثه برای زنان دیگر تکرار شود."به علاوه برخی مقامات معتقد هستند مجازات باید به گونه ای باشد که به یک عامل بازدارنده تبدیل شود.
«محمود سالارکیا»، معاون دادستان تهران پس از صدور حکم دادگاه بهرامی به خبرنگاران گفت: "اگر تبلیغات در مورد نحوه مجازات مهاجمان اسیدپاشی صورت گیرد باعث خواهد شد از چنین جرایمی در آینده جلوگیری شود."

در حال حاضر آماری در مورد تعداد حملات اسیدی علیه زنان در ایران وجود ندارد. امینی می گوید: "این نمونه حاد یک خشونت اجتماعی است اما جرایمی چون قتل همسر و قتل های ناموسی به وضوح در ایران رو به رشد است. این جرایم حاصل واکنش های خشونت آمیز به محدودیت های جنسی در کشور است."

واشنگتن پست افزود: "عموماً تفکیک جنسیتی بین زنان و مردان در ایران اعمال می شود و روابط جنسی پیش از ازدواج غیرقانونی است."

به عقیده امینی، وی تردید دارد حکم صادره در خصوص پرونده بهرامی این روند را معکوس کند: "خشونت را نمی توان با خشونت بیشتر درمان کرد."

«شیرین»، مادر بهرامی در حالی که به آرامی یک فنجان چای را به لبان دخترش نزدیک می کرد گفت: "آمنه از نگاه هر کسی یک دختر نجیب و خوب بود."

«عزیز موحدی»، پدر مجید(اسیدپاش)، معتقد است پسرش شیفته آمنه بوده و حتی در دوره ای خود را در اتاقش حبس کرده و می گفت تنها خواهان ازدواج با این دختر است، اما بهرامی چنین احساسی نسبت به وی ندارد: "من، او (مجید) را به عنوان یک پسر عجیب با نگاهی وسواسی به خاطر دارم."

در سال 2002 مادر موحدی به والدین بهرامی تلفن کرد و به وی پیشنهاد ازدواج داد، پیشنهادی که محترمانه توسط دختر خانواده رد شد.

اما مجید پاپس نکشید و دائماً در خارج از محل کار آمنه انتظار می کشید، جلوی وی را در خیابان می گرفت و با گریه و زاری می گفت در صورتی که با او ازدواج نکند، خودکشی خواهد کرد.

به گفته مقامات، پلیس نمی توانست قبل از آنکه جرمی رخ دهد وارد اقدام شود بنابراین بهرامی تصمیم گرفت خود وارد عمل شود: "همه چیز خارج از کنترل بود. من با یک شخص نامتعادل روبرو بودم."

در روز 31 اکتبر 2004، آمنه به موحدی که در حوالی محل کارش به انتظار ایستاده بود نزدیک شد: "من یک داستان سرهم کردم و گفتم که قبلاً نامزد کرده ام و قصد دارم ازدواج کنم. به وی گفتم که شما به زندگی تان ادامه دهید و هیچ امیدی به ازدواج ما نیست."

سه روز بعد در یک بعدازظهر سرد پاییزی در حالی که آمنه مشغول قدم زدن در پارکی شلوغ واقع در تهران بود به ناگاه فردی به پشت شانه هایش ضربه زد. زمانی که برگشت یک مایع سوزان به صورتش پاشیده شد: "احساس کردم که سرم در یک دیگ آب جوشان فرو رفته است، من به جلو خم شدم تا این مایع از صورتم به زمین بریزد اما درد غیرقابل تحمل بود، به روی سنگفرش خیابان افتادم و  جیغ کشیدم تا کسی کمکم کند."

به نوشته واشنگتن پست، بهرامی در حالی این وقایع را تعریف می کرد که بسیار آرام به نظر می رسد و مادرش در کنار وی بر روی یک کاناپه نشسته بود.

بهرامی به خاطر می آورد که جمعیت بزرگی دور او جمع شده بودند: "یک رهگذر سطل آبی آورد و آن را بر روی صورتم پاشید اما این مساله فقط باعث شد اسید، دستانم را طی کند و به بدنم برسد!"

براساس این گزارش در آن لحظه فردی آمنه را بلند کرد و او را به نزدیک ترین بیمارستان رساند. پزشکان به یک کارگر دستور دادند که در حیاط بیمارستان با شلنگ بر روی او آب بپاشد.

«فرید کریمیان»، یک چشم پزشک ایرانی که چند روز بعد درمان آمنه را آغاز کرد می گوید: "آنها لباس های وی را درنیاوردند و چشمانش را نیز به درستی شستشو ندادند. رعایت این مسائل می توانست از درجه سوختگی بکاهد."

موحدی دو هفته پس از این حادثه خود را به پلیس معرفی و در طول بازجویی های اولیه به جرم خود اعتراف کرد. وی زندانی شد و در انتظار دادگاهش ماند.

بهرامی می گوید: "گناه من چه بود؟ اینکه می خواهم در ازدواج و انتخاب همسر خود آزاد باشم؟ او (مجید) چه فکری می کرد؟"

آمنه سپس به بخش سوختگی در یک بیمارستان دیگر منتقل شد و طی شش ماه چند عمل جراحی بر روی وی صورت گرفت: "همیشه باید ایستاده می خوابیدم. کاملاً کور شده بودم."

بعد از عمل جراحی، پزشکان در آخرین تلاش برای درمان آمنه وی را به یک کلینیک چشم پزشکی در بارسلونای اسپانیا منتقل کردند.

اما بهرامی بیمه نبود. از این رو محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران که داستان بهرامی را از طریق وکلیش شنیده بود شخصاً بخش عمده هزینه های وی را برعهده گرفت و قول داد دولت او باقی هزینه ها را نیز پرداخت کند.

وی به بهرامی گفت: "شما نگران هیچ چیزی نباشید. ما از شما مراقبت خواهیم کرد."

پزشکان بیمارستان بارسلونا نیز از شنیدن داستان بهرامی تحت تاثیر قرار گرفتند. «رامون مدول» یک جراح چشم در این بیمارستان به واشنگتن پست می گوید: "وی یک بیمار شگفت آور بود. او تنها یک چیز می خواست: اینکه دوباره بتواند ببیند."

«مدول» و سایر پزشکان بیمارستان بر روی چشم راست بهرامی که کمتر آسیب دیده بود، متمرکز شدند.

به گفته مدول، پس از چند عمل جراحی سرانجام آمنه توانست تا حدود کمی بینایی خود را بدست آورد اما لازم بود که کار بیشتر بر روی چشمان وی صورت گیرد.

در اوت 2005، تقریباً یک سال پس از وقوع حادثه، محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران رسید و پرداخت هزینه های پزشکی بهرامی و هزینه مسکن وی در بارسلونا ناگهان متوقف شد!

«مرتضی الویری» سفیر وقت ایران در اسپانیا که با بهرامی ملاقات کرده بود می گوید: "بسیار برای او متاسف شدم و سعی کردم هرآنچه در توان داشتم انجام دهم."

اما احمدی نژاد تعدادی از سفرا در کشورهای خارجی را تغییر داد که سفیر ایران در اسپانیا در زمره اولین تغییرات قرار داشت. الویری اضافه می کند: "نمی دانم پس از آن چه اتفاقی برای آمنه افتاد."

در عین حال به ادعای واشنگتن پست مهدی کلهر، مشاور احمدی نژاد می تواند حدس بزند که چرا پرداخت هزینه ها در دولت رئیس جمهور کنونی متوقف شده است: "مگر آقای خاتمی، اسید را به روی صورت او پاشید؟ البته که نه، وی نباید خارج از کیسه ملت برای او خرج می کرد! اگر بهرامی یک مرد مسن بود کسی سراغش را می گرفت و درباره او صحبت می کرد؟! افراد بسیار زیادی هستند که به کمک ما احتیاج دارند و ما نمی توانیم چنین پرداخت هایی برای همه داشته باشیم."

سرانجام بهرامی را از آپارتمانش در بارسلونا بیرون کردند و اعضای یک سازمان اسپانیایی وی را به پناهنگاه بی خانمان ها در این شهر سپردند: "پس از چند روز فهمیدم که در بین معتادان، دائم الخمرها و فاحشه ها گرفتار شده ام! به سختی گریه کردم، مگر چه کار کرده بودم که مستوجب این همه مصیبت بودم؟"

«امیر صبوری»، رئیس انجمن دوستی ایران در نیویورک، یک موسسه خیریه که حامی ایرانیان در سراسر جهان است، درباره این مکان می گوید: "واقعاً جایی که آمنه در آن اسکان داده شده بود یک محل وحشتناک بود."

صبوری پس از شنیدن اوضاع نامساعد آمنه به اسپانیا سفر کرد تا به او کمک کند. اندکی بعد آمنه احساس کرد که مایعی از چشم راست او خارج می شود و در نهایت دکترها چشم وی را که بسیار ضعیف شده بود درآوردند.

بهرامی در ماه ژوئن (خرداد) امسال به تهران بازگشت. وی که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت در یک اقدام غیرمعمول درخواست قصاص کرد.

به نوشته واشنگتن پست معمولاً دادگاه ها به خانواده افراد متهم دستور می دهند تا «دیه» جرایم فرزندانشان را پرداخت کنند اما بهرامی بر قصاص مجید اصرار می ورزید.

وی چند بار با آیت الله شاهرودی، رئیس قوه قضائیه ایران دیدار کرد. آمنه می گوید: "(آیت الله) شاهرودی از من خواست تا از قصاص صرف نظر کنم و به دیه رضایت دهم. وی توضیح داد که صدور چنین حکمی وجهه چندان خوبی برای ایران نخواهد داشت، اما من راضی نشدم."

واشنگتن پست با بیان اینکه قوه قضائیه ایران حاضر به مصاحبه در این خصوص نشد ادامه داد: "دو هفته قبل موحدی توسط دو فرد پلیس به دادگاه مشایعت شد. وی در زمان صدور حکم دادگاه به هیچ نحو احساس ندامت نمی کرد! زمانی که قاضی از او پرسید « آیا برای این مجازات آمادگی دارید؟»، جواب داد که وی هنوز عاشق بهرامی است اما گستاخانه گفت که اگر آمنه می خواهد چشمان وی را درآورد او نیز خواهان اعمال همین مجازات برای اوست."

براساس حکم دادگاه موحدی به ریختن پنج قطره اسید در هر یک از چشمانش محکوم شد. پدر وی گفت از وقوع این حادثه بسیار متاسف است: "اگر آمنه واقعا نابیناست حکم دادگاه علیه پسر من باید اجرا شود."

تحت قوانین ایران فرد مجرم 20 روز فرصت دارد که به حکم دادگاه اعتراض کند. اگر موحدی از این کار سرباز بزند مجازات درنظر گرفته شده در تاریخ معین توسط قوه قضائیه اجرا خواهد شد.

دکتر مدول در بارسلونا گفت: "از شنیدن اینکه بیمار سابقش خواهان نابینایی فرد دیگری شده، متحیر و شوک زده شده است."

وی افزود: "من اینجا در اسپانیا از طریق رادیو در جریان پرونده قرار گرفتم. این یک مجازات شدید است. نمی دانم اگر او دخترم بود چه کار می کردم."

عبدالله نوري درمورد کانديداتوري‌‏ درانتخابات رياست‌‏جمهوري دهم، گفت: "درباره انتخابات چنانچه سؤال اين باشد که آيا بنده توانايي احراز مسووليت رياست‌‏جمهوري را دارم و آيا مي‌‏توانم کارمثبتي انجام دهم و تاثيرگذار باشم؟ پاسخ من منفي نيست بلکه معتقدم چنانچه شرايط چنين فرضي را ايجاب کند پاسخ من مي‌‏تواند مثبت هم باشد."
به‌‏گزارش"ايلنا"، عبدالله نوري‌‏، وزيرکشوردولت‌‏اصلاحات، درجمع‌‏ فعالان سياسي اصلاح‌‏طلب و تحول‌‏خواه استان گيلان، ضمن اشاره به شرايط‌‏ موجودکشور و آرايش نيروهاي سياسي، اظهارداشت: "با اين حال موضوع مهم اين است که چه شرايط و زمينه‌‏هايي بايد براي رياست‌‏جمهوري هرفردي محقق شود و آيا اين پيش زمينه‌‏ها وجود دارديا نه، که بدون پاسخ دادن به آن به اعتقاد من نبايد حرکت خامي صورت گيرد."
وزيرکشوردولت‌‏اصلاحات، با بيان شرايط نامناسب اقتصادي و مديريت فعلي کشور و برشمردن تاثيرات نامطلوب و مخرب تحريم‌‏هاي جهاني و مشكلاتي که اين تحريم‌‏ها براي کشور به وجود آورده است، به لزوم قدرت تصميم‌‏گيري رئيس‌‏جمهور آينده اشاره کرد و تصريح‌‏کرد: "اگر قرار باشد درچهار سال آينده نيز موضع‌‏گيري‌‏ها درباره مسايل مهم کشور از جمله بحث هسته‌‏اي و مناسبات منطقه‌‏اي و بين‌‏المللي به همين شکل باشد، رئيس‌‏جمهور آينده حتي اگر از اصلاح طلبان هم باشد بدون قدرت تصميم‌‏گيري، شرايط فوق العاده دشواري پيش رو خواهد داشت."
نوري بايادآوري پايين آمدن قيمت نفت در روزهاي اخير، گفت: "منابع درآمدي ما به طورکلي در دو بخش است، منابع نفتي و منابع مالياتي و ساير، بايد توجه داشت که وقتي درآمد نفتي کاهش مي‌‏يابد، سطح درآمدهاي دولت ناشي از عوارض و ماليات نيزکم مي‌‏شود. يعني پول نفت بر بودجه ايران، هم تاثيرمستقيم و هم تاثير غيرمستقيم دارد. هزينه‌‏هاي جاري هم به گونه‌‏اي است که با توجه به نرخ تورم نه تنها قابل کاهش نيست که چه بسا نياز به ترميم و افزايش به ويژه در ارتباط با حقوق بگيران داشته باشد.
وي افزود: نمونه ديگر وابستگي نگران کننده کشور به واردات در زمينه‌‏هاي گوناگون با توجه به کاهش شديد درآمد نفتي است، از نيازمندي در بخش کشاورزي تا صنعت و تکنولوژي، از کالاهاي مصرفي تا سرمايه گذاري و توليد. مثال مشخص در اين زمينه بحث گندم است، در اواخر دولت اصلاحات در بحث گندم به خودکفايي درتوليد رسيديم ولي درسال جاري اقدام به واردات گندم کرده‌‏ايم‌‏ جالب آن که تجارت جهاني گندم در دنيا حدود 100 ميليون تن است که امروز 6درصد آن، يعني 6ميليون تن را ايران خريداري مي‌‏کند به گونه‌‏اي که ايران در صدر خريداران گندم جهاني قرارگرفته است."
عبدالله نوري در ادامه اظهارداشت: آيا واقعاً رئيس‌‏جمهور قادر است برنامه‌‏هاي خود براي حل برخي مشکلات اقتصادي مرتبط با سياست خارجي، ايجاد امنيت اقتصادي، تعامل و تنظيم روابط بين‌‏المللي و يا ده‌‏ها موضوع ديگر را اجرا کند؟ آيا در تعامل با نهادهاي پاسخگو و غيرپاسخگو توانايي دارد؟ آيا مي‌‏تواند به پشتوانه اينکه منتخب مردم است بر دفاع از برنامه‌‏هاي خود اصرار و پافشاري نمايد؟ يا در نهايت به يک تدارکاتچي بدل خواهد شد؟"
وزيرکشور دولت ‌‏اصلاحات در ادامه با اشاره به دو ديدگاه در نقد اصلاحات، گفت:" اکنون تقريباً همه فعالان اصلاح‌‏طلب معتقدند که فرصت‌‏هايي از دست رفته است. اما اين نقد از دو ديدگاه مطرح مي‌‏شود برخي معتقدندعدم تحقق اهداف اصلاحات ناشي از تندروي‌‏ها بوده است و درمقابل بعضي ديگر مي‌‏گويند که فرصت سوزي‌‏ها نتيجه کندروي‌‏ها و فراموش کردن شعارها بوده است."
مدير مسئول روزنامه توقيف شده خرداد، ادامه داد: "ما در زمان اصلاحات با مساله‌‏اي مواجه بوديم که خيلي هوشندانه طراحي شده بود. از ابتداي اصلاحات، اصلاح طلبان را به دو دسته معتدل و افراطي تقسيم کردند.(شايد هم توسط خود اصلاح طلبان اين تقسيم بندي صورت گرفت) ولي در هيچ جا من نديدم بگويند اصلاح طلب‌‏ها سه دسته‌‏اند معتدل، افراطي و تفريطي . بله براي محدود کردن اصلاحات و اصلاح طلب‌‏ها، هرآدم معتدلي افراطي ناميده شد تا از خواسته‌‏هاي خود عقب برود، اما هيچ وقت کسي به تفريطي بودن متهم نشد. نتيجه اين روند هم اين شد که تفريطي‌‏ترين افراد، معتدل ناميده شوند و بسياري از برنامه‌‏ها و شعارها اجرايي نگردد."

رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، روز شنبه گفت: کسی قصد تغییر رژیم ایران را ندارد و  آنچه ما در پی آن هستیم، تغییر  خط مشی  و رفتار این کشور است.

آقای گیتس همچنین با یادآوری نگرانی  کشورهای عرب نسبت به نفوذ تهران در عراق گفت: «تردیدی نیست که ایران به شدت درصدد است که در توسعه و خط‌ مشی دولت عراق تاثیر بگذارد؛ و آن هم نه به عنوان یک همسایه خوب.»

رابرت گیتس بار دیگر از حمایت‌های ایران از حماس و حزب‌الله انتقاد کرد و برنامه هسته‌ای ایران را «تقریبا به طور قطع» در راستای  تولید جنگ‌افزار اتمی دانست.

ایران هنوز نسبت به این سخنان واکنشی نشان نداده اما پیش از این بارها تاکید کرده است برنامه‌های هسته‌ای خود را صرفا با اهداف صلح‌جویانه دنبال می‌کند و از استقلال عراق نیز پشتیبانی می‌کند.

آقای گیتس همچنین به دشمنان ایالات متحده هشدار داد که در ماه‌های نخستین ریاست جمهوری باراک اوباما با فرصت‌طلبی درصدد «آزمایش» او برنیایند.

رابرت گیتس، وزیر فعلی دفاع آمریکا که باراک اوباما نیز او را در سمت خود ابقا کرده است، تاکید کرد که دولت جدید ایالات متحده در خاورمیانه و خلیج فارس حضوری فعال خواهد داشت.

رابرت گیتس در سخنرانی خود در یک کنفرانس امنیتی در بحرین افزود: «می‌توانم به شما اطمینان دهم که تغییر دولت تغییری در منافع بنیادین ما، به ویژه  در خاورمیانه، نمی‌دهد.»

برخی از سیاستمداران و از جمله جو بایدن، معاون باراک اوباما، طی روزهای اخیر پیش‌بینی کرده‌اند که کشورهای غیر دوست آمریکا در اوایل کار دولت جدید، که هنوز ثبات کامل در کاخ سفید برقرار نشده، برای واشینگتن بحران‌سازی خواهند کرد.

طی روزهای اخیر برخی از سیاست‌مداران آمریکایی پیش‌بینی کرده‌اند که کشورهای غیردوست آمریکا در اوایل کار دولت جدید، که هنوز ثبات کامل در کاخ سفید برقرار نشده، برای واشینگتن بحران‌سازی خواهند کرد.

وزیر دفاع آمریکا با بیان اینکه برای دوره انتقالی به طور گسترده برنامه‌ریزی شده است، گفت: «هر کس که گمان می‌کند ما‌ه‌های در پیش رو ممکن است فرصتی برای آزمایش دولت جدید باشد به شدت در اشتباه است.»

مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک، که در لندن مستقر است، هرساله کنفرانسی امنیتی در منامه، پایتخت بحرین، برگزار می‌کند.

شبکه تلویزیونی پرس‌تی‌وی گزارش کرده است از ایران نیز کاظم جلالی، مخبر کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در این کنفرانس شرکت دارد.

رابرت گیتس شامگاه جمعه برای حضور در این کنفرانس وارد منامه شد و دیدارهایی نیز با مقام‌های شورای همکاری خلیج فارس انجام داد.

این کنفرانس امنیتی صبح شنبه افتتاح شد و وزیر دفاع آمریکا در نطق خود گفت: «رییس جمهور اوباما و تیم امنیت ملی‌اش و خود من آماده‌ایم از همان لحظه‌ای که وی ریاست جمهوری را در ۲۰ ژانویه تحویل می‌گیرد، از منافع ایالات متحده دفاع کنیم.»

رابرت گیتس با اشاره به این‌که امنیت خلیج فارس برای مدت زمان طولانی در کانون توجهات واشینگتن بوده است، بار دیگر از کشورهای عرب خلیج فارس خواست تا با برقراری روابط کامل دیپلماتیک با بغداد، از دولت نوپای آن کشور حمایت کنند و از استقراض‌های دوران صدام حسین بگذرند.

دفتر سياسي سپاه پاسداران به مسوولان دولت نهم پيشنهاد کرد تا مديران تلويزيون هاي ماهواره اي مستقر در لس ‏آنجلس را براي ديدار از ايران به کشور دعوت کنند.‏

هفته نامه صبح صادق ارگان دفتر سياسي سپاه، که تحت نظر نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران اداره مي شود، در ‏گزارشي فعاليت شبکه هاي تلويزيوني لس آنجلسي را به نفع جمهوري اسلامي دانست و توصيه کرد "مسئولين ‏وزارت خارجه و ميراث فرهنگي با توجه به برنامه اي كه رياست محترم جمهوري، دكتر احمدي نژاد براي بازديد ‏ايرانيان خارج كشور پيشنهاد كرده اند، ترتيبي اتخاذ نمايند كه مسئولين تلويزيون هاي لس آنجلسي را در قالب يك ‏تور توريستي به ايران بياورند."‏

ارگان دفتر سياسي سپاه ادعا کرده که هدف از اين پيشنهاد آن است که مديران شبکه هاي تلويزيون هاي لس ‏آنجلسي "ميزان پيشرفت هاي نظام جمهوري اسلامي را ببينند تا خاطره هاي 30 سال قبل از ذهن آنان زدوده شود ‏و يك ايران پيشرفته تر را آرزو كنند."‏

در اين گزارش همچنين با اشاره به اينکه "اگر ما تلويزيونهاي ضد انقلاب را نداشتيم چه كسي مي توانست آنقدر ‏خوب از ايران حمايت كند" تاکيد شده که چنين رسانه هايي "دو نقش كليدي را ايفا كرده اند؛ اول آنكه بسياري از ‏بودجه هاي براندازي نرم آمريكا را بلعيده اند بدون آنكه بتوانند جنبشي قوي را در ايران ايجاد كنند كه تامين كننده ‏منافع آمريكا و غرب در ايران باشد و دوم اينكه اعتماد مردم را به سيستم سياسي نظامي جمهوري اسلامي بيشتر ‏كرده اند."‏

گزارش دفتر سياسي افزوده: "برنامه هاي كم عمق، سطحي و انتقادهايي كه از ستون خوانندگان روزنامه هاي ‏داخلي و حتي دولتي فراتر نمي رود، عملا هيچ آلترناتيوي را براي جمهوري اسلامي ايران باقي نگذاشته است."‏

اين گزارش با اشاره به افزايش شبکه هاي ماهواري فارسي زبان، از تلويزيون هاي لس آنجلسي به عنوان ‏تلويزيون هايي "استوديو محور" نام برده و خاطرنشان کرده: "از ويژگي هاي منحصر به فرد اين رسانه ها ارائه ‏تحليل هاي سطحي، پرداختن به جاذبه هاي كذايي، پخش ساز و آواز، تبليغ كالا دركنار دكور برنامه ها، استفاده از ‏ادبيات كوچه بازاري و عوام فريبي است‎.‎‏"‏

دفتر سياسي سپاه در اين گزارش همچنين با اظهار خوشحالي از سطحي بودن برنامه ها و انتشار غير حرفه اي ‏اخبار تاکيد کرده: "انتقادات از اين رسانه ها را به خود آنها واگذار مي كنيم، زيرا آنچه براي جمهوري اسلامي ‏ايران حاصل شده است از اين تلويزيون ها مثبت است. به گونه اي كه بسياري از مجريان اين تلويزيون ها همديگر ‏را مورد حمايت ايران مي دانند."‏

در اين گزارش بزرگترين دستاورد شبکه هاي لس آنجلسي انصراف گروه هاي داخلي از راه اندازي تلويزيون ‏ماهواره اي ذکر شده و ادعا شده که به دليل عملکرد ضعيف تلويزيون هاي لس آنجلسي، برخي از احزاب و گروه ‏هاي سياسي در داخل کشور که قصد راه اندازي تلويزيون ماهواره اي داشته اند از اين کار منصرف شده اند.‏

سپاه پاسداران در حالي پيشنهاد دعوت دولت از مديران تلويزيون هاي لس آنجلسي براي سفر به ايران را ارائه مي ‏کند که مسوولان دولتي و شخص وزير ارشاد در هفته ها و ماه هاي گذشته شبکه بي بي سي را به خاطر تلاش ‏براي راه اندازي تلويزيون فارسي مورد حملات مکرر قرار داده و هرگونه ارتباط روزنامه نگاران با اين ‏تلويزيون را ممنوع اعلام کرده اند.‏
در همين راستا، محمد حسين صفار هرندي در هفته آخر آبان طي کنفرانس مطبوعاتي خود به خبرنگاران گفت: ‏‏"شبکه بي بي سي فارسي ‏به دلايلي که قبلا‎ ‎از سوي معاونت مطبوعاتي اعلام شده، مجوزي براي فعاليت در ‏کشور ندارد‏‎.‎‏"‏خبرگزاري دولتي ايرنا همان روز گزارش داد که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در کنفرانس خبري خود، بدون ‏توضيح ‏بيشتر تاکيد کرده: "بارها گفته شده است که سفارتخانه هاي منتسب به برخي‎ ‎کشورها در داخل کشور ما به ‏جاي ‏اينکه آداب صحيح ديپلماتيک را رعايت کنند، متوسل به اقدامات غير قانوني مي شوند که طبيعي است دولت ‏در ‏قبال اين جور‎ ‎رفتارها بدون تفاوت نخواهد بود، و برخورد لازم را خواهد کرد."‏

نشريه صبح صادق نيز، سه هفته پيش طي گزارش مفصلي، رسانه هاي حرفه اي فارسي زبان را به طرح ريزي ‏در انقلاب مخملي عليه جمهوري اسلامي متهم کرده بود.‏

منبع

دو هفته پس از مفقود شدن یک کارمند اتمی روسیه که برای انجام ماموريتی به ايران سفر کرده بود، جسد «یخ زده» وی روز سه شنبه در ارتفاعات توچال کشف شده است.

به گزارش رسانه های ايران، «جسد يخ زده» اين شهروند روسيه در ارتفاع سه هزار و پانصد متری توچال کشف شده است.به گزارش خبرگزاری ايلنا، عصر دوم آذرماه سال جاری به مامورين اداره يازده پليس آگاهی تهران بزرگ اطلاع داده شد که يکی از کارمندان شرکت اتمی روسيه که برای انجام يک پروژه به ايران سفر کرده بود، پس از خروج از محل اقامت خويش ناپديد شده است.

روزنامه ايران نیز خبر داد: اين شهروند روسيه، «اغلب روزهای تعطيل برای تفريح و اسکی به ارتفاعات توچال می رفت. در ادامه همزمان با کشف خودروی مرد روس در پارکينگ توچال، رسيدگی به ماجرا وارد مرحله تازه ای شد.»بازپرس محمدحسين شاملو ، مسؤول رسيدگی به اين پرونده ، به خبرگزاری ايلنا گفته است:‏ «جسد کشف شده به پزشکی قانونی منتقل شد تا تحت آزمايشات لازم قرار بگيرد و مشخص شود که آيا جنايتی صورت گرفته است، يا اينکه وی برای تفريح به ارتفاعات توچال رفته بوده است.»

خبرگزاری ایلنا همچنین نوشته است: زمان ناپديد شدن  این شهروند روسیه، همزمان با پايان پروانه کاری‌‏ وی در ايران بوده است.در نخستین واکنش مقام های روسی به این خبر، ایرنا یسپوا، سخنگوی شرکت اتم اکسپورت تایید کرد که کارمند یاد شده که نام او فاش نشده است، کارمند این شرکت بوده است.این سخنگوی اتم اکسپورت علت مرگ را «افتادن از ارتفاع» دانسته است.

روسيه در سال ۱۹۹۵ طی يک  قرارداد يک ميليارد دلاری توافق کرد تا کار ساخت نيروگاه اتمی بوشهر را انجام دهد و به همین منظور صدها نیروی روسی برای تکمیل نخستین راکتور اتمی ایران وارد این کشور شدند.شرکت اتم اکسپورت، پيمانکار روسی نيروگاه بوشهر، ماه گذشته اعلام کرد که در آستانه راه اندازی اين نيروگاه تعداد کارکنان خود را در تاسيسات ياد شده به ميزان ۲۵ در صد افزايش خواهد داد.اتم اکسپورت  اعلام کرده است: فناوری اصلی نيروگاه پيش از اين نصب شده است و کار ساخت و ساز به پايان رسيده است، در حالی که کار فعال سازی در حال انجام است.در اين مرحله جديد، برای به کار انداختن نيروگاه بوشهر شمار کارکنان از يک هزار و ۶۰۰ نفر به دو هزار نفر افزايش می يابد.

 در حاليکه هنوز زمان زيادي از توليد توپ هاي منقش به اسامي مقدس اسلامي ويژه مسابقه هاي جام جهاني سال 2010 فوتبال در آفريقاي جنوبي نگذشته، اين بار شرکت "نايک" توليد کننده لوازم ورزشي، اسم جلاله "الله" را روي کفش هاي جديد خود قرار داده است. به گزارش ايرنا، به دنبال حملات غرب به پيامبر اکرم (ص) و انتشار کاريکاتورهاي موهن و پخش فيلم موهن نسبت به قرآن کريم، اين بار يکي از شرکت هاي مشهور کفش ورزشي در جهان به نام "نايک" به اسم جلاله "الله" توهين کرده است. 

اين در حالي است که اواخر آبان ماه گذشته، توزيع توپ هاي مسابقات جام جهاني 2010 در آفريقاي جنوبي که براي سوغات تهيه شده اند، اعتراض مسلمانان اين کشور را به خاطر درج کلمات و اسامي مقدس اسلامي بر روي آنها برانگيخت. 

فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) بلافاصله هر نوع اطلاع از وجود چنين توپ هايي را تکذيب کرد اما مسوولان کميته برگزاري مسابقات در آفريقاي جنوبي اعلام کردند توپ هاي توزيع شده احتمالا کپي توپ اصلي است که براي مسابقه هاي جام جهاني سال 2010 طراحي شده است. 

گروه "جمعيت العلما" در آفريقاي جنوبي همان زمان اعلام کرد که روي توپ هاي در حال فروش، پرچم کشورهاي عربستان سعودي، ايران و عراق حک شده که کلمات مقدس اسلامي از جمله "اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله" را در بر دارند.در اطلاعيه صادره از سوي "جمعيت العلما" آمده بود: «اين پرچم ها در بر دارنده کلمات مقدس و مورد احترام مسلمانان است و استفاده از توپ هاي مذکور در مسابقات، توهين به پيروان اين دين مبين خواهد بود.» 

دليا فيشر رئيس روابط عمومي "فيفا" به جامعه مسلمانان اطمينان داد که اين فدراسيون نهايت احترام را براي مقدسات ديني آنان قايل است و به عنوان عالي ترين مرجع در امور فوتبال، هرگز اجازه نخواهد داد هيچ نماد و پيام يا عنصر مذهبي در تبليغاتش استفاده شود.  اين در حالي است که گروه "جمعيت العلما" اعلام کرده استفاده از مضامين اسلامي بر روي کالاهاي مختلف در ماههاي اخير به شدت افزايش يافته است. 

منبع اصلی

فیلم مستند جنجال برانگیزی که نشان می دهد یک مرد مبتلا به بیماری لاعلاج خودکشی می کند، قرار است روز چهارشنبه 10 دسامبر در بریتانیا پخش شود. منتقدان " کمک به خودکشی" می گویند در بیشتر کشورها این کار غیر قانونی است و این فیلم می تواند دیگران را تشویق به تقلید کند. اما در فیلم نشان داده می شود که این مرد و خانواده اش اصرار دارند که این حق او بوده است که زمان و چگونگی مرگ خود را انتخاب کند. 

گریگ ایوورت، پروفسور آمریکایی 59 ساله که در شهر هاروگیت بریتانیا زندگی می کرد خود را یک "مقبره زنده" توصیف می کرد و می گفت که نمی خواهد به همین شکل به زندگی ادامه دهد. 

وی در سال 2006 در کلینیکی پزشکی در سوئیس با خوردن مخلوطی از آرام بخش های مختلف از دنیا رفت و قبل از آنکه بیهوش شود، دستگاه تنفس خود را با دندان هایش از کار انداخت.  

مرکز خیریه دیگنیتاس به آقای ایوورت کمک کرد تا به زندگی خود خاتمه دهد و اعضای خانواده او که با تصمیمش کاملا موافقت داشتند، هنگام فیلمبرداری بر بالین او بودند.  

آقای ایوورت پیش از مرگش گفت: "دوست دارم ادامه بدهم. اما حقیقت این است که نمی توانم."

او در ادامه گفت: "وقتی کاملا فلج هستید، نمی توانید راه بروید، حرف بزنید یا چشمهای خود را تکان دهید چطور می توانید به دیگران بگویید که دارید زجر می کشید." 

او در نامه ای به دو فرزندش نوشت: " این سفری است که باید انجام دهم. امیدوارم این منجر به عذاب همسر عزیزم که 37 سال را صمیمانه با هم گذراندیم نشود." 

این فیلم قرار است در شبکه Sky پخش شود و به نظر مری ایوورت، به مردم کمک می کند تا با ترس خود از مرگ مواجه شوند.  دکتر پیتر ساندرز رییس گروهی که با این نوع خودکشی مبارزه می کند ، می گوید:" این برنامه به منظور جذب بیشتر بینندگان تلویزیون پخش می شود."کمک به خودکشی دیگران همه جا غیر قانونی است به غیر از کشورهای سوئیس، هلند و ایالت اورگان در آمریکا. منتقدان می گویند ممکن است این برنامه باعث شود بیماران دیگر که فکر می کنند سربار دیگران هستند، حس کنند که باید دست به خودکشی بزنند. فیل ویلیس، نماینده پارلمان در هاروگیت می گوید که وقتی کاری در کشوری غیر قانونی است، اصلا نباید نشان داده شود. همچنین به عقیده او مرگ اشخاص بسیار خصوصی است و نشان دادن آن غلط است.اما سازندگان این برنامه می گویند که می خواهند بحث سازنده ای درباره موضوعات اخلاقی پیچیده مانند کمک به خودکشی آغاز شود.

این مجری و بازیگر که از محبوبیت زیادی در میان جوانان ایرانی برخوردار است، به دلیل اختلاف با مسئولان «صدای آمریکا» از همکاری با این تلویزیون استعفا داد .

شباهنگ بدون لونا شاد!

+ لونا شاد/ عکس: رادیو زمانه

 J4p- «لونا شاد» مجری بخش فارسی تلویزیون «صدای آمریکا»، به دلیل آنچه مدیریت غلط و اعمال تبعیض میان همکاران می داند، از کار خود در V.O.A استعفا داد.

شاد که به دلیل چهره خاص و مدل لباس هایش در میان مخاطبان تلویزیون صدای آمریکا از محبوبیت زیادی برخوردار است، با قطع همکاری و عدم حضور در استودیو، نارضایتی خود را از مسئولان این رسانه اعلام کرد. گرچه در سایت V.O.A از شاد به عنوان تهیه کننده و سردبیر بخش جوانانه «شباهنگ» صدای آمریکا یاد شده، اما شایعات حاکی از سکانداری «بهروز صور اسرافیل» (چهره جنجالی شبکه های ماهواره ای لس آنجلس) در این برنامه است.

لونا شاد با نام حقیقی «مه‌نور شادزی»، متولد ۱۹۷۲ در شهر اصفهان، از سال ها پیش ایران را ترک کرده و پس از تحصیل در اروپا، در ۲۸ سالگی به بازیگری در تئاتر روی آورد. او سپس به عنوان مجری و برنامه‌ساز به شبکه تلویزیونی بخش فارسی صدای آمریکا پیوست و در تهیه برنامه‌های مختلفی از جمله مجله هفتگی «فصل دیگر» مشارکت داشت. شاد از چندی پیش به عنوان مجری برنامه شباهنگ، هر شب در صدای آمریکا دیده می شد.

این مجری مورد توجه با بازی در دو فیلم اخیر «محسن مخملباف» («فریاد مورچه‌ها» و «صندلی») نام خود را به عنوان بازیگر سینمایی هم ثبت کرد. او از چندی پیش با «آرش سبحانی» لیدر و خواننده گروه «کیوسک» زندگی می کند.گزارش های تکمیلی در این زمینه، در روزهای آینده در «خبرنگاران صلح» منتشر خواهد شد.

منبع

 
تصویر محمد البرادعی ریس آژانس بین المللی انرژی اتمی، همسرش آیدا و دخترش لیلا که گفته می شود ایرانی هستند، آیدا نزدیکترین مشاور سیاسی البرادعی نیز می باشد.


.

.

.

.

.

از سمت چپ الهام,کارگر,ثمره هاشمی
.

دکتر محمود احمدی نژاد و سردار کارگر رئیس نظام وظیفه
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

با نزديك شدن جشن نوئل ( كريسمس ) و سال نو براي سومين سال متوالي برنامه « پاريس ، پاريس را روشن مي كند» ، آغاز شده است. اين برنامه نورباران ساختمان ها ، خيابان ها ، ابنيه و مراكز مختلف شهر پاريس ، پايتخت فرانسه با مشاركت اتحاديه هاي صنفي و شعبه ويژه شركت برق انجام مي شود. از اول دسامبر تا ماه ژانويه برنامه نورباران پاريس در هنگام شب ادامه دارد. نگاهي به محله ها و ساختمان هاي شهر پاريس در هنگام شب و نورباران اين شهر كه عروس شهرهاي جهان لقب دارد. 

تصوير زيباي نورباران چرخ و فلك عظيم ميدان كنكورد در منطقه يك شهر پاريس.

تصوير فانوس هاي آبي رنگ در خيابان مشهور سن – ژرمن - دِ – پره در منطقه 6 پاريس.

چراغاني زيباي خيابان سور در منطقه 7 پاريس.
 
تصوير رديف درخت ها كه به صورت كاج هاي قرمز رنگ تزيين شده اند در خيابان مرفه نشين مونتني در منطقه 8 پاريس.
 
منظره زيبايي از يكي از پياده روهاي خيابان شانزه ليزه و ميدان اتوال در منطقه 8 پاريس.
 
نماي فروشگاه بزرگ و مشهور لافايت در منطقه 9 پاريس كه در هنگام شب مانند يك فانوس غول پيكر شهر را روشن مي كند.
 
تصوير ديدني بازار نوئل در محوطه باز محله دفانس كه به دليل برج هايش منهتن پاريس نام دارد در حومه اين شهر.
 
تصوير خيابان كورسل و چراغاني هايش در منطقه 17 پاريس.
خيابان ترن و ستاره هايي كه در هنگام شب مي درخشند در منطقه 17 پاريس.
 
ميدان كوچك كونتركرپ و تزيينات آن به مناسبت نوئل در منطقه 5 پاريس.
ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

هنگامي که دستگيري‌ﮬاي پس از انقلاب اسلامي آغاز شد، فرخ‌رو پارساي در لندن بود. محمدجواد باهنر، محمد بهشتي ‏و شيخ محمد مفتح که از مشاوران "خانم وزير" بودند، اينک در شمار دست درکاران رژيم جديد قرار داشتند. اين نه ‏بختي براي فرخ‌رو پارساي که چه بسا بدشانسي وي بود. به نوشته منصوره پيرنيا "اين سه تن هر کدام نقاط ضعف و ‏پرونده جيره‌خواري‌شان در نزد خانم پارساي موجود بود و بايد به هر شکل که ممکن بود او را از ميان بر مي‌داشتند... ‏در پرونده شيخ مفتح عکسي بود که او را در حال تعظيم تمام‌قد به دکتر پارساي نشان مي‌داد."‏

khanomvazir1.jpg

برگشتن روزگار سهل است

در باره کتاب خانم وزير "خاطرات و دست‌نوشته‌هاي فرخ‌رو پارساي"، نوشته منصوره پيرنيا. انتشارات مهر ايران-‏آمريکا؛ پاييز ۱۳۸۶‏

اين، شصتمين کتابگزاري است که مي‌نويسم و از آنجاکه اصطلاح "کتابگزاري" اينک جا افتاده و بسياري آن را به کار ‏مي‌برند، بد نيست همين جا به چگونگي پيدايش آن در کيهان لندن اشاره‌اي شود.‏

به "کتابگزاري" نه در فرهنگ‌هاي معتبر مانند دهخدا و معين اشاره شده و نه تا جايي که جستجو کرده‌ام، پيش از اين به ‏کار رفته است. آنچه نيز در اينترنت زير عنوان "کتابگزاري" يافت مي‌شود، همگي به پس از تاريخ انتشار آن در کيهان ‏لندن مربوط مي‌شوند.‏

اوايل سال ۱۳۷۹ بود که هوشنگ وزيري، سردبير وقت کيهان، در يک گفتگوي تلفني موضوع يک ستون مستقل و ‏ثابت را در معرفي و نقد کتاب مطرح کرد و من از آنجا که شيره هر کتابي را مي‌کشم، از آن استقبال کردم ولي گفتم ‏عنوان "معرفي" و يا "نقد" چندان رسا نيست. هوشنگ وزيري گفت مدتهاست براي چنين ستوني عنوان «کتابگزاري» ‏را در نظر دارد که به نظرش فراگير است.‏

به اين ترتيب، نخستين "کتابگزاري" درباره کتاب "خاطرات تاج‌السلطنه" که پيش از اين در سال‌هاي ۶۱ و ۷۱ توسط ‏منصوره اتحاديه و سيروس سعدونديان و بعدها به کوشش مسعود عرفانيان در سال ۱۳۷۸ منتشر شده بود، با اين ‏يادداشت کوتاه در ۱۴ مهر ۱۳۷۹ در کيهان شماره ۸۲۷ منتشر شد:‏

‏"ناشر مي‌خواهد کتابش را بخرند، نويسنده مي‌خواهد کتابش را بخوانند. کتابگزار مي‌خواهد گزارشي از مضمون کتاب ‏به خريداران و خوانندگان احتمالي ارائه نمايد، بدون آنکه همچون خوابگزار به تعبير آن بپردازد. انتخاب نخستين کتاب ‏براي ستون کتابگزاري کمي با وسواس همراه بود. سرانجام خاطرات زني برگزيده شد که در شرايطي که اکثريت زنان ‏ايران اعم از عوام و اشراف از نعمت سواد و امکان فعاليت در امور فرهنگي و اجتماعي محروم بودند، زندگي خويش ‏را بي‌پروا به نگارش در آورد".‏

اينک شصتمين کتابگزاري نيز به زندگي، خاطرات و همچنين دفاعيه يک زن اختصاص دارد. نخستين زني که در ايران ‏به وزارت رسيد.‏

 خبر کوتاه

روز پنجشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۵۹ روزنامه کيهان نوشت: "ساعت يک و نيم بامداد امروز فرخ‌رو پارساي تيرباران ‏شد". مرده‌شوي‌ها از شستن جسد وي خودداري کردند زيرا وي به نام "مفسد في‌الارض" اعدام شده بود. زنان خانواده ‏بودند که پيکر وي را شستند و ديدند که سه تير به زير سينه‌اش اصابت کرده و از پشت بدنش خارج شده است. اين ‏سرنوشت زني بود که در خانه مادري چون فخرآفاق پاراسي ناشر مجله "جهان زنان" و پدري چون فرخ‌دين پارساي از ‏روزنامه‌نگاران بنام زمانه خود پرورش يافته بود. پدر و مادري که تلخي توقيف و تبعيد را در کشاکش تناقضات دوراني ‏که ايران راهي نوين را در پيش گرفته بود، چشيده بودند. مادر از پيشتازان مبارزه براي حقوق زنان و از ياران صديقه ‏دولت‌آبادي بود و پدر در شمار کساني که زبان خود را نگاه نمي‌توانستند داشت.‏

منصوره پيرنيا در کتاب "خانم وزير" که با عکس‌هاي متعدد و ديدني همراه است پس از شرحي مفصل از خانواده ‏فرهيخته فرخ‌رو پارساي بر اساس خاطرات، دست نوشتهﮬا، مصاحبه ها و يادماندهﮬاي ديگران به آنچه بر سر وي در ‏جمهوري اسلامي رفت، مي‍ پردازد.‏

khanomvazir2.jpg


فرخ رو پارساي فرخ رو پارساي در ميان شاگردانش

پيرنيا درباره يادداشتﮬاي خانم وزير مي‌‍نويسد: وي «در تابستان ۱۳۵۷ دست به نگارش زندگي نامه خود مي‌زند و به ‏نظر مي‌رسد ترازنامه زندگي سياسي پايان يافته‌اي را به روي کاغذ مي‌آورد. زندگي نامه‌اي که در حقيقت اعترافات يک ‏بانوي اهل سياست است. در اين زندگي نامه و مخصوصا يادداشت‌ها، نويسنده ديدي انتقادي و پر از نيش و گاهي گزنده ‏دارد و زماني به حد يک زن عاصي، ناراضي، خشمگين و تلخ مي‌شود و به زمين و زمان ناسزا مي‌گويد».‏

پيش از اين اما فرخ‌رو پارساي يادداشت‌هايي را در سال ۱۳۵۵ و دو سال پس از برکناري از وزارت آغاز کرده بود که ‏هرگز به پايان نرساند. وي در آغاز اين يادداشت‌ها از جمله مي‌نويسد: «جوانان امروز در فاصله سنين ۲۰ تا ۵۰ ساله ‏ايراني اکثرا مرا به خوبي مي‌شناسند چرا که سال‌ها مربي و مدير مدرسه و معاون وزارت آموزش و پرورش بودم. ‏اولين زني بودم که به مجلس رفتم و اولين زني بودم که معاون و سپس وزير شدم و تا کنون نيز تنها زني هستم که در ‏صف وزيران سابق مي‌ايستم اما همه اين‌ها ظاهر است و باطن زندگي زن ايراني چيز ديگري است». و حقيقتا فرخ‌رو ‏پارساي در اين قضاوت حق داشت چرا که تنها دو سال بعد زناني که پوشيده در چادرهاي سياه به خيابان‌ها آمدند تا خود ‏را داوطلبانه تسليم يک حکومت ديني کنند، نشان دادند آنچه به عنوان حقوق فردي و اجتماعي زنان در قانون تضمين ‏شده بود، تا چه اندازه با آنچه در ذهن جامعه و به ويژه خود زنان مي‌گذشت، فاصله داشت.‏

khanomvazir3.jpg

در ميان آموزگاران تهران

‏♦‏‎ ‎راه طولاني

فرخ‌رو پارساي در يادداشت‌هاي خود از زندگي خصوصي و اجتماعي و از وضعيت زنان ايران که حتي پاسبان نيز ‏حاضر نمي‌شد با يک «ضعيفه» حرف بزند، مي‌نويسد. وي که تحصيلات پزشکي و تخصص بيماري‌هاي کودکان را با ‏همسر و فرزندان کوچک به پايان رسانده بود، ترجيح داد دبير و مدير دبيرستان بشود و به آموزش و پرورش بپردازد. ‏فرخ‌رو پارساي همزمان در فعاليت‌هاي جنبش زنان نيز حضور داشت و از اينکه استقلال اين جنبش به دليل دخالت‌هاي ‏بالا از جمله «والاحضرت اشرف» از ميان مي‌رود، به شدت متأسف بود.‏

در «خانم وزير» جا به جا مي‌توان فشار روحانيان را ديد که به شدت با دستيابي زنان به مسئوليت‌هاي بالاي دولتي ‏مخالفت مي‌ورزيدند. در چنين شرايطي، فرخ‌رو پارساي همزمان با تهيه برنامه‌هاي راديويي، «سازمان زنان کارگر» را ‏نيز سازماندهي کرد. وي پيش از آنکه به وزارت برسد، به عنوان نخستين زن به مقام معاونت پارلماني وزارت آموزش ‏و پرورش رسيد. او در اين باره مي‌نويسد: «در شغل جديد خود احساس مسؤليت شديدي مي‌کردم زيرا که اگر من ‏مي‌توانستم از عهده انجام کار و وظيفه‌ام به خوبي برآيم در آينده راه براي زنان بيشتري براي ورود به قوه مجريه باز ‏مي‌شد و اگر موفق نمي‌شدم گناه بزرگي نسبت به زنان ايراني مرتکب شده بودم».‏


khanomvazir4.jpg

همراه با فرهنگيان

در اين ميان اما ساواک نيز بيکار ننشست و گزارش مي‌داد: «روحانيون از انتصاب خانم فرخ‌رو پارساي به معاونت ‏پارلماني وزارت آموزش و پرورش ناراضي هستند و اظهار مي‌دارند که اين اقدام نوعي اهانت به مقام روحانيت است». ‏جالب اينجاست که «همان روزها ساواک پرونده‌اي به شماره ۶۴۱۲۴» به نام فرخ‌رو پارساي تشکيل داد. اسناد و ‏مدارک اين پرونده بعدها مورد استناد دادگاه انقلاب اسلامي در محکوميت و صدور حکم اعدام براي نخستين وزير زن ‏ايران قرار گرفت. ساواک حتي در گزارشي دکتر فرخ‌رو پارساي را به بهايي بودن «متهم» کرد و او را از فرقه ‏‏«ازلي» دانست.‏

ليکن با وجود مخالفت برخي روحانيان و گزارش‌هاي ساواک، فرخ‌رو پارساي به وزارت آموزش و پرورش رسيد. ‏منصوره پيرنيا در اين مورد مي‌نويسد: «دولت هويدا آماده مي‌شود که يک وزير زن را در کابينه خود بپذيرد. ‏نخست‌وزير با احتياط پيش مي‌رود و نظر تني چند از علما را در اين باره مي‌پرسد و چند روز قبل از معرفي دکتر ‏پارساي در شرفيابي به حضور اعليحضرت عرض مي‌کند که مي‌خواهم خانم فرخ‌رو پارساي را به عنوان وزير آموزش ‏و پرورش معرفي کنم. نظر آخوندها را هم پرسيده‌ام، حرفي ندارند. شاه نگاهي از سر سرزنش به نخست‌وزير مي‌کند و ‏مي‌گويد: حالا آخوندها هم آدم شدند!»‏ در تاريخ ششم شهريور ۱۳۴۷ نخستين زن در ايران به مقام وزارت مي‌رسد.‏

مشکلات سنتي

‏«حجاب» و «چادر» و رابطه دختر و پسر در آن دوران نيز هنوز مشکل بسياري از خانواده‌هاي ايراني بود. فرخ‌رو ‏پارساي در مقام وزير چنين مي‌نويسد: «در شانزده نقطه دورافتاده کشور ما دبيرستان‌هاي مختلف دخترانه و پسرانه ‏داريم که دختر و پسر در کنار يکديگر درس مي‌خوانند و دخترها هم چادر بر سر نمي‌کنند. اين نوع مدارس به اصرار ‏من هم به وجود نيامده يعني مثلا مردم شهر نقده براي دخترانشان مدرسه مي‌خواستند و براي ما امکان فرستادن دبير به ‏آن منطقه نبود، گفتم: اگر دختران شما خواهان تحصيل در دبيرستان هستند با مسئوليت خود شما مي‌توانند در ‏دبيرستان‌هاي پسرانه نامنويسي کنند. مردم هم راضي شدند و حالا دختر و پسر در يک شهرستان، آن هم در شهرستان ‏نقده، با هم در يک مدرسه مختلط درس مي‌خوانند و هيچ اشکالي هم پيش نيامده است ولي در مورد همين دخترها من ‏مطمئن نيستم که وقتي از در مدرسه بيرون مي‌آيند و به خانه خاله و عمه مي‌روند، چادر به سر نکنند... چادر پوشيدن ‏يک نوع تنبلي است... با هر کدام از اين دخترها صحبت مي‌کنيد، هيچ کدام مايل نيستند چادر به سر کنند ولي محيط ‏خانواده و کوچه و پس کوچه‌ها طوري است که آنها را وادار مي‌کند که چادر بپوشند... بايد دانست وضعي را که لباس ‏ساري براي زنان هندي دارد، چادر براي زنان ايراني ندارد... براي تنبلي و بي نظمي و لاابالي‌گري برخي از زن‌ها ‏خيال مي‌کنند که چادر همه عيب‌ها را مي‌پوشاند و حال آنکه چادر عيب‌ها را از بين نمي‌برد بلکه فقط روي عيب را ‏مي‌گيرد تا مردم آن را نبينند ولي عيب‌ها وجود دارد و روز به روز هم شديدتر مي‌شوند».‏

khanomvazir5.jpg

شاگردان مدرسه آمريکايي پيش از کشف حجاب

فرخ‌رو پارساي در مورد حجاب نظر روشني داشت: «چادر يک مانع روحي و مانع پيشرفت زن ايراني شده است و ‏حداکثر سوء تفاهم را در مورد معني واقعي عفت و نجابت براي زن ايراني به وجود آورده است و بيشتر مردها هستند ‏که مانع پيشرفت زن‌ها مي‌شوند و براي چادر تبليغ مي‌کنند. اگر مسئله عفت و نجابت آنطور که عده‌اي فکر مي‌کنند فقط ‏به چادر وابسته بود، در اين صورت بايد بگويم که همه مردم دنيا غير از مثلا يک ميليون زن چادر بر سر، بي عفت و ‏نانجيب هستند. در حالي که بسيار مي‌بينيم که چه فجايع و بي‌عفتي‌هايي زير پوشش چادر اتفاق مي‌افتد». گزارش ساواک ‏در مورد نظرات «خانم وزير» درباره «چادر» نيز خوب به کار دادگاه انقلاب اسلامي آمد.‏

khanomvazir6.jpg

در ميان فرهنگيان استان کردستان

khanomvazir7.jpg

در ميان زنان دانشگاهي

‏♦ انقلاب شکوهمند

در شور و حال انقلاب اسلامي اما حتي «خانم وزير» هم در يادداشت‌هاي خود در تابستان ۵۷ به اين نتيجه مي‌رسد که ‏‏«اسلامي که او بيان مي‌کند به نظر من اسلام حقيقي است» و منظورش رهبر انقلاب اسلامي است. و مي‌افزايد: «من ‏معتقدم که هيچ چيز جز مذهب اسلام نمي‌تواند ما را از گردابي که سيستم گذشته براي همه تهيه ديده بود و خود نيز در ‏آن غرق شد، نجات دهد». آيا وي پيشاپيش به دستگيري و محاکمه خود مي‌انديشيد؟

هنگامي که دستگيري‌هاي پس از انقلاب اسلامي آغاز شد، فرخ‌رو پارساي در لندن بود. محمدجواد باهنر، محمد بهشتي ‏و شيخ محمد مفتح که از مشاوران «خانم وزير» بودند، اينک در شمار دست درکاران رژيم جديد قرار داشتند. اين نه ‏بختي براي فرخ‌رو پارساي که چه بسا بدشانسي وي بود. به نوشته منصوره پيرنيا «اين سه تن هر کدام نقاط ضعف و ‏پرونده جيره‌خواري‌شان در نزد خانم پارساي موجود بود و بايد به هر شکل که ممکن بود او را از ميان بر مي‌داشتند... ‏در پرونده شيخ مفتح عکسي بود که او را در حال تعظيم تمام‌قد به دکتر پارساي نشان مي‌داد».‏

اواخر بهمن ۱۳۵۸ فرخ‌رو پارساي، که گفته مي‌شود برادرزاده‌اش سعيد پارساي محل اقامت او را لو داد، دستگير شد. ‏در کتاب شرح مفصلي از دستگيري و محاکمه و دفاعيات «خانم وزير» با استناد به گزارش‌هاي منتشر شده و هم چنين ‏گفتگو و سخنان افراد و شخصيت‌هاي مختلف داده مي‌شود. خود فرخ‌رو پارساي همچنان سايه ساواک را حتي در دادگاه ‏انقلاب اسلامي نيز مي‌ديد و بر کاغذ يادداشت‌هايش که در کتاب کليشه شده است نوشت: «اين ساواک است که مرا ‏محاکمه مي‌کند».‏

اعتراض کشورهاي خارجي و سازمان‌هاي بين‌المللي براي جلوگيري از اعدام فرخ‌رو پارساي مؤثر نيفتاد. منصوره ‏پيرنيا آخرين دقايق فرخ‌رو پارساي را که حکومت وي را به خيال خود براي تحقير همراه با يک روسپي معروف به ‏‏«پري بلنده» به اعدام سپرد، چنين تصوير مي‌کند:‏

پري بلنده «اندامي کشيده و بلند و موزون داشت و يک سر و گردن از مأمورين اجراي اعدام و ميرغضب‌هاي خود ‏بلندتر مي‌نمود. پري چادرنمازي بر سر داشت... گوني کهنه‌اي را آوردند و بر سر و روي او انداختند. گوني کوتاه بود و ‏قسمتي از ساق و مچ پاي موزون پري از زير چادر و گوني بيرون افتاده بود. گوني ديگري را آوردند و به بلنداي پاهاي ‏او کشيدند و با طناب دور آن را بستند و به سرعت طناب پيچ‌اش کردند و طنابي بر گردن او انداختند و سر طناب را به ‏درخت بستند و چون گوسفندي که بر درخت آويزان مي‌کنند تا آن را سلاخي و قرباني کنند، طناب دار را بالا کشيدند...‏
گوني کهنه و کثيف و چرک‌آلود ديگري را آوردند و اين بار معلم و پزشک، نخستين زن مدير کل، نخستين زن وکيل ‏مجلس شوراي ملي، نخستين بانوي معاون وزير و نخستين زن وزير و مبارز راستين راه آزادي و تساوي حقوق زنان را ‏به زور در گوني کردند و براي آن که دست و پايي نزند، طنابي را بر پاهاي او بستند و طناب ديگري را از روي گوني ‏به دور گردن او پيچيدند و او را به درخت اعدام آويزان کردند. طناب دار را که بالا کشيدند، طناب پاره شد و فرخ‌رو ‏پارساي، در فاصله يک متري به زمين افتاد. حالا ديگر به کلي از حال رفته و بي‌هوش شده بود. طناب را از سر و رو ‏و بدن او باز کردند و او را به داخل حياط بردند و در کنار حوض کثيف و آب خزه گرفته‌اي مشتي آب بر سر و روي او ‏زدند و مجددا او را به هوش آوردند.‏

khanomvazir8.jpg

فرخ رو پارساي در دادگاه انقلاب اسلامي / حاکم شرع: محمدي گيلاني

خانم پارساي که به هوش آمد نفسي به راحتي کشيد و تصور مي‌کرد... با پاره شدن طناب بي‌گناهي او نيز به اثبات ‏رسيده و مورد لطف خداوندي قرار گرفته است. کمي آرام گرفته بود و ديگر گريه و زاري و ناله هم نمي‌کرد. پس از ‏گذشت نزديک به يک ربع ساعت مجددا او را به محل قتلگاه بردند. کارش به جنگ تن به تن کشيده بود. اين بار سيم ‏قطور و مقاوم بکسل آوردند و به بالاي درخت بستند و سپس سيم دار را بر گردن فرخ‌رو پارساي انداختند و چند جعبه ‏خالي پپسي را زير پاي او گذاردند و دقايقي بعد يکي از دژخيمان مرگ لگد محکمي به جعبه‌ها زد و جعبه‌ها را از زير ‏پاي خانم پارساي به گوشه‌اي پرتاب کرد...»‏

ساعت يک و نيم صبح روز ۱۸ ارديبهشت ۱۳۵۹ بود. سه تير خلاص بر پيکر بي‌جان وي شليک شد. فرخ‌رو پارساي ‏حتي در وصيت‌نامه بس کوتاه خود حقوق زنان را فراموش نکرد و نوشت: «دادگاه بين زنان و مردان تفاوت زيادي ‏مي‌گذارد و اميدوارم آتيه براي زنان بهتر از اين باشد». وي خطاب به دادگاه انقلاب اسلامي و در دفاعيه‌اش بود که ‏خواند:‏

يارب نظر تو بر نگردد
برگشتن روزگار سهل است

نوامبر ۲۰۰۸‏ سایت روز الهه بقراط

 
تنش زمانی‌ بالا گرفت که آقای سناتور صورت رقیبش را تشبیه به کاسه توالت کرد

خداداد عزيزي با شكايت مدير عامل باشگاه مقاومت شهيد سپاسي شيراز به يك كلانتري در مشهد فراخوانده شد و ماموران كلانتري وي را تحويل داديار كشيك در دادسراي مشهد دادند.
به گزارش ايلنا، خداداد عزيزي پس از پايان بازي امروز پيام خراسان و مقاومت شيراز كه به شكست پيام منجر شد با يك خبرنگار شيرازي درگير شد و پس از آنكه قاسم محمدي خبرنگار خبر ورزشي و خبر جنوب با ضرب و شتم خداداد عزيزي و همراه وي به شدت مصدوم شد و عازم بيمارستان شد، باشگاه مقاومت بلافاصله با شكايت به مقامات انتظامي مشهد خواهان پيگيري موضوع شد.
محسن قانع سرپرست تيم مقاومت شيراز با بيان مطلب فوق به ايلنا گفت: خداداد عزيزي متاسفانه بعد از بازي به همراه يك نفر ديگر از افراد معلوم الحال به نام عصمتي كه هميشه همراه خداداد است به جان قاسم محمدي خبرنگاري كه از شيراز براي پوشش خبري بازي فوق آمده بود افتادند و آن قدر وي را كتك زدند كه ساعاتي را در بيمارستان بستري بود و الان براي اداي توضيحات و بيان شكايت خود عازم دادسرا است.
وي گفت :آقاي عزيزي با شكايت باشگاه مقاومت پس از دستگيري توسط نيروي انتظلامي و ماموران كلانتري به داديار كشيك دردادسراي مشهد تحويل داده شد.

دانیل جیمز

آقای جیمز دو ماه پس از تماس با سفارت ایران در کابل بازداشت شد

دانیل جیمز، مترجم ارتش بریتانیا، که ماه گذشته در اتهام جاسوسی برای ایران مجرم شناخته شده بود، به ده سال حبس مجازات شده است.پیشتر تصمیم گرفته شده بود که وی در ارتباط با دو مورد اتهام دیگر که هیات منصفه در مورد آنها به توافق نرسید مجددا تحت محاکمه قرار نگیرد.

سرجوخه جیمز که متولد ایران است مترجم شخصی ژنرال دیوید ریچاردز فرمانده نیروهای چند ملیتی در افغانستان بود. جیمز، 45 ساله که اهل برایتون است، در یک مورد اتهام ارسال اطلاعات مفید برای دشمن گناهکار شناخته شده بود.

اما هیات منصفه دادگاه در "اولد بیلی" نتوانست در مورد اتهام "در اختیار داشتن یک کارت حافظه حاوی اسناد حساس" و همچنین اتهام "سوءرفتار در دفتر کار" به توافق برسد.دادستان ها گفته بودند که با دادستان کل مشورت خواهند کرد که آیا مجددا او را تحت محاکمه قرار دهند یا خیر اما روز جمعه تصمیم گرفته شد که این دو اتهام مسکوت گذاشته شود، اما جیمز رسما از آنها مبری اعلام نشد.

'به خطر افتادن امنیت'

رادریک اوانز، قاضی دادگاه اولد بیلی، گفت که جیمز "هدفی مناسب" برای مقام های ایرانی بود.وی گفت: "شما به خاطر چند عامل به خصوص در برابر چنین درخواست هایی آسیب پذیر بودید."

"اول اینکه شما تابعیت دو گانه داشته اید. دوما این رابطه همزمان شد با یک دوره که شما از ارتش ناراضی بودید. سوما شخصیت شما نقشی مهم در آسیب پذیری تان بازی کرد و تسلیم درخواستی شدید که با شما مطرح شده بود.""شما تصویری غیرواقعی بزرگ از اهمیت و توانایی خود دارید."

مقام های ارشد اطلاعاتی معتقدند که اگر جیمز دستگیر نمی شد اقدامات او می توانست در نهایت جان سربازان بریتانیایی را به خطر اندازد و حتی امنیت بریتانیا را در معرض خطر قرار دهد.وی در ماه مه سال 2006 پس از پیوستن به ارتش به افغانستان اعزام شد و برای ژنرال ریچاردز کار کرد.وی دسامبر 2006 ، دو ماه پس از تماس با سرهنگ محمد حسین حیدری، یک دستیار نظامی ایران در سفارت این کشور در کابل دستگیر شد.اما در دادگاه گفته شد که جیمز پیش از آنکه به جاسوسی فعال بدل شود دستگیر شد.

دادگاهی در ايران مردی را که با پاشيدن اسيد روی صورت دختر مورد علاقه ‌اش باعث نابينايی و جراحات شديد بر بدن او شده است، به قصاص دو چشم و پرداخت ديه محکوم کرد.

به گزارش روزنامه های ايران، نورالله عزيز محمدی، رييس شعبه ۷۱ دادگاه کيفری روز چهارشنبه، مجيد ۲۷ ساله را به قصاص دو چشم با اسيد محکوم کرد.اين دادگاه همچنين متهم را به پرداخت «ديه ساير اعضای بدن» آمنه بهرامی که به آن آسيب وارد شده محکوم کرد.

متهم، که تنها با نام مجيد در اين گزارش ها معرفی شده، اعتراف کرده است که در ۱۲ آبان ماه سال ۸۳  به صورت دختر مورد علاقه ‌اش اسيد پاشيده است که در نهايت به نابينایی و جراحت شديد بدن و صورت او منجر شده است.به گزارش روزنامه کارگزاران، متهم در «بازجويی های اوليه به اتهام منتسبی اقرار داشته و عنوان کرده که با آمنه بهرامی در يک دانشگاه تحصيل می ‌کرده است و پس از علاقه‌ مندی نسبت به او اقدام به خواستگاری می‌ کند که با جواب منفی او رو به ‌رو می ‌شود.»

  • متهم، که تنها با نام مجيد در اين گزارش ها معرفی شده، اعتراف کرده است که در ۱۲ آبان ماه سال ۸۳  به صورت دختر مورد علاقه ‌اش اسيد پاشيده است که در نهايت به نابينایی و جراحت شديد بدن و صورت او منجر شده است.

آمنه بهرامی روز ۱۲ آبان ماه پس از خروج از محل کار خود در نزديکی پل سيد خندان توسط مجيد به صورتش اسيد پاشيده می شود که توسط مردم به بيمارستان منتقل می شود.تلاش برای مداوای و درمان آمنه بهرامی  پس از چهار سال نتيجه ای در بر نداشت و وی نتوانست بينايی خود را بار ديگر به دست آورد.در نهايت آمنه بهرامی طی کيفر خواستی خواستار قصاص مجيد می شود.

مجيد در دادگاه  با اشاره به اين که نيتش «خير» بوده گفته است که «اين خانم خودش باعث اين ماجرا شد. آمنه اگر به من نگفته بود که نامزد دارد من اصلا اين کار را نمی‌ کردم. من به خاطر اينکه نامزدش را دلزده کنم اسيد پاشيدم تا آمنه برای هميشه زن من بشود.»

مجيد می تواند به اين حکم اعتراض کند تا در دادگاه تجديد نظر اين پرونده مورد بررسی مجدد قرار گيرد.از آنجا که ديه مرد و زن در «شرع اسلام» برابر نيست، دادگاه از آمنه بهرامی خواسته است تا تفاضل ديه را به صندوق دولت واريز کند. در ايران سال‌ها است که برخی شکست‌ خوردگان روابط عاشقانه می کوشند از طريق اسيد ‌پاشی به صورت دختران مورد علاقه  خود انتقام بگيرند.تا کنون آمار‌ دقيقی از ميزان اسيد ‌پاشی از سوی مسئولان انتظامی و قضایی ايران ارائه نشده است و مشخص نيست که تشديد مجازات اسيد ‌پاشی در سال‌ های اخير به چه ميزان  بر کاهش اين ناهنجاری اجتماعی تاثير گذاشته باشد.

akbahashemi.jpg

اکبر هاشمي رفسنجاني سه روز پس از آنکه محمود احمدي نژاد در حملات لفظي تندي طي يک سخنراني در زنجان او ‏را فردي با "جيب هاي پر" معرفي کرد که در مسير اجراي عدالت مانع تراشي مي کند، در سخنراني ديروز خود در ‏جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف ضمن انتقاد مجدد از عملکرد دولت نهم، تسخير لانه جاسوسي را مورد انتقاد ‏تلويحي قرار داد و آيت الله خامنه اي را "عشق" خود ناميد. ‏

اكبر هاشمي رفسنجاني عصر شنبه با حضور در دانشگاه شريف در همايش ملي " 30‏‎ ‎سال انقلاب اسلامي، دستاوردها، ‏آسيب‌ها و فرصت‌ها" شرکت کرد و ضمن سخنراني به پرسش هاي کتبي دانشجويان پاسخ داد. در اين پرسش و پاسخ، ‏از هاشمي پرسيده شد: "آيا با مقام معظم رهبري ارتباط دائم داريد و ميزان و نوع آن چگونه است؟" رييس مجلس ‏خبرگان رهبري که وظيفه نظارت بر عملکرد رهبري را دارد، در پاسخ گفت: "در اين كشور هيچ دو نفري را پيدا ‏نمي‌كنيد كه به يكديگر نزديكتر از من و مقام معظم رهبري باشند." هاشمي رفسنجاني در پاسخ به اين سوال كه "آيا ‏ايشان را همچنان دوست داريد؟"، افزود: "خيلي! عشق من آقاي خامنه‌اي است. من با آقاي خامنه‌‌اي بيش از 50 سال ‏است كه رفيق صميمي و يار غار هم هستيم و اسرار جدا از هم نداريم چرا كه در همه مسائل با هم مشورت مي‌كنيم."‏

اين اظهارات هاشمي در شرايطي بيان مي شود که در سه سال اخير، گمانه زني هاي متعددي در مورد رويارويي رييس ‏مجمع تشخيص مصلحت نظام و رهبر جمهوري اسلامي ايران بر سر عملکرد محمود احمدي نژاد مطرح شده است. ‏رويارويي اي که آغاز آن، به انتخابات رياست جمهوري دوره نهم نسبت داده شده که در طي آن، نهادهاي تحت فرمان ‏رهبر و به ويژه سپاه پاسداران متهم به دخالت در انتخابات به نفع احمدي نژاد شدند و نهايتا هاشمي رفسنجاني از نحوه ‏برگزاري انتخابات "به خدا" شکايت برد. ‏

رييس مجلس خبرگان ديروز با بيان اينكه به طور مرتب دو هفته يك بار شام را مهمان رهبرجمهوري اسلامي است و ‏‏"يكي‎ ‎دو ساعت مسائل روز را با يكديگر بررسي مي‌كنند" توضيح داد: "پيش از اين كه ايشان به مقام‎ ‎رهبري برسند يك ‏بار من و يك بار هم ايشان به منزل يكديگر مي‌رفتيم، اما بعد از رهبر‎ ‎شدن آقاي خامنه‌اي من هميشه نزد ايشان ‏مي‌روم"‏‎.‎‏ ‏

با اين حال روز گذشته رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام جمله اي را نيز بر زبان راند که وجود اختلاف نظر ميان ‏وي و آيت الله خامنه اي را در برخي موارد تاييد مي کرد. وي راجع به موارد اختلاف نظر گفت: "اين موضوع را به ‏اين نحو حل كرديم كه اگر من بخواهم نظرم را در موردي كه با نظر ايشان در اختلاف است عمل نكنم حجت دارم چرا ‏كه مي‌توانم بگويم رهبرم اين را گفته است و قانونا و شرعا نيز بايد از رهبرم اطاعت كنم و اين قرار ما با ايشان است. ‏البته ايشان در مقام رهبري هستند و ما در مقام رهروي."‏

‎ايران نمي تواند کره شمالي باشد‎

هاشمي در سخنان ديروز خود با اشاره به اينکه "اگر كارخانه ها، پالايشگاه ها و امور زير بنايي نباشند استقلال معنا ‏ندارد" بار ديگر نسبت به عملکرد دولت نهم انتقاد کرد و تصريح کرد: "متاسفانه امروز خطر وابستگي را به دليل ‏واردات بي رويه حس مي كنيم و اين به نفع صنايع داخلي ما نيست". ‏

وي با انتقاد از مديريت اقتصادي كشور گفت: "در توليد گاز، كشور ما رتبه دوم را دارد ولي متاسفانه نتوانستيم از اين ‏امتياز استفاده كنيم و با عدم توسعه پارس جنوبي مشكلاتي را براي خود به وجود آورديم".‏

هاشمي ديدگاه خود در خصوص مفهوم استقلال را با انتقاد از مدل کره شمالي تکميل کرد و هشدار داد: "استقلال سياسي ‏كافي نيست چرا كه كشورهايي مانند كره شمالي هستند كه مرزهاي خودشان‎ ‎را بسته‌اند تا هيچ‌كس وارد و خارج نشود و ‏استقلال سياسي دارند اما ايران نمي‌تواند‎ ‎آنگونه باشد چرا كه ما مي‌توانيم به بزرگترين ابرقدرتها تنه بزنيم"‏‎.‎

هاشمي رفسنجاني بخشي از سخنان خود را نيز به دفاع از عملکردش در دوران رياست جمهوري ايران اختصاص داد. ‏

او با اشاره به دوران رياست جمهوري خود که "دوران سازندگي" خطاب گرفت، گفت: " اينکه در دوران سازندگي ‏اقدامات دولت منجر به صدمه خوردن قشر فقير و مستضعف جامعه شد و از افكار امام فاصله گرفته شد، يك دروغ ‏تاريخي است. همه ما پايبند به افكار امام بوديم و هستيم و اينكه گفته مي‌شود در دوران سازندگي آرمان‌هاي امام ‏فراموش شد و اغنيا اغنياتر شدند دروغ‌هاي آماري است."‏

هاشمي با رد غير مستقيم انتقادات احمدي نژاد و همفکرانش به دوره رياست جمهوري خود خاطر نشان كرد: "ما در ‏اين دوران محرومان را دو درجه بالا آورده و اغنيا را دو درجه پايين كشانيدم و علتش اين بود كه اشتغال ايجاد كرديم. ‏وقتي من كارم را در دولت سازندگي شروع كردم بيكاري ‏‎16‎درصد بود اما وقتي دولت را تحويل مي‌دادم اين رقم ‏به1/9 درصد رسيد، يعني سالي 1 درصد بيكاري را كم كرديم و فقرا به كار دست پيدا كردند.‏‎"‎

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با انتقادي متقابل و کماکان غيرمستقيم به سياست هاي اقتصادي احمدي نژاد، با بيان ‏اينكه "برخي فكر مي‌كنند رسيدن به فقرا اين است كه يك چيزي بهشان بدهيم تا بخورند"، ‌افزود: "ولي من با ديد اسلامي ‏و سياسي و مديريتي معتقدم، بايد به گونه‌اي عمل كرد كه فقرا روي پاي خود و با عزت زندگي كنند."‏

اين بخش از سخنان هاشمي پاسخ مستقيمي به اظهارات سه روز پيش احمدي نژاد بود. يک هفته پيش هاشمي رفسنجاني ‏از دولت به دليل آنچه "سياست گدا پروري" ناميد انتقاد کرد و متعاقب آن روز پنجشنبه محمود احمدي نژاد در سفر ‏استاني به زنجان، گفت: "مصمم هستيم يارانه‌‏ها را که بيش از 70 درصد آن را فقط 30 درصد مردم مصرف مي‌‏کنند، ‏در بين آحاد مردم تقسيم کنيم. از نظر ما اين عين عدالت است. اما بعضي‌‏ها از اين کارها ناراحت هستند. بعضي‌‏ها ‏مي‌‏گويند اگر يارانه‌‏ها را بين مردم توزيع کنيم، گداپروري است. اما هدفمند کردن يارانه‌‏ها از نظر ما عدالت است. به ‏مخالفان آن مي‌‏گوييم به ملت ايران توهين نکنيم. اگر اين يارانه‌‏ها را به افرادي مثل شما که جيب خود را پر کرده‌‏ايد و ‏شکم‌‏هايتان را سير کرده‌‏ايد، بخوريد. گداپروري نيست ولي اگر به مردم بدهيم گداپروري قلمداد مي‌‏شود."‏

احمدي نژاد بدون ذکر نام به هاشمي اين گونه جواب داد: "شما از مردم فاصله گرفته‌‏ايد بايد بدانيد که ملت، خانواده شما ‏و هم‌‏حزبي هايتان نيستند. بلکه ملت کساني هستند که امروز در خيابان‌‏هاي زنجان و ديگر نقاط کشور آماده فداکاري ‏براي انقلاب و کشور هستند. آماده‌‏ايم تا ريشه‌‏هاي اصلي دردهاي اقتصادي را براي مردم علاج کنيم، علي‌‏رغم اينکه ‏عده‌‏اي خودخواه نمي‌‏خواهند اين اصلاح اقتصادي انجام شود." ‏

‎نقش رهبر در تشکيل کارگزاران‎‎‏ ‏

هاشمي رفسنجاني در بخشي از اظهارات ديروز خود،به اين موضوع پرداخت که "پدر معنوي" هيچ حزبي نيست. او ‏در حالي به اين سوال پاسخ داد که همزمان با ورودش به دانشگاه شريف، بسيج دانشجويي اين دانشگاه بيانيه سرگشاه اي ‏خطاب به وي انتشار داد که عملکرد دولت هاشمي و حمايت وي از حزب کارگزاران سازندگي را زير سوال مي برد.‏

با اين حال، هاشمي در مورد حزب کارگزاران و نحوه شکل گيري آن گفت: "حزب كارگزاران برخلاف اراده من به ‏وجود آمد. در انتخابات مجلس پنجم در شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تصميم گرفتيم كه براي تهران تركيبي از ‏دو جريان چپ و راست آن روز را بياوريم ولي در جلسه‌اي در غياب من كه به علت مشغله‌هاي رياست جمهوري‌ام ‏نتوانسته بودم شركت كنم، تصميم گرفته بودند كه فقط اين افرادي كه نام آنها در ليست جامعه روحانيت قرار مي‌گيرد، ‏راستي‌ها باشند."‏

وي افزود: "در آن وقت دكتر حبيبي از طرف بخشي از كابينه نزد من آمد و گفت كه وزرا معتقدند اگر ليست جامعه، ‏جامع نباشد ما خودمان ليست مي‌دهيم و من نيز به آقايان جامعه روحانيت گفتم كه نمي‌توانم جلويشان را بگيرم لذا بياييد ‏تا مصوبه را اجرا كنيم اما قبول نكردند و كار به داوري كشيد و من به‌آقاي ناطق گفتم كه نزد مقام معظم رهبري برود تا ‏هر چه ايشان گفتند آنجور عمل كنيد.‏‎"‎

به گفته هاشمي، ناطق پس از ديدارش با مقام رهبري به او اطلاع داد كه آيت الله خامنه اي به سه دليل موافق است كه ‏کارگزاران ليست بدهند "كه از جمله آن دلايل يكي كمك به پررونق شدن انتخابات بود و ديگري اينكه بلاخره سليقه‌ها ‏مختلف است." ‏

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه تشريح نحوه شكل‌گيري كارگزاران خاطر نشان كرد: "پس از اينكه آقاي ‏ناطق نوري صحبت‌هاي مقام معظم رهبري را به اطلاع من رساند من هم گفتم خوب ديگر دخالتي نمي‌كنم لذا بعد از ‏اينكه جواب آقا رسيد اين آقايان هم اولين بيانيه را به نام كارگزارن منتشر كردند كه خيلي گرفت و در كشور تاثير زيادي ‏گذاشت. حزب كارگزاران برخلاف ميل من تشكيل شد و بعدا هم افرادي هستند كه هر چه مي‌خواهند مي‌نويسند و ما را ‏پدر معنوي معرفي مي‌كنند در حالي كه من اگر پدر باشم پدر همه احزابم ولي نيستم چرا كه من برادر همه احزابم. "‏

‎الان مي‌شود انتقاد كرد‎

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگري از سخنان روز گذشته خود نسبت به برخي اقدامات صورت گرفته ‏در انقلاب فرهنگي و نيز تسخير لانه جاسوسي آمريكا در 13 آبان 58 انتقاد كرد. ‏

وي گرچه اعلام کرد که پس از انقلاب "ايران خيلي مدبرانه و عقلاني از مشكل انتقال عبور كرد و با تلفات بسيار كم ‏اين انتقال صورت گرفت"، با بيان اينكه "همه كارهاي انقلاب در دست ما نبود" مدعي شد: "حتي از موضوع تسخير‎ ‎لانه جاسوسي، من و آقاي خامنه‌اي خبر نداشتيم بلكه آن زمان در مكه بوديم و ساعت 12‏‎ ‎شب خبري از راديو شنيديم كه ‏لانه جاسوسي را گرفته‌اند و بازرگان استعفا كرده است، لذا اتفاقاتي افتاد كه الان مي‌شود انتقاد كرد كه فلان كار نبايد ‏انجام مي‌شد‎.‎‏"‏

وي همچنين "تندروي ها" در تحولات انقلاب فرهنگي که منجر به تعطيلي دو ساله دانشگاه ها در سالهاي ابتدايي پس از ‏پيروزي انقلاب شد را نتيجه عملکرد "دانشجويان عصباني" دانست و اظهار داشت: "ما در شوراي فرهنگي حقيقتاً اين ‏تصميم را نگرفته بوديم، بلكه تعدادي از دانشجويان‎ ‎عصباني شدند و دانشگاه‌ها را دو سال تعطيل كردند". ‏

هاشمي رفسنجاني با اشاره به اينكه بعد از انقلاب تعدادي از اساتيد از‎ ‎كشور رفته يا بازنشسته شده و يا به اشتباه تصفيه ‏شدند، تاکيد کرد: "يكي از كارهايي‎ ‎كه آن موقع انجام شد، تصفيه اساتيد بود كه برخي از آنها نبايد اتفاق مي‌افتاد‎.‎‏"‏

سخنراني ديروز هاشمي در حالي به پايان رسيد که دانشجويان بسيجي، از آغاز سخنراني پلاکاردهايي چون "خط امام ‏خط رهبري است" و "آيا مردم زير چرخ سياست تعديل اقتصادي خرد نشده‌اند؟" را بالاي سر برده بودند. اين در حالي ‏است که وي به پلاکاردهايي که داراي مضامين انتقادي بودند (از جمله پلاکاردهاي حاوي انتقاداتي از جاسبي رييس ‏دانشگاه آزاد) توجهي نکرد و حاضر نيز نشد به سوالات شفاهي پاسخ بدهد.‏

منبع : سایت روز

ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

یک روزنامه آمریکائی گزارش می دهد کارشناسان بر این عقیده هستند ایران اورانیوم به اندازه ای که در صورت غنی شدن برای ساختن یک اسلحه اتمی کافی باشد، انبار کرده است.
نیویورک تایمز به نقل از کارشناسانی که با آنها مصاحبه کرده است می نویسد، ایران پیش از آن که بتواند اسلحه ای بسازد، ناچار است سوخت اتمی را پالایش کند و آنرا برای قرار دادن در یک کلاهک آماده سازد. آنها اضافه می کنند روشن نیست آیا ایران واقعا می داند بمب را چگونه طراحی کند یا نه.

اساس ارزیابی کارشناسان، گزارش جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی است که در آن گفته می شود تا اوائل ماه جاری ایران ٦۳۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت پائین تهیه کرده بود؛ این مقدار برای ساختن یک بمب کافی است.یکی از دانشمندان می گوید انبار کردن اورانیوم بر این موضوع که ایران در مسیر ساختن تسلیحات اتمی حرکت می کند، تاکید می گذارد.
اورانیوم با غلظت پایین برای تامین سوخت رآکتورهای اتمی استفاده می شود و برای به کار رفتن در یک کلاهک اتمی، باید تصفیه شود و در حالت بسیار غنی شده قرار گیرد.
برای چنین کاری، به گفته کارشناسان، ایران ناچار خواهد بود سانتریفیوژ هایی را که برای غنی سازی اورانیوم به کار می روند تقویت کند.
ایران می گوید قصد ندارد از توانائی اتمی خود برای ساختن اسلحه استفاده کند. اما کشورهای غربی نگران آن هستند که مقاصد تهران نظامی باشد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در کوشش برای بازداشتن ایران از غنی سازی اورانیوم، تحریم هایی را وضع کرده است. اما گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی می گوید ایران تحریم ها را نادیده گرفته و ارائه اطلاعات مربوط به فعالیت هایش را متوقف ساخته است.
محمد سعیدی، معاون امور بين الملل سازمان انرژی اتمی ايران، روز چهارشنبه گفت آژانس اجازه دارد در چارچوب پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی از تاسیسات اتمی ایران بازدید کند.

بر اساس گزارش خبرگزارى جمهوری اسلامی، ايرنا، يك سرباز نگهبان در زندان قزلحصار كرج با آتش گشودن بر روى زندانيان يك نفر را كشت و پنج نفر را مجروح كرد. این خبرگزارى به نقل از حسين ساجدى نيا، معاون عمليات نيروى انتظامى، گزارش داد: اين سرباز كه در حال نگهبانى بود پس از آتش گشودن به سوى زندانيان باعث كشته شدن يك زندانى و مجروح شدن پنج نفر ديگر شد.

وى افزود: اين سرباز پس از آتش گشودن به سوى زندانيان خودكشى كرد. اين مقام نيروى انتظامى گفت که این حادثه روز پنجشنبه رخ داده است ولی جزئياتى درباره نام و انگيزه احتمالى سرباز ياده شده اعلام نكرد. وى همچنين به نام زندانيان كشته و مجروح شده و جرايم آنها اشاره‌ اى نكرده است. زندان قزلحصار كه در شهر كرج واقع است ۴۵ سال پيش ساخته شده و در آن زندانيانى با جرايم سياسى، مواد مخدر و افرادى كه داراى جرايم سبك هستند نگهدارى مى شوند. اما به گفته محمد حسن حسينى، مدير زندان قزلحصار، عمده زندانيان اين ندامتگاه را قاچاقچيان مواد مخدر و معتادان ۱۰ شهرستان استان تهران و شهر تهران تشكيل مى دهند.

وى روز ۱۹ آبان ماه به خبرگزارى مهر گفت: حدود ۴۰ درصد زندانيان داراى جرائم عمومى از جمله جرح، شرارت و منكرات از شهر تهران هستند. آقاى حسينى زندان قزلحصار را داراى هفت اندرزگاه معرفى كرده است كه در آنها زندانيان بر اساس جرايم ارتكابى تقسيم بندى شده اند. بر اساس گزارش هاى منتشره، علاوه بر زندان قزلحصار، سه زندان بزرگ ديگر نيز در كرج قرار دارند.