تبليغاتX
(((( رد پا ))))
 
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
 

golshiftefarahani.jpg

گل شيفته فراهاني، بازيگر جوان و با استعداد سينماي ايران که بازي وي در فيلم "مجموعه دروغ ها" به کارگرداني ‏رايدلي اسکات، کارگردان پرآوازه انگليسي،‎ ‎توجهات زيادي را به خود جلب کرده است، ديروز در حاليکه براي بررسي ‏پيشنهادهاي تازه اي عازم هاليوود بود در فرودگاه با حکم ممنوع الخروجي روبه رو شد و از سفر بازماند.‏‎ ‎گفته مي شود ‏مسئولين وزارت ارشاد به اين علت مانع سفر وي شده اند که به اعتقاد آنان بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي ‏خارجي نيز بايد از ارشاد"‏‎ ‎مجوز" بگيرند.‏خبر ساخت فيلم سينمايي" مجموعه دروغ ها" بر اساس كتابي به همين نام به كارگرداني ريدلي اسكات از مدت ها پيش ‏مطرح بود تا اينکه هفته گذشته اعلام شد که اين فيلم مراحل پاياني خود را طي مي کند و يک بازيگر ايراني نيز در آن ‏ايفاي نقش کرده است. اين فيلم هاليوودي كه به گفته كارگردانش براي اكران در اسكار آماده مي شود داستان يك روزنامه ‏نگار ـ با بازي لئوناردو دي كاپريو ـ رابيان مي كند كه طي جنگ عراق براي كشتن يك رهبر القاعده از سوي سازمان ‏سيا استخدام مي شود و به اردن مي رود. ‏در برگردان سينمايي اين رمان تغييرات چندي داده شد که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام "عايشه" ‏بود که در داستان اصلي با نام "آليس" وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته ‏اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس و برنده اسکار که به خاطر نگارش فيلمنامه فيلم معروف "مردگان" مارتين ‏اسکورسيزي شهرتي جهاني دارد، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات آن ‏اعلام نشده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در اين فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه ‏اوليه انجام داده اند تا حضور وي در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني جمهوري اسلامي در تضاد نباشد. از ديگران ‏بازيگران اين فيلم مي توان به راسل کرو اشاره کرد.‏بازي گل شيفته در اين فيلم توجه بسياري را جلب کرد؛ به دنبال آن بود که پيشنهادات تازه اي به وي داده شد و وي ‏ديروز براي بررسي اين پيشنهادها عازم سفر بود که براثر ممانعت مسئولين وزارت ارشاد از سفر بازماند. جالب اين ‏است که گل شيفته فراهاني نيز در فروگاه متوجه ممنوع الخروجي خود شد در حاليکه پيش از اين بارها از کشور خارج ‏شده و هرگز مسئله اي نيز نداشته است.‏ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد که ‏گواه آن فيلم معروف "ملکوت آسمان" است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از ‏صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود. ‏در اين فيلم بازيگران مسلمان ديگري چون بيژن دانشمند، علي سليمان، عمر بردوني، مهدي نبو و علي خليل نيز بازي ‏کرده اند.

صحنه اي از فيلم مجموعه دروغ ها

منبع : سایت روز ‏

این فیلم توسط یکی از مسافران داخل اتوبوس در روز ۱۵ آگوست ۲۰۰۸ گرفته شده است! گردباد پس از برخورد با اتوبوس آنرا چپ کرد .طوفان سهمگین باعث کشته شدن 6 نفر در اروپا شد. بیشترین خسارات متوجه جنوب لهستان شد جایی که 3 نفر کشته و 34 نفر مجروح شدند.

روزآنلاین : با وجود گذشت يک هفته از رأي اعتماد پر حرف و حديث نمايندگان مجلس هشتم به علي کردان وزير کشور ‏پيشنهادي محمود احمدي نژاد ، جنجال بر سر سوابق مالي و اخلاقي سياسي ترين وزير کابينه نهم ادامه دارد .‏

 

 

اين جنجال ها البته به دليل آنچه که رعايت مسائل اخلاقي خوانده مي شود تنها درباره مدرک تحصيلي جعلي وزير ‏کشور تداوم دارد، در حالي که گفته مي شود رسوايي هاي اخلاقي علي کردان نيز دست کمي از رسوايي هاي مالي ‏و نيز جعل مدرک تحصيلي ندارد .‏

در همين رابطه روز گذشته يک منبع آگاه با افشاي سوابق غير اخلاقي علي کردان اطلاعات تازه اي از رشد وي ‏در دستگاه حکومتي ايران منتشر ساخت . ‏

بنا به اين گزارش علي کردان در تاريخ 31/3/57 به اتهام "ازاله بکارت" توسط شعبه اول دادسراي ساري ‏بازداشت مي شود و تا تاريخ 8/5/57 در زندان ساري بوده است . در اين تاريخ با قرار قبولي کفالت از زندان ‏آزاد مي شود تا قاضي دادگاه شعبه سوم دادگستري ساري درباره اتهام وي رأي خود را صادر کند . ‏

اما در اين روزها و ايام فضاي سياسي شهرستان ساري نيز همانند ساير نقاط ايران فضايي انقلابي بوده که سبب ‏ايجاد اختلال در روند عادي امور قضايي نيز مي شود . در اين مدت علي کردان از فضاي انقلابي و جو احساسي ‏شهر استفاده کرده و خود را به عنوان يک انقلابي معرفي مي کند . ‏

بسياري از فعالان سياسي نيز که از دليل اصلي بازداشت کردان بي خبر بوده اند، او را به اين گمان که به دليل ‏سوابق انقلابي توسط ساواک بازداشت شده بود در کنار خود مي پذيرند و از اين پس مهر فعال انقلاب اسلامي به ‏اشتباه بر پيشاني علي کردان خورده مي شود . ‏

اما کردان که خود از دلايل اصلي بازداشتش توسط شعبه اول دادسراي عمومي ساري و گزارشات مردمي مندرج ‏در پرونده به خوبي آگاهي داشته تلاش خود را معطوف به از ميان بردن سوابق مي کند. او پس از پيروزي انقلاب ‏در بهمن سال 57 به سرعت خود را براي از ميان بردن پرودنده آماده مي کند و لذا با پيشنهاد خودش و تلاش ‏بسيار وارد کميته انقلاب اسلامي مي شود. فرماندهي او در کميته انقلاب که يکي از مأموريت هايش برخورد با ‏مفاسد اخلاقي بوده و برقراري رابطه با دادستان وقت ساري "اصغر جمعه اي" سبب مي شود که اين پرونده براي ‏مدتي مختومه شود .‏

بعدها رابطه حاج اصغر جمعه اي و علي کردان ادامه پيدا مي کند تا کردان معاون اداري مالي سازمان صدا و ‏سيما مي شود . او در اين سمت براي جبران لطف اصغر جمعه اي فرزند ارشدش روح الله جمعه اي را به سازمان ‏صدا و سيما مي برد و او را به عنوان خبرنگار پارلماني به مجلس ششم اعزام مي کند تا تدارک دهنده حملات تند ‏صدا و سيماي لاريجاني عليه نمايندگان اصلاح طلب باشد . ‏

کردان پس از کسب مقام رياست سازمان فني و حرفه اي کشور نيز روح الله جمعه اي را به عنوان مدير کل روابط ‏عمومي و امور بين الملل اين سازمان منصوب مي کند و همزمان او را به عنوان نماينده کارگران ايران ! به ‏عضويت هيئت منصفه مطبوعات در مي آورد . ‏

روح الله جمعه اي نيز بعداً در مقام معاون خبر خبرگزاري دولتي ايرنا الطاف علي کردان را جبران مي کند و حتي ‏به دستور او خبرگزاري ايرنا در اقدامي غير حرفه اي و عجيب از انتشار سخنان نمايندگان مخالف کردان ممانعت ‏به عمل مي آورد و سخنان نمايندگان مخالف که در راديو مجلس نيز منتشر شده بود به عنوان "خبر محرمانه" ‏براي مقامات عالي کشور ارسال مي گردد . ‏

اما اين همه ماجراي مربوط به کردان نيست، چرا که دوست و يار صميمي او اصغر جمعه اي تنها موفق شده بود ‏پرونده علي کردان را بايگاني کند و اين پرونده 14 سال بعد از انقلاب و با استعلام معاون وقت دادسراي عمومي ‏ساري از زندان ساري دوباره به جريان افتاده است.‏

در اين ماجرا که در سال 71 رخ مي دهد رئيس زندان ساري در نامه اي به معاون دادسراي عمومي اين شهر ‏اصل ماجرا را تشريح مي کند . ‏

متن اين نامه که با سربرگ قوه قضائيه و اداره کل زندان مازندران از سوي اداره زندان ساري خطاب به معاون ‏دادسراي عمومي ساري منتشر شده ، آمده است :‏

"احتراماً عطف به شماره 2 مورخه 1/1/71 به استحضار مي رساند با بررسي به عمل آمده ، آقاي عوضعلي ‏معروف به علي کردان فرزند کمال طي قرار شماره 257/57 ک ش مورخه 31/3/57 از طريق داديار شعبه اول ‏تحقيق آن دادسرا به اتهام ازاله بکارت بازداشت و برابر نامه شماره 1714 مورخه 8/5/57 منشي شعبه سوم ‏دادگاه شهرستان ساري با قرار قبولي کفالت از زندان آزاد شده است . مراتب جهت هر گونه اقدام مقتضي اعلام ‏مي گردد "‏

اما در آن زمان علي کردان از مسئولين ارشد دانشگاه امام حسين (ع) سپاه پاسدران بود که کسي را ياراي مقابله با ‏او و احضار مجددش به دادگاه نبود . لذا اين بار نيز با لابي هاي گسترده اي که اين سردار عالي رتبه سپاه داشت ‏موفق شد بار ديگر پرونده اخلاقي اش را بايگاني کند . اکنون برخي منتقدان کردان معتقدند با آشکار شدن برخي فسادهاي مالي، اخلاقي و جعل مدرک تحصيلي توسط ‏وي، شايد بار ديگر زمان بررسي دليل اصلي زندان رفتن کردان در دوران حکومت پهلوي فرا رسيده باشد.

جهت ورود به سايت روي عكس كليك كنيد

 

ترجمه آزاد اطلاعيه :

دانشگاه آکسفورد هيچ سابقه ای از آقای کردان در خصوص گرفتن دکترای افتخاری و يا هر نوع مدرک تحصيلی از اين دانشگاه ندارد. سندی که انتشار عمومی يافته يک مدرک واقعی دانشگاه آکسفورد نيست. اسامی اساتيدی که در پائين سند آمده کسانی هستند که همه در مراحلی دارای مقامی در دانشگاه آکسفورد بوده اند، اگرچه هيچکدام از آنها در عرصه حقوق کار نکرده اند و هيچکدام از آنها دارای حق امضا برای صدور گواهينامه تحصيلی نبود ه اند.

منبع : پيك ايران

مقامات ایران و ترکیه می گویند که قرار است گفتگوها روی روابط دوجانبه و مسائل منطقه ای و بین المللی متمرکز باشد .

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، علت امضا نشدن قرارداد انرژی بین ایران و ترکیه را "زمان بر بودن" قراردادهای نفت و گاز عنوان و ابراز امیدواری کرده که این قراردادها در کوتاه ترین زمان ممکن عملیاتی شود.آقای احمدی نژاد که از ترکیه دیدن می کند در گفتگو با خبرنگاران، گفت: "قراردادهای بزرگ نفت و گاز معمولا قراردادهای زمان بر هستند و این گونه قراردادها با دیگر قراردادهای تجاری که کالایی خریده می شود، متفاوتند و سرمایه گذاری در این خصوص ظرافت هایی دارد که معمولا عملیاتی شدنش زمان می برد."

طی دیدار آقای احمدی نژاد از ترکیه، پنج سند همکاری بین دو کشور در زمینه های گردشگری، مواد مخدر، مبارزه با تروریسم، کتابخانه های ملی و حمل و نقل به امضا رسید.

پیش بینی می شد در سفر رئیس جمهور ایران، تفاهم نامه ای که سال گذشته برای توسعه میدان گازی پارس جنوبی و صادرات گاز به امضای طرفین رسیده بود، به قرارداد منجر شود.

سال گذشته ایران و ترکیه موافقتنامه ای را امضا کردند که بر اساس آن توسعه فازهای 22، 23 و 24 پارس جنوبی به ترکیه واگذار خواهد شد.

در این توافقنامه، ترکیه توافق کرده ایران بخشی از گاز خود را از طریق ترکیه به اروپا صادر کند و ترکیه نیز در قبال آن در اجرای سه طرح میدان گازی پارس جنوبی مشارکت کند.

بر اساس این توافقنامه، همچنین ترکیه توافق کرده که گاز ترکمنستان از طریق خاک ایران و ترکیه به اروپا برسد.آمریکا با تفاهم نامه امضا شده بین ایران و ترکیه برای همکاری در زمینه انرژی، مخالفت کرده است.ایالات متحده به دنبال اعمال تحریم های گسترده تر علیه ایران برسر برنامه های هسته ای این کشور است و مخالف گسترش روابط تجاری و سرمایه گذاری دیگر کشورها با ایران است.

ایران در سال 1996 قراردادی با ترکیه برای صادرات گاز به آن کشور امضا کرده و صادرات گاز ایران از سال 2001 آغاز شده است.در چند سال گذشته صادرات گاز ایران به ترکیه بارها به خصوص در فصل زمستان قطع شده و علت اصلی آن افت فشار گاز بوده است.در گفتگوهای آقای احمدی نژاد با مقامات ترکیه ای در زمینه کاهش میزان گاز صادراتی ایران به ترکیه در فصل زمستان نیز مذاکراتی صورت گرفته است تا جلوی قطع مکرر گاز در زمستان گرفته شود.

روابط تجاری دو کشور در سالهای اخیر رو به گسترش بوده و میزان مبادلات تجاری بین دو کشور به ده میلیارد دلار رسیده است و دو طرف امیدوارند تا چهار سال دیگر مبادلات تجاری دو کشور به 20 میلیارد دلار برسد.

با بالا گرفتن دعوا بين طيف اصولگرايان تحول‌خواه با اعضاي كابينه احمدي نژاد بر سر مدرك جعلي وزير ‏كشور، باب افشاگري‌هاي تازه‌اي در اين دعواي درون جناحي باز شده است. در اين راستا ديروز زاكاني، رئيس ‏سابق سازمان بسيج دانشجويي از نمايندگان وابسته به اين طيف، فاش كرد كه مدرك رحيمي، معاون حقوقي و ‏پارلماني احمدي‌نژاد نيز همانند مدرك كردان جعلي است. ‏

 

 

افشاي جعلي بودن مدرك رحيمي، معاون حقوقي و پارلماني احمدي‌نژاد پس از آن صورت گرفت كه زاكاني در ‏جمع خبرنگاران پارلماني در برابر اين پرسش قرار گرفت كه: چرا معاون حقوقي رئيس‌جمهوري از سايت الف ‏شكايت كرده است؟

اين نماينده وابسته به طيف موسوم به اصولگراي تحول خواه در پاسخ گفت: "علت اين موضع معاون رئيس ‏جمهور آن است که مدرک تحصيلي کردان دو قلو است و قل دوم آن نزد آقاي رحيمي است... اينکه معاون رئيس ‏جمهور اعلام کرده از کساني که نسبت به مدرک کردان تشکيک مي کنند شکايت خواهد کرد، به اين دليل است که ‏خود آقاي رحيمي چنين مدرکي دارد." ‏

زاكاني همچنين در پاسخ به اين سؤال كه: "آيا فقط کردان و رحيمي از اين دست مدارک در اختيار دارند"، نيز ‏گفت: "ما تا کنون اين دو نفر را پيدا کرده ايم و ممکن است که از اين دست افراد بيشتر هم باشند."‏

اين گروه از نمايندگان مجلس در روزهاي اخير علاوه بر نوشتن نامه اعتراضي به علي لاريجاني در خصوص ‏جلسه راي اعتماد وزير كشور كه در آن اين راي‌گيري را غيرقانوني خوانده بودند، خواستار استعفاي علي كردان ‏از اين سمت شده‌اند. در برابر روزنامه‌هاي نزديك به دولت نهم ديروز خبر انتصاب سه وزير با امضاي ‏احمدي‌نژاد را برجسته كردند تا نشان دهند كه دولت قصد كوتاه آمدن ندارد.‏

‎‎وزير پر جنجال، راي اعتماد زير سؤال‎‎

ابهام در خصوص واقعي بودن مدرك دكتراي افتخاري علي كردان از دانشگاه آكسفورد، از جلسه راي اعتماد ‏مجلس به سه وزير پيشنهادي احمدي‌نژاد آغاز شد. اما پس از آنكه درخواست مخالفان براي غيرعلني شدن اين ‏جلسه با مقاومت رئيس مجلس ناكام ماند، مخالفت‌هاي آنها نيز تاثير چنداني بر راي نمايندگان نگذاشت.‏

استناد احمدي‌نژاد به نظر رهبر جمهوري اسلامي، بيشترين تاثير را در جلب نظر اكثريت اصولگراي مجلس به ‏نفع كردان داشت؛ حال آنكه واقعي بودن اين موضوع نيز همانند موضوع مدرك دكترا، پس از يادداشت تند ‏مديرمسئول روزنامه كيهان عليه احمدي‌نژاد با ابهام روبه‌رو شد.‏

اما اگر توضيح مبهم دفتر رهبري و عذرخواهي شريعتمداري به موضوع مخالفت رهبر نظام با وزارت كردان ‏پايان داد، موضوع اصالت داشتن مدرك او در سايت‌هاي اينترنتي و به ويژه توسط سايت الف پيگيري شد تا آنكه ‏در نهايت اداره مطبوعات دانشگاه آكسفورد، مدرك مذكور را ساختگي خواند.‏

‎‎دردسرهاي يك مدرك جعلي‎‎

پيش از اين وزارت كشور تهديد كرده بود كه تشكيك در خصوص اصالت مدرك دكتراي افتخاري وزير كشور با ‏پيگرد قانوني مواجه خواهد شد و معاون حقوقي و پارلماني احمدي نژاد نيز در اين خصوص تهديد به شكايت كرده ‏بود.اما با اين حال ابهام در خصوص اصالت داشتن يا جعلي بودن مدرك دكتراي افتخاري مورد ادعاي علي ‏كردان، وزير كشور دولت احمدي نژاد، پس از اخذ راي اعتماد براي وي در مجلس و در عرض همين سه روز به ‏حدي بالا گرفت كه علي لاريجاني را نيز وادار كرد كه به رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس براي تحقيق ‏درباره اصالت مدرك تحصيلي علي كردان ماموريت دهد.‏

ساعتي پس از انتشار دستور رئيس مجلس هشتم در اين خصوص، سايت خبري "الف" متعلق به احمد توكلي كه در ‏خط مقدم مدعيان جعلي بودن مدرك مورد ادعاي كردان قرار داشت، توقيف شد و اندكي بعد خبرگزاري ها اعلام ‏کردند كه اين سايت با شكايت دولت و توسط دادستاني توقيف شده است.‏

‎‎اتحاد مرتضوي و دولت‏‎‎

ورود دادستاني به ماجرا، به سرعت اين قضيه را به دعواي رسانه‌اي شديدي كه چندي پيش نمايندگان طيف ‏اصولگراي تحول‌خواه با سعيد مرتضوي داشتند، پيوند زد. احمد توكلي در اولين مصاحبه رسانه‌اي پس از فيلتر ‏شدن سايت خود، هشدار تندي به مرتضوي داد و گفت: "من به دادستان تهران هشدار مي‌دهم پا را از گليم قانوني ‏فراتر نگذارد و از اين کار غيرقانوني دست بردارد و اين کار زشت را جبران کند. عرض خود مي‌برند و زحمت ‏ما مي‌دارند."‏

اما در حالي كه معدودي از مطبوعات ديروز تهديد مرتضوي از سوي توكلي را منعكس كرده بودند، زاكاني كه از ‏متحدان توكلي محسوب مي‌شود و در ماجراي قبلي طرف اصلي دعوا با مرتضوي بود، ديروز به جمع خبرنگاران ‏پارلماني آمد و درباره توقيف سايت الف به خاطر شكايت معاون احمدي‌نژاد از اين سايت، سخن گفت.‏

زاكاني علاوه بر افشاگري درباره جعلي بودن مدرك معاون حقوقي احمدي نژاد، اقدام مرتضوي را با هدف ‏ممانعت از بيان حقيقت ارزيابي كرد و بار ديگر خواستار برخورد با مرتضوي شد. وي گفت: "دستگاه قضايي بايد ‏مانع از ايجاد شرايط نامطلوب فعلي شود هر چند خود نمايندگان هم مي توانند نسبت به اين روند برخورد کنند اما ‏ما مي خواهيم خود قوه قضائيه وارد عمل شود و نبايد بعد از 30 سال اينگونه شاهد اعمال محدوديت هاي تنگ ‏نظرانه و خلاف قانون باشيم."‏

زاكاني در حالي مرتضوي را تهديد مي‌كرد كه پيش از اين هم دعوا بين اين دو به رسانه‌ها كشيده شده و به فيلتر ‏شدن يك سايت ديگر اين طيف (جهان نيوز) انجاميده بود. ديروز زاكاني نيز اشاره‌اي به آن ماجرا داشت و فاش ‏كرد كه پرويز سروري، نماينده اصولگراي تهران، مسئوليت آن سايت را پذيرفته است، اما مرتضوي همچنان از ‏رفع فيلترينگ از اين سايت به اتهام مجهول‌المالك بودن خودداري مي‌كند.‏

‎‎مخالفت وزير كشور با "انتخابات و اين مسائل"‏‎‎

زاكاني پيش از اين هم در مجلس، در مخالفت با انتخاب علي كردان به عنوان وزير كشور، او را به دروغ‌گويي ‏مكرر درباره مدرك خود متهم كرده و گفته بود: "وي معتقد است نظام ما نظام ولايي است و اعتقادي به انتخابات و ‏اين مسائل ندارد.اين بخش از اظهارات زاكاني البته در هيچ‌يك از خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي خبري منتشر نشد، اما او هم‌اكنون اين ‏جملات و متن سخنان خود به عنوان مخالف وزير پيشنهادي كشور را در سايت شخصي‌اش منتشر كرده است.‏

لازم به ذكر است كه پس از مطرح شدن موضوع جعلي بودن مدرك وزير كشور احمدي‌نژاد، برخي از ناظران ‏سياسي ابراز نگراني كرده بودند كه وزير كشور داراي مدرك تقلبي چگونه قرار است از تقلب در انتخابات ‏جلوگيري كند.‏

امارات متحده عربی با احضار کاردار جمهوری اسلامی در ابوظبی به تاسيس دفاتر دريايی ايران در جزيره ابوموسی اعتراض کرد و خواستار برچيدن آنها شد .

 

 

خبرگزاری رسمی امارات، وام، از يک مقام وزارت امور خارجه اين کشور نقل قول کرده است که « امارات اين اقدامات غير قانونی را به عنوان تجاوزی زشت تلقی می کند. و چنين اقداماتی به بهبود مناسبات دو کشور کمکی نمی کند.»

اين خبرگزاری می گويد: «تلويزيون دولتی ايران اعلام کرده که تهران دفاتری را برای ثبت کشتی ها و امور دريايی در جزيره ابوموسی ايجاد کرده است.»

جزيره ابوموسی همراه با جزاير تنب بزرگ و تنب کوچک در دهانه تنگه هرمز قرار دارند که موقعيتی سوق الجيشی را برای ايران در زمينه رديابی حرکت کشتی ها و ناوهای جنگی فراهم می کند.

اين جزاير در سال ۱۹۷۱ پس از خروج بریتانیا از منطقه به ایران واگذار شدند.  يک روز پيش از آنکه امارات از تحت الحمايگی بريتانيا خارج شود، ايران براساس توافق سه جانبه با امیر نشین شارجه و بریتانیا نیروهای خود را در  ابو موسی  مستقر کرد.  تهران درخواست ابوظبی برای ارجاع موضوع اختلافات دو کشور به دادگاهی بين المللی بر سر اداره ابوموسی را رد می کند و خواستار حل و فصل اين مسائل از طريق گفت و گوهای دو جانبه شده است.

چهار  کشور عرب منطقه پس از استقلال امارات، در نامه ای به شورای امنيت سازمان ملل، از ادعای مالکیت امارات بر جزاير ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک حمایت کرده و خواهان رسیدگی شورای امنیت سازمان ملل به این موضوع شدند.

این در حالی بود که شورای امنیت  در دسامبر ۱۹۷۱ درخواست امارات را از دستور کار خود خارج کرد و رسيدگی به آن را نپذيرفت. از سال ۱۹۹۲ این جزایر باردیگر مورد ادعای ارضی امارات متحده قرار  گرفته است.

ايران همواره ادعای امارات را رد کرده است و اين جزاير را جزئی جداناپذير از خاک خود دانسته است.

تهران همچنين درخواست ابوظبی برای ارجاع موضوع اختلافات دو کشور به دادگاهی بين المللی بر سر اداره ابوموسی را رد می کند و خواستار حل و فصل اين مسائل از طريق گفت و گوهای دو جانبه شده است.

ماه مه گذشته، امارات متحده عربی به ايران اعتراض کرد که چرا در طول سه دهه گذشته اختلافات ميان دو کشور بر سر اين جزاير را «سوء تفاهم» می خواند و اعلام کرد که اين سه جزيره توسط ايران «اشغال» شده اند.

اتحاديه عرب در نشست ماه مارس گذشته خود با حمايت از ادعای امارات خواستار حل و فصل مسالمت آميز موضوع شد و در بيانيه پايانی خود اظهار عقيده کرد که حل اين موضوع به بهبود روابط تهران با کشورهای عربی کمک خواهد کرد .

ايران و امارات به رغم تنش های مقطعی در روابط خود دارای مناسبات اقتصادی گسترده ای ميان خود هستند و اين کشور کوچک ساحلی خليج فارس شريک اول اقتصادی ايران به شمار می رود. ماه فوريه گذشته نيز، شيخ راشد المکتوم، نخست وزير امارات متحده عربی از تهران ديدار کرد.

آقای کردان گفته است که دکترای افتخاری خود را از دانشگاه اکسفورد اخذ کرده و نسخه ای از این مدرک را در جلسه معارفه خود که روز یکشنبه برگزار شد، در میان حضار پخش کرد  علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، خواستار تحقیق و تفحص درباره مدرک تحصیلی علی کردان، وزیر کشور شده است.آقای لاریجانی طی حکمی از علی عباسپور، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی خواسته است با توجه به دریافت برخی گزارشها و ایجاد شبهات در مورد اصالت مدارک تحصیلی آقای کردان، کمیسیون آموزش مجلس با همکاری وزارت علوم درباره مدرک دکترای علی کردان تحقیق کند.

 

 

آقای کردان گفته است که دکترای افتخاری خود را از دانشگاه اکسفورد اخذ کرده و نسخه ای از این مدرک را در جلسه معارفه خود که روز یکشنبه برگزار شد، در میان حضار پخش کرد.

مقام های دانشگاه آکسفورد امروز درباره صحت مدرک آقای کردان به بخش فارسی بی بی سی گفتند که وی نه دکتری افتخاری و نه هیچ مدرک دیگری از این دانشگاه دریافت نکرده است. در ادامه پاسخ این دانشگاه همچنین آمده است که سه استاد دانشگاهی که امضای آنها در زیر مدرک ارائه شده از سوی وزارت کشور ایران آمده، همگی در مقاطعی در دانشگاه آکسفورد مسئولیت هایی داشته اند، اما هیچکدام آنها در دانشکده حقوق، که مدرک ارائه شده از سوی آقای کردان از آنجا صادر شده، مشغول نبوده اند. دانشگاه آکسفورد همچنین افزود که این سه استاد هیچکدام در موقعیتی نبوده اند که مدرک دانشگاه را امضا کنند.

تردیدها درباره مدرک دکترای علی کردان از آنجا آغاز شد که روح الله حسینیان نماینده تهران، هفته گذشته در جلسه رای اعتماد به آقای کردان برای تصدی وزارت کشور، گفت:" در جلسه ‌ای از آقای کردان درباره مدرک دکترای حقوق اساسی ایشان از دانشگاه آکسفورد سؤال شد که چگونه گرفته ‌اند، ایشان گفتند رساله ‌ای درباره تعلیم و تربیت در اسلام نوشتم و به آنجا فرستادم و ما نفهمیدیم تعلیم و تربیت در اسلام چه ربطی به حقوق اساسی دارد؟"

نماینده تهران در مجلس هشتم گفت: " آقای کردان در یک جلسه گفتند از رساله دفاع کرده‌ام، پرسیدند، شما که زبان نمی ‌دانید چگونه دفاع کردید، گفتند مترجم گرفتم. در جلسه دیگری گفتند، دفاع نکردم و خلاف گفته‌ام."

علی کردان در زمان ریاست علی لاریجانی بر رادیو تلویزیون دولتی ایران، سالها معاون مالی و اداری وی را بر عهده داشته و به گفته روح الله حسینیان نماینده تهران در مجلس، با همین مدرک حقوق می گرفته است. آقای حسینیان در جلسه رای اعتماد علی کردان گفت: "اینجانب در سوالی از کردان پرسیدم شما بر چه مبنایی تا کنون حقوق خود را می گرفتید که فرمود بر مبنای این مدرک بوده است و بنده هم عنوان کردم چرا شما چندین سال براساس مدرک خلاف حقوق گرفته‌اید و توجیهتان چه بود، پاسخ دادند، در وهله اول من از (آقای) لاریجانی اجازه گرفتم و بعد هم گفتند من ماموریت زیاد رفتم و حق ماموریت نگرفتم و این مبلغ اضافه را بر مبنای آن حق ماموریت ها حساب کردند."

مدرک تحصیلی آقای کردان به موضوع مورد مناقشه منتقدان و حامیان وی بدل شده است. شماری از منقدان علی کردان گفته اند در صورت جعلی بودن مدرک وی، صحت رای اعتماد مجلس به وی مورد تردید است. اما محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در مراسم معارفه وزیر کشور بدون اشاره به تردیدها نسبت به مدرک دکترای آقای کردان، درباره مدرک سید مهدی هاشمی سرپرست وزارت کشور گفته بود: "به بنده گفتند که فوق‌ لیسانس آقای هاشمی قلابی است که برای من نیز جالب بود که وقتی با ایشان آشنا شدم تنها چیزی که برایمان مهم نبود همین کاغذ پاره‌ها بود."

آقای احمدی نژاد اضافه کرده بود که: "برای خدمتگزاری نیازی به کاغذ پاره نیست."

فرد ايرانى كه بدلكار حرفه اى هشدار براى كبرا ۱۱ شده است، وجود خارجى ندارد. گروهى با طراحى و حمايت از هويت ساختگى اين فرد و سوءاستفاده از محبوبيت سريال آلمانى كبرا ۱۱ در ايران، او را مطرح كرده و اهداف خاصى را پيگيرى مى كنند.

 

 

هدف اصلى گروه پشت پرده حمايت كننده از مطرح كردن اين فرد و معرفى او به معاونت سينمايى وزارت فرهنگ و ارشاد، سازمان صدا و سيما، پليس راهور وموسسه ناجى هنر (وابسته به نيروى انتظامى)، اخذ بودجه هاى كلان براى ساخت فيلم هاى اكشن و نيز شهرت طلبى بوده است .اين در حالى است كه انجمن بازيگران و بدلكاران خانه سينما تاكنون بارها با درخواست عضويت اين فرد در انجمن، مخالفت كرده است.

طبق مدارك به دست آمده، نام اين فرد در فهرست بدلكاران حرفه اى آشكار آلمان ثبت نشده و انتخاب عنوان «بدلكار حرفه اى كبرا ۱۱» تنها يك طرح تبليغاتى ويژه است. اين فرد كه حدود ۴۰ سال سن دارد، در مدرسه بدلكارى يك شركت فيلم سازى آلمانى، مربى پرش از ارتفاع بوده و در چند فيلم به عنوان تكنسين بدلكارى حضور داشته، اما هرگز دوره هاى بدلكارى حرفه اى را طى نكرده است؛ همچنين ادعاى او مبنى بر داشتن مدرك دكتراى روان شناسى ورزش نيز حقيقت ندارد.

دو سال قبل يك فرد ايرانى مقيم خارج كشور كه مدعى بود بدلكار حرفه اى سريال تلويزيونى آلمانى هشدار براى كبرا ۱۱ است، به مصاحبه با نشريات پرداخت و به عنوان مهمان در برنامه هاى تلويزيونى حاضر شد. او خود را بدلكار بازيگر نقش «سمير گرگان» معرفى و اعلام كرد كه براى ايجاد تحولى در ژانر اكشن، زندگى در آلمان را رها كرده و به ايران بازگشته است، در حالى كه ممكن است بارها در صحنه هايى از كبرا ۱۱ به جاى «اردوگان آتالاى» پرش انجام داده باشد اما هرگز دوبل اختصاصى او نبوده است. اين فرد كه براى مدتى بيش از يك سال شماره موبايل خود را روى اتومبيل خود درج كرده و مدعى آموزش بدلكارى حرفه اى شده بود با تشكيل تيمى از جوانانى كه علاقه مند بدلكارى بودند، اعلام كرد كه نخستين تيم بدلكارى حرفه اى درايران را تشكيل داده و آماده انجام پروژه هايى برتراز كبرا ۱۱است.

با توجه به علاقه مردم و فيلم سازان ايران به هشدار براى كبرا ،۱۱ اين فرد بلافاصله توانست با گروه هاى فيلم سازى همكارى كند، اما به دنبال رخ دادن حوادث متعدد در پشت صحنه فعاليت هاى او و گروهش، ادعاهاى پيشين و توانايى هاى اين فرد مورد پرسش قرار گرفت. تلاش او براى واژگون كردن يك پژو ۴۰۵ در اتوبان يادگار، بزرگترين دليل بود كه اثبات كرد درباره توانايى هايش حقيقت را نگفته است. اين فرد در گفت وگو با رسانه ها گفته بود كه صدها اتومبيل را در فيلم هاى آلمانى واژگون كرده است اما بررسى دلايل فنى عدم موفقيت عمليات واژگونى پژو، گوياى عدم آشنايى او با فن واژگونى خودرو بود. او در مقابل پرسش هاى خبرنگاران متعجب گفت: «پژو ۴۰۵ ماشين خيلى مقاومى است، اگر مرسدس بود، الان حتما چپ شده بود»

در بهمن ماه ۸۵ با وجود برخى شبهات درباره اين فرد، گروهى به حمايت از او پرداخته و با تصويب و ضبط عجولانه برنامه اى ۱۳ قسمتى و پخش آن در پربيننده ترين زمان يكى از شبكه هاى تلويزيون در نوروز ،۸۶ ناگهان به تبليغ او پرداختند. پيش از پخش برنامه تلويزيونى «بدلكاران» انتشار فايل صوتى صداى ضبط شده اين فرد كه مدير برنامه هاى سابق گروه بدلكاران و خانواده او را تهديد كرده بود تا عليه او خبرى منتشر نكند نيز موثر واقع نشد و اين برنامه روى آنتن رفت. پس ازمدتى برنامه «بدلكاران» از شبكه هاى تلويزيونى محلى چند استان ديگر و حتى شبكه جهانى جام جم پخش شد تا اين فرد شهرت بيشترى كسب كند. او زير چتر حمايتهاى پنهانى، پس از كسب ناگهانى عنوان «بدلكار حرفه اى» به كسب تجربه در رشته هاى مختلف بدلكارى پرداخت و با توجه به تبليغات گسترده، ناتوانى ها و تمرين هايش از چشم رسانه ها پنهان ماند. اين در حالى است كه كارگردانى بسيار ضعيف ودور از تصور بخش اكشن اين برنامه تلويزيونى كه برعهده اين فرد بود، با انتقاد نشريات سينمايى مواجه شد.

با ادامه انتشار اخبار منفى درباره فرد بدلكار، چند نشريه و خبرگزارى در مقابل درخواست مدارك بدلكارى حرفه اى از اين فرد پاسخ هاى منفى و متناقض دريافت كردند و به همين علت به بايكوت خبرى او پرداختند. اين درحالى بود كه برخى رسانه ها، همزمان به تبليغ و مصاحبه هاى سفارشى پياپى با او پرداختند. سانسور خبرهاى منفى ازسوى حكايت كنندگان او باعث شده تا روند تبليغات همچنان نيزادامه داشته باشد.

اكنون پس از گذشت يك سال از آغاز فعاليت اين فرد و انتشار خبرهايى مانند شوخى خطرناك او با يك بازيگر سينما در پشت صحنه يك فيلم و افزايش نارضايتى هاى اهالى سينما از اتفاقات رخ داده، بسيارى از فيلمسازان علاقه اى به همكارى با او ندارند، اما همچنان فعاليت هاى خطرساز اين فرد ادامه دارد.

بررسى شواهد ومدارك، گوياى اين حقيقت است كه اين فرد بدون ارايه هيچ مدركى از عنوان «بدلكار حرفه اى» استفاده كرده و با اتكا به حمايت هاى پنهانى، همچنان در سينما و تلويزيون حضور فعال دارد. او حتى بارها به فيلم سازان ژانر پليسى و حتى پيشكسوتان عرصه بدلكارى نيز توهين كرده كه با واكنش منفى انجمن بازيگران و بدلكاران خانه سينما مواجه شده است.

آخرين چهارشنبه سال گذشته در حالى كه قرار بود گروه بدلكاران با وجود كسب مجوز قانونى از طريق يك شركت بازرگانى در استاديوم آزادى تهران و در حضور هزاران نفر برنامه زنده بدلكارى انجام دهند، اما اين برنامه ۲۴ ساعت قبل از موعد مقرر از سوى اداره كل فرهنگ و ارشاد استان تهران لغو و مبلغ بليت هاى ۷ هزار تومانى نيز به خريداران پس داده شد.

گفته مى شود مدير برنامه هاى سابق گروه بدلكاران كه پس از پى بردن به هويت اصلى مدير گروه از آنها جدا شده و با چاپ يك آگهى در يك روزنامه جدايى خود را اعلام كرده بود، بلافاصله از سوى حمايت كنندگان گروه بدلكاران مورد تخريب قرار گرفت تا اظهاراتش مورد توجه رسانه ها قرار نگيرد.

اين فرد كه روزنامه نگار، نويسنده و عضو انجمن بازيگران و بدلكاران خانه سينما است و مدتى پيش از سوى يكى از دوستان نزديك فرد مدعى بدلكارى حرفه اى در خيابان مورد آزار و ضرب و شتم قرار گرفته است، از سال گذشته تاكنون مورد اتهامات غيرواقعى چون سودجويى، شيادى، كلاهبردارى و جعل عنوان مدير برنامه هاى گروه بدلكاران قرار داشته است. از طرفى سال گذشته فرد بدلكار در اقدامى انتقام جويانه در مصاحبه با يك روزنامه، او را فردى حسود و حتى داراى مشكلات روانى معرفى كرد كه پس از چاپ آن، خبرنگارى كه مصاحبه را انجام داده بود از محل كار خود اخراج شد.

نكته قابل توجه اين كه فرد مدعى بدلكارى حرفه اى تاكنون به هيچ يك از رسانه هايى كه عليه او مطالبى منتشر كرده اند، جوابيه اى ارسال نكرده است. سال گذشته يكى از روزنامه ها عكسى ازاين فرد چاپ كرد كه در پشت صحنه يك فيلم آلمانى در حال سوراخ كردن زمين با يك مته بود. در مقاله به اين موضوع اشاره شده بود كه سوراخ كردن آسفالت اتوبان از وظايف گروه تكنسين فنى است و يك بدلكار حرفه اى هرگز اين كار را انجام نمى دهد.

به گفته كارشناسانى كه در سال گذشته رخدادها را پيگيرى و بررسى كرده اند، اين فرد از نظر جسمانى قادر به انجام عمليات بدلكارى نيست و با توجه به اقدامات خطرناك و رخ دادن حوادثى كه در فعاليت هاى او مشاهده شده، حتى مجاز به آموزش بدلكارى نيز شناخته نشده است.

اين فرد اكنون در حالى بدلكار حرفه اى شناخته شده و در اوج قرار دارد كه تا امروز حتى يك عمليات بدلكارى قابل توجه نيز انجام نداده است تا خاص بودن خود را اثبات كند. او در حالى براى واژگونى پژو ۴۰۵ اقدام كرد كه به گفته كارشناسان، گروه هاى بدلكارى حرفه اى به دلايل متعدد فنى هرگز به واژگون كردن يك اتومبيل صفر كيلومتر حتى فكر هم نمى كنند. اين فرد مدتى پس از اقدام ناموفق خود، در شرايطى بسيار خطرناك وكاملاً غيرايمن پژو ۴۰۵ را واژگون كرد كه ممكن بود منجر به قطع شدن نخاع او شود. اما تنها اين مهم بود كه پژو واژگون شود تا اعتبار از دست رفته بازگردد. او پس از واژگون كردن پژو، تصاوير آن را در اينترنت منتشر كرد تا به شايعات پايان دهد. حمايت هاى پنهانى نيز باعث شد تا اين فرد همچنان به پروژه هاى سينمايى و تلويزيونى معرفى شود و با دريافت دستمزدهاى ميليونى، به فعاليت خود ادامه دهد.

در حواشى يك دروغ «ابدى»

تشكيل گروه بدلكاران

ابدى پس از چند ماه توانست يك گروه از جوانان علاقه مند بدلكارى را تشكيل دهد. آنها تى شرت يك شكل داراى لوگو مى پوشيدند و روزهاى تعطيل در پارك ها وكوه هاى دربند به انجام تمرينات ورزشى مى پرداختند.پيمان ابدى سالنى را از باشگاه ورزشى زيتون واقع در شهرك غرب تهران اجاره كرد تا به عنوان محل تمرينات «گروه بدلكاران ايران» مورد استفاده قرار گيرد.

او كه حالت هاى مختلف پرش، زمين خوردن يا سقوط از ارتفاع را به شاگردانش آموزش مى داد،مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.

مجموعه تلويزيونى حادثه سواران

ثبت صحنه هاى ويدئو كليپ با آغاز پروژه «حادثه سواران» به كارگردانى «عبدالحسين اسكندرى» متوقف شد. چون پيمان ابدى و گروه او قرار بود در اين برنامه تلويزيونى ايفاى نقش كرده و حتى به بدلكارى بپردازند.

پيمان ابدى از مدير گروه بومرنگ هم دعوت كرد تا به عنوان ميهمان در پشت صحنه حضور داشته باشد. ناهماهنگى گروه بدلكاران در حادثه سواران نيز مشهود بود. اما رخ دادن يك تصادف و آسيب ديدن زانتياى پليس نامحسوس بزرگراه ها در جريان تصوير بردارى يكى از سكانس ها، آغاز يك ماجراى جديد بود.

مدير بومرنگ كه به عنوان مدير ارتباطات گروه بدلكاران به سازندگان حادثه سواران معرفى شده بود و در پشت صحنه حضور داشت، متوجه شد كه پيمان ابدى هيچ تجربه اى در زمينه چينش وكنترل اتومبيل هاى صحنه ندارد.

مدركى كه هيچ وقت ديده نشد

مدير گروه بومرنگ به تحقيق درباره سوابق پيمان ابدى پرداخت ومتوجه شد كه تاكنون هيچ كسى مدرك بدلكارى حرفه اى او را مشاهده نكرده است. روزنامه ها و مجله هايى كه با ابدى مصاحبه كرده بودند گفتند كه تنها به اظهارات شفاهى ابدى وچند بريده روزنامه آلمانى بسنده كرده اند. پس از ترجمه كپى همان بريده روزنامه ها مشخص شد كه پيمان جلالى ابدى رسانه هاى ايران را فريب داده است تا به شهرت برسد. حقيقت اين بود كه او در كشور آلمان به علت كسب چند مدال در رشته شيرجه، در مدرسه بدلكارى شركت action concept پرش از ارتفاع را آموزش مى داده است.

اين شركت اكشن پردازى سابقه اجراى بخش هاى اكشن مجموعه هاى تلويزيونى پرطرفدارى مانند «هشدار براى كبرا ۱۱»، «موتورسواران پليس» و «دلقك» كه در ايران با عنوان نقاب دار از شبكه تهران پخش شد را در پرونده خود دارد.

پيمان ابدى در دوران مربيگرى خود در مدرسه بدلكارى اين شركت، گاهى در برخى پروژه ها نيز همكارى هايى كرده اما هرگز به عنوان يك بدلكار حرفه اى دوره نديده است. تنها تخصص ابدى پرش از ارتفاع بوده و در آلمان حتى يك بار نيز اتومبيلى را واژگون نكرده است.

اين اطلاعات با ترجمه متن بريده جرايد آلمانى قابل دسترسى بود، اما نشرياتى كه با او مصاحبه كرده بودند تنها عكس هاى مهيج اش را ديده بودند و به اظهارات ابدى اطمينان مى كردند. كم توجهى رسانه ها باعث شده بود كه يك بدلكار پرشكار، خود را حرفه اى معرفى كند.

انتخاب مجرى برنامه بدلكاران

برنامه تلويزيونى «بدلكاران» نيز مانند «حادثه سواران» از دو قسمت پلاتو و آيتم هاى داستانى تشكيل مى شد. ايرج نوذرى به علت بازى در يك فيلم، شب ها مى توانست در استوديو حاضر شود. قرار بود او و پيمان ابدى در صحبت هايشان جوانان را به رانندگى بى خطر تشويق كنند و درباره بدلكارى صحبت كنند. شب سوم ضبط پلاتوها، گروه سازنده برنامه متوجه شدند كه پيمان ابدى ديگر حرفى براى گفتن ندارد. ايرج نوذرى براى حفظ آبروى ابدى پيشنهاد داد كه درباره فيلم هاى رزمى كه خود در آن تخصص داشت، صحبت كنند. پس از يك دوره تصوير بردارى فشرده، ضبط پلاتوها و آيتم هاى داستانى تمام شد.

انگشتر ايرج نوذرى و تصادف مرسدس

در فروردين ۸۶ و پس از پايان تعطيلات نوروزى، پيمان ابدى در گفت وگو با خبرگزارى دانشجويان ايران اظهار كرد كه انگشتر ايرج نوذرى باعث حذف چندين دقيقه از پلاتوها شد و به همين دليل بحث هاى مطرح شده نامنظم بود. او با بهانه كردن يك انگشتر وحذف پلاتوها توانست ايسنا را مجاب كند كه سانسورهاى واحد نظارت بر برنامه هاى سيما، باعث افت كيفيت برنامه شد.او همچنين درباره ضعيف بودن آيتم هاى داستانى نيز گفت كه انصراف يك اسپانسر و همچنين عدم همكارى نيروى انتظامى باعث وارد آمدن آسيب به بخش اكشن شد. بهانه هاى پيمان ابدى در حالى روى سايت خبرگزارى ايسنا قرار گرفت كه هرگز اسپانسرى وجود نداشت تا انصراف آن به پروژه لطمه بزند و نيز در اسفند ماه رضا شاهنظرى در گفت وگو با برنامه تلويزيونى «در شهر» اظهار كرده بود كه نيروى انتظامى مانند يك پدر مهربان با سازندگان برنامه بدلكاران همكارى كرده است. ايسنا حتى از بيان پرسش درباره رخ دادن حادثه رانندگى پيش بينى نشده براى يك مرسدس پليس هنگام ضبط يكى از سكانس هاى اكشن برنامه بدلكاران خوددارى كرده و تنها تلاش مى كرد تا در انتشار گفت وگوى اختصاصى با پيمان ابدى، از رقباى خود پيشى بگيرد.

موسس دروغين بانجى جامپينگ ايران

پيمان ابدى درگفت وگو با هفته نامه «چلچراغ» خود را موسس رشته ورزشى بانجى جامپينگ(پوشيدن جليقه متصل به يك كش مخصوص بلند و پرش از ارتفاع) در ايران معرفى كرد و گفت كه براى نخستين مرتبه، خودش تجهيزات اين ورزش را از آلمان به ايران آورده است. مدتى بعد انجمن بانجى جامپينگ ايران در تماس با مدير بومرنگ اين ادعا را تكذيب كرد و گفت كه پيمان ابدى تنها چند مرتبه با گروه خود به محل سكوى آنها در مجموعه ورزشى توچال سرزده و هرگز از موسسان اين رشته ورزشى نبوده است.

خرابكارى هاى پيمان ابدى و سكوت فيلمسازان

به علت وجود شبهات بسيار درباره توانايى هاى پيمان جلالى ابدى، بسيارى از گروه هاى فيلم سازى از همكارى با او خوددارى كردند اما پايين بودن دستمزد او تهيه كنندگان و كارگردان هاى بسيارى را نيز وسوسه كرد تا با گروه بدلكاران قرارداد ببندند. او بارها جان اعضاى گروه خود و افراد پشت صحنه را به خطر انداخته است؛ حتى در پشت صحنه يك فيلم سينمايى، يكى از اعضاى گروه بدلكاران دچار سوختگى شد.

منبع : البرزنيوز

 ترجمه توضیح عکس: جوانان ایرانی با لباسهای به سبک غربی و دخترهایی با روسریهای نه چندان محکم گره زده مشغول تماشای رقابتهای نقاشی بر روی دیوار (Graffiti) هستند. این مسابقه بخشی از رقابتهای سالانه مهارتهای خیابانی به سبک غربی نظیر نقاشی بر روی دیوار (Graffiti)، اسکیت، حرکات نمایشی با دوچرخه (BMX Stunt) و رقص بریک (Break Dance) هست که برای سومین سال در 30 جولای در تهران برگزار شد. 70 درصد جمعیت ایران را جوانان زیر 30 سال تشکیل می دهد که برخی از آنها علی رغم محدودیتهایی که جمهوری اسلامی در این رابطه ایجاد کرده است، به سبکها و مدلهای غربی علاقمند هستند.

منبع اصلی

در مورد کشورهایی مانند ایران و سوریه، اظهارنظرهای رسمی عموما جنبه کلیشه‌ای دارد و لزوما هم منطبق با واقعیت نیست' .

 

 

بشار اسد، رئیس جمهور سوریه پس از دیدار با مقام‌های بلندپایه ایرانی، تهران را به مقصد کشورش ترک کرد.مطبوعات چاپ تهران سومین سفر آقای اسد در طول سه سال اخیر به ایران را «حساس» و «ویژه» توصیف کرده‌اند و همین نکته برای نشان دادن تفاوت سفر اخیر با سفرهای قبلی، کاملا گویا به نظر می‌رسد. مسلما اگر قرار باشد نتیجه سفر بشار اسد به تهران بر اساس اظهارات رسمی وی و طرف‌های ایرانی‌اش مورد ارزیابی قرار گیرد، به سختی می‌توان تغییری در روابط سنتی تهران – دمشق مشاهده کرد، اما در مورد کشورهایی مانند ایران و سوریه، اظهارنظرهای رسمی عموما جنبه کلیشه‌ای دارد و لزوما هم منطبق با واقعیت نیست.

سفر آقای اسد به ایران در حالی صورت گرفت که ضرب‌الاجل غیررسمی گروه ۱+۵ به ایران برای دادن پاسخ قاطع و شفاف به بسته پیشنهادی آنها به اتمام رسیده و آمریکا و متحدانش برای دریافت پاسخ ایران اظهار بی‌تابی می‌کنند.

آقای اسد در دیدار چند هفته پیش خود با نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه در پاریس با درخواست وی برای دخالت سوریه در بحران هسته‌ای ایران موافقت کرده بود و بنابراین تردیدی نیست که وی در دیدارش با رهبر و رئیس جمهور ایران، جزئیات مذاکرات خود با رئیس جمهور فرانسه را به آنان منتقل کرده است.

البته آقای اسد در تهران اعلام کرد که حامل پیامی از سوی کشورهای دیگر به ایران نبوده است، اما دو طرف سوری و ایرانی تایید کردند که برنامه هسته‌ای ایران در مذاکرات آنها مطرح شده است.

به سختی می‌توان حدس زد که آقای اسد درباره برنامه هسته‌ای ایران چه پیشنهاد مشخصی به مقام‌های ایرانی داده است، اما می‌توان تصور کرد که رئیس جمهور سوریه، رهبران جمهوری اسلامی را به آمادگی برای نشان دادن انعطاف در زمان مقتضی فراخوانده است.

در حقیقت، از زمانی که سوریه مذاکرات غیر مستقیم خود را با اسرائیل آغاز کرده و به تبع آن، برای حل بحران لبنان وارد معامله‌ای نه چندان آشکار با فرانسه شده است، بشار اسد خود را بر سر دو راهی سرنوشت سازی می‌بیند.

 

 

آقای اسد از یک سو، تمایل خود را به شناسایی رسمی اسرائیل در مقابل بازپس گیری بلندی‌های جولان آشکار ساخته و از دیگر سو، نمی‌خواهد که روابط پرمنفعت خود را با ایران به هم بزند.

  اسرائیل و متحدان غربی آن جای تردید باقی نگذاشته‌اند که هدف نهایی آنها از تعامل با سوریه جدا کردن آن از محور ایران، حزب‌الله و حماس است و سوریه نیز ضمن آگاهی از این مساله، می‌داند که پیامد استراتژیک صلح با اسرائیل، فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی است با این حال، رئیس جمهور جوان سوریه می‌داند که دو مورد فوق با هم جمع نمی‌شوند و به ناچار بین صلح رسمی با اسرائیل و ادامه روابط نزدیک با ایران باید یکی را انتخاب کند.

اسرائیل و متحدان غربی آن جای تردید باقی نگذاشته‌اند که هدف نهایی آنها از تعامل با سوریه جدا کردن آن از محور ایران، حزب‌الله و حماس است و سوریه نیز ضمن آگاهی از این مساله، می‌داند که پیامد استراتژیک صلح با اسرائیل، فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی است.

اظهار نظرهای مختلف مقام‌های بلندپایه سوریه مبتنی بر انتخاب صلح با اسرائیل به عنوان گزینه‌ای استراتژیک است، اما آنها به دلیل بی‌اعتمادی تاریخی به اسرائیل و نیز به دولت جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، نسبت به نیات واقعی حریف خود به شدت تردید دارند.

در واقع، هراس سوری‌ها از این است که روابط خود را با ایران و گروههای متحد آن در خاورمیانه به خطر افکنند، اما در مقابل، آمریکا و اسرائیل شرط‌های تازه‌ای در برابر دمشق بگذارند.

از این رو، سوریه سیاست گام به گامی را در پیش گرفته که طبق آن، دوری از ایران به موفقیت در مذاکرات با اسرائیل گره خورده است.این در حالی است که اسرائیلی‌ها نیز به نوبه خود، فاصله گرفتن سوریه از ایران را شرط موفقیت مذاکرات صلح می‌دانند به گونه‌ای که گویی دو طرف اسیر یک «دور باطل» شده‌اند. در روزهای گذشته، عماد مصطفی، سفیر سوریه در آمریکا که گفته می‌شود از افراد مورد اعتماد بشار اسد است، با صراحتی کم سابقه خواستار پایان وضعیت جنگی بین کشورش با اسرائیل شده و دولت اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل نیز از اقدامات مثبت دولت آقای اسد نسبت به دولت یهود خبر داده است بدون آنکه به ماهیت چنین اقداماتی اشاره کند.

در بین کشورهای جهان، سوریه در شرایطی است که می‌تواند بیشترین تاثیر را بر ایران بگذارد، اما این فقط در صورتی است که خیال بشار اسد از جانب آمریکا راحت باشد، اما آمریکا سرسختی اسرارآمیزی در این مورد از خود نشان می‌دهد

قاعدتا این نوع اظهار نظر از سوی مقام‌های دو طرف، نشانه علاقه روزافزون آنها به رسیدن به صلح است و در چنین شرایطی، سفر آقای اسد به تهران ممکن است گامی در جهت خروج از این دور باطل تلقی شود.

آقای اسد احتمالا در صدد بر آمده است که به رهبران جمهوری اسلامی با ملایمت یادآوری کند که شرایط خاورمیانه و بخصوص جایگاه سوریه در آن، در حال تغییر و تحول است و بدین علت، جمهوری اسلامی هم لازم است متناسب با این تغییرات، آماده انعطاف در پاره‌ای از مواضع خود باشد.

قاعدتا یکی از موضوعاتی که بشار اسد بر آن انگشت گذاشته، لزوم انعطاف بیشتر ایران در برنامه هسته‌ای خود است، موضوعی که اگر از حالت بحرانی خارج شود، سوریه نیز یکی از برندگان آن خواهد بود.

مسلما نفع سوریه در این است که ایران نیز همگام با آن کشور، البته به آرامی و با احتیاط، با نظم جدید در خاورمیانه همراه شود تا دمشق مجبور به فدا کردن روابط خود با تهران در مقابل صلح با اسرائیل نشود.

مساله اما این است که آیا سوریه توان تاثیرگذاری بر جمهوری اسلامی در چنین حجمی را دارد؟

در بین کشورهای جهان، سوریه در شرایطی است که می‌تواند بیشترین تاثیر را بر ایران بگذارد، اما این فقط در صورتی است که خیال بشار اسد از جانب آمریکا راحت باشد، اما آمریکا سرسختی اسرارآمیزی در این مورد از خود نشان می‌دهد.

از این جهت، بشار اسد در انتظار تغییر رئیس جمهور آمریکا در پاییز آینده است، اما به نظر می‌رسد که عنصر زمان در برنامه هسته‌ای ایران و تحولات داخلی اسرائیل به سود آقای اسد کار نمی‌کند.

 

بنی موریس استاد دانشگاه بن گوریون در اسراییل در شهرهای اورشلیم و نیویورک بزرگ شده است. دکترای خود را از دانشگاه کمبریج درباره تاریخ نوین اروپا گرفت و از سال 1978 تا 1990 به عنوان ژورنالیست مفسر در «اورشلیم پست» کار کرد. این مقاله او که در روزنامه آلمانی «دی ولت» (19 ژوییه) منتشر شد، چشم اندازی از یک دایره شیطانی در منطقه ترسیم می کند که تنها راه برون رفت از آن یا چشم پوشی رژیم ایران از برنامه های اتمی آن است و یا جنگی که اگر امروز اسراییل آن را آغاز نکند، فردا رژیم ایران آغازش خواهد کرد.

اسراییل در چهار تا هفت ماه آینده به تأسیسات اتمی ایران حمله خواهد کرد. این امر تقریبا مسلم است و سیاستمداران در تهران و واشنگتن باید از صمیم قلب آرزو کنند که این حمله موفقیت آمیز باشد(*1) و برنامه های اتمی ایران را اگر هم نتوانست تماما از میان بردارد، دست کم به طور جدی به تعویق بیاندازد. چرا که در صورت عدم موفقیت این حمله نظامی، آنگاه در خاور میانه به احتمال زیاد یک جنگ اتمی در خواهد گرفت.

اگر حمله نظامی اسراییل به تأسیسات اتمی ایران با سلاح های متعارف با موفقیت لازم همراه نباشد، آنگاه تشدید درگیری بین ایران و اسرائیل در سطح یک برخورد هسته ای تقریبا ناگزیر خواهد بود. چرا که همه سازمان های جاسوسی در جهان بر این نظرند که برنامه اتمی ایران نه برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای، بلکه برای تولید تسلیحات اتمی است.

با وجود سخنسرایی درباره تحریم های بیشتر اقتصادی، همه می دانند این تحریم ها تا کنون به نتیجه ای منجر نشده و تشدید آنها نامحتمل است. سازمان های جاسوسی غرب بر این باورند که که ایران در طول چهار سال آینده می تواند بمب اتمی تولید کند.

این امر برای جهان اگر می خواهد از یک ایران اتمی جلوگیری کند، تنها یک راه باقی می گذارد: راه نظامی. تردیدی نیست که آمریکا می تواند این هدف را با سلاح های متعارف تأمین کند. برای این کار باید در چند موج حمله، سیستم دفاع هوایی و هم چنین پایگاه های فرماندهی ایران را از کار بیندازند و بعد به تأسیسات هسته ای حمله کنند. لیکن به دلیل نابسامانی های عراق که بطور فزاینده در افغانستان نیز دیده می شود، افکار عمومی آمریکا از یک جنگ دیگر در جهان اسلام خسته است. این امر دست کاخ سفید را برای هدایت یک عملیات نظامی دیگر می بندد و بعلاوه به نظر بسیاری از آمریکاییان، چنین حمله ای ربطی به منافع حیاتی آمریکا ندارد.

ابتکار سیاسی جدید واشنگتن را نیز باید در همین چهارچوب ارزیابی کرد. پرزیدنت جرج بوش باید به مردم خود ثابت کند که او پیش از دادن چراغ سبز برای حمله نظامی آمریکا و یا اسراییل، از تمامی وسایل ممکن استفاده کرده است.

اسراییل بر این باور است که پای موجودیت وی در میان است و از همین رو جرأت یک حمله نظامی را خواهد داشت. مگر نه این است که زمامداران ایران تقریبا هر روز دولت یهودی را تهدید به نابودی می کنند؟ سران سیاسی اسراییل، به ویژه اهود اولمرت نخست وزیر این کشور، با این امر تعیین تکلیف کرده است: بمب اتمی ایران یعنی نابودی اسراییل. ایران نباید به بمب اتمی دست یابد.

تازه ترین گزارش ها درباره تدارکات و برنامه های حمله توسط اسراییل نیز کاملا با این تصویر همخوانی دارند. بر اساس یک سری دلایل، گفته می شود احتمالا بین 5 نوامبر 2008 تا 19 ژانویه 2009 یک حمله نظامی صورت خواهد گرفت. مشکل اینجاست که ظرفیت های نظامی اسراییل به شدت کمتر از امکانات آمریکاست. انجام این عملیات به این دلیل نیز مشکل تر می شود که فاصله های زیاد برای رسیدن به تأسیساتی باید طی شوند که در نقاط مختلف قرار گرفته و در عین حال اغلب در زیر زمین قرار دارند و اطلاعات جاسوسی کمی درباره آنها در دست است. علاوه بر همه اینها، احتمال اینکه ارتش اسراییل بتواند برنامه های اتمی ایران را نابود کند و یا ضربات جدی به آنها وارد آورد، کم است حتی اگر این ارتش اجازه یابد از حریم هوایی اردن و عراق استفاده کند و یا حتی با میانجی گری آمریکا، باندهای پرواز در عراق در اختیار آن گذاشته شود.

این احتمال نیز وجود دارد که یک حمله نظامی متعارف از سوی اسراییل، صرف نظر از اینکه موفقیت آمیز باشد یا نباشد، رژیم ایران را وا دارد برنامه های هسته ای خود را متوقف کند و یا قدرت های غربی را وادارد بر فشارهای سیاسی و اقتصادی خود بیفزایند و یا حتی خود دست به اقدام نظامی بزنند.

سناریوی محتمل اما این است که جامعه بین المللی همچنان دست به اقدام جدی نخواهد زد و ایران بر تلاش های خود برای تولید بمب اتمی که بتواند اسراییل را نابود کند خواهد افزود. بعلاوه ممکن است ایرانیان با حمله موشکی به شهرهای اسراییل و تحریک متحدان خود در محل مانند حزب الله و حماس و هم چنین شبکه بین المللی تروریسم اسلامی با حمله به مراکز اسراییلی، یهودی و احتمالا آمریکایی به اقدامات تلافی جویانه بپردازند.

تمامی اینها نشان می دهد که سیاستمداران اسراییل مختارند بین طاعون و وبا یکی را انتخاب کنند: یا به ایران اجازه دهند بمب اتمی داشته باشد و به بهترین حالت امیدوار باشند (یعنی یک توازن اتمی به این معنا که تضمین نابودی متقابل، رژیم ایران را وادارد از بمب اتمی استفاده نکند)، و یا حمله نظامی و پاسخ متقابل به اقدامات تلافی جویانه ایران که می تواند شامل استفاده از سلاح های حامل کلاهک های شیمیایی و بیولوژیک نیز باشد که با گسترش درگیری همراه خواهد بود. آنگاه اسراییل می تواند با تنها وسیله ای حمله کند که می تواند با اطمینان برنامه های اتمی ایران را متوقف سازد. یعنی با زرادخانه اتمی.

با توجه به مواضع بنیادگرایانه رژیم ملایان که حاضر است حتی قربانی شود، احتمالا سیاست ارعاب نتیجه ای نخواهد داشت. از همین رو در پی آن یک حمله اتمی بیشتر محتمل است. اگر اسراییل این اقدام پیشگیرانه را انجام ندهد، آنگاه باید منتظر باشد که حمله اتمی ایران به اسراییل، چه به دلایل ایدئولوژیک و چه از ترس حمله احتمالی اسراییل، جامه عمل بپوشد. این اقدام خود سبب تلافی اسراییل (یا آمریکا) خواهد شد. به این ترتیب چه این باشد و چه آن، خاورمیانه با تهدید یک هولوکاست هسته ای روبروست.

از همه اینها می توان نتیجه گرفت زمامداران ایران می بایست درباره این قمار مرگ و زندگی خوب بیندیشند و دست از برنامه های اتمی خود بردارند. اگر چنین نکنند، آنگاه باید همه توان خود را به کار بگیرند تا حمله نظامی اسراییل با تسلیحات متعارف به کشور آنها با موفقیت انجام شود. بی تردید در چنین حمله نظامی، هزاران نفر قربانی خواهند شد و تهران نیز باید بار حقارت بین المللی را بر دوش بکشد. ولی راه دیگر در خود ایران است که به مثابه یک کشور نفت خیز به یک ایران اتمی کاهش یافته است. ممکن است برخی از ایرانیان بر این عقیده باشند که امید به نابودی اسراییل به هر قیمتی می ارزد. ولی گمان نمی رود اکثریت ایرانیان چنین عقیده ای داشته باشند.

*1- توضیح - به نظر نویسنده،اولین حمله با سلاح های متعارف و معمولی صورت خواهد گرفت . اگر این حمله موفقیت آمیز باشد آن وقت کار به حمله اتمی و یا شیمایی و بیولوژیک نخواهد رسید. اما اگر اولین حمله تأسیسات اتمی را از کار نیندازد، اسراییل چاره ای جز آن نخواهد داشت که به سلاحهای غیر متعارفی چون بمب اتمی متوسل شود. به این سبب نویسنده می گوید : سران هر دو کشور باید دعا کنند که اولین حمله با سلاح متعارف موفق شده و کار به بمب اتمی نکشد .

برگردان:الهه بقراط

ارسال شده توسط   : (((( رد پا ))))

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

 

دبی در دهه 1960

منبع : وبلاگ سي فون

مساله نامزدی آقای خاتمی برای انتخابات دوره بعد، واکنش های متفاوتی را میان گروه های سیاسی برانگیخته است در حالی که ماهها به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران باقی مانده، تحرکات گروه های سیاسی در این زمینه افزایش یافته است.محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران اگرچه هنوز در مورد شرکت در دور دوم اظهارنظری نکرده اما گروه حامی او امیدوار است که با حضور مجدد او در عرصه انتخابات، برای یک دوره دیگر نهاد ریاست جمهوری را در اختیار داشته باشد.

 

 

احتمال می رود مانند دوره پیش، گروه های محافظه کار و اصولگرا در ایران، چندین کاندیدا برای انتخابات دوره آتی ریاست جمهوری معرفی کنند که تا کنون به غیر از رئیس جمهور، نام های علی لاریجانی، رئیس مجلس، غلامعلی حداد عادل رئیس پیشین مجلس و رئیس کمیسیون فرهنگی، محمد باقر قالیباف، شهردار برای حضور در انتخابات دهم مطرح شده اند که البته هیچ یک رسما تائید نشده اند. در میان جناح اصلاح طلب نیز تا کنون نام های مختلفی بر زبان ها آورده شده که مطرح ترین آنها محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق، مهدی کروبی رئیس پیشین مجلس و عبدالله نوری، وزیر پیشین کشور هستند. از حضور احتمالی علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران و حسن روحانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی نیز سخن گفته شده است. البته برخی نام ها در هر دوره انتخابات از سوی محافل سیاسی مطرح می شوند. مساله نامزدی آقای خاتمی برای انتخابات دوره بعد، واکنش های متفاوتی را میان گروه های سیاسی برانگیخته است. برخی گروه های سیاسی از جناح اصلاح طلب، از این حضور استقبال کرده و می گویند اصلاح طلبان با حضور آقای خاتمی می توانند به پیروزی برسند.

آنها می گویند که مردم از سیاست های آقای احمدی نژاد به خصوص در زمینه اقتصادی ناراضی هستند و این نارضایتی می تواند باعث روی کار آمدن نامزد اصلاح طلبان شود.البته مساله نامزدی آقای خاتمی مخالفانی را حتی میان اصلاح طلب ها دارد. این مخالفان می گویند رئیس جمهور پیشین در دو دوره زمامداری خود نتوانست به تعهدات و وعده های خود وفادار بماند. اصولگرایان و بخشی از جناح محافظه کار نیز کارنامه آقای خاتمی در دو دوره را منفی ارزیابی کرده و می گویند مردم دیگر به سوی اصلاح طلبان نخواهند رفت. ناکامی آقای خاتمی در تحقق وعده های خود باعث شد تا بخش زیادی از مردم در انتخابات نهم از اصلاح طلبان رویگردان شوند. این رویگردانی و ظهور محمود احمدی نژاد به عنوان کاندیدای "متفاوت" باعث پیروزی او در این انتخابات شد.

اما آنچه قابل توجه است، واکنش منفی و تند گروه های تندرو نسبت به مطرح شدن دوباره نام آقای خاتمی است.روزنامه کیهان که توسط آقای شریعتمداری اداره می شود در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی مواضع شدیدی علیه او و سیاست های دولت اتخاذ می کرد روزنامه کیهان در سرمقاله امروز خود به قلم حسین شریعتمداری گفته است که آقای خاتمی به دلیل عملکرد و مواضع خود از صافی شورای نگهبان رد نخواهد شد.

 

 

روزنامه کیهان که توسط آقای شریعتمداری اداره می شود در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی مواضع شدیدی علیه او و سیاست های دولت اتخاذ می کرد.

آقای شریعتمداری در سرمقاله خود با عنوان "او کیست؟" به مساله کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات دهم پرداخته و گفته است که گروه های اصلاح طلب چگونه می خواهند اختلاف نظرهای خود را حل کرده و به یک نامزد مشترک برای انتخابات دست یابند.

او در مورد بیان نام های مختلف از سوی اصلاح طلبنان برای انتخابات آتی گفته است که تنها یکی از این افراد، نامزد اصلی است و بقیه "سرکاری" هستند.

آقای شریعتمداری، محمد خاتمی را "با قاطعیت" نامزد اصلی اصلاح طلبان دانسته و این سئوال را مطرح کرده که اصلاح طلبان تا چه حد به موفقیت او امید دارند.

او گفته است که در صورت موفقیت آقای خاتمی در انتخابات، اصلاح طلبان که آقای شریعتمداری از آنها به عنوان مدعیان اصلاحات یاد می کند و گروه های مخالف نظام و محافل خارجی به هدف خود دست پیدا می کنند.

آقای شریعتمداری، آقای خاتمی را که دو دوره رئیس جمهور ایران بوده، گزینه مطلوب "دشمنان بیرونی" ایران خوانده است.

پایان سکوت عبدالله نوری

روزنامه کیهان همچنین در بخش دیگری به موضوع طرح کاندیداتوری عبدالله نوری اشاره کرده و گفته است که احتمال اندکی برای تائید صلاحیت او از سوی شورای نگهبان وجود دارد.

 

 

آقای عبدالله نوری پس از تعطیلی روزنامه خرداد و محاکمه و زندانی شدن سکوت اختیار کرده بود عبدالله نوری که پس از تعطیلی روزنامه خرداد و محاکمه و زندانی شدن سکوت اختیار کرده و از سوی برخی رسانه های اصلاح طلب، لقب "شیخ خاموش" را گرفته بود، اخیرا سکوت را شکسته و در مورد مسایل کشور اظهار نظر کرده است.

او در دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت گفته است که اصلاح طلبان باید برای رسیدن کشور به جایگاه واقعی خود تلاش کنند.

آقای نوری برخوردهای اخیر با دانشجویان در شهرهای مختلف را نگران کننده خواند و از آن ابرازتاسف کرد.

آقای نوری از ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی در ایران، همواره پست های کلیدی و حساسی را بر عهده داشته است.

او در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقشی فعال داشت و نماینده آیت الله خمینی در سپاه بود.

آقای نوری در سال ۱۹۸۰ برای مدتی ریاست رادیو تلویزیون ایران را بر عهده داشت و پس از آن برای مدت حدود یک سال (تا سال ۱۹۸۱) معاون وزارت خارجه بود.

وی از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ نماینده مردم اصفهان در دومین دور مجلس بعد از انقلاب بود.

در سال ۱۹۸۹ و در دور نخست ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی وزیر کشور شد اما در دور دوم ریاست جمهوری آقای رفسنجانی برای این پست معرفی نشد.

آقای نوری بعد از خروج از دولت، در سال ۱۹۹۶ بار دیگر وارد مجلس شد. او این بار به عنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شد اما دوران نمایندگی خود را به پایان نرساند و به دعوت محمد خاتمی، رییس جمهور، از سال ۱۹۹۷ بار دیگر به عنوان وزیر کشور وارد دولت شد.

عبدالله نوری، دوره چهارساله وزارت کشور خود با دولت اول محمد خاتمی را نیز به خاطر استیضاح توسط نمایندگان مجلس پنجم که اکثریت آن در اختیار جناح راست بود به پایان نرساند زیرا نمایندگان به وی رای اعتماد ندادند.

او در سال ۱۹۹۹ با کسب بالاترین رای در نخستین انتخابات شورای شهر تهران، موفق شد به شورا راه یابد و ریاست شورا را نیز کسب کرد اما با هدف شرکت در انتخابات مجلس ششم که در سال ۲۰۰۰ برگزار شد، از شورای شهر استعفا داد هرچند به علت محکومیت در جریان دادگاه روزنامه خرداد نتوانست در این انتخابات شرکت کند. او از آن زمان سکوت اختیار کرده و به ندرت در مورد مسایل کشور اظهارنظر کرده است.

دادستانی تهران، روز جمعه چهارم مرداد، اعلام کرد: صبح روز يکشنبه، ششم مرداد، ۳۰ نفردر تهران اعدام خواهند شد. دادستانی تهران اين افراد را « قاچاقچيان مواد مخدر، اراذل و اوباش و اشرار تهران» ناميده است.

 

 

بر اساس اين اطلاعيه، قرار است اسامی، مشخصات و جرايم ارتکابی هر يک از محکومين در اطلاعيه ای جداگانه منتشر شود.

روابط عمومی دادسرای تهران در اطلاعیه خود تصریح کرده است:«تعداد ۳۰ نفر از محکومين قطعی و اشرار تهران که به اتهامات قتل عمد با آلات قتاله، فروشندگان و توزيع کنندگان مواد مخدر در سطح گسترده، مشارکت در باند مسلح قاچاقچيان مواد مخدر که از افراد شرور و سلب کنندگان امنيت و آسايش عمومی همراه با تهديد، آزار و اذيت، ايراد ضرب و جرح عمدی با سلاح سرد و گرم، داشتن رابطه نامشروع، سرقت های متعدد و تظاهرات مستانه هستند، در سحرگاه روز يکشنبه با توجه به طی مراحل دادرسی و قطعيت احکام صادره از سوی عالی ترين مرجع قضايی به دار مجازات آويخته خواهند شد.»

در روزهای اخير، حداقل ۱۳ نفر در شهرهای تهران، برازجان و سبزوار به اتهام ارتکاب به جرايم گوناگون اعدام شدند. براساس اين اطلاعيه، ۱۰ نفر از محکومين به لحاظ ارتکاب قتل عمدی با انگيزه «سرقت همراه با تهديد، آزار و اذيت و ايراد ضرب و جرح عمدی با چاقو، ميله آهنی، قمه، چکش و حتی خفه کردن با سيم و دفن کردن جسد مقتول در بيابان و داشتن رفتار و اعمال غير متعارف توام با شرارت، سلب امنيت و آسايش عمومی» به مجازات قصاص نفس محکوم شده اند.

اين ده نفر براساس شکايت ۵۰ تن از شهروندان تهرانی که «مورد ضرب و جرح» قرار گرفته اند و نیز به سرقت مسلحانه مقرون به آزار و اذيت و ايراد ضرب و جرح عمدی متهم بوده اند.

براساس اطلاعیه منتشر شده، این ده تن «نظم و آسايش عمومی را مختل ساخته اند» و به لحاظ «سوابق متعدد کيفری و شرارت های فراوان» به عنوان «محارب و مفسد فی الارض به اعدام و قصاص نفس محکوم» و به دار مجازات آويخته خواهند شد تا به گفته دادستانی تهران «جامعه از لوث وجود اين گونه اشرار پاک و منزه شود.»

اطلاعيه دادستانی استان تهران همچنين اعلام کرده است در ادامه اجرای طرح «افزايش امنيت اجتماعی تهران و مبارزه بی امان با سوداگران مرگ و مواد مخدر اعم از فروشندگان، توزيع کنندگان و کسانی که در ترويج اين معضل دخالت دارند» تعداد ۲۰ نفر از محکومين به اتهام  های گوناگون پس از رسيدگی و صدور قرار مجرميت و کيفرخواست از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران و اعلام رای نهايی دادگاه انقلاب اسلامی تهران و تاييد مراجع عالی قضايی به اعدام محکوم شده اند.

نگهداری، حمل، تهيه، توزيع، خريد و فروش مواد مخدر از انواع مرفين، هروئين، ترياک و حشيش در سطح گسترده و نيز« شرارت، سوابق متعدد کيفری دراخلال در نظم عمومی، ايجاد مزاحمت، شرب خمر، نگهداری ابزار و ادوات و سلاح های جنگی، شرکت در نزاع، ايراد ضرب و جرح عمدی» از اتهامات این ۲۰ نفر که قرار است صبح یک شنبه اعدام شوند، اعلام شده است.

اعدام اين ۳۰ نفر، بزرگترين مراسم از اين نوع در ايران طی يک سال گذشته به حساب می آيد.

احکام جديد اعدام پس ا زآن اعلام شده اند که اتحاديه اروپا جمعه گذشته در بيانيه ای اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرد. در روزهای اخير، حداقل ۱۳ نفر در شهرهای تهران، برازجان و سبزوار به اتهام ارتکاب به جرايم گوناگون اعدام شدند.

احکام جديد اعدام پس ازآن اعلام شده اند که اتحاديه اروپا جمعه گذشته در بيانيه ای اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرده بود.در بيانيه اتحاديه اروپا تصريح شده است:«دولت ايران شمار اعدام ها در سال ۲۰۰۷ را نسبت به سال ۲۰۰۶ دو برابر کرده، بدون اين که چيزی به دست بياورد، اين در حالی است که ميزان جرايم بدتر شده است.»

اتحاديه اروپا از ايران خواست بی درنگ اجرای مجازات اعدام را متوقف کند.

سازمان عفو بين الملل نيز اعلام کرده است که طی سال گذشته ايران با ۳۱۷ اعدام در اين سال، رتبه دوم را در اين زمينه دارد.

به گزارش عفو بين الملل، تعداد اعدام ها در ايران، در سال پيش از آن ۱۷۷ نفر بوده که در سال ۲۰۰۷ به ۳۱۷ نفر افزايش يافته است.سياست اعدام در جمهوری اسلامی همواره مورد انتقاد گروه های حقوق بشری در جهان بوده است.

در سپتامبر سال ۲۰۰۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثريت آراء قطعنامه ای را تصويب کرد که بر اساس آن مجازات اعدام بايد برچيده شود. اين در حالی است که در ايران همچنان مجازات اعدام اجرا می شود.