تبليغاتX
(((( رد پا ))))
 
(((( رد پا ))))
+++++++( رد پائي در اخبار )++++++
 

نورالدین پیرموذن به بی بی سی گفت که از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و بیمارستان ماساچوست آمریکا به مدت یک سال بورس مطالعاتی و کرسی تحقیقاتی دریافت کرده و دستکم تا پایان دوره آن، به ایران باز نخواهد گشت.

 

 

این تصمیم آقای پیرموذن که سخنگوی اقلیت اصلاح طلبان مجلس هفتم است، بعد از مصاحبه ای که مدتی پیش با تلویزیون صدای آمریکا انجام داد صورت می گیرد. او در مصاحبه اش با تلویزیون صدای آمریکا نحوه برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داد. پس از این مصاحبه، وی توسط وزیر اطلاعات ایران به خیانت متهم شد.

نماینده مجلس ایران روز جمعه در پاسخ به پرسش های شنوندگان برنامه "روز هفتم"، از این تصمیم به گفته خودش "تلخ"، برای کنار کشیدن از سیاست به علت فشارهای وارد بر او پس از مصاحبه یادشده، و همچنین ماندن در آمریکا برای حداقل یک سال دیگر خبر داد.

در ابتدای این گفتگوی زنده، نورالدین پیرموذن در دفاع از مصاحبه اش با صدای آمریکا گفت که هرگز فکر نمی کرد با چنان حساسیت و واکنشی از طرف حکومت ایران روبرو شود. او افزود که وقتی صدا و سیما امکان اظهار نظر به یک نماینده مجلس نمی دهد و خود مقامات نیز با رسانه های خارجی مصاحبه می کنند، دلیلی ندارد که از کرده خود پشیمان باشد.

نماینده اصلاح طلب اردبیل از همفکران خود در این جناح انتقاد و آنها را "بزدل" توصیف کرد، زیرا به گفته او نتوانستند حتی در آن حد انسجام از خود نشان دهند که از او در برابر تهاجم تبلیغاتی اصولگرایان و فشارهایی که به وی وارد کردند، دفاع کنند.

در این گفتگو نورالدین پیرموذن از انتقادهایش نسبت به دستگاه دیپلماسی کشور سخن راند و همچنین از تلاشهایش برای استیضاح وزیر خارجه دولت پیشین، به خاطر نزدیکی به عراق گفت، آنهم در زمانی که حکومت آن کشور چند هفته بعد در حمله آمریکا سقوط کرد. در پاسخ به این سؤال که انتقادهایش به دیپلماسی ایران در واقع انتقادی است به رویه ای که جمهوری اسلامی از همان ابتدای انقلاب و دوران جنگ در پیش گرفت، آقای پیرموذن گفت: دفاع از مظلوم وظیفه ماست اما تا آنجایی که به منافع ملی کشور لطمه نزند.

akram_mahdavi_help.jpg

نازنین بنیادی، بازیگر ایرانی فیلم “مرد آهنی“، لباسی که برای Emmy Awards پوشیده بود رو برای کمک به کمپین نجات اکرم مهدوی از اعدام به حراج گذاشته. بنابر آخرین اطلاعات هنوز کمک زیادی برای جمع آوری ۶۰ میلیون تومان دیه مورد نیاز لازم ه. برای کمک مالی روی دکمه نارنجی سمت چپ بزنید و به پیپال برید. دوستان داخل ایران می تونن از شماره حسابهای اعلام شده در اینجا استفاده کنن.

 منبع : وبلاگ نگاهي بيگانه به ايران

بعد از ماجرای عشق و ازدواج سارکوزی و کارلا برونی، این بار نوبت به ولادیمیر پوتین رسیده است که عاشق شود!عکسی که می بینید مربوط به معشوقه ولادیمیر پوتین است که یک ژیمناست باز حرفه ای است.

 

 

ولادیمیر پوتین دو ماه قبل به طور مخفی همسرش را طلاق داد و طبق اخبار رسانه های روسیه قرار است در 15 ژوئن پوتین با آلینا کابائوا، این ژیمناست 25 ساله ازدواج کند!

پوتین که بزودی با صندلی ریاست جمهوری روسیه وداع می کند چند وقت قبل بعد از 25 سال زندگی مشترکش از همسرش لودمیلا طلاق گرفته بود. به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه  به نقل از حریت، گفته می شود پوتین هفته گذشته بدون حضور همسرش از جورج بوش استقبال کرده بود.

این ژیمناست 25 ساله عضو حزب روسیه واحد و نماینده پارلمان روسیه است و قرار است عاشق و معشوق در سنت پترزبورگ ازدواج کنند.آلینا کابائوا اصالت ازبکی دارد و در بسیاری از مسابقات زیمناستیک نماینده روسیه بود است. وی در المپیک آتن نیز حضور یافته و مقام اول المپیک را کسب کرده بود.آلینا در 4 سالگی ژیمناستیک را شروع کرد، در 14 سالگی اولین مدال طلا را کسب کرد و در المپیک 2004 آتن طلا گرفت، سیاست را رها کرد و اکنون تنها در سیاست حضور دارد.وی قبل از ورود به سیاست بخاطر پزها و عکس های برهنه اش بسیار مورد توجه و تنقید قرار گرفته بود. وی که در دومای روسیه حضور دارد به عنوان رئیس کمیته جوانان دوما انتخاب شده است.

۳۰ فون : شاید ما ایرانیان ، به جای ارزیابی عملکرد خود ، سعی کرده ایم تقصیر را در دیگران جستجو نماییم و در نتیجه به جای تلاش در رفع نقاط ضعف خود ، یا کنترل اهداف توسعه طلبانه ، موجبات رشد یک بدبینی تاریخی را به وجود آورده ایم.

 

 

دکتر محمد مهدی بهکیش: جهانی شدن پدیده ای است که از اوایل قرن بیستم گسترش یافت به ترتیبی که در دهه اول آن قرن ، حجم تجارت بین کشورها رو به افزایش قابل توجه گذاشت . ولی اتفاقات جنگ اول جهانی و تأثیر نیروهای مخالف با روند جهانی شدن ، به پیدایش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در ۱۹۱۷ انجامید و نیمی از جهان را به زیر پوشش ایدئولوژی مخالف با جهانی شدن کشاند.
دیری نپایید که آثار مخرب سوسیالیستی شدن بخش مهمی از جهان و همچنین نفوذ آن بر کشورهای طرفدار اقتصاد بازار ، در شکل بحران بزرگ ۳۲ – ۱۹۲۹ ظاهر شد و بیکاری و رکودی گسترده را در پی آورد و جهان را به این فکر واداشت که باید تغییری در این روند ایجاد کرد و بنابراین دنیای غرب در مسیر ایجاد تغییر ، سه سازمان اقتصادی ؛ بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول و گات که هر سه وابسته به سازمان ملل متحد بودند را طی سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۰ به وجود آورد و در نتیجه در جهت تصحیح مکانیزم های اقتصادی ، حرکت نوینی سازماندهی شد که با رشدی شتابنده ، فرایند جهانی شدن را سامانی نوین بخشید . روند جدید منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱ شد و به پیدایش سازمان تجارت جهانی ( WTO ) در دسامبر ۱۹۹۴ انجامید که به سرعت بخش های متفاوت اقتصادی کشورهای عضو از جمله بخش خدمات را زیر پوشش گرفت و امروز مهمترین بخش اقتصادی مورد علاقه کشورهای در حال توسعه – یعنی کشاورزی – در حال پیوستن به WTO است که در صورت تحقق آن ، راه صادرات مواد کشاورزی به کشورهای توسعه یافته را می گشاید و مزیتی مهم را برای کشورهای در حال توسعه به وجود می آورد .
در فضای اقتصادی جهانی شده امروز ، چگونگی روابط بین المللی کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است ، به ترتیبی که اگر فضای تعامل مناسب بین جوامع و کشورها به وجود نیاید ، بهره گیری از فرایند جهانی شدن محدود می گردد .
بدین لحاظ اهمیت بسیار دارد که چگونگی گسترش تعامل کشورمان با کشورهای غربی را مورد بازبینی قرار دهیم ، به خصوص از این جهت که روابط بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه یافته – به دلایل متعدد - در طی قرون گذشته ، درگیر نوسانات بسیار بوده اند .
روابط ایران با کشورهای غربی نیز پستی و بلندی های بسیار داشته است و به دلیل اهمیت موقعیت جغرافیایی ایران در منطقه ، همیشه مورد توجه خاص کشورهای بزرگ غربی ( چون انگلیس ) و شرقی ( چون روسیه ) بوده است و در نتیجه ، به دلیل نوع رفتار اقتصادی - سیاسی آنها در ایران از یک طرف و نوع برخورد ما با آنان از طرف دیگر ، یک نوع بدبینی تاریخی نسبت به آن کشورها به وجود آمده است که بر مناسبات امروز کشورمان با آن جوامع ، تأثیر جدی گذاشته است .
در این مقاله سعی داریم ریشه های بدبینی ایرانیان به کشور های غربی را بازشناسی نماییم. زیرا که اگر نتوانیم مسیر تعامل با غرب را – ضمن حفظ منافع ملی – هموار سازیم ، قادر نخواهیم بود از فرایند جهانی شدن بهره گیری مناسب نماییم و در منطقه به انزوا کشیده خواهیم شد و به جای بهره برداری از مزایای جهانی شدن ، با مشکلاتی مواجه می شویم که به عقب ماندگی کشورمان منجر خواهد گردید . در طی تاریخ موقعیت جغرافیایی ایران ، منافع بسیاری برای کشورمان به ارمغان آورده است . ولی هم زمان ، مشکلات عدیده ای را نیز موجب شده است . زیرا رقابت کشورهای غربی ( به خصوص انگلیس ) با روسیه برای دسترسی به هندوستان از یک طرف و علاقه روسیه برای دسترسی به اقیانوس ها از طریق خلیج فارس ، از طرف دیگر، ایران را صحنه درگیری های متعددی در طول تاریخ نموده است که شاید مهمترین عامل بدبینی ایرانیان به دو کشور انگلیس و روسیه از همین نقطه آغاز می گردد . ما ایرانیان نیز گهگاه توسعه طلب بوده ایم و در مقاطعی از تاریخ برای گسترش سرزمین خود تلاش کرده ایم ، و در مقابل ، بارها مورد هجوم قرار گرفته ایم . روحیه توسعه طلبی ، ما را مجبور کرده است که به دنبال جلب حمایت قدرت های بزرگ باشیم و این نیاز ما را به مهره شطرنجی برای بازی کشورهای بزرگ تبدیل کرده است .



ادامه مطلب ...

سازمان عفو بین‌الملل آمار ۲۰۰۷ خود در مورد اعدام را ارائه کرد: ۹۰ درصد اعدام‌ها در پنج کشور جهان انجام می‌شوند. جمهوری خلق چین مقام نخست را کسب کرده است. مجازات اعدام از قوانین آلبانی، جزایر کوک و رواندا حذف شده است.

 

۹۰ درصد اعدام‌ها در ۵ کشور

 

سازمان‌های مدافع حقوق بشر احتمال می‌دهند که تعداد مجازات اعدام در سراسر دنیا کاهش یافته باشد. با این وجود کشور چین در سال ۲۰۰۷، بار دیگر در صدر جدول کشورهایی قرار گرفت که دارای مجازات اعدام هستند. ایران، جایگاه دوم این فهرست را به خود اختصاص داده است.

سازمان عفو بین‌الملل در گزارش سالانه خود که روز سه‌شنبه‌ی،۱۵ آوریل منتشر شد،  اعلام کرد که چین این "عنوان مهم" را در سال پیش از برگزاری بازی‌های المپیک کسب کرده است. این سازمان در گزارش خود می‌افزاید که تعداد اعدام‌ها در این سال ۴۷۰ فقره بوده که در مقایسه با سال ۲۰۰۶ کاهشی چشمگیر (حدود پنجاه درصد) نشان می‌دهد. در سال ۲۰۰۶ در چین ۱۰۱۰ نفر اعدام شدند.سازمان عفو بین‌الملل در سال ۲۰۰۷ در مجموع بیش از ۱۲۵۰ مورد اعدام را در دست‌کم ۲۴ کشور جهان ثبت کرده است. در این سال حداقل ۳ هزار و ۳۴۷ نفر در ۵۱ کشور جهان به مرگ محکوم شده‌اند. بر اساس آمار این سازمان، نزدیک به ۹۰ درصد مجموع اعدام‌ها در پنج کشور جهان انجام می‌شوند: چین، ایران (۳۱۷ نفر) ، عربستان صعودی (۱۴۳ نفر) ، پاکستان (۱۳۵ نفر) و ایالات متحده (۴۲ نفر) .

عربستان، ایران و پاکستان رشد کردند

 در آمار سال ۲۰۰۶سازمان عفو بین‌الملل، ۱۵۹۱ مورد اعدام به چشم می‌خورد. مقایسه‌ی تعداد اعدام‌ها در دو سال ذکرشده نشان می‌دهد که عربستان سعودی در سال ۲۰۰۷، سه برابر بیشتر از سال ۲۰۰۶، حکم اعدام صادر کرده است.

 

لوگوی سازمان عفو بین‌الملل

 

هم‌چنین در ایران ۱۴۰ نفر و در پاکستان ۵۳ نفر بیش‌تر از سال ۲۰۰۶ اعدام شده‌اند. سازمان عفو بین‌الملل تأکید می‌کند که تمام اعداد ارائه شده در این آمار "حداقل" هستند. این سازمان با اشاره به اینکه در چین، تعداد اعدام‌شدگان جزء اطلاعات طبقه‌بندی شده‌ی دولتی هستند، تعداد آنها را در این کشور متجاوز از هزاران نفر می‌داند. در جمهوری خلق چین، جرایمی مانند فرار از پرداخت مالیات یا قاچاق مواد مخدر، مشمول مجازات اعدام می‌شوند.

لغو مجازات اعدام

سازمان عفو بین‌الملل هم‌چنین گزارش می‌دهد که آلبانی، جزیره‌ی کوک (در اقیانوس آرام و در نزدیکی نیوزیلند) و رواندا، مجازات اعدام را از قوانین خود حذف کرده‌اند. قرقیزستان هم این مجازات را تنها برای "جرائم خاص" در نظر می‌گیرد. بر اساس آمار سازمان عفو بین‌الملل، ۶۲ کشور هم‌چنان بر مجازات اعدام اصرار دارند. در این کشورها بیش از دو سوم جمعیت جهان زندگی می‌کنند. سازمان عفو بین‌الملل در گزارش خود از این کشورها خواسته است تا نخستین گام را در راه حذف جهانی این مجازات بردارند. 

آفتاب: یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار سیاسی آفتاب درباره دلایل برکناری وزیر کشور توضیحاتی ارائه داد.

 

 

وی گفت: «وزیر کشور پس از پایان مرحله اول انتخابات، گزارشی از برخی تخلفات صورت گرفته در انتخابات، برای یکی از مقامات عالی‌رتبه نظام ارسال کرد که پس از ارسال این گزارش، بعد از چند روز رئیس‌جمهور از ارسال آن مطلع شده و از این اقدام وزیر کشور به شدت عصبانی می‌شود».

وی خاطرنشان کرد: «احمدی‌نژاد از اینکه چرا وزیر کشور قبل از نوشتن گزارش با او هماهنگی انجام نداده، ناراحت شده است و به خاطر این عمل وی، تصمیم به تغییر وی گرفته است».

سید محمدعلی ابطحی

بسیار آرام و خوش برخورد است. دفتر نسبت بزرگ او در خیابان ولی عصر تهران این روزها تبدیل به پایگاه مهمی برای گفت و گوی ادیان شده. ساعت 12 یکی از روزهای آخر سال با او قرار داشتم. با اتومبیل پرشیای مشکی رنگ خود وارد محوطه مرکز گفت و گوی ادیان شد و پس از احوالپرسی بسیار گرم گفت و گو را با او آغاز کردم. همین جا بگویم که بخش های زیادی از این گفت و گو واقعا غیر قابل چاپ بود که به تشخیص خودم (!) حذف کردم   رضا رشیدپور

 

 

شما یک سری اعمال و رفتار دارید که نمی شود آن را در قالب شخصیت یک روحانی تعریف کرد. کارهایی می کنید و فضایی به وجود می آورید که باعث حمله به شما می شود. این سیاست شماست یا خودتان این طوری هستید؟

نه والا سیاست مان نیست. چه کسی دوست دارد که فحش بشنود؟ ولی اگر این چیزها هم نبود، جماعتی که من می شناسم بالاخره بهانه ای پیدا می کردند که فحش بدهند. چون خیلی از دوستان ما که این نوع رفتارهای اجتماعی را هم ندارند از این حملات بی نصیب نیستند. دعواهای سیاسی بدون اخلاق نهایتا به این جاها کشیده می شود.

- این که می گویند شما خارج از ایران شلوار جین و تی شرت می پوشید درست است؟

شلوار جین خیلی به من نمی آید و نمی پوشم. وقتی هم هوا گرم باشد تی شرت می پوشم.

- پس تا به حال شلوار جین نپوشیده اید؟

یادم نمی آید... چون سایزم هم سایزی نیست که بتوانم شلوار جین بپوشم. (می خندد) شروع این شایعات یک مبنایی داشت. آن موقع که دعواها خیلی داغ بود، معمولا آن هایی که کم می آوردند، تهمت می زدند.

- مگر شلوار جین پوشیدن تهمت است؟

نه ... به طور کلی این جور حرف ها را می گویم. آقایی که یک وقتی خودش را سمبل هنرمند اسلامی معرفی می کرد و خیلی هم بداخلاق بود در کیهان مقاله ای نوشت که وقتی من در لبنان بودم، با شلوارک و پیراهن آستین کوتاه دیده شده ام و فیلمش هم موجود است. من یادم نمی آید که شلوارک داشته یا پوشیده باشم، آن هم در خیابان و جایی که این هنرمند خیلی عزیز بتواند فیلمبرداری کند. از اول معلوم است که دروغ است. بعد این را اضافه کردند که کنار دریا این اتفاق افتاده. البته این مشخص است که اگر بخواهم دریا بروم نه با عمامه می روم و نه با عبا، بلکه با لباس شنا می روم ولی چون دریای آن جا خیلی شلوغ بود هیچ وقت نرفتم.

جالب این بود که چند تا از بچه های حزب الهی خیلی صاف و ساده پیش من آمدند و طلب حلالیت کردند. گفتم: چطور؟ گفتند: ما مطالبی درباره این قضیه نوشتیم. آن آقا گفته بود که می خواهد فیلم را پخش کند. بعد آنها رفته بودند پیش ایشان و گفته بودند که این فیلم را بیاورید تا در مدرسه حجتیه پخش کنیم. چون خیلی مهم بود و او که با آنها احساس همبستگی داشته، گفته بود که من الکی گفتم و به آنها، به خاطر این رفتار خیلی بر خورده بود.

- اصلا چطور شد که شما روحانی شدید؟

من متولد بهمن 1338 هستم. اوایل نوجوانی وارد سیاست شدم. خانواده ام مذهبی و روحانی بود. دایی من آقای هاشمی نژاد شخصیتی مبارز بود که من خیلی تحت تاثیر او بودم. اوج قضایای دکتر شریعتی و کتاب هایش بود و رادیوهای خارجی در اوایل نوجوانی خیلی روی ما تاثیر داشت. وقتی وارد سیاست شدم قبل از انقلاب به خاطر یک سخنرانی 26-25 روز دستگیر شدم که خیلی در زندگی دوران جوانی ام مهم بود.

- مهم ترین حرفی که در آن سخنرانی زدید و شما را بازداشت کردند چه بود؟

ماه رمضان سال 1356 بود، تازه اعلامیه های امام به شهر رودسر می آمد. سخنرانی های من هم در نوجوانی داغ و جنجالی بود. یک اطلاعیه از مشهد آمده بود که بچه ها آن را به من دادند. هیچ کس جرات نمی کرد آن را بخواند چون آن موقع اطلاعیه خواندن خیلی مهم بود.
اواسط سخنرانی اطلاعیه را خواندم. اواخر جلسه چراغ های سالن خاموش شد و پشت مسجد صدای تیراندازی آمد. من هم که بچه بودم از ترس فرار کردم، اما آخر شب من را گرفتند.

- اگر آقای هاشمی نژاد نبود شما الان کت و شلوار به تن می کردید؟

نه ... فکر نمی کنم چون خانواده پدرم هم روحانی هستند و خانوادگی راه فراری نداشتیم، همگی آخوند بودیم. ضمن این که هیچ وقت هم از داشتن لباس آخوندی احساس پشیمانی نکردم.

- لباس دیگری را امتحان کرده اید؟ یعنی در مراسمی کت و شلوار پوشیده اید؟

بله، خیلی وقت ها با لباس غیر آخوندی بیرون رفتم. این لباس کار و رسمی من است. چون نمی شود با این لباس به خرید، سینما یا جاهای مختلف دیگر رفت.
اولین باری که در جلسه رسمی سازمان ملل حضور پیدا کردم با هم فکری آقای خاتمی کت و شلوار پوشیدم و جلوی دوربین هم نشستم. علت آن هم بحرانی بودن فضا بود. مجاهدین خلق تظاهرات کرده بودند، برنامه ها خیلی سخت بود، اولین سفر آقای خاتمی در اولین سال ریاست جمهوری شان بود، خیلی دوندگی این طرف و آن طرف داشت و چون همه برنامه ها دست من بود نمی شد با عبا و عمامه این طرف و آن طرف دوید. ضمن این که آقای خاتمی حفاظت خوب و محکمی داشت ما هم آخوند بودیم آن ها هم نمی فهمیدند و ما را به جای آقای خاتمی... (خنده(البته یک بار برعکسش شد. در فرودگاه فرانسه یک گارد نظامی مفصلی چیده بودند، من بی هوا با یکی از دوستانم صحبت می کردم و از در بیرون آمدم تا کمی هوا بخورم به محض آن که بیرون آمدم گروه موزیکی که برای آقای خاتمی باید می زد فکر کرد آقای خاتمی آمده و شروع کرد به موزیک زدن. من خیلی زود برگشتم سرجایم و آن ها هم خیلی تعجب کرده بودند و صدای موزیک قطع شد.

- حادثه سقوط تان از پله ها هم در فرانسه بود که در بغل رییس جمهور افتادید؟

نه در روسیه بود... دو تا آدم چاق بودیم یکی من و یکی آقای صفری، پله ها کج بود و هر دو داشتیم با عجله حرف می زدیم و از پله ها پایین می آمدیم، نمی دانم چطور شد دوتایی که دست هم را گرفته بودیم لیز خوردیم، محافظ ها جلوی مان را گرفتند وگرنه می توانستیم بزنیم زیر پای دوتا رییس جمهور و آنها را پایین بیندازیم.

- راستی می خواهم از شما هم در مورد دست دادن آقای خاتمی با آن خانم های خارجی بپرسم.

من در آن سفر نبودم.

- بعد یواشکی از آقای خاتمی نپرسیدید که قضیه چه بوده؟

چرا هم یواشکی پرسیدم هم غیر یواشکی. آقای خاتمی هم که رسما تکذیب کرد.

- یعنی  این فیلم واقعا ساختگی بود؟

من نتوانستم این فیلم را بگیرم چون فیلتر بود. آقای خاتمی خودش این فیلم را دیده بود، یک جلسه ای داشت مثل این چیزهایی که بازسازی می کنند مسیر را رفت و گفت که حالت دست من همیشه این طوری است آن یکی هم زیر عباست و از جلوی این خانم که رد می شوم کات می شود.

- آن موقع که روزنامه هم میهن هم انگشتر آقای خاتمی را چاپ کرد که در دستش بوده یا نه. من به این بحث هایش کاری ندارم شما خصوصی از آقای خاتمی در مورد این فیلم پرسیدید، چه گفتند؟

بالاخره که همه فیلم را تکذیب کردند من در این چند وقت کمتر دیده بودم که آقای خاتمی از این فضایی که به وجود آوردند این طور احساس ناراحتی بکند. ما- در این نوع فضا- خیلی پوست کلفت شده بودیم. ولی آقای خاتمی روحیه اش این طور نبود. در حوزه شخصی اش قبلا کسی صحبتی نکرده بود، به همین دلیل ماجرا ایشان را خیلی به هم ریخت.

- به نظر می رسد آقای خاتمی خیلی با شما صمیمی است، پس چرا شما را از ریاست دفترش عزل کرد؟

عزل نشدم. تا پایان دوره اول ریاست جمهوری، رییس دفتر بودم و دوره دوم معاون حقوقی شدم.

- رییس دفتر خیلی به رییس جمهور نزدیک تر است. چه اتفاقی افتاد که شما از آقای خاتمی دور شدید؟

چیز خاصی نبود، اما اگر آدم بخواهد این پشت پرده ها را باز کند، فکر نکنم کار مجله شما به شماره بعدی برسد.
دلیل این اتفاق هر چه باشد دوستی من و آقای خاتمی هیچ وقت کم نشد.

- با آقای خاتمی دعوا هم کرده اید؟

بارها! حتی دعواهای بدی هم پیش آمده ولی نیم ساعت بعد اصلا احساس نمی کردم که درون من چیزی وجود دارد و آقای خاتمی هم یادش نبود که نیم ساعت پیش دعوا کرده.

- معمولا دعوای تان سر چه چیزهایی بود؟

خیلی چیزها! حتی در یک مورد آقای خاتمی از دفترش بیرون آمد و گفت من شما را به دادگاه معرفی می کنم. البته نمی دانم باید بگویم یا نه؟! چون کیهان این تکه را برمی دارد و می نویسد که آقای خاتمی می خواسته ابطحی را به دادگاه معرفی کند!

- حالا بگویید.

موضوع، سفر فرانسه بود. یک عده نمی خواستند آقای خاتمی به این سفر برود اما ما سفر را بسته بودیم و در همه چیز مثل شام، مشروبات و ... توافق کرده بودیم. فرانسه هم کشوری است که خیلی پروتکلی است و شراب هم خیلی برای شان مهم است، چون پیشینه تاریخی دارد. ما می خواستیم مراسم را به عصرانه تبدیل کنیم تا شراب حذف شود و این هم مشکلات خودرش را داشت که مراسم به این شکل رسمی دربیاید. همه شرط ها را گذاشتیم و نسبت به این که در شانزلیزه پرچم نزنند هم توافق کردیم. به این دلیل که در هر بیست قدم این امکان را به منافقین می دادیم که ابراز وجود کنند و بخواهند پرچم آتش بزنند.
نمی دانم چرا آقای خاتمی فکر می کرد که پرچم نزدن در شانزلیزه توهین آمیز است و از توافق ما خیلی عصبانی شد.

- امیدوار هستید که اصلاح طلب ها در انتخابات رای بیاورند؟

در واقع دروازه هست اما ما بازیکن نداریم. بازیکنان آن طرف هم زیادند.

- کمی هم مظلوم نمایی می کنید. شاید رونالدو ندارید اما بازیکن دارید.

مهم نیست که چند تا بازیکن داری، مهم ترکیب است. مخصوصا که ما ترکیب شناخته شده ای هم نداریم.

- با تمام این تفاسیر، چند درصد امید دارید که اصلاح طلب ها رای بیاورند؟

در اکثریت مجلس امکان رقابت وجود ندارد و اکثریت مجلس، از الان مشخص است.

- پس شما در کمال ناامیدی پیشاپیش خودتان را بازنده بازی می دانید.

بازنده بازی نمی دانیم. تا وقتی که بازی کنیم، خود را برنده می دانیم. ولی امکان بازی وجود ندارد و این از اعداد و ارقام اعلام شده هم مشخص است.

- به نظرتان آقای کروبی دوست داشتنی تر است یا آقای خاتمی؟

اگر این امکان وجود داشت که این دو را در هم ادغام کنند خیلی ترکیب خوبی می شد!

- چه خصوصیاتی از آن ها باید در این ترکیب جدید باشد؟

مثلا اگر همین بحث تایید صلاحیت ها باشد، آقای کروبی چند پرونده را به شورای نگهبان می برد و می گوید که آقا این ها آدم های خوبی هستند، تایید کنید! ولی آقای خاتمی این طور نیست. می رود و یک گفتمان در مورد حقوق انسان باز می کند و این که مشروعیت نظام از مردم است و از این نوع بحث ها. آقای خاتمی باورش نمی شد که در سطوح سیاسی کسی دروغ بگوید ولی آقای کروبی متوجه می شد و متناسب با آن عکس العمل نشان می داد!

- من شنیدم که شما آدم sms بازی هم هستید. یعنی به آدم های سیاسی sms می دهید و sms می گیرید. درست است؟

الزاما نه با آدم های سیاسی.

- آخرین sms که آقای خاتمی برای شما فرستاد، چه بود؟

آقای خاتمی اصلا آدم موبایل بازی نیست فکر نکنم تا به حال sms داده باشد.

- یعنی اصلا موبایل دست نگرفته اند؟

یکی دوبار دیدم که به مناسبت های خاص با موبایل صحبت کرده که فکر نکنم موبایل خودش هم بوده باشد.

- یعنی آقای خاتمی موبایل ندارد؟

اوایل که موبایل آمده بود یکی به ایشان دادند ولی اساسا آقای خاتمی آدم تلفنی نیست.

- یعنی حضوری کارهایش را انجام می دهد.

بله. مثلا گاهی با او کار داشتم، تلفن می کردم و می گفتم. می گفت: خوب بلندشو بیا اینجا ببینم چه می گویی.

- از بین سیاسیون بیشتر چه کسی به شما sms می زند؟

از بین سیاسیون بیشتر من برای دیگران sms می زنم.

- آخرین sms که گرفتید و برای بقیه فرستادید را برای ما بگویید.

(می خندد) در رسانه های جمعی حرف های غیراخلاقی زدن درست نیست!

- چه چیزی از بچگی های تان یادتان هست؟ کارتون محبوب شما کدام بود؟

زورو را دوست داشتم و تنسی تاکسی دو!

- ظاهرا قرار بود یک فیلم بسازید اما بعد دروغ سیزده شد. ماجرا پی بود؟

نه بابا دروغ بود. من در جاده شمال پشت فرمان بودم، یک سری از بچه ها به من زنگ زدند که ما می خواهیم برای شما دروغ سیزده درست کنیم. شما خیلی عصبانی می شوید؟ گفتم نه. در ذهن شان بود که من یک تغار ماست را در محله مان شکسته ام.
گفتم که این یک چیز سبکی است. همان جا به ذهنم زد که دارم یک فیلم می سازم. در اوج جریان ده نمکی بود. گفتند که اسمش را می گذاریم تغار شکسته.
در همان حال که رانندگی می کردم گفتم قشنگ نیست اگر می خواهید به من نسبت بدهید یک چیز سیاسی بگویید، مثلا خواب بی موقع. گفتم اسم آقای کروبی هم می آید و فیلم ساختن من جالب می شود اصلا فکر نمی کردم خبر این سایت که مشهور هم نبود این قدر بپیچد. تلویزیون هم در اخبار بیست و سی اعلام کرده بود. بعد خانمم آمد و گفت که دختری خیلی اصرار کرده که در فیلم من بازی کند و بعد خانم حکمت زنگ زد که اگر کمکی خواستم به او بگویم!

- حالا اگر قرار باشد واقعا فیلم بسازید از کدام بازیگرها استفاده می کنید؟

من از بچگی با رضا کیانیان دوست بودم و هنوز هم گاهی پیش من می آید و روابط خانوادگی داریم، من هم نوع کار، خانواده و خودش را خیلی دوست دارم.
یکی دیگر هم لابد گلزار است. البته شوخی کردم. بازی رضا عطاران را خیلی دوست دارم. خانم معتمدآریا و البته هستی! من هم که هم سن آقای نصیریان هستم!

- راستی گفتید ده نمکی، شما اخراجی ها را دیدید؟

بله ... من فکر می کنم که دوربین را جلوی بچه های با استعداد هنرپیشه گذاشته بودند و آن ها جوک های قدیمی دوران جنگ را نقل می کردند و در مونتاژ یک جوری این ها را به هم وصل کرده بودند.

- یعنی به نظر شما فیلم نبوده؟!

بد نبود... من خیلی معتقد به فیلم های فلسفی نیستم. شاید آدم به سینما برود و بخندد. اتفاقا این فیلم را در اکران خصوصی در اریکه ایرانیان دیدیم که همه در آن حضور داشتند. من و آقای تاج زاده با هم رفته بودیم.

- نظرتان در مورد خود مسعود ده نمکی چیست؟

مسعود ده نمکی یک تاریخچه است. یعنی مسیری است که باید خیلی از آدم های دیگر هم این راه را طی بکنند و می کنند. آدمی که از آتش زدن سینما برسد به ساختن فیلم نشان می دهد حقیقتی در وجودش بوده که او را به این سمت کشانده است.

- داریوش مهرجویی چی؟

فیلم هایش خیلی سنگین و باوقار است. خودشان را تا به حال ندیده ام اما احساس می کنم یه کمی بد اخلاق باشد!

- بگذریم، اگه خیلی پول داشته باشید چه ماشینی سوار می شوید؟

من اگر پول زیادی داشته باشم فکر نمی کنم ماشینی بیشتر از همین پژو پرشیا که سوار می شوم بخرم. تعجب می کنم بعضی ها سرمایه شان را روی ماشین می گذارند! مگر آن که عشق ماشین باشند. چون خیابان و جاده های ایران بیشتر از پژو جواب نمی دهد.

- ماشین شما سیستم صوتی قوی دارد؟

از این اکو و این ها نه ... در حدی که داخل ماشین بشنویم بله.

- موسیقی گوش می کنید یا رادیو؟

بیشتر وقت ها موسیقی گوش می کنم.

- چه موسیقی گوش می کنید؟

موسیقی با کلام را خیلی دوست دارم.

- صدای چه خواننده هایی را گوش می کنید؟

هر کسی که ترانه خوب بخواند. گاهی کلام در موسیقی پاپ به هم ریخته می شود، به خصوص در موسیقی های سال های اخیر. من معتقدم که کلام موسیقی باید قشنگ باشد اما  گاهی بد به ادبیات لگد می زند.

- خواننده های امروزی را می گویید، مثل کسانی که رپ می خوانند؟

بله ... "تف به مرامت عوضی" بامزه است ولی عمر کوتاهی دارد. در بین خواننده هایی که این شعرها را می خواندند شما توجه کنید می بینید که عمر شعرهای قمیشی خیلی بیشتر از بقیه است چون موسیقی اش باوقارتر است.

- پس شما در ماشین تان سیاوش قمیشی گوش می کنید؟

بله.

- از خواننده هایی که ما بتوانیم چاپ کنیم کدام را گوش می کنید؟

یعنی قمیشی را نمی توانید چاپ کنید؟ فکر نمی کنم. من فکر می کنم سر قمیشی داریم خیلی اشتباه می کنیم، چون خواننده ای است که نه تا به حال چیز بدی خوانده و نه صدایش خلاف شرع است، بعد یک سری آدم های دسته دوم و سوم که تقلید می کنند را می آوریم و به عنوان صدای موسیقی مطرح شان می کنیم در حالی که خود قمیشی می تواند در ایران برنامه داشته باشد و کنسرت بگذارد و به کسی هم آسیبی نمی رساند. من این طوری اعتقاد دارم.

- یعنی اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟

حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است.
من به این دلیل بحث سیاوش قمیشی را مطرح کردم که نام بعضی خواننده ها در ذهن افراد تداعی کننده ابتذال نیست. حتی در مقایسه با خواننده هایی که در داخل ایران می خوانند. خیلی خوب است که زمینه هایی برای شان فراهم شود.

- عجب! ... ترجیح می دهم بحث را عوض کنم... شما هر شب خودتان وبلاگ تان را به روز می کنید؟

بله... الان 4 سال و سه ماه و 4 روز است که این وبلاگ را به روز می کنم. خیلی کار سختی است. نوشتن آن سخت نیست بلکه سوژه یابی سخت است. درباره یک سوژه می نویسی، بعد آقای خاتمی یک چیزی در مورد آن می گوید. این اواخر می خواستم مطلبی درباره آقای بورقانی بنویسم، نوشتم "تپل ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام" بعد آن را حذف کردم و تپل ترین را کردم "بی خشن ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام".
این تپل ترین در قسمت مطلب ته تیتر جا ماند و سریع فرستادم روی وبلاگم. فردایش آقای خاتمی به من گفتند که این تپل ترین تعبیر بدی است. یعنی این قدر آدم باید در جمله بندی دقت کند.

- چه ساعتی وبلاگ تان را به روز می کنید؟

بین ساعت چهار و نیم تا پنج آن را به روز می کنم و یا در آن عکس می زنم.

- با همین موبایل عکس می گیرید؟

گاهی با این موبایل عکس می گیرم و گاهی هم با یک دوربین از این دیجیتال ها که در جیبم دارم.

- ما دو صفحه به نام لنز داریم که فقط عکس چاپ می کنیم می خواهید این شماره از عکس های شما در آن استفاده کنیم؟

بله موافقم.

- خانه تکانی را شروع کرده اید؟

نه چون خیلی درگیر مرگ و میر بودیم. همسر شهید هاشمی نژاد که عمه ام هم بود فوت کرد و رفتیم مشهد. برگشتیم تهران آقای توسلی فوت کرد. من و دختر کوچکم چهارشنبه از مشهد برگشتیم، همسرم در مشهد مانده بود. آقای توسلی به خانه ما آمد و تا ساعت 12 بحث کردیم. آقای موسوی لاری هم آمد. آقای توسلی همین سخنرانی آخرش را برای ما خواند. سخنرانی مفصلی بود. خدا رحمتش کند...

- حالا اگر خانه تکانی شروع شد، کمک می کنید؟

دخترهام شروع کردند. یک خانمی هم در این ایام به کمک ما می آمد. وقتی دید ما گرفتاریم به خانه دخترهایم رفته و کار آن ها را شروع کرده. هنوز نوبت خانه تکانی ما نشده.

- بالاخره کمک می کنید یا نه؟

می ترسم بیفتم! بیشتر بخش های الکترونیک اش مثل جابه جایی تلویزیون! (خنده)

- پس جابه جایی تلویزیون جزو بخش الکترونیک است؟

بله دیگر... جابه جایی وایرلس، فیش ها و .... (خنده)

- من چند تا اسم عرض می کنم شما نظرتان را بفرمایید.

خواهش می کنم.

- دکتر احمدی نژاد

بیشتر از آن چیز که هست تلاش می کند معروف باشد. ضمن این که آقای احمدی نژاد خیلی خوب می توانست از فرصتی که به دست آورده استفاده کند.

- اگر آقای احمدی نژاد از شما دعوت کند که وزیر ایشان بشوید، کدام یک از وزارتخانه ها را انتخاب می کنید؟

ایشان دعوت نمی کند.

- حالا شما فرض کنید که دعوت تان کرده است.

در آن صورت من قبول نمی کنم.

- سید محمد خاتمی

مهم ترین کاری که کرد این بود که مردم را با حقوق خودشان آشنا کرد. حالا حتی اگر حقوق مردم به آن ها داده نشود می دانند که حقوق شان چیست.

- آقای کروبی

ضمن اینکه از ناحیه گردن خیلی تواضع دارند ولی برای مشکلات جریان اصلاح طلب خیلی زحمت کشیده ه نمی توان آن را نادیده گرفت البته این زحمت همراه با شجاعتی است که از قبل از انقلاب در وجودش مانده است.

- حداد عادل

قبل از آن که مزه این جور ریاست های عالیه را بکشد خیلی نیروی خوبی برای ایران بود. فرهنگ و زبان و ادبیات و مسایل فرهنگی کشور را خیلی خوب پاس می داشت. کاش می توانست که یک آدم فرهنگی باقی بماند.

- آقای عماد افروغ

با ایشان خیلی آشنا نیستم. یکی دو بار هم صحبت های شان را شنیده ام که چیزی نفهمیدم.

- آقای ضرغامی

آدم خوبی است که به تلویزیون توجه دارد و در سینما هم که بود این گونه بود. آقای لاریجانی از پنجره رادیو و تلویزیون به سیاست کار داشت اما آقای ضرغامی به تلویزیون و رادیو به عنوان دیده شدن و شنیده شدن توجه دارد که این نکته مثبتی است. حتی اگر اختلافات سیاسی خیلی شدید هم با هم داشته باشیم.

- نیکی کریمی

نیکی و پرسش؟!

- محسن مخملباف

محسن مخملباف گم شده. یعنی هم از نظر فیزیکال گم شده و هم از نظر هنری. من یک مدتی با ایشان دوست بودم اگر پیدا شود و خودش را هم پیدا کند، شخصیت نادری است برای وادی هنر.

- جرج دبیلو بوش

اون هم آبرویی برای کشور خودش باقی نگذاشت.

- هاشمی رفسنجانی

نمی دانم در ذهن شان ثروت مهم تر است یا قدرت!

- میر حسین موسوی

آدم دوست داشتنی است ولی کاش این امکان را می داد که از وجودش برای کشور بیشتر استفاده شود.

- ممنونم، خسته نباشید.

ایران تدابیر تدافعی محکمی را در اطراف نطنز اتخاذ کرده است دیپلمات های نزدیک به آژانس بین المللی انرژی اتمی می گویند ایران در گام دیگری به سوی توسعه ظرفیت تولید سوخت اتمی، بیش از 300 سانتریفوژ از جمله سانتریفوژهای نسل جدیدتر را در نطنز نصب کرده است.

 

 

هرچند دیپلمات هایی که با خبرگزاری های عمده گفتگو کرده اند در مورد اینکه نیمی از سانتریفوژهای نصب شده از نوع پیشرفته است توافق نظر دارند، اما باقی جزئیات این تحول در ابهام است.

از جمله سوالاتی در مورد اینکه سانتریفوژهای نسل جدید از نوع آی آر-2 است یا خیر، محل نصب آنها در بخش زیرزمینی تاسیسات نطنز است یا در بخش آزمایشی آن و اصولا هدف آن چیست، بی پاسخ مانده است. یک دیپلمات که برنامه هسته ای ایران را از نزدیک دنبال می کند به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که بیش از 300 سانتریفوژ - ماشینی برای غنی سازی اورانیوم - در دو واحد جداگانه نصب شده و آبشار سومی از سانتریفوژها نیز درحال نصب است. دیپلمات ها در گفتگو با این خبرگزاری و همچنین رویتر گفتند به نظر می رسد که نیمی از این سانتریفوژها، پیشرفته تر از نوع پی-1 است که ایران سه هزار عدد از آنها را قبلا در بخش زیرزمینی تاسیسات نطنز نصب کرده بود.

آژانس بین المللی انرژی اتمی در آخرین گزارش خود درباره برنامه اتمی ایران در ماه فوریه 2008، برای اولین بار نصب تعداد انگشت شماری سانتریفوژهای پیشرفته تر آی آر-2 در واحد آزمایشی نطنز را تایید کرد. با این حال یک دیپلمات ارشد دیگر به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که هرچند آبشار تازه ظاهرا حاوی سانتریفوژهای پیشرفته است اما اینها از نوع "آی آر-2" نیست.

وی افزود که معلوم نیست رشته سانتریفوژهای تازه زیر زمین یا روی زمین نصب شده اند.

محل نصب مهم است چون آن بخش از تاسیسات نطنز که روی زمین است جنبه آزمایشی دارد درحالی که بخش زیرزمینی آن برای غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی به کار می رود.

اورانیوم غنی شده بسته میزان خلوص آن می تواند به عنوان سوخت نیروگاه اتمی یا ماده مورد نیاز برای تولید سلاح اتمی به کار گرفته شود.

جزئیات بیشتر در آینده

دیپلمات ها گفتند تهران احتمالا جزئیات سانتریفوژهای تازه را روز 8 آوریل، که جمهوری اسلامی روز ملی فناوری هسته ای نامگذاری کرده، علنی خواهد کرد.

تحلیلگران معتقدند که ایران قصد دارد به تدریج سانتریفوژهای اولیه پی-1 را به نفع نسل تازه ای که با تکیه بر طرح پی-2 توسعه داده، از رده خارج کند. پی-2 از طریق بازار سیاه فراهم شده و قادر به غنی سازی با سرعتی دو تا سه برابر پی -1 است.

 جایگزینی پی-1؟

 تحلیلگران معتقدند که ایران قصد دارد به تدریج سانتریفوژهای اولیه پی-1 را به نفع نسل تازه ای که با تکیه بر طرح پی-2 توسعه داده، از رده خارج کند. پی-2 از طریق بازار سیاه فراهم شده و قادر به غنی سازی با سرعتی دو تا سه برابر پی -1 است

نصب آبشارهای سانتریفوژ تنها یک گام در فرآیند پیچیده غنی سازی اورانیوم است و گفته می شود ایران در این زمینه به مشکلاتی برخورد کرده است.

دیوید آلبرایت تحلیلگر آمریکایی تسلیحات اتمی و بازرس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد نصب سانتریفوژهای تازه به آسوشیتدپرس گفت که "مسلما چیزهایی در جریان است."

با این حال وی تاکید کرد با توجه به اطلاعات ضد و نقیضی که در مورد نوع، محل نصب و هدف این اقدام وجود دارد نمی توان در مورد اهمیت آن گمانه زنی کرد.

ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد این گزارش ها اظهار نظری نکرده اند.

گزارش ها حاکیست که تلاش ایران برای تولید میزانی قابل استفاده از سوخت اتمی به خاطر مشکلاتی در گردش بی قفه سانتریفوژهای پی-1 با حداکثر سرعت مختل شده است.

ایران تا ماه نوامبر 2007 سه هزار سانتریفوژ پی-1 راه اندازی کرد که اساس غنی سازی در مقیاس صنعتی را تشکیل می دهد اما آن زمان گفته شد که فقط 10 درصد از ظرفیت آن مجموعه فعال است.

کارشناسان می گویند سه هزار سانتریفوژ پی-1 اگر با ظرفیت کامل برای حدود یک سال کار کند می تواند اورانیوم غنی شده با خلوص لازم جهت ساخت یک بمب اتمی را تولید کند. به گفته دیوید آلبرایت این درحالی است که 1200 سانتریفوژ نوع آی آر-2 برای رسیدن به همین هدف کافی است.

دیپلمات ها در ماه فوریه گفته بودند که ایران تصمیم گرفته است نصب تعداد بیشتری پی-1 را متوقف کرده و در عوض روی سانتریفوژهای پیشرفته تر کار کند.

ایران عمدتا به دلیل ادامه کار بر بخش های حساس چرخه سوخت هسته ای به خصوص در تاسیسات زیرزمینی نطنز، اخیرا با سومین قطعنامه تحریمی سازمان ملل متحد روبرو شد.

این تحریم ها به دلیل سوءظن نسبت به ماهیت واقعی برنامه اتمی ایران و احتمال نظامی بودن آن اعمال شده است، اما ایران می گوید قصد دارد با تولید انرژی هسته ای از اتکا به نفت بکاهد و برنامه اش صرفا جنبه غیرنظامی دارد.

داستان فرار غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب، مهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایران، ، وحید قدیمی معروف به کارلوس ایران و علی اشرف پروانه در نوع خود جالب می باشد. بازخوانی فرارهای بزرگ در تاریخ جنایی ایران این پرسش‌ها را در ذهن ما پدید می‌آورد که شهرام جزایری، چرا؟ چگونه؟ و با چه اطمینانی فرار کرد ؟

 

 

فرار شهرام جزایری در اسفندماه سال 85 و دستگیری جنجال آفرین وی در نوروز 86 یکی از بزرگ‌ترین فرارهای زندانیان سرشناس در تاریخ ایران بوده است.

به گزارش «فردا»، ویژه نامه نوروزی تهران امروز به بررسی فرارهای بزرگ از زندان های ایران پرداخته است و طی گزارشی به بازخوانی داستان غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب، مهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایران، ، وحید قدیمی معروف به کارلوس ایران و علی اشرف پروانه پرداخته است.

در گزارش این ویژه نامه آمده است: شاید بازخوانی فرارهای بزرگ در تاریخ جنایی ایران این پرسش‌ها را در ذهن ما پدید می‌آورد که شهرام جزایری، چرا؟ چگونه؟ و با چه اطمینانی؟ فرار کرد و چرا؟ چگونه و به چه قیمتی؟ دستگیر شد. از روز نخست فرار شهرام جزایری که سرشناس‌ترین متهم یا بهتر بگوییم محکوم علیه در پرونده‌های مفاسد اقتصادی بوده و است ابهامات بسیاری وجود داشت که پس از گذشت یک سال و با وجود دستگیری وی هنوز روشن نشده‌اند و همه مسئولان در برابر آن سکوت کرده و با کلی‌گویی ماجرا را فیصله داده‌اند. شهرام جزایری ساعت 8 و 50 دقیقه روز سه‌شنبه یکم اسفندماه سال 85 با همراهی دو مامور به جای رفتن به مکانی که کارشناسان منتظرش بودند تا بخشی از دارایی او را ارزیابی کنند به آپارتمان خود در شهرک اکباتان رفت و به دور از دیدگان دو محافظ خود، فراری شد.از روزی که ماجرای فرار شهرام جزایری فاش شد، رفتارهای غیرعادی از سوی برخی از مسئولان قضایی و پلیسی رخ داد که همگی ناشی از شوکی بود که این فرار به وجود آورده بود.جزایری رفت، هیچ کس تصور نمی‌کرد این جوان ثروتمند با نفوذی که در کشورهای عربی و دیگر کشورها دارد بعد از یک ماه در ایام نوروز دستگیر شده و با یک هواپیمای شخصی از کشوری عربی به ایران انتقال داده شود.شاید اگر شهرام جزایری چهره‌ای شناخته شده در رسانه‌ها نداشت و چنین حساسیتی پشت پرونده اتهامی‌اش از سوی روزنامه‌ها نبودع حساسیت کمتری برای دستگیری‌اش وجود داشت و او با نقشه ماهرانه‌ای که در فرار از ایران طراحی کرده بود هرگز به زندان اوین باز نمی‌گشت.

شهرام جزایری با هویت جعلی و مدارک شخصی به نام وحید به دوبی گریخته و در هتلی اقامت داشت. ماموران پلیس ایران که با دستور ویژه‌ مقامات قضایی به ردیابی وی پرداخته بودند تا یک قدمی‌اش در هتل رفتند اما جزایری در لابی هتل در تماسی با پلیس امارات، ماموران ایرانی را مزاحم خود معرفی کرد، با خونسردی از هتل خارج شد و گریخت.در مدت فرار شهرام جزایری با دستور رئیس قوه قضائیه تنی چند از مقامات قضایی که رئیس مجتمع قضایی مبارزه با مفاسد اجتماعی و رئیس زندان اوین شاخص‌ترین بودند، برکنار شدند و همدستان متهم فراری که قرار بود در ازای فراری دادن او به ثروت خوبی دست پیدا کنند، بازداشت و زندانی شدند.هر روز بازار شایعات در خصوص فرار شهرام جزایری داغ‌تر می‌شد تا اینکه در ایام نوروز مردم در تلویزیون دیدند که هواپیمایی در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست و جوانی غمزده در حالی که دستبندی به دو دستش بود، ساکت و آرام از هواپیما پیاده شد. شهرام جزایری بازداشت شد و سناریوی فرارش خیلی زود خاتمه یافت. این متهم اقتصادی که در روستایی که جمعیت واقع در عمان ردیابی شده بود به زندان سپرده شد و دیگر حرفی به میان نیامد.پس از گذشت 11 ماه هنوز هم کاملاً مشخص نیست شهرام جزایری چگونه گریخت و چه سرنوشتی برای او رقم خورد تا به سلولی در زندان اوین بازگردانده شد. هنوز هم خیلی‌ها در این مورد سکوت کرده‌اند. البته این لازمه یک فرار بزرگ بوده است.

فرارهای بزرگ

خبر فرار زندانیان همیشه جذاب و خواندنی بوده است و کمتر اتفاق افتاده است که یک زندانی فراری گرفتار نشود.در تاریخ فرارهای ایران ماجرای فرار غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب، مهدی بلیغ، وحید قدیمی معروف به کارلوس ایران در نوع خود جالب و شنیدنی است.

خفاش شب

در سال 1376 قتل‌های سریالی زنان و دختران جوان، جنجال بسیاری به پا کرد و ترس به جان تهرانی‌ها انداخت تا اینکه خفاش شب دستگیر شد. وقتی غلامرضا خوشرو با اعترافات تکان دهنده همه جنایات سریالی را به گردن گرفت، در بررسی‌های اطلاعاتی مشخص شد. این جنایتکار در سال 1371 با وجود محکوم شدن به اعدام توانسته فرار کند.در سال 1371 وقتی خفاش شب به خاطر سرقت مسلحانه و اذیت و آزار دختران تحت حکم اعدام بود در مسیر انتقال به دادگاه از چنگال ماموران گریخت. این مرد جانی به همراه دوستش به نام علی کریمی قرار بود اعدام شود که با فریب دادن ماموران توانست فرار کند. همدست او در اسفندماه همان سال اعدام شد اما خفاش شب تا سال 1376 باز به تبهکاری‌هایش ادامه داد و پس از 9 جنایت فجیع، ساعت 22 شامگاه پنجم تیرماه سال 76 توسط بسیجیان پایگاه شهید نظری ناحیه 10 شهری سپاه ناحیه غرب تهران در پونک بازداشت شد و ساعت 7 و 45 دقیقه چهارشنبه 23 مرداد ماه سال 1376 در چهار دیوار انبار روباز ورزشگاه آزادی واقع در سه راه دهکده المپیک به دار مجازات آویخته شد.

کارلوس ایران

«کارلوس ایران» چهره شناخته شده مطبوعات ایران در سال 59 است. او مردی هزار چهره و اسم واقعی‌اش «وحید قدیمی» بود. «کارلوس» یکی از جانیان خطرناک در تاریخ جنایی است که نامی‌های متفاوتی از قبیل رضا ناظمی، جمشید قاسمی؛ مهندس علیرضا پورکاظمی و ... داشت.این جنایتکار با 9 فقره قتل، سرقت، کلاهبرداری، خرید و فروش مواد مخدر، خیانت‌ در امانت، جعل عنوان با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به جرم سرقت، دستگیر شد و به زندان افتاد و در سال 1359 آزاد شد. او پس از آزادی با همدستی هم‌زندانی‌اش به نام فرامرز دژدانی ـ که در سال 1361 اعدام شد ـ به سرقت‌ها و جنایت‌های فجیعی دست زد. پس از آخرین قتل‌هایش که در تبریز رخ داد متوجه شد که عکس وی در روزنامه‌ها به چاپ رسیده است. برای هیمن از مرکز باکو به صورت قانونی و با جعل گذرنامه به ترکیه رفت. در آنجا خود را یک ارتش با درجه سرگروهی معرفی کرد ور در شهر استانبول ازدواج کرد. وقتی پسرش به دنیا آمد، دو بار به خاطر سرقت زندانی شد. سال 1371 بود که غیرقانونی به ایران برگشت و باز به 5 جنایت دیگر دست زد. او در حالی که با اتهامات قتل و سرقت‌های مسلحانه تحت تعقیب بود، به خاطر کلاهبرداری در بند 6 ندامتگاه مرکزی زندان قصر زندانی بود تا اینکه چهره‌ اصلی‌اش از بنی هزار چهره دیگر فاش شد و با حکمی از شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی محکوم به اعدام شد. در سال 1375 کارلوس ایران در زندان دست به خودکشی زد.

فرار مهدی بلیغ

آرسن لوپن ایران، مردی لاغر اندام و بسیار تیزهوش به نام مهدی بلیغ بود، او قانون را از حفظ بود به بهانه نیاز به دستشویی از سراکیپ محافظ خود خواست تا دستبند را از دستش باز کند.وقتی این محافظ با دقت همه دستشویی را بازرسی کرد و دید راه فراری نیست به بلیغ اجازه داد تا به دستشویی برود برود غافل از اینکه آرسن لوپن ایران با کندن دریچه هواکش که تا پای ساختمان 15 متر فاصله داشت فرار خواهد کرد.مهدی بلیغ که در زندان مواد مخدر تولید کرده و می‌فروخت با این فرار جنجال به پا کرد و مطبوعات داخلی و ارجی به آن پرداختند. آرسن لوپن ایران یک بار دیگر وقتی در عراق بازداشت شد و او را سوار قایق کردند تا به ایران بیاورند از غفلت ماموران به آب پرید و از شلیک‌های آنان توانست فرار کند، او شناکنان خود را به کویت رساند سپس وقتی به لبنان رفته بود دستگیر شد و سحرگاه 20 فروردین ماه سال 1360 به هماه 6 قاچاقچی دیگر در ناصر خسرو تهران به صورت علنی اعدام شد.

فرار پروانه

علی اشرف پروانه، یکی از مردان خطرناک و سارقان مسلح است که در جراین ترور قاضی مقدس نیز یکی از مظنونان اصلی بود. «پروانه» که خود می‌گوید خطرناک نیست در 11 سرقت مسلحانه شرکت داشت و 19 سال در مجهزترین زندان ایران که رجایی شهر بوده محبود بود. این مرد خطرناک با 3 تن از همسلولی‌هایش نقشه فرار بزرگی را طراحی کرد، آنها به سبک فیلم‌های سینمایی ابتدا نقشه زندان را به دست آوردند و از فضاهای خالی که مختص تمهیدات برق، آب و دیگر احتیاجات زندان بود، استفاده کردند و به حفاری تونلی 50 متری دست زدند تا خود را به پشت دیوارهای بلند زندان برسانند. پروانه در روز فرار وقتی یکی از زندانبانان را پیش روی نقشه ماهرانه و زحمات چندین ماهه‌اش دید او را با اسلحه‌ای هدف قرار داد و با همسلولی‌هایش توانست فرار کند. این مرد خطرناک وقتی در بخش آسفالت کاری شهرداری کار می‌کرد شناسایی و بازداشت شد، او خیلی خونسردانه حرف می‌زد و زمانی که پرسیده شد چگونه نقشه فرار را طراحی کرد و گفت: وقتی بیکار باشی، ذهنت خلاق می‌شود، در زندان چون مشغولیتی نبود تصمیم به فرار گرفتم.او در آخرین اظهار نظر مبنی بر اینکه باز از زندان فرار می‌کند یا نه؟ گفت: «نمی‌توانم پیر شده‌ام، دیگر حوصله این کارها را ندارم و ...»

مقام های امنيتی اسرائيل اعلام کردند که ايران در ماه های اخير ايستگاه های شنود پيچيده ای را در سوريه برای رديابی ارتباطات راديويی نظامی اسرائيل بر پا کرده است. اين مقامات اشاره نکرده اند که چه تعداد از اين ايستگاه ها در سوريه تاسيس شده است.

 

 

بر اساس گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، اين اطلاعات از افرادی گرفته شده است که خواسته اند نامشان فاش نشود چون فاقد مسئوليت برای انتشار اطلاعات نظامی هستند. به گفته مقامات امنيتی اسرائيل، اين کشور به دليل وجود چنين ايستگاه هايی، اقدامات احتياطی را انجام داده است. اين گزارش می افزايد: «افسران ارشد اجازه نخواهند داشت تا موبایل های خود را به اتاق هايی بياورند که در آنها مسائل حساس و طبقه بندی شده مورد بحث قرار می گيرد. ژنرال های ارتش نيز تنها در محيط هايی که امن تشخيص داده شده است می تواند مکالمه خصوصی داشته باشند.به گفته مقامات اسرائيلی، بدين ترتيب، ايستگاه های راديويی قادر نخواهند بود تا گفت وگوهای حساسی که در پس زمينه مکالمات ژنرال ها در جريان است را شنود کنند. «افسران ارشد اجازه نخواهند داشت تا تلفن های همراه خود را به اتاق هايی بياورند که در آنها مسائل حساس و طبقه بندی شده مورد بحث قرار می گيرد. ژنرال های ارتش نيز تنها در محيط هايی که امن تشخيص داده شده است می تواند مکالمه خصوصی داشته باشند.»

مقامات نظامی اسرائیل

قواعد مربوط به مکالماتی که از طريق تلفن های ثابت صورت می گيرد، به گفته مقامات اسرائيلی، تغيير نخواهد کرد چون مقامات نظامی اسرائيل ايران را متهم می کنند که به گروه حزب الله لبنان کمک کرده است تا ارتباطات راديويی اين کشور در جريان جنگ با اين گروه چريکی را در سال ۲۰۰۶ شنود کند. گزارش آسوشيتدپرس حاکی است که افسران اطلاعاتی اسرائيل روز سه شنبه به يک کميته پارلمانی اين کشور گفته اند که گروه حزب الله لبنان، زرادخانه خود را با موشک های ميان برد و دوربرد بازسازی کرده است. روزنامه اسرائيلی «ها آرتص» روز چهارشنبه نوشت که به گفته اين افسران، برآوردهای اطلاعاتی نشان می دهد که حزب الله ممکن است از طريق سازمان ديگری به اقدام تازه ای عليه اسرائيل در شمال اين کشور دست بزند. اهود باراک، وزير دفاع اسرائيل روز سه شنبه در بازديد از مرز اين کشور با لبنان گفت که «حزب الله قدرتمند تر شده است» اما هشدار داد: «اسرائيل قوی ترين کشور منطقه به شمار می رود و به هيچ کسی توصيه نمی کنم که از آن سوی مرز بخواهد ما را محک بزند.»

جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل از سه دهه پیش که روابط میان دو کشور قطع شد ادبیات خصمانه ای را در برخوردهای خود حاکم کرده اند و محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران نیز در چندین سخنرانی خود خواستار محو اسرائیل از نقشه جهان شده است. اسرائیل با متهم کردن جمهوری اسلامی به تعقیب برنامه ساخت بمب اتمی خواستار مقابله بین المللی با اقدامات جمهوری اسلامی شده است.

 

مارادونا روی این پیراهن نوشته: "با مهر تقدیم به مردم ایران" - عکس از پرس تی وی

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران طی پیامی به دیه گو مارادونا، فوتبالیست سرشناس آرژانتینی از او به خاطر اهدای پیراهن ورزشی امضا شده تشکر کرد.

دیه گو مارادونا، بازیکن افسانه ای فوتبال آرژانتین، اواخر دسامبر سال گذشته در دیدار با کاردار ایران در بوئنوس آیرس پیراهن ورزشی امضا شده خود را به مردم ایران اهدا کرد.

مارادونا روی این پیراهن ورزشی با خط خود نوشته است: "با مهر تقدیم به مردم ایران".

مارادونا در دیدار با محسن بهاروند، نفر اول سفارت ایران در بوئنوس آیرس، ضمن اهدای این پیراهن ورزشی گفته بود: "من از ته قلبم با مردم ایران هستم و از آنها حمایت می کنم. این حرف را از ته دل می گویم."

مارادونا همچنین گفت که از دولت ایران حمایت می کند و دوست دارد با محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور این کشور، دیدار کند.

آقای احمدی نژاد در پیام خود به مارادونا از "لطف او نسبت به ملت حق طلب و انقلابی ایران" تشکر کرده است.

رئیس جمهور ایران در پیام خود که بیشتر به پیامی سیاسی شبیه است، آمریکای لاتین را "سرزمین ملت های پاک و خونگرم و مظلوم خوانده که استکبار، زخم های عمیقی بر آن جای گذاشته است."

محمود احمدی نژاد در ادامه پیام خود خطاب به مارادونا گفته است که ایران"همواره در کنار شما قرار گرفته است."

دیه گو مارادونا در دیدار خود با کاردار ایران در آرژانتین در دسامبر سال گذشته گفته بود: "من تا به حال با فیدل [کاسترو، رئیس جمهور کوبا] و [هوگو] چاوز [، رئیس جمهور ونزوئلا] دیدار کرده ام، حالا فقط می خواهم با احمدی نژاد، رئیس جمهور شما، دیدار کنم."

روابط ایران و آرژانتین به خاطر پرونده بمبگذاری در مقر یهودیان در پایتخت آرژانتین که چند مقام ایرانی نیز در آن متهم شده اند، با تنش همراه است. به همین خاطر ایران سفیری در آرژانتین ندارد و بالاترین مقام سفارت ایران در بوئنوس آیرس، کاردار است.

مارادونا روابط خوبی با رهبران چپ گرای آمریکای لاتین دارد

نابغه جنجالی

دیه گو مارادونا در سال 1986 با تیم ملی آرژانتین قهرمان جام جهانی شد و در سال 1990 نیز با این تیم به دیدار فینال جام جهانی راه پیدا کرد.

 

 

مارادونا در بسیاری از نظر سنجی ها بهترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان و در تعداد زیادی نظرسنجی دیگر بهترین بازیکن تاریخ جهان بعد از پله انتخاب شده است.

اما شهرت مارادونا تنها به درون زمین فوتبال خلاصه نمی شود. او سابقه زیادی در استفاده از مواد نیروزا، مواد مخدر و حمله به خبرنگاران دارد.

او حتی یک بار به سمت خبرنگاری شلیک کرد و به همین دلیل مدتی را در زندان به سر برد.

مارادونا که یکی از دوستان فیدل کاسترو است، مدتی در یک کلینیک ترک اعتیاد در کوبا نیز بستری بود.

مارادونا در یکی دو سال اخیر به مربیگری فوتبال روی آورده و حدود یک سال پیش که فدراسیون فوتبال آرژانتین در حال انتخاب سرمربی جدید تیم ملی آرژانتین بود نام او نیز به عنوان یکی از گزینه ها مطرح شد.

واقعا ایرانیان مقیم دوبی و ایرانیانی که در نوروز به دوبی سفر میکنند ٬ نقش اساسی در شناساندن نوروز به ملیت های مختلف دارند. دوبی ٬ امسال یکی از شلوغ ترین نوروز های خود را دید. با وجود اینکه برای خیلی از ایرانی ها ویزا صادر نشد ٬ ولی باز هم چندین هزار ایرانی ٬ در دوبی تعطیلات خود را گذراندند. در واقعا همان طور که لاس وگاس برای آمرکایی ها مکانی مناسب برای گذراندن تعطیلات هست ٬ دوبی هم شهر مورد علاقه ایرانی ها برای تعطیلات چند روزه است.دوبی را میتوان لاس وگاس ایرانی ها بدونیم.منتهی لاس وگاسی خارج از ایران !

ولی نوروز امسال چند اتفاق ویژه و فراتر از خطوط قرمز کشور امارات به وقوع پیوست و جالب اینکه همه این اتفاق ها به نوعی به موسیقی و کلا کنسرت های موسیقی ارتباط دارند.

اولی در کنسرت داریوش اتفاق افتاد.برای اولین بار در طول تاریخ کنسرت های ایرانی در دوبی ٬ وقتی داریوش آهنگ "وطن" را اجرا میکرد ٬ ناگهان پرچم شیر و خورشید ایران به روی صفحه نمایش بزرگ سالن نقش بست و باعث به وجود آمدن هیجان زیاد برای تماشاچیان شد.اتفاقی که هرگز نیفتاده بود و بعید هم هست که دوباره تکرار شود.چون سفارت جمهوری اسلامی در همه کشورهای عربی ٬ با قدرت بسیار زیاد ٬ حرکت هایی از این دست را کنترل کرده است و این اتفاق کمی استثنایی بود.

 

 

دومی ولی از اولی خیلی بزرگ تر و جنجالی تر هست. "هنگامه" خواننده تازه مشهور شده ایرانی ٬ آهنگ معروف "خلیج فارس" را در شبی که "ابراهیم حامدی (ابی)" هم بعد از او باید به اجرای برنامه می پرداخت ٬ اجرا کرد. وقتی او اسم خلیج فارس را آورد ٬ همه سالن به وجد آمدند. ابی بعد از اجرای او و البته "شادمهر عقیلی" به روی صحنه آمد و مردم بارها از او خواستند که آهنگ خلیج فارس را بخواند ولی او این آهنگ را اجرا نکرد. از طرفی دیگر به احتمال زیاد ٬ هنگامه هیچ وقت نخواهد توانست که دوباره در دوبی به اجرای برنامه بپردازد و البته تا مدت ها نمیتواند به دوبی سفر کند!

سومی هم کنسرت گوگوش بود.با وجود اینکه که او در دو سال گذشته بر علیه شهر دوبی و مقامات این کشور مصاحبه کرده بود٬ ولی توانست که در این شهر دوباره برنامه اجرا کند.قیمت بلیط او جزو گران ترین بلیط های کنسرت های سالهای گذشته در دوبی می باشد. او قبلا گفته بود" اگر بگذراند آهنگ خلیج فارس را اجرا کنم و پرچم شیر و خورشید را به دستم بگیرم ٬ به دوبی خواهم آمد و برنامه اجرا خواهم کرد".این در حالی است که او به دوبی آمد و هیچ کدوم از این کارها رو هم نکرد.(البته تا جایی که من اطلاع دارم!).

منبع : وبلاگ مسافري در كوير

BBC : برخورد با میهمانی ها تحت عنوان "مبارزه با فساد" صورت می گیرد .سازمان دیده بان حقوق بشر با انتشار خبری مبنی بر دستگیری بیش از 30 مرد شرکت کننده در یک مهمانی خصوصی در اصفهان، آن را نشانه "شکنندگی حقوق اولیه" در کشوری دانست که در آن قدرت پلیس "همواره تضعیف کننده حریم شخصی است.

 

 

این سازمان در بیانیه ای که روز جمعه منتشر کرد، از مقام های ایران مصرانه خواست این افراد را، که مدعی است در اواخر فوریه دستگیر شده اند، آزاد کنند و اتهام های آنها مبنی بر روابط همجنسگرایانه، نوشیدن مشروبات الکلی و سایر اعمال "غیراخلاقی" را کنار بگذارند.

جو استورک، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده بان حقوق بشر، گفت: "وقتی پلیس برای اجرای نوعی اخلاقیات دائما درب منازل را می شکند، این بدان معناست که حدود را زیر پا می نهد و در هر لحظه به حریم خصوصی مردم تجاوز می کند.او که نظام ایران را نظامی سرکوبگر خواند، افزود این نظام "با کنترل لباس، رفتار و زندگی شخصی مردم ناقض حقوق بنیادین است.ظاهرا منابع داخل ایران به این سازمان که مقر اصلی آن در نیویورک است گفته اند در روزهای 28 و 29 فوریه پلیس در اصفهان به منازل شخصی هجوم برده و بیش از 30 مرد را در یک مهمانی دستگیر کرده است.سازمان دیده بان حقوق بشر مدعی است این افراد حدود چهار هفته است که بدون دسترسی به وکیل و تفهیم اتهام در حبس بسر می برند و پلیس آنها را برای یافتن "شواهد همجنسگرایی" به پزشکی قانونی ارجاع داده است. این سازمان در بیانیه ای که جمعه 28 مارس منتشر کرد به موارد دیگری از حمله پلیس به خانه های شخصی و ضرب و شتم مهمانان به اتهام "تسهیل اعمال جنسی و منافی عفت" اشاره می کند.

این سازمان در بیانیه خود درباره مجازات همجنسگرایی در ایران می نویسد: "آخرین احکام مستند شده مجازات اعدام در ایران برای روابط همجنسگرایانه مورد توافق طرفین در مارس 2005 صادر شد. هنوز معلوم نیست آیا این احکام به مورد اجرا گذارده شدند یا خیر. دیده بان حقوق بشر طی مصاحبه های وسیع با مردان و زنان داخل و بیرون از ایران اسنادی از دستگیری و شکنجه های وسیع و خودسرانه بدلیل گرایش های جنسی و یا هویت جنسیتی افراد تهیه کرده است.منابع غربی گفته اند که در نظام قضایی ایران اتهام رفتارهای همجنسگرایانه مورد رضایت طرفین تبدیل به اتهام تجاوز می شود. اما دیده بان حقوق بشر تاکنون هیچ مدرکی در این باره نیافته است. جو استورک گفت: "در ایران برای برخی مردم، جاسوس پشت پنجره اتاق خواب و یا صدای در ممکن است به معنای خطر حکم مرگ باشد.او افزود: "حریم شخصی، آزادی از حبس های خودسرانه و آزادی از شکنجه جزء حقوق بشر محسوب می شوند. پلیس و قضات باید به این حقوق احترام بگذارند.برخورد با میهمانی ها یکی از مواردی است که از سوی دولت ایران تحت عنوان "مبارزه با فساد" صورت می گیرد و مقام های انتظامی ایران مدعی شده اند این اقدامات امنیت اجتماعی را افزایش داده است.دیده بان حقوق بشر کمتر از یک سال پیش نیز با صدور بیانیه ای مشابه، از برخورد نیروهای پلیس در اردیبهشت ماه سال گذشته به ویژه با جوانان و تحت پوشش "مقابله با شئون غیراخلاقی" انتقاد کرده بود.

نخست وزیر هلند ابراز امیدواری کرده است که فیلم فتنه باعث واکنش خشونت آمیز مسلمانان نشود .انتشار فیلم ضداسلامی موسوم به فتنه از طریق شبکه اینترنت، محکومیتهای گسترده ای در سطح جهان به همراه آورده، اما نه به گستردگی واکنشهایی که نسبت به موارد مشابه پیشین ابراز شد.

این فیلم که ساخته خیرت ویلدرز، نماینده راستگرای مجلس هلند است امکان پخش از طریق شبکه های تلویزیونی نیافت اما از روز پنجشنبه از طریق برخی سایتهای اینترنتی در دست قرار گرفت.

بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد این فیلم را توهین آمیز خوانده و پخش اینترنتی آن را بشدت محکوم کرده است، وی از تلاش دولت هلند برای جلوگیری از پخش تلویزیونی این فیلم نیز تقدیر کرده است.

آقای بان طی بیانیه ای که در واکنش به پخش اینترنتی فیلم فتنه صادر کرده، با کسانی که این فیلم را توهین آمیز می دانند ابراز همدلی کرده و آنان را به آرامش فراخوانده است، وی در این بیانیه تأکید کرده که آزادی بیان باید پاس داشته شود اما باید با احساس مسئولیت اجتماعی نیز همراه باشد.

دولت اسلوونی که ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را به عهده دارد نیز انتشار فیلم فتنه را محکوم و اعلام کرده که این فیلم هدفی جز ایجاد نفرت ندارد و آزادی بیان باید در فضای احترام به مذاهب و دیگر اعتقادات و همراه با حس تعهد رعایت شود.

بیانیه ریاست دوره ای اتحادیه اروپا در محکومیت این فیلم همزمان با نشست وزیران خارجه دولتهای عضو این اتحادیه در پایتخت اسلوونی برگزار شده، اما چند تن از وزیران خارجه اروپایی که در حاشیه اجلاس مورد پرسش خبرنگاران قرار گرفته اند، اظهاراتی در محکومیت این فیلم نکرده اند.

پیشتر، نخست وزیر هلند طی سخنانی که از تلویزیون این کشور پخش شد، پخش اینترنتی فیلم فتنه را بشدت محکوم کرده و گفته بود که این فیلم هیچ هدفی جز توهین به اعتقادات گروهی از مردم دنبال نمی کند.

یان پتر بالکننده، نخست وزیر هلند در عین حال ابراز امیدواری کرد که انتشار این فیلم به بروز واکنش خشونت آمیز منجر نشود.

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که نیروهایش در افغانستان درگیر عملیات نظامی اند ابراز نگرانی کرده که انتشار فیلم فتنه واکنشهایی علیه 1650 سرباز هلندی که در قالب نیروهای ناتو در افغانستان مستقرند برانگیزد.

واکنش کشورهای اسلامی

انتشار فیلم فتنه در کشورهای مسلمان و جوامع اسلامی واکنشهای تندتری به همراه داشته است.

سازمان کنفرانس اسلامی تنها هدف این فیلم را ایجاد تنش و خصومت میان پیروان ادیان و اعتقادات مختلف و به خطر انداختن صلح و ثبات در جهان دانسته است.

ایران با اشاره به اینکه فیلم فتنه را یک سایت اینترنتی بریتانیایی منتشر کرده ، نسبت به عواقبی که انتشار این فیلم به همراه می آورد هشدار داده و از دولتهای هلند و بریتانیا و همچنین اتحادیه اروپا خواسته است هر چه زودتر برای جلوگیری از انتشار اینترنتی این فیلم مداخله کنند.

سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به انتشار فیلم فتنه گفته است: "اقدام زشت نماینده مجلس هلند و مؤسسه انگلیسی آن هم در پایان هفته وحدت اسلامی حاکی از تداوم خباثت و کینه عمیق این گونه اتباع غربی علیه اسلام و مسلمانان است".

سفارت عربستان سعودی در هلند فیلم فتنه را تحریک آمیز و سرشار از غلط و اتهامات ناروا دانسته که باعث نفرت علیه مسلمانان می شود.

دولتهای بنگلادش، پاکستان، اندونزی، مراکش و برخی دیگر از کشورهای اسلامی نیز واکنشهای مشابهی نشان داده اند.

خالد نصیری وزیر ارتباطات و سخنگوی دولت مراکش، سازنده فیلم فتنه را عقبمانده ذهنی خوانده و اتحادیه روزنامه نگاران اردن اعلام کرده که سازنده این فیلم را به دادگاه خواهد کشاند و در جهت تحریم محصولات ساخت هلند تلاش خواهد کرد.

بیش از 850 هزار نفر از جمعیت شانزده میلیونی هلند را مهاجران مسلمان تشکیل می دهنند و روحانیون مسلمان در هلند از مسلمانان جهان خواسته اند که آرامش خود را حفظ کنند و در واکنش به فیلم فتنه، منافع کشور هلند را هدف قرار ندهند.

فدراسیون تشکلهای اسلامی هلند که تشکل عمده مسلمانان این کشور است با تسلیم دادخواستی از مراجع قضائی خواهان جلوگیری از ادامه انتشار اینترنتی فیلم فتنه شده است.

چهار سال پیش نمایش فیلم مشابهی در هلند باعث واکنشهای خشونت آمیز و قتل سازنده این فیلم شد اما هنوز هیچ واکنش خشونت آمیزی نسبت به انتشار فیلم فتنه در هلند گزارش نشده است.

با این حال، خیرت ویلدرز، سازنده فیلم فتنه تهدیدهایی دریافت کرده که باعث شده است تحت مراقبت شدید پلیس قرار گیرد.

در شهر کراچی در پاکستان جمعیت کوچکی از هواداران حزب جمعیت اسلامی دست به تظاهرات زده و خواهان قطع رابطه دیپلماتیک با هلند و همچنین دانمارک شده اند که اخیراً بعضی از روزنامه های آن کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام را با وجود اعتراضات پیشین مسلمانان، دوباره چاپ کردند.

کاریکاتوریست دانمارکی هم شاکی است

کورت وسترگارد، طراح دانمارکی که جنجالی که کاریکاتورهایش از پیامبر اسلام برانگیخته همچنان ادامه دارد نیز اعلام کرده که قصد دارد از خیرت ویلدرز، سازنده فیلم ضداسلامی فتنه شکایت کند اما شکایت او به این دلیل است که می گوید خیرت ویلدرز بدون اجازه وی از کاریکاتورهایش در فیلم خود استفاده کرده است. کاریکاتور کورت وسترگارد از جمله نخستین تصاویری است که فیلم هفده دقیقه ای فتنه با آن آغاز می شود.کورت وسترگارد با اعلام اینکه به دادگاه شکایت خواهد کرد گفته است: "نمی شود کارهای مردم را دزدید و اسمش را آزادی بیان گذاشت".کورت وسترگارد خود نیز از بیم حملات افرادی که از کاریکاتورهای او از پیامبر اسلام خشمگینند در خفا و تحت مراقبت پلیس زندگی می کند.

منبع : بی بی سی

احسان جامی که در نه سالگی همراه با خانواده اش به هلند مهاجرت کرده، عضو شورای شهر کوچک لایدشندام ووربرگ در حومه لاهه از حزب کارگر هلند است.

 

احسان جامی

 

در حالی که نمایش فیلمی "ضد اسلامی" در هلند جنجالها و اعتراضات فراوانی برانگیخته، یک ایرانی ساکن هلند نیز قصد دارد بزودی فیلمی کارتونی را به نمایش بگذارد که در آن، پیامبر اسلام نقشی کمدی دارد.

احسان جامی، سازنده این فیلم کارتونی قصد دارد آن را در سالگرد تولد بیست و سه سالگی اش یعنی بیستم آوریل آینده به نمایش عمومی بگذارد اما با توجه به حساسیتهایی که نسبت به این گونه فیلمها وجود دارد، هنوز محل نمایش فیلم خود را اعلام نکرده است.

احسان جامی فیلم خود را به کمدی بریتانیایی زندگی برایان ساخته گروه مونتی پایتون تشبیه می کند که در آن، مرد جوانی که همزمان با مسیح بدنیا آمده، با او اشتباه گرفته می شود.

فیلم کارتونی احسان جامی که زندگی محمد نام دارد به ماجرای شب ازدواج پیامبر اسلام با همسرش عایشه می پردازد که بنابر روایات، هنگام ازدواج نه ساله بوده است، در صحنه ای از این فیلم پیامبر اسلام در شب زفاف با همسر نه ساله اش به او می گوید: "نگران نباش، آسیبی به تو نمی رسانم".

برای مسلمانان که کاریکاتورهای روزنامه دانمارکی و فیلم نماینده مجلس هلند احساساتشان را برانگیخته، فیلم کارتونی احسان جامی ضربه تازه ای خواهد بود و احسان جامی نیز که خودش در جامعه ای مسلمان به دنیا آمده، بی تردید از تأثیر این فیلم آگاه است، اما با این حال می گوید که فیلمش طنزآمیز است و اگر مسلمانان آزرده خاطر شوند، تقصیر او نیست.

او در گفتگو با بی بی سی گفت که هم اکنون به صورت 24 ساعته تحت حفاظت پلیس زندگی می کند و برای همین چیزی برای از دست دادن ندارد اما در عین حال از تجربه خیرت ویلدرز، سازنده فیلم "ضداسلامی" که در یافتن ایستگاهی تلویزیونی یا سایتی اینترنتی برای پخش فیلمش با مشکل مواجه شده، درس گرفته است.یکی از گروههای اسلامی هلند برای جلوگیری از پخش فیلم کارتونی احسان جامی به دادگاه شکایت کرده است.یک زن هلندی به خبرنگار بی بی سی گفته است که هر کسی را که می شناسد، از سیاستمداران جویای شهرت که چنان فیلمهای "توهین آمیزی" می سازند، به ستوه آمده است. احسان جامی نیز همچون خیرت ویلدرز فعالیت سیاسی دارد، او که در نه سالگی همراه با خانواده اش به هلند مهاجرت کرده، عضو شورای شهر کوچک لایدشندام ووربرگ در حومه لاهه از حزب کارگر هلند است.

 

صداي پوتين هاي نظامي در نزديکي ايران شنيده مي شوند. عزل درياسالار ويليام فالون از رياست فرماندهي مرکزي - که ‏اختيارات آن از خاورنزديک تا پاکستان گسترده - نشان دهنده احتمال حمله قريب الوقوع امريکا به ايران است. با توجه به اينکه ‏فالون به شدت نسبت به اين رويکرد مخالف بود، رييس جمهور بوش ژنرال مارتين دمپسي، معاون او و فرمانده عمليات نظامي ‏خاورميانه را جايگزين وي کرد. ‏

در آخرين گزارش آژانس اتمي آمده که ايران برنامه نظامي هسته اي خود را پس از سال 2003 دنبال کرده است: اين ادعا گزارش ‏سازمان هاي اطلاعاتي امريکا در دسامبر گذشته را که هدف آن بازداشتن بوش از حمله عليه ايران بود تکذيب مي کند. آرتور دو ‏پلسي، روزنامه نگار فرانسوي و کارشناس ژئوپليتيک و همچنين نويسنده کتاب "ايران در جنگ جهاني سوم"، معتقد است که بوش ‏در تابستان سال جاري [تابستان 1387] ايران را بمباران خواهد کرد و عزل دريادار فالون شاخص مهمي است که اين ادعا را ثابت ‏مي کند. حمله به ايران فضاي مناسبي را براي انتخاب جان مک کين ايجاد خواهد کرد، زيرا او در زمينه سياست خارجي از موضع ‏باورپذيرتري نسبت به دو رقيب انتخاباتي اش [هيلاري کلينتون و باراک اوباما] برخوردار است.‏

در نهايت در صورت وقوع مداخله نظامي، نبايد فراموش کرد که مک کين به عنوان يکي از قهرمانان واقعي جنگ ويتنام شناخته ‏مي شود. او به مدت 5 سال در جهنم اسارت نيروهاي ويتنامي بود و همين مسأله از او شخصيتي مناسب براي شرايط بحراني ‏ساخته است. ‏

هدف اين بمباران تأسيسات و تجهيزات هسته اي ايران خواهد بود که اکثراً در عمق خاک قرار گرفته اند. نيروي هوايي امريکا ‏براي چنين هدفي، نياز به بمب هاي بسيار کارآمد يا موشک هاي کوچک اتمي دارد. برخي از ژنرال ها حتي هشدار داده اند که در ‏صورت وارد شدن به درگيري از مقام خود استعفا خواهند داد، زيرا احتمال گسترش عمليات به آماج هاي غيرهسته اي نيز بالاست.‏

هدف: نابود کردن شاهرگ هاي کشور به منظور سرنگوني حکومت آيت الله ها. در اين عمليات تمامي نيروهاي نظامي و انتظامي ‏کشور اعم از مراکز فرماندهي ارتش، سپاه پاسداران [که به واقع به مثابه "اس اس هاي اسلام گرا" شناخته مي شوند]، شبه نظاميان ‏بسيجي و نيروي انتظامي تماماً مورد حمله قرار خواهند گرفت. ‏

در حقيقت، ايران يک اسفنج اشباع شده از نفت است که واشنگتن قصد تسخير آن را دارد، به ويژه در زماني که نياز به هيدروکربن ‏ها روز به روز افزايش مي يابد. ولي از طرف ديگر نبايد فراموش کرد که اين عمليات فاجعه آميز مي تواند به يک همبستگي و ‏حمايت همه جانبه از حکومت آيت الله ها منجر شود.‏

منبع: فرانس سوار، 17 مارس‏

اگر می‌خواهید فرق خاتمی و احمدی‌نژاد را متوجه شوید به سفر هوشنگ امیراحمدی به ایران توجه کنید که پس از ده سال، و در نتیجه‌ی تضمین شخصی احمدی‌نژاد صورت گرفته است. احمدی‌نژاد هر چه باشد مثل خاتمی دورو و ترسو نیست. متاسفم که این را می‌گویم، ولی منی که زمانی برای خاتمی احترام زیادی قايل بودم روز به روز از او بیشتر ناامید می‌شوم.

 

 

از نظر شخصیتی، آن ماجرای دست دادنش با خانم‌ها در ایتالیا خیلی چشم من را باز کرد. اگر خاتمی ریاکار و دورو نیست، پس چرا در بیرون از ایران یا داخل آن دوچهره دارد. چرا جلوی دوربین و پشت دوربین رفتارش اینقدر تفاوت دارد. اگر هم ترسو نیست، پس آن تکذیب کردن‌های ذلیلانه و جعلی خواندن ویدیویی که ده‌ها هزار نفر تمام آن را دیده‌اند، برای چه اتفاق افتاد؟

این ماجرا خیلی نظر من را راجع به صداقت و شهامت این آدم عوض کرد و واقعا از چشمم افتاد. در عین حال نشانه‌ای است از اینکه چقدر خاتمی با توجه به این ریاکاری و بزدلی‌اش به دیگران سرویس داده است. حتی اگر قبول کنیم که او به اصول انقلاب وفادار است (که من حالا در آن حرف جدی دارم، بخصوص از نظر فلسفی و تئوریک)، شخصیت ضعیف خاتمی باعث شده بود که یک سری از خطرناک‌ترین آدم‌ها با خطرناک‌ترین ایده‌ها پشت او جمع شوند و او را به هر سمتی که خواستند ببرند.

ولی احمدی‌نژاد این طور نیست. درست است که من در این مدت به این نتیجه رسیده‌ام که برخلاف چیزی که جار می‌زنند و من هم قبلا او از نظر نظری و فلسفی خیلی بیشتر از خاتمی به راه خمینی و اصول انقلاب (بخصوص از نظر یعنی مبارزه با فقر و فساد مالی، مقاومت در برابر استعمار و تفکر استعمارزده، تلاش برای خودکفایی علمی و صنعتی و...) نزدیک است، ولی تفاوت شخصیتی‌اش هم با خاتمی بسیار زیاد است. و همین به او اعتماد به نفسی می‌دهد که بقول امیراحمدی با آمریکا شدیدا مخالف است، ولی با او حاضر است گفتگو کند. ولی خاتمی با آن همه تمایل آشکار و نهانش به آمریکا و فلسفه‌ی سیاسی و اقتصادی پشت آمریکا، جرات دیالوگ با آن را ندارد.

ولی چند نکته‌ را هم باید راجع به آقای امیراحمدی و پروژه‌ی رابطه‌ی ایران و آمریکایش بگویم. با اینکه او را در دو،‌سه باری که دیده‌ام از نظر شخصی آدم مهربان و منصفی یافته‌ام، ولی نباید خودمان را درباره‌ی طرز فکر و پروژه‌اش گول بزنیم. مهمترین دلیلی که احمدی‌نژاد به او اجازه‌ی برگشت به ایران داده است این است که می‌خواهد رییس جمهوری برای همه‌ی ایرانیان باشد. وگرنه او خوب می‌داند که امیراحمدی کیست و دنبال چیست و همفکرانش کیستند.

اینکه امیراحمدی‌ دارد خودش را به احمدی‌نژاد می‌چسباند بیشتر برای این است که مثلا به آمریکایی‌ها نشان بدهد که اگر می‌خواهد تعاملی با ایران بکنند از طریق امیراحمدی باید بکنند، چون او با خود احمدی‌نژاد بطور مستقیم کانال ارتباطی درست کرده است. چند تا مساله‌ی دیگر هم هست:

اولا که امیراحمدی یک کاپیتالیست دوآتیشه است و ایرانی که او می‌خواهد زمین تا آسمان با چیزی که مردم بخاطرش انقلاب کردند فرق دارد. از همین حیث هم دیدگاهش شدیدا با احمدی‌نژاد متفاوت است و بیشتر به رقبای او مثل رفسنجانی و قالیباف نزدیک است.

دوم اینکه شغل آقای امیراحمدی این است که برای شرکت‌های نفتی آمریکایی لابی می‌کند و مشاوره می‌دهد. یعنی از آنها پول می‌گیرد تا مثلا برود و ببیند با استفاده از روابطی که در ایران دارد چطور می‌تواند مثلا فلان قرارداد شرکت نفتی آمریکایی را با حکومت ایران جوش بدهد. بیشتر تلاشی هم که برای برقراری روابط دیپلماتیک بین ایران و آمریکا و بر ضد تحریم‌های آمریکا ضد ایران می‌کند، برای آن است که شرکت‌های نفتی آمریکایی بتوانند در ایران سرمایه‌گذاری کنند.

اگر به اعضای هیات مدیره‌ی سازمان لابی امیراحمدی نگاه کنید، می‌بینید که خیلی‌هایشان روسای شرکت‌های بزرگ تجاری نفتی یا غیرنفتی آمریکایی هستند. (مثلا مدیر عامل هالیبرتون، مدیرعامل بویینگ، مدیر روابط دولتی شرکت کونکو، مشاور ارشد شرکت شوران، و...)

سوم اینکه امیراحمدی بسیار به حزب دموکرات آمریکا و آدم‌های تجاری،‌سیاسی و امنیتی آنها نزدیک است و در حزب جمهوری‌خواه آمریکا تقریبا هیچ نفوذی ندارد. از همین حیث به بخش دموکرات اپوزیسیون ایرانی که رابطه‌ی خیلی گرمی هم با دولت رفسنجانی و خاتمی داشت نزدیک است. یعنی آدم‌هایی مثل عباس میلانی و هاله اسنفدیاری و ری تکیه و تریتا پارسی و کریم سجادپور و علی شاکری و از یک طرف و از طرف دیگر هم کارگزاران و مشارکتی‌ها و صادق خرازی و پسران رفسنجانی و شیرین عبادی و بيژن خواجه‌پور و سیامک و باقر نمازی و خلاصه کسانی که من اسمشان را می‌گذارم رفسنجانیست. (مثلا در دفاع از اسفندیاری در مصاحبه‌ای با دويچه وله رسما می‌گوید ایران به دوران سعید امامی برگشته است.)

ولی از آنجایی که حدس می‌زند به زودی ریاست جمهوری آمریکا دوباره به دست دموکرات‌ها بیفتد، یک دفعه به تکاپو افتاده است که در ایران هم نفوذ خودش را از تکنوکرات‌های کاپیتالیست رفسنجانی و خاتمی فراتر ببرد و با اصول‌گرایان هم کانال‌هایی ایجاد کند.

برای همین هم اپوزیسیون ایرانی نزدیک به جمهوری‌خواهان آمریکایی (یعنی بیشتر سلطنت‌طلب‌ها و همینطور رجویست‌ها که الان بخاطر داشتن دشمن مشترک با هم در مواردی همکاری هم می‌‌کنند و آدمی مثل حسن داعی الاسلام نتیجه‌ی این همکاری است) خیلی با امثال امیراحمدی و تریتا پارسی و رفقایشان دشمن است و سعی می‌کند آنها را تحت عنوان لابی‌ایست‌های جمهوری اسلامی بی‌اعتبار کند و هزینه‌ی حمایت دموکرات‌ها را از آنها بالا ببرد.

نمی‌خواهم بگویم امیراحمدی هیچ عرق ملی ندارد و اینها، بلکه می‌خواهم توضیح دهم که شغل او و انگیزه‌ای اصلی او از این فعالیت‌های سیاسی بیشتر چیست.

تکمیل:

* برای بیشتر آشنا شدن با هدف امیراحمدی از نزدیک شدن به احمدی‌نژاد این تکه‌ را از مصاحبه‌اش با دویچه وله بخوانید:

خانم اسفندیاری فعالیت‌هایش را در زمان دولت كلینتون شروع كرد و آن موقع آقای خاتمی سركار بود. بعد هم كه بوش آمد هنوز آقای خاتمی بود. خانم اسفندیاری می‌گفت خاتمی رفرمیست است و می‌تواند در ایران تغییر ایجاد كند، بنابراین ایرانیان رفرمیست را تشویق می‌كرد و به مركز می‌آورد تا صدایشان را به گوش آمریكاییان برساند. بعد كه بوش سركار آمد، دیگر محافظه‌كاران جدید سركار بودند. اینها خیلی از كارهای خانم اسفندیاری خوششان نمی‌آمد و نقد می‌گذاشتند. از طرف دیگر، یكدسته ایرانی‌ها هم بودند كه می‌خواستند حكومت سرنگون شود و بین جناح رفرمیست و راست حكومت فرقی نمی‌گذاشتند. بنابراین از این كه خانم اسفندیاری با جناج رفرم نزدیك است و می‌خواهد آنها را عمده كند، خوششان نمی‌آمد.

 این را هم بگویم كه خانم اسفندیاری در چند مورد سعی كرد از جناح راست هم كسانی را به آمریكا بیاورد اما موفق نشد. ایشان هر كس را كه آورد، تقریبا رفرمیست و مخالف دست‌راستی‌های حكومت ایران بود. مشكل اساسی خانم اسفندیاری از اینجا شروع شد. پلی كه ایشان زد، بین جناح رفرمیست ایران و آمریكا بود نه بین ایران و آمریكا. اشتباه بزرگ ایشان این بود كه متوجه نشد كه باید جناح راست را به هر قیمتی شده وارد میدان كند وگرنه كارش، آینده درخشانی نخواهد داشت. چوبی كه خانم اسفندیاری می‌خورد، به نظر من به همین خاطر است. جناح راست ایشان را مبلغ جناح رفرم می‌داند.

متن مصاحبه‌اش با مهمترین تریبون رفسنجانیست‌های داخل ایران ، یعنی «شهروند امروز»‌ را هم بخوانید: وی که با شهروند امروز گفتگو می کرد، تصریح کرد: بعد از 10 سال که دولت آقای خاتمی به بهانه های واهی مرا از حضور در ایران منع می کرد، آقای احمدی نژاد درخواستم برای حضور در ایران را پذیرفت و من به این سفر آمدم .

امیراحمدی گفت: ده سال بود که به ایران نیامده بودم. آخرین بار تابستان سال 1997 بود که به ایران آمدم و سال بعد از آن که می خواستم به ایران بیایم، اتفاقات کوی دانشگاه تهران رخ داد و متاسفانه برخی مطبوعات در ایران آن ماجرا را به من ربط دادند و بعد از آن هم به واسطه طرح بحث جامعه مدنی توسط من، اصلاح طلبان را مرتبط با من خواندند؛ بنابراین امکان آمدن دوباره به ایران از من سلب شد.

وی افزود: از سال 1997 به بعد در رابطه ایران و آمریکا فعال شدم و در سال 2000 خانم آلبرایت را آوردم تا از ملت ایران به خاطر کودتای 28 مرداد 1332 عذرخواهی کند. اما عکس من را با خانم آلبرایت در روزنامه ای به صورت پیاپی در 9 شماره چاپ کردند و به عنوان مامور ویژه آمریکایی ها معرفی ام کردند. بنابراین من در این سال ها نتوانستم به ایران بیایم تا اینکه در جلسات دیدار و گفت و گویی که با آقای دکتر احمدی نژاد داشتم و خصوصا در آخرین دیدار ما که در سپتامبر گذشته و در سفر ایشان به نیویورک صورت گرفت، در این باره گفت و گوهایی شد. تا اینکه چندی پس از آن سفر، آقای احمدی نژاد طی یادداشتی از من خواستند که به کشور بازگردم و هماهنگی های لازم را با برخی مقامات نیز انجام دادند.

امیر احمدی گفت: من هم پیرو آن نامه آقای احمدی نژاد و ترتیباتی که داده شده بود، راهی ایران شدم . از آقای دکتر احمدی نژاد هم بسیار تشکر می کنم که به من لطف کردند و پا را وسط گذاشتند و بانی این اتفاق شدند.

وی درباره روابط ایران و آمریکا نیز گفت: متاسفانه سیاست ایران برای آمریکا و سیاست آمریکا برای ایران، هیچ گاه شفاف نبوده است. وقتی مقام معظم رهبری در یزد سخنرانی می کنند و می گویند که ما همیشه نمی توانیم دشمن باشیم اما رابطه شرایطی دارد، این سخن را در آمریکا آن گونه که باید تفسیر نمی کنند. کار من بیان واقعیت این دیدگاه ها و جلوگیری از تفسیرهای مغرضانه است.

به گفته ی امیر احمدی ، متاسفانه بخش زیادی از مسائل میان ایران و آمریکا، مبتنی بر واقعیت نیست و افسانه است. مسئله تروریسم واقعا یک افسانه است. برای اینکه ایران در جریان های تروریستی نقشی نداشته است. نه حزب الله و نه حماس هیچ کدام تروریست نیستند و دو نیرویی هستند که از ملت و کشور خود دفاع می کنند، بنابراین کمک به آنها هم کمک به تروریسم نیست.

وی اظهار عقیده می کند که آقای احمدی نژاد از زمانی که رئیس جمهور شد و تاکنون، بیش از هر رئیس جمهوری در گذشته سعی کرده است قفل این رابطه را باز کند. مشکل آقای احمدی نژاد با اسرائیل است و نه با آمریکا.

وی افزود: آقای احمدی نژاد حتی پیشنهادهای بسیار خوبی هم به آمریکایی ها داده است. پیشنهاد مذاکره مستقیم با بوش را داده است. پیشنهاد داد که پرواز هواپیماهای ایران به صورت مستقیم و از تهران به نیویورک باز شود. برای اولین بار در زمان آقای احمدی نژاد بود که مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق انجام شد. آن گاه آقای احمدی نژاد لزوما بازتر نیست بلکه شجاعانه تر است. یک وقت هست که شما می گوئید آمریکا کشوری امپریالیستی و زورگو است ولی ترسی هم از مذاکره با آن نداریم. آقای احمدی نژاد چنین دیدگاهی دارد و نمی گویم که نگاه بازتری نسبت به آقای خاتمی در برخورد با آمریکا دارد.

آقای خاتمی می گفت که شما اگرچه آدم های خوبی هستید، ولی ما نمی توانیم با شما حرف بزنیم. آقای احمدی نژاد می گوید که شما آدم های بدی هستید ولی ما با شما حرف می زنیم. آقای خاتمی حتی در سازمان ملل در عکسی که کلینتون هم در آن بود، حاضر نشد بایستد.

منبع : سردبير خودم

برای نخستین بار یک ایرانی به مقام مدیرکلی یکی از ادارات وزارت امورخارجه آمریکا رسیده است.جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در پانزدهم نوامبر گذاشته گلی عامری (یزدی) را برای تصدی مدیرکلی امورآموزشی و فرهنگی وزارت خارجه ایالات متحده پیشنهاد کرد که با پذیرفته شدن این پیشنهاد در مجلس سنا، وی از چهارشنبه هفته گذشته رسماً این مقام را به عهده گرفته است.

 

 

گلی عامری که نام خانوادگی اصلی اش یزدی است در چهارم مهر (26 سپتامبر) 1335 خورشیدی (1956 میلادی) در تهران به دنیا آمد و پس از پایان دبیرستان برای تحصیل ادبیات فرانسه و فناوری ارتباطات در دانشگاه استنفورد راهی آمریکا شد، وی بخشی از دوره تحصیل خود را نیز در دانشگاه پاریس (سوربن) گذراند.

پس از پایان تحصیلات همراه با همسرش جمشید عامری فعالیت تجاری را آغاز کرد و بعدها خود یک شرکت مهندسی مشاور در زمینه مخابرات در شهر پورتلند در ایالت اورگن آمریکا پایه گذارد، همسرش نیز در زمینه املاک و مستغلات فعال است. او در سال 1989 به تابعیت ایالات متحده در آمد.

خانم عامری همزمان با عضویت در هیئت امنای نهادهای آموزشی به فعالیت فرهنگی اشتغال ورزید.او در سال 2004 نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات مجلس نمایندگان از ایالت اورگن شد که موفق به راهیابی به کنگره نگردید اما توجه دولتمردان آمریکا را در واشنگتن بسوی خود جلب کرد، تا آنجا که جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا او را به عضویت یکی از سه عضو غیردولتی هیئت نمایندگی آمریکا در شصت و یکمین نشست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد برگزید. در تابستان 2005 خانم عامری به عضویت در هیئت نمایندگی آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل منصوب شد.انتصاب گلی عامری به مقام مدیرکلی در وزارت خارجه آمریکا در حالی صورت می گیرد که از عمر دولت جورج بوش چند ماهی باقی نمانده و همزمان، مسائل ایران از جمله مهمترین مشغولیتهای دستگاه سیاست خارجی آمریکاست. گلی عامری در سمت تازه خود جانشین دینا حبیب شده که متولد قاهره است و به خانواده ای از مسیحیان قبطی مصر تعلق دارد.

رييس موسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بهار را آغاز زندگي و رستاخيزي خواند که خداوند با مثال قرار دادن آن، مساله حيات مجدد در عالم ديگر را براي انسان به تصوير کشيده است.

 

 

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي طي سخناني در جمع مردم اردكان - زادگاهش - در محل خانه فرهنگ خاتمي، بهار را بارزترين نمونه زندگي بخشي خداوند و مظهر اعتدال الهي توصيف كرد و با اشاره به اين‌كه "امسال سال نو را در حالي آغاز مي‌کنيم که در ششمين روز بهار، ولادت با سعادت پيامبراکرم(ص) و فرزند بزرگوارش امام صادق(ع) را در پيش داريم." اين اعياد بزرگ را به مردم تبريک و شادباش گفت.

وي افزود: اگر بهار، حيات طبيعت است، حيات جامعه انساني و تاريخ، با بعثت پيامبران ميسر مي‌شود و اگر بهار هر ساله تکرار مي‌شود، بهار تاريخ نيز با سالگرد بعثت پيامبران تکرار مي‌شود.

وي با قرائت آيه‌اي از قران مجيد که مبني بر اين‌كه " به دعوت پيامبران پاسخ بگوييد وقتي شما را دعوت مي‌کنند تا شما را زنده کنند" خاطرنشان كرد كه " امسال ، دو بهار با هم تقارن دارند."

رييس موسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در بخش ديگري از سخنان خود گفت: من همواره به اين روايت که "دوست داشتن وطن از ايمان است" ، فکر مي‌کردم و با خود مي‌انديشيدم که چه ارتباطي ممکن است بين دوست داشتن سرزمين و ايمان که امري قلبي و دروني است، وجود داشته باشد. اگر بپذيريم که انسان داراي يک حيات فرديست که در آن رشد و نمو مي‌کند و هويت شخصي خود را باز مي‌يابد، بايد بپذيريم که انسان داراي يک حيات جمعي نيز هست که تاثيرگذاري آن بر هويت فردي شخص بسيار زياد است.

خاتمي ادامه داد: وطن و سرزمين ، مظهر هويت اجتماعي انسان است و توجه به وطن ، توجه به هويت جمعي است. وي خطاب به همشهريانش با بيان اين‌كه " افتخار ما ايراني بودن و اردکاني بودن است" گفت: ايران سرزمين بسيار بزرگي است و ملتي افتخار آفرين دارد. ايران جزو معدود کشورهاي تمدن‌آفرين جهاني است. وي با بيان اين‌كه " ايرانيان ، دست کم دو بار در طول تاريخ ، تمدن‌آفرين بوده‌اند؛ يکي قبل از اسلام و ديگري بعد از اسلام" افزود: بعد از اسلام نيز نقش ايرانيان در ايجاد و بسط تمدن اسلامي اگر بي‌نظير نباشد، بدون شک کم‌نظير است به گونه‌اي که اگر بزرگان، مشاهير، انديشمندان و متفکرين ايراني را از حوزه فرهنگ و تمدن اسلامي حذف کنيم، تقريبا از اين وادي چيزي باقي نمي‌ماند. پيامبر و اسلام نيز در جان ايراني استعداد و ذوق فوق العاده‌اي را ديدند و با سخاوتمندي، درياي عظمت و معرفت اسلامي را در جان ايراني جاري کردند. خاتمي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به عظمت و بزرگي ملت ايران و سابقه آزاديخواهي و مشروطه‌طلبي ايرانيان يادآور شد: ايرانيان پيشتاز استقرار جامعه مدني و تمدن جديد در عين سازگاري با معيارهاي فرهنگي و ديني خود در دنياي شرق بودند. وي هم‌چنين با اشاره به عزم مردم ايران در حد اقل صدسال اخير براي رهايي از حکومت‌هاي مستبد و ديکتاتور و حرکت به سمت آزاديخواهي و مردمسالاري و با اشاره به انقلاب اسلامي مردم ايران گفت: هنر اين ملت و انقلاب و اسلامي که مردم آن را قبول داشته‌اند اين بود که به جاي آن رژيم وابسته، جمهوري اسلامي را مستقر کردند.

رييس بنياد باران ادامه داد: جمهوري يعني اين‌که حکومت ناشي از اراده مردم است. يعني اين‌که همه چيز در حکومت بايد بر مبناي راي و اراده مردم باشد. يعني اين‌که حکومت در مقابل مردم مسوول است و ارباب مردم نيست.

به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي بنياد باران، خاتمي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اثر بخش بودن نظر مردم در نظام جمهوري اسلامي گفت: مردم حق دارند اگر حکومتي را نخواهند؛ بدون توسل به زور، با راي خويش آن را با حکومت ديگري عوض کنند. وي با اشاره به قانون اساسي و اين نکته که " همه امور بايد از طريق راي مردم باشد" اين امر را از افتخارات ملت ايران و عظمت امام راحل دانست. رييس‌جمهور سابق کشورمان در بخش ديگري از سخنانش اظهار كرد: ما افتخار مي‌کنيم که در ايران هستيم و به لحاظ معنوي نيز ، حب اهل بيت(ع) و مولا اميرالمومنين(ع) را در دل داريم.

وي ايران را داراي موقعيت ممتاز جغرافيايي و منطقه‌يي و منابع عظيم خداداي دانست و ابراز اميدواري کرد تا از اين پتانسيل‌ها و ظرفيت‌ها به نفع ارتقاء جايگاه کشور استفاده شود.

وي معتقد است: کشور ما دچار عقب ماندگي‌هاي تاريخي بزرگي است و اين از شان مردم ما به دور است که ايران جزو کشورهاي در حال توسعه باشد.

وي دوستي وطن را "تلاش براي ارتقاء جايگاه ايران در همه عرصه‌هاي بين‌المللي، اقتصادي فرهنگي، سياسي و اجتماعي، رفع تنگناها و مشکلات مردم، در عين رعايت اصل عدالت و برخوردار نمودن همه بخش‌هاي جامعه از زندگي مناسب" معنا کرد.

خاتمي با بيان اين‌كه " اگر بهار به معني زندگيست ، کوير ، نشانه مبارزه با سختي و خشني حيات است." ادامه داد: از نشانه‌هاي لطف خدا به مردم کوير اين است که اگر کوير را نقطه خشم و بخل طبيعت قرار داده، خداوند به اين نقطه انسان‌هايي عطا کرده که همه آن کمبودها را با ابتکار و تلاش و مجاهدت خود جبران مي‌كنند. وي در پايان افزود: افتخار مي‌کنم که ايراني هستم و از بزرگترين افتخارات من اين است که به اردکاني بودن خود افتخار کنم. وي همچنين،حضور خود در جمع اردکاني‌ها را در روزهاي نخست سال جديد به فال نيک گرفت و براي روح پاک شهدا، امام راحل و آيت‌الله خاتمي امام جمعه فقيد اردکان ، طلب رحمت نمود. در ابتداي اين مراسم محمد رضا تابش نماينده مردم شهرستان اردكان در مجلس شوراي اسلامي طي سخناني ضمن تبريك فرارسيدن عيد نوروز و سالروز ميلاد پيامبر اكرم(ص) و امام صادق(ع) و خيرمقدم به سيد محمد خاتمي، ياد و خاطره امام راحل و شهيدان انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي را گرامي داشت و براي روح آيت الله خاتمي و آيت‌الله بهجتي، طلب علو درجات نمود. وي با اشاره به فرارسيدن نوروز باستاني گفت: از نوروز كه نو شدن طبيعت را به ما مي‌نماياند، مي‌آموزيم تا جان و جهان‌مان را نو كنيم و طبيعت دل و ديده را از زنگارها و غبارها فرو شوييم و كهنگي‌ها و كينه‌ها و خاطرات تلخ را از جان‌مان بزداييم و با الهام از طبيعت نو، به افق‌هاي روشن و فرداي بهتر چشم بدوزيم.

دبيرکل فراكسيون خط امام(ره) مجلس شوراي اسلامي با اشاره به فراز و نشيب‌هاي كشورمان در سال 1386، حضور مردم در واپسين روزهاي سال گذشته در انتخابات را برگ زرين ديگري بر كتاب قطور افتخارات ملت ايران دانست و با اشاره به نتيجه انتخابات در شهرستان اردكان گفت: اينجانب كه افتخار نمايندگي مردم فرهنگ دوست و عالم پرور شهرستان اردكان – يونان كوچك ، كه چون نگيني بر تارك كوير ايران مي‌درخشد – را براي سومين بار پيدا كرده‌ام، به خود مي‌بالم كه توفيق خدمتگزاري به مردمي را دارم كه شهرشان مهد علما، بزرگان، مشاهير و فلاسفه و فقها بوده و هست. منتخب مردم اردكان در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي با اشاره به مسووليت خطير نمايندگي مردم در مجلس، ابراز اميدواري كرد تا " در سايه اعتماد مردم، در عرصه ملي حافظ منافع ملت باشد و در جهت منافع و خواست‌ها و مطالبات مردم از هيچ كوششي فرو گذار ننمايد."

تابش افزود: ضمن تاكيد بر اهداف اصلاح‌طلبانه خود، متعهد مي‌شوم تا در جهت رشد و توسعه و عمران و آباداني اردكان عزيز و خدمت به اردكانيان شرافتمند، همه مساعي خويش را به كار بندم. نماينده مردم شهرستان اردكان در مجلس با اشاره به نامگذاري سال جديد از سوي مقام معظم رهبري به نام سال " نوآوري و شكوفايي " ابراز اميدواري كرد تا مسوولين، با بهره‌گيري از استعدادها و نبوغ جوانان و دانشمندان اين مرز و بوم، استفاده از نظرات نخبگان و مديران مجرب، حركت بر مدار قانون و برنامه‌ريزي ، استفاده از منابع و امكانات و ظرفيت‌هاي بسيار بالاي كشور، سامان دادن به وضعيت اقتصادي چون گراني و تورم، ايجاد ظرفيت‌هاي شغلي، تنش‌زدايي در عرصه خارجي و حل معضلات سياسي با تدبير و خردورزي ، مجموعاً شرايطي را فراهم آورند كه كشور در مسير بالندگي و شكوفايي قرار گيرد و از مشكلات مردم – اين صاحبان اصلي انقلاب كه ولي نعمت مسوولين هستند – كاسته شود و آرمان‌ها و خواست‌هايي كه ملت شريف ايران براي تحقق آن هزينه‌هاي سنگيني داده است، محقق شود. تابش در پايان، بار ديگر بر عهد خود براي خدمتگزاري صادقانه به كشور و مردم حوزه انتخابيه شهرستان اردكان تاكيد و سالي سرشار از موفقيت و كاميابي را براي مردم آرزو كرد.

نیکلا سرکوزی، رییس جمهوری فرانسه، روز جمعه در سخنرانی خود درباره سیاست دفاعی  این کشور، جمهوری اسلامی را تهدیدی برای امنیت اروپا دانست.

 

 

آقای سرکوزی در مراسم راه اندازی یک زیر دریایی جدید اتمی این کشور، گفت: «همه باید متوجه باشند که موشک های دارای کلاهک های هسته ای کشورها، حتی اگر از اروپا دور باشند، توانایی رسیدن به اروپا را در کمتر از نیم ساعت خواهند داشت.» رییس جمهوی فرانسه افزود: «امروزه، تنها قدرت های بزرگ، دارای چنین توانایی هستند اما کشورهایی در آسیا و خاورمیانه، به سرعت در حال افزایش توان خود در این زمینه اند و من، به ویژه، ایران را در نظر دارم که به سرعت سرگرم افزایش توان موشکی خود است، در حالی که سوء ظن جدی نیز درباره برنامه هسته ای آن کشور وجود دارد.»

«همه باید متوجه باشند که موشک های دارای کلاهک های هسته ای کشورها، حتی اگر از اروپا دور باشند، توانایی رسیدن به اروپا را در کمتر از نیم ساعت خواهند داشت.»

وی همچنین از همه کشورها، به ویژه آمریکا، چین، خواست تا پیمان منع آزمایش سلاح های هسته ای را امضاء کنند و پیشنهاد کرد تا مذاکراتی، برای منع موشک های زمین به زمین با برد کوتاه و متوسط آغاز شود. آقای سرکوزی در ادامه اعلام کرد که فرانسه تعداد کلاهک های هسته ای خود را به ۳۰۰ کلاهک کاهش می دهد. رییس جمهوری فرانسه از زمان به قدرت رسیدن در سال گذشته، مواضع تندی علیه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران داشته که گاه با عکس العمل مقامات ایران مواجه شده است.

جمهوری اسلامی می گوید که از برنامه هسته ای اش تنها اهدافی صلح آمیز دارد و می خواهد از آن برای تولید برق استفاده کند.فرانسه یکی از کشورهای گروه پنج به علاوه یک است که به تازگی سومین قطعنامه تحریم علیه ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد که با حمایت سایر اعضای این شورای روز سیزدهم اسفند به تصویب رسید.قطعنامه  ۱۸۰۳ شورای امنيت سازمان ملل متحد به ايران سه ماه فرصت داده است که در همکاری با آژانس بين المللی انرژی هسته ای، غنی سازی اورانيوم را متوقف کند و در غير اين صورت، با تحريم های تازه ديگری رو به رو خواهد شد.آژانس بين المللی انرژی اتمی در تازه ترين گزارش که خود درباره برنامه هسته ای ايران، اعلام کرده است: به رغم آنکه تهران بخش های تازه ای از برنامه هسته ای خود را روشن کرده است، اما اين اقدامات به اندازه ای نبوده که ثابت کند ايران در صدد توليد سلاح اتمی نيست.فرانسه، بريتانيا و آلمان، که حاميان اصلی سومين قطعنامه تحريم ايران در شورای امنيت بودند، رويکرد ايران در همکاری با آژآنس را منفی تر از تصويری که آقای البرادعی ترسيم کرده است، ارزيابی کردند.

در روزهای پایانی سال ۱۳۸۶ و قبل و بعد از برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، هم‌چنان اخباری از نقض حقوق اولیه مدنی از ایران به گوش می‌رسد. ممنوع‌الخروج کردن فعالان اجتماعی، توقیف نشریات مستقل، ادامه بازداشت غیرقانونی دانشجویان و روزنامه‌نگاران و بسیاری خبرهای دیگر.

 

 

بنا بر گزارش‌های نهادها و سازمان‌های مدافع حقوق بشر، در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ما شاهد نقض گسترده‌تر حقوق اولیه انسانی در ایران در مقایسه با سال گذشته بودیم.

اجرای صدها مورد اعدام که هنوز آمار دقیقی از آنها در دست نیست، اجرای حداقل یک مورد سنگسار، صدور و اجرای احکام غیر انسانی مثل قطع دست و پا، شلاق در ملأ عام، پرتاب از بلندی، سوار کردن متهم بر روی حیوانات و گرداندن او در شهر و نیز ده‌ها مورد بازداشت و حبس‌های طولانی‌مدت، از جمله موارد نقض حقوق بشر در ایران بوده‌ است.

یکی از بحث‌انگیزترین موارد نقض حقوق بشر در سال ۸۶، مرگ‌های مشکوک در دوران بازداشت بود. ابراهیم لطف‌اللهی، دانشجوی سنندجی و زهرا بنی‌یعقوب، پزشک، دو نفری بودند که هردو در دوران بازداشت موقت، جان خود را از دست دادند. مسئولان بازداشتگاه در هر دو مورد، علت مرگ را خودکشی اعلام کردند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر روز ۱۸ ژانویه در بیانیه‌ای از دولت ایران خواست تا درباره مرگ ناگهانی این دو جوان تحقیق کند.

اعدام و سنگسار

محمد سیف‌زاده عضو کانون مدافعان حقوق بشر در مورد احکام اعدام در سال گذشته در ایران چنین می‌گوید: «تا آنجایی که من در جریان قرار گرفتم و در گزارش‌هایی که در خارج از کشور چاپ شده است، ایران بعد از چین، بالاترین آمار اعدام‌ها را داشته است و آمار اعدام نسبت به سال قبل نیز افزایش داشته است».

 

تدارک اعدام در ملاء عام

 

وی همچنین در مورد حکم سنگسار به این نکته اشاره می‌کند که علیرغم دستور چهار سال پیش ریاست قوه قضائیه مبنی بر توقف صدور حکم سنگسار، این حکم همچنان صادر و اجرا می‌شود: «درسال ۸۶ چند نفری سنگسار شدند که آخرینش در تاکستان قزوین بود، اما همچنان حکم سنگسار صادر می‌شود و این فاجعه‌بار است که نه تنها صادر می‌شود، بلکه در پیش‌نویس قانونی که قوه قضاییه به مجلس داده، مجددا موضوع سنگسار را آورده است. بنابراین به نظر من این واجد اهمیت بسیار زیادی هست. آمار سنگسار هم نسبت به سال گذشته افزایش داشته است».

البته در روزهای پایانی سال ۸۶ خبری از آزادی یک محکوم به سنگسار در رسانه‌ها منتشر شد. به گزارش سایت میدان زنان، «مکرمه ابراهیمی» پس از ۱۱ سال، ساعت ۸ شب دوشنبه ۲۷ اسفند از زندان آزاد شد.

هرچند شریک زندگی مکرمه، جعفر کیانی، در همین سال در قزوین سنگسار شد، اما خبر آزادی او در آستانه نوروز، یک عیدی برای مخالفان حکم سنگسار و نیز وکیل او «شادی صدر» به شمار می‌رود.

مجازات کودکان

مطابق کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودکان که ایران نیز آن را پذیرفته، مجازات افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است. اما حکومت ایران با زیرپا گذاشتن این قانون، همچنان مبادرت به مجازات کودکان و در بسیاری موارد صدور و اجرای حکم اعدام برای آنان می‌کند. به گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر در حال حاضر ۷۰ تا ۸۰ کودک مجرم در ایران، در انتظار اعدام به سر می‌برند.محمد سیف‌زاده در این‌باره چنین می‌گوید: «آقایان، اطفال ۱۴­، ۱۵ ساله را می‌گیرند و به اعدام محکوم می‌کنند، نگه می‌دارند و در ۱۸ سالگی آنها را اعدام می‌کنند که به نظر ما این یک شکنجه و مجازات مضاعفی ا‌ست بر افراد و آمار اعدام‌شدگان زیر ۱۸ سال هم نسبت به سال پیش افزایش داشته است».

آخرین نمونه مجازات کودکان، اعدام «ماکوان مولودزاده» در آذرماه امسال بود که به جرم ارتباط با همجنس در ۱۳ سالگی، بعد از گذراندن ۷ سال در زندان، اعدام شد.

زنان

نسرین ستوده وکیل مدافع گروهی از فعالان زنان در این‌باره چنین می‌گوید: «از اسفند سال ۸۵ تا اسفند سال ۸۶ جنبش زنان در ایران بیش از ۸۰ مورد بازداشت داشته و همین‌طور بیش از ۲۰ حکم محکومیت تا به‌حال صادر شده و ممنوع‌الخروجی بیش از ۳ مورد داشتیم. در حال حاضر هم دو تن از فعالان جنبش زنان در منطقه‌ی کردستان، خانم هانا عبدی و روناک صفارزاده، همچنان در زندان به‌سر می‌برند و امیدواریم که مقارن با سال نو، مقدمات آزادی آنها فراهم بشود».

 

تظاهرات زنان علیه تبعض جنسیتی (عکس آرشیوی)

 

و البته باید به  تنها خبر خوش سال ۸۶ برای زنان نیز اشاره کنیم: «و همین‌طور باید به یک تجربه‌ی مثبت در این سال اشاره کنم که تعلق جایزه‌ی بنیاد اولاف پالمه به خانم پروین اردلان یکی از فعالین این جنبش هست».هرچند که پروین اردلان هنگام خروج از کشور به منظور دریافت جایزه‌اش، در یک اقدام کاملا غیرقانونی، از سوی افراد دادستانی از هواپیما پیاده شده و گذرنامه او نیز ضبط شد.

رسانه‌ها

 این خبر در روزهای پایانی سال ۸۶ قطره نهایی بر کاسه‌ای بود که در طول سال، لبریز از احکام توقیف و لغو مجوز نشریات شده ‌بود.

 

ماهنامه‌ی زنان، تنها نشریه چاپی مختص مسائل زنان، پس از ۱۶ سال انتشار توقیف شد

 

حدو یک ماه پیش نیز ماهنامه زنان در آستانه شانزدهمین سال انتشارش لغو مجوز شد.

محمدرضا معینی، مسئول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز، در مورد وضعیت مطبوعات و رسانه‌های ایران در سال ۸۶ چنین می‌گوید: «توقیف ۹ نشریه در آخرین روزهای سال، نشان مشخصی از وضعیت آزادی مطبوعات در ایران در طی سال گذشته است. اولین ویژگی را که ما می‌توانیم در سال گذشته ببینیم، جایگزین شدن هیات نظارت بر مطبوعات به جای دادگاه‌ها و دادگاه‌های انقلاب است که تاکنون به مسئله‌ی توقیف مطبوعات اقدام می‌کردند».دستگیری و بازداشت روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌‌نویسان نیز در سال ۸۶ همچنان ادامه داشت. به گفته معینی: «در طی سال گذشته ما بیش از ۵۰ روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نگار طی دوره‌های مختلف از سه روز تا حدود سه ماه، چهارماه و تعدادی که هم‌اکنون در زندانند، در زندان به‌سر بردند. در کنار آن احضارها، تهدیدهای تلفنی ادامه داشته است». محمدرضا معینی بدترین خبر مربوط به روزنامه‌نگاران در سال ۸۶ را خبر صدور حکم اعدام برای دو روزنامه‌نگار، عدنان حسن‌پور و هیوا بوتیمار می‌داند. هرچند مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند که این دو به خاطر روزنامه‌نگار بودنشان به اعدام محکوم نشده‌اند، اما از نظر معینی و نیز بسیاری از نهادهای مدافع حقوق بشر، این مسئله، اصل حکم اعدام برای این دو نفر را حل نمی‌کند. مسئول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز، همچنین به کاربرد وسیع اینترنت در ایران و در مقابل آن سرکوب وسیع سایت‌های اینترنتی از سوی دولت اشاره کرده و می‌گوید: «متاسفانه ایران، امروز بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه است و علاوه بر آن مسئله‌ی مهم اینجاست که ما در آخرین گزارشمان درباره‌ی اینترنت گفته‌ایم که ایران بزرگترین کشور مسلمان و در عین حال سرکوبگرترین کشور مسلمان نسبت به اینترنت هم هست. یعنی رشد اینترنت در ایران به هیچ اندازه قابل مقایسه با کشورهای دیگر منطقه نیست و در کنار آن به همان اندازه هم سرکوب و کنترل نسبت به اینترنت هست. به‌ویژه در رابطه با وب‌نگاران و به‌ویژه در رابطه با وب‌نگاران فمینیست که به نوعی مقاومت می‌کنند در مقابل دولت جمهوری اسلامی برای حقوق خودشان، این نوع سرکوب تشدید شده است».

سال ۸۶ ؛ سال انتخابات

هفته گذشته این انتخابات برگزار شد. محمد سیف‌زاده از اعضای کمیته برگزاری انتخابات آزاد از نقض گسترده حقوق مدنی در این انتخابات می‌گوید: «اولا، قوانین موجود در جمهوری اسلامی مغایر انتخابات آزاد و سالم و عادلانه هست و دوم، عملکرد مسئولین جمهوری اسلامی همچنان از مجلس دوم تا به حال به‌خصوص در این انتخابات که همیشه رقابت بین دو گروه داخل حکومتی بوده و به مردم ارتباطی نداشته، در این‌جا آخرین گروه حکومتی را هم از دایره‌ی نفوذ بیرون ریخته‌اند و مجلسی یکپارچه در مجلس هشتم نمایان خواهد شد که کلیه‌ی ضوابط انتخابات آزاد، سالم و عادلانه زیر پا گذاشته شد».

 

رای‌گیری برای مجلس هشتم در ایران

 

و یک خبر خوش دیگر در آستانه سال نو برای مدافعان حقوق بشر. محمد سیف‌زاده: «یک نکته‌ی مثبت هم ما بالاخره در سال ۸۶ دیدیم و آن این بود که دیوان عالی کشور تمام تقاضاهای ما را  در مورد پرونده‌ی مربوط به قتل زهرا کاظمی، مشروع و قانونی دانستند و آرای اولیه را نقض کردند و پرونده به شعبه‌ی ۷۱ دادگاه کیفری استان، که ما خواسته بودیم، رفت و این دو روز را ما در دادگاه بودیم و پرونده در نقطه‌ی صفر قرار گرفته است و امیدواریم که به‌زودی قاتل یا قاتلین تحت تعقیب قرار بگیرند و این خون از بین نرود».